درس خارج اصول جلسه 88 تاریخ:6/11/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
بررسی مقام ثبوتی اختصاص خطاب به ناسی
بحث در این بود که تکلیف ناسی به ماعدای جزء منسی آیا امکان دارد یا نمیشود به ناسی به ماعدای منسی امر کرد؟ که شیخ انصاری ادعا کرد. در مقابل شیخ انصاری، بعضی اصولیین فرمودند میشود عمل ناسی را به ماعدای جزء منسی ماموربه کرد. مرحوم آخوند فرمود به دو نحوه که هر دو نحوه اش با تعدد امر بود.
تقریب اول راه سوم برای اختصاص خطاب به ناسی
در مقابل مثل مرحوم آسید محمد باقر صدر مثل مرحوم آغاضیا گفته اند میشود عمل ناسی را ماموربه بکنیم و بگوییم متعلق امر است به یک امر، نه دو تا امر. این که به یک امر میشود عمل ناسی را به ما عدای جزء منسی، با جزء منسی که معنا ندارد امر کردن، میگویند مقدورش نیست، به ما عدای جزء منسی به یک امر میشود امرش کرد دو تقریب دارد. یکی تقریب آسید محمد باقر بود که دیروز گفتیم ایشان فرمود یک از مولا صادر میشود به این اجزای مرکب با قید تذکر. ما تذکرتَ از این اجزا واجب است. میگویند اجزا و شرایط ذُکری. در فقه هم معروف است. بعضی از شرایط و اجزا واقعی داریم که فقدان آنها مبطل عمل است و لو نسیانا. بعضی از اجزا و شرایط ذُکری داریم. این مناسب همان ذکری است که در فقه میگویند. بما تذکرتَ. این اجزای ذکری را ضمیمه میکند به اون اجزای رکنی منتها یک قید میاورد. واجب است نماز مع الحمد مع قرائة الحمد اذا تذکرت. ناسی فکر میکند که همه را متذکر است. او تخیل است. و لکن عملش امر دارد دیگه. همان ماعدای منسی خودش گفت ما تذکرت دیگه. مصداق ما تذکرت در حق ناسی همان مقداری است که تذکر دارد عملش میشود ماموربه این عنوان. اجزای نماز غیر رکنی دیگه، اجزای نماز مقید شده است به اذا تذکرت. که در فقه تعبیر میکنند از اینها به اجزای ذُکری. با یک امر هم هست لازم نیست با دو امر که مرحوم آخوند دو امر درست کرد. این یک بیان است.
تقریب دوم راه حل سوم
بیان دومی که با یک امر میشود درست کرد این است که مرحوم آغاضیا فرموده. امر تعلق بگیرد به اون جامع، ذُکر صحبت نیست ها! جامع بین اون اجزا، جامع بین ناقص و کامل. منتها مثلا در کاملش باید یک بیان زائد بیاورد دیگه که اون کامل، یا نه، یازده جزء را تصور کرده است میگوید جامع بین همه آنها یا بعضیهایشان. جامع بین همه یا بعض بر تو واجب است. ناسی اونی را که میاورد ماموربه است. چون ناسی اورده جامع بین بعض را همان غیر ارکان. مرحوم آغاضیا فرموده ما دو تا امر نیاز نداریم که آخوند میگفت با یک امر هم میشود ما حلش بکنیم. میگوییم اون امر خورده به اون جامع بین کل یا جزء. فرض هم این است که جامع دارد در بحث صحیح و اعم بحث کردند که هم صحیحی ها و هم اعمی ها قائل به جامع هستند. اصلا در ماموربه بحث صحیح و اعم نیست ها! در موضوع له بحث است که آیا الفاظ وضع شده اند برای صحیح یا اعم، در ماموربه همه میگویند ماموربه همه اجزا هستند. حالا این همه مردد است بین ناقص و کامل. مرحوم آغاضیا میگوید که امر خورده به جامعی که مثلا نسیان شما تا به چی تعلق گرفته. اگر نسیان شما به حمد تعلق گرفته ماموربه شما جامعی است بین نمازی که حمد ندارد و نمازی که حمد دارد شما یک فرد جامع را اوردی نمازت صحیح است.
سوال:؟؟؟
جواب: نه. دیگه اینها با شرایطش دیگه. امر کرده به همان جامعی که التفات داری مثلا. یک قیدی زده. جامعی که بهت رسیده. جامعی که رسیده به ناسی این قدر است ملتفت است این قدر است به عامد اون قدر است. اون جامع بین دوازده تا است این جامع بین یازده تا است ولی فرض این است که اون جامع، جامع بین کل است.
سوال:؟؟
جواب: خب فراموش کردید تکلیفت عوض شد دیگه. فرض بحث این است. ناسی تکلیفش با عامد فرق میکند. حالا صحبت این است که با یک خطاب چطور میتواند دو تکلیف را برساند. گیر این است. اخوند گفت با دو خطاب. اینها میگویند با یک خخطاب هم قابل ایصال است.
آسید محمد باقر میگوید که اون یک خطاب خورده به اجزایی که تذکرتَ. یک قید تذکر را میاورد. اجزای تذکرت مصادیقش فرق میکند. در حق ناسی ده جزء است اجزای تذکرت. در حق متذکر یازده تا است. اغاضیا میگوید جامع بین این مجموع اجزا و بعض اجزا. الان ناسی هم جامع را میاورد دیگه. عملش صحیح است.
سوال:؟؟؟
جواب: تذکر قید ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: اجزا در حال نسیان. در حال نسیان این اجزا در حال نسیان امر دارد. ناقص است امر دارد. قید تذکر لازم نیست.
سوال:؟؟
جواب: شارع مقدس گفته این یازده جزء را بیاورند. ببخشید شارع مقدس فرموده که واجب است اعم از ناقص و کامل. جامع بین ناقص و کامل واجب است. منتها اشکالی ندارد. جامع بین ناقص و کامل، ناقص در حال نسیان، کامل در حال تذکر. قید نمیگوید ها! مثل مثلا قضیه حینیه درست میکند.
سوال:؟؟
جواب: جامع است دیگه. حالا میگوید قد مرّ در بحث صحیح و اعم که ما میتوانیم جامع بین صحیح و اعم درست کنیم.
سوال:؟؟؟
جواب: قید ندارد. حال است قید نیست.
مرحوم آغاضیا اون التفات را قید نمیاورد. به مقدار ما تذکرت نه. مقدار ما تذکرت بیان مرحوم آسید محمد باقر است. آسید محمد باقر هم هر دو اینها را اورده ها! ما تذکرت میگوید واجب است مصادیقش فرق میکند. گاهی مصداق ما تذکرت ده جزء گاهی یازده جزء صاف است سر راست است. مرحوم اغاضیا این قید را نمیاورد. عبارت مرحوم آغاضیا میگوید که: و لکن بدعوی بتعلقه بجامع بین الناقص المقرون بالنسیان و بین التام و هو تکلیف متوجه الی هر مکلفی. طبیعی مکلف. به هر مکلفی این جامع بین، شما حالا مثلا یک مقداری تصویرش مشکل است بین ناقص و کامل تصویر جامع مشکل است. حالا فرض کنید ما جامع را تصویر کردیم در بحث صحیح و اعم یک بحثی است که میشود جامع تصویر کرد یا نه، ولی اگر جامع را تصویر کردیم اون جامع واجب شده است در حق ناسی و عامد. الان ناسی هم که ده جزء را میاورد جامع را اورده. همین. صحبت سر این است. جامع منطبق است هم بر یازده جزء و هم بر ده جزء. ناسی هم که میاورد همان جامع را میاورد. یک امر بیشتر نداریم. امر به جامع است و امر به جامع کما این که محقق میشود به یازده جزء همچنین محقق میشود به ده جزء.
سوال:؟؟؟
جواب:اون میشود همان حال دیگه. حالا مهم نیست دیگه ما فرض این است که جامع را تصویر کردیم.
سوال:؟؟
جواب: جامع ندارند قصر و تمام متباینین هستند.
مختار استاد«دام عزه » در مورد بحث ثبوتی اختصاص خطاب به ناسی
خب حالا این فرمایشی است که مرحوم آغاضیا فرموده و فرموده اونی که ناسی میاورد مصداق همان جامعی است که بر او واجب شده است. و لکن به ذهن ما بعید است این مطلب مرحوم آغاضیا. اگر اون جامع را یک جامع انتزاعی قرار بدهد مثل مرحوم آسید محمد باقر ما تذکرته، یک عنوان انتزاعی، اشکال ندارد. ولی ظاهر عبارات مرحوم آغاضیا یا خود آسید محمد باقر صدر که این را در مقابل اون وجه میاورد ظاهرشان این است که اینها یک جامع انتزاعی نمیخواهند قرار بدهند. یک جامع حقیقی میخواهند قرار بدهند. یک جامع بین ده و یازده. این که ما یک جامعی بتوانیم تصویر بکنیم در مقابل انتزاعی، بین ده تا و یازده تا، در ناسی هم بگوییم جامع را اورده در متذکر هم بگوییم جامع را اورده ما نتوانستیم این را تصویرش بکنیم. جامعی که بین ده و یازده است عنوان انتزاعی هم نیست ها! جامعی که عنوان انتزاعی نیست یک عنوان واقعی است بین ده و یازده که در حق ناسی هم اون هست در حق متذکر هم اون جامع هست، ما امر بعیدی میدانیم نمیتوانیم تصویر کنیم. لذا گفتیم همان تصویر آسید محمد باقر صدر که یک جامع انتزاعی تصویر کرده ما تذرکته من الاجزا. این یک عنوان انتزاعی است. اشکال ندارد واجب باشد ما تذکرته من الاجزا. شما باز هم فکر کنید ما هر چه در ذهنمان...
سوال:؟؟
جواب: بابا در متذکر یازده واجب است ده واجب نیست اصلا. اصلا در حق متذکر ده واجب نیست. اغاضیا ارجاع داده گفته جامع در بحث صحیح و اعم بحثش گفته شده.
سوال:؟؟؟
جواب: بله دیگه. جامع بین ده و یازده.
حالا این را نگاهش بکنید ظاهرش این است که اینها نمیخواهند یک جامع انتزاعی درست کنند در مقابل مرحوم اسید محمد باقر اونها را دو تا اورده. خب بگذریم حالا شما این را یک تاملی بکنید ما نتوانستیم یک معنای صحیحی. لذا ما گفتیم که اونی که گفتنی هست برای تصحیح عمل ناسی یکی اون بیان مرحوم آخوند است که با دو خطاب درست میکرد بیان اولش. و یکی هم بیان آسید محمد باقر صدر است که با عنوان انتزاعی درست میکند. غیر از عنوان انتزاعی و دو بیانی، ما نتوانستیم فرمایش مرحوم آغاضیا را بفهمیم. نمیدانیم که چی میگوید. بهتر این است که بگوییم نمیفهمیم چه میگوید.
سوال:؟؟
جواب: انتزاعی است. عنوان رکوع اصلی است معلوم میشود اینها انتزاعی است.
بررسی مقام اثبات اختصاص خطاب به ناسی و مختار استاد «دام عزه»
این در مقام ثبوت ما گفتیم همین دو تا ممکن است هم فرمایش مرحوم آخوند، فرمایش اولش، و هم فرمایش مرحوم آسید محمد باقر صدر. و اما این که مقام اثبات، در مقام ثبوت هر دو ممکن است، این که عمل ناسی ماموربه باشد با این که التفات ندارد این میشود. با این دو بیان. حالا بحث در مقام اثبات است. کدام یک از اینها موافق خطابات هستند؟
مرحوم حاج شیخ اصفهانی میگوید راه اولی که مرحوم آخوند رفته، راه دوم که بافیدنی است، راه اول که مرحوم آخوند رفته و گفت دو امر میاید. یک امر به جامع و یک امر هم به خصوصیات برای خصوص ملتفت. راهی که مرحوم آخوند رفته این خلاف مقام اثبات است. این بحث ثبوتی بود. ثبوتا دو جور ممکن است که عمل از ناسی صادر بشود ماموربه هم باش. بر خلاف شیخ انصاری که گفت نمیشود. نه. میشود. عمل از ناسی صادر بشود التفات هم ندارد ولی ؟؟؟؟. حالا در مقام اثبات کدام یک از این دو راه مطابق مقام اثبات است.
ما در ذهنمان این است که فرمایش مرحوم آخوند که از راه دو امر آمد دو خطاب امد درست کرد این خلاف مقام اثبات است. این که بگوییم امر اول به جامع به ناقص تعلق گرفته، امر ثانی به اجزا و شرایط در حق ملتفت قرار گرفته این مشکل را حل میکند و لکن خلاف مقام اثبات است. به ذهن میزند که امر اول به همان نماز تام قرار گرفته. اخوند میگوید یک امر به جامع تعلق گرفته ناقص است. بعد اوامر عدیده ای آمده به مکمل ها در حق عامد. این که یک امر جامع داشته باشیم، بعد یک امر به مکمل ها داشته باشیم که با اون اوامر این امر اول را تکمیل کرده باشد در ذهن ما همان طور که مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرموده این خلاف ظاهر است. نه به ذهن میاید که همان وقت که میگوید نماز بخوانید یعنی نماز تام. این در حق ناسی اینها تبصره بعد از اون خطاب هستند. ناسی برایش تبصره زده مثلا گفته نمازش صحیح است به ذهن این طور میاید.
عرفیش این است که امر میکند، ما خودمان باشیم همین طور، امر اول تعلق گرفته به اون تام در حق ادمهای تام. بعد اونها را بیایم استدراک کنیم. ناسی را بعد میاوریم. بگوییم خب حالا اگر فراموش کرد ماموربه آن این قدر باشد. طبیعیش این است. این که بیاییم امر به جامع بکنیم ناسی را هم شامل بشود بعد بیاییم برای متذکر یک امر جدیدی ایجاد بکنیم این خلاف طبع قضیه است. و خلاف مقام اثبات است. ظاهر اوامری که تعلق گرفته به نماز یعنی نماز کامل. اون لا تعاد و رفع النسیان اونها متمم هستند اونها حاکم بر ادله اولیه هستند ادله اولیه تام هستند. همان طور که مرحم حاج شیخ اصفهانی فرموده دو امری به نحوی که آخوند میگوید این خلاف مقام اثبات است. نه. طبیعیش همین است که امر میکنند به تام بعد میایند تتمیم میکنند اون جعل را ادله ناسی لا تعاد صلات است رفع النسیان است اینها حاکم بر ادله اولیه هستند اول اون کامل را جعل میکنند. طبیعیش این است خطابات هم ظاهرش این است که اول جعل کرده نماز کامل را بر همه، بعد آمده توضیح داده. دلیل حاکم آورده گفته در خصوص ناسی این مقدارش واجب است اون مقدارش واجب نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: دو تا جعل هستند. فرمایش مرحوم آخوند را دارم عرض میکنم.
فرمایش مرحوم آخوند که به بافیدن بیشتر شبیه است. که یک جعل، جعل ناقص بعد جعل تام. ما میگوییم طبیعش عکس است. یک جعل تام بعد آمده همین جور هم هست دیگه. اول برای ادمهای معمولی جعل میکنند. اول جعل تام است بعد خلل را میاید متعرض میشود. جعل را دست کاری میکند نسبت به اونهایی که خلل دارند نسیان دارند. این یعنی من علم خارجی میگویم ها! که اصلا یقین داریم این بافیدنی است که به ناقص جعل کند بعد به اون متذکر ها بگوید اینها واجب هستند عقلائیش این است که به ادم های متذکر اول جعل میکنند بعد میگویند خب نسیان چون اتفاقی است خالا که نسیان کردی مثلا این جزئیت ندارد.
سوال؟؟؟
جواب: نمیدانم حالا ولی اونی که مرحوم آخوند فرموده حل مشکل میکند.
ولی همان طور که مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرموده این خلاف مقام اثبات است. پس این که مرحوم آخوند فرموده یک جعل است برای جامع است بعد جعل خصوصیات برای کامل است میگوییم این خلاف طبع قضیه جاعلین است. طبیعیش این است که جاعلین برای ادمهای تام اول جعل تام میکنند چون اونها احیانی است بعد میایند اونها را تبصره میزنند نه که جامع را برای چی جعل کنند بعد تکمیل کنند. نه. خطابات ثانویه تبصره بر خطابات اولیه است. همین ها هم این جور میگویند که لا تعاد حاکم بر ادله اولیه است. با ادله اولیه جعل شده ادله ثانویه را ضمیمه میکنیم جعل را مثلا تکمیلش میکنیم. فرمایش مرحوم آخوند در ذهن ما این است که خلاف ظاهر خطابات است. همان طور که مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرموده کلام مرحوم آخوند، عبارت حاج شیخ اصفهانی ببنیم. حالا به این بیانی که من گفتم نیست ولی گفته: مخالفٌ لما وصل الینا من ادله الاجزاء و دلیل المرکب حیث ورد الامر فلیها بالتام بعنوان ذاته لا بما عدا المنسی مطلقا....
نه، فرمایش مرحوم آخوند در ذهن ما این است که خلاف طبع تقنین است. تقنیین روز اولش برای غالب است. برای عمده است که متوجه هستند. برای انها جعل میکنند. خب این فرمایش مرحوم آخوند لا یساعده مقام اثبات.
اما فرمایش مرحوم آسید محمد باقر صدر که بگوییم که یک جعل شده یک جعل داریم برای، جعل کامل ما برای متذکر ها هست. این امر معروفی است میگویند اجزا و شرایط ذکر هستند. یعنی یک چیز خیلی جدیدی نیاورده. معروف همین است میگویند اجزا و شرایط نماز ذکری هستند. حالا غالبشان همه آنها که نه.
سوال:؟؟؟
جواب: حالا اون در اون مقام نبوده. اقای صدر در جایی است که نسیانش مضر نیست. اصل بحث اونجا است. ارکان را اگر یادش رفته اصلا...
سوال:؟؟؟
جواب: همین امری که گفت. گفت که. بابا همه را مقید که نکرده. گفته واجب است اینها و اونها اذا تذکرتَ. یک خطاب گفته واجب است رکوع و واجب است ذکر رکوع اذا تذکرتَ. قیدش زده. دو خطاب نیست که بگویید. ضیق کرده همان خطاب اول. اقای آخوند میگفت یک عنوان دیگر. یک خطاب دیگر به یک عنوان دیگری.
خب حالا این، ببینید حالا صحبت این است که فرمایش مرحوم آسید محمد باقر بعید نیست بگوییم که مطابق مقام اثبات است. ما یک اوامری داریم که این اجزا را واجب کرده. در قبال، یک حدیث لا تعاد داریم. یک رفع النسیان داریم. بنا بر این که ضم رفع النسیان به ادله اولیه اثبات میکند وجوب باقی را. اون محل بحث است. همه قبول ندارند حالا مثلا لا تعاد. لا تعاد هم بنا بر این که بگوییم مقام اشتغال را ضیق میکند، اون هم بعضی قبول نمیکنند. مرحوم اقای خویی میگوید لا تعاد مقام اشتغال را ضیق نمیکند. مفرغ در مقام فراغ است اصلا. تخصیص احکام به متذکرین هم میگوید محال است حالا محال است یا در موضوعات مثلا خلاف اجماع است. بنا بر این که بگوییم لا تعاد ناظر به مقام اشتغال است نه مقام فراغ. ضم حدیث لا تعاد به ادله اولیه لا تعاد یعنی ناسی، قدر متیقنش ناسی است. ناسی اعاده نمیکند ضمش به ادله اولیه به ذهن میزند که اگر گفتیم، لا تعاد مقام اشتغال را دارد تحدید میکند. به ذهن میزند که همین امکانیتی را که مرحوم آسید محمد باقر تصویر کرد این اقرب به ذهن است. ضم لا تعاد به ادله اولیه معروف همین است میگوید ضم لا تعاد به ادله اولیه اجزا و شرایط را ذکری میکند پس از اول حکم در این اجزا و شرایط برای ذاکر جعل شده است. شاید از همین نکات به این راه رسیده است. معروف همین است دیگه. میگویند ضم لاتعاد به ادله اولیه اجزا و شرایط را ذکری میکند. ما میتوانیم بگوییم که اون که واجب شده، میخواهیم یک کاری کنیم که خطاب ناسی را بگیرد دیگه. بگوییم اونچه واجب شده است نماز با این خصوصیات است مع التذکر. که در ناسی، ناسی یکیش منطبق نشد نسیان حمد بود. خب نماز بر او واجب است مع التذکر بقیه نماز بر او منطبق است.
سوال:؟؟؟
جواب: ما از لا تعاد از رفع النسیان علی قول کشف میکنیم که امر اولی که تعلق گرفته است امر اولی به اجزایی است که یک قید دارد. اجزایی که تذکرتها. اینها کاشف هستند. لاتعاد کاشف از جعل اولی است یک جعل از مولا بیشتر صادر نشده است. مهمترین کاشفش اشکال ندارد دو تا خطاب است دو تا جعل نیست. آخوند میگفت دو تا جعل است یک جعل جامع کرده بعد یک جعل اجزا کرده. نه. یک جعل بیشتر نکرده.
سوال:؟؟؟
جواب: لا تعاد الصلاة رفع النسیان را که ضمیمه کنید به ادله اولیه که گفته صلوا نتیجه میدهد، ببینید اون اصلا ربطی به حرف اخوند ندارد، نتیجه میدهد که بر شما واجب، دو تا کار از مولا صادر نشده، یک کار از مولا صادر شده، با دو تا خطاب اون را به شما رسانده. یک کار بیشتر از مولا صادر نشده و اون این است که من واجب کردم لمن تذکر. منتها با دو بیان اون را به شما رساندم. آخوند میگفت دوتا جعل است اول جعل کرده ناقص را بر همه. بعد جعل کرده اجزا را بر متذکرین. موهم این بود که نائینی همین اشکال را کرد میگفت بابا میشود واجب فی واجب. حالا ما گفتیم نه واجب فی واجب نمیشود. دو تا جعل نیست یک جعل است که گفته واجب است این اجزاء نماز ظاهرش واجب است اجزای نماز ولی وقتی لا تعاد را اورد کشف کردیم که این که میگوید واجب است اجزاء نماز مراد جدّیش واجب است اجزاء نماز لمن تذکر.
سوال:؟؟؟؟
جواب: دو تا جعل میگوید مرحوم آخوند.
سوال:؟؟؟
جواب: نتیجه اش گفتیم چون میگوید. در جواب نائینی گفتیم در جواب نائینی گفتیم وقتی میگوید این در اون شرط است ارتباطیش میکند ولی یک جعل جدیدی است. آخوند به دو تا جعل مشکل را حل میکند. ما میگوییم یک جعل است اون جعل را که بیان کرده کشف کرده اون مفسر است دیگه، بابا لا تعاد حاکم است. شأن حاکم تفسیر است دارد بیان میکند اون جعل اول را برای شما توضیح میدهد. میگوید درست است من گفتم حمد واجب است ولی با لا تعاد بهت میخواهم بگویم که مقصودم از این که حمد واجب است یعنی عند التذکر واجب است.
مرحوم آسید محمد باقر صدر که گفته است، اون ثبوت و اثبات بحث نکرده ولی مقصودش همین است، که یک جعل بیشتر از مولا صادر نشده است و اون للمتذکر است. میگوییم طبیعیش همین است منتها این را به دو بیان به ما رسانده. به دو خطاب به ما رسانده. این کاشف از همان است اون را بیان میکند ها! بر خلاف آخوند که آخوند میگفت یک جعل جدیدی با بیان دوم میاید. جعل جدید نه. مرحوم آسید محمد باقر مقام اثبات را بحث نکرده ما اینها را جدا کردیم. مقام ثبوت واجب است اینها بر متذکر. این ثبوت است. یک جعل بیشتر نیست. منتها این را به دو بیان به شما رسانده. آخوند میگفت دو تا جعل است اصلا. یک جعل در حق عموم است و یک جعل در حق متذکرین است ما میگوییم یک جعل است منتها این یک جعل را به دو بیان به ما رسانده است. حاکم مبیِّن آن جعل است دو جعل نیست ان را توضیح میدهد ناظر است مفسر است. همین جور است. ما در ذهنمان همین است که و لو راه مرحوم آخوند هم ممکن است ولی واقع نشده. پس تحصل: میتواند ناسی طبق خطابات نسبت به عمل فاقد جزء منسی میتواند امر داشته باشد این که مرحوم شیخ انصاری فرمود که نه، فعل ناسی اصلا ماموربه نیست. مجزی نیست. نه، ما میتوانیم بگوییم مقتضای جمع بین ادله این است که عمل ناسی ماموربه است. تتمه کلام انشالله فردا بحث خواهیم کرد.