فقه ـ جلسه ۰۷۳ـ ۱۴۰۱/۱۰/۱۸

خارج فقه         جلسه 73          تاریخ 18/10/1401

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بحث دیروز در این بود که ایا اذان و اقامه اینها استحباب شرطی دارند یا استحباب نفسی دارند؟ ذهنیات مرحوم اقای خویی اقتضا میکند که اینها را بگویند شرطی، اینها شرط کمال هستند مثلا برای نماز، ولی در ذهن ما این است که نه اینها مستحب نفسی هستند. ما میگوییم اذان و اقامه، همه میگویند خود ایشان هم تعلیقه نزده است لا ریب فی رجحان نفسی اذان واقامه، مطلوبیت نفسیه دارد و لو موثر هم هست در کمال نماز. منافات با هم ندارند. شان انها شان تعقیبات است شما تعقیبات هم بخوانید نماز با تعقیبات افضل است. مثل اذان و اقامه مثل قنون است قنوت مستحب نفسی است در نماز اذان واقامه مستحب نفسی هستند قبل از نماز و تعقیبات مستحب نفسی هستند بعد از نماز. استحبابشان شرطی نیست. ذهن ما این جور میگوید اینها دلیل و برهان ندارد چون ذکر خدا هستند و شهادت بر وحدانیت و رسالت دعوت به خیر و نماز و اینها به ذهن میزند که خود اینها مطلوب نفسی باشند. خودشان هم مطلوب هستند نه للغیر نه لاجل کمال صلات. این است که ما فرمایش بعضی که گفته اند استحباب انها شرطی است گفتیم نه ظاهر این است که اینها استحبابشان نفسی هستند و لو این که دخیل در کمال صلات هم هستند و این که دارد لیس علیهن اذان و اقامه این هم موید این است که علی الرجال گذاشتند که مناسبتش با مطلوبیت خود فعل است. ظاهر خود امر میگویند نفسیت است.

سوال:؟؟؟

جواب: نه شرطش، میگویم مثل قنون که مستحب است در ان ظرف خواص. تعقیب در ان ظرف خاص. استحبابش در ظرف خاص است.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اشکالی ندارد ممکن است جواب بدهند جنب هم میتواند اذان بگویند بعضی میگویند طهارت شرطش نیست بعضی غسل و یا تیمم میکند وظیفه اش تیمم است و بعد نماز میخواند ان اذان موثر هم هست. میتواند جواب بدهد.

ارتکاز، ظاهر خطاب این است که خودشان فی انفسها مطلوبیت دارد، مثلا در شرائط نماز مثلا دکمه لباس، کمربند نداشته باشی این به ذهن میزند که نماز درجه اش میاید پایین. نه اینکه کمر بستن خودش حزازت دارد. یک چیزهایی را. در حمام نباشد به ذهن میزند در حمام حزازت ندارد نماز را میاورد پایین. یک قسم خصوصیاتی است مناسبتش این است که شرطی هستند. خودشان ملاک ندارند. ولی یک چیزهایی هم به ذهن ادم میرسد که خودشان هم ملاک دارند گر چه موثر هم هستند.

یک کلمه را ما در بحث شهادت ثالثه کنار گذاشتیم ولی باز دیدیم بعضی یک نکته خوبی گفتند ممکن است هنوز بعضی دغدغه داشته باشند دیدیم اضافه کردنش اشکالی ندارد. گفتیم دغدغه مهمه ای که در شهادت ثالثه است شبهه بدعت است. مهمترین ان همین است. و الا دلیلی که بر منع نداشتیم. شبهه بدعت است و در ذهن خیلی ها شما و ما همین است که مردم این را به عنوان جزئیت میاورند پس بدعت محقق شده است مثلا و شبهه را تقویت میکند.

و لکن به ذهن میاید کما این که بعضی از رفقا گفتند شبهه بدعت شدن در شهادت ثالثه یک شبهه واهی است. درمیان مردم جزء نشده است. شاهدش این است که مردم بین شهادت ثالثه و ثانیه فرق میگذارند. شهادت ثانیه را همیشه یک جور میگویند ولی شهادت ثالثه را متفاوت میگویند این عموم مردم که متفاوت میگویند یکی ولی الله و یکی امیر المومنین میاورد به ذهن میزند که در ارتکاز مردم همین است که این جزء نیست اگر جزء بود که تغییر نمیکرد. این فرق گذاشتن شهادت ثالثه عند عوام الناس، خواص که خب مشکل ندارند به نیت جزئیت نمیاورند حتی در میان عوام هم به ذهن میاید که واضح است.

خصوصا که حساسیت هم هست اونها الصلاة خیر من النوم را جزء کردند برای این که ما مبتلا نشویم حساسیت ایجاد میکند در مناطقی که اهل سنت و شیعه هستند حساسیت دارند شیعه ها که بعد از قرائت حمدِ امام همه الحمد الله را بگویند. در مناطقی که حساسیت است چون انها میگویند آمّین اینها میگویند الحمد لله این حساسیت کارایی دارد در این جا که همه شیعه هستیم حساسیت نیست اصلا به اصل مستحب هم عمل نمیکنند الحمد الله خیلی ها نمیگویند بعد از قرائت حمد امام. این حساسیت موثر است چون که حساسیت است که اشکال انها بر ما وارد نشود. انها امدند الصلاة خیر من النوم جزء نماز کردند این بدعت است این حساسیت باعث  میشود که ما بدعت نکنیم و چیزی که جزء دین نیست جزو دین قرار ندهیم و این نکته حساسیت و نکته متغیر گفتن گاهی اوقات بعضی ها شهادتین را دوتا میگویند ثالثه رایکی میگویند کم میکنند زیاد میکنند. یا نه وقتی که شهادتین را میگویند حاضر نیستند صورت از قبله برگرداند ولی در شهادت ثالثه خم میشوند و قیام به هم میخورد. نسبت به شهادت ثالثه فرق میگذارند خود این کاشف از این است که در میان مردم این بدعت نشده است اگر چند قرن بدعت نشد، چندین قرن (بعد) هم نخواهد شد ضعیف تر خواهد شد چون مردم تعبدشان ضعیفتر میشود قوی تر نمیشود.

سوال:؟؟؟
جواب: حالا اون یک بحث دیگری است. اصلا زیاده مضر به اذان و اقامه نیست ما قبول کردیم که اصلا زیاده صدق میکند. ما که روایت و ایه نداریم زیاده در نماز واجب تازه در نماز مستحب زیاده سهوی باشد اشکالی ندارد. خب بگذریم.

در ادامه مرحوم سید که مساله تکرار حی علی الصلاة و حی علی الفلاح را گفته، بعضی از معلقین عروه در اصل تکرار اشکال کردند. که ما میتوانیم شهادتین را تکرار کنیم یا نه. میتوانیم حی علی الفلاح را تکرار کنیم یا نه. بعضی از معلقین عروه گفته اند لا یخلو عن شوب اشکال. منشا اشکالش این استکه روایت علی بن ابی حمزه را که خواندیم و اجازه میداد خیلی راه را صاف کرد در ذهن ما این است اصلا که برای اجتماع هر چه میخواهی تکرار کن و هر کدام را میخواهی تکرار کن. الله اکبر را میخواهی تکرار کنی اشکالی ندارد. اصلا ما میگوییم این علی القاعده است علی القاعده تکرار اینها لا بغرض الجزئیه فوقش زیاده است و زیاده در اذان مضر نیست هم علی القاعده است و هم علی الروایه است و ما گفتیم روایت علی بن ابی حمزه روایت خوبی است.

انها اشکال کردند و گفتند علی بن ابی حمزه وثاقتش ثابت نیست از نظر سندی اشکال کردند مرحوم خویی که از نظر سندی اشکال کرد گفت کفانا صحیحه زراره که از نظر سندی اشکالی ندارد. در باب 14 صحیحه زراره، در باب 14 نبود در باب 22 بود. حدیث دوم «بِإِسْنَادِهِ شیخ طوسی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ که گفتیم عبد الرحمان است و اون گیری ندارد عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ إِنْ شِئْتَ زِدْتَ عَلَى التَّثْوِيبِ حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ مَكَانَ الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ.»

فرمود که به جای این که اونها میگویند الصلاة خیر من النوم خب این را تکرار کن. اقای خویی فرمود سند صحیحه است و فرقی بین حی علی الفلاح و حی علی الصلاة و حی علی خیر العمل که نیست خیلی بعید است که حی علی الفلاح را بتوانم تکرار کنم ولی حی علی الصلاة را نتوانم تکرار کنم. بابا فلاح همان قدر متیقن صلات است. خیلی بعید است اون جاهایی که میگوییم الغا خصوصیت یقینی است. حی علی الفلاح این خودش خصوصیت دارد میتوانی چند بار بگویی حی علی …. نمیتوانی بگوییم. این حرف حسابی است و خصوصیت ندارد.

حالا شما بگویید به شهادتین نمیتوانیم تعدی کنیم ولی به حی علات میتوانیم تعدی کنیم. نه این حرف حساب است منتها اشکال کردند گفتند اقا این روایت میگوید که تثویب زیاد کن مکان الصلاة خیر من النوم، مکانش کجا است؟ ایشان میگوید اختلافی است مکانش محل اختلاف است. بعضی ها مکانش را همان حی علی خیر العمل میدانند.مدنینین میگویند این طور هستند بعضی مکانش را بین اذان و اقامه میدانند بین اذان که تمام شد بگوید الصلاة خیر من النوم. یک نوع تثویب این است. تثویب چند نوع است. یکی الصلاة خیر من النوم است. یکیش تکرار اینها است در همان جای حی علی خیر العمل. یکیش هم تکرار اینها است بین اذان و اقامه. گفته اند مکان الصلاة خیر من النوم زیاد کن. خب اگر این جور باشد روایت مجمل میشود شاید میگوید بین اذان و اقامه اگر بین اذان و اقامه شد تکرار اذکار نشد یک چیز مستقلی است. گفته اند این روایت هم مجمل است. معلوم نیست تکرار اینها را میگوید اینها شاید بین اذان و اقامه را میگوید بین اذان و اقامه میشود مثل تلفظ آهای مردم، میشود یک چیز مستقلی میشود.

ولکن در ذهن ما این است که نه این اشکال هم جا ندارد. اونی که متعارف بوده است معمول بوده است خصوصا عند اهل مدینه که ؟؟؟؟ قبول دارد عند اهل المدینه الان هم این جور است جای صلاة خیر من النوم بعد از حی علی الفلاح است و به جای حی علی خیر العمل میگویند. از بعضی از روایات هم استفاده میشود که شان نزول الصلاة خیر من النوم را بیان میکند جای حی علی خیرالعمل است. حضرت فرمود میدانید که چرا اینها اضافه کردند؟ اینها مثلا میخواستند بگویند جهاد مهم است. حی علی… جای حی علی خیر العمل گذاشتند. الان هم جایش همین است بله بین اذان و اقامه تثویب بوده است و بعضی از فقهای انها هم میگفتند ولی تثویب رایج که نیاز به بیان ندارد ان در اثنا اذان است. پس این جا زیاد کن. ان شئت زدت … حی علی الفلاح حی علی خیر العمل به جای این که الصلاة  خیر من النوم به ان غرض که برای مردم ترغیب به نماز امدن است به جای ان شما این ها را تکرار کنید.

سوال:؟؟؟

جواب: اصلا تثویب در روایت معنا نشده است صاحب مفتاح الکرامه سه معنا برای تثویب اورده است. ما میگوییم اصلا روشن نیست. یک بحثی خواهیم کرد. بحث تمام شود بعد بحث میکنیم. اصلا تثویب چیست اصلا در اذان بعضی از اهل امامیه هم گفته اند در نماز تثویب جایز است بعضی روایات داریم که گفته است من السنه. بحث خواهیم کرد. اینجا معنایش این است اگر خواستی زیاد یعنی تکرار کنی حی علی الفلاح یا حی علی خیر العمل به جای این که انها ان را اضافه میکنند. مجمل نیست مکانش معلوم بوده است که الان هم معلوم بوده است و ان زمان هم نزد مدنی ها معلوم بوده است. این روایت اجمال ندارد و لو این که ما مستغنی هستیم از این روایت روایت ابی حمزه هست اگر کسی این را قبول نکرد این روایت تمام است لذا این که مرحوم سید فرمود میتواند اینها را تکرار کند و شهادتین را نیاورد گفتیم نه هم شهادتین را میتواند تکرار کند هم حی علات را. منتها لا بقصد الجزئیه.

سوال:؟؟؟؟

جواب: نه حی علی الصلاة را شروع کند حی علی الفلاح…… لیجتمع الناس. روایت موثقه ابی حمزه است. قصد تکرار که نیست لیجتمع است . بعضی ذکر خدا است شهادتین و بعضی ترغیب الی الخیر است. حسن است.

سوال:؟؟؟

جواب: ولی غرض ان است ان را با روایت ابی بصیر درست میکنیم.

سوال:؟؟؟؟

جواب: میگوید مکان او. ضد تقیه است. جای او مکان او این را بگو.

سوال: ؟؟؟؟؟؟

جواب: اگر گفت بین اذان و اقامه تجویز کرد ما در خود بین اذان گیر میکنیم.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اشکالی ندارد. دوباره بیاید اینها را بگوید. بابا…

سوال:؟؟؟

جواب: اون که مثال است. خب.

مساله جدید. مرحوم سید فرمود: «و يجوز للمسافر و المستعجل الإتيان بواحد من كل فصل منهما كما يجوز ترك الأذان و الاكتفاء بالإقامة بل الاكتفاء بالأذان فقط.»

مسافر و مستعجل میتوانند یکی یکی بگویند چهارتا الله اکبر نگویند یکی بگویند. دو تا شهادت نگویند یکی بگویند. اما للمسافر: روایت مسافر عرضم به خدمت شما روایت قاسم بن عروه است. «وَ عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْأَذَانُ يُقْصَرُ فِي السَّفَرِ كَمَا تُقْصَرُ الصَّلَاةُ الْأَذَانُ وَاحِداً وَاحِداً وَ الْإِقَامَةُ وَاحِدَةً.» اذان هم قصر میشود کوتاه میشود. کوتاهی اذان به چیست؟ فرمود الاذان واحدا واحدا. نصفش کنیم یکی یکی. در اذان گیری ندارد نص روایت است میگوید اذان را یکی یکی بیاور.

سوال:؟؟؟

جواب: بله دیگه. تربیع لازم نیست.

اقامه را هم واحده. یعنی واحده واحده بیاور. این الاقامه واحده مثل این که مرحوم اقای خویی اول بحث کرده است بعد دیده است یک نسخه واحده واحده است تکرارش کرده است و در تکرار خلاف حرف قبلی را گفته است. و الاقامه واحده است. یعنی واحده واحده است. مناسبتش. گفت قصر میشود در اذان واحده واحده. و اقامه هم واحده. یعنی واحده واحده. اقای خویی اول دلالتش را قبول کرده است.

یوید ذلک مرحوم صاحب حدائق است ظاهرا، جامع الاحادیث هم این جور روایت را نقل کرده است گفته است الاقامه واحده واحده.

سوال:؟؟؟

جواب: ولی نه در جامع الاحادیث واحده واحده نقل کرده است. حالا مرحوم اقای خویی ادعا دارد که وسائل واحده است و وافی هم واحده است.

به ذهن همین میزند که واحده واحده باشد مناسبت هم واحده واحده است. هیچکدام نگفته اند. مرحوم اقای خویی در صدر کلامش واحدةٌ را واحده واحده معنا کرده است نگفته است یوید صاحب حدائق هم این را واحده واحده نقل کرده است اخر کلامش گفته است ولی در ادامه امده است دلالتش را مناقشه کرده است گفته است که واحده واحده ثابت نیست اونی که ثابت است نسخه صاحب وسائل است. صاحب وسائل که گفته است والاقامه واحده سند نقل کرده است به تهذیبین شیخ. این اعتباردارد وافی هم واحده است گفته است. گفته است واحده واحده ثابت نیست. و الاقامه واحده بعد در دلالتش مناقشه کرده است. گفته است در سفر اذانش قصر است. واحدا واحدا است اگر هم خواستی یک بار اقامه را بگویی کافی است. و الاقامه واحده یعنی در سفر مجازی که یک بار فقط اقامه را بگویید وحدها. اذان نگویی.یعنی در حقیقت این روایت میگوید میتوانی اذان را قصر بگویی بعدش اقامه میتوانی به اقامه واحده اکتفا کنی.

سوال:؟؟؟؟

جواب: به نظرم بد معنا کرده است. والاقامه واحده اقامه واحده است یعنی تغییر نمیکند. این که من میگوییم بعضی دیگر این جور معنا کردند.

به ذهن میزند که این طور بهتر است و الاقامه واحده اقامه همیشه به یک شکل است خلاف ظاهر است الاقامه واحده به یک شکل است، نه این واحده مسافر این بهتر است این جور معنایی که بگوییم در مسافر اذانش قصر است تازه میتواند فقط اقامه بگوید.

سوال:؟؟؟

جواب: به قرینه همان روایت.

روایت هم داریم که در سفر یجزیه. سید هم به نظرم در اخر گفته است. خواهد امد کما یجوز ترک الاذان و الاکتفا بالاقامه.

سوال:؟؟؟؟

جواب: حالا پس این جور شد اگر و الاقامه واحده واحده به قرینه مقابله یعنی انها هم یکی یکی. این واضح است ولی اقای خویی میگوید ثابت نیست. ولی اگر ان نبود و الاقامه واحده دلالت ندارد از باب این که دلالت ندارد اقامه تغییر نمیکند و به شکل واحد است همه جا. این خیلی بعید است. یا نه یک معنای بهتری است و الاقامه واحده یعنی یکفی اقامه تنهایی. ما میگوییم هر دو بعید است ولی توجیه داریم میکنیم که این دلالت نداشته باشد.

ولی در ذهن ما این است که تعبیر واحده در روایت اولا که این که ما دیدیم مثل جامع احادیث شیعه نقل میکند واحده واحده نقل میکند. حالا ایشان میگوید شراح تهذیب هم هیچ کدام تهذیب موجود هم واحده واحده هست.

اصلا گذشته از این ها اصلا واحده در اصطلاح روایات به جهت فصول بر میگردد. الاذان مثنی مثنی و الاقامه واحده واحده اصلا واحده مال فصول استعمال شده است در روایات ما. این جا هم که میگوید اذان واحدا واحدا و الاقامه واحده به ذهن میزند همان که در اذان است میخواهد بیان کند حالا چون اونجا گفته است لازم نبود که این جا تکرار کند واحده واحده. ذهن عرفی ما میگوید که اقامه واحده واحده. این مناقشه دلالی اقای خویی چه به ان معنا چه به این معنا اگر هم میخواست اجزا را بگوید این جور که نمیگوید مثل روایات اجزا میگفت و یجزی که اقامه را بگوید. اینها میگویند هر دو تا را با هم بگوید. اذان واحدا واحدا و الاقامه اصلا نگوید یعنی واحده واحده. یکی بگوید همین است و دو تا بگوید همین است. ما این ظهور را قبول داریم و این روایت دلالتش تمام است و مناقشه اقای خویی ناتمام است.

اما از جهت سند این روایت سندش مشتمل بر قاسم بن عروه است قاسم بن عروه مرحوم اقای خویی مفصل در موردش بحث کرده است در معجم. ملاحظه کنید. توثیق خاصی ندارد ثقةٌ مثلا حسنٌ ممدوحٌ این جورچیزهایی ندارد. نه مدحی و نه توثیقی ولی یک چیزهایی دارد که ما میتوانیم از انها برسیم به جواز الاعتماد علیه. میتوانیم برسیم. اینها علی المبنا است دیگه. مرحوم اقای خویی فکر ریاضی دارد میگوید باید رجال بگوید ثقه و حسن و الا هیچ چیزی جایگزینش نمیشود.

سوال:؟؟؟

جواب: ان که قبول دارد گفته ثقه. گفته است اخواننا الثقات.

ولکن در ذهن ما این است که قاسم بن عروه اشکالی ندارد صاحب کتاب بوده است. کتابش میگوید جماعتی و بزرگانی نقل کرده اند. نمیشود ادم نادرست کتابش هم نادرست است نزد مردم. جماعتی ان رانقل نمیکند. روایات زیادی دارد اجلا از ان روایت کردند مثل ابن ابی عمیر مثل به نظرم بزنطی نگاهش کنید در معجم حسین بن سعید اجلائی از ان روایت کرده اند صاحب کتاب است در طریق مشیخه است شیخ الاجازه است اینها به ذهن میاید در معجم اقای خویی مکررات را نیاورده است نمیدانم صد و چند روایت است. نمیشود این ها ادم نادرستی باشد. این علی المبنا است. هر کسی اونجوری است میگوید ضعیف است. این طرفی است میگوید مصححه. 174 تا روایت است. در ذهنم بود.

سوال:؟؟؟

جواب: ابن ابی عمیر روایت دارد.

پس سندش مصححه است و دلالتش هم تمام است در مسافر ما راحتیم که اذان واحدا واحدا است و اقامه هم واحده واحده است. رخصت در حق مسافر است. به مستحب عمل کرده است.

مرحوم اقای خویی که این روایت را نسبت به اقامه گیر کرده است رفته است سراغ مطلقات. گفته است ما یک مطلقاتی داریم که الاقامه واحده واحده. مثل روایت معاویه بن وهب که قبلا خواندیم در روایت معاویه بن وهب بود که باب 21 این جور بود روایت اولی روایت معاویه بن وهب بود. «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْأَذَانُ مَثْنَى مَثْنَى وَ الْإِقَامَةُ وَاحِدَةً.»

گفته است قدر متیقنش مسافر و مستعجل است. واحده واحده. با مطلقات امده است اقامه را درست کرده است. بله. اذان را گیر کرده است ظاهرا. نه حالا ببینیم در اذان گیر کرده است که اذان میگم دیگه ظاهرا همین جور است مرحوم اقای خویی در اذانش چون روایت اذان را میگوید ضعیف السند است بعد هم یک روایت دیگه. این هم یادمان رفت بگوییم. در همان اذان که تقصیر میشود یک روایت دیگه هم داریم روایت نعمان رازی عرضم به خدمت شما حدیث 5 این جور است، روایت 5 روایت و عنه عن محمد بن حسین عن جعفر بن بشیر عن نعمان رازی….. این هم که در اقامه هست. در اذان ببینیم، در اذان که گیر کرد.

سوال:؟؟؟

جواب: اون مال مستعجل است.

در ذهنم هست که مرحوم اقای خویی میگوید در حق مسافر دلیل بر قصر اذان نداریم.

سوال:؟؟؟

جواب: میگویم اذان قصر میشود. قصر اذان برای مسافر را مرحوم اقای خویی گیر کرده است.

سوال:؟؟؟

جواب: کدام حدیث دوم؟ همین روایتی است که بحث کردیم که. اقای خویی در اذان گیر کرده است.

اما در اقامه قصر را قبول کرده است گفته است روایت معاویه بن وهب و الاقامه واحده واحده  نگاهش کنید که این فرمایش با فرمایش قبلش که میگفت ما شاهد جمع داریم چطور سازگاری دارد. این واحده واحده را قبلا یک جور دیگری معنا میکرد. تتمه کلام فردا انشا الله.