فقه ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ جلسه ۸۸

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                    جلسه 88                            تاریخ:6/11/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مساله 24: حرمت سجود برای غیر خدا

مساله 24 رسیدیم يحرم السجود لغير الله تعالى، سجده برای غیر خدا جایز نیست. تعلیل اورده. فإنه غاية الخضوع این درست است ولی نتیجه گرفته: فيختص بمن هو في غاية الكبرياء والعظمة، از سجده کردن دیگه بالاتر خضوعی نداریم هر چه با لفظ هم بگوییم چاکرتیم و... سجده کنیم این غایت خضوع است. این راست است. ولی نتیجه ای که گرفته این ها مقداری به حرفهای منبری شبیه است. غایت خضوع است فیختص به اون که غایت کبریا است. غایت خضوع برای انسانها هم چرا حرام باشد؟ این عبارت پردازی مرحوم سید وجهی ندارد. فانه غایه الخضوع.... بعد گیر میکند خب پس ملائکه چرا سجده کردند برای آدم؟ یا مثلا داستان یوسف و یعقوب که یعقوب و فرزندانش سجده کردند میاید توجیه میکند.

وسجدة الملائكة لم تكن لآدم بل كان قبلة لهم، فقط آدم قبله آنها بود. یعنی خداوند فرموده روبروی مردم بایستید و برای من سجده کنید. سید این جور میگوید. مرحوم سید سجده ملائکه را برای خدا میداند نه برای ادم. كما أن سجدة يعقوب و ولده لم تكن ليوسف ایه شریفه که میگوید فخرّوا له سجدا، ظاهرش فخروا له برای یوسف سجدا. ولی مرحوم سید میفرماید کما ان سجدة... بل لله با این که اون لام، یک روایت هم داریم که فخروا له یعنی برای خدا ولی خیلی خلاف ظاهر است. شاگرد؟؟؟ استاد: و خروا... ولی حالا ایشان این طور میگوید. اون له را به خدا زده. به نظرم خلاف ظاهر دارد صحبت میکند.

بل لله تعالى شكرا. شکر خدا کرد جلوی یوسف سجده کرد برای خدا حيث رأوا ما أعطاه الله من الملك فما يفعله سواد الشيعة خوب بود اینها را نمیاورد مرحوم سید جالب نیست این جملات. خیلی ها حرم امام رضا میرسند همان دم در عند الورود سجده میکنند. سواد به معنای بی سوادی است. سواد عربی بی سوادی ما میشود. من صورة السجدة عند قبر أمير المؤمنين وغيره من الأئمة عليهم السلام مشكلٌ. إلا أن يقصدوا به سجدة الشكر لتوفيق الله تعالى لهم لإدراك الزيارة.

اینها چیزهای جالبی نیست خصوصا این مطلب: نعم لا يبعد جواز تقبيل العتبة الشريفة بعید نیست چیه! اینها. و ما حب الدیار شغفن قلبی و لکن حب من سکن الدیار. نه اینها جای بحث ندارد که بوسیدن چون مرتبط است. الان هم یک چیزی از دست کسی به ما میرسد خیلی دوستش داشته باشیم او را میبوسیم. چون دست او خورده. یا اصلا دستش را میبوسیم. اینها چه مشکلی دارد.     

سوال:؟؟

جواب: ضریح را ببوسید مشکلی ندارد عتبه که پایین است ببوسید اشکال ندارد. اینها اظهار ارادت است.   

سوال:؟؟؟

جواب: اون هم چون عوام بود دیگه. در ذهنش. حالا اونها صحبتش میکنیم.

سجده برای غیر خدا از جهت حکم عقلی و روایات

مقصود این است که مرحوم سید در این مساله اخیره چند تا ادعا دارد. ادعای اولش میگوید یحرم السجود لغیر الله. فقط سجده برای غیر الله حرام است ها! ولی رکوع لغیر الله مشکلی ندارد. حد رکوع این خم بشود برای غیر خدا اشکالی ندارد. فقط سجده است. این که سجده برای غیر الله جایز نیست این را فنیا و قاعدتا نمیتوانیم درست بکنیم. این که ادعا بکنیم سجده نهایت خضوع است برای غیر خدا جایز نیست ادعا کنیم این شرک است مثلا نه اینها این هیچ شرکیتی ندارد.

سوال:؟؟

جواب: یک نوع تعظیم است. اونها خب همین.

همین را میخواهیم صحبت بکنیم. سجده عبادت نیست. سجده اظهار تخضع هست ولی عبادت یک چیز سنگین تری است. سجده کردن عبادت کردن نیست بلکه اظهار نهایت تخضع است. چطور ما مرتبه دانیه ی تخضع عبادت نیست. دست به سینه میشویم خم میشویم دستش را میبوسیم اینها هم تخضع است عبادت نیست. بیفتیم مقابلش این هم یک نوع تخضع هست اما هر تخضعی عبادت است ما باورمان نشده.

این که مرحوم آخوند هم گفته سجده عبادیتش ذاتی است یک بحثی است در اصول. ما نتوانستیم باور کنیم. با سجده آدم عبادت میکند سجده بکند قطعا با سجده میتواند عبادت کند اما هر سجده ای عبادت مسجودله است این نه ما این را نتوانستیم باور کنیم. هر سجده ای احترام هست ولی هر احترامی که عبادت نیست. اصلا عبادت هم باشد به یک معنای خیلی وسیعی به اون معنا حرام نیست اصلا. این که در ذهن مبارک سید این بوده که سجده، ظاهر عباراتش هم همین است که سجده حرام است لغیر الله حرام است فی حد ذاته. شرک است برای غیر سجده کردن بعد گیر کرده پس سجده برای ادم چه میشود؟ توجیه کرده. میگوییم نه ما اگر در آیات قران هم داریم که سجده نکنید برای شمس و اونها یک قسم خاصی از سجده است ما الان ادعایمان این است مطلق سجده مساوی باشد با عبادت نه. این که سجده میتواند عبادت باشد بحث نداریم که. عبادت در ذهن ما این است که یک معنای دقیقتری است ضیق تری است. ابراز بندگی کردن اون یک معنای دقیقتری است. مجرد سجده کردن ابراز بندگی نیست احترام کامل هست اما ابراز بندگی در ذهن ما این است که نیست.

بله؛ کسی بگوید مقتضای روایات هم این است که ما میگوییم سجده با رکوع خیلی فرق نمیکند رکوع برای غیر خدا اشکال ندارد که. حرام نیست حالا ممکن است مذموم باشد ولی حرمت ندارد سجده هم برای غیر خدا علی القاعده حرمتی ندارد. سجده مصداق شرک نیست. کفر نیست. عناوین محرمه بر او منطبق نیست نهایت خضوع است نهایت خضوع برای دیگران حرام باشد نه این باید دلیل داشته باشد. در ذهن ما این است که شاید مرحوم اقای خویی به خاطر همین رفته سراغ روایات در ذهن ما این است که تعبدا سجده کردن یعنی، اصلا خود سجده یعنی سجده به غرض ابراز تخضع، برای دیگران با این که از جهت ابراز تخضع با رکوع هم فرق نمیکند یک تخضع بیشتری است. در ذهن ما این است که سجده که ابراز نهایت تخضع است برای غیر خدا حرام است نه که شرک است نه. کفر است، نه. به خاطر تعبدی است که رسیده است.

یک بابی را مرحوم صاحب وسائل اخر همین بحثها یک بابی را منعقد کرده که سجود برای غیر خدا حرام است شاید در ذهن ایشان هم همین بوده که با روایات باید حرامش بکنیم روایات عدیده ای میاورد که مرحوم اقای خویی هم اشاره میکند یکی از اون روایات معتبره است که اقای خویی هم اون را اورده. همان اولیش است باب حرمه السجود لغیر الله یک چیز این جوری است. نمیدانم قبل از بحث سجود است یا قنوت است. نمیدانم. روایات کثیره ای داریم مرحوم آقای خویی فرموده روایات کثیره ای داریم که یکیشان هم صحیح السند است. صحیح السند هم نبود باز مشکل نبود چون اینها زیاد هستند. راست میگوید روایات زیاد است که ما را منع کرده از سجده لغیر الله.

و من السنه طائفه کثیره من الاخبار و هی و ان کانت ضعیفه السند است راست میگوید مال احتجاج است مال کتب غیر معتبره است الا انها متضافره بل متواتره اجمالا فیعتمد علیها یکیش هم میاورد که سند معتبر دارد همان روایت اولی سند معتبر دارد: و قد ورد من النبی... مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى‏، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ‏، قَالَ‏: «إِنَّ قَوْماً أَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّا رَأَيْنَا أُ نَاساً يَسْجُدُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَوْ أَمَرْتُ‏ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ، لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا.

این روایت اول همان بابی است که باب عدم جواز السجود لغیر الله روایات کثیره ای میاورد بعد هم میگوید در کجا یاتی. یک باب دیگری هم هست اونجا هم بعضی روایات را اورده در این که سجود برای غیر الله جایز نیست در این شکی نیست. سجود لغیر الله جایز نیست. الان ما بحث را قاعده ای کردیم ها! قاعده ایش دلیل بر حرمت نداریم ولی از نظر روایات چرا. روایات متضافره داریم که سجده برای غیر خدا نباید کرد. که شاید این روایت صحیحه این از اون روایات ضعیف الدلاله باشد نه قوی الدلاله. این سندش فقط خوب است اقای خویی همین را دیده سندش خوب است همین را اورده. در این روایت این جوری است. َوْ أَمَرْتُ‏ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ، لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا.

مرحوم اقای خویی میگوید این روایت دلالتش تمام است که سجده برای غیر خدا جایز نیست چون که لو امتناعیه است اگر. لو امرت احدا. اگر. یعنی من هیچ کس را امر نمیکنم. تا اینجا درست است. اگر. یعنی من هیچ کس را امر نمیکنم. ولی اگر هم علی فرض الامتناع امر از من خواست صادر شود امر را به نساء میکنم که برای شوهرشان سجده کنند. مرحوم اقای خویی فرموده فان التعبیر بکلمه لو امتناعیه دال علی امتناع السجود لغیرالله. بابا لو بر سجده داخل نشده بر امر داخل شده. لو امتناعیه فقط غایتش این است که ممتنع است من امر بکنم. لو امرت نه این که ممتنع است سجده کند. قطعا من را امر نمیکند. بزرگی پیامبر است در حق پیامبر چون این هم مرجوح که هست. سجده برای غیر خدا مرجوح هست داریم حرمت را صحبت میکنیم. اصلا شما بگو قطعا این امر از پیامبر صادر نمیشود اصلا محال است این امر از پیامبر صادر شود، این چه دلیلی است که پس سجده برای غیر خدا حرام است! نه. یک امر حزازت داری است بدی است به خاطر این است که از پیامبر ممتنع است صادر شود.

این دلالتی ندارد. اون هم که گفت لا، نمیدانم این سوق روایات به ذهن میزند این گفتنی نیست ها! ولی سوق روایات به ذهن میزند میخواهند این بساط پهن نشود. حرام است خیلی به ذهن نمیاید. ولی میخواهد این بساط محقق نشود. باب نشود. چیز حزازت داری است.

سوال:؟؟

جواب: باشد، لا. سجده بکنیم میگوید لا. سجده نکن. استدلال میکند حضرت به یک موردی که دلالت بر حرمت ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: سجده نکن. نه. گفت که. سوال کرد. شاگرد؟؟؟؟ استاد: قال لا. سجده نکنید. جلوی سجده کردن را گرفته بابا فعل را منع میکند، فعل منع دلیل بر حرمت نیست. برای این که باب نشود این. چیز خوبی نیست. استشهاد هم کرده بر یک چیزی که دلالت بر حرمت ندارد.

ولی بعید نیست سائر روایت. میخواستم کتابم را بیاورم. سائر روایات ظاهرش همین است که نباید، مثل این که مفروغ عنه هم هست. اجماعی است، سجده برای غیر خدا حرام است مثلا این دیگه از ضروریات شده. سجده برای. حتی اون روایاتی که دفع شبهه میکنند همان ها هم دلالتشان محکم نیست پس حرام بوده که حضرت دارد دفع شبهه میکند نه. حزازت هم داشته باشد باز جای دفع شبهه دارد. اگر از مسلمات باشد که بعید نیست روایات کثیره ای که میگویند سجده نکنید بعید نیست دلالتشان. سندشان هم کار نداریم سجده برای غیر خدا حرام است به وسیله نقل. نه به وسیله عقل. تمام تلاش ما این است.

اون که سجده میکردند برای خورشید نهی از اون فعلها خورشید را موثر در عالم میدانستند. نهی از فعل اونها اجمال دارد روشن نیست. خورشید را عبادت نکنید روشن نیست که اصلا ایه شریفه سجده نکنید برای شمس و لا للقمر. اون روشن نیست به اونها میگوید سجده نکنید. فعل انها معلوم نیست که چه بوده. سجده آنهاعبودیتی بوده. نه هر سجده ای.

در هر حال، این که سجده برای غیر خدا حرام است مورد تسالم است منتها ما میگوییم وجهش باید همین روایات متضافره باشد. وجه عقلی ندارد که عقل هم بگوید، عقل سجده را یک نوع تعظیم بالا میداند. رکوع را هم یک نوع خضوع میداند. یک نوع خضوع میداند. دست به سینه را هم یک نوع خضوع میداند شاید خضوع این جوری را خیلی این جور خضوع بکنی فوقش مثلا سیره عقلا بر این باشد که بابا دیگه مثلا دیگه چه خبر است این قدر دیگه. تازه اون هم ممکن است در حق یک مجتهدی که هیچ نظر دنیوی ندارد اون را هم نگویند. مشکلی نداشته باشند.

حاصل الکلام: روشن نیست، ارتکاز بر این نیست که سجده برای غیر خدا این شرک باشد. حرام باشد. خضوع کامل است. خضوع کامل دست بوسیدن حرام نیست. خم شدن حرام نیست. حالا سجده کردن هم چرا حرام باشد؟ لو لا این روایات. شاید این روایات هم که منع میکند میخواهد باب نشود. نه که سجده برای دیگران یک مفسده ای دارد قبیح است.

حاصل الکلام: غایت اونچه که همین صاحب وسائل اورده سجده برای غیر خدا حرام است به خاطر روایات متضافره و قبلش هم مثلا از مسلمات شریعت است.

سوال:؟؟؟

جواب: حضرت امیر هم در اون داستان که امدند پشت سرش و گفت نیایید. کلا ً از این که سجده برای دیگران بکنند اون دیگری خودش را میبازد. اینها مفاسدی است دیگه. حالا رکوع به اون حد شاید نباشد. این که یک سلطانی بگوید بیایید برای من سجده کنید خیلی وحشتناک میشود.

حالا به هر حال بعید نیست، از مسلمات شریعت است که سجده برای غیر خدا حرام است و این روایات متضافره هم و لو این که اکثرشان سندشان ضعیف است بعید نیست که سجده برای غیر خدا حرام است اما این که عقل بگوید سجده برای غیر خدا حرام است ما نمیتوانیم قبول کنیم.

و یوید ذلک سجده برای حضرت ادم بعید است که سجده برای انسان قبیح باشد و با امر خداوند از قبح بیافتد. سجده برای ادم این سجده برای خدا بوده نه این را ما نمیتوانیم بفهمیم. ایه شریفه میفرماید له برایش سجده کنید. و این که شیطان اباء کرد بابا اگر سجده برای خدا بود شیطان از علما بود از فضلا بود. اون هم همین را احساس کرد که این سجود له است. سجود له یعنی برای اون سجده بکنید. سجود له این بد است. این سجده خضوع بد است قبح ذاتی ندارد ما این طور میگوییم، میگوییم قبح ذاتی ندارد مگر باز به امر خدا باشد. به خاطر یک مصلحتی خداوند امر کند که برای ادم سجده کنید. ظاهر، اقای خویی دو تا جواب داده دیگه.

این که مرحوم سید فرمود توجیه کرد گفت سجود ادم برای خد بود. این طور گفت و سجدة الملائکه لم تکن لادم... یعنی در حقیقت برای خدا سجده کردند ولی رو به آدم. سید این طور میگوید. روی به ادم بود. مثل این که بگویند رو به مسجد الحرام نماز بخوان برای خدا. اینجا ادم را مثل کعبه قرارداده.

و لکن به ذهن میرسد که خلاف ظاهر است. در کعبه الی است همین طور که این معلق گفته درست است. اونجا لآدم است. ل با الی فرق میکند. به سمت کعبه نماز بخوانید برای خدا. اشکال ندارد. اما سجده کنید لآدم برای آدم ظاهرش سجده برای آدم است. منتها بامر من الله. اشکال ندارد که. سجده برای ادم است قبح ذاتی ما میگوییم ندارد، خداوند به خاطر یک مصلحتی امر کرده که برای ادم سجده کنید. لبّش برمیگردد که چون که تو امر کردی برای ادم سجده میکنم. این اشکالی ندارد که. سجده برای او، چون تو گفتی. سجده برای آدم این قبح ذاتی ندارد که قابل امر نباشد. نه. ما که میگوییم سجده نکنید برای انسانها چون خدا گفته سجده نکنید. قبح ذاتی ندارد.

پس این که مرحوم سید فرموده فقط آدم قبله بوده سجود برای آدم نبوده سجود برای خدا بوده این خلاف ظاهر ایه است. سید این را شنیع میدانسته تصرف کرده در ظاهر ایه. کما این که در سجده یعقوب و وُلد یعقوب هم اون هم لیوسف بود اون له خیلی خلاف ظاهر بود. فخروا له سجدا. خروا برای خدا خیلی خلاف ظاهر است. ظاهرش همین است که برای خضوع همان ادامه خوابش که دیده بود فخرو له سجدا. این که مرحوم سید فرموده کما ان سجدة.... بل لله اون له را به خدا زده که در یک روایت هم هست. له یعنی لله. اینها خلاف ظاهر است. ما در ذهنمان همین است که سجده.

حاصل الکلام: این که سجده لغیر الله قبح ذاتی داشته باشد نتوانستیم بفهمیم. سجده هم یک خضوع است مثل بقیه خضوع ها. بله سجده برای غیر خدا منهی عنه است. خداوند خالق ما است گفته فقط من صلاحیت سجده دارم برای دیگران سجده نکنید اشکال ندارد ممنوع است. این است که داستان حضرت ادم حضرت یوسف بیاییم توجیه بکنیم بگوییم سجده اونها برای خدا بوده این هم خلاف ظاهر بوده. منتها اونها میگویند چون عقلا امکان ندارد باید حملش بکنیم بر خلاف ظاهر. ما میگوییم چون عقلاً امکان دارد، به ید خدا است چون خداوند تبارک و تعالی گفته سجده برای من است بعد گفته حالا برای ادم هم سجده کن اشکالی ندارد.

حمل این ایه شریفه و آن ایه شریفه بر سجده برای خدا این مبتنی بر این است که در ذهن مبارکش این بوده که امکان ندارد که سجده برای غیر خدا کرده باشند. به قرینه عقلیه سبب شده از ظهور این ایات رفع ید کند. ما که اون قرینه عقلیه را قبول نداریم به ظهور این ایات عمل میکنیم. این ما یتعلق به کلام سید.

مرحوم آقای خویی دو وجه اورده برای این که سجود برای غیر خدا حرام است. اولیش گفته که، نگاهش کنید.