خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۱۱۰۵ «جلسه ۸۷»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                        جلسه 87                            تاریخ:5/11/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

اختصاص خطاب به ناسی و بحث ثبوتی آن

دو راه حل از مرحوم آخوند

بحث در این بود که آیا تکلیف ناسی به ماعدای جزء منسی ممکن است یا نه؟ و اگر ممکن است بحث دوم خواهد آمد، آیا واقع هم شده است یا نه؟ در بحث امکان تکلیف ناسی به ماعدای جزء منسی، جزء منسی که معنا ندارد تکلیف. فرق است بین جاهل و ناسی. در جاهل احکام مشترک بین عالم و جاهل است. تکلیف جاهل به اون چه جاهل است ممکن است لغو نیست. خب احتیاط کند. اما در ناسی تکلیف ناسی به مرکب از فعل از اجزای متذکره و منسیه امکان ندارد. لغو است. آیا میشود ناسی را به ما عدای جزء منسی مکلفش بکنیم؟ و اگر میشود آیا دلیلی داریم یا نداریم؟ فعلاً بحث در مقام ثبوت است. آیا امکان دارد یا ندارد، عرض کردیم چهار بیان بلکه پنج بیان برای امکان و تصویر تکلیف ناسی به ما عدای جزء منسی گفته شده است.

دو تا طریق مال  مرحوم آخوند بود. اگر دقت کرده باشید تقریبا این دو طریق عکس هم هستند. طریق اولش این بود که ما امر میکنیم به جامع، جامعی که شامل جزء منسی هم میشود فرض کنید این حمد را یادش رفته به جامع نماز امر میکنیم. امر به جامع نماز که به ناسی میتواند برسد مشکلی ندارد که. امر کردم به جامع، مشترک بین ذاکر و ناسی. بعد در خصوص ذاکر یک امر دیگری میاوریم میگوییم ایها الذاکر للحمد صلات مع الحمد بر تو واجب است. جامع مال ناسی و ذاکر، مرکب مال خصوص ذاکر.

راه دوم تقریبا به عکس است. راه دوم این است که ما خطاب را متوجه به ملتفت میکنیم. یا اون هم مطلق المکلفین. بعد یک خطاب خاصی برای این ناسی جعل میکنیم. اونجا خطاب خاص برای متذکر بود اینجا خطاب خاص مال ناسی است منتها نمیشود به ناسی برسانیم این خطاب را، لغو است، مرحوم آخوند گفت خب یک عنوان دیگری، در موالی عرفی داردها! امر میکند به ماعدای منسی میگوید بچه این کار را بکند. اشکال ندارد در خطابات شرعیه گفتیم ؟؟؟.

توجیه راه حل مرحوم آخوند توسط مرحوم آغاضیا

مرحوم آغاضیا توجیه کرده کلام مرحوم آخوند را گفته ما یک عنوان عامی که شامل، مثلا واجب است اون ارکان نماز که بحث نداریم اون مازادش را داریم صحبت میکنیم. واجب است این نماز بتمامه أو ببعضه. واجب است بر مکلفین. خب ناسی هم یکی از مکلفین است بعضی میگیردش. گفتیم خب این یک راهی است بعدا صحبت خواهیم کرد. و لکن خلاف ظاهر کلام مرحوم آخوند است. ظاهر کلام مرحوم اخوند این است که ما به یک عنوانی میگوییم که مختص به ناسی است. ایشان دفاع کرده از استادش.

میدانید که مرحوم آغاضیا خیلی اصرار داشته از مرحوم آخوند دفاع کند در مقابل مرحوم نائینی که اصرار داشته مناقشه کند. اون که مرحوم آغاضیا میگوید خلاف ظاهر اخوند است. این که امر بکند به یک جامعی بین تام الاجزا که متذکر، و بین ناقص الاجزا، ناسی. این خلاف ظاهر، اگر نگوییم خلاف نص است، خلاف ظاهر است، ظاهر کلام مرحوم آخوند دو وجه است عکس هم هستند. وجه اول خطاب به متذکر خاص است. در وجه دوم برعکس است خطاب به ناسی خاص است اما نه به عنوان ناسی. به یک عنوان دیگری که گفتیم بابا به یک عنوان دیگر اونها گفتنی نیست.

عرفیت داشتن راه حل اول مرحوم آخوند بر خلاف راه حل دوم ایشان

فرمایش مرحوم آخوند که دو تقریب ذکر کرد برای تعلق حکم به ما عدا الجزء المنسی. وجه دومش اونها قطع داریم که از شارع صادر نشده. به یک عنوان دیگری به ناسی خطاب کرده باشد به ما عدای جزء منسی اصلا اون عنوان پیدا نمیشود چون مراتب نسیان زیاد است یکی نسیان کرده حمد را و یکی ذکر را، مناشی نسیان هم زیاد است یکی فراموش کرده به خاطر این که گرفتار اجاره نشینی است. یکی فراموش کرده گرفتار زن بد است و همچنین مناشی نسیان فرق میکند، ناسی ها فرق میکند متعلق نسیان ها فرق میکند نمیشود کاریش کرد. فرمایش مرحوم آخوند مجرد تصور است.

ولی اون بیان اولش نه. اون عرفیت دارد. بیان اول مرحوم آخوند تکلیف ناسی به ما عدا المنسی. به این که تکلیف بکند به جامع، جامع نماز، جامع نماز همان ارکان است دیگه. خب این ایصالش به ناسی حمد است، اقیموا الصلاة وصولش به ناسی ممکن است ایصالش به ناسی ممکن است منتها ناسی فکر میکند که این اقیموا الصلاة را که دارد نماز کامل است در حالی که خیال است. بعد حمد را برای کسانی که ملتفت هستند و یادشان نرفته به اونها میگوییم نماز با حمد واجب است. جامع نماز بر همه واجب است نماز با حمد بر خصوص متذکر. نه. خیلی دور از ذهن نیست.

اشکال مرحوم نائینی بر راه حلهای مرحوم آخوند و بررسی آن

مرحوم نائینی بر همین تصویر مرحوم آخوند اشکال کرده گفته نه، تصویر شما نادرست است. دو تا اشکال بر این تصویر شده. اشکال اول مرحوم نائینی. مرحوم نائینی فرموده که نمیشود که اول جامع را بر همه واجب بکند بعد اجزا و شرایط را بر متذکرها واجب بکند. چرا نمیشود؟ ما درست فرمایش مرحوم نائینی را نفهمیم ها! ولی حالا به مقداری که ظاهر کلامش هست. شما هم تامل بکنید ببینیم میشود توجیه کرد کلام نائینی را یا نه.

مرحوم نائینی فرموده این واجب ارتباطی است. واجب ارتباطی را با یک خطاب میشود برسانید. اما اگر به عموم چه ناسی و چه متذکر بگویی جامع واجب است. بعد به متذکر بگویی حمد هم که تو تذکر داری واجب است این میشود واجب فی واجب. اون واجب را توسعه نمیدهد. این بحث واجب فی واجب، مستحب فی واجب، اینها در فقه مطرح است. واجب فی واجب، مستحب فی واجب. میگویند قنوت جزء نماز نیست. مستحب در نماز است. مستحب فی الواجب. حالا نائینی گفته که این که شما میگویید میشود واجب فی الواجب. اون واجب را مرکبش نمیکند. اون واجب را توسعه نمیدهد. اگر مثلا ارکان را واجب کرده. بعد دوباره با خطاب دوم میاید حمد را واجب میکند این که حمد را واجب میکند میشود واجب فی الواجب. اون واجب را توسعه نمیدهد. واجب را ظرفش میکند.

مرحوم نائینی بر تصویر مرحوم آخوند اشکال کرده. و فرموده که نه، این تصویر نادرست است این نمیتواند مرکب را واجب بکند. به یک وجوب وحدانی. و فرض این است که واجبات ما یک واجب بیشتر نداریم. یک وجوب بیشتر نداریم. نماز برای ادم متذکر یک واجب است نه که نماز ارکانش واجب است حمدش که تذکر دارد واجب فی الواجب. این خلاف است. ما بایستی یک راهی را بپیماییم که گفتنی باشد. سوال؟؟؟

جواب: بابا قطعا این جور نیست که نماز یک واجبی باشد که ارکانش بقیه واجب فی الواجب. بابا اونها همه جزء نماز است. گفتنی نیست این حرف.

این فرمایشی که مرحوم نائینی اشکال کرده بر مرحوم آخوند.

و لکن در ذهن ما این است که این اشکال وجهی ندارد این که مرحوم آخوند میگوید جامع را بر همه واجب میکند بعد جزء متذکر را بر متذکر واجب میکند اون واجب دیگری که نیست. اون را واجب میکند در همان واجب اولی. تتمیم میکند تکمیل میکند واجب اولی را. خطابش جداگانه است نه این که تکلیف. ما نمیتوانیم بفهمیم فرمایش مرحوم نائینی را. این که خطابش جدا است تکلیفش را که جدا نمیکند. این خطاب جدا ناظر به خطاب اولیه است همان خطاب اولیه را دارد تکمیلش میکند مثل این که اول به جامع امر میکند بعد امر میکند به این خصوصیت و آن خصوصیت. همه اش ناظر به ماموربه اول است. نه این که میخواهد ماموربه مستقل بیاورد. نکته ای که نمیفهمیم این است در کلام مرحوم نائینی نمیفهمیم چطور شده.

من در ذهنم این است که گاهی اوقات در ذهنم میاید که مرحوم نائینی چون در استشکال بوده بر آخوند، مستشکل آخوند نائینی است دیگه، گاهی اوقات انسان در صدد اشکال بربیاید از مطلب، این که تامل کند چی میگوید، کسی که نمیخواهد اشکال کند در صدد توجیه برمیاید در صدد تحقیق بر میاید. ما خودمان گاهی اوقات مطالعه میکنیم اشکالی به ذهنمان میاید میگوییم نکند اشتباه میکنیم دوباره دنبال کنیم. تکثیر اشکال کار درستی نیست. نه. این فرمایش مرحوم آخوند این اشکال نائینی را ندارد. شاگرد؟؟؟؟ استاد؟ قبول کرده خودش؟ شاگرد؟؟؟؟ استاد: ما این را ننوشتیم. در هر حال این اشکال مجالی ندارد.

اشکال صاحب منتقی بر راه حل مرحوم آخوند و بررسی آن

اشکال دوم اشکالی است که در منتقی الاصول فرموده و مرحوم آسید محمد باقر این اشکال را دنبال کرده و گفته راه اول مرحوم آخوند نادرست است. اشکال دوم اشکال منتقی است که مختار آسید محمد باقر شده. و اون اشکال این است: گفته اون تکلیفی که مختص به متذکر است یا نفسی است فهو اجنبیٌ. تکلیف نفسی که معنا ندارد، تکلیف به اجزا که نفسی نمیتواند باشد. این درست است. و یا ضمنیٌ، این تکلیفی که جدید میاورد، به جامع تکلیف کرده، بعد یک تکلیفی به اجزا میاورد، و یا ضمنی است بحیث یکون الی الملتفت تکلیف واحد. کما هو المفروض. مفروض این است که ملتفت یک تکلیف دارد دو تا ندارد. دو تا را نائینی گفت گفتنی نیست. و یا ضمنی است بحیث یکون للملتفت تکلیف واحد کما هو المفروض؟؟؟. حالا که ملتفت یک تکلیف دارد حالا فالتکلیف بماعدا المنسی اِما عام، مشکلش این است اون تکلیف اولی به همان جامع مثلا که هم ناسی را میگیرد و هم ملتفت را میگیرد. میگوید اون تکلیف اولی یا عام است یعم الملتفت عام باشد که خلف است. ملتفت تکلیفش جامع نیست که. تکلیفش مع الخصوصیه است. اما عام یعم الملتفت فهو خلف. اذا المفروض تخصیص العام و تقییده فی حقه، أو مهمل. مهمل صحبت کرده مولا. نه اطلاق و نه تقیید که این هم که محال است در حق مولای حکیم. اهمال محال است. شق سومش این است که او مختص بالناسی. یا اون تکلیفی که اول کرده مختص به ناسی است اگر مختص به ناسی بشود فیعود المحذور. اشکال عود میکند.

فرمایش مرحوم آخوند را که ما یک تکلیفی داریم اول به جامع سپس به خصوصیات گفته این نمیشود. تکلیف به جامع گفته نمیشود و راه اول مرحوم آخوند را استشکال کرده. گفته نمیشود. شما بگویید دو خطابی. اون خطاب اول که مطلق است مطلق است یعنی یعم متذکر را هم، این که خلف است. فرض این است که متذکر تکلیفش مع اون جزء دیگر است. فرمایشی که در منتقی فرموده و مرحوم آسید محمد باقر هم همین فرمایش را اورده و گفته راه مرحوم آخوند درست نیست. نمیشود تکلیف اول، خطاب اول یا مطلق است یا مهمل است یا مقید به ناسی است. از سه حال خارج نیست. مطلق باشد معنا ندارد چون در حق متذکر قید دارد. مهمل باشد معقول نیست. مقید به ناسی باشد اشکال عود میکند. این است که راه مرحوم آخوند را راه اول را نپسندیده.

و لکن در ذهن ما این است که نه، تکلیف اول ما میگوییم مطلق است. چه اشکالی دارد تکلیف اول را مطلق را جعل میکند هم میگوید برای  ناسی و متذکر این پنج جزء مثلا ارکان واجب است بعد میگوید برای متذکر حمد واجب است. برای متذکر ذکر رکوع واجب است. ایشان اشکال میکند میگوید اگر مطلق است خلف است. فرض این است که خطاب به جامع میخواهد مختص به ناسی بشود اطلاق میخواهم نداشته باشد میگوییم اشکال ندارد اطلاق در جعل اشکال ندارد. جعل مطلق است ولی مراد مطلق نیست. بابا مثل همه مطلق و مقید ها. در همه مطلق و مقید ها ما اول مطلق را جعل میکنیم. در منفصل مطلق جعل میشود مراد جدی نیست. در خطاب اول که خطاب به جامع است هم برای متذکر و هم برای ناسی. منتها برای ناسی مراد جدی هست برای متذکر مراد جدی نیست. پس یک خطاب است نسبت به. همه خطابهایی که قید میخورند همین است دیگه. اعتق رقبه مطلق است بعد میگوید رقبه مومنه. نسبت به مومنه جدی است و نسبت به کافره جدی نیست.

سوال:؟؟

جواب: حالا متعلق ضیق باشد یا مکلفین باشند. برای همه من جعل کردم وجوب جامع را ولی این وجوب جامع مراد جدی من برای همه نیست ها! برای همه گفتم واجب است اکرام ولی مراد جدی من وجوب اکرام برای همه نیست. گفتم جامع واجب است ولی مرادم جامع برای همه نیست ناچار بودیم دیگه. اول برای جامع جعل کردیم مشکل ناسی حل بشود بعد امدیم با بیانات زائد مراد جدی را ضیق کردیم. گفتیم این که گفتم برای همه ارکان واجب است نه، برای متذکرها واجب است ارکان به علاوه اینها.

سوال:؟؟؟

جواب: جعل دوتا باشد. اصلا جعل دو تا باشد مشکل نداریم ما. با جعل دوم تکمیل میکند جعل اول را. اصلا جعل اول اهمال ندارد ها! اطلاق دارد منتها اطلاقش مراد جدی نیست.

فرمایش ایشان که کلام مرحوم آخوند را مناقشه کرده نمیتوانیم این مناقشه را بفهمیم. راه اولی که مرحوم آخوند رفته نه، لا بأس به. تکلیف ناسی به ما عدای جزء منسی ممکن است. تکلیف ناسی به ما عدای جزء منسی ممکن است. به این نحو که اول به جامع امر کند بعد به خصوصیات مقیدا به تذکر. مقیدا به تذکر. جامع که ارکان است مال همه است ناسی هم ترک کند نمازش باطل است بعد خصوصیات را میگوید هر کسی متذکر است. من حمد را برای متذکر جعل کردم. ذکر را برای متذکر جعل کردم. حالا این ثبوتا ممکن است. اما مقام اثبات مساعدش هست یا نه، سیاتی. ما در دو مقام بحث کردیم. یک مقام ثبوت و یک مقام اثبات. این دو تا راه، راه اول مرحوم آخوند لابأس به.

راه حل سوم برای اختصاص خطاب به ناسی (کلام صاحب منتقی)

راه سوم و چهارمی که مرحوم آسید محمد باقر دارد. منتقی الاصول هم فی الجمله دارد. دو تا راه دیگر هم برای تخصیص حکم به متذکرین بیان شده است. راه سوم، در بیان ما میشود راه سوم، راه سوم این است که امر میکند مولا به جمیع مکلفین، یک امر بیشتر نیست به جمیع مکلفین. دو تا امر نیست که آخوند میگفت دوتا امر. نه. میز این سوم با اون دو تا، میز مهمش این است که یک امر ما بیشتر نداریم. دو تا امر در کار نیست. منتها متعلق این امر اجزا و شرایط نیست تا بگویید پس ناسی امر ندارد عملش باطل است. نه. یک امر بیشتر نیست به تمام اجزا و شرایط. منتها این ماموربه یک قیدی دارد. امر کرده به این اجزاء عند التذکر. اگر حمد را متذکر هستی واجب است. ذکر را متذکری واجب است. یک تذکر را بیاوریم دو تا امر لازم نیست. امر میکند به اجزایی که یادت نرفته، جزئیتشان یادت نرفته. متذکر هستی. منتها ناسی فکر میکند که متذکر همه است اون غلط است فکرش. ولی اون عملش ماموربه است. ناسی حمد که نماز میخواند بدون حمد، ما تذکّر اون نماز بدون حمد است نماز بدون حمد را هم مولا که امر کرد. گفت واجب است این نماز با این اجزا در وقتی که این جزئیت را متذکر هستی. یادت نرفته از اینها. امر میکند به اجزا و شرایط با قید تذکر. عمل ناسی ماموربه است دیگه. چون اون مقداری که تذکر دارد ما عدای جزء منسی است جزء منسی هم اصلا امر نداشت. چون گفته بود واجب است اونهایی که تذکر داری. خب جزء منسی متعلق تکلیف نیست. فقط ناسی خیال میکند که عملش تمام ماموربه است. ما تذکر است. اون خیال اون است ولی اونی که میاورد ماموربه است. ماموربه ما تذرکت من الاجزا و الشرایط. ناسی ما تذکرش ما عدای جزء منسی است این ما عدای جزء منسی امر دارد. ما دو تا خطاب نیاز نداریم با یک خطاب مشکل حل میشود.

سوال:؟؟؟

جواب: اصلا بدون ارکان که نماز باطل است. اصلا بحث اولش در غیر ارکان است.

سوال:؟؟

جواب: اون که همه میگویند دیگه.

سوال:؟؟؟؟

جواب: نه. ربطی به ارکان ندارد.

سوال:؟؟

جواب: ببین جامع بین جمیع اجزا و شرایط، نه خصوص ارکان. اخوند میگفت اگر این متذکر حمد است جامع بین نمازهایی که حمد را شامل میشود. بیان مرحوم آخوند نیاز ندارد که یک امر بگوید به ارکان خورده و یک امر به اجزا و شرایط تعلق گرفته، نه. امر خورده بما تذکرت امر اولی که خورده به جامع و امر دومی که خورده گفته که امرهای ثانی را اورده مختص به متذکر کرده نه امر اول را.

سوال:؟؟؟

جواب: نه بابا امر اولی. ما تذکرتَ میخواهد رکن باشد یا نه. مگه بابا نمازی که ما میاوریم الان با همه اجزا است همان امر اول کافی است.

این فرمایش اولی که مرحوم آسید محمد باقر این را متعرض شده در بحوث. این فرمایش بله ما اشکالی نداریم بر این فرمایش. منتها یک فرمایش دومی دارد ایشان که اون را ما گیر داریم. یک راه چهارمی. یک راه چهارمی را ایشان بیان کرده که اون راه چهارمش گیر دارد ملاحظه کنید تتمه کلام فردا.