خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۰۸۱۹ «جلسه ۴۵»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                        جلسه 45                            تاریخ:19/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحمان الرحیم.

تفصیل مرحوم نائینی و مرحوم شیخ در شبهات غیر محصوره

بحث در شبهه وجوبیه غیر محصوره بود. عرض کردیم تنها مفصِّل بین تحریمیه و وجوبیه مرحوم نائینی است. مرحوم نائینی در شبهه تحریمیه فرمود که مخالفت قطعیه اش ممکن نیست. حرام نیست. موافقت قطعیه هم دیگه به تبعش واجب نیست. در شبهه تحریمیه مشکلی ندارد. در همه اصول مرخصه جاری است. مرحوم نائینی به ادله برائت تمسک میکند. و اما در شبهه وجوبیه چون مخالفت قطعیه ممکن است مرحوم نائینی فرموده که اینجا اصول مرخصه مجال ندارد. اینجا اصول مرخصه تعارض میکنند. چرا؟ چون که در شبهه وجوبیه مخالفت قطعیه ممکن است. همه را ترک کند. و اگر اذن بدهد در همه این اذن در، اذنش منتهی میشود به مخالفت قطعیه. مخالفت قطعیه‌ی تکلیف واصل هم که مثلا قبیح است که اذن بدهد. مرحوم نائینی فرقی را که گذاشته بین شبهه تحریمیه و شبهه وجوبیه ریشه اش این است. در تحریمیه اصول مرخصه در همه اطراف جاری میشود. چون که منتهی به مخالفت قطعیه نمیشود. نمیتواند مخالفت قطعیه بکند. در شبهه وجوبیه اصول مرخصه مجال ندارد. به خاطر این که منتهی به مخالفت قطعیه میشود. چون مخالفت قطعیه اش ممکن است. این اساس فرمایش مرحوم نائینی است طبق اونچه که جاهای مختلفی بیان کرده.

اون اشکال دیروز که گفتیم اشکال اغاضیا است. مرحوم اغاضیا گفته مجرد این که مخالفت قطعیه اش ممکن است این ملازمه ندارد که پس علم منجز است. باید بروی سراغ تعارض اصول و اینها. مراد نائینی همین ها است. دیگه او بنا بر اشکال داشته صفحه 141 فوائد ملاحظه کنید تعلیقه زده. قبلا این داستان گذشت که این فرمایش ناتمام است.

مرحوم شیخ انصاری در شبهه وجوبیه و تحریمیه تفصیل نداده مثل مرحوم نائینی. در هر دو گفته که مخالفت قطعیه اش جایز نیست در هر دو گفته که موافقت قطعیه اش واجب نیست. میتواند بعضی ها را اونجا بعضی ها را در تحریمیه مرتکب بشود. و میتواند در وجوبیه بعضی ها را ترک کند. همه نه. و لکن در بحث شبهه وجوبیه که رسیده قبل از بحث اقل و اکثر، اونجا یک وجه دیگری هم آورده برای شبهه وجوبیه. اونجا گفته حتی در شبهه تحریمیه لو قلنا که در شبهه تحریمیه غیر محصوره مخالفت قطعیه جایز است باز در شبهه وجوبیه میگوییم که مخالفت قطعیه جایز نیست. یک وجه علاوه ای آورده برای این که مخالفت قطعیه، موافقت قطعیه واجب نیست در هر دو یکی است. نه. مخالفت قطعیه اش جایز نیست یک وجه اضافه ای اورده.

و اون وجه اضافه این است: فرموده که در شبهه تحریمیه اگر کسی بگوید که مخالفت قطعیه اش هم جایز است لو قلنا، خب مثلا این محذوری نیست. چون که اونجا هنگامی که فعل را مرتکب میشود، علم به مخالفت پیدا نمیکند. وقتی علم به مخالفت پیدا میکند که همه را مرتکب بشود. حین عمل احساس نمیکند که دارد مخالفت میکند. خب ممکن است اونجا بگوییم چون حین عمل احساس نمیکنی مخالفت را، این مخالفت بعد از همه است اونجا جایز است. اما در شبهه وجوبیه چون مخالفتش به ترک است، مخالفت شبهه وجوبیه به ترک است دیگه، خب در یک آن همه را ترک میکند، احساس میکند الان دارد مخالفت میکند. علم به مخالفت حین ترک همه برایش حاصل میشود. و این مذموم است عند العقل و العقلاء که شما حالی داشته باشی که در اون حال احساس کنی داری مخالفت قطعیه میکنی. در یک جای دیگر هم مرحوم شیخ این حرفها را گفته. این از قداست شیخ است که ادم نباید احساس بکند که در حال مخالفت قطعیه است.

مرحوم شیخ انصاری این وجه ثانی را آورده. گفته غیر از اون وجهی که در شبهات تحریمیه بود که گفتیم نمیتواند مخالفت قطعیه بکند چون الغای خطاب لازم میاید. اینجا علاوه بر اون الغای خطاب لازم میاید که انسان احساس میکند دارد مخالفت قطعیه میکند. مثلا در شبهه وجوبیه فرض کنید زلزله آمده و عده زیادی از انسانها مردند. 200 تا 300 تا 500 تا، یکی دو تا از اینها مسلمان هستند و وجوب دفن دارند. اینجا شبهه غیر محصوره وجوبیه است. اگر کسی الان تصمیم بگیرد که هیچ یک را دفن نکنی احساس میکند که دارد مخالفت میکند.

و لکن این فرمایش ناتمام است. اولا در شبهات وجوبیه هم گاهی اوقات احساس مخالفتش بعد از همه است. الان نیست. مثل اونجایی که شبهات وجوبیه ای است که ابتلای به اون تدریجی است. مثل اون مثال یک روز نذر کرده روزه را یک روز معینی. مردد است بین 50 تا هفته است. 52 تا مثل این که جمعه است. جمعه اول احساس نمیکند که دارد مخالفت میکند. چون هنوز وقت طرف دیگر نرسیده. این جور نیست که اینجا هم احساس بکند که دارد مخالفت میکند. اولا.

ثانیا: احساس مخالفت بکند، وقتی که احساس مخالفت بکند این قبیح است نه، احساس مخالفت بکند قبیح است، این اول کلام است. این بستگی دارد که مرخصی دارد یا ندارد. اگر شما گفتید در شبهات وجوبیه هم گفتید که اونها هم چون احتمالش غیر عقلائی است همان وجه پنجم، اونجا هم این جور نیست که، احساس میکند دارد مخالفت میکند ولی این که قبیح است. من که نمیتوانم همه اینها را بیاورم. این یکی را دفن کنم واجب است. احتمالش خیلی ضعیف است. اون یکی را، این هم احساس، درست است همه را کنار بگذاری احساس میکنی که یک خطاب مولا را کنار گذاشتی اما اگر گفتیم سیره عقلاء بر این است که اینجا اعتنا نمیکنند. بر تک تک اعتنا نمیکنند در مجموع هم لیس الا همین واحدا واحدا، اصل قبحش هم اول کلام است. این فرمایش مرحوم شیخ ناتمام است.

اشتراک مرحوم شیخ و مرحوم نائینی در شبهه غیر محصوره

مرحوم شیخ با مرحوم نائینی در یک جا به توافق رسیدند. و اون این که مرحوم شیخ در شبهه وجوبیه میگوید که نمیتوانیم مخالفت قطعیه بکنیم. مرحوم نائینی هم گفت در شبهه وجوبیه نمیتوانیم مخالفت قطعیه کنیم. منتها این در خصوص شبهه وجوبیه گفت مرحوم شیخ انصاری در هر دو گفت. مرحوم نائینی در شبهه وجوبیه با شیخ موافق هستند که نمیتوانی مخالفت قطعیه بکنی. باید موافقت احتمالیه بکنی. اون وقت یک بحث است. موافقت احتمالیه چه مقدار؟

مرحوم شیخ انصاری در شبهه تحریمیه گفته به مقدار معلوم به اجمال. شما اگر در این غیر محصوره علم داری که یک دانه نجس است شما همان یکی را ترک کنی کافی است. بقیه را میتوانی مرتکب بشوی. مرحوم شیخ انصاری در اینجا تفصیل داده بین شبهه تحریمیه و وجوبیه. در تحریمیه میگوید به همان مقدار معلوم به اجمال شما مرتکب نشوی کافی است. ولی در وجوبیه که رسیده گفته مقدار کافی نیست. این جماعت درش دو تا مسلمان است. شیخ میگوید که نمیتواند مخالفت قطعیه کند باید اقدام کند. خب اقدام به چقدر؟ دو تایش را دفن کند کافی است؟ گفته نه. دو تایش کافی نیست. مرحوم نائینی هم در اون امر رابع قبل از اقل و اکثر این را مطرح کرده. این در بحث انسداد هم مفصل مطرح شده. اگر گفتیم مخالفت قطعیه اش جایز نیست، باید موافقت احتمالیه بکند، چه مقدار باید موافقت احتمالیه بکند، هم شیخ و هم نائینی گفته اند که باید به مقداری موافقت احتمالیه بکند که به حد عسر و حرج برسد. شروع کند به دفن این اموال تا خسته بشود. ناتوان بشود. دو تا از اینها مسلمان هستند. ولی میتواند 50 تا را دفن کند باید 50 تا را دفن کند.

این علی القاعده است. در بحث انسداد گذشت. اگر علم منجِّز شد که اینها میگویند منجز است نسبت به حرمت مخالفت قطعیه، باید مهما امکن به هر مقداری که میتوانیم اون علم را مراعات کنیم. اگر گفتیم علم موثر است، مراتب دیگه، در بحث انسداد هم همین جور است دیگه. باید مراتب را ملاحظه کنیم. علم اگر منجز شد گفت بابا من کَلا علم نیستم من موثر هستم. باید من را مراعات کنی. مراعات اولیه علم به این است که علم از کار نیافتاده باشد مراعات اولیه اش به احتیاط تام است. خب به احتیاط تام نمیتوانی بکنی مرتبه پایینتر. عقل این جور میگوید. ولی شرع منت گذاشته گفته پایین تر نه، به حد حرج. یک مقداری کمتر میشود. عقل را بگوید او میگوید هر مقداری که قدرت داری بیاور. شرع میگوید نه، و لو قدرت هم داری ولی اگر سخت شد دیگه یا به قول مرحوم آخوند واجب را اوردی، یا اگر واجب را نیاوردی، دیگه الان وجوب واجب بقائش حرجی است.

عقل در جایی که علم موثر است میگوید علم را مراعات کن. مراعات علم به احتیاط تام است اولا. و اگر احتیاط تام نشد که محل کلام این است عقل میگوید تنزل. میگوید خب بیا پایین تر. به هر مدار که میتوانی. شرع منت گذاشته نگفته هر مقدار که میتوانی. گفته هر مقداری که حرج نیست. ولو بعدش هم میتوانی اگر سخت است من دیگه حکم را برداشتم. مرحوم شیخ و مرحوم آخوند میگویند باید موافقتی صورت بگیرد. مخالفت قطعیه جایز نیست. باید موافقت احتمالیه ای صورت بگیرد. اون موافقت احتمالیه چه مقدار است؟ بعضی ها گفتند به همان مقدار معلوم به اجمال. ولی نه، اگر گفتیم علم موثر است، مثل جهل نیست، ما هم میگوییم مثل جهل است ها! ما هم میگوییم فرقی بین شبهه تحریمیه و وجوبیه نیست همه را شریعت گفته حلال است ترکش مانعی ندارد. ولی اگر گفتیم علم در اینجا منجز است باید مراعاتش بکنی اخبار حل این جا نیست، اخبار حل اینجا نمیاید که نائینی میگوید. شیخ میگوید. اخبار حل در همه نمیاید. مرحوم شیخ انصاری گفته اصل بر این است که مراعاتش بکنیم مگر خود شارع ترخیص در تخییری بدهد. خودش بگوید. اون نیاز به دلیل دارد. دلیلی بیاید بگوید به مقدار معلوم به اجمالی اشکال ندارد. اون نیاز به دلیل دارد. اگر دلیل نداشتیم مقتضای بنای عقلاء مقتضای حکم عقل بر این است که ما مراعاتش بکنیم. مقتضای بنای عقلاء این است که مراعاتش بکنی تا از قدرت بیافتی. به ضم شریعت مقتضای علم این است که انجام بده تا این که خسته بشی. یکی خسته بشوی و یکی از پا بیافتی.

سوال:؟؟؟

جواب: بله، ما که همین طور گفتیم. ولی اگر گفتیم عقلاء اینجا لازم المراعات میبینند. ما هم همین را میگوییم.

ما ادعا داریم که مشهور همین را میگویند یعنی علم اجمالی در شبهات غیر محصوره اثر ندارد. کلا علم است. اثر ندارد چه تحریمیه ایش و چه وجوبیه اش و چه موافقت قطعیه اش و چه مخالفت قطعیه اش. حالا این را شما دنبال کنید در ذهن من، حالا یک ادعایی از نائینی در بحث آتی خواهیم کرد. اون هم به ذهنم میاید که همین را میخواهد بگوید. مشهور علما بر همین هستند که...

شبهه کثیر فی الکثیر

جهت دیگری که از بحث مانده شبهه کثیر در کثیر است. یک کثیرش غیر محصوره است ها! ولی کثیر فی الکثیر است معلوم هم خودش کثیر است. اطراف غیر محصوره و معلوم کثیر است. آیا این حکم شبهه غیر محصوره را دارد یا حکم غیر محصوره. این واضح است. کثیر فی الکثیر حکم شبهه محصوره را دارد. بحث چندانی ندارد. تمام اون وجوهی که برای عدم حرمت مخالفت قطعیه یا عدم وجوب موافقت قطعیه اونجا اورده اند هیچ کدام از اون وجوه اینجا مجال ندارد. که ما اینجور وجوه را گفتیم دیگه. یکی فرمایش مرحوم شیخ بود ضعف احتمال. ظن به عدم. خب ظن به عدم، ضعف احتمال اینجا نمیاید. چون وقتی محرّم شما واجب شما هم زیاده نسبتش با نسبت بقیه، نسبت موهوم به مثلا مظنون نمیشود. اگر 50 تا در 100 تا است احتمال ضعیف نمیدهیم در هر کدامش. در هر کدامش نه. احتمال مساوی است. شاید از اون 50 تا است. شاید از اون 50 تای دیگری است. ضعیف نیست احتمال.

این کثیر فی الکثیر نسبتهایش فرق میکند ها! یک وقت ده میلیون است این پنج تا است. درست است این پنج تا در 50 تا کثیر است ولی پنج در 5 میلیون کثیر نیست. این هم حسابتش را داشته باشید. کثیری که در اینجا صحبت میکنیم به این معنا استکه ضعف احتمال در آن نیست. داستان مرحوم نائینی میگفت مخالفت قطعیه اش ممکن نیست نه، مخالفت قطعیه اش ممکن است. مثل این که مرحوم نائینی در بعضی کلمات اجودش گفته مخالفت قطعیه اش ممکن نیست. اون طور که یادم هست. ولی حرف نادرستی است. مخالفت قطعیه اش ممکن است ما زود میرسیم به قطع به مخالفت وقتی اینها زیاد هستند. اینها زیاد هستند فرض کنید 50 درصد است 51 غیر محصور نیست. 51 را انجام بدهی قطع به مخالفت پیدا میکنید. اصلا 51 نه. وقتی 50 درصد است همان بیست تا را هم مرتکب بشود اطمینان پیدا میکند. اینها امور ریاضی که نیست که! یعنی این بیست تایی که الان برداشتی یعنی شک داری. اون 50 تا در همان 70 تا مانده است. نه. اینها گفتنی نیست. اولا میگوییم کثیر به علاوه یک را بیاورد یقین پیدا میکند. اون محصور است. شما بگو نه. کمتر از اون را بیاورد. کمتر از اون را هم بیاورد اگر 50 درصد، معلوم به اجمال ما 50 است و اطراف 100 است. در ذهن ما این است که اگر کمتر از 50 را بیاورد علم پیدا میکند که اینها یکیش خلاف واقع است. این خیلی دور از ذهن است که همین هایی که من مرتکب شدم همه اینها همان حلال ها باشد. بابا اینها.

سوال:؟؟؟

جواب: دو تا که نه. ما دو تا را صحبت نمیکنیم. ممکن است مخالفت قطعیه. به مقداری که محصور است. ما هم میخواهیم فقط مخالفت قطعیه اش ممکن باشد عادتا. به یک مقداری که محصور است علم به مخالفت پیدا میکنیم. وجهی نیست.

و اما الاجماع که اون هم اجماع دیگه پر واضح است. اجماع را هم قدر متیقن نمیخواهیم بگوییم. اصلا معلوم است اجماع که گفته شبهه غیر محصوره. اصلا شبهه غیر محصوره این را نمیگیرد. این را نمیگویند غیر محصوره. کثیر فی الکثیر اصلا عنوانی که اجماع بر آن هست شامل این نمیشود.

و اما اخبار اون هم اخبار هم همین جور است. مساله اخبار شامل اطراف، این را تکمیلش بکنیم بحث را، اخبار شامل اطراف علم اجمالی میشود یا نه، اخبار تا به حال میگفتیم اخبار حل، برائت، نه؛ اعم، مرخصه، حتی استصحاب. ممکن است در یک جایی شبهه غیر محصوره مجرایش استصحاب نافی باشد. اخبار مرخصه بهش میگوییم. نمیگوییم اخبار حل. نمیگوییم اخبار برائت. نه. غیر از اون سه تا، ادله استصحاب را هم اضافه کنید. اخبار مرخصه، شامل اطراف شبهه غیر محصوره میشود یا نه؟ شیخ انصاری گفت شامل نمیشود. اون که بعد گفت شبهه غیر محصوره شبهه بدویه است اونها تنزلی بود. ثانیا بود. ابتدا میگفت اخبار مرخصه شامل اطراف علم اجمالی نمیشود. این یک نظر است.

مرحوم اقای خویی هم گفت بله. اخبار مرخصه مثل مرحوم آخوند شامل اطراف علم اجمالی در شبهات غیر محصوره نمیشود. خب شامل نمیشود که نمیشود بگوییم اینها غیر محصوره را اصلا نمیگیرد. گفت نه. غیر محصوره را میگیرد اون غیر محصوره ای که قدرت بر امتثال نداری. مرحوم اقای خویی اخبار مرخصه را میگوید شبهه غیر محصوره را میگیرد به نحو مطلق میگوید نمیگیرد. به نحو مطلق بگیرند بدون حرج بدون عسر بدون ضرر و عجز، گفت این اذنش قبیح است. مرحوم اقای خویی اگر در جایی دیدید گفت که اخبار شامل شبهه غیر محصوره میشود منافاتی با حرفش این جا ندارد اون مقصودش غیر محصوره ای است که یکی از عناوین رافعه را دارد. به خاطر همان اشکال ثبوتی چون محال است پس ما این اخبار را حمل میکنیم بر شبهه بدویه و شبهه غیر محصوره. این حرفش با شیخ فرق میکند. شیخ میگوید اصلا غیر محصوره را نمیگیرد. او میگوید یک قسم از شبهه غیر محصوره را میگیرد و یک قسم را نمیگیرد.

مرحوم نائینی تفصیل میدهد. میگوید اخبار مرخصه شبهات غیر محصوره را میگیرد در جایی که مخالفت قطعیه اش ممکن نیست. مثل شبهات تحریمیه غیر محصوره. و نمیگیرد در جایی که مخالفت قطعیه اش ممکن است. تفصیل میدهد. تصریح کرده که اخبار حل شبهات غیر محصوره را هم میگیرد منتها به همان نکته عقلی. میگوید در تحریمیه میگیرد چون مخالفت قطعیه اش امکان ندارد و ترخیص شارع در همه اشکال ندارد ولی در وجوبیه میگوید مخالفت قطعیه اش ممکن است و ترخیص شارع مشکل دارد پس اخبار شاملش نمیشود.

و ما اوسع از اینها گفتیم که اخبار مرخصه اعم از استصحاب برائت و یکی هم قاعده طهارت است. شبهه غیر محصوره است نجس است میگوییم قاعده طهارت در همه جا جاری میشود. اخبار مرخصه اخبار برائت قاعده طهارت استصحاب نافی، و هر اصل نافی که باشد ما میگوییم که در شبهات غیر محصوره مجال دارد.

مرحوم اخوند گفت که در محصوره هم مجال دارد. گفتیم نه دیگه ما اون را جرات نداریم. ولی غیر محصوره را میگیرد چه عناوین رافعه باشد و چه نباشد. چه مخالفت قطعیه ممکن باشد و چه نباشد میگیرد. چون که اذن در جمیع اطراف غیر عقلائی نیست. اطلاق همه را میگیرد.

در کثیر فی الکثیر چون که مثل شبهه محصوره میبینند نسبت احتمال را مثل شبهه محصوره میبینند میگوییم اینجا هم اطلاق ندارد. اخبار حل شامل شبهه کثیر فی الکثیر را نمیگیرد. لذا همه اون ادله ای که ادله جواز در شبهه غیر محصوره همه آنها قاصر هستند. در شبهه غیر محصوره کثیر فی الکثیر نمیگیرد مگر همین جور باشد پنج در میان پنج میلیون باشد. اینها که کثیر فی الکثیر میگویند این را نمیگویند. این قلیل فی الکثیر است. کثیر فی الکثیر باید با هم تناسب داشته باشد. هذا تمام الکلام در شبهه غیر محصوره.

کلام مرحوم نائینی در مورد علم و شبهه موجود در شبهات غیر محصوره

یک جهت وجود دارد که در نوشته نیاوردیم دیدیم مرحوم نائینی این را مطرح کرده. بارها عرض کردیم نائینی از فقه به اصول امده. نه این که اصول را بحث کنیم تا ببینیم در فقه چه میشود! نه. از فقه به اصول امده و الفقیه الاصولی است در مجلس استفتای اخوند شرکت میکرده میگویند از اصحاب شب آخوند بوده. در مجلس شرکت میکرده. از اخوند هم استفاده میکرده. طبیعیش این بوده. درسش نمیرفته ولی استفاده میکرده. و اخوند هم خیلی بهش احترام قائل بوده که حتی اطرافیان اعتراض کردند که چه خبر است! چون نائینی معروف بوده به سطحی. الان هم بعضی میگویند ادم سطحی بوده. ما قبول نداریم. بعض اطرافیان به اخوند اعتراض میکردند که چه خبر است که این قدر احترام میگذاری؟ اخوند میگوید چی میگویید من چند صفحه استفتا بهش میدهم و همه را مینویسد! فقیه بوده. اخوند که خوشش میاید از او این هنر را خود اخوند نداشته. یک سلطه ای بر فقه نداشته. اخوند اصولی فقیه است. او فقیه اصولی است. مهم نیست.

مرحوم نائینی این بحث را مطرح کرده. الجهه الاخیره. خب در شبهه غیر محصوره علما میگویند احتیاط واجب نیست. حالا فی الجمله بالجمله گذشت. این بحث را مطرح کرده است که در اطراف شبهه غیر محصوره علم اجمالی کلا علم است یا شبهه کلا شبهه است؟ علم اجمالی کلا علم است اثری ندارد مثل مثلا جایی که خارج از محل ابتلا است که علم هست اثر ندارد. این است؟ یا نه، اصلا شبهه در اطراف علم اجمالی کلا شبهه است. اصلا اثار شبهه را نباید بار بکنیم. کدام یک از اینها است؟

ثمره عملیش اینجا ظاهر میشود: یک آب مضافی است قاطی شده با ابهای مطلق. شبهه غیر محصوره است. میتوانیم با یکی از اینها وضو بگیریم یا نه؟ اگر گفتیم علم به مضاف بودن کلا علم است، شبهه به حال خودش باقی است، چون شبهه داری که این مضاف است یا نه، نمیتوانیم با آن وضو بگیریم. شبهه دارید دیگه. شاید شانس ما همین مضاف بود. باید برای وضو احراز بکنی طهارت و اطلاق اب را. اگر علم کلا علم باشد با این نمیشود وضو گرفت. اما اگر شبهه کلا شبهه باشد، شبهه ندارد، اطمینان داری که این مطلق است، میتوانی وضو بگیری دیگه. حال شک در اطراف غیر محصوره از حال شک بدوی بهتر است. شک بدوی شک داری، الان شک داری این مضاف است یا مطلق نمیتوانی وضو بگیری. احراز اطلاق نکردی. اما در شبهه غیر محصوره نه. شبهه نداری. اطمینان داری که این حرام نیست. اطمینان داری که این مضاف نیست. پس میتوانی وضو بگیری.

گفته این است یا آن است؟ میگوید ظاهر کلمات فقها که گفتیم به فقه رفته، ظاهر کلمات فقها این است که شبهه کلا شبهه است. اینجا که رسیده اون وجه پنجم شیخ را که میگفت احاله به مجهول است این حرف شیخ نادرست است. گفته این حرف متینی است. فرمایش شیخ انصاری را اینجا بیان میکند. میگوید حرف شیخ این است که ما در هر طرفی شبهه نداریم. وثوق داریم که اون حرام نیست. وثوق داریم که اون مضاف نیست. وقتی وثوق داری میتوانی با این وضو بگیری. فرمایش متینی است که و ادعا کرده فتوای فقها این است که با تک تک انها میتوانید وضو بگیری. ایشان اهل تتبع هم بوده ولی نه آن قدر که ما وثوق پیدا کنیم. اینها حکم شرعی نیست که بگوییم خبر ثقه حجت است، باید ببینیم خودمان. اگر از حرفش وثوق پیدا کردید چه بهتر. اگر نکردید دنبال کنید.

ولی مهم نیست حالا که فقها گفته باشند یا نه. ما وجه پنجم شیخ را هر چند که خود شیخ تامل کرد هم به حمل شایع و هم به حمل اولی. به حمل شایع تامل کرد اخر وجه پنجم گفت فتامل. این یک مصداق تامل است. به حمل اولی تامل کرد در ادامه کلامش که وجه پنجم را میاورد میگوید و ان تاملنا فیه. اون میشود تامل به حمل اولی. هر چند مرحوم شیخ تامل کرد به حمل شایع و حمل اولی، ولی من کلام نائینی را سابق ندیده بودم. حالا دیدم ذهن عرفیش خوب عمل کرده. میگوید در شبهه غیر محصوره علم اگر اطرافش غیر محصور شد، نه که علم اثر ندارد، ما شبهه نداریم، این دیگه مسلک علیت مسلک اقتضا اینجا اصلا مجال ندارد. یعنی وثوق داریم که این آب مطلق است.

سوال:؟؟؟

جواب: نه. بالاتر. علم کلا علم است با شک هم میسازد.

سوال:؟؟؟

جواب: خیلی ها میگویند علم اثر ندارد هر کدام شبهه بدویه است.

خب این فرمایش مرحوم نائینی که فرموده. عدول از اون حرفش هم هست که گفت اشکال کردیم در حرف شیخ. اون را اورد توجیه کرد. توجیه نیاز ندارد. شیخ هم مرادش همین است. احتمال موهوم است به همین معنا که ما ظن و وثوق به عدم تکلیف داریم. وثوق داریم که اون معلوم به اجمال اینجا نیست. اگر وثوق داریم که اب مضاف این جا نیست یعنی مطلق است دیگه. پس جایز است توضّی در اطراف علم اجمالی که شبهه غیر محصوره است اگر معلوم شما مردد بشود بین اطلاق و اضافه به نحو غیر محصوره. هذا تمام الکلام در شبهه غیر محصوره. یک تنبیه دیگری هم باقی مانده که اون هم باید بحث کنیم تا مبحث اشتغال تمام بشود وارد بحث جدید بشویم. اقل و اکثر.