فقه ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ جلسه ۸۷

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 87                            تاریخ:5/11/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

یک کلمه ای در مورد بحث دیروز البته واضح بود ها! ولی میباید تذکر میدادیم. مرحوم اقای خویی گفت روایات باب یکیش تام السند است که دلالت دارد بر مطلوب که واجب نیست، دومی را گفت سندش ناتمام است روایت ابن ادریس. این روایت ابن ادریس همان بود که بحث کردیم سابق. این را یادم رفت بگویم که ما گفتیم سندش تمام است دو تا روایت تام السند داریم علی المبنا نه یکی.

مساله 21: استحباب سجده شکر و خصوصیات آن

خب بحث رسید به مساله 21. از سجده تلاوت فارغ شدیم. سجده شکر. مرحوم سید میفرماید يستحب السجود للشكر لتجدد نعمة. بعید میدانم مرحوم صاحب جواهر این جور چیزها را به این تفصیلات مطرح کرده باشد. فرصت نکردم نگاه کنم. شاگرد؟؟؟ استاد: آها، در ذهنم این بود که این تفصیلات این قلم پردازی ها کار همین کاشف الغطاها بوده که کمک میکردند سید را در نوشتن عروه. حالا ایشان میگوید من ندیدم. یعنی یادم رفت نگاه کنم. مهم هم نیست.

سجده شکر مستحب است روایات کثیره داریم چند باب را صاحب وسائل منعقد کرده در همین کتاب صلات، سجده شکر خیلی از این روایات در اون  ابواب مختلفه موجود است. خواستید اونجا مراجعه کنید. سجده شکر مستحب است. أو دفع نقمة أو تذكرهما مما كان سابقا همان نعمت سابق، أو للتوفيق لأداء فريضة أو نافلة أو فعل خير ولو مثل الصلح بين اثنين به خاطر روایت است که در روایت هست. کسی بتواند صلح بین مومنین داشته باشد کار بزرگی است و جای شکر دارد. فقد روي عن بعض الأئمة عليهم السلام أنه كان إذا صالح بين اثنين أتى بسجدة الشكر، خود همین سجده شکر را هم میاورد برای این که صلح آنها برقرار شده، این خودش همین صلح را پایدارش میکند. این هم موثر است.

حالا سجده شکر میگوید ويكفي في هذا السجود مجرد وضع الجبهة مع النية این فتوا است. اون نمیدانم چهار انگشت باید بالاتر نباشد نمیدانم مواضع سجده، ما در ذهنمان این است که ظاهر این عبارت این است که انها واجب نیست اون وقت اون اخرش که میگوید انجام بدهد میشود احتیاط مستحب. ببینید شما هم احساس میکنید یا نه. میگوید و یکفی. این یکفی در مقابل اون است اونجا سه چیز واجب بود و یکفی فی هذا السجود.....

منتها نعم يعتبر فيه إباحة المكان سجده بر حرام نباشد. شکر با حرام سازگاری ندارد. فقط اباحه مکان را میاورد. اون سه شرط دیگر را نمیاورد در ذهن ما این است که با این عبارت میخواهد بگوید اونها شرط نیست. و یکفی... مجرد وضع... لازم نیست جبهه را بر ما یصح بگذاری لازم نیست که چهار انگشت بالاتر نباشد. اونها لازم نیست.

اون وقت اخر مساله فرموده که و الاحوط این احتیاط مسبوق به فتوا است. و الاحوط وضع جبهه فی هذه السجده ایضا علی ما یصح السجود علیه و وضع سائر المساجد علی الارض. بعد دارد حالا تکبیر بگوید یا نه، ما اون احتیاط را مسبوق به فتوا میدانیم.

سوال:؟؟

جواب: اشکال ندارد. محبوب که هست اینجا مستحب است اونجا احتیاط واجب است.

سوال:؟؟

جواب: تلاش من برای همین بود. چون قبلا فتوا داده ظاهرش. میتوانست همین جا بگوید. نسبت به یکیش که فتوا داده اونجا همین جا میخواست فتوایش را تکرار کند تکرار نکرد. لا اقل اون دو تای دیگر را اینجا بگوید. احساس من این است که این که میگوید و یکفی... مجرد وضع الجبهه میخواهد اونها را نفی بکند.

سوال:؟؟

جواب: جایش همین جا بود. همین جا باید میگفت فتوا بدهد که علو مکان نداشته باشد همین جا احتیاط بکند که احوط این است که مثلا مواضع سجده را مراعات کند. جایش همین جا بود.

در هر حال ما یک ادعایی اینجور کردیم احتمال هم هست اخر مساله که رسیده میگوید مثل همان جا احتیاط واجب کردم احوط وجوبی هم در اینجا این است که سجده کند بر ما یصح السجود. احتمالش هست ولی استظهار ما این است. میگوید و یکفی فی... مجرد. علو و اینها را رهایش کنید. نعم یعتبر خب جایش این جا بود میگفت بل الاحوط دیگه. این که نمیگوید بل الاحوط اونجا هم نمیگوید احوط اون احتیاطش مستحب است. خب لیس الامر بمهم.

نعم یعتبر اباحه مکان دلیل اباحه مکان فرق نمیکند. همان طور که در سجده تلاوت هست در شکر هم هست. شکر با محرّم جمع نمیشود.

 ولا يشترط فيه الذكر وإن كان يستحب اینها در روایت است. ذکر از شرایطش نیست. نه وجوب نفسی و نه وجوب شرطی. چیزهای زیادی در ذکر سجده شکر هست، در ذکر سجده شکر ذکر شده. همان چند بابی که صاحب وسائل اورده خیلی از این چیزهایی که سید اینجا اورده در همان ابواب هست. میگوید أن يقول: " شكرا لله " اینها منصوص است. أو شكرا شكرا وعفوا عفوا مائة مرة، حال ندارد أو ثلاث مرات، اینها منصوص است از صد میاید به سه. ويكفي مرة واحدة أيضا.

ويجوز الاقتصار على سجدة واحدة، ويستحب مرتان، تحقق دو بار به چیست؟ ويتحقق التعدد بالفصل بينهما بتعفير الخدين أو الجبينين أو الجميع همه را به خاک بمالی. لازم نیست فقط خد باشد یا جبین تنها کل این را به خاک بمال منتها مقدما للأيمن منها على الأيسر، این یک بارش. ثم وضع الجبهة ثانيا.

ويستحب فيه افتراش الذراعين، پهن کنی ذراعت را وإلصاق الجؤجؤ ظاهرا مقداری بالاتر از سینه است چون صدر را هم اورده. بعضی لغوی ها هم صدر معنا کردند. والصدر والبطن بالأرض این با سجده های دیگر فرق میکند خودت را بیاندازی این سینه ات و اینها به زمین بچسبد.  

ويستحب أيضا أن يمسح موضع سجوده بيده، این که الان هم متعارف است که بعد از سجده شکر دست میزنند به موضع سجده بعد میمالند به سینه و دستشان. همه اینها منصوص است. دیگه لزومی ندارد اون روایاتش را بخوانیم. اونی که مرحوم سید گفته همه اش اقتباس از روایات است منتها بعضی از اون روایات سند دارد و بعضی ندارد. مهم هم نیست. دعا است. ثم إمرارها على وجهه ومقاديم بدنه، جایی که پیشانیش را گذاشت اون مقدس است.

ويستحب أن يقرأ في سجوده ما ورد في حسنة عبد الله بن جندب عن موسى بن جعفر عليهما السلام ما أقول في سجدة الشكر فقد اختلف أصحابنا فيه؟ حق هم داشتند روایات هم مختلف است. مهم این است که ذکری بگویی. ولی حالا این اقا امده از اقا موسی بن جعفر یک ذکر مستحبی بشنود. حالا من چه بگویم. حضرت هم نفرمود که بی خود اختلاف پیدا کردند. نه. همه آنها حق بودند. فقال عليه السلام:  قل وأنت ساجد "اللهم إني أشهدك وأشهد ملائكتك وأنبياءك ورسلك وجميع خلقك أنك أنت الله ربي، والإسلام ديني، ومحمدا نبيي، وعليا والحسن والحسين إلى آخرهم أئمتي، بهم أتولى، ومن أعدائهم أتبرأ، اللهم إني أنشدك دم المظلوم - ثلاثا -  که مثلا اون دم مظلوم نصرت پیدا کند. مثل این که در لغت. شاگرد؟؟؟؟ استاد: این احتمال هم هست. ولی شاگرد؟؟؟؟ استاد: بعدی ها هم هست که اونها با قسم جور در نمیاید. سه بار این را بگوید اللهم إني أنشدك بإيوائك على نفسك لأعدائك لتهلكنهم بأيدينا وأيدي المؤمنين، اللهم إني أنشدك، بإيوائك به عهدی که بر خودست بستی. اون را از تو میخواهم. على نفسك لأوليائك لتظفرنهم بعدوك وعدوهم أن تصلي على محمد وعلى المستحفظين من آل محمد ثلاثا. یک معنایی که برای اللهم انی انشدک. ضبطش. احتمال هم هست که قسم میدهم تو را به اینها که ان تصلی علی محمد....

اللهم إني أسألك اليسر بعد العسر " ثلاثا ثم ضع خدك الأيمن على الأرض وتقول: " يا كهفي حين تعييني المذاهب، در وقتی که مذاهب من را خسته کرده. وتضيق علي الأرض بما رحبت، تو پناه من هستی که راه حق را بر من نشان دهی. يا بارئ خلقي رحمة بي وقد كنت عن خلقي غنيا، صل على محمد وعلى المستحفظين من آل محمد " ثم ضع خدك الأيسر وتقول يا مذل كل جبار، ويا معز كل ذليل، قد وعزّتك بلغ مجهودي یعنی تمام تلاشم همین مقدار است. دیگه به قول اقا خسته شدم. ثلاثا ثم تقول: یا حنان يا منان يا كاشف الكرب العظام " ثم تعود للسجود فتقول مائة مرة: " شكرا شكرا " ثم تسأل حاجتك إن شاء الله.

والأحوط وضع الجبهة  في هذه السجدة أيضا و لو به لحاظ این که اینجا هم مثل اونجا است اما احتیاطش هم مثل اونجا است ما گفتیم نه. على ما يصح السجود عليه، ووضع سائر المساجد على الأرض، اگر احتیاط واجب بگوییم همان داستانی است که اونجا بود دیگه. و اگر گفتیم احتیاط مستحب و لو اونجا ما احتیاط واجب میگوییم. سجده تلاوت احتیاط واجب بگوییم ولی در سجده شکر نه، در سجده شکر که این جور انداختن مطلوب است، اصلا خود مواضع سجده را روی زمین گذاشتن یک مقداری سخت است. شکمش را میچسباند به زمین این زانویش روی زمین قرار نمیگیرد. این هم طولی هم که میشکد مناسبتش با این است که اون همه شرایط اینجا نباشد. سجده شکر یک سجده انداختنی است! خودش را بندازد روی زمین که.

سوال:؟؟؟

جواب: اون هم جا ندارد. اصلا اون را نیاورده. این مناسبت سجده شکر با انداختن روی زمین است بلندی هم نباشد.

سوال:؟؟؟

جواب: همین که نیاورده مناسبتش هم همین است این بخواهد خودش را بندازد روی زمین مناسبتش همین است که هیچ بلندی نداشته باشد. صاف باشد. حالا مهم نیست دیگه. ما همان جا هم گیر داشتیم. اقای خویی این را هیچ بحث نکرده.

خب حالا تکبیر دارد یا نه، گیر کرده گفته که ولا بأس بالتكبير قبلها وبعدها منتها به عنوان ذکر مطلق. اینجا دیگه ما روایتی نداریم. لا بقصد الخصوصية والورود. در سجده تلاوت تکبیر بعد را داشتیم ولی اینجا چیزی نداریم. چون چیزی نداریم هم قبلش و هم بعدش به قصد خصوصیت و ورود نمیتواند بگوید. هیچ دلیلی نداریم. این تمام شد.

مساله 22: عجز از سجده شکر و بدل آن

مساله 22: حالا اگر نتوانست سجده کند چکار کند؟ إذا وجد سبب سجود الشكر وكان له مانع من السجود على الأرض فليوم برأسه، این روایت است. ويضع خده على كفه. فعن الصادق عليه السلام إذا ذكر أحدكم نعمة الله عز وجل فليضع خده على التراب شكرا لله، وإن كان راكبا فلينزل فليضع خده على التراب، وإن لم يقدر على النزول للشهرة مردم میگویند ریا مثلا للشهره. فليضع خده على قربوسه، همان بلندی که روی زینش هست. فإن لم يقدر فليضع خده على كفه. یک جا پیدا شد که خدش را بر کفش بگذارد. به ذهن میزند که علی کفه یعنی پشت کفش دیگه. مناسبتش. ثم ليحمد الله على ما أنعم عليه، سید یک چیزی استفاده میکند از این خبر. گفت سجده کند دیگه ويظهر من هذا الخبر تحقق السجود بوضع الخد خدش را بگذارد نه جبهه اش فقط من دون الجبهة. این هم سجود صدق میکند. خب حالا این استعمال است استعمال اعم است دیگه.

سوال:؟؟

جواب: اینها همه ایما هستند اینها مصداق ایما هستند دیگه.

مساله 23: استحباب سجود

مساله 23اصلا سجود خودش یک امر مستحبی است ذاتا. در اصول هم میگویند از عبادات ذاتی یکیش سجود است يستحب السجود بقصد التذلل والتعظيم لله تعالى بل من حيث هو راجح وعبادة، چه فرق میکند! بالاخره عبادت هم باشد استحبابش در وقتی است که به قصد تذلل باشد به قصد تعظیم لله باشد

سوال:؟؟؟

جواب: میخواهیم ببینیم این بل چه وجهی دارد.

بل من حیث هو راجح و عبادة. شاگردان:؟؟؟؟ استاد: ظاهرش این است که یعنی نیازی نیست. تعدی کرده. مثلا کسی فکر نکند یستحب السجود به قصد تذلل سجود با قصد تذلل عبادت میشود خودش مثلا عبادتش ذاتی است.

نه که عبادت است، بل من أعظم العبادات وآكدها، اینها روایت است دیگه. بل ما عبد الله بمثله، وما من عمل أشد على إبليس که او ترک سجده کرد من أن يرى ابن آدم ساجدا، لأنه أمر بالسجود فعصى، خودشان که عصیان کردند در حق دیگران حسادت دارد که انجام میدهد. وهذا أمر به فأطاع و نجا، اینها روایت است دیگه. وأقرب ما يكون العبد إلى الله وهو ساجد.

بهترین حالتی که برای تقرب الی الله است حالت سجده که در روایت هم هست. خودش را بر زمین انداخته رو خاک انداخته. شما مثلا اگر احساس نمیکنید به خاطر این فرشهای نرم و گرم است! اگر روی خاک خودتان را بندازید تعظیما لله دیگه از این بالاتر نمیشود. خم شدن هم تعظیم است ولی این ارقای از همه است.

وإنه سنة الأوابين توبه کننده ها. ويستحب إطالته فقد سجد آدم ثلاثة أيام بلياليها، اون وقت هم معلوم نیست این ایام باشد ولی خب ظاهرش همین ایامی است که ما داریم.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اشکال ندارد به استثنای اونها. عرفا درست است بگوید.

وسجد علي بن الحسين عليهما السلام، مناسبت روز هم هست. على حجارة خشنة موضع سجده هم خشنه بود. یک جای نرمی نبود که ماها دنبالش هستیم حتى أحصي عليه انهایی که میشمردند شمره شد برای او ألف مرة: لا إله إلا الله حقا حقا، لا إله إلا الله تعبدا ورقا، لا إله إلا الله إيمانا وتصديقا.

اینها سند نمیخواهد ها! اصلا صدور اینها از غیر امام امکان ندارد. سجده نهایت تذلل است که متاسفانه ماها خیلی ازش غافل هستیم. نماز تمام شده فورا عجله داریم که، حالا خوبهایش بروند سر کتاب. اونهای دیگر بروند سر تلوزیون و چی و چی. حالت سجود اقرب حالتی است که انسان میتواند تقرب الی الله داشته باشد. حالا میگوید فکر نکنی این مال امام سجاد است که معروف به سجاد است میگوید امام صادق هم وكان الصادق عليه السلام يسجد السجدة حتى يقال: إنه راقد. میگفتند دیگه این خواب است مدهوش است. وكان موسى بن جعفر عليهما السلام يسجد كل يوم بعد طلوع الشمس إلى وقت الزوال. طلوع شمس که میشد میرفتند به سجده تا زوال شمس.

این که حالت سجده یک حالت عرفانی است انسان اگر استقامت کند یک چیزهایی میفهمد در این شک نکنید. ما دوستی داشتیم گفت اون اقا را یادم رفته الان. گفت میرود بیابان سر به سجده میگذاشت سبوح و قدوس.... اون قدر تکرار میکرد تمام اطرافش میگفتند سبوح قدوس.... اون هماهنگ میشدند با او. اینها دروغ نیست ها! خیالات نیست. اینها یک واقعیاتی است که خیلی هم سخت نیست انسان یک کم وقت بگذارد میرسد به اینها. اقرب جایی که انسان تقرب به خدا پیدا میکند حالت سجده است. بتواند انسان وقتهایی که وقت دارد به جای کارهای بی فایده بعد از نماز صبح بعد از طلوع شمس سر به سجده بگذارد همان ذکرهایی که بلد است بگوید.

لازم نیست حالا ماثورش بگوید. نه همان سبوح قدوس رب الملائکه و الروح تکرار بکند خصوصا این ذکر خیلی مهم است. سبوح قدوس رب الملائکه و الروح این ذکری است اون اهل ذکر به اصحاب خاصشان، قدیم ها این داستان ها بوده میدادند. خیلی خوب است تکرار اینها انسان را سبک میکند حالا انتظار نباید داشت که اطراف هم با شما هماهنگ بشوند ولی خود انسان روحش روانش صیقلی میشود صاف میشود یک چیزهایی ادم احساس میکند از تکرار این اذکار. خوب است که لا اقلش یک تجربه ای بکنید ببینید چطور است. خب بگذریم.