فقه ـ جلسه ۰۴۸ ـ ۱۴۰۱/۰۹/۱

خارج فقه         جلسه 48      1/9/1401

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

مرحوم سید فرمود:«التاسع: يستحب التطيب و لبس الثياب الفاخرة ‌عند التوجه إلى المسجد.» عرض کردیم که اون روایات، استحباب لبس ثیاب فاخره را برای مسجد مستحب نمیکند. اون روایات با این هم میسازد که حین دعا کردن انسان همان طور که تطیب مستحب است، مستحب است که لباسهای فاخر بپوشد. استحباب یکی از آداب و مستحبات ورود در مسجد این باشد، نه. روایات دلالت بر این نداشت.

بعضی از رفقا گفتند خذوا زینتکم عند کل مسجد، اون دلالت دارد. خذوا زینتکم عند کل مسجد، فرموده اخذ زینت بکنید، در بعضی از روایات چند روایت شاید باشد که تطبیق کرده بر شانه مثلا، شانه همراهتان باشد که مثلا موهایتان را شانه کنید و تزین کنید، در بعضی از روایات هم به اصطلاح ثیاب را دارد، ثیاب را هم دارد که اخذ کنید. انگشتر هم هست. اخذ ثیاب کنید کنایه از این است که بپوشد. این درست است. بعضی از رفقا میگفتند خذوا زینتکم، زینت دیگه، یکی از زینتها عصای آدم، انگشتر آدم، نمیدانم شانه آدم، ردای آدم، ثیاب آدم این ها همه میتواند زینت باشند دیگه. آنها را اخذ کنید اخذ کل شیئ به حسب خودش است. اگر گفتند زینت را بردار یک جور اخذ است، اگر گفتند ثیابت زینت است بگیر، برای پوشیدن است آن،

و لکن آن هم دلالتی بر مطلوب ندارد. اون هم ثابت نمیکند که این از آداب مسجد است. خذوا زینتکم عند کل مسجدٍ و لو برای این که میخواهی دعا کنی. روایاتش هم این جوری است میگوید برای صلات عید و صلات جمعه، همان شانه را هم باز برای نماز، اینها هم زینت مثل روایات هست. ترغیب به تزین میکند برای این که حال نمازی با تزین باشی نه ورود در مسجد.این که عند کل مسجد میگوید به خاطر این میگوید که در مسجد دعا بکنی، نماز بخوانی، به غرض اون عملی است که در مسجد میخواهی محققش کنی. نه برای کُون در مسجد. همین. از آداب کون در مجسد این نیست که آدم لباس قشنگ و تمیز و مرتبی داشته باشد.

سوال:؟؟؟

جواب: نه دیگه عند کل مسجد با این هم میسازد. خصوصا که عرض کردم تطبیق شده بر ردای برای صلات. اصلا همه روایاتش این است همه ان همون عبادت را اورده است. خذوا زینتکم عند کل مسجد، عند کل مسجد، اصلا گفته است وقتی که میروی مسجد لباس قشنگ بپوش. این چون که میگوید لباس قشنگی بپوش محتمل است به خاطر عملی که در مسجد است چون این محتمل است، این ظهور در آداب مسجد پیدا نمیکند.

سوال:؟؟؟

جواب: بله برای عملش. درست میگوید. ما هم در ذهنمان این است که بیشتر برای عمل است که در روایات هم بر همان عمل تطبیق شده است. و نهایتش این است که دلالت ندارد و مجمل است که آیا چون از آداب مسجد است یا از این باب که میخواهی آن عمل را انجام بدهی، میسازد برای این باشد که از اداب مسجد باشد و یا از این باب که میخواهی ان عمل را انجام بدهی. لذا دلالتی بر مدعا ندارد. خب بگذریم.

سوال:؟؟؟

جواب: اون هم یک شبهه ای هست. عند کل مسجد.

سوال؟؟؟؟

جواب: ممکن است ولی تطبیق کرده است بر خود نماز عید که بیرون است. اصلا نماز عید را میروند بیرون مسجد. خب بگذریم. اونها شاهد همین است که مسجدیت خصوصیت ندارد و به خاطر اون عمل است لذا حضرت تطبیق کرده بر خود نماز عیدین که در بیرون از مسجد. لذا بیشتر به ذهن همین میاید. خب بگذریم.

رسیدخ بودیم به مکروهات، «یکره تعلیة جدران المسجد» این را خواندیم «و یکره رفع المنارة عن السطح».  مناره بالاتر از سطح مسجد باشد این هم کراهت دارد. کراهت مناره بالاتر از سطح مسجد روایت دارد، که حضرت مولانا امیر المومنین فرمود، باب 25 حدیث 2 روایت سکونی است ما میگوییم سندش لا باس به

«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ عَلِيّاً ع مَرَّ عَلَى مَنَارَةٍ طَوِيلَةٍ فَأَمَرَ بِهَدْمِهَا ثُمَّ قَالَ لَا تُرْفَعُ الْمَنَارَةُ إِلَّا مَعَ سَطْحِ الْمَسْجِدِ.»

ولی چون که به اصطلاح مناسبت با حرمت ندارد حملش میکنیم بر کراهت و باز میگوییم الان مناره بلند باشد مشکلی ندارد. اینها نکته اش همان زمانها بوده که دیوار ها کوتاه بوده است. بالای دیوار مسجد میرفتند بلند باشد یا بالای مناره بلند میرفتند اشراف به منازل دیگر داشتند. چون این احتمال هست ما نمیتوانیم به اطلاق این روایات عمل کنیم. گر چه کلام سید مطلق است. کلام سید دارد و رفع المناره علی السطح میگوییم فی زماننا هذا همه این مناره ها را هم درست کردند ارتکاب مکروه است چون بالاتر از سطح است.

سوال:؟؟؟

جواب: امام زمان، حالا روایت ارشادش این را ندارد. حالا شاید باز یک، نمیدانیم آن را.

سوال: ؟؟؟

جواب: اگر مثل همان جا این اشراف باشد این کراهت هست. شاید در زمان سید هم همین جور بوده است. الان بسته شده است خانه ها، اشرافی صورت نمیگرد. اگر یک جاهایی اشراف باشد آنجا هم این طور است. راست میگوید ایشان. خب بگذریم.

«و نقشها بالصور غیر ذوات الارواح» قبلا گذشت در صور ذوات الارواح مرحوم سید گفت کراهت دارد. در صور غیر ذوات الارواح هم میفرماید که کراهت دارد. روایتش را قبلا خواندیم باب 15 مراجعه کنید. دیگه چیزی ندارد.

« و ان یجعل لجدرانها شُرفا» شُرف را برای جدران قرار دادن این هم مکروه است. شرف به صورت کنگره ای به اصطلاح، الان هم هنوز بعضی از ساختمان ها دیوارهایشان این جوری است. هم مثلثی و هم مربعی دارد. دیوار سطح را دور سطح، یک چیزهایی این جوری کنار زدند که حضرت فرمود این شبیه بِیَع است. فرمود که روایتش در باب 15 این جور دارد حضرت، چند روایت است ما سندهایش را نمیخوانیم. بعضی از انها هم لا باس به هستند.

مثلا روایت دومش روایت معتبره طلحه بن زید است «وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً ع رَأَى مَسْجِداً بِالْكُوفَةِ وَ قَدْ شُرِّفَ فَقَالَ كَأَنَّهُ بِيعَةٌ وَ قَالَ إِنَّ الْمَسَاجِدَ تُبْنَى جُمّاً لَا تُشَرَّفُ.» باید همین صاف باشد و یک نواخت باشد این طور کنگره ای کنگره ای نباشد. خب این هم که مکروه است.

بعد میرسیم به «و أن يجعل لها محاريب داخلة» این در متن شرایع هم هست. مکروه است محاریب داخله، ولی در شرایع امده داخله فی الحائط، نمیدانم چطور شده است که مرحوم سید این را نیاورده است. محاریب داخله ناقصه است. کجا داخله؟ در شرایع هست فی الحائط. اصل محراب مکروه نیست. سیره بر همین است که در مساجد محراب قرار میدهند تا قبله مشخص باشد، جای امام مشخص باشد، یکی نرود همان جا بایستد. حالا امام امده میخواهد نماز جماعت بخواند و یک آقایی دارد آنجا نماز میخواند. محراب برای جایگاه امام جماعت و قبله است، این دلیل بر کراهتش نداریم

آن که مکروه است محاریب، محاریب جاهای بلند، اصل محاریب که از ماده حرب است جای بلندی بوده که آنجا نگهبانی میدادند و به اصطلاح مانع از ورود دشمن میشدند ولی بعدها به هر جای بلندی میگفتند محاریب، محراب.

در روایات ما محاریب این جور فرموده است. محاریب باب 31 این جور دارد، عنوانش را نگاه کنید ببینید با این محراب ها منطبق میشود یا نه، باب 31 باب کراهة المحاریب الداخلة، شاید سید مقصودش داخل یعنی فی المسجد نه فی الحائط، این بهتر میخورد. داخله فی المساجد، این هم که قید نیاورده فی المساجد را، چون در مساجد بحث میکرده است. این هم یک توجیهیی است.

معتبره طلحة ابن زید:«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ كَانَ يَكْسِرُ الْمَحَارِيبَ إِذَا رَآهَا فِي الْمَسَاجِدِ وَ يَقُولُ كَأَنَّهَا مَذَابِحُ الْيَهُودِ.»

این جور بوده است. میگویند که بعد از قتل مولانا امیر المومنین علیه السلام مرسوم شد در میان بنی امیه میامدند محراب درست میکردند یک چیز مجزّایی از مردم، که امام داخل ان میرفت مصون میماند. فی المسجد درست میکردند. این را در مذهب ما گفتند که این مکروه است. یک محفظه ای را درست میکردند جایگاه امام جمعه امام جماعت بود صوناً از خطر مهاجمین.

سوال:؟؟

جواب: نه، وسط مسجد. فرض کنید این جا که قبله است این جا درست میکردند جلوی دیوار.

این قدر متیقن از روایات که میگوید میشکاندند، کسر، این است. ولی خب داخل فی الحائط هم یک مصداقش هست که مرحوم صاحب شرایع اورده است. داخل فی الحائط نه این مقدار کمی که در حائط رفته، نه، همان جا هم به صورت محفظه، دیوارها کلفت بوده دیگه، یا مقداری از ان بیرون میرفته است. بیرونش هم مقدار دایره مانندی درست میکردند که این که داخل محراب میرفت از تهاجم مهاجمین مصون میماند، که رابطه اش با مامومین هم قطع میشد. روایت هم داریم که نماز انها باطل است الا اون که موازی با امام است،

محرابی که مکروه است این دو قسم است. بیش از این ما دلیلی نداریم. اون که دلیل داریم و دلالتش واضح است همان که در مساجد بوده و قابل کسر و شکاندن بوده حالا تعدی میکنیم اونی که در دیوار است که در کلمات علما فی الحائط امده است داخل دیوار است ولی جزء دیوار نیست و مجزا از دیوار است قابل به هم ریختن است. منهای دیوار، اون هم مکروه است اما این که مقداری داخل دیوار شده و عمده اش بیرون است و اون حالت حفاظی ندارد اینها دلیل بر کراهتش نداریم.

حاصل الکلام مطلق محراب در مسجد مکروه نیست. محرابی مکروه است که در مسجد داخل باشد یا در جدران به این کیفیت که یک وجود منحاذی و مستقلی داشته باشد. خب این هم گذشتیم.

مرحوم سید اول مکروهات خودِ مکان را بیان کرده است بعد مساله دوازدهم مکروهات متعلق به افعال مکلفین را بیان کرده است چند مکروه را آورده است که انشا الله امروز و فردا تمامش کنیم و برویم اذان.

مساله 12

«الثاني عشر: يكره استطراق المساجد‌ إلا أن يصلي فيها ركعتين.» مکروه است که مسجد را ما طریق قرار بدهیم. استطراق، جلعه طریقا. از وسط مسجد برویم خانه، از اینجا نزدیکتر است. مسجد دو تا در دارد، اصلا در ندارد. برویم خانه ما نزدیکتر است، مکروه است. چرا مکروه است؟ اولا بی احترامی به مسجد است. مسجد برای عبادت است نه برای استطراق، این خلاف احترام مسجد است، مسجد احترام دارد. توقیر دارد. مفاد روایات بود. این با تعظیم مسجد سازگاری ندارد. مضافا به این که با تعظیم و احترام مسجد سازگاری ندارد، منصوص هم هست استطراق مسجد.

باب 67 روایت مناهی است: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ، زیدیه است، عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع فِي حَدِيثِ الْمَنَاهِي قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَجْعَلُوا الْمَسَاجِدَ طُرُقاً حَتَّى تُصَلُّوا فِيهَا رَكْعَتَيْنِ.» مسجد را طریق قرار ندهید. این نهی، نهی تحریمی نیست. حدیث مناهی مشتمل بر نواهی کثیره ای است که ما اصل این نهی را میگوییم ظهور در حرمت ندارد مناسبت حکم و موضوع، بعید است که از مسجد رفتن حرام باشد. خانه خدا از این جا برویم حرام باشد. لو کان لبان. نه، مناسبت حکم و موضوع میگوییم کراهت، مضافا که در حدیث مناهی سیاقش جمع بین مکروهات و محرمات است و این جمع سبب میشود که ما از ظهور نهی در حرمت دست برداریم.

سوال:؟؟

جواب: لا تجعل المساجد طرقا میگوید این را راه قرار نده اگر میخواهی کراهت از بین برود راهش این است که حتی تصلوا فیها رکعتین. برای رفع کراهت دو رکعت نماز بخوان که حالت استطراقی از بین میرود. دیگه در مسجد ایستاده است. همین طور سرش را پایین ننداخته از یک در بیاید از یک در بیرون برود. ایستاده و نماز خوانده است و احترام مسجد را حفظ کرده و وقت خروج از در دیگر خارج شده است. استطراق، نکته بی احترامیش از بین میرود. اصلا خود استطراق هم از بین میرود. نمیشود گفت استطرَق، ما رفتیم مسجد دو رکعت نماز خوانیم و راه قطع شد و حالا میخواهیم از در دیگر خارج بشویم.

سوال:(میتواند صلوات بفرستد؟)

جواب: تعبد این جوری میگوید. صلوات! راه میرود دیگر نمی ایستد.

سوال:؟؟؟

جواب: نه، عمود کلام استطراق است اون فضله کلام است. لا تجعل المساجد طرقا، مساجد را طرق قرار ندهید حتی تصلوا فیها رکعتین، مگر این که دو رکعت نماز بخوانی.

سوال:؟؟

جواب: نه نرو نیست، طریق است، اشتباه نکنید.

سوال: ؟؟؟؟

جواب: نه دیگه این نیست. واقعا کسی به ذهنش این رسید که در حال حرکت نماز بخواند. حتی تصلوا به ذهن همان ایستادن است.

سوال:؟؟؟

جواب: خب، نه این ها بی احترامی است.

خب، مسجد برای عبادت است نه برای ان که راه را میانبر کنید و از ان بگذرید. اینها خیلی مهم نیست در مستحبات. حالا شما بگویید تزیین مستحب است یکره به خاطر خلاف مستحب است. یا این که بی احترامی خودش مکروه است. ظاهر لا تجعلوا خودش کراهت است.

«و كذا إلقاء النخامة و النخاعة.» میگوید این که بیاید اب دهنش، خلط دهنش را در مسجد بندازد این هم مکروه است. این هم با تعظیم و توقیر، مضافا که با توقیر و احترام مسجد سازگاری ندارد منصوص هم هست. باب 19 و باب 20،

سوال؟؟؟؟

جواب: هتک که حساب نمیشود. این یک عنوان ثانوی است. اگر یک جایی بود.

خب بعضی از روایات نهی دارد. اشکالی ندارد. محض خاطر شما در روایت این جوری است که روایت مانعه، در حدیث مناهی دوباره دارد که «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع فِي حَدِيثِ الْمَنَاهِي قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ التَّنَخُّعِ فِي الْمَسَاجِدِ.» منتها باز این نهی دلالت بر حرمت ندارد مضافا به ان نکاتی که انجا گفتیم در اینجا اصلا ما روایت بر جوازش داریم. بر جواز تخنع داریم

که حضرت در انجا فرمود که «وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً ع قَالَ: الْبُزَاقُ فِي الْمَسْجِدِ خَطِيئَةٌ وَ كَفَّارَتُهُ دَفْنُهُ.» در بعضی از روایات این جا هم هست که خود حضرت این کار را انجا دادند  و دفن هم نکردند. این هم دلیل این است که حرام نیست. چند روایت است که نیاز به بحث ندارد. منتها مرحوم سید فرمود که نخامه و نخاعه، نخاعه یعنی این که از سر آدم مثلا میاید همین خلطی که میاید. نخامه هم شاید مثلا همان اب دهن باشد. مال بینی را به اصطلاح نگفته است. مخاط میگویند. مخاط را بیان نکرده است. اون هم خوب بود بیان میکرد.

شاگردان؟؟؟

استاد: بینی یا اخلاط است؟ نه مثل این که آن را مخاطه میگویند. اون “یا” را ولش کن. البته حالا اگر این طور باشد این هم شاید قرینه باشد، بعید است که مرحوم سید اب بینی را نیاورده باشد بگوییم نخامه اب بینی باشد و نخاعه خلط سینه باشد مثلا. همین فضولاتی که مال بدن انسان است. در ذهنم این است که یک روایتی در خصوص مخاط هم داریم. حالا اگر،

شاگردان؟؟؟

استاد: اون تخنع است. نه؛ مخاط بینی؟ حالا فرقی نمیکند. اگر روایتش هم نباشد فرقی نمیکند. احتمال فرق نیست. تازه اون بدتر از این است. این که بدتر از ان است. اب بینی را انداخته در مسجد مکروه است. بله؛ اگر که میخواهد کراهت از بین برود مسجدی هست که خاک است مثلا مقداری خاک ها را روی ان بریزیم دفنش کنیم، رفع کراهت به اون دفن کردن است که مرحوم سید آن را نیاورده است.

از مکروهات نوم است. نوم در مسجد مکروه است.

سوال:؟؟؟؟

جواب: حدیث اول را؟ نه، من تنخّع که نخاع است مال دهن است. دارد من تنخع فی المسجد ثم ردها فی جوفه، معلوم است که برای دهن است که میگوید رد فی جوفه لم یمرّ بداءٍ فی جوفه الا أبرئته، و رواه الصدوق  مرسلا الا انه قال من تنخّم،

شاگردان:؟؟؟؟

استاد: خب مهم نیست. شاید تخنم، نخامه، اون هم معلوم نیست. الا انه قال من تنخم، همان دهن است. به جای تنخع تنخم دارد و بقیه که همان است. ثم ردها فی جوفه پس معلوم میشود که دهن است. مال بینی نیست اینها. تنخع باشد یا تنخم باشد.

خب بگذریم. روایت هم نباشد، اولویت هست که اون هم مکروه است.

«و النوم إلا لضرورة و رفع الصوت إلا في الأذان و نحوه و إنشاد الضالة و حذف الحصى و قراءة الإشعار غير المواعظ و نحوها و البيع و الشراء و التكلم في أمور الدنيا و قتل القمل و إقامة الحدود و اتخاذها محلا للقضاء و المرافعة و سل السيف و تعليقه في القبلة و دخول من أكل البصل و الثوم و نحوهما مما له رائحة تؤذي الناس و تمكين الأطفال و المجانين من الدخول فيها و عمل الصنائع و كشف العورة و السرة و الفخذ و الركبة و إخراج الريح‌.»

و اما نوم، در باب 18 یک بابی است مرحوم صاحب وسائل منعقد کرده است باب جواز النوم فی المساجد حتی المسجد الحرام و مسجد النبی منتها علی کراهیة فی الجمیع همه جا مکروه است، و ریح حرام نیست. ممکن است ریح خارج بشود گفته است که اون هم حرمت ندارد. خود روایت هم هست که ریح خارج بشود گفت عیبی ندارد. چند روایت است که میگوید نوم جایز است. احتمالا اون زمان نمیدانم عامه شاید مثلا سخت گیر بودند یا خود مردم سخت گیر بودند که مسجد جای عبادت است جای خواب نیست همین الان هم متاسفانه ادم هایی که میخوابند با لگد بیدارشان میکنند. اینها درست نیست. دیگه از مسجد الحرام هیچ جا بالاتر نیست دیگر.

صحیحه معاویه بن وهب: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ النَّوْمِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَسْجِدِ الرَّسُولِ ص قَالَ نَعَمْ فَأَيْنَ يَنَامُ النَّاسُ.» فرمود مردم پس کجا بخوابند وقتی که جا ندارد. این ینام الناس، بدبخت مسافر است و پول مسافر خانه ندارد میخواهد در حرم بخوابد.

«ما تقول فی النوم فی المساجد؟ قال لا باس به الا فی المسجدین» که اونجا حمل بر کراهت شدیده میشود.

اون روایتی هم که دارد روایت ابن حمران: “لا ینام فی مسجدی احد ان الله اوحی کذا و کذا” اونها را حمل میکنیم بر کراهت شدیده به نص این روایات که اجازه داده است.

یک نکته ای در این روایات هست که فرق گذاشته در مسجد الحرام فرق گذاشته بین مسجد در زمان عهد پیامبر و قسمت مستحدثه، در ان روایت دارد که اون مساله ریح هم که گفت ریح هم خارج بشود در خود روایت هم هست: روایت قرب الاسناد عن النوم فی المسجد الحرام فقال هل الناس بدٌّ ان ینام فی المسجد الحرام، قال لا باس به، قلت الریح تخرج من الانسان، قال لا باس، خواب تکلیفی ندارد کسی که بگوییداهانت به صاحب مشهد است.

روایت دومی صحیحه زراره«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع مَا تَقُولُ فِي النَّوْمِ فِي الْمَسَاجِدِ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ إِلَّا فِي الْمَسْجِدَيْنِ مَسْجِدِ النَّبِيِّ ص وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ قَالَ حضرت فرمود که، امام باقر، وَ كَانَ يَأْخُذُ بِيَدِي فِي بَعْضِ اللَّيْلِ فَيَتَنَحَّى نَاحِيَةً ثُمَّ يَجْلِسُ حضرت اونجا جلوس میکردند، فَيَتَحَدَّثُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ در مسجد الحرام سخنرانی میکردند حدیث میکردند جواب مساله میدادند. همین جوری هم هست. فَرُبَّمَا نَامَ هُو خود حضرت اونجا میخوابیدند وَ نِمْتُ فَقُلْتُ لَهُ من هم میخوابیدم فِي ذَلِكَ چطور میشود خوابید کراهت دارد فَقَالَ إِنَّمَا يُكْرَهُ أَنْ يُنَامَ فِي الْمَسْجِدِ الَّذِي كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَمَّا النَّوْمُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.»  کراهت هم ندارد.

این روایات کراهت را و کراهت شدیده را در مسجد النبی و مسجد الحرام قسمت قدیمش ثابت میکند.

سوال:؟؟؟

جواب: بله مسجد هست. مسجد را هر چه توسعه بدهند یصیر مسجداً. مگر این که مثلا اون قبلا وقف بر چیز دیگری باشد. قسمت جدید مسجد است. این بحثی ندارد. مساجد را که توسعه میدهند قسمت جدیدش مسجد است. این کراهت از اختصاصات مسجد النبی و مسجد الحرام است. ظاهر این روایات این است. این که سید فرموده نوم کراهت دارد الا لضرورة این از کجا استفاده کرده است؟ علی الظاهر این روایت حمیری است. در روایت حمیری دارد«عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ النَّوْمِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَقَالَ هَلْ لِلنَّاسِ بُدٌّ، ضرورت هست یا نه؟ أَنْ يَنَامُوا فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ لَا بَأْسَ بِهِ قُلْتُ الرِّيحُ تَخْرُجُ مِنَ الْإِنْسَانِ قَالَ لَا بَأْسَ.» منتها باز این در خصوص مسجد الحرام است. در خصوص مسجد الحرام هم اگر بُدّی بود کراهت مرتفع است اما در سائر مساجد به چه بیانی کراهت دارد الا لضرورة؟ نوم را من چیزی ننوشتم. ظاهرا نص خاصی در مطلق مسجد نداریم اونی که هست کسی بگوید همان احترام مسجد است که اون هم در این جا درست نیست دیگر. مسجد الحرام با اون همه احترامی که دارد حضرت فرمود که کراهت ندارد. نه، این کراهت نوم در سائر مساجد غیر از مسجد الحرام کراهت نوم ثابت نیست.

شاگردان:؟؟؟؟

استاد:این هم حرف بدی نیست. وقتی که اعتکاف دارند در مسجد لا محاله در مسجد میخوابند سه روز اونجا هستند.

سوال: این به خاطر ضرورت بوده است؟

استاد: نه، اصل اعتکاف مستحب است.

سوال:؟؟؟؟
جواب:
اونجا هم به مقدار ضرورت. میتواند سه روز استراحت کند. صبح بخوابد ظهر بیدار بشود. بعد از ظهر بخوابد، ضرروت برای خوابیدن نیست. کسی هم نگفته معتکف به مقدار ضررورت بخوابد. نه، وجهی هم ندارد. خانه خدا است.

سوال:؟؟؟

جواب: بله در خود مسجد الحرام هم هست. اون هم اشکالی ندارد.

خب بگذریم. این را ما روایتی چیزی نداریم برای مطلقش. اونی که هست نوم فقط مکروه است در مسجدین اما مطلق مسجد ما نداریم. بعدیش و رَفع الصوت، بلند کردن صدا در مسجد مکروه است. این صداهای ما را میگیرد یا نه، جای تامل دارد. این که بلند صحبت کردن ما که در مسجد است مکروه است یا نه فردا بحث خواهیم کرد ان شا الله.