فقه ۰۲ دی ۱۴۰۴ جلسه ۶۸

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 68                            تاریخ:2/10/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

وجوب السجود عند سماع الایات

بحث در این بود که آیا سماع این آیات موجب وجوب سجده می‌شود یا نمی‌شود. این محل خلاف شده بین علما. در بعضی کلمات اجماع ادعا شده که واجب نیست، در بعضی کلمات ادعای اجماع شده که واجب هست. ما از ناحیه کلمات مایوس هستیم. اجماع نمی‌توانیم بر هیچ کدام اقامه بکنیم. باید خود این ادله را ملاحظه بکنیم. بحث در ملاحظه این ادله بود.

بررسی سند روایت

ما یک روایت داریم که در اون روایت تصریح میکند که سماع موجب وجوب سجده نمی‌شود. ما باید این روایت را بحث بکنیم. هم از جهت سندی و هم از جهت دلالی. از جهت سندی این روایت از محمد بن عیسی بن عبید است عن یونس. و متفرد است. همین یک روایت هم هست. متفرد بِه ابن عیسی عن یونس. یکی از متفردات است.

از نظر سندی مشکل دارد یا نه؟ علی الظاهر مشکلی ندارد. فقط اون که مشکل‌ساز شده کلام ابن ولید است. ابن ولید استثنا کرده از روایاتِ نوادر الحکمه. استثنا کرده از روایات نوادر الحکمه عده‌ای را. از جمله استثنا کرده ما تفرد به، ما تفرد به محمد بن عیسی عن یونس. مشکل این است. شیخ صدوق هم که تابع استادش است، ابن الولید، محمد بن حسن بن ولید، گفته که من تبعیت می‌کنم و به روایات ما تفرد به محمد بن عیسی عن یونس روایت نمی‌کنم. و در من لا یحضر هیچ روایتی پیدا نشده. به این وعده‌ش وفا کرده. در من لا یحضر ها!، که کتاب مثلاً مستحکمی است، کتاب فتوایی است، کتاب عملی است، روایت نقل نکرده از محمد بن عیسی عن یونس. از محمد بن عیسی روایت کرده از دیگران. اون مشمول کلام استادش نمیشود که. چنانچه خود استادش هم باز روایت نقل کرده از محمد بن عیسی، اما نه عن یونس. فقط گیر محمد بن عیسی عن یونس است که استاد شیخ صدوق گفته که من به روایاتش عمل نمی‌کنم. شیخ صدوق هم تبعیت کرده از استادش در کتاب فتواییش. من لا یحضر کتاب فتوایی صدوق است، مهم است برایش. هیچ جا روایتی از محمد بن عیسی بن عبید عن یونس بن عبدالرحمن روایت ندارد. خب این مشکله سند این روایت است.

ولکن این مشکله جوابش را در رجال دادند. این مشکله مشکلی نیست. در مقابل ابن الولید که استثنا کرده از اون روایات، مرحوم نجاشی سخت به میدان آمده گفته که نه بابا ثقةٌ، عینٌ، خیلی آدم... معنا ندارد روایت محمد بن عیسی بن عبید عن یونس گیر داشته باشد.

در مقابل فضل بن شاذان آمده میگوید کم کسی است که پیدا بشود مثل ابن عبید، به روایاتش عمل کردند. و یک عده دیگری را که مرحوم آقای خویی در معجم کسانی که در مدح محمد بن عیسی بن عبید گفتند، یونس که از اجلای اصحاب است، بحث نداریم. عده‌ای را آورده که انسان اون‌ها را تامل بکند به این نتیجه می‌رسد که نه، محمد بن عیسی بن عبید عن یونس مشکلی ندارد. هم نجاشی گفته، هم ابن نوح گفته. ابن نوح از شاگردان ابن الولید است. خودش میگوید بابا این محمد بن عیسی بن عبید آدم حسابی است، رو چه حسابی استاد ما گیر داده به او! فضل بن شاذان که از اجلای اصحاب است آمده تایید کرده و یک عده دیگه‌ای که در معجم اینها را آورده.

این همه توثیقات لا یزاحمها کلام، شیخ صدوق تبعیتی بوده نسبت به ابن الولید. از خودش حرفی ندارد. الان هم که میگوید من به روایاتش عمل نمی‌کنم، به روایات محمد بن، ما تفرده عمل نمی‌کنم، چون میگوید استادم عمل نمی‌کرد. یک، مهم همان استاد است. اون استاد چرا به این روایات محمد بن عیسی بن عبید عن یونس عمل نکرده؟ روشن نیست.

بعضیها گفتند صغر سن داشته که اون هم نادرست است. نه صغر سن نداشته. از اصحاب امام رضا علیه الصلاة و السلام بوده. نماینده، در بعضی از امور مامور بوده از طرف اون حضرت. نه هیچ گیری ندارد. عده زیادی توثیقش کردند. فقط ابن الولید استثنا کرده. اون استثنا را بعدیها غیر از شیخ صدوق، بعدیها اون استثنا را یا محترمانه گفتند نمی‌دانیم چرا استثنا کرده، یا گفتند بیخود استثنا کرده! وجهی برای اون استثنا نیست.

شیخ طوسی هم که آمده بعضی جاها همین کلام ابن الولید را نقل کرده در حقش، بعضی جاها هم گفته ضعیفٌ، اون هم دیگه قیمتی ندارد در مقابل این تاییدات چند نفر. و اون هم معلوم میشود که حکم به تضعیفش، حکم به انه ضعیفٌ، اصلاً یک جا کلام ابن الولید را میاورد اصلاً. اون هم به تبع ابن الولید بوده. تضعیف شیخ طوسی هم اثری ندارد. توثیقات عدیده رجالیین مثل فضل بن شاذان، مثل نجاشی، مثل ابن نوح که از شاگردان ابن الولید است و بعضی دیگر که مرحوم آقای خویی اینها را در معجم جمع کرده آورده، نه. درست است تضعیف با تعدیل تعارض دارند، در جای خودش بحث شده. اما این تضعیفی که الان منشأش کلام ابن الولید است و اون هم واضح است که ناتمام است و از اون طرف توثیقات هم زیاد هستند. توثیقات زیاد یکی هم، همین شیخ صدوق که در من لا یحضر نقل نمیکند از، ببینید اینها را ضمیمه بکنید ها!!. همین شیخ صدوق که از محمد بن عیسی بن عبید نقل نمیکند عن یونس، در سایر کتبش نقل میکند از محمد بن عیسی عن یونس.

همین ابن الولید که میگوید که من متفردات یونس را، متفردات محمد بن عیسی بن عبید از یونس را عمل نمی‌کنم، باز به روایات محمد بن عیسی عمل کرده، به روایات یونس هم عمل کرده. این دو تا را عمل نکرده، این وجهش روشن نیست. شاید، شاید این که، حالا این را روش تامل بکنید، تتبع بکنید این که ابن الولید استاد شیخ صدوق می‌گوید به ما تفرد به محمد بن، محمد بن عیسی عن یونس عمل نمی‌کنم، دو تا عبارت دارد، دو تا عبارت را نجاشی ازش نقل میکند. در یک عبارتش به اسناد منقطع دارد. اسناد منقطع در اصطلاح اهل رجال یعنی سند قطع شده، به امام نرسیده. مثلاً گفته عن رجلٍ یا اصلاً نیاورده. دو تا عبارت دارد نجاشی برای ابن الولید، در ذهن ما این آمده که در یک عبارتش دارد به اسناد منقطع، در یکیش ندارد. چون یک قضیه را بیشتر نقل نمیکند، به ذهن می‌زند که اونجایی که ندارد، همان قضیه است. اون را ناقص بیان کرده. به اسناد منقطع یعنی مرسله، یعنی گفته عن رجلٍ. اگر گفت عن یونس عن رجلٍ من عمل نمی‌کنم به روایاتش. یک احتمالی که در ذهن ما آمده این است که ابن الولید که عمل نکرده به روایات محمد بن عیسی بن عبید عن یونس، در جایی است که اسنادش منقطع بشود. به این عمل نکرده.

سوال:؟؟؟

جواب: نه، قدیمیها عمل می‌کردند، اونطور نبودند. نه، عبارت، عبارت شیخ صدوق، بذارید عبارت شیخ صدوق را...نمی‌دانم حالا مثلاً شبهه‌ای داشته، چه...

عن محمد بن حسن بن ولید، محمد بن عیسی بن عبید به اسناد منقطع. او که بله، به اسناد منقطع دارد. اسناد منقطع در روایات اصطلاحش همین است منقطع است یعنی به امام نرسیده. ظاهرش هم همین است. به اسناد منقطع. یک جای دیگه نجاشی آورده کلام ابن الولید را به اسناد منقطع ندارد. چون یک قضیه را، یک قضیه که بیشتر نبوده، همان یک قضیک را دارد بیان میکند، اونجا مجمل بیان کرده.

سوال:؟؟؟

جواب: نه، ظاهر، این را، این را تتبع، نه همین جور است. سند قطع شده، بابا ظاهر سند قطع شده...

سوال:؟؟؟

جواب: نه، بعضی، چرا، بعضیها میگویند مثل اصحاب اجماع بعضیها همین را قائلند. در هر حال یک کلامی که از ابن ولید نقل میکند به اسناد منقطع است.

سوال:؟؟؟

جواب: ندارد عن یونس؟ به نظرم عن یونس دارد. حلا نمیدانم اقای خویی دارد یا نه. دو تا عبارتی که مرحوم اقای خویی نقل میکند یکیش میگوید یرویه ابن الولید... باسناد منقطع. ولی خب عمده روایات چی همین است چون شاگرد خاصش بوده. اینجا که ندارد. دومی در ترجمه محمد بن عیسی میگوید ما تفرد به محمد بن عیسی من کتب یونس و حدیثه لا اعتمد علیه.

سوال:؟؟

جواب: من گفتم ما یرویه عن محمد بن عیسی در ذهنم بود که ما یرویه... عن یونس. در ذهنم بود دو عبارتها هر دو در حق یونس است. حالا الان در ترجمه محمد بن احمد بن یحیی گفته من جملة ما استثناه ابن الولید من روایاته ما یرویه محمد بن عیسی بن عبید به نظرم باسناد عن یونس است اونجا هم! خب اگر حالا نمی‌دانم، بذار یک بار دیگه نگاه می‌کنیم. اگر اونجا هم عن یونس به اسناد منقطع، نکته عدم عمل این آقای ابن الولید نکته‌ش انقطاع بوده. اگر نباشد، نمی‌دانیم چرا عمل نکرده. بابا بعد، بعدیها آمدند گفتند بابا این با این جلالت قدر چطور ابن الولید به روایاتش عمل نکرده؟ تعجب کردند از ابن الولید و کلام ابن الولید.

حاصل الکلام، چون اون‌هایی که توثیق کردند، مدح کردند، تجلیل کردند، عده زیادی هستند و از اون طرف هم وجهی ندارد برای استثنای ابن الولید، این نمی‌تواند مقاومت بکند با حرف ابن الولید که ابن الولید استثنا کرده از کتاب نوادر الحکمه ما تفرد به محمد بن عیسی بن عبید عن یونس.

سوال:؟؟؟

جواب: یکیش همین، یکیش همین روایت، نه زیاد دارد روایت در کافی، غیر من لا یحضر زیاد روایت دارد. نه متفردات هستند، نه اون یقیناً. چهارصد تا روایت در کافی دارد، میگوییم این چهارصد تا یک روایت دیگه هم همراهش بوده، ضمیمه بوده؟ متفرد! بابا اینها گفتنی نیست. چهارصد تا حداقل دویست تاش متفردات است نه نه اینها احتمالش نیست. بگذریم.

در هر حال اینها که توثیق کردند، عدد زیادی‌ هستند، یک. ابن الولید هم چیزی نگفته در وجهش، چراش رو بیان نکرده، روشن نیست.

سوال:؟؟؟؟

جواب: همان، همان چون نمی‌دانم، نکته‌ش را بیان نکرده، برای تخطئه کردنش راحت‌تریم دیگه. بابا هیچ وجهی ما پیدا نکردیم، میگوییم خطا کرده دیگه. خطا کرده. آخر نمی‌خواد تضعیف بکند محمد بن عیسی رو ها، در جاهای دیگه ازش روایت دارد، در کتب دیگه ازش... میگم شاید، شاید...

سوال:؟؟؟

جواب: اصالة الحس جاری است. اصالة الحس جاری است، درست است ولی باب خطا هم واسع است. بله، با این همه توثیقاتی که هست، اجلایی که هست، وجهی هم نگفته بنده خدا. نه نه تعارض نیست، تعارض نیست. یک نفر، ببینید، یک نفر آمده گفته من به روایات این عمل نمی‌کنم. جلالتش هم واضح است، جاهای دیگه هم عمل کرده.

فقط ما، یک اجتهادی است، خطا. جاهای دیگه هم عمل کرده به روایاتش. این یک اجتهادی است ازش که این اجتهاد در مقابل این اجتهادات، نه اجتهادات، اخبارات حسی دیگران، فضل بن شاذان، نمی‌دانم کشی، نمی‌دانم ابن نوح، نجاشی، نمیتواند اون‌ها، اون عدم عمل با اینها مقاومت کند. لذا ما میگوییم که روایات، روایات محمد بن عیسی بن عبید از یونس که محمد بن عیسی بن عبید از اجلای اصحاب یونس بوده، روایات زیادی هم ازش نقل کرده، در زیادی از اون‌ها متفرد است، اون‌ها وجهی برای کنار گذاشتنش نیست.

سوال:؟؟

جواب: بله، در خیلی نقل کرده. همین شیخ صدوق در غیر فقیه کثیراً ما، منتها میگویم شیخ صدوق در من لا یحضر می‌خواسته خیلی محکم باشد، حجتٌ بینی و بین الله باشد. به خاطر همان تقوایی که داشته در من لا یحضر هیچ روایتی ازش نقل نکرده. ولی در کتب دیگه‌ش الا ماشاءالله مثل بقیه نقل کرده. محمد بن عیسی بن عبید عن یونس. خب بگذریم.

سوال:؟؟؟

جواب: نه احکام نیست دیگه. بالاخره...

سوال:؟؟؟

جواب: میگویم اینجا یک نوع احتیاط کرده در حقیقت. باشد، بازم نقل هست دیگه. چون اینها می‌خواسته فتوا باشد، می‌خواسته صاف باشد، هیچ شبهه‌ای نداشته باشد. چون اینها فتوایش است. گفته من لا یحضره الفقیه دیگه. نه لا یحضر الامام، یحضره الفقیه حالا. اینها را به عنوان فدرا نقل کرده، احتیاط کرده، تبعیت کرده از شیخ، هیچ روایتی نیاورده. ولی در مقابل در کتب دیگه‌ش روایات الا ماشاءالله آورده.

خب همانطور که آقای خویی فرموده الانصاف ان استثناء ابن الولید لا یدل، اون هم یک نفر آخر. قدح اگر هم بگوییم قدح هست در مقابل این همه که قدح او را نگاه کردند، رد کردند قدح او را، نمی‌تواند مقاومت بکند نه، من المطمئن به که محمد بن عیسی بن عبید ثقه است بماند، روایاتش از یونس هم هیچ مشکلی ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: شیخ طوسی هم روایات کثیری از محمد بن عیسی عن یونس اورده اون تعهد شیخ صدوق را نداشته در تهذیبین. البته بعضی جاها که گیر کرده رفته سراغ همان تضعیف ابن ولید. میدانید شیخ طوسی تا زمانی که گیر نکند سراغ روایات نمیرود وقتی که گیر میکند میرود سراغ تضعیفات. خب این تمام شد.

و اما از نظر دلالی، روایت از نظر سندی به این بیاناتی که گفتیم، مهم این است که در رجال انسان وثوق پیدا کند به...

سوال:؟؟

جواب: نه بابا اون‌ها منشأ تضعیف شیخ معلوم است، همان کلام ابن الولید است.

سوال؟؟؟

اون،  همان که گفته اعتماد کرده به او. این طرف زیاد هستند آقا، این طرف زیاد هستند. اصلاً می‌دانید نجاشی یکی از کارهاش تصحیح اخطاء شیخ است.

ولی نجاشی با این تاکید فراوان، اصلاً عبارتش را بخوانید، میگوید ثقةٌ، عینٌ.

سوال:؟؟؟

جواب: معلوم نیست. ها خوب بود این را هم گفتید! اصلاً کلام ابن الولید هم، کلام ابن الولید هم یک اجتهادی است، معلوم هم نیست تضعیف باشد ها!!. آره، گفته من عمل نمی‌کنم به روایات محمد بن عیسی بن عبید، ما تفرد به محمد بن عیسی بن عبید عن یونس. بعضی این احتمال را دادند ها!!، گفتند شاید مثلاً روایاتش دیده که غلو دارد مثلاً، مشکل دارد، از این باب بوده. این هم هست.

سوال:؟؟؟

جواب: آره، اونایی که، مثلاً دیده اونایی که مشترک است دیگران هم نقل کردند این جور مشاکلی را ندارد. اونهایی که متفرد است، حالا الحق و الانصاف، مثلاً همین روایتی را که خواندیم یک خورده‌ای متن، متنش پیداست مال خود محمد بن عیسی بن عبید عن یونس است. این جور، امام این جور صحبت نمیکند. یک خورده‌ای اون کسی آشنا باشد به السنه امام، لسان امام...

سوال:؟؟

جواب: آره اون هم همین مشکله.

در هر حال به ذهن می‌زند که مرحوم ابن الولید روایات یونس را دیده، بعضی روایات یونس را دیده با مذاقش جور در نمیاید. بعداً دیده این همان روایاتی است که دیگران نقل نمی‌کردند، شبهه غلو مثلاً گفتند این را ما، شبهه غلو داشته ها!!، گفته که من به ما تفرد به محمد بن عیسی بن عبید عن یونس عمل نمی‌کنم. عمل نکردن تضعیف نیست. عمل نمیکند. شاید احتیاطاً عمل نمی‌کرده. این با اون چیا، با اون توثیقاتی که با اون شدت...

سوال:؟؟؟

جواب: آره، چه عیب دارد؟ من معلوم است برائت جاری می‌کرده، احتیاط می‌کرده. چه می‌دانیم؟ چه می‌دانیم ما؟ نه احتیاط، خب باب احتیاط یک باب دیگه‌ای است. چه می‌دانیم ما؟

بعید نیست که خیلی آدم مقدسی بوده، کلاً اینها که مشایخ صدوق هستند، خود صدوق اینها آدم‌های خیلی مقدسی بودند و استثناءاتش هم منشأش همان تقدسش بوده که استثناء می‌کرده. نمی‌دانیم ماها، شاید، شاید...

سوال:؟؟؟

جواب: بابا ما تفرد به روایات یونس را عمل می‌کرده، تنهایی. روایات محمد بن عیسی را عمل می‌کرده از غیر یونس. همین دو تا را ضمیمه می‌شده عمل نمی‌کرده، یک قلق نفسانی در نفسش بوده که عمل نمی‌کرده و در مقابل این همه آمدند، چند تا رجالی، خیلی هم محکم صحبت کردند. یک وقت هست که میگویند ثقةٌ، نه. اما اینکه محکم صحبت می‌کنند، نجاشی میگوید ثقةٌ، عینٌ، فضل بن شاذان میگوید مثل این اصلاً پیدا نمیشود. اینها می‌خواهد همان شبه، شبهاتی که بر اثر ابن چی حادث شده، اون شبهات را دفع بکنند.

سوال:؟؟

جواب: چی بوده که اینقدر اصرار دارد که بگوید این آدم خیلی خوبی است، از این بهتر شاید، اون هم، شاید قدیماً...

سوال:؟؟

جواب: تضعیف نکرده، به روایاتش عمل کرده. ما تفرد به ابن عیسی عن یونس، گیر در شخص نبوده. گیر در روایاتی است که از او نقل میکند. هیچ وجهی ندارد. خب بگذریم.

بحث دلالی روایت

سند این روایت را میشود تمام کرد. گفتیم در این روایت دو تا بحث است، یک بحث سندی، یک بحث دلالی. کسی بگوید که این دلالتش که تمام است، نسبتش با اون روایات سابق یا نسبت مطلق و مقید است یا نسبت اظهر و ظاهر است. این تمام است یا نه؟ اشکال دلالی هم شده بر این روایت که مرحوم آقای خویی بعضی از این اشکال‌های دلالی را بیان کرده. وجه ثانی، ظاهراً دیگه سند تمام شد بحث سندی. وجه ثانی من وجوه المناقشه این است که از نظر دلالی گیر دارد. از این جهت، از چند جهت.

یک جهت این است که این روایت دلالت دارد که امام می‌تواند عزیمه را بخواند، با اینکه بابا ما روایات داشتیم که نخواند روایات عزیمه را. این روایت دلالت دارد که می‌تواند امام جماعت عزیمه را بخواند و این رأی سنی ها است. اون‌ها اهمیت نمیدهند. آیات عزیمه را ائمه اهل سنت می‌خوانند با اختلافی که دارند. اونهایی که سجده را واجب می‌دانند همه‌ آنها میروند سجده، اون هم که واجب نمی‌دانند همینطور می‌خوانند و رد میشوند.

اشکالی که در این روایت است این است که این روایت میگوید که می‌تواند بخواند در حالی که از نظر رأی خاصه نمیتواند بخواند. پس این روایت محمول بر تقیه است. اشکال کردند در جهت دلالت. گفت اند این روایت محمول بر تقیه باید باشد.

ولکن به ذهن میاد نه، اصل جد است دیگه. اصالة الجد همه جا هست تا یک دلیلی بر خلافش بیاد. ما دلیلی بر خلاف اصالة الجد نداریم. اون وقت‌ها هم همینطور متعارف بوده، ائمه، اهل سنت بودند اصلاً. ظاهر این روایت هم این است که این امام اهل سنت بوده. یک بار دیگه روایت را عرضم به خدمت شما بخوانم... روایت این بود. قال سألت ابا عبدالله علیه الصلاة و السلام عن رجلٍ سمع السجدة تقرأ. قال لا یسجد الا ان یکون منصتاً لقرائته مستمعاً لها او یصلی بصلاته. سمع السجده تقرأ. ظاهرش این بوده که این ماموم بوده. امام ایه سجده را خواند حضرت فرمود سجده واجب نیست. امامی بوده که مثلا سجده را واجب نمیدانسته یا التفات پیدا نکرده.

سوال:؟؟

جواب: متعارف اون زمانها امام، ائمه اهل سنت بوده و فرض کرده امام را امام اهل سنت. تقیه ای کار نیست ما تا بتوانیم روایت را بر جد کنیم مجالی برای تقیه نیست. اصل در کلام حمل بر جدیت است.

سوال:؟؟؟

جواب: یک بار دیگر بخوانم . قال سألت ابا عبدالله علیه الصلاة و السلام عن رجلٍ سمع السجدة تقرأ. قال لا یسجد الا ان یکون منصتاً لقرائته مستمعاً لها او یصلی بصلاته.

به ذهن می‌زند که نماز جماعت باشد. قال لا یسجد الا ان یکون منصتاً لقرائته مستمعاً لها که منصتاً لقرائته مستمعاً لها مناسب است با نماز جماعت دیگه. متعارف اون زمان هم همین بوده که ائمه جماعات اهل سنت بودن و مامومین هم، اهل شیعه هم به آنها اقتدا می‌کردند. روایات زیادی داریم که ثواب دارد، من صلی خلفهم کذا و کذا. نه این وجهی برای حمل بر تقیه نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: بابا در یک موضوع، میگوید لا یسجد الا ان یکون منصتاً، همان شخص، لقرائته مستمعاً لها او یصلی بصلاته.

پس دو تا فرض را گفت که گوش بکند، یا او امامش باشد. گوش بکند یا امامش باشد فرموده که باید سجده بکند. اما اگر نه، گوش نمیکند امامش هم نیست. او در یک کناری میخواند به گوش این میخورد. فرمود که لازم نیست. حالا صحبت چیست؟ وجه اولی که اقای خویی اورده برای حل مشکله گفت که تضمنت جواز قراءه الامام للعزیمه. این روایت گفت دیگه. او یصلی بصلاته امام دارد ایه سجده را میخواند دیگه.

سوال:؟؟

جواب: اون مستشکل میگوید که ما حملش میکنیم بر تقیه. مرحوم اقای خویی جواب میدهد که نه. میگوید که ممکن است، همین جور هم هست، متعارف در ائمه اون زمان، امام.

سوال:؟؟

جواب: خب همان دیگه امام اهل سنت بوده و اهل سنت هم سوره سجده را میخوانند.

سوال:؟؟

جواب: بله. جایز است.

سوال:؟؟

جواب: نه ولی اونها میخواندند لازم نیست که از.

سوال:؟؟

جواب: حالا که میخواند چی؟ الا ان یصلی. حالا که میخواند چی؟ حضرت فرموده حالا که میخواند مهم نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: اصلا ببینید قال لا یسجد الا ان یکون منصتا...... گوش میکند باید سجده کند او یصلی بصلاته به اون اقتدا کرده  خب حالا اون هم سجده میکند، این هم سجده میکند. مهم نیست.

خب ملاحظه کنید مثل اینکه نمیشود یک نکته دیگه‌ای دارد.