درس خارج فقه جلسه 12 تاریخ:31/6/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
نقصان رکوع در نمازهای مستحبی
نظر مرحوم سید
بحث در فرع اخیر بود. قبل از بحث در تتمه فرع اخیر در ناحیه نقصان در نمازهای مستحب، سید فرمود که نقصان رکوع مثل فریضه است. گفتیم حرف متینی است. الصلاة ثلاثه اثلاث، ماهیت صلات این است. نه نماز واجب. نماز واجب و مستحب یک حقیقت هستند. گذشته که قاعده مساوات هم هست. و لکن بعضی ها گیر کردند در نقصان رکوع یا سجدتین در نافله. گفته اند علی الاحوط. ملاحظه کنید ما پیدا نکردیم وجهش چیست. لعل وجهش همان روایتی است که مرحوم اقای حکیم در اخر بحث متعرض شده. لا سهو فی النافله. روایت معتبره است. لا سهو فی النافله. اطلاق دارد. زیادتاً او نقصاناً. اون وقت این حاکم میشود مثلا بر اون روایاتی که میگفت الصلاة ثلاثه اثلاث.
سوال:؟؟
جواب: زیاده را که قبول کرده. نقصیه که همه میگویند ایشان اشکال کرده.
و لکن ما وجهی پیدا نکردیم جز همین روایت. حالا شما تتبع کنید. و لکن همان طور که مرحوم اقای خویی و بعض دیگر فرمودند لا سهو فی النافله مراد از سهو این نسیان نیست. سهو لغوی که معنای نسیان نیست. یا لا اقلش شک داریم که لا سهو یعنی چی. معلوم نیست مراد نسیان باشد. و لعل مراد از لا سهو فی النافله شک باشد. درست گفته اقای خویی. در کثیری از روایات به شک سهو اطلاق شده. این هم یک نوع سهو است. از ذهنش رفت شک کرد. یک نوع سهو است. سهو لازم نیست که حتما چیزی در ذهنش نباشد. سهو غفلتی است غفلت گاهی موجب میشود که چیزی در ذهنش نباشد و گاهی موجب شک میشود. اطلاق ندارد لا سهو و شامل نسیان نمیشود، مقداری بعید است این جور، زیاده خب اصل نماز را میاورد یک رکوع اضافه میکند. جای تحمل دارد. اما الصلاة ثلاثه اثلاث. حقیقت نماز این سه تا است. طهور و رکوع و سجود. بگوییم الا نافله، اون حقیقتش چیه دیگه، رکوع و سجودش مهم نیست. فقط. اینها گفتنی نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: کسی نماز بدون رکوع و سجود را خواند. اون روایت میگوید کسی مشکل پیدا کرد حضرت فرمود قد اتممت الرکوع و السجود قال نعم. تمام. اساس نماز طهور و رکوع و سجود است. نماز بی رکوع و سجود همان شیری است که از شیر بودن خارج میشود.
سوال:؟؟؟
جواب: زود تر بیاوری دیر تر بیاوری هدیه است. ولی باید نماز باشد. نه رکوع نه سجود دارد. نماز نیست.
سوال:؟؟
جواب: تدارک بکنیم اشکال ندارد. شما دو رکعت نماز نافله خواندی و یادت رفته رکوع کنی و یادت رفته سجود کنی.
سوال:؟؟
جواب: اصلا گذشت و موجب زیاده است. اون هم اشکال ندارد.
در هر حال، یک چیزی است که ذوق فقهی قبول نمیکند. نماز باشد صحیح هم باشد ولی نه رکوع و نه سجود دارد!
سوال:؟؟
جواب: حرف سید این است. میگوید نقصان مبطل است. اون میگوید مبطل نیست. تدارک هم معنا ندارد. سلام را گفتم دو رکوع و دو سجود نیاوردم. الان دو رکوع بیاورم!!! اینها گفتنی نیست. دین امام صادق نیست این جور نمازی تشریع بکنی.
وجهی ندارد این که سید فرمود نقصان رکوع مبطل است، نقصانی که تدارک نکنی محل بحث نیست ها! شما یادت رفته رکوع کنی و بعد از سجده یادت امد برگرد. زیاده که مبطل نیست. رکوع کن و بعد سجده نماز صحیح است. نقصانی که تدارک نشود میگوید باطل است چون اطلاق الصلاة ثلاثه اثلاث داریم. مقیدش که لا سهو نمیتواند. لا سهو ناتمام است. و ثانیا اگر لا سهو درست باشد و فرض نسیان را هم بگیرد میگوییم نسیان رکوع را نمیتواند بگیرد و این نمیتواند مخصص اون بیانات مطلقه قویه باشد. خب بگذریم.
زیاده رکوع در نافله
نظر مرحوم سید
اما بحث زیاده. مرحوم سید فرمود زیاده در نافله مضر نیست. این را در خلل هم مفصل سید اورده. یکی از مشکلات عروه تکرارش است. بعضی مسائل را بیش از دو جا و گاهی سه جا اورده. و خیلی جاها هم باز اختلاف دارد نظرش. قران که نیست بگوییم اختلاف کثیر ندارند. اختلاف کثیر هم دارند. حالا مهم نیست. این را در بحث خلل هم مطرح کرده و البته اینجا با بحث خلل یکی است. گفته زیاده در رکوع و سجود اینها مضر به صحت نماز نیست.
نظر مرحوم اقای حکیم و تفاوت کلام ایشان با مرحوم اقای خویی
عرض کردیم مرحوم اقای حکیم ابتدا از اجماع شروع کرده. گفته اجماع دلیل لبی است و دلیل لبی قاصر است. دلیل لبی است که زیاده مبطل است این قاصر است. قدر متیقنش فریضه است. که اون حرف نادرست است. قانون مساوات در جایی که دلیل هم اجماع باشد میاید. قبلش به دلیل مساوات خودش تمسک کرده. دلیل ما اگر اجماع باشد به ضمیمه متمم الجعل دلیل مساوات میگوییم فرقی بین نافله و فریضه نیست.
ما این را عرض کردیم مثل این که مرحوم اقای حکیم اون روایات مطلقه ای که من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده را ندیده. الان هم این جور میگوییم. میگوییم غافل شده از معتبره ابی بصیر هر چند در اخر عبارتش صحیحه منصور بن حازم را اورده که سجود دارد و رکعت با یک گیری. با یک ادعایی. گفته مقصود از این رکعت، رکوع است. میخواسته درست بکند. صحیحه منصور بن حازم را اول اورده به ضم یک ادعایی. صحیحه منصور بن حازم کاش مستمسک را میاوریم میخواندیم.
اون صحیحه منصور بن حازم اخر عبارتش که اورده این است: بل یدل علیه ما تضمن میگویم اون من زاد را ندیده اون را حلش نکرده اصلا. غافل شده از او. ان الصلاة لا تعاد من سجدة و تعاد من رکعة. بنا بر این که رکعت مراد رکوع باشد به قرینه سجده، گفته این روایت مطلقه است، شامل میشود نافله و فریضه را.
معتبره ابی بصیر که میگوید من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده که اقای خویی اورده اون را التفات نکرده. اون صاف است. من زاد... اون مطلق برای ما هست. منتها اقای خویی فرمود اون مطلق مقیداتی دارد. این مقیدات اگر مقید اون مطلق بشوند مقید روایت منصور بن حازم هستند ها! تقیید مکتوبه بحث کردیم. ما از مطلقات نمیتوانیم استفاده کنیم مبطلیت زیاده را در نافله. ما قصور مقتضی را میگوییم هست به قرینه اون المکتوبه الفریضه اون مهم بود.
روایت اول در مساله
آیا دلیل خاصی داریم که بگوید زیاده در رکوع مبطل نیست یا نه؟ مرحوم اقای حکیم سه تا بیان آورده. سه تا روایت اورده. روایت اولی روایت صیقل بود که خواندیم. دیگه اینها کشش نمیخواهیم بدهیم. حاصل و مخ کلام آقای حکیم در روایت صیقل اونچه را اینجا گفته و در باب خلل جلد 7 ص 583 گفته، مخ حرفش این است که این روایت دو تا کلمه دارد. میگوید لیس النافله کالفریضه. یک نکته دارد. یک نکته هم این است که از سلام صحبت نکرده گفت بشیند و یتشهد. نگفت و یسلم.
در بحث نماز شفع و وتر صحبتی هست کلامی هست که اینها یک نماز هستند یا دو نماز هستند. پیش مرحوم اقای حکیم مفروغ عنه است که اینها دو نماز هستند. مفصوله هستند. گفته چون دو نماز هستند، ما به این روایت نمیتوانیم عمل کنیم. فرموده که اون چون دو نماز هستند پس رکعت سومی را که بلند شده رکعت نماز اخر حساب میشود. وقتی رکعت نماز اخر حساب شد، زیاده حساب نمیشود. این ربطی به بحث ما ندارد. بعد آمد گفت و لکن این که رکعت نماز جدید باشد، دو تا قرینه بر خلافش داریم. یک: اگر رکعت نماز جدیدش باشد خب، فرقی بین نافله و فریضه نیست. در فریضه هم شما یک رکعت نماز جدید را شروع کن، مضر نیست. در حالی که این روایت میگوید نافله مثل فریضه نیست این نمیسازد با که این رکعت جدید باشد. چون اگر رکعت جدید باشد فرقی بین فریضه و نافله نیست. رکعت جدید همان طور که در نافله مضر نیست در فریضه هم مضر نیست. دو: مثل روایت حلبی نگفت یتشهد و یسلم. سلام هم بگوید. گفت یتشهد ثم یقوم. این با متصله میسازد.
مرحوم اقای حکیم فرموده این روایت ظاهرش این است که این سه رکعت متصل است و چون که با این دو قرینه ای که گفتیم و چون متصل خلاف است و خلاف واقع است، پس این روایت را طرح میکنیم. ایشان این جور فرمود. ایشان بالاخره این روایت را طرح میکند. به همین دو تا قرینه، و میگوید قابلیت استدلال ندارد.
در مقابل اقای خویی میگوید چرا طرح بکنیم! ایشان میگوید همان را که اورده و لو به عنوان رکعت اخر باشد، ولی چون ادامه او اورده سلام نگفته تشهد نگفته زیاده حساب میشود. مرحوم اقای خویی یک فرقش با اقای حکیم این است. میگوید این اضافه را که میاورد زیاده حساب میشود. وقتی زیاده حساب شد پس درست است که گفته و لیس النافله کالفریضه. همین یک رکعت در فریضه اضافه کند بدون تشهد و سلام ها! مبطل است. در نافله اضافه کند مبطل نیست. گفته دلالتش تمام است.
اون کلمه سلام را متعرض نشده. شاید میگوید که خب وقتی گفت بشیند و یتشهد، تشهد را بگوید این هم فرض این است که رکعت وتر است دیگه، میگوید در شکم اون هم هست. یتشهد یعنی یتشهد و یسلم.
حاصل الکلام: اقای خویی میفرماید اون زیاده را اضافه میکنی بر نماز قبلی، بین نافله و فریضه فرق است. زیاده صدق میکند. لیست النافله کالفریضه. دلالت این روایت تمام است. پشت سر دو رکعت نماز صبح یک رکعت بخوان، نمازت باطل است. پشت سر دو رکعت شفع یک رکعت وتر بخوان بر گرد اصلاحش کن نمازت صحیح است. اختلاف مرحوم آقای خویی و اقای حکیم در این نقطه است. که این رکعتی که به عنوان رکعت نماز دیگه میاید زیاده صدق میکند یا نه؟ اقای حکیم میگوید زیاده صدق نمیکند. اقای خویی میگوید زیاده صدق میکند. که ما هم در ذهنمان همین است گفتیم اقای حکیم اقرب به ذهن است که این زیاده. رکعت سوم به عنوان یک نماز دیگری میاید مردم نمیگویند زاد در اون. زیاده اینجا ها را نمیگیرد.
مختار استاد «دام عزه»
اینها فرمایش اقای حکیم فرمایش اقای خویی. ما چه عرض کردیم؟ ما ادعایمان این است که این روایت رکعت ثالثه را نمیگوید. ادعای ما این است که رکعت ثالثه را نمیگوید. در بحث نماز شفع و وتر روایات مختلف بودند. بعض روایات میگفت که سه تایش یک سلام است. الان بعضی ها هم همین طور فتوا دادند میگویند یک نماز است. ما در ذهنمان این است که گفتیم بعید نیست. منتها معرض عنه است. و الا بعید نیست که همین طور باشد. ما با اقای حکیم و اقای خویی این طور میگوییم که این به عنوان رکعت سوم جدا نیست. این به عنوان رکعت سوم نماز شفع است. نماز شفع سه رکعتی است. این به عنوان رکعت سوم است. در رکعت دومش یادش رفته تشهد بخواند، بلند شد یادش امد حضرت فرمود بشین تشهد بخوان دوباره بلند بشو رکعت سوم را همه اش را از سر نو بیاور. میشود زیاده. مصداق زیاده است از باب این که این رکعت سوم است. ما مدعای اقای حکیم را قبول کردیم که اگر ثالثه بود زیاده صدق نمیکند. ولی این که ایشان گفته ثالثه است به قرینه روایات دیگر، میگوییم نه. ظاهر این، این است که جزء نماز است. جزء نماز است رکعت ثالثه نماز است نه رکعت جدیده نماز جدید. تشهد را یادش رفته.
در ذهن صیقل هم همین بود. چرا؟ چون صیقل میگوید گفتم اقا شما که در فریضه میگفتید، همین، شاهد حرف ما، شما در فریضه میگفتید اگر تشهد را یادش رفت و در رکوع یادش امد مضی، خب اون کجا بوده حضرت این را میفرموده مضی! مورد سوال رکعت بعد همان نماز بوده. مورد قلتُ صیقل رکعت همان نماز بود که نقض کرد به حضرت. این شاهد این است که مبحوث عنه در این روایت رکعت سوم همان نماز است نه نماز جدید که اقای حکیم گفته و اقای خویی هم قبول کرده. نه. این همان است. و حضرت هم، یک شاهد دیگری هم داریم که نمیگوید سلام بگو چون رکعت دوم نماز سه رکعتی است و سلام ندارد دیگه. با اون هم میسازد. یتشهد بعد بلند میشود یک رکعت دیگر میخواند، اضافاتی پیدا میشود چون نافله است مضر است.
دلالت این روایت تمام است، به این بیانی که عرض کردیم. و لکن مشکل این روایت این است که این روایت معارض دارد و معرض عنه است که اون یک مشکل دیگری است.
حاصل الکلام: کنار گذاشتن این روایت به خاطر اعراض مشهور یک داستان است، این که مرحوم اقای حکیم طرح میکند به یک نکته دیگری طرح میکند. ما میگوییم ظاهرش رکعت متصله است رکعت سوم است دلالتش تمام است منتها معرض عنه است. خب اقای خویی میگوید اعراض اثری ندارد. ما عمل میکنیم به این روایت. یا نه، حالا درست است در موردش نمیشود عمل کرد. ولی مثلا از این یک قاعده کلی میفهمیم که زیاده، معرض عنه است در موردش نمیشود عمل کرد ولی یک قاعده کلی را بیان کرده که لیس النافله کالفریضه فی انّ الزیاده لیس مضرة.
سوال؟؟؟
جواب: اشکالی ندارد چه بسا قاعده کلیه ای داریم که در موردشان نمیشود عمل کرد.
به ذهن میاید و لو معرض عنه هم باشد در موردش، مع کلام فیه، میشود به این قاعده عمل کرد. قطعا معنای لیس النافله کالفریضه معنایش این استکه در این که زیاده مبطل باشد. این معنایش این است. لیس النافله کالفریضه ما قاعده عمل میکنیم و لو این که در موردش معرض عنه است میگویم اون علی کلام است ها! خیلی صاف نیست. این روایت اولی.
روایت دوم در مساله
روایت دومی هم روایت معتبره حلبی است. در روایت حلبی این جور است: عن الرجل سهی فی الرکعتین من النافله فلم یجلس بینهما حتی قام بین دو رکعت ننشست که تشهد بخواند حتی قام فرکع فی الثالثه. یادش رفت دومی است این دیگه متصل است. این واضح است. قال یدع رکعة و یجلس و یتشهد و یسلم ثم یستانف بعدش اگر خواست نماز بخواند یک نماز جدیدی بخواند. خب این دلالت بر این دارد که نماز مستحبی بوده. من النافله. یک رکعت را که دارای رکوع هم بوده میگوید یدع. میشود زیادی رکوع حداقلش. حضرت فرموده زیاده رکوع در نافله اشکالی ندارد.
مرحوم اقای حکیم باز در اینجا همان را تکرار کرده. گفته حتی قام فرکع فی الثالثه شاید این ثالثه رکعت جدید نماز دوم باشد. به نظرم اقای خویی هم تصدیق کرده. میگوید نافله همین جور است. عن الرجل سهی..... مثل این که اقای حکیم این را از قبلی واضحتر دانسته. اول این را گفته. گفته که ظهور این الا ان یستشکل فی الاخیر بظهوره فی کون الثالثه مقصودا بها صلاة اخری. این که ظاهرش ادعا کرده که اون سومی صلات دیگری است شاید به این جهت بوده که ذیلش دارد ثم یستانف صلات بعدش. یعنی اون سومی هم نماز دیگری بوده که شروع کرده که حضرت میگوید اون را رها کن تشهد و سلام بگوید بعد نماز را شروع کند. پس معلوم میشود که اون سومی هم شروع نماز دیگری بوده. از این ذیلش مرحوم اقای حکیم ادعا دارد که اون ثالث نماز جدید بوده. بعد همان حرفها میاید دیگه. وقتی نماز جدید بود همان اختلاف اقای خویی و اقای حکیم. نماز جدید بود اقای حکیم میگوید زیاده صدق نمیکند پس این روایت به درد ما نمیخورد. اقای خویی میگوید زیاده صدق میکند و به درد ما میخورد. همان اختلاف اینجا میاید. به نظرم اقای خویی ادعا کرده واضح است. واضح است که این ثالث یعنی نماز جدید.
و لکن ما این را هم نتوانستیم قبول کنیم.
سوال:؟؟؟
جواب: بینهما اینها در کلام سائل است خیلی چی نکن. بینهما یعنی مثلا بین این رکعتی و اون رکعتی میخواند. نه که بینهما بین دو رکعت. بینشان میخواسته بگوید. حتی قام فرکع فی الثالثه فقال یدع رکعة و یجلس و یتشهد و یسلم ثم یستانف ....
ما به این ظهور اقای حکیم یا وضوح اقای خویی، اقایی خویی را پیدا نکردید؟ میگوید واضح است. این را ما نتوانستیم باور کنیم. عن الرجل سهی..... اصلا نافله ابتدایی میخواسته بخواند. کلمه سهی دارد. گاهی ما میخواهیم نماز دو رکعتی میخوانیم یادمان میرود و یک رکعت اضافه میکنیم. یک امر عادی و متعارفی است.
سوال:؟؟؟
جواب: عن الرجل.... یادش رفت بشیند ننشست. بلند شد یک رکعت دیگری خواند. فکر کرد هنوز همان نماز است نه جدید.
سوال:؟؟؟
جواب: نه دو رکعتی میخواسته بخواند یادش رفت یک رکعت اضافه خواند.
این عرضم به خدمت شما بعید نیست، این که ادعای وضوح کردند نفهمیدیم. سهی فی الرکعتین من النافله یادش رفت سر دو رکعتش سلام بگوید یک رکعت اضافه کرد. بعد در رکوع فهمید. حضرت فرمود رهایش کن.
سوال:؟؟؟
جواب: این اتفاقا بهتر است. سهی فی الرکعتین، من المحتمل یعنی سر دو رکعت سلام بدهد سهو کرد و ادامه داد. یا نه در نماز دو رکعتی سهو کرد. اون جهت را نمیرساند.
مهم نیست. این بند به این است که آیا این ثالثه که میگوید جزء همان باشد دلالتش واضح است. و اما اگر جزء نباشد علی المبنا. اقای حکیم میگوید دلالت ندارد چون زیاده صدق نمیکند. اقای خویی میگوید دلالت دار چون زیاده صدق میکند. این هم دومی.
روایت سوم در مساله
سومی هم صحیحه محمد بن مسلم عن السهو فی النافله، همین که اول بحث خواندیم. فقال لیس علیک شیئ. این اطلاق دارد سهو زیاده را هم میگیرد. کما این که نقیصه را هم میگیرد. منتها به قرینه قرائنی که عرض کردیم در نقیصه رفع ید میکنیم. اشکالش همین است که سهو در نافله یک اصطلاحی است در روایات. همین جور است نگاهش کنید روایات را. دیگر نیاوردم اون روایات را. میگوید سهی نمیداند سه تا یا چهار تا است. از شک تعبیر به سهو میکند. درست است فرمایش مرحوم اقای حکیم سهو در اصطلاح روایات یا به معنای شک است یا لا اقلش مجمل است. معلوم نیست که نسیان ما را شامل بشود. شک در روایت هم داریم که لا شک فی النافله. این مثل همان است. یکی از شکوک که اعتبار ندارد شک در نوافل است. شک کردی دو رکعت خواندی یا سه رکعت. بگو دو رکعت. استصحاب را اینجا زنده کن و عمل کن.
حاصل الکلام: مرحوم سید که فرموده نعم الاقوی عدم بطلان النافله بزیادته سهوا، حرف تمامی است و در مقام مجالی هم برای حدیث لا تعاد نیست. لا تعاد الصلاة، ما در زیادی رکوع سهوا در فریضه هم اگر یادتان باشد ما گیر داشتیم که لا تعاد نمیگیردش. لا تعاد اصلا معلوم نیست زیاده را بگیرد.
توصیه ای برای تمرکز بر تدرّس
هذا تمام الکلام در رکوع. از رکوع بروید به سجود که همین جور هم هست مردم از رکوع به سجود میروند. فصل فی السجود. ما معمولا سر فصل ها یک توصیه ای داریم. میگوییم ما مضی مضی. حالا دیگه درست بررسی بوده یا نبوده تلاش بوده یا نبوده ما مضی مضی. حالا این را سعی کنید اول بحث است جدی تر به مساله نگاه کنید تعمق و تامل داشته باشید. کارهای زیادی دارید کم بکنید. کار زیاد با اینها نمیسازد. بعضی از رفقا چند درس میگویند. از قدیم گفته اند یک درس کم و دو درس زیاد. معنایش چیست. یعنی یک درس برو و یک درس بگو. بعضی سه تا چهارتا درس میگویند، سه تا چهارتا درس میروند، اینها کجا مطالعه میکنند خدا میداند. وقتهایتان را مدیریت بکنید. اصل را بر تدرس بذارید نه تدریس. حالا یکی میخواهد یک مدرس حرفه ای بشود. مدرس مکاسب حرفه ای. اشکال ندارد اون هم خوب است. ولی اینها خیلی به دردش نمیخورد. ولی اگر کسی میخواهد به مراتب بالاتر برسد نمیشود و با تدریس زیاد جمع نمیشود تا چه برسد به کارهای دیگر. حالا کارهای زیاد ما میگوییم مفروغ عنه است که در حق شما نیست. تدریس زیاد هم چیز خوبی نیست. یا اگر تکراری بود اشکال ندارد یک کتاب را دو جا بخواند مشکلات زندگی است مثلا. امثال اینها. اما این که سه تا چهارتا درس برداری و مواضع مختلفه. اونها مطالعه میخواهد. اینها مسولیت دارد گاهی از اون جهتش هم گیر دارد. خب بگذریم.
فصل فی السجود و حقیقته وضع الجبهه علی الارض بقصد التعظیم. ملاحظه کنید.