درس خارج فقه جلسه 1 تاریخ:15/6/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
مساله عدم تمکن از طمأنینه
بحث در مساله 15 است. مرحوم سید رکوع را بیان کرد، شرایط رکوع را بیان کرد. بعد خصوصیات اینها را بیان کرد. وارد خصوصیات اینها شد. رکوع را میگفت انحنا است امد در خصوصیات انحنا بحث کرد مفصلا. گفت در قنوت ذکر واجب است در خصوصیات ذکر بحث کرد. و همان جا گفت شرط رکوع طمانینه است حالا آمده در خصوصیت طمانینه بحث میکند. طمانینه شرط است گذشت.
یکی به صحیحه أزدی فاذا رکع فلیتمکن. و یکی هم اون روایت صحیحه نقره. کنقر الغراب. باب 3 به نظرم هست از ابواب رکوع. اون یکی در اعداد فرائض بود که باب سه بود. اجماع هم که داشتیم. ما یک چیز دیگری هم اضافه کردیم گفتیم روایت اقامه. فلیتمکن فی الاقامه کما ... تمکن در صلات ذکر هم یکی از اجزای صلات است دیگه. طمانینه به معنا تمکن مصلی، تکان نخوردنش، استقرار داشتنش شرط است.
نظریه مرحوم سید
حالا این مساله 15 میگوید لو لم یتمکن. پیر مرد شده دیگه. یا مریض شده لم یتمکن من الطمانینه. بمرض او غیره خب این وظیفه اش چیست الان؟ مرحوم سید فرمود سقط. طمانینه ساقط است. لکن یجب علیه اکمال ذکر الواجب. طمانینه ساقط است ولی ذکر کامل چون میتواند با همین حال ذکر را بگوید. این در مقابل مساله بعدی است که همین مقدار را هم نمیتواند. میتواند ذکر واجب را بکماله بگوید ولی در حال عدم استقرار. اون به وجوب خودش باقی است. قبل الخروج عن مسمی الرکوع.
خب حالا اگر نتوانست چی؟ و اذا لم یتمکن ..... کسانی که استقرار ندارند سخت است که بتوانند زیاد خودشان را نگه بدارند. در حال ایستادن خودش را با عصایی مثلا خودش را نگه میدارد. ولی در حال رکوع خودش را نمیتواند نگه بدارد. یجوز له الشروع قبل الوصول او الاتمام حال... همان اولش که میخواهد خم بشود شروع بکند یک مقداری خم شد تمام کند یا نه از اولِ وقتی که خم شد شروع کند در حال نهوض ادامه بدهد. بالاخره ذکر کامل را بگوید.
فرع اول در کلام سید و بررسی آن
خب فرمایش سید سه تا فرض را مطرح کرده در این مساله. سه تا فرع را. فرع اولیش این است که اگر قدرت بر طمانینه ندارند سقط. وجهش واضح است. سقط إما لقصور المقتضی. ادله ما بر وجوب طمانینه قاصر است. اصلا این جور موارد را نمیگیرد.
اجماع دلیل ما باشد دلیل لبی است اصلا طمانینه اینجاها از اول در فرض تمکن است. صحیحه ازدی باشد یا اون روایت اقامه باشد، ما خلافا لاقای خویی میگوییم که اطلاق ندارد و اذا رکع فلیتمکن این اطلاق ندارد. فلیتمکن در جایی است که اقای خویی میگوید فلیتمکن ارشاد است ارشاد اعم است حتی قدرت.... قبول نکرده. فلیتمکن اطلاق ندارد فرض عجز را نمیگیرد. روایت نقره که پر واضح است یک قضیه شخصیه بوده. اصلا ظاهر اون روایت این است که میتوانسته. حضرت فرمود برگرد برو نمازت را از سر نو بخوان.
ما میگوییم اولا قصور مقتضی. و اگر کسی گفت نه. صحیحه ازدی اطلاق دارد. فاذا رکع... ارشاد به این است که طمانینه مطلقا شرط است و لو در حال عجز. که لازمه اش سقوط این تکلیف است سقوط نماز است. اگر کسی گفت اطلاق دارد خب نوبت میرسد به یک قاعده میسور فی الصلاة. میسور این همین مقدار است که رکوع بکند بدون طمانینه. المیسور لا یسقط بالمعسور. اگر کسی قاعده میسور را قبول کرد معنایش این است که باقی ماموربه است.
و اگر قبول نکرد مثل اقای خویی که قاعده میسور را قبول ندارد گفته که الصلاة لا تسقط بحال دیگه. درست است الان شما یکی از شرایط را عاجز هستید. و لازمه اطلاق شرطیت، سقوط این تکلیف است. قاعده اولیه سقوط تکلیف است و لکن ما در نماز قاعده ثانویه داریم. الصلاة لا تسقط بحال. معنای الصلاة لا تسقط بحال یعنی هر مقداری که قدرت داری به وجوب خودش باقی است. همان کاری که قاعده میسور میکند الصلاة لا تسقط بحال هم انجام میدهد.
خب این فرع اول سید تمام است. لقصور المقتضی. مقتضی هم قاصر نباشد لوجود المانع. و کسی توهم نکند که در تعلیقه عروه هم بعضی ها این را اشاره کردند. کسی توهم نکند که خب اگر این شخص که نمیتواند طمانینه داشته باشد در حال رکوع، اگر، که متعارف هم همین است اگر بتواند جالسا رکوع کند طمانینه دارد خب بشیند رکوع کند. شخصی که قادر به طمانینه نیست اگر جالسا قادر به طمانینه باشد کما هو الغالب، اینکه نمیتواند طمانینه داشته باشد چون روی پایش ایستاده. بشیند مشکلش حل است. کسی توهم نکند که خب بشیند طمانینه را مراعات کند. نه. ما دلیلی بر بدلیت جلوس به خاطر فقد. اگر گفتیم ادله طمانینه قاصر است اصلا نوبت به این بحثها نمیرسد. اگر هم بگوییم ادله طمانینه اطلاق دارد باز نوبت به جلوس نمیرسد. قیام خیلی مهم است. رکوع عن قیام خیلی مهم است. بعضی ها گفته اند رکن است دیگه. عن قیام. نه این شخص درست است که جالسا رکوع بکند یک امر مهمتری را از دست داده است. اولا بدلیت دلیل میخواهد ما دلیل نداریم و ثانیا خلاف ذوق فقهی است. رکوع عن قیام است رکوع درست و حسابی است فقط طمانینه ندارد. جلوس طمانینه دارد قیام را از بین برده. رکوع قیامی قطعا مقدم بر طمانینه است. این است که مجالی برای رکوع جلوسی مع الطمانینه نیست. ما با عجز از طمانینه، از طمانینه دست بر میداریم. ادله که میگویند رکوع کند عن قیام اطلاق دارند. خب این توهم مجال ندارد نوبت نمیرسد باید جلوس کند عن قیام بلا طمانینه.
فرع دوم مرحوم سید و بررسی آن
فرع دومی که ذکر کرده این است که سید میگوید عجله نکند حالا اضطراب دارد استقرار ندارد، در همین عدم استقرار ذکر واجب را بگوید. کامل ذکر واجب را بگوید. این هم وجهش واضح است. چون این قادر بر ذکر واجب است. قادر بر شرط رکوع نیست. ما یک رکوعی داریم واجب است قدرت دارد. یک طمانینه هست قدرت ندارد، یک ذکر رکوع داریم. ذکر رکوع را قادر است. ادله ای که میگفت در رکوع ذکر بگوید حالا ذکر کبیر یا صغیر کار نداریم. اصل وجوب ذکر از روایات به دست امد. اصل ذکر در رکوع واجب است اطلاقش این جا را میگیرد. ادله وجوب ذکر تام این شخص را میگیرد. ادله طمانینه ساقط است ادله ذکر به حال خودش باقی است. بحث نداریم. وجهی برای سقوط ذکر ندارد. واضح است.
سوال:؟؟
جواب: اون که شرط را میگویند غیر این طمانینه است. اون مساله بعدی است میگویم.
فرع سوم مرحوم سید و بررسی آن
مهم فرع سومی است که سید در این مساله اشاره کرده. و اون فرع سوم این است که این اقا که طمانینه ندارد بماند، به مقدار ذکر واجب نمیتواند ادامه بدهد. اینجا آیا وجوب ذکر ساقط است. یا نه وجوب ذکر به حال خودش باقی است. منتهی این ذکر را مقداری در حال رکوع و مقداری در غیر حال رکوع. اون غیر حال رکوع کدام است؟ حین هوی یا حین نهوض؟ این محل اختلاف است. مرحوم سید گفته فرقی نمیکند. تکمیل بکند تمام است. حالا از حال هوی شروع کند. مقداریش را در حال رکوع بگوید. کاملش را بگوید مقداریش را بگوید. مقداری در حال نهوض بگوید. یا نه مقداری در حال رکوع شروع بکند تتمه اش را در حال نهوض بگوید. باید ذکر واجب را بگوید. منتهی تخییر است. مقداریش در حال هوی یا در حال نهوض.
نظریه مرحوم خویی و نقد آن
در مقابل بعضی گفته اند که ساقط است. مرحوم اقای خویی قائل است که وجوب ذکر ساقط است. بعضی ها هم گفتند احتیاط کردند یا گفته اند که فقط در حال نهوض تکمیلش بکند. در مساله خلاف است.
وجه ثبوتش اولا ایا وجوب ذکر ثابت است یا نه تا بعد ببینیم تکمیلش در حال هوی در حال نهوض، اصلش واجب هست ذکر یا نه؟ مرحوم اقای خویی فرموده که دلیل وجوب ذکر در اینجا قاعده میسور است. چون اون ذکری که واجب است ذکرحال رکوع است. ذکر حال رکوع، ذکر تام است. چون قدرت ندارد. اونی که قدرت دارد در حال رکوع ذکر ناقص است. این که واجب است این ذکر ناقص در حال رکوع، دلیلش قاعده میسور است قاعده میسور را هم ما قبول نداریم.
این فرق میکند با اون فرع اول ها! فرع اول میگفت طمانینه را قدرت ندارد. خب رکوع را قدرت دارد ذکر را قدرت دارد الصلاة لا تسقط بحال میگوید رکوع کن ذکر بلا طمانینه. اینجا نه. جزئی از واجب را قدرت ندارد. اونجا دو تا واجب را قدرت دارد یکی را ندارد. اون که ندارد ساقط است دوتایش باقی است. اینجا همان که واجب است ذکر فی الرکوع واجب است حصه ای از ذکر واجب است. الذکر فی الرکوع. این واجب را قدرت ندارد. اونی که قدرت دارد بعضی از این واجب است. اگر خواسته باشیم بگوییم بعض از واجب، واجب است این دلیلش قاعده میسور است و قاعده میسور را ما قبول نداریم.
البته یک حرفی گفته، نمیدانم نباید میفرمود. در فرضی که قدرت ندارد فرموده خب یک تسبیحه را بگوید. قبلا گذشت که سید هم قبول کرد اگر قدرت بر سه تا ندارد یکی کافی است. این را نباید میفرمود. فرض کلام این است که بر واجبِ در این حال قدرت ندارد. واجب در این حال را قدرت ندارد. فرض کلام این است. خب در ادامه فرموده اگر بر همین صغیره هم قدرت نداشت ساقط است.
سوال:؟؟
جواب: اتمام ذکر. نگفت ذکر تام. بابا خودش گذشت خود سید هم گفت که اگر قدرت نداشت یک تسبیحه. همه قبول دارند. اصلا فرض کلام این است که همان ذکری که در حقش واجب است اول گفت ذکری که در حقش واجب است بیاورد حالا این ذکر را قدرت ندارد که الان مصداقش میشود صغیره ای که قدرت ندارد. قدرت ندارد این شخص همان صغیره را بیاورد.
مرحوم اقای خویی فرموده اگر قدرت ندارد لا بر کبیره لا بر صغیره، ذکر ساقط است. ذکر نمیخواهد بگوید. خم میشود به مقدار رکوع، فرصت ندارد نمیتواند سبحان الله بگوید، دلیلی بر وجوب نداریم که شروع کند به سبحان الله ادامه بدهد در حال نهوض. ما دلیلی نداریم.
سوال:؟؟
جواب: اصل وجوب را. اون بعدش میماند. اصل وجوب ذکر در حق این. اصلا ببینیم اصل این ذکر در حق این واجب است یا نه. اقای خویی میگوید واجب نیست. بعضی از معلقین هم گفتند. واجبش عبارت است از ذکر در حال رکوع. و لو همین صغیره که قدرت بر آن ندارد. ساقط است.
این فرمایش اقای خویی است. ایشان میفرماید اصلا وجوب ذکر ساقط است.
سوال:؟؟؟
جواب: رکوع که میتواند بکند.
سوال:؟؟؟
جواب: خب رکوع را انجام بدهد.
این فرمایشی است که مرحوم اقای خویی فرموده و فرموده که اصلا ذکر واجب نیست. و احتیاطا میخواهد بگوید اشکالی ندارد منتهی نه به قصد جزئیت ها! احتیاط این است دیگه. باید در حال هوی شروع کند یا بعد از رکوع شروع کند ادامه بدهد اما به قصد ما فی الذمه. قصد جزئیت نمیتواند بکند. ظاهر کلام سید قصد جزئیت است. یعنی جزء نماز را میاورد منتهی در این حال.
سوال:؟؟؟
جواب: شاید هم همین که سید میگوید واجب واقعی باشد. وقتی احتمال دادی ما فی الذمه. یک نوع احتیاط است. این فرمایشی است که مرحوم اقای خویی فرموده.
ولکن در ذهن ما این است که فرمایش سید متین است. این که مرحوم اقای خویی فرموده ذکر واجب است در حال رکوع، نه، ما روایات ذکر را مراجعه کردیم روایات ذکر عمده اش در مقدار ذکر صحبت کرده. مثل این که مفروغ عنه بوده که ارتکاز اصحاب، مفروغ عنه بوده که در رکوع ذکر واجب است. باید یک چیزی بگوید. اینها سوال میکردند یک تسبیحه سه تسبیحه. اون روایت معراج هم بیش از این که پیامبر اکرم امر شده به ذکر، اون هم بیش از این دلالت ندارد خب قادر بوده امر کردند در رکوع ذکر بگو. اما این که ذکر واجب است در رکوع، مقید است حصه واجب است، اینرا روایتی ما پیدا نکردیم.
در ذهن ما این است که ارتکاز این است که یکی از واجبات هم همین ذکر گفتن است. حالا درست است در ذکر که قدرت دارد باید این ذکر را در حال رکوع مع استقرار و شرایط دیگر بگوید. قبول است ارتکاز همین را میگوید. اما در صورتی که عاجز است نمیتواند بگوید، این که اصلا ذکر واجب نباشد خلاف ارتکاز است. که مرحوم اقای خویی میگوید ذکر واجب نیست خلاف ارتکاز است.
سوال:؟؟؟
جواب: مهم نیست حالا. ذکر ساقط باشد این خلاف ارتکاز است.
اگر یک دلیلی داشتیم میگفت مثلا ذکر در رکوع. بعد میگفتیم قدرت ندارد فسقط. این جور دلیلی هم که نداریم. مهم مسلّم بودنش هست. واضح بودنش هست. ارتکاز بودنش هست. در ارتکاز اصحاب ائمه مسلمانها این بوده که از اون حالت قیامی که میخواهد در این فاصله، مجرد خم شدن مهم نبوده. ذکر خیلی. اون مهم است ها! نه که میخواهد. اون که خم بشود تا ذکر را در حال خمی بگوید. اون رکن و اینها فن است استظهارات است. خم میشوی که در حال خم شدن بگویی. سرت را میگذاری که ذکر خدا بگویید.
سوال:؟؟
جواب: به خاطر همین گفتم مهم است ولی به ذهن میاید که ذکر هم مهم است.
عدم استناد فرمایش سید به قاعده میسور
اینکه رکوع میکنی و لو رکوع تام نیست ولی بلا ذکر خلاف ارتکاز است. من در ذهنم این است که سید که میگوید ذکر کامل بگوید از این باب است نه قاعده میسور. صحبت قاعده میسور نیست. یکی از واجبات نماز ذکر بعد از خم شدن است. حالا نمیتوانی همه اش را در حال خم شدن بگویی ترکش نکن. این را بگو. حالا در این نگفتن حالا در حال هوی بگویی خب در حال لا رکوع است در حال نهوض بگویی اون هم در. فرقی بین هوی و نهوض نیست مهم این است که این ذکر گفته شده باشد.
سید که میفرماید این ذکر کامل را بگوید نکته اش این است. رکوع بلا ذکر این خلاف ارتکاز است. که مرحوم اقای خویی میگوید ذکر در حال رکوع واجب است حصه ای از ذکر. اون هم قدرت نداری پس ساقط است میگوییم چنین دلیلی ما نداریم. دلیل ارتکاز است ارتکاز هم این است. الان هم به شما بگویند نمیتوانی به اندازه ذکر ادامه بدهی ولش کن. استبعاد دارد در نماز!
سوال:؟؟؟
جواب: محلش در جایی است که قدرت داری. در جایی که قدرت نداری اصلا ذکر نداری یا. بحث در همین است. محل ذکر در حال رکوع است حالا که قدرت نداری وجوب نداری یا این که ارتکاز بر این استکه وجوب هست ولی محل نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: حد از باب این که یک تسبیحه بگوید یا سه تا تسبیحه بگوید. اون خودش فرض کرده ما حد ذکر فی الرکوع. امر متعارف را سوال کرده. ما هم میگوییم گفته ما حده فی الرکوع حضرت فرموده یک تسبیحه بگوید.
اینکه مرحوم اقای خویی فرمایش سید را مستند کرده به قاعده میسور نمیفهیم. مثل این که مرحوم اقای حکیم هم در ذهنش همین بوده. ذکر یکی از واجبات است اصلا بحث نکرده. فقط اشاره کرده که چرا در حال نهوض یا هوی گفته چون ترجیحی ندارد. مثل اینکه اصل وجوب ذکر مفروغ عنه است.
سوال؟؟
جواب: میسور صحبت نیست اصلا همان کامل. میسور اگر باشد فقط میسورش میگوید همان مقداری که خوب بوده حالا ایشان اشاره کرد. داستان قاعده میسور بود سید میگوید هر مقداری که در حال میسور است بگوید هوی و نهوض را نتیجه نمیداد. این که میگوید همه را بگوید در حال هوی، حال رکوع حال نهوض، ذهن مبارکش همین بوده که.
سوال:؟؟؟
جواب: این میسور اون که نیست. خیلی بعید است.
ما در ذهنمان این است که فرمایش. غیر از اقای خویی کسی تعلیقه زده که واجب نیست؟ شاگردان؟؟؟؟ استاد: نمیدانم. در هر حال ما در ذهنمان این استکه فرمایش سید متین است نه از باب قاعده میسور. بلکه از این باب که ذکر واجب است همان طور که طمانینه را الغا کرده محل را هم الغا کرده.
در هر حال مساله محل اختلاف است اون که در ذهن ما است فرمایش سید متین است. مساله 15 و 16 مساله جان داری است که طمانینه به معنای قرارِ رکوعی را قدرت ندارد. ملاحظه بفرمایید.