خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۵۰۱۱۸ «جلسه ۱۰۳»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                جلسه 103                          تاریخ:19/1/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بیان نکته ای از بحث مقوم تحقق زیاده: اثر نداشتن عنوان زیاده در بحث اصل عملی

یک کلمه ای از بحث سابق باقی مانده. در بحث این که مقوم زیاده چیست؟ زیاده به چه چیزی محقق میشود، غفلت کردیم که این نکته را، در نوشته آمده ولی غفلت شد. بحث از این که زیاده مقومش چیست؟ بما تحقق؟ این بحث در اصل عملی اثری ندارد. این برای ادله اجتهادیه خوب است که در فقه بحث میکنند. ادله اجتهادیه ای که زیاده در آنها اخذ شده، اونجا ثمر دارد که زیاده یعنی چی. تحدید بکنیم این مفهوم را مجال دارد. اما در بحث اصل عملی که ما شک داریم این چیز آیا مانعیت برای صحت نماز دارد یا نه، مهم این است که ما شک در مانعیتش داشته باشیم. حالا زیاده صدق بکند یا نکند. بحث اصل عملی شک در مانعیت یک چیزی است که در اثنای واجب حادث شده است. آیا اونی که در اثنای مرکب ما اتفاق افتاده، رخ داده و شک داریم که آیا مانعیت دارد یا نه، مقتضای اصل عملی چیست؟ حالا اونی که رخ داده عنوان زیاده بر او صدق بکند یا نکند اثری ندارد.

در بحث نقیصه بحث میکردیم اگر یک جزئی نقصیه پیدا کرد، عملی که فاقد بعض اجزا شد محکوم به بطلان است. در بحث زیاده بحث میکنیم اگر یک چیزی اضافه شد و شک کردیم در مانعیتش، مهم این است، شک کردیم در مانعیتش، حالا میخواهد زیاده صدق بکند یا نه، عنوان زیاده در اصل عملی دخالتی ندارد. شک در مانعیت دخالت دارد. این است که بحثی که ما تطویل کردیم که زیاده به چه چیز محقق میشود این در بحث اصل عملی که ما داریم بحث میکنیم اثری ندارد. این کلمه ای بود که از اون بحث سابق باقی مانده بود.

بررسی جریان استصحاب صحت در موارد تحقق زیاده و بیان سه تقریب از استصحاب

بحث فعلی در این است که اگر ما در اثنای عمل مرتکب یک چیزی شدیم. همین دیگه طبق اون بیان که الان گفتیم لازم نیست اون زیاده باشد. میخواهد زیاده صدق بکند یا نه. مهم این است که در اثنای عمل یک چیزی را اوردیم شک داریم که آیا این شیئی که اورده ایم مانعیت دارد از صحت اجزای سابقه یا مانعیت ندارد؟ محل بحث این است. مقتضای اصل عملی چیست؟ اگر شک کردیم در مانعیت چیزی که درجش کردیم در ضمن واجب. حالا میخواهد زیاده صدق بکند یا نکند این مهم نیست. اگر شک کردیم در مانعیت این شیئ مقتضای اصل عملی چیست، خب مقتضای اصل عملی برائت است بحث کردیم.

بحث به اینجا رسید که آیا استصحاب صحت اینجا مجال دارد که اگر استصحاب صحت مجال داشته باشد مثلا برائت از مانعیت بنا بر این که بگوییم با وجود اصل حاکم نوبت به اصل محکوم نمیرسد مجال ندارد. آیا در جایی که یک شیئی را در اثنای مرکب آورده ایم و شک داریم در مانعیتش از صحت، آیا استصحاب مجال دارد یا نه؟ بحثی که مرحوم شیخ انصاری اینجا دنبال کرده مفصل و مرحوم آخوند وعده داده به باب استصحاب و بعد هم به وعده اش عمل نکرده.

تقریب اول استصحاب: استصحاب صحت تاهلیه و بررسی آن

عرض کردیم این استصحاب سه تقریب دارد. یکی استصحاب صحت تاهلیه. این که ما اجزا را اوردیم صحت تاهلیه دارد یعنی صلاحیت دارد برای صحت فعلیه به شرط این که بقیه اجزا ضمیمه بشود. بقیه اجزا که ضمیمه شد اون صحت تاهلیه مبدل میشود به صحت فعلیه. مثلا قائل میگوید که این اجزایی را که اوردی چون در اثنای عمل هستی هنوز صحت فعلیه ندارد. صحت فعلیه وقتی است که مرکب را به تمامش بیاوری. الان که صحت فعلیه ندارد. صحتی که دارد صحت تاهلیه است. صلاحیت صحت فعلیه را دارد. ما اگر یک چیزی را در اثنای عمل اوردیم و شک کردیم که اون صحت تاهلیه را از بین میبرد آیا مجالی برای اون استصحاب هست یا نه؟ مرحوم شیخ انصاری گفت که مجالی برای این استصحاب نیست چون شک نداریم. صحت تاهلیه متیقناً حادث شده و الان هم باقی است. اون اهلیت و صلاحیت برای انضمام مثلا ذاتی اون است. مثلا سرکه صلاحت دارد که سکنجبین بشود به شرط این که مثلا شکر اضافه کنند اب اضافه کنند و چیزهایی که لازم است. حالا اگر امدند اون اجزای اون خصوصیات را اضافه نکردند. اضافه هم نکنند این صلاحتیش به حال خودش باقی است. صلاحیت انضمام دارد. صحت تاهلیه که برای اجزای مرکب محقق میشود مرحوم شیخ انصاری فرمود قابل زوال نیست. متعلق شک واقع نمیشود.

که ما عرض کردیم نه. صحت تاهلیه ممکن است بگوییم که مشکوک است. متعلق شک واقع میشود. از این جهت که ممکن است صحت تاهلیه این که اهلیت دارد برای الحاق مشروط به شرط متاخر است. مشروط به شرط متاخری است که همین زیاده که الان میگوییم. شاید این احتمال هست، شاید اهلیت اون برای انضمام مشروط است به شرط متاخری که عدم این زیاده باشد. اگر این زیاده نبود صلاحیت هست. زیاده بود صلاحیت نباشد.

این که مرحوم شیخ انصاری استصحاب صحت تاهلیه را منع کرده چون رکن دوم استصحاب که شک است منتفی است نه. در ذهن ما خلاف وجدان است. این که ما الان یک چیزی را زیاد کردیم اون اجزای سابقه هنوز صحت تاهلیه دارد این مثل اون سرکه نیست که صحت تاهلیه اش یک امر واقعی است. یک امر تکوینی است. نه. چه بسا یکی از شرایط صحت اونها به نحو شرط متاخر عدم تحقق این شیئی است که زائد است. همین که احتمال بدهی یقین شما نسبت به صحت تاهلیه زائل میشود. الان یقین نداری. قبل از این که شیئ بیاید این شیئ را اضافه کنی یقین داشتی که صحت تاهلیه داشت اما با امدن این زائد شاید از اهلیت الحاق افتاده. این یک امر وجدانی است در امور اعتباریه ای که متعلق احکام است همیشه این شک هست. شاید دیگر با امدن این شیئ زائد اصلا اون قابلیت التحاق را از دست داده باشد. این امر واضحی است. پس استصحاب صحت تاهلیه که شیخ فرموده لا مجال له لعدم الشک نه. شک هست.

و لکن این استصحاب مجال ندارد به خاطر جهت دیگری که البته این جهت دیگر را هم شیخ انصاری قبول دارد. در ضمن کلماتش اشاره کرده که اگر هم صحت تاهلیه مشکوک شود استصحاب صحت تاهلیه اثری ندارد. چرا؟ چون شما که استصحاب میکنی صحت تاهلیه را به چه غرضی میخواهی، چه اثری دارد؟ اگر میخواهید صحت فعلیه را ثابت کنید برای مرکب لو ضُم الیه این اثر شرعی نیست. این که اون اجزا سابقه هنوز قابلیت دارند برای التحاق، این لازمه عقلیش این است که پس لو لحق اون قابلیت به فعلیت میرسد. اونی که موضوع اثر  است اونی که مبرئ ذمه است صحت فعلیه است. استصحاب صحت تاهلیه برای اثبات صحت فعلیه بعد از ضم سائر الاجزاء این داخل در اصل مثبت است لذا تقریب اول استصحاب ناتمام است.

تقریب دوم: استصحاب هئیت اتصالیه و بررسی آن

تقریب دومی که برای استصحاب هست مرحوم شیخ انصاری اشاره کرده، نه، بحث کرده، مفصل بحث کرده، استصحاب بکنیم هیئت اتصالیه را. این تقریب ثانی همان طور که خود شیخ فرموده در همه فروض مجال ندارد. این فرمایش مرحوم شیخ انصاری در جایی مجال دارد که اونی را که اضافه کنی شک داریم که او قاطع هیئت اتصالیه هست یا نه. تارةً در نظر شیخ انصاری، تارةً شیئی که در اثنای مرکب محقق میشود تارةً قاطع هیئت اتصالیه است مثل حدث. در روایتی الحدث ناقض. ناقض، نقض یک هیئت اتصالیه ای هست حدث میاید اون هیئت اتصالیه را نقض میکند. یا قاطع للصلاة. عنوان قاطع، ناقض، در بعضی از امور امده. ضحک مثلا قاطع للصلاة. اموری که در اثنای مرکب محقق میشود اگر اون امر را شک داریم که آیا قاطع هیئت اتصالیه است یا نه، نه مجرد مانع، مرحوم شیخ انصاری فرموده که ما استصحاب میکنیم بقاء هیئت اتصالیه را. اگر مشکوک ما از اونهایی است که شأنش ازاله هیئت اتصالیه است. در حقیقت ما شک داریم که این قاطع است یا نه. اگر شک ما در این باشد که این قاطع است یا نه، استصحاب بقای هیئت اتصالیه مجال دارد. قبلا هیئت اتصالیه بین این اجزا بود، با امدن این شیئ شک دارم که آیا هیئت اتصالیه از بین رفت یا نه؟ استصحاب میکنم بقاء هیئت اتصالیه را. و اما اگر یک شیئی است که شک داری مانع است یا نه. یقینا هیئت اتصالیه را از بین نمیبرد. ولی شاید مانع نماز است. بعضی از موانع نماز این جوری هستند. ما لا یوکل لحمه، مانعیت لُبس ما لا یوکل لحمه به هیئت اتصالیه کاری ندارد. در اونجایی که مانع به هیئت اتصالیه کار ندارد فقط شک داریم عدمش در متعلق اخذ شده یا نه، از همین حیث، اونجا استصحاب بقای هیئت اتصالیه مجال ندارد چون اگر اون هم باشد باز  هیئت اتصالیه برقرار است. اما اگر نه، اون چیزی را که ما به او مبتلا هستیم مشکله اش این است که آیا شک داریم که آیا مانع است یا نه از این جهت، شک داریم قاطع هیئت اتصالیه است یا نه، استصحاب بقای هیئت اتصالیه مجال دارد و مرجع ما است. مرحوم شیخ انصاری در خصوص مشکوک القاطعیه نه مجرد مشکوک المانعیه، در خصوص مشکوک القاطعیه فرموده که استصحاب هیئت اتصالیه، ابتدای کلامش ها! مجال دارد.

و لکن این استصحاب مشکلی دارد یا نه؟ مرحوم شیخ انصاری در ادامه کلامش فرموده این استصحاب مشکل دارد. استصحاب بقاء هیئت اتصالیه اتصال اجزای لاحقه به اجزای سابقه را که ثابت نمیکند. اصل مثبت است. یا نه حالا اصل مثبت هم ظاهرا تعبیر نکرده باشد. استصحاب بقاء هیئت اتصالیه این ثابت نمیکند اتصال اجزای لاحقه را به اجزا سابقه. الا. این الا مهم است. الا کسی بگوید که ما که استصحاب میکنیم بقاء هیئت اتصالیه را این از باب استصحاب در تدریجیات است. تا قبل از این مشکوک هیئت اتصالیه محقق بود. شک داریم با امدن این مشکوک هیئت اتصالیه زوال پیدا میکند یا نه، هیئت اتصالیه یک امر تدریجی است. شک ما بر میگردد در بقای یک امر تدریجی، ما استصحاب میکنیم با امدن این مشکوک هنوز میگوییم که اون هیئت اتصالیه که قبلا متیقن بود هنوز با اجزای لاحقه به حال خودش برقرار است. استصحاب بقاء هیئت اتصالیه که یکی از شرایط نماز است دیگه، به نحو تدریجی مجال دارد. هیئت اتصالیه خودش یک امر تدریجی است یقینا حادث شد شک دارم هنوز باقی است با امدن این مشکوک، شک دارم باقی است یا نه استصحاب میگوید همان هیئت اتصالیه هنوز باقی است. اینها فرمایشاتی است که مرحوم شیخ انصاری، فرق میکند استصحاب هیئت اتصالیه با اون مثلا استصحاب صحت تاهلیه. فرمایشاتی که مرحوم شیخ انصاری فرموده.

و لکن فرمایش مرحوم شیخ انصاری ادعا است. دلیلی اقامه نکرده. این که مثلا یکی از شرایط نماز مثلا یکی از شرایط نماز این است که باید هیئت اتصالیه داشته باشد، این از کجا؟ در نماز ترتیب شرط است خب دلیل داریم. موالات شرط است دلیل داریم. اما ما زاد بر اینها هیئت اتصالیه غیر از موالات است، هیئت اتصالیه ای بین اجزای سابقه و لاحقه یکی از شرایط نماز است. شرط صحت نماز یکیش اتصال اجزا، اون هیئت، اون هیئت اتصالیه ای که محقق میشود به تحقق اجزا یکی پس از دیگری. ما آیه و روایتی نداریم که اجماعی نداریم که یکی از شرایط نماز هیئت اتصالیه است. فقط مرحوم شیخ انصاری استشهادی که کرده، استشهاد کرده که هیئت اتصالیه شرط است به عنوان قاطع. ایشان میگوید در بعضی از چیزها گفته اند قاطع للصلاة. الحدث قاطع للصلاة، از این عنوان قاطع مرحوم شیخ انصاری استظهار کرده شرطیت هیئت اتصالیه را.

و لکن به ذهن میاید که نه. الحدث ناقض یا التکلم، الضحک قاطع للصلاة، بیش از این که میخواهد میخواهد بگوید در آنات متخلله هم محقق شد نماز باطل است، بیش از این دلالتی ندارد. ما از عنوان قاطع، همین، نکته ظریفش این است، ما از عنوان قاطع نمیتوانیم بفهمیم که شارع مقدس اعتبار کرده هیئت اتصالیه را بین اجزای صلات. نه. قاطع بیش از این دلالت ندارد که میگوید این صلاحیت الحاق ندارد. اما معتبر است هیئت اتصالیه، نه، از عنوان قاطع ما نمیتوانیم بفهمیم یکی از شرایط نماز این است که، این هیئت ها! هیئت یک چگونگی است، هیئت اتصالیه را از عنوان قاطع نمیتوانیم بفهمیم. از عنوان ناقض نمیتوانیم بفهمیم.

فرق بین این که الحدث قاطع یا ناقض با اون که این عنوان را ندارد فرقش شاید این باشد اونجایی که میگوید ناقض است قاطع است و لو در آنات متخلله باشد، فرق بین قواطع و موانع این است: قواطع چه در حال اجزا و شرایط باشد و چه در حال اثنای متخلله باشد، قاطعٌ. صلاحیت ندارد برای الحاق بقیه. و اما مطلق المانع نه. مطلق المانع فقط در حال فرض بفرمایید که اضطراب، اضطراب مانع از صحت نماز است این مختص زمانی است که شما اشتغال به اجزا نماز داشته باشید. فرق بین موانع و قواطع این است. راست میگوید شیخ انصاری. این نکته ظریف و خوبی است. فرق است بین قواطع و مجرد مانع. اما از این فرق ما کشف میکنیم که یک هیئت اتصالیه ای نماز دارد این هیئت اتصالیه را بعضی از چیزها به عنوان قواطع زائل میکنند و بعضی چیزها به نام موانع زائل نمیکنند نه، ما از عنوان قاطع و ناقض که در حق بعضی از موانع امده است فقط کشف میکنیم که اون بقیه صلاحیت الحاق ندارند و لو این را شما در آنات متخلله اوردی. خود همین تخلل مانع است. خود آمدن این مانع است حالا میخواهد در ضمن اجزا باشد یا در آنات متخلله. بر خلاف موانع صلات که اونها موانع صلات فقط در حال افعال صلات هستند. فرق بین نواقض و قواطع با مجرد موانع این است. نه اینکه قواطع و نواقض هیئت اتصالیه را میبرند و موانع فقط صحت را میبرد، نه. ما از عنوان قاطع، همین.

حاصل الکلام: قبول است فرق است بین اونهایی که نماز نسبت به اونها بشرط لا است. فرق است. بعضی از اونها به نام موانع هستند و بعضی ها نواقض هستند. یا قواطع هستند. درست است بین نواقض و قواطع با مجرد موانع فرق است اما این فرق از آن کشف نمیکنی که پس قاطع اون است که هیئت اتصالیه را از بین میبرد. نه. قاطع اونی است که صلاحیت الحاق بقیه را از بین میبرد و لو در آنات متخلله باشد. فرق بین  قاطع و ناقض با مجرد مانع این است. مجرد مانع مانعیت در حال اشتغال به اون جزء است. آنات متخلله را نمیگیرد. اما نواقض و قواطع قطع کرد نماز را دیگه. قطع نماز کرد، همین، قطع کرد نماز را از آن به دست نمیاید که پس شارع مقدس یک هیئت اتصالیه اعتبار کرده. نه. فرمایش شیخ انصاری که استصحاب را جاری کرده است استصحاب بقای اون هیئت اتصالیه، از باب استصحاب در تدریجیات مشکلی ندارد از این جهت؛ و لکن این که این حکم شرعی باشد یا موضوع حکم شرعی باشد نه، هیئت اتصالیه نه حکم شرعی است و نه هم احراز شده که موضوع حکم شرعی است. یکی از شرایط نماز یکی از قیود نماز یا اجزای نماز هیئت اتصالیه است نه این محرز نیست وقتی محرز نبود استصحاب مجال ندارد.

هذا تمام الکلام در تقریب دوم استصحاب. تا بحال دو تقریب برای استصحاب گفتیم. استصحاب صحت تاهلیه که گفتیم اثری ندارد. استصحاب بقای هیئت اتصالیه اون هم اثری ندارد. بقای هیئت اتصالیه حکم شرعی بودنش محرز نیست.

تقریب سوم: استصحاب صحت فعلیه اجزا

تقریب سومی که برای این استصحاب شده استصحاب صحت فعلیه است. بهترین تقریب این است. قبل از این که مشکوک را بیاورید اونهایی را که اوردی صحت فعلیه داشت. الان شک میکنی که آیا اون صحت فعلیه از بین رفته یا نه. این که صحت فعلیه داشت اشکال نکنید که صحت فعلیه بعد از پایان عمل میاید نه. این خلاف ارتکاز است. شما از همان اول که شروع میکنید صحت فعلیه به نحو تدریجی میاید وقتی گفتی السلام علیکم و رحمه الله و برکاته صحت فعلیه‌ی تمام مرکب محقق میشود. در ذهن شیخ انصاری مثل این که صحت فعلیه نبوده. رفته سراغ صحت تاهلیه، رفته سراغ هیئت اتصالیه، در حالی که نه، صحت فعلیه این هم یک واقعیتی است به نحو تدریجی محقق میشود. کسی که وارد نماز میشود از همان اول که شروع میکند امتثال دارد فعلی میشود منتها به نحو تدریجی و مشروط به یک شرط متاخری که تا اخر ادامه داشته باشد. این که بعد از این که گفته السلام علیکم تازه صحت فعلیه امده، این خلاف ارتکاز است.

در ذهن شیخ انصاری این بوده که صحت فعلیه الان متیقن نیست. بعد از نماز متیقن میشود. به اخرین جزء محقق میشود. در حالی که ارتکاز بر خلاف این است. ارتکاز میگوید که شما که از الان شروع کردید به نماز خواندن، صحت مطابقت ماتی به است با ماموربه، الان همین نماز از اولش صحیح است مشروط به یک شرط متاخری. نه اینکه وقتی گفتی السلام علیکم تازه صحت فعلیه میاید. صحت مطابقت ماتی به است با ماموربه. همین ببینید ارتکاز چه میگوید. شما از اولی که شروع میکنید این مطابقت از همان اول دارد بالفعل میشود منتها به یک شرط متاخری که تا السلام علیکم را بگویید. نه این که وقتی گفتی السلام علیکم تازه صحت فعلیه میاید. نه. این نمازی را که ما خواندیم از اولش صحیحا واقع شده بود. منتها به شرط این که تا السلام علیکمش بگوییم صحت فعلیه تدریجیه.

تمام کلام همین جا است. کأنّ شیخ انصاری تصور نکرده تصویر نکرده صحت فعلیه را از اول. گفته صحت فعلیه وقتی محقق میشود که میگوید السلام علیکم. لذا رفته روی صحت تاهلیه. گفته صحت تاهلیه مشکوک نیست. رفته سراغ هیئت اتصالیه گفته هیئت اتصالیه در خصوص قواطع است. در خصوص قواطع شک داریم هیئت اتصالیه از بین رفت یا نه، مجرد موانع که هیئت اتصالیه را از بین نمیبرد. و اما صحت فعلیه از اول باشد به نحو تدریجی، شیخ انصاری در ذهن مبارکش نیامده.

این را تامل بفرمایید ببینید میتوانیم ما به این باور برسیم که از همان اول که شما نماز را شروع میکنید اجزا تقع صحیحةً بالفعل. نه صحت تاهلیه. منتها این صحت فعلیه مشروط به یک شرط متاخر است که تا اخرش ادامه بدهی. تا السلام علیکم بروی. آیا این جور است یا نه وقتی گفتی السلام علیکم تازه صحت فعلیه میاید. در ذهن شیخ انصاری این بوده. که وقتی گفتی السلام علیکم تازه نمازت صحیح فعلی میشود. ولی در ارتکاز ما این است که نه، از همان اول اینهایی را که الان داریم میخوانیم حالا صحت به معنای مطابقت ماتی به باشد با ماموربه، الان مطابقت فعلی است. بالفعل این مطابقت هست. یا به معنای عدم وجوب اعاده و قضا باشد از الان دیگه اعاده واجب نیست.

قریب به ذهن ما این است که صحت فعلیه به نحو تدریجی محقق است. این که شیخ انصاری رفته سراغ صحت تاهلیه بعد هم انکار کرده نیازی به اونها نیست. نه. مرکبی را که شروع میکنید اگر طبق اون ماموربه از اول اتیان بکنید از همان اول صحت فعلیه مطابقت ماتی به با ماموربه یا بگو سقوط اعاده و قضا از همان اول در ذهن ما این است که این صحت محقق است تدریجا، صحت فعلیه از اول محقق است تدریجا مشروطا به شرط متاخری که تا اخر عمل با شرایط ادامه بدهی. استصحاب صحت فعلیه به نحو تدریجی مجال دارد. آیا این استصحاب اشکالی دارد یا اشکالی ندارد کلام در این است انشالله تتمه کلام روز شنبه به شرط توفیق انشالله میاییم مسجد بحث را اونجا ادامه میدهیم. و صلی الله علی محمد و آل محمد.