فقه ۲۳ شهریور جلسه ۶

از آیت‌الله گنجی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۱:۱۴ توسط Majidkhoshnoudi (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «درس خارج فقه                         جلسه 6                              تاریخ:23/6/1404 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمان الرحیم. = مساله 24 شک در مواد و هیئت الفاظ = بحث در مساله 24 بود. عرض کردیم مرحوم آقای خویی اونی را که در نوار فرموده عکس اونی...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

درس خارج فقه                         جلسه 6                              تاریخ:23/6/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مساله 24 شک در مواد و هیئت الفاظ

بحث در مساله 24 بود. عرض کردیم مرحوم آقای خویی اونی را که در نوار فرموده عکس اونی است که مقرر تقریر کرده. میشود گاهی اوقات طرف جابجا کند. این امر عادی است. حالا اصل مساله که طبق اونچه که در تقریرات است. فرع اول که نمیداند عظیم به ظاء است یا ضاد. مرحوم مقرر گفته که میتواند هر دو را بگوید رجاءً. به قصد این که اون که صحیح است جزء باشد و اون که ناصحیح است ذکر باشد. مثل فرع بعدی که چند جور جایز است اینجا هم چند جور جایز است. گاهی اوقات هم محل ابتلا است. نمیداند که مثلا و لا الضالین را که میگوید باید این جور ادا کند یا یک نحو دیگری. دو جور ادا بکند اینجا جهت قرانی اضافه شده که بعد توضیح خواهیم داد.

اگر اون ماده کلمه را نمیداند به چه نحوه است که معنایش فرض این است که تغییر میکند ها! مرحوم اقای خویی فرمود اشکال ندارد ولی در نوار گفت حرف سید درست است. از این باب این که زیاده است. اگر عظیم را دوبار تکرار بکند یکی زیاده است و زیاده هم که مبطل نماز است.

در مقابل مثل مرحوم اقای حکیم هم دارد این را. کسی بگوید وقتی رجاءً میاورد یکی از این ها مثلا میشود دعا. میشود ثنا. میشود ذکر الله. حالا دعا از باب مثال است. این کلمه عظیم را دوبار ادا میکند و یکیش به نیت اون واجب و یکی هم به عنوان ذکر الله. مرحوم آقای خویی ادعا کرده در نوار که یکی از این ها میشود مهمل. و وقتی که شد مهمل دیگه مصداق ذکر الله نیست مصداق اسم الله نیست. میشود زیاده.

کلام در این نقطه است. خود مثل اقای خویی مثل سید میگویند دعای به ملحون اشکال ندارد. ثنای به ملحون اشکال ندارد. قرائت باید صحیح باشد. ذکر واجب باید صحیح باشد. اما دعا را غلط و غلوط هم خواندی اشکال ندارد. بعضی ها گفتند فارس هم خواندی اشکال ندارد.

خب بنا بر این که ملحون اشکالی نداشته باشد خب این عظیمی که میگوید یک فرضش ملحون است. این که مرحوم اقای خویی میگوید مهمل است زیاده است، نه، این مهمل نیست. مهمل وقتی است که شما معنایی ازش اراده نکنی. اگر یکی از اینها را میاورد به عنوان ذکر واجب، یکی را میاورد به عنوان ذکر الله است. اشاره به خدا دارد. عظیمی که میگوید با زاء اصلا میگوید. یا ایها العزیم میگوید. وجهی برای مبطلیتش نیست. ما در دعا اطلاقاتی داریم. مقتضای اطلاقات همین است که هم در ذکر و هم در دعا در نماز مجاز است. کلما ذکرت الله فهو من الصلاة هر چه دعا کنی دعا مضر نیست. مهم این است که این لفظها را میگویی مصداق ذکر خدا باشد. چطور فارسی بیاوریم اینها ذکر خدا است دیگه، حالا عربی غلط اوردیم. پس این طور نیست یک لفظی را همین طور تکلم کرده باشیم. بلکه مصداق ذکر الله است. مثلا در و لا الضالین که دو نحو میگوید یکیش را میگوید قران است و یکی را قصد میکند که خدا من را جزو گمراهان قرار نده. قصد دعا میکند نه قران. اشکال ندارد.

سوال:؟؟

جواب: کلما ذکرت اطلاق دارد. مهم این است که اشاره به خدا باشد و لو با یک لفظ غلطی.

سوال:؟؟؟

جواب: چیزی که ذکر خدا باشد کافیست.

این معلوم باشد این را خوب بود تفصیل میداد ایشان. اولا اون لفظی که عوض میشود اون خودش جزو تسبیح نیست ولی غلط هم نیست. چه بسا حرفی را که بدل میکنیم باز اون خودش هم صحیح است منتها بعضی الفاظ این طوری است که اگر لفظ خودش را هم نگویی باز صحیح است. فرض بفرمایید عظیم را بگوید عزیز. عزیز هم صحیح است خداوند عزیز است. اگر که من تغییر میدهم و اون لفظ جدید خودش درست است صلاحیت این را که ذکر واجب باشد ندارد و لکن خودش باز فی حد نفسه صحیح است این را که بحث نداریم. بحث در جایی است که اون لفظ اصلا غلط است. در عرف عرب این را غلط میدانند. من ثنا کردم به غلط. ذکر خدا گفتم با لفظ غلطی. آیا این مضر به نماز هست یا نه؟

این را همان طور که مرحوم اقای حکیم هم احتمال داده بعید نیست که بگوییم اون کلما ذکرت ذکر غلط را هم میگیرد. فرمایش مرحوم اقای خویی که میگوید مهمل است یا مرحوم سید، که این با خود مبنای سید هم جور در نمیاید. این که سید میگوید هر دو را رها کند و برود سراغ تسبیح صغری درست نیست. دو تا را رجاءً میگوید احتیاطا میگوید یکیش به عنوان ذکر الله. شما که ذکر غلط را میگویید اشکال ندارد. میرسیم ذکر ملحون را مرحوم سید گفته اشکالی ندارد. این رجاءً اوردن، میتواند هر دو را بیاورد، بر طبق مبنای سید پر واضح است که اشکالی ندارد. و این که اصلش هم اشکالی ندارد در ذهن ما این است که مانعی ندارد. غلطی که مصداق ذکر الله است عرفا مصداق ذکر الله است همین هایی که دعا میخوانند دیدید دیگه خیلی غلط میخوانند در مقام دعا ولی خب دارد دعا میخواند دیگه. غلط خواندن مانع از صدق دعا و ذکر خدا نیست. لذا همین فرمایشی که در متن فرموده بعید نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: زیاده نیست. وقتی خود روایت اجازه داده کلما ذکرت زیاده معنا ندارد.

کلام مرحوم خویی در فرق بین تسبیح و آیه قران

و اما بخش دوم که مرحوم آقای خویی در نوار فرموده فرق است بین تسبیح و ایه قران. در تسبیح امر سهل است و راست است. ما در تسبیح کلی میخواهیم. در رکوع سبّح تسبیح بگو. اطلاق دارد این شامل میشود جایی که بگویید سبحان ربی العظیمَ یا عظیمُ. اطلاقات میگیردش. اون که در نوار فرموده تمام است. بعد فرمود بر خلاف قرائت که فرموده باید ما نزل باشد. قران صدق کند و قران یکی از اینها است. دیروز اشاره کردیم. قران یکی از اینها است به لحاظ اخر کلمه گفتیم این حرف صحیحی نیست سابق هم بحث کردیم و گفتیم مرحوم حاج شیخ عبد الکریم هم این نکته را دارد. اخر کلمه ما نزل ندارد. اون کیفیت قرائت است. حالا ممکن است پیامبر یک بار با وقف قرائت کرده. هر کس دیگری هم، اگر با وقف قرائت کنی وقف جایز همین است، قران است. وصل هم بکنی قطعا یکی است. مرحوم اقای خویی میگوید قطعا یکی از اینها قران است نه. در موارد وقف جایز هر دو عرفا قران است. چون قرانیت قران به اخر کلمه نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: این که داریم بحث میکنیم در محل کلام متین است. بعد گفت این فرق دارد با قران. ما میگوییم در قران هم فرق ندارد. همین وجوه جاری است. چون اخر کلمه ربطی به قران ندارد. اخر کلمه ازادی است.

سوال:؟؟؟

جواب: یک جور خوانده دیگه.

خب این را گفتیم مرحوم حاج شیخ عبد الکریم هم دارد که اخر کلمه ربطی به جهت قرانیت ندارد. خود پیامبر هم ممکن است دو جور خوانده. گاهی وقف میکرده در جایی که وقف جایزه. طبیعیش که همین است.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا معلوم نیست جبرئیل معلوم نیست خوانده باشد. خواندن هم مال پیامبر است. خواندن جبرئیل با خواندن پیامبر فرق دارد. انها وحی است القای در ذهن است. این جمله را در ذهن القا کرده. سنلقی علیک قولا ثقیلا. پیامبر هم خوانده. این دیگه داستانش گذشته. یک نکته ای است خودش. که مرحوم حاج شیخ عبد الکریم متوجه شده، اخر کلمه ربطی به خود کلمه ندارد.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اون گذشت که باید صحیح باشد. قرائت واجب را داریم صحبت میکنیم.

مساله 25 رکوع جلوسی و بیان سه رفع

مساله 25. این مساله مهم است. یشترط فی رکوع الجلوسی. این اخرین مساله است. رکوع قیامی را خصوصیاتش را بیان کرده حالا رکوع جلوسی را دارد خصوصیاتش را بیان میکند. أن ینحنی بحیث یساوی وجهه رکبتیه. در حال نشستن که رکوع میکند وجهش بیاید جلوی رکبتینش همین کفایت میکند. یکفی. و الافضل بله هر چه بیشتر خم بشود. در رکوع قیامی هم افضل و غیر افضل داشتیم اینجا هم یک افضلی دارد. والافضل الزیاده علی ذلک بحیث یساوی مسجده. این دومی بود. حالا سومی: و لا یجب فیه علی الاصح الانتصاب علی الرکبتیه. لازم نیست مقداری بلند شود حالت انتصاب پیدا کند و بعد رکوع کند. شبه القائم. شبیه ادم قائم خودش را قرار بده. به اصطلاح اینها روی زمین است ساقین ولی اینها را عمودی کند. بین قیام و جلوس.

سوال:؟؟؟؟

جواب: نیم خیز نه. روی زانو باشد منتهی لا علی الرجلینش. بلکه علی ساقینش.

ثم الانحناء و ان کان هو الاحوط. دیگه این احوط استحبابیش همین است. سه تا فرع را اورده مرحوم سید. خب بحث در رکوع جلوسی مرحوم صاحب جواهر و مرحوم همدانی اینها اینجا بحث نکردند، در اون عجز عن القیام در جایی که عجز عن القیام یصلی جالسا اونجا رکوع جلوسی را بحث کردند. یک بحث مستقلی برایش در رکوع باز نکردند. خواستید اونجا را مراجعه کنید. سه نظریه در مقام هست.

فرع اول و وجه کلام سید

یکی همین که مرحوم سید میگوید. همین که الان متعارف هم هست. نمازهای جلوسی را که مردم میخوانند سرشان را اون قدر خم میکنند که صورتشان موازی رکبتینش بشود. وجه کلام سید که گفته همین مقدار کافی است. یشترط به لحاظ ادنی است. باید این مقدار، اگر این مقدار هم نیاید کفایت نمیکند. این مقدارش ضروری است. وجه ضروری بودن این مقدار این است که ما نسبت به عاجز عن القیام خطاب داریم که نمازش را جلوسا بخواند. ظاهرا باز هم شما تتبع کنید. ظاهرا ما نداریم که یرکع جلوسا به عنوان رکوع جلوسی در روایات نیامده. هر چند ظاهر اقای حکیم این است که این جور چیزی داریم. نه. اونی که ما داریم عجز عن القیام یصلی جالسا. در شکم یصلی است. یصلی جالسا یعنی یقرا جالسا یرکع جالسا یسجد جالسا. در شکم یصلی است جالسا.

وجه کلام سید این است که به ما گفته اند یرکع جالسا و به عرف القا شده و رکوع جالسی در عرف همین مقدار است. تحدید خاصی هم که نیامده برای رکوع. در قائما تحدید خاص امده ولی در رکوع جالسی که تحدید خاص نیامده. القا به عرف است عرف هم همین مقدار را رکوع میداند. میگویند رکع. اگر هم شک کردی که اضافه از این دخالت دارد برائت میگوید نه. اضافه از این هم واجب نیست. مقداری سخت است بگوییم مقتضای اطلاق یرکع جالسا. چون این جور اطلاقی ما نداریم.

و به عبارت دیگر، ظاهر یصلی جالسا بعد از این که گفته نماز رکوع دارد سجود دارد ظاهرش یعنی یرکع جالسا. و چون برای رکوع جلوسی یک حدی بیان نکرده در شریعت واگذار به عرف کرده عرف هم همین مقدار را رکوع میداند. اگر هم شک کنی برائت میگوید همین مقدار بیشتر واجب نیست. این وجه کلام سید است.

نظر مرحوم اقای حکیم و مرحوم همدانی

در مقابل، کسانی که میگویند زیادتر از این واجب است میگویند ما چنین اطلاقی نداریم. مثل مرحوم اقای حکیم مثل مرحوم همدانی اینها منکر اطلاق هستند. مخالف صاحب جواهر هستند که میگوید اطلاق داریم. اینها میگویند ما اطلاقی نداریم بلکه مقیِّد داریم. اینها میگویند وقتی شریعت، همان قاعده همدانیه گاهی میگفتیم، وقتی شریعت برای رکوع یک حدی را بیان کرده بعد به جالس میگوید یرکع یعنی با همان حدی که گفتم. به عبارت دیگر وقتی رکوع قیامی یک هیئت خاصه ای بود یک خصوصیت خاصه ای داشت بعد گفت جالس هم یرکع. یعنی با همان خصوصیات. با همان نحوه ای که قائم یرکع. باید رکوع تو همان رکوع قائم باشد منتهی او عن قیام شما از جلوس. باید اون قدر منحنی بشوی که به اندازه انحنا قائم باشد. به حیث که اگر بلند بشوی همان انحنای قائم محقق است.

اینها ادعا دارند که باید بیش از مقدار محاذات وجه با رکبه خم بشوی انحنا پیدا کنی. در رکوع قیامی معیار این بود که دستها برسد به رکبتین. اون اینجا محقق نیست. چون ما رکوع هم نکنیم دستمان به رکبه میرسد. اون حدی که در رکوع قائما بود اینجا نیست. اینجا باید یک چیزی باشد، نه که عرف بگوید رکوع است. ما دلیل لفظی نداریم که. نه. باید انحنائی پیدا کنی شبیه انحناء قائمی که اگر همین حد از انحنا را بلند بشوی میشوی انحنای قائمی. و ادعا کردند که او بیش از این هست. حالا بیش از این کدام است؟ بیش از این گفته اند اینست که اون قدر انحنا پیدا کنی که وجه شما محاذی سجده شما بشود. بعضی این طور گفته اند. بعد از اون مقدمه که رکوع عرفی کافی نیست. شارع وقتی برای رکوع تحدید میاورد میگوید عرفی کافی نیست در جالس هم اون عرفی کافی نیست. باید اون حد را مراعات کنیم. اون حد مراعات کردنش، گفته اند به این است که وجه شما محاذی موضع سجده بشود. این را بروید امتحان کنید. اگر وجهتان محاذی محل سجده بشود به همین حالت بلند شوید یدین شما به رکبتین شما میرسد. اونها این طور میگویند ها!

مرحوم اقای حکیم فرموده ما قبول نداریم عرفی را. و اما این که وجه ما موازی سجده باشد نه. در حال قیام که شما خم میشوید فاصله دارد وجه شما با موضع سجده. گفته است اختبار کنید امتحان کنید. راست هم هست ما امتحان کردیم. خواسته باشد وجه انسان محاذی محل سجده باشد این بدون این که دستش را به زمین بگذارد عَجُزش را بلند کند امکان ندارد و بنا بر این است که در رکوع ما دستمان روی زمین نیست علی رکبتیه است. میگوید اگر میخواهی دستهایت علی رکبتین باشد رکوع بکنی، اگر سرت را اون قدر ببری که محاذی سجده است میافتی. راست هم میگوید. اگر از دستمان کمک نگیریم اون قدر خم بشویم که سر ما به موضع سجده برسد میافتیم.

سوال؟؟؟

جواب: غایت اون که میتوانید و نیافتید غایتش این است که یک بینابینی است. نه که صورت موازی رکبتین باشد. یک کم پایین تر. و نه این که محاذی موضع سجده باشد. نه. نه این و نه آن. این است که مرحوم اقای حکیم تعلیقه زده.

سوال:؟؟؟

جواب: اون هم این طوری است. همان هم باید تمام بدن را چی بکنی. نه. به موضع سجده نمیرسد. گفته اگر میخواهی به موضع سجده برسد باید عجزش را بلند کند. راست هم میگوید. اگر عجز را بلند نکنیم خواسته باشیم، به موضع سجده نمیرسیم. یک بینابینی است. یک کم محاذی این دور میشویم. اضافه میشود بر محاذی این. اول مراتب محاذی بیشتر است. و اما این که. ببینید علامت بگذارید. شما نهایت زورتان را بزنید بدون این که بیافتید انحنا پیدا کنید بعد همان جا را علامت بگذارید و مهر را بگذارید میبیند نمیتوانید سجده کنید. خواسته باشید سجده کنید زانوها روی زمین قرار نمیگیرد. فاصله اش کمتر است موضع سجده مقداری اضافه تر است

اگر عبارت مرحوم اقای حکیم را بخوانید. تنها اقای حکیم است که تعلیقه زده از این عروه هایی که ما داریم. سید گفته محاذی رکبتین کفایت است ایشان تعلیقه مجملی زده. یکی از شاگردان؟؟؟؟؟ استاد: به اندازه ای که. میگوید مجمل است دیگه ولی در اون شرحش گفته موضع سجده اصلا امکان ندارد. حرف اقای حکیم این است موضع سجده امکان ندارد. محاذی رکبتین کفایت نمیکند یک انحنای بیشتری به حیث. نکته بدی نگفته. به حیث بلند شود، ما وقتی هم که بلند میشویم هر چه عنقمان را دراز کنیم باز به موضع سجده نمیرسد.

تمام گیر سر این است که اطلاقی نداریم چه باید بکنیم! تتمه کلام فردا انشالله.