درس خارج اصول جلسه 65 تاریخ:29/9/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
تفصیل مرحوم نائینی در اقل و اکثر ارتباطی
بحث در اقل و اکثر بود. نوبت رسید به فرمایش مرحوم نائینی. مرحوم نائینی برائت از وجوب اکثر را جاری کرده و فرموده که ضم این برائت به اون ادله اولیه، اثبات میکند وجوب اقل را منتها ظاهرا. فرقش با مرحوم آخوند این است. چون که حدیث رفع، رفعش ظاهری است نتیجه تابع اخس مقدمات است. ضم حدیث رفع به ادله اولیه یا به دلیل اول فرق نمیکند، اثبات میکند وجوب اقل را ظاهرا.
اشکال مرحوم خویی بر مرحوم نائینی
مرحوم آقای خویی اشکال کرد و فرمود این که میگویید حدیث رفع جاری میشود در عدم وجوب اکثر و ضمش به ادله اولیه اثبات میکند وجوب اقل را ظاهرا، این روی مبنای عدم و ملکه است. اگر در اطلاق عدم و ملکه بودیم حق با شما است ولکن حق این است که ما در اطلاق و تقیید قائل به تضاد هستیم. تقابل اطلاق و تقیید را مرحوم آقای خویی تضاد میداند. در نتیجه خواسته باشیم برائت جاری کنیم از عدم وجوب اکثر، اثبات نمیکند اطلاق را که وجوب شایع و ساری است. امر وجودی است.
ما به برائت از وجوب اکثر نمیرسیم به تحدید واجب به اقل. این اصل مثبت است. این که شارع مقدس برائت جاری بکند از وجوب اکثر این لازمه اش، وقتی اکثر واجب نشد لازمه اش این است که به نحو مطلق واجب است. لازمه اصل عملی مجال ندارد. اشکالی که مرحوم اقای خویی اشکال مبنایی که مرحوم اقای خویی به مرحوم نائینی کرده.
بررسی بحث بر مسلک اقتضا و علیت در علم اجمالی
مسلک اقتضا
حالا ما باید بررسی کنیم هم بر مسلک اقتضا و هم بر مسلک علیت. اما بر مسلک اقتضا اگر اصل در یک طرف علم اجمالی جاری شد ما در اون طرف دیگر بایستی علم اجمالی را مراعات بکنیم. برائت از یک طرف علم اجمالی وجوب موافقت قطعیه را برمیدارد. نسبت به طرف دیگر، علم اثر دارد. روی مبنای اقتضا.
سوال:؟؟؟
جواب: انحلال هم معناش این است پس اقل واجب است دیگه، بیاور دیگه.
رو مبنای اقتضا که مبنای مرحوم نائینی است، مبنای مرحوم آقای خویی است، ما میتوانیم برائت جاری بکنیم از وجوب اکثر، حالا چه عدم و ملکهای بشویم که مرحوم نائینی میگفت، چه تضاد باشد که مرحوم آقای خویی میگوید. اگر ما برائت را از وجوب اکثر تمام دانستیم این برای ما کافی است. نسبت به وجوب اقل ما یقین داریم که اگر اقل را ترک بکنیم معذور نیستیم. نسبت به وجوب اقل برائت مجال ندارد. قبلاً بحث کردیم. نه اصل وجوب اقل برائت دارد، نه کلیت اقل برائت دارد. بر مسلک اقتضا اگر ما اصل را برائت را در وجوب اکثر جاری کردیم به این ملاک که اکثر کلفتش زیادتر است دیگه، این لا یعارض برائت از وجوب اقل را که ما حرفمان از اول همین است. اقل به ما هو اقل هم مشکوک است ولی مجرای برائت نیست. اینکه مرحوم آغاضیاء برائت از وجوب اکثر را معارض قرار داده با برائت از وجوب اقل، نه، این مجال ندارد. خصوصاً که برائت اصل امتنانی است رفع وجوب اقل وقتی شما علم اجمالی داری باید یک کاری بکنی. برائت از وجوب اقل امتنان درش نیست.
این است که بنا بر اقتضا ولو علم اجمالی منحل نشده، ما بنا بر عدم انحلال صحبت میکنیم. انحلال بود که بحث نداریم. بنا بر عدم انحلال علم اجمالی که مرحوم آخوند ادعا داشت، مرحوم نائینی هم ادعا داشت، گفت انحلال نیست. بنا بر عدم انحلال علم اجمالی که این دو بزرگوار ادعا دارند، بر مسلک اقتضا برائت از وجوب اکثر معارض ندارد.
سوال؟؟؟
جواب: نه. چون ما رفع وجوب اقل خلاف امتنان است. استصحابها که دو تا استصحابها با هم تعارض کردند، رسیدیم به اصل حاکم.
سوال:؟؟؟؟
جواب: گذشت دیگه. گفتیم دو تا استصحابها با هم تعارض میکنند، نوبت به اصل طولی میرسد، برائت این را قبلاً بحث کردیم.
برائت از وجوب اکثر بنا بر قول به اقتضا جاری میشود و عذر ترک اکثر عذر است. اقل رو هم که باید بیاوریم. چه مسلکشان مسلک عدم و ملکه باشد که مرحوم نائینی است، چه مسلکشون مسلک تضاد باشد. اینکه مرحوم آقای خویی میفرماید لا مجال برای کلام مرحوم نائینی بر مسلک تضاد، صیاغتش درست است ولی لبش نه، فرقی نمیکند. حالا ما مسلکمان مسلک تضاد است. اطلاق و تقیید با هم تضاد دارند. برائت از اون اطلاق که معنای وجودی است، اون برائت مجال ندارد. چون مجال ندارد برائت از وجوب اکثر بنا بر قول به اقتضا تمام است.
مسلک علیت
و اما بنا بر قول به علیت. مرحوم آخوند تمامش بکنم. مرحوم آخوند بر مسلک علیت میخواست برائت را درست بکند. گفت برائت جاری میکنیم از وجوب اکثر، ضمیمش میکنیم به ادله اولیه ثابت میشود با هم، با دوتاشان. فرق مرحوم نائینی و مرحوم آخوند این است که مرحوم نائینی میگوید برائت از وجوب اکثر، درست است ضمیمش، مهم نیست ضمیمه بکنی یا نه. اصلاً ضمیمه صحبتی ندارد. اکثر وجوب ندارد، اقل هم وجوب دارد. مرحوم آخوند، برائت از وجوب اکثر را که برائت از فعلیت است، ضمیمه میکند به ادله اولیه تا وجوب فعلی، وجوب فعلی واقعی، وجوب فعلی واقعی اقل را ثابت بکند. مرحوم نائینی میگوید مهم نیست، همین وجوب ظاهری هم کافی است برای ما. فرق مرحوم آخوند و نائینی این است. آخوند برائت را جاری میکند تا وجوب واقعی فعلی را برای اقل ثابت بکند. نائینی برائت را جاری میکند تا وجوب ظاهری را برای اقل ثابت بکند. اون میگفت برائت از اکثر ربطی به واقع ندارد. فقط میگوید ظاهراً اکثر وجوب ندارد، پس همان اقل وجوبش ظاهراً ثابت است.
رو مبنای علیت اگر فرمایش مرحوم آخوند را بپذیریم، ضم حدیث رفع به ادله اولیه نتیجه میدهد وجوب اقل را واقعاً، وجوب فعلیش ها!!. وجوب فعلی واقعی را. وقتی که علم، ولو مسلک ما علیت است ولی وقتی یک دلیلی آمد یک طرف را معین کرد، شما الان علم اجمالی داری یا این وجوب فعلی دارد یا اون. یک دلیل آمد گفت این وجوب فعلی دارد. علم اجمالی شما منحل است. رو مسلک علیت که مسلک مرحوم آخوند است، برائت از اون وجوب فعلی اکثر ضم بشود به ادله اجزاء و شرایط نتیجه میگیریم که وجوب فعلی ثابت است برای اقل، واقعاً. نه ظاهراً، واقعاً اقل وجوب فعلی دارد. این رو مبنای علیت و تصورات مرحوم آخوند.
روی تصورات مرحوم نائینی بر مسلک علیت میگوید که ما برائت از وجوب اکثر را جاری میکنیم ظاهراً. اون فعلیت را نمیگوید، میگوید وجوب را ظاهراً میبرد. این برائت از وجوب اکثر ظاهراً ضمیمه بشود به ادله اولیه ثابت میشود وجوب ماعدای اکثر منتها ظاهراً. باز نوبت به تأثیر علم نمیرسد، اینجا فرق میکند با متباینین. در متباینین برائت در این اون دیگری را نمیتواند ثابت بکند. اینجا برائت از وجوب اکثر ضمیمه بکنی به ادله اجزاء و شرایط ثابت میشود وجوب اقل ظاهراً. فرق آخوند با نائینی این است. هر دو میگویند برائت را ضمیمه میکنیم به ادله اولیه، منتها آخوند میگوید وجوب فعلی برای اقل ثابت میشود، واقعاً. آقای نائینی میگوید نه، وجوب ظاهری برای اقل ثابت میشود. وقتی وجوب ظاهری برای یک طرف علم ثابت شد، مجالی برای این ادعا نیست که علم اجمالی علیت دارد، با وجود این که علیت دارد لا مجال... بابا اصلی که علم اجمالی را دارد منحل میکند له مجال.
سوال: نائینی مگر نگفت برائت از تقیید اکثر ما جاری میکنیم، رابطه اینها ملکه و عدم ملکه است، نیازی به ضمیمه ندارد نائینی.
جواب: یعنی چه؟
سوال: اثبات اقل میگوید عدم القید، شما برائت جاری کنی،
جواب: همان اطلاق ثابت میشود همان اطلاق به عدم القید دیگه. نه با برائت ثابت میشود که. شما برائت را جاری نکنی که اطلاق ثابت نمیشود.
سوال؟؟؟
جواب: مهم این است که این اقل وجوب دارد و لم یکن اکثر واجبا.
اما رو مبنای مرحوم آقای خویی که تقابل اطلاق و تقیید را تقابل تضاد میداند، برائت از، رو مبنای علیت داریم صحبت میکنیم. برائت از وجوب اکثر ثابت نمیکند اطلاق را. اطلاق یعنی ارسال، یک امر وجودی است، شیوع. عدم تقیید به اکثر شیوع را ثابت نمیکند.
ولکن ادعای ما این است که درست است برائت از عدم وجوب اکثر، برائت از عدم جزئیت اکثر ثابت نمیکند شیوع را، این درست است اثبات شیوع نمیکند، اصل مثبت است. ولکن ادعای ما این است که همین که حکم ثابت شده برای اقل، نمیدانم شیوع دارد یا شیوع ندارد، ولی یقیناً باید بیاورمش اقل را، همین برای عدم معارضه با برائت از عدم وجوب اکثر کفایت میکند. مهم این است که من اقل را باید بیاورم، برائت درش مجال ندارد. این است که ما، یک اشکالمان بر مرحوم نائینی این است. برائت از عدم وجوب اکثر ما نیازی نداریم که با برائت از عدم وجوب اکثر ثابت کنیم وجوب اقل را ظاهراً. نه، ثابت هم نشود مثل مبنای آقای خویی، ثابت هم نشود باز مجال دارد. چون اون مقدار اقل را چون یقین دارم به استحقاق عقوبت بر مخالفتش، او را باید بیاورم. حالا باید بیاورم میخواد اطلاق داشته باشد ظاهراً یا اطلاق نداشته باشد.
برائت نائینی اطلاق را ثابت میکند ظاهراً، انکار برائت آقای خویی اطلاق را ثابت نمیکند ظاهراً. خب نکند ظاهراً! وقتی من باید اون را بیاورم چون یقین دارم به استحقاق عقوبت اگر او را ترک بکنم، باید اقل را بیاورم، فرقی نمیکند برائت...
سوال: همه مشکل ما سر همین است که شما یقیناً این را مستحق عقوبت میدونید یعنی انحلال.
جواب: آره، یقیناً اقل را ترک کند مستحق عقوبت است.
سوال: این ضرر انحلال است. جواب: عدم انحلال است درست است بابا گذشت قبل در بحث قبلی دیگه.
جواب: ولو انحلال پیدا نکند علم اجمالی ولی یقین دارم اون، اون ترک اقل از ناحیه اکثر اون، اون منوط به انحلال و عدم انحلال است.
سوال: مستحق عقوبت بودید یعنی حداقل حکماً انحلال پیدا کرده. دیگه اصلاً بحثی نمیماند.
جواب: نه، ممکن است شما انحلال را منکر بشوی به همان بیان مرحوم آخوند. ما هم که گفتیم انحلال هست ولی اگر کسی آمد منکر شد، باز مجالی ندارد. در برائت شرعی داریم صحبت میکنیم ها!!!.
حاصل الکلام، برائت شرعی از وجوب اکثر مجال دارد چون رفع وجوب اکثر رفع کلفت است، منت است. اما برائت شرعی از رفع وجوب اقل، حالا میخواهد به نحو عدم و ملکه باشد یا به نحو تضاد باشد، چون برائت در ناحیه وجوب اقل مجال ندارد، اصل در ناحیه اکثر جاری میشود بلا معارض.
سوال: ؟؟؟
جواب: مجزی ما کار نداریم. ما میخواهیم ببینیم واجب است یا نه. اجزاء رو ما چیکار داریم؟
سوال: شما میگویید اکثر واجب نباشد کافی است.
جواب: آره دیگه، چون اقل را باید بیاورم. مجزی است یا نه مهم نیست.
سوال: اجزاء باز استناد به امر به اقل.
جواب: نه، لازم نیست امر به اقل. امر به اقل را لازم نیست. همین که باید بیاورمش کافی است برای اینکه اصل در ناحیه اکثر جاری است.
جمع بندی بحث اقل واکثر ارتباطی و مبنای استاد «دام عزه»
حاصل الکلام این است که در دوران امر بین اقل و اکثر از سه جهت ما مشکل داریم. از جهت انحلال علم اجمالی که مرحوم آخوند میگفت این علم اجمالی منحل نیست و از نظر عقلی قاعده اشتغال است. یکی این مشکله بود. مشکله انحلال و عدم انحلال علم اجمالی یک مشکله بود. یک مشکله از ناحیه شک در غرض و محصل بود که باز مرحوم آخوند در ناحیه غرض و محصل آمد گفت که اینجا از همین جهت هم احتیاط لازم است عقلاً. این هم یک مشکله بود. یک مشکله هم از جهت برائت شرعی است که آیا برائت شرعی مجال دارد یا ندارد؟ سه تا مشکله ما در اقل و اکثر داریم.
سه تا مشکله در اقل و اکثر داریم. مشکل اول مرحوم آخوند قائل شد، مرحوم نائینی هم قائل شد. مرحوم نائینی هم گفت لا مجال برای برائت عقلی. در مشکل اول مرحوم آخوند و مرحوم نائینی شریک بودند منتها آخوند به یک بیانی، نائینی به یک بیانی. در مشکل دوم، داستان غرض بود، محصل غرض بود، فقط مرحوم آخوند گیر کرد اونجا. مشکل سوم هم برائت شرعی است که برائت شرعی مجال دارد یا مجال ندارد؟ مرحوم آخوند در متن کفایه گفت مجال دارد. مرحوم نائینی هم میگوید مجال دارد. منتها هر کدام به یک ملاکی. آخوند که میگفت مجال دارد، میگفت ضمیمه میکنیم ادله شرعیه را به ادله اولیه، علم را از کار میانداخت. نائینی میگوید نه، اصلاً این، این برائت شرعی حکم ظاهری است، ضم به ادله اولیه معنا ندارد. مرحوم نائینی میگفت که برائت که جاری میکنی حکم ظاهری میشود وجوب اقل. فرق نائینی و آخوند این است. آخوند میگفت حکم فعلی واقعی اقل است. نائینی میگوید نه، حکم ظاهری اقل است. حکومتی که آخوند میگوید حکومت واقعی است، حکومت نائینی میگوید حکومت ظاهری است.
مختار شیخ انصاری، مختار شیخ انصاری انحلال حقیقی بود. گذشت. مرحوم شیخ انصاری و به تبعش مرحوم محقق عراقی و به تبعش مرحوم آقای خویی که البته گفتیم نگاهش بکنید حالا، بحث میکنیم مرحوم آقای خویی مضطرب است کلماتش. بعضی کلماتش همین است که انحلال در باب اقل و اکثر انحلال حقیقی است. شیخ انصاری هم ظاهرش انحلال حقیقی بود، مرحوم آغاضیاء، منتها هر کدام به یک بیانی قائل شدند به انحلال حقیقی. فلا مجال برای حکم عقل و صحبت شرع هم که مجال ندارد. نباشد هم علم اجمالی منحل است، نیازی به برائت شرعی ندارند اینها. کسانی که قائل به انحلال علم اجمالی هستند، میگویند مطلب تمام است، علم اجمالی منحل شده، ما نیاز به برائت شرعی هم نداریم. شیخ انصاری، مرحوم آغاضیاء، مرحوم آقای خویی در بعضی کلماتشان اینها انحلال حقیقی را پذیرفتند. این یک نظریه.
و اما نظریه دوم مسئله شک در محصل غرض بود. شک در محصل غرض را تنها مرحوم آخوند قبول کرد، دیگران انکار کردند. فقط مرحوم آخوند از جهت شبهه غرض هم عقلاً گفت دو تا بیان دارد مرحوم آخوند. از نظر عقلی واجب است احتیاط به خاطر علم اجمالی و ثانیاً از نظر عقل واجب است احتیاط به خاطر علم به حصول غرض. اینجا فقط مرحوم آخوند بود و دیگران آمدند جواب دادند، مرحوم نائینی به یک تفصیلی که داد جواب داد، دیگران آمدند مطلق جواب دادند. ما هم گفتیم مجالی برای وجوب تحصیل غرض نیست.
سومیش، سومیش این است که خب حالا برائت شرعی مجال دارد یا نه؟ مثل مرحوم آخوند، مثل مرحوم نائینی که برائت عقلی رو گفتند مجال ندارد، آمدند گفتند که رفع ما لا یعلمون، برائت شرعی مجال دارد. تفصیل دادند بین برائت عقلی و شرعی. بعضی منکرین برائت عقلی گفتند اینجا برائت شرعی مجال دارد. منتها مرحوم نائینی به یک بیان گفت، گفت برائت شرعی از وجوب اکثر جاری میکنیم، ضمیمه میکنیم به اون دلیل واجب، اقل واجب است ظاهراً. مرحوم آخوند گفت رفع ما لا یعلمون را جاری میکنیم، رفع فعلیت میکنیم، پس اقل واجب است فعلاً، واقعاً. اقل واجب فعلاً، واقعاً. فرق آخوند و نائینی همین است. آخوند برائت را که جاری میکند نتیجه میگیرد وجوب فعلی، عبارت است از اقل. نائینی میگوید وجوب ظاهری اقل است. هر دوتا از کسانی بودند که برائت عقلی را منکر شدند ولکن برائت شرعی را جاری دانستند منتها به اختلاف صیاغت. آخوند به یک صیاغت، مرحوم نائینی به یک صیاغت آخری. خب تا این سه تا امر تمام.
یک کلمهای که باقی مانده این است که مرحوم آخوند در فرمایشش که در متن کفایه برائت شرعی را قبول کرده، یک تعلیقهای دارد بر کفایه. مفاد اون تعلیقه چیست؟ صاف نیست. مرحوم نائینی یک تفسیری دارد راجع به اون تعلیقه. این را فردا متعرضش میشویم. مرحوم آخوند یک تعلیقهای دارد در مقام. ما گفتیم تعلیقه رفع ید نیست. بابا این همه تطویل معنا ندارد بعد بیاید رفع ید کند. مرحوم آخوند برائت از جزئیت اکثر را جاری میکند. دیدیم مرحوم نائینی هم همینطور فهمیده. تعلیقه مرحوم آخوند را ملاحظه کنید همینطور که ما فهمیدیم. تعلیقه مال موارده نادرهای است که ادعا میکند نائینی که اصلاً اون محقق نیست. تعلیقه مال موارد نادرهای است که اون محقق نیست.
لذا مرحوم آخوند میشود از قائلین به جریان برائت شرعیه دون العقلیه. عقلیه اش گیر کرد از ناحیهای که یلزم من وجوده عدمه، از ناحیه وجوب تحصیل غرض، اینها گیر کرد. ولی در رفع ما لا یعلمون آمد گفت برائت از جزئیت جاری میشود. باز فرق میکند آخوند برائت از جزئیت است، حکم وضعی است، نائینی برائت از وجوب اکثر است، حکم تکلیفی است. یکی از فرقای اینها این است. آخوند برائت را در جزئیت، حکم وضعی است جاری میکند و میگوید به ید شارع است. مرحوم نائینی برائت را از وجوب اکثر جاری میکند. مرحوم آخوند به وجوب فعلی میرسد، فعلی یعنی واقعاً. مرحوم نائینی به وجوب اقل ظاهراً میرسد.
سوال: جزئیت و فعلیت با هم جمع میشه؟
جواب: وجوب اقل اطلاقش به است که لم یجب اکثر.
سوال:؟؟؟
جواب: وجوب جز زائد است. وجوب جز زائد است. برائت جاری میکند از وجوب جز زائد، ضمیمه میکند به وجوب اقل، اقل واجب شده است و لم یجب اکثر. تمام شد رفت.
سوال: وجوب اکثر مگه تکلیفی است؟
جواب: وجوب اصلاً ببین اکثر، اصلاً شما چرا اکثر فقط جزء را میبینید؟ نه، این اکثر این است کل. نماز مع السوره وجوب ندارد. بلا سوره وجوب دارد.
خب این را یک بار دیگه، یک بار دیگه عبارت، فراموش کردم عبارت را، عبارت مرحوم آخوند را فردا دوباره میاوریم میخوانیم. فرمایش مرحوم نائینی را ملاحظه کنید. خوب بیانی کرده است کلام مرحوم آخوند که ما اون روزها میگفتیم کلام آخوند روشن نیست. تعلیقه آخوند نمیخواهد انکار بکند متن را با این همه تطویلات بیاید با دو کلمه انکار کند. نه. آخوند میخواهد یک فرض، یک فرضی را از متن استثنا بکند که اون هم مرحوم نائینی میگوید کأنیاب اغوال است!
سوال:؟؟؟
جواب: حکومت حدیث رفع را هم نائینی قبول دارد، هم آقای آخوند قبول دارد. منتها حکومتی را که آخوند قبول دارد به یک معنا حکومت واقعی است. فعلیت را واقعاً از بین میبرد. حکومت نائینی که میگوید حکومت ظاهری است.
سوال: ؟؟؟
جواب: بابا اینها اختلاف مبنا بود که رفع ما لا یعلمون معناش چی است. نائینی میگفت رفع ما لا یعلمون رفع ظاهری است. مرحوم آخوند یک نوع واقعی میداند.
سوال:؟؟؟
جواب: بابا گفتند حدیث رفع حکومت دارد منتها حکومت ظاهری. برای حکومت نظارت کافی است حالا میخواهد ناظر باشد به لحاظ این که حکم ظاهری را میخواهد بیان کند... فرق نمیکند که. اگر به ادله اجزا و شرایط ناظر است آخوند میگوید سوره جزء نیست بالفعل. نائینی میگوید رفع ما لا یعلمون سوره جزء شماها نیست ظاهرا. حدیث رفع فرق نمیکند. حدیث رفع ناظر است به ادله اجزا و شرایط فرق نمیکند حکومت ظاهری یا واقعیه باشد. واقعیه به این معنا ها! واقعیهی واقعیه هم نیست! فقط فعلیت را ضیق میکند.
سوال:؟؟
جواب: اون روی مبنای اخوند است و الا دلالت التزامی بر مبنای دیگران معنا ندارد.
هذا تمام الکلام در اصل بحث برائت، شک بکنیم اقل واجب است یا اکثر، دیگه تلخیص کردیم. اقل واجب است اگر مردد باشد واجب ما بین اقل و اکثر چه باید کرد؟ اقوال مختلف بود. ما همون قول آغاضیاء رو پسند کردیم. گفتیم که اگر واجب مردد شد بین اقل و اکثر انحلال حقیقی است. انحلال حقیقی بود، دیگه برائت شرعی راحت جاری میشود. گیر برائت شرعی وقتی است که شما انحلال را نپذیری. انحلال باشد که برائت شرعی گیری ندارد. آخوند چون انحلال را نمیپذیرد، نائینی چون انحلال را نمیپذیرد، به زحمت میافتند که خب برائت شرعی جاری است یا نه. اما اگر گفتید انحلال است، تمام است. ما هم همان بیان اولی که از مرحوم آغاضیاء بود گفتیم بیان درستی است و در باب اقل و اکثر، اقل واجب است، اکثر مشکوک الوجوب است، انحلال تمام است.
و اینکه مرحوم شیخ استاد آمده، ایشان کلمات آغاضیاء رو متعرض نمیشد. ما از ایشان خواستیم متعرض بشود، گفت من کتابشم را ندارم. ما کتاب را بردیم برای ایشان، ایشان یک مدتی مطالعه میکرد، بعد هم رهاش کرد دوباره. از اونجاهایی که مطالعه کرده همینجا است. گفته که مرحوم آغاضیاء که قائل شده به انحلال مجالی ندارد. حالا صوتش هست، شما ملاحظه کنید. من هر چی صوتش رو هم گوش کردم نتوانستم یک وجه وجیهی برای انکار انحلال حقیقی در اقل و اکثر از کلام ایشون بفهمیم. یادم نیست، شاید هم من اشکال کردم اون زمانها که گفتم آغاضیاء قائل به انحلال حقیقی است. ایشان در صدد برآمد که جواب بدهد، مطالعه کرد رفت سراغ آغاضیاء. یادم نیست حالا، مهم هم نیست. خب بقی الکلام حول تنبیهاتی. تنبیه اول فردا انشاءالله.