خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۱۰۲۸ «جلسه ۸۲»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                        جلسه 82                            تاریخ:28/10/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

تنبیه پنجم: شک در اسباب و محصلات

بحث در تنبیه پنجم است. در تنبیه پنجم بحث میکنیم از شک در اسباب و محصِّلات. بحث، بحث مهمی است. در طهارات ثلاث اثر دارد. بارها عرض کردیم فرق مرحوم آخوند با مرحوم نائینی این است که نائینی از فقه به اصول آمده و در اصول غالبا مطالبی را مطرح میکند که در فقه محل نیاز است. محل ابتلا است. بر خلاف مرحوم آخوند کتب اصولیه را دیده و کتابی نوشته تلخیص و تحقیقی از کتب اصولیه. بعضا در فقه اصلا قابل التزام نیست. که بارها عرض کردیم مثالهایش را گفتیم.

یکی از اون مباحثی که در فقه محل بحث است که مرحوم آخوند مطرح نکرده همین بحث است. مرحوم نائینی دنبال کرده. شک در محصل. شک در سبب. اگر حکمی روی عنوانی رفت که شک کردیم در محصلِ اون عنوان، آیا مجرای اشتغال است یا مجرای برائت است. همان مثال معروف طهارات ثلاث. در طهارات ثلاث محل بحث است که ماموربه چیست. مثل مرحوم آقای خویی فرموده این طهارت عنوان خود این افعال است گاهی گفته که طهارت تحصیل کن گاهی گفته غسل کن. یا وضو بگیر. دو چیز نداریم ما. همین ها طهارت یعنی وضو یعنی غسل یعنی تیمم. مرحوم آقای خویی میفرماید که ما در باب طهارات ثلاث محصل و متحصل نداریم. عنوان و معنون داریم. طهارت عنوان این افعال است. خب اگر شک کردی در اجزای این افعال میشود شک در باب اقل و اکثر بحث نداریم.

اما در مقابل شاید مشهور این است که میگویند نه، در باب طهارات ثلاث ما دو چیز داریم. یکی عنوان طهارت، لاصلاة الا بطهور، درست است طهور یعنی ما یتطهر به. اما برای حصول اون طهارت است که میگوید لا صلاة الا بطهور. طهارت یک چیز است و این افعال یک چیز دیگری هستند. لیطهروا برای این که غسل بکنید برای این که طهارت را حاصل بکنید. طهارت متحصل است. حالا حقیقت طهارت چیست خودش باز بحث است که آیا طهارت یک حالت تکوینیه است حالت نورانیه که حاصل میشود از این افعال. در روایت هم داریم که الوضو نور. الوضو علی وضو نور. بعضی ها همین را میگویند که ما وضو گرفتیم و نورایت پیدا کردیم. آیا اون امر تکوینی است متحصل از اینها است یا نه اون امر اعتباری است دوباره. ولی دو چیز هستند.

این بحث روی مبنای دوئیت است که طهارت یک چیز است اینها محصلات طهارت هستند. حالا اون یک چیز امر اعتباری است یا امر تکوینی است اون علی المبنا. میگویند آدمهای بسیط و ساده این جور فکر میکنند که میگویند وضو گرفتیم نورانی شدیم. یک امر تکوینی. حالا دیگه اونش خیلی صاف نیست. ما بیشتر در ذهنمان همین امر بسیط و ساده است میگوییم وضو نورانیت میاورد ولی خب خیلی ها باورشان نمیشود چیست این وضو. غسلات و مسحات چیه که نورانیت تکوینیه بیاورد. فوقش شارع اعتبار کرده این را طهارت و نور. مهم نیست. مهم دوئیت است در این بحث. شاید هم مشهور قائل به دوئیت هستند. لا صلاة الا بطهور یعنی لا صلاة الا باستعمال ما یحصّل الطهاره. اون طهارت مهم است. شاید مشهور هم همین را بگویند. در ذهنم از قدیم این است که مشهور میگویند شرط نماز طهارت است نه وضو باشد. وضو را محصل طهارت میدانند حالا محصل تکوینی یا محصل اعتباری. اون علی المبنا. ولی دو چیز است. یک وضو است و یک طهارت است. شرط نماز طهارت است شارع مقدس فرموده غسل کنید لیتطهروا. تا طهارت را تحصیل بکنید. ظاهر خطابات با این قول اوفق است که ما دو چیز داریم. یکی این عنوان و یکی هم طهارت. حالا طهارت امر واقعی است یا مجعول شارع است اون علی المبنا. ولی به ذهن میاید که دو چیز است.

شرط نماز طهارت است وضو حالا یا موضوع طهارت است شارع اعتبار کرده یا محصل طهارت است دو چیز است. اقای خویی میگوید اینها یک چیز هستند عنوان و معنون هستند. لا صلاة الا بطهور یعنی وضو بگیرد. این دیگه مربوط به فقه است. ما روی این مبنا داریم بحث میکنیم که مبنای مشهور است نسب الی المشهور که ما دو چیز داریم یکی این اسباب هستند و یکی هم مسببات هستند. بر خلاف مرحوم اقای خویی که میگوید وضو واجب است اذا قمتم... همین واجب است شک هم کردی شک داری وضو مثلا آیا مسحش ترتیب شرط است یا نه، نه که شرط در طهارت را شک کنی، شک در وضو داری.

حاصل الکلام: اگر گفتیم اونی که شرط است همین اعمال خارجیه است طهارت عنوان اینها است نه متحصل از اینها، این بحث سابق است. اقل و اکثر است. شک کردیم ترتیب شرط است در باب غسل، ترتیب شرط است در با مسح رجلین این همان اقل و اکثر ارتباطی است بحث سابق است و اما اگر گفتیم شرط متحصل از این ها است، ما اگر شک کردیم در محصل، آیا اونی که محصل طهارت است، غسل مع الترتیب است یا مطلق غسل است؟ محل بحث ما اینجا است. که در ذهن ما این است که معروف غسل وضو این دو تا واضح است بلکه بعضیها تیمم را هم میگویند که اینها محصل طهارت هستند. طهارت یک چیز است اینها یک چیز هستند. طهارت عنوان اینها نیست. نه. اون خودش یک واقعیت دیگری است.

الان بحث روی این مبنا است که اگر گفتیم طهارت یک واقعیت دیگری است متحصل از این محصل ها هست شک کردیم در این محصل ها آیا شک در محصل، شک داریم در غسل جنابت شرط است یا نه، شک داریم ترتیب در مسح رجلین شرط است یا نه، آیا اینجا مجرای اشتغال است یا مجرای برائت؟ نسب الی المشهور که در شک در محصل باید احتیاط کرد.

مرحوم نائینی هم که این مبنا را قبول دارد و میگوید که اینها متحصل هستند. طهارت متحصل از این افعال خارجیه هست، آمده مبنای مشهور را که قائل به وجوب احتیاط شده اند، مشهور میگویند این شک داشت در محصل اینجا مجرای احتیاط است. آمده این را توضیح داده. نشد اجود را نگاه کنم کجا، ولی در فوائد در صفحه 144 و چند صفحه بحث کرده. یک عنوان زده شک در محصل مجرای اشتغال است و طهارات ثلاث را شک در محصل میداند. حالا بداند یا نداند، بعضی ها میدانند. اگر شک کردیم در در اقل و اکثر در باب محصل آیا جای قاعده اشتغال است یا جای قاعده برائت است.

کلام مرحوم نائینی در موارد شک در اجزا و شرایط اسباب

مرحوم نائینی فرموده که مجرای اشتغال است. منتها مبسوط تر بحث کرده. فرموده تارةً اون سببی، ما الان یک سبب و یک مسبب داریم، در سبب شک داریم که این مثلا سه جزء است یا چهار جزء است. تحریر محل نزاع. بحث ما در جایی است که سببی داریم مسببی داریم شک داریم در اجزا و شرایط این سبب. آیا وقتی که شک کردیم در اجزا و شرایط سبب مجرای برائت است یا مجرای اشتغال است. مرحوم نائینی فرموده اگر در اجزا و شرایط اسباب شک کردی مجرای اشتغال است. مشهور هم همین را میگویند.

بعد تفصیل داده در مساله. فرموده تارةً اون سببیت عرفی است مثل این که تیر بزنید به قلب کسی این سبب است عرفا برای قتلش. و اخری سببیت عقلی است مثل این که گردن کسی را ببرند سبب قتلش است. سببیت عقلی است. و ثالثةً سببیت شرعی است مثل طهارات ثلاث علی ما هو المشهور که مشهور میگویند غسل و وضو و تیمم اسباب شرعیه هستند برای طهارت. سه قسم فرموده سبب داریم.

قسم اول و قسم دوم جای بحث ندارد. اگر شما شک کردی در سبب مجرای اشتغال است. شارع گفته بکشش. تیر زدی شک داری که ایا قاتل هست یا نه، خب باید احتیاط کنی دیگه. قتل واجب است مسبب واجب است الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را. شما شک داری این تیری که زدی سببیت دارد یا نه، شک در تحقق سبب عرفی یا شک در تحقق سبب عقلی منشا میشود که شما شک کنید در تحقق مسبب شرعی. هر گاه شک کردی در تحقق مسبب شرعی اصل عدمش است. اصل این است که محقق نشده. باید احتیاط کنی. تا یقین پیدا کنی به تحققش.

درست گفته. صاف است. اگر گفت بکشیدش کشتن مسبب است از مثلا شمشیر زدن. شک کردی این شمشیرت کارایی داشت یا نه. پس شک داری در تحقق مسبب. اصل این است که مسبب محقق نشده دوباره بیاورش. در سبب و مسبب همین جور است. در باب وضو هم اگر کسی تسبب عقلی گفت، گفت وضو و غسل سببیت تکوینیه دارند نه شرعیه. اینها اسباب تکوینیه هستند برای حصول نور در نفس مکلف. شما شک داری که آیا به تقدیم مسح یسری بر یمنی این نور حاصل شد یا نه، اصل میگوید حاصل نشده دیگه. اگر گفتیم غسل نور است. ایّ وضو انقی من الغسل. وضو نورانیت تکوینیه ها! فعلا تکوینیه داریم صحبت میکنیم. غسلی کردی بدون ترتیب یمین و یسار. شک داری اون نور محقق شده یا نه. اصل میگوید اون نور محقق نشده. مشغول بشو تا یقین پیدا کنی. الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را. نسبت به اسباب عادیه و اسباب عقلیه اگر شک کردی سبب محقق است یا نه، در نتیجه شک کردی مسبب واقع شده یا نه، جای قاعده اشتغال است بلا اشکال. هیچ بحث نداری.

انما الکلام در اسباب شرعیه است. اگر کسی گفت که وضو غسل تیمم اینها سبب تکوینیه نیستند نورانیت تکوینیه نمیاورند اینها را شارع سبب و موضوع قرار داده برای اعتبار طهارت. گفته اگر شما وضو گرفتی فانت طاهر. سببیت شرعیه. عمده محل بحث اینجا است. اگر در موارد سببیت شرعیه شما شک کردی در اون سبب که آیا اون سبب 5 جزء دارد یا 6 جزء گفته اونجا مجرای اشتغال است باید اون 6 جزء را بیاوری تا یقین پیدا کنی که مسبب حاصل شده. محل بحث این جا است. محل بحث در اسباب شرعیه است شک داریم در اون سبب شرعی اون که شارع سبب قرار داده، سبب عقلی محل بحث نیست. عادی محل بحث نیست، اون که شارع سبب قرار داده آیا 5 جزء دارد یا 6 جزء. اینجا جای شبهه است که بگوید اون 5 جزء را که قطعا سبب قرار داده شک دارم جزء سوم را سبب قرار داده یا نه، برائت از جزئیت جاری کنیم. شبهه دارد اینجا، چون کار شارع است. اون دو تای قبلی هیچ شبهه نداشت. عقلی و عرفی هیچ ربطی به شارع ندارد ولی در اسباب شرعیه جای شبهه دارد که اگر شک کردی در اقل و اکثر سبب، اکثر مجرای برائت باشد.

و لکن فرموده این باطل است. اگر شک کردی در اقل و اکثر سبب مجرای اشتغال است. شک در سبب مجرای اشتغال است کما هو المعروف. معروف هم همین است. به چه بیانی؟ یک بیان طولانی دارد. فکر کنم چهار صفحه خدا رحمتش کند تلاش کرده برای این که این مطلب را اثبات کند. که شک در سبب جعلی، شرعی، تکوینی نیست سببیتش، اگر شک کردی در مقدار اون سبب که آیا اون سبب چهار جزء دارد یا پنج جزء دارد گفته باید همان پنج جزء را بیاوری تا یقین پیدا کنی به تحقق مسبب. الاشتغال الیقینی، اشتغال یقینی شما به مسبب است گفته طهارت بیاور. گفته نماز باید با طهارت باشد. اون مسبب را از شما خواسته. شما شک داری بدون غسل ترتیب یمین و یسار ایا محصل اون طهارت هست، آیا موضوع برای اون طهارت هست یا نه، مرحوم نائینی گفته که الاشتغال الیقینی، شما اشتغال یقینی داری نمازت باید مع الطهاره باشد. این واجب است. شک داری که با پنج جزء طهارت حاصل شد یا نه، گفته اصل عدم حصول طهارت است. شک داری غسل پنج جزء است یا شش جزء باید شش جزء را بیاوری. این ادعای مرحوم نائینی است. در طهارات ثلاث هر گاه شما شک کردی در اعتبار قیدی در اعتبار جزئی احتیاط لازم است بنا بر این که بگوییم اینها محصل طهارت هستند.

خب به چه بیانی احتیاط لازم است؟ فرموده که اگر خواسته باشیم ما قائل به جریان برائت بشویم دو تا مقدمه لازم است. نیازمند دو تا مقدمه هستیم. مقدمه اول این است که ما بگوییم، مقدمه اولش این است که اسباب مجعولات شرعیه هستند ما بگوییم که خود سبب هم به ید شارع است. مجعول شرعی است. چون مجرای برائت همیشه مجعول شرعی است. باید این که سبب اون است باید به ید شارع باشد مجعول شارع باشد. مقدمه اول این است که این سبب بودن مجعول شارع باشد. شما شک بکنی که آیا اقل سبب است یا نه، برائت جاری بکنی.

و لکن فرموده این دو تا اشکال دارد. اولا سبب قرار دادن کار شارع نیست که، شارع که اینها را سبب قرار نداده، شارع اعتبار کرده است طهارت را عند تحقق اینها. نه که اینها را سبب طهارت قرار داده. سبب و مسبب صحبت نیست. موضوع و حکم حرف است. بنا بر این که طهارت امر مجعولی باشد لبّش این است که شارع مقدس در وقتی که شما وضو بگیری اعتبار کرده برای شما طهارت را. سببیت مجعول شارع نیست. اولا.

ثانیا فرموده که این که ما سببیت اقل را حل کنیم این کافی نیست. شما الان شک داری که اقل سبب است یا اکثر سبب است. این که اکثر سبب باشد این مسلم است. اکثر را بیاوری سبب طهارت است. پنج جزء را بیاوری سبب طهارت است. اون که جای برائت ندارد. میماند چهارتا را. فرض کنید غسل ترتیبی بدون ترتیب چهارتا جزء است مع الترتیب پنج تا. مع الترتیب بیاوری که هیچ. طهارت حاصل شده. شک نداری. با چهارتا بیاوری شک داری. خب این که شک داری اگر برائت جاری کنی از سببیت این خلاف غرض میشود که. برائت جاری میکنی میگویید سببیت ندارد خب سببیت ندارد خب باید پنج تا را بیاوری. نتیجه اش احتیاط است.

سوال:؟؟

جواب: جزئیت و شرطیت مرحله دوم است.

این که ما خواسته باشیم از سببیت برائت جاری بکنیم این خلاف مقصود است. این است که برائت از سببیت فایده ندارد. مرحوم نائینی دوتا اشکال دارد. میگوید اولا سببیت مجعول شارع نیست. انتزاع شما است. شارع جعل کرده طهارت را عند غسل شما. شما از این انتزاع کردی سببیت غسل را برای طهارت. ولی شارع کی گفت الغسل سبب للطهاره! ثانیا هم میگوید که این سببیت نسبت به اکثر که قطعی است. نسبت به اقل برائت جاری کنی نقض غرض است بگویید سببیت ندارد اقل. خب اگر سببیت ندارد باید اکثر را بیاورم. این نقض غرض است.

این استکه فرموده برائت از ناحیه سببیت تمام نیست. شما علاوه از این که باید سببیت مجعول باشد یک چیز دیگری باید ضمیمه بشود تا شما به اون نتیجه اقل برسید. و اون این است که، علاوه بر این که شارع گفته اینها سبب هستند، یک کار دیگری هم کرده. و اون این است که اون سبب را مشخص کرده. مثلا گفته که باید یمین بر یسار مقدم باشد مثلا ها! اون تفصیل سبب را هم برای شما جعل کرده. بعد در اون تفصیل شما شک داری که آیا ترتیب را هم جعل کرده یا نه، اون وقت برائت از ترتیب اجرا بکنید. غیر از این که سبب باید مجعول باشد باید اون تفصیلاتش را هم، سبب را جعل کرده کافی نیست. باید تفصیلات سبب را هم جعل کرده باشد. گفته باشد که مثلا یکی از شرایط فرض بفرمایید ترتیب بین یمین و یسار است. اونها را هم باید جعل کرده باشد تا مجرای برائت باشد. فرموده که در اون ها جعلی صورت نگرفته. اگر هم میگوییم سبب را جعل کرده. سبب مجعول شارع است دیگه این خصوصیات این جزئیات را شارع جعل نکرده. اینها مجعول شارع نیست. باید اینها مجعول بالاستقلال شارع باشد تا شما برائت را بتوانی در این مجعولات بالاستقلال اجرا بکنید.

در آخر کلامش یک اشکال اضافه هم کرده. گفته حتی اگر اینها مجعولات بالاستقلال باشند مجرای برائت باشند مجرای استصحاب باشند باز این اصل مثبت است. برائت از شرطیت یمین و یسار اثبات نمیکند که پس سبب غسل بدون ترتیب است. سه مرحله اشکال دارد مرحوم نائینی. اینها مجعول شارع نیستند. مجعول شارع باشند باید بالاستقلال جعل شده باشند. اینها بالاستقلال جعل نشده اند. بالاستقلال هم جعل شده باشند برائت از اینها ثابت نمیکند اقل را. شک داری ترتیب بین یمین و یسار شرط است برائت از این شرطیت ثابت نمیکند که پس غسل بدون یمین و یسار کافی است. سه مرحله در کلام مرحوم نائینی هست.

بعد میگوید ان قلت. یک اشکالی میکند. و اون اشکال این است که شما چطور در برائت از جزئیت و شرطیت بحثهای سابق، گفتید مجال دارد. با این که جزئیت و شرطیت مجعول بالاستقلال نبودند. شما برائت از جزئیت قبول کردی. برائت از شرطیت را قبول کردی اونها مجعول بالاستقلال نبودند چطور اینجا میگویید سببیت باید مجعول به استقلال باشد!

جواب داده. گفته ها! فرق است بین. همین. فرق است بین اجزا و شرایط متعلق، اونجا برائت جاری است. شک داری نماز مقید به این قید هست یا نه برائت جاری است گفته در اوجا در حقیقت شما برائت را جاری میکنی از وجوب اکثر. در اقل و اکثر برائت را از وجوب اکثر جاری میکنی. از جزئیت و شرطیت جاری نمیکنی. مرحوم نائینی میگوید فرق است بین اونجا که شک ما در متعلق بود. اونجا مرفوع ما امر به کل بود. امر به کل هم امر شرعی بود. شک داشتم نماز مع السوره واجب است یا نه، برائت میگفت واجب نیست. مشکلی نداشتیم. بر خلاف اسباب. اسباب مربوط به متعلقات نمیشوند. مربوط به موضوعات میشوند. نکته خوبی را بیان کرده. در محل کلام ما شک در متعلق نداریم که. اصلا متعلق ما بسیط است طهارت است شک در اون نداریم که. شک در این سبب داریم که موضوع است. میگوید در موضوعات فرق میکند با متعلقات. در متعلقات شک در اقل واکثر بر میگردد به شک در این که اکثر امر دارد یا نه، برائت میگوید اکثر امر ندارد.

به عکس اسباب و مسببات است. ما در اسباب و مسببات یقین داریم اون سبب اکثر حکم برایش متفرع است. شما اگر اکثر را بیاورید غسل بکنید مع الترتیب قطعا طهارت حاصل است. شک شما در حصول طهارت است. یا بفرمایید در اعتبار طهارت است اگر ترتیب را مراعات نکنی. اقل را بیاوری. شک در حصول مسبب است عند ترک اکثر و عند اتیان به اقل. اگر خواسته باشی اینجا برائت جاری کنی برائت عکس است. برائت جاری کنی معنایش این است که این اقل سببیت ندارد پس برو اکثر را بیاور دوباره که. اونجا شک ما. همین فرقش. اونجا شک در تعلق وجوب به اکثر است، اینجا عکس است. اگر اکثر را بیاوری قطعا مسبب را اوردی. اینجا سببیت است اونجا وجوب است. اونجا وجوب شک داری به اقل خورده یا به اکثر خورده برائت از وجوب اکثر جاری میکنی. اینجا شک در سببیت است. اگر اکثر را بیاوری قطعا سبب را اوردی. مسبب حاصل است. اما اگر اقل را اوردی برائت اگر خواسته باشی جاری کنی این مشکوک است برائت نتیجه عکس میدهد. برائت جاری میکنیم میگوییم این اقل سببیت ندارد پس باید اکثر را بیاوری.

مرحوم نائینی یک تلاشی کرده این فتوای مشهور را درست بکند. مشهور در باب طهارات ثلاث سبب و مسببی هستند. عنوان و معنونی نیستند. اقای خویی عنوان و معنونی است. اقای خویی میگوید طهارت عنوان همین افعال است ما دو چیز نداریم. مشهور میگویند نه ما دو چیز داریم. اینها اسباب هستند طهارات مسببات هستند. دو چیز هستند. حالا که دو چیز شدند اگر شک در این اسباب کردیم این محل ابتلا است در فقه ها! همین مثالهایی که زدیم محل شک است ایا ترتیب بین یمین و یسار رجلین در وضو معتبر است یا نه. یمین و یسار در غسل. اینها محل بحث است. در این موارد شک مرحوم نائینی تلاش میکند که وجوب احتیاط را اثبات کند. میگوید نکته اش این است. در موارد شک در اسباب شرعیه، در اونهایی که شارع سبب قرار داده است شما باید در موارد شک احتیاط کنی. چرا؟ به خاطر این که مجالی برای برائت نیست مگر این که اون برائت نتیجه خلاف بدهد. هر جا برائت جاری کنی برائت در ناحیه اقل است میگوید اقل فایده ای ندارد.

فرق است بین این که وجوب تعلق گرفته باشد با اکثر مشکوک شما باشد، برائت از وجوب اکثر جاری میکنیم. بحث نداریم. و بین این که محصل اکثر است، گفته برائت از اکثر مجال ندارد. اکثر یقینا محصل است. برائت در اقل جا دارد نتیجه عکس میدهد. فلا مجال برای برائت الا بنا بر این که اون احکام وضعیه اون اجزا و شرایط مجعول بالاستقلال باشند اونجا جا دارد مثلا شما برائت جاری کنی از شرطیت. ولی باز در آخر گفته برائت از شرطیت هم ثابت نمیکند موضوعیت اقل را. سببیت اقل را. اون را ثابت نمیکند وقتی باب سبب و مسبب است باید ثابت کنی که این سبب است اون را باز اشکال کرده.

سه مرحله مرحوم نائینی، بحث مهمی است ها! یک بحث است الان در باب طهارات ثلاث اگر ما شک کردیم در فقه محل بحث است و جاهای زیادی هم هست که شک میکنیم. در طهارات ثلاث اگر شک کردیم در اقل و اکثر آیا مجرای اشتغال است نسب الی المشهور. و مرحوم نائینی آمده آن را تایید کرده. یا مجرای برائت است؟

در مقابل نائینی یک عده ای آمدند گفتند نه. فرق بین طهارات ثلاث و سائر موارد نیست. اینجا هم اگر شک کردیم در اعتبار شیئی در سبب اینجا هم جای برائت است وفرقی بین طهارات ثلاث و غیر طهارات ثلاث نیست. بحث مهمی است حتما فرمایشات مرحوم نائینی را در فوائد ملاحظه بفرمایید. من خیلی سعی کردم که اینها را ساده اش بکنم. مقداری پیچیده بحث کرده. نگاه کنید اعتراف خواهید کرد. فرمایشات ایشان علی القاعده در اجود هم هست چون بحث مهمی است در اجود هم مهم است. نگاهش بکنید در فقه کارایی دارد که ما در طهارات ثلاث کثیراً مّا بعضی از خصوصیات مشکوک واقع میشود ایا در طهارات ثلاث، آیا جای دیگری داریم از این قسم یا نه، در ذهنم نیامد هر چه فکر کردم. آیا این بحث منحصر است به همین طهارات ثلاث یا در جای دیگری هم ثمر دارد این را تامل بکنید. نائینی میگوید چه در معاملات و چه در عبادات داستان همین است. اما محل ابتلا. گیر. ایا در خصوص همین طهارات ثلاث است یا در جای دیگری هم در فقه هست این را خوب است اگر تتبع کنید.

سوال:؟؟

جواب: تذکیه. نه اون باز یک داستان دیگری دارد. حالا نگاهش بکنید فکر کنید ببینیم جای دیگری ثمر دارد یا نه.