فقه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ جلسه ۱۲۶

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 126                          تاریخ:11/3/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مساله پنجم سلام: بحث تحیت در سلام

بحث در مساله پنج بود. اختلافی که بین صاحب جواهر و بعضی موافقینش با دیگران که مخالف صاحب جواهر بودند. عمده کلام صاحب جواهر را دیروز بیان کردیم. فقط یک چیز جزئی که باقی مانده اون روایاتی است که صاحب جواهر ادعا کرد که این روایات دلالت دارند بر این که سلام به عنوان تحیت نیست. یکی خبر عمار بود که میگفت اذنٌ یکی هم خبر دیگری بود که میگفت ترجمة من الامام للمامومین.

که مرحوم اقای حکیم این روایات را اورده و جواب داده. درست هم فرموده. مرحوم اقای حکیم فرموده که و این روایاتی که ایشان اورده نه، دلالتی بر مدعای ایشان ندارد. این که در یکی از اون روایات هست که این سلام اذن است این چه دلالتی دارد که پس معنایش اراده نشده! اذن است. تا الان تکبیره الاحرام گفتیم ماذون نبودی در ارتکاب بعضی چیزها. یکی از خصائص سلام این است که اذن است. الان اذن داری. ربطی ندارد به این که پس سلام حقیقت سلام نیست. نه. اینها اثار سلام را دارند بیان میکنند. اینها موید صاحب جواهر نیست که به اینها استشهاد کرده و فرموده خبر عمار که اذن است یا اون روایت دیگر که میگفت ترجمه من الامام للمامومین نه، اینها هم اذن هستند و هم معنایشان اراده شده و هم تحیت هستند. با هم تنافی ندارند.

حاصل الکلام: این اختلاف بین صاحب جواهر که و تبعه سید یزدی که السلام علینا، السلام علیکم اینها حقیقتا سلام نیستند. تحیت نیستند. در مقابل، بعضی دیگر که اینها را گفته اند تحیت، ما در ذهنمان همین قول دوم است. ظاهر این السلام علینا، السلام علیکم ظاهرش تحیت است. و این که صاحب جواهر ادعا میکرد که تحیت نمیتواند باشد. مرحوم نائینی هم آمده میگوید که نمیتواند اگر تحیت باشد میشود کلام ادمی.

کلام مرحوم نائینی و بررسی آن

مرحوم نائینی فرموده هل الواجب فی السلام هو قصد الدعاء، السلام علینا میگوییم دعا میکنیم خداوند سلامتی را برای ما بیاورد، أو یعتبر عدم قصد التحیه، سلام جاهای دیگر تحیت است. سلام علیکم تحیت است. این جا نه. معتبر است که قصد نکنی تحیت را، و لو قصد دعا هم نکنی، أو لا یعتبر شیئ من ذلک بل لو قصد بالتحیه لکان مخرجا غیر مبطل ایضا، وجوه، بعد امده گفته که در نهایت گفته که قصد دعا معتبر نیست. لکن یضر به قصد التحیه. قصد تحید مضر است. لمکان کونه من اجزاء الصلاة چون این از اجزای صلات است. اجزای صلات هم تحیت باشد هم صلات باشد با هم تنافی دارند.

ما نفهمیدیم این تنافی را. چه تنافی دارد؟ ما که اصلا میگفتیم سلام  مخرج نماز است. حد نماز است. اصلا این جزء نماز نیست. حالا جزء نماز هم باشد چه اشکالی دارد که سلام هم تحیت باشد و هم جزء نماز باشد که مرحوم صاحب جواهر ادعا میکند اینها با هم تنافی دارند. هم جزئیت و هم تحیت، تحیت جزء نماز باشد چه اشکالی دارد! مناسب السلام هم همین تحیت است. سلام وضعش برای تحیت است.

ظاهر ادله همین است که ما سلام را که میگوییم معنایش را میتوانیم اراده کنیم و ظاهر معنایش هم همان تحیت است که عرض کردیم مرحوم صاحب جواهر در اخر کلامش به این اعتراف کرده منتها چون همان گیر عقلی داشته و مشکل محذور عقلی داشته، اونها را حمل میکند بر همین محملی که اقای حکیم فرمود که یعنی اینها در ذهنشان باشد. در اون خبر معراج بود که خداوند فرمود سلّم، سلام بده، بعد حضرت گفت السلام علیکم، سلام دادن است. اونها را حمل بکنیم بر این که مقارنش در ذهنتان سلام باشد در ذهن میاید که اینها خلاف ظاهر است. اون روایاتی که میگفت نسیت ان تسلم علینا در ذهن متشرعه همین است. سلام بر ما بده. سلام را که میگوید اراده میکند همین معنای ظاهریش راو استعمال میکند سلام را در همین معنای ظاهریش، یا در اون روایت داشت که ملائک اقتدا میکند به مومن اذا صلی باذان و اقامه أو باقامه فیستحقون بالسلام. انها مستحق سلام هستند. حمل اینها بر این که این سلام ها در ذهنش باشد ولی از لفظ اراده نکند در ذهن ما اینها خیلی بعید است.

حاصل الکلام: هم مقتضای خود لفظ، لفظ را که میگویند قالبیت برای معنا دارد و سنخ تلفظ مناسبتش با استعمال در معنا است. این است که السلام علینا، السلام عیکم اینها سلام هستند. سنخش. مضاف بر این که سخنش چنین اقتضائی را دارد، از خود روایات هم به دست میاید که این سلام، همان سلامی است که جاهای دیگری میدهد. سلام بر ملائک است. سلام بر انبیا است.

خوب گفته اقای حکیم، در اون موثقه ابی بصیر اون طویله که اون هم ادعیه و صلوات و سلام دارد، واجب مستحب را اونجا جمع کرده، چطور اونها بقیه اش استعمال لفظ در معنا است، معنایش اراده شده، اون وقت به سلامش که میرسیم میگوییم استعمال در معنا نباشد، اینها خیلی بعید است!

ما که مطمئن هستیم این فرمایش مرحوم صاحب جواهر که سلام را بگوید، قصد اون معنا را نکند، استعمال نکند این لفظ را در اون معنایش، غایتش این است که اینها را مقارنش در ذهنش بیاورد، ما میگوییم واضح البطلان است. و لو صاحب جواهر مرد بزرگی است. مرحوم نائینی. نه، اینها یک گیری داشتند که نمیشود هم تحیت باشد هم جزء نماز باشد. نه نمیشود. چرا نشود؟ یک گیر دیگری داشتند هم سلام باشد و هم بدون جواب باشد. چه اشکالی دارد سلام بدون جواب. این همه ما سلام میفرستیم بر ائمه و ملائک هیچ جوابی را هم نمیشنویم. کی گفته سلام باید جواب داشته باشد! نه. سلام بدون جواب هم سلام است. ابراز ارادت است. سلام میفرستد بر مرده. سلام من بر شما. نه، سلام بر ملائک، سلام اصلا بر جمادات، بر اموات، هیچ جوابی هم نمیاید. عرفیت دارد. این که سلام واجب است جوابش داده شود، این همه سلام ها، سلام بر اشخاص حی است قابل جواب دادن است. نه. اصلا خواب است سلام میکنیم. سلام من بر تو که خواب هستی. اشکال ندارد که.

این که ما سلام نماز را از تحیت خارجش بکنیم نه، طبع سلام تحیت است، و ظاهر روایات هم که معین کرده بر کی سلام میفرستی، روایت معراج، سلام فرستاد بر اونهایی که به او اقتدا کرده بودند و بعضی روایات دیگر، موید همین جهت است که این سلام در همین معنای تحیت استعمال شده، منافاتی هم با اصل نماز بودن ندارد، منافاتی در این که بدون جواب بماند ندارد.

و لکن این که مرحوم اقای حکیم ادعا کرده که این سلام را که میگوید در همان معنایش استعمال بکند، و لو معنایش را نمیداند، همان معنای اجمالی و ارتکازی کفایت میکند، این که ایشان ادعا کرده و تعلیقه زده بر کلام سید که این سلام تحیت است مثل همه سلامها و قصدش هم لازم است، امر قصدی است تحیت، این فرمایش مرحوم آقای حکیم نه، دلیل متقنی ندارد. اشکالی ندارد. نه. صاحب جواهر میگوید استعمال لفظ است فقط در لفظ، نه اون درست نیست، از کمال نماز این است که ما اینها را در معنا استعمال بکنیم. اما این که اینها در معنا هم استعمال کردن، لازم است، چنانچه کلام اقای حکیم است، نه، ما این را نتوانستیم باور کنیم.

ما در ذهنمان این است که در نماز مجرد گفتن این ها لازم است. بگو السلام علیکم و لو ندانی معنایش چیست. و لو در ذهنت هم اشاره نکنی به اون معنای معهود. همین که بعضی ها فرمودند مستحب است این، ما هم در ذهنمان همین است. همان طور که در سائر نماز قرائتش، اذکارش، ادعیه اش، مستحب است ادم التفات داشته باشد، این الفاظ را در معنایش استعمال بکند، و از این الفاظ معنایش را اراده بکند، فضیلت است، بفهمد چه میگوید، روایات زیادی داریم در این باب، اینها فضل است. اما این که تکلم بکند به این الفاظ بدون این که اینها را مرآت معنا قرار بدهد که اقای حکیم میگوید مجزی نیست، میگوییم نه، بعید نیست این هم مجزی باشد. الان خیلی صبیان در اوائل بلوغشان یا قبل از بلوغشان که نماز میخوانند و مشروع هم هست، اصلا خیلی از مردم که اگاهی ندارند، اصلا معانی این الفاظ را اطلاع ندارند. و استعمال هم نمیکنند. ما ارتکازمان این است این که این الفاظ را بگویند استعمال بکنند در همان معنایی که دارند در ارتکازشان، و لو غافل هستند از معانی تفصیلیه، نه، ما این را نتوانستیم باور بکنیم.

نماز بخوانید از قسم خواندن نماز، و لو هیچ معنایش را التفات نداری. هیچ استعمالی ما خودمان همین جور میگوییم. میگوییم نماز ما از قبیل استعمال لفظ در معنا نیست متاسفانه. فقط ذکر اذکار و اوراد و ادعیه است. فکرمان در بحثهای علمی است. در بحثهای غیر علمی است. دنیوی است. ولی اینها را ما به زبان میاوریم. ما بیش از این دلیل نداریم. اون که ما دلیل داریم خصوصا به ضم این جهت، اقای حکیم هم التفات دارد که نمیشود بگوییم باید معنای اینها را اراده کند و الا نمازش باطل است. این خلاف ضرورت است. ولی ادعا دارد که اینها هم در ارتکازشان اراده دارند معانی این الفاظ را، ما این را باورمان نشده است. خصوصا مثل بچه ها که نمازشان هم مشروع است میخوانند اصلا اطلاعی ندارند که اینها معنایش چیست. این که در السلام علیکم اراده باید بکند با این سلام تحیت را، نه، ما نتوانستیم باور بکنیم که... میتواند تحیت را اراده کند. این که سید یا صاحب جواهر میگوید نمیشود تحیت. نه. تحیت را میتواند اراده کند. اصلا کمالش هم به همین است که اینها را اراده تحیت بکند. وقتی میگوید السلام علیکم در ذهنش بیاورد مثلا ملائک را، مومنین را، صلحاء را، اما این که باید بیاورد نه، همان ضرورتی که اقای حکیم میگوید، اون ضرورتش، بالضروره لازم نیست، همان میگوید بالضروره لازم نیست از قبیل استعمال لفظ در معنا باشد.

لااقلش ما دلیلی نداریم که باید اینها در معنا استعمال شده باشد. نماز از قبیل قرائت است. خواندن است. اما اراده معنا اونها کمالاتش هست. کسی هم که هیچ معنای اینها را نفهمد مثل در سلام هم معمولا نمیدانند الان السلام علیکم میگوید کم یک معنایی را اراده کرده از اون کُم و خطاب به اون دارد میکند اصلا در ذهن انسانها نیست.

حاصل الکلام: این که همان تعلیقه مرحوم اقای حائری اگر اشتباه نکنم، ما میگوییم که حالا ایشان جواز را گفته یا استحباب این را الان شک کردم، ما میگوییم که نه، مستحب است، نه، این که دارد مرحوم سید فرموده الاحوط ان لایقصد بالتسلیم التحیه حقیقتا میگوییم نه. لا مانع که قصد بکند به تسلیم تحیت را حقیقتا. نه. استعمال بکند لفظ را در تحیت بلکه اولی هم هست. این خودش ظاهر کلام، استعمال است. ظاهر کلام، تحیت است و خوب است اولی است یا نه، بالاتر، روایت است که میگوید جوری نماز بخوانید بفهمید چه میگویید. ترغیب کرده ما را که سکارا نماز نخوانیم. بفهمیم چه میگوییم. مستحب هم هست که تحیت ها را اراده بکنیم.

مخاطب سلام در نماز

خب، حالا این تحیت به کی هست؟ روایات حالا بحث اخیر، تحیت به چه کسی هست؟ اونهایی که تحیتی هستند. یا نه، اونهایی را که تحیتی نیستند مثل سید، وقتی اینها را میگوید چه کسانی را که در ذهنش احضار بکند، به اون ها تحیت نکند ولی احضار بکند، که یک معنای دور از ذهنی است. این را یادم رفت بگویم. کلام سید و صاحب جواهر که اینها را احضار بکند ولی به اونها سلام نکند اینها عرفی نیست. خیلی دور از ذهن است.

حالا علی حال، السلام علیکم خب حالا میخواهد احضار بکند یا تحیت بگوید این کم کی است؟ السلام علینا نا معلوم است. علی عباد الله الصالحین هم اون هم عباد الله الصالحین دیگه. اما در السلام علیکم کی هست، مرحوم سید فرموده بان یقصد السلام علی الامام او المامومین او الملکین گفت نمیشود. نعم لاباس باخطار ذلک. روایاتی که در مورد این جهات است حمل بر این است. لا باس باخطار ذلک بالبال حالا طبق مسلک خودش معنا میکند اون روایات را. ما میگوییم سلام بکند به انها. ایشان میگوید اخطار بکند اونها را. فالمنفرد یخطر بباله ملکین الکاتبین سلام ثانی دیگه. سلام اول که معلوم است. روایات بود دیگه. خواندیم امروز هم روایت را که اون ملکین کاتبین. و الامام یخطرهما مع المامومین. السلام علیکم که میگوید امام هم اونها را و هم مامومین را. ماموم که میگوید السلام علیکم و الماموم یخطرهم مع الامام. هم مامومین را و هم امام را. و فی السلام علینا... که بحث نداریم. یخطر بباله الانبیاء و الائمه و الحفظه همه عباد الله الصالحین اند و مشکلی ندارد.

در علیکم است که کلامی است. نسبت به علیکم در ذهن ما این امده که السلام علیکم بر شما هر کس از این کم در ذهنش آمده. اگر ائمه را در ذهنش اورده میگوید السلام علیکم بر شما. اگر نه، ائمه و صلحا را اورده بگوید السلام علیکم صلحا و ائمه. ملک را اضافه کرده. در ذهن ما این است که این به قصد اون مصلی مربوط است. این کم را به کی داری خطاب میکنی؟ در جایی که معنا را اراده کرده به هر کسی که صلاحیت سلام را دارد.

و لکن از نظر روایات مختلف است. ما اختلاف روایات را هم  بر همین معنا حمل میکنیم که اهمیت ندارد. اگر در روایتی کم را یک جور میکند و در یک روایت دیگر کم را، یعنی میتوانی اون جور و این جور قصد بکنی. ولی بعضی گفتند نه، السلام علیکم این کم یک مخاطب خاصی است. اون  مخاطب خاص کدام است؟ روایاتی که بیان کرده مخاطب را دیدند ضعیف السند است گفته اند علیکم سلام بر شما همان شمایی که به ما دستور دادند که نمیدانیم! السلام علکیم را حمل کردند بر همان مخاطبی که معلوم نیست. حجت بر آن تمام نیست.

ولی در ذهن ما این است که کم مربوط به اراده شما است. هر کسی را اراده داری. و اختلاف روایات را هم حمل بر همین میکنیم که اختلاف روایات از باب همان میتواند اون جور قصد بکند میتواند این جور قصد بکند. میتوانی علیکم را همان ملکین قصد بکنید. میتوانید صلحا قرار بدهید. کم یک خطابی از مخاطبی صادر شده و دائر مدار قصد اون مخاطب است. اگر هم هیچی را قصد نکرده اشکال ندارد.

مرحوم اقای حکیم گیر کرده میگوید روایات مختلف است. ما میگوییم خب روایات مختلف است، بیایید این جور بگویید. چرا گیر دارید که میگویید مشکل است! میگوییم روایات مختلفه طبق قصود مختلفه است. مرحوم اقای حکیم فرموده که شاید این بعضیها که گفته اند منفرد یسلم تسلیما واحده بصغیه السلام علیکم و هو مستقبل القبله و یؤمی بموخر عینیه عن یمینه. یک مساله دیگری هم هست مساله اشاره است. آیا به چمشش اشاره کند؟ به بینیش اشاره کند؟ به وجهش اشاره کند؟ ما در ذهنمان این است که حالا بعضی از روایات سند هم ندارد بعضی از اینها در روایات نیامده، ولی در ذهن ما این است که فرق نمیکند. اینها همه آنها از اوصاف کمال است. حالا میخواهد به چمشش اشاره بکند. میخواهد به بینیش اشاره کند، بد نیست بعضی از این روایات را بخوانیم.

حاصل الکلام: روایات مختلف هستند. جمع بین این روایات برای بعضی ها مشکل است. ولی ما گفتیم که میتوانیم به همه این روایات عمل کنیم. اینها همه مستحبات هستند. اختلافشان موجب تعارض نمیشود. بعضی کم را اون جور گفته اند، گفته اند میتوانی بگویی السلام علیکم یعنی ملکان. بعضی ها گفته اند علیکم نه. همینهایی که اینجا نشسته است. این مربوط به قصد شما میشود همه اینها جایز است. ما دلیلی بر منع نداریم میتواند همه اینها را قصد بکند.

مساله ششم

در مساله ششم مرحوم سید این داستانها را مطرح کرده. یستحب للمنفرد و الامام الایماء بالتسلیم الاخیر همان علیکم. الی یمینه به یمینش اشاره کند. بموخر عینیه. یک کم گوشه چشمش را به اون طرف بچرخاند. او بانفه. یک ریزه ای بینیش را به اون سمت ببرد. او غیرهما. یک کم سرش را مثلا به سمت یمین ببرد. منفرد ایما کند به تسلیم اخیر به کی؟ علی الموکل که یکتب الحسنات علی الیمین. و همچنین اشاره کند به و الذی یکتب السیئات ملکین علی الیسار. و الصلاة حسنات لیس فیها سیئات. فلهذا یسلم.

روایتی را عرضم به خدمت شما مرحوم سید آورده روایت مفضل است سند اونچنانی ندارد ولی به ذهن میاید اینها از غیر امام صادر نمیشود. در روایت مفضل این جور است که وَ فِي الْعِلَلِ (بِالْإِسْنَادِ السَّابِقِ) عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ فِي حَدِيثٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع لِأَيِ‏ عِلَّةٍ يُسَلَّمُ‏ عَلَى‏ الْيَمِينِ‏ معلوم است مسلم بوده پیش مفضل که یسلم علی الیمین. وَ لَا يُسَلَّمُ عَلَى الْيَسَارِ قَالَ لِأَنَّ الْمَلَكَ الْمُوَكَّلَ يَكْتُبُ الْحَسَنَاتِ عَلَى الْيَمِينِ  یمین یک برکتی دارد. خیلی کارها را میگویند با دست راست انجام بده. یسار مثلا برای استنجا است. کلتا یدیه یمین. یمین خودش یک برکتی دارد. ملکی که حسنات را مینویسد بر یمین است. وَ الَّذِي يَكْتُبُ السَّيِّئَاتِ عَلَى الْيَسَارِ وَ الصَّلَاةُ حَسَنَاتٌ لَيْسَ فِيهَا سَيِّئَاتٌ فَلِهَذَا يُسَلَّمُ عَلَى الْيَمِينِ دُونَ الْيَسَارِ.

مفضل ادم فاضلی بود از اون توحید مفضل پیدا است. از اون روایاتی که نقل کرده آدم باهوشی بوده... سوال کرد این علیکم است علیک که نیست. سوال کرد قُلْتُ فَلِمَ لَا يُقَالُ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ الْمَلَكُ عَلَى الْيَمِينِ وَاحِدٌ وَ لَكِنْ يُقَالُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ قَالَ درست است من گفتم بچرخ به سمت یمین به او بگو السلام ولی وقتی میگوید السلام هم بر ملک یمین است و هم بر یسار است. سلام بر هر دو است. التفات به این یکی است. همین جور هم هست ما هم در مجالس گاهی سلام بر چند نفر میکنیم ولی التفاتمان به یکی است. اصلا این جوابها از غیر امام در ذهنم این است که اصلا امکان ندارد.  لِيَكُونَ قَدْ سُلِّمَ عَلَيْهِ وَ عَلَى مَنْ عَلَى الْيَسَارِ  وَ فُضِّلَ صَاحِبُ الْيَمِينِ عَلَيْهِ بِالْإِيمَاءِ إِلَيْهِ باز دوباره سوال کرد. قُلْتُ فَلِمَ لَا يَكُونُ الْإِيمَاءُ فِي التَّسْلِيمِ بِالْوَجْهِ كُلِّه اینجا گفتی به وجه ولی در سلام نماز میگویی به وجه نیستِ وَ لَكِنْ كَانَ بِالْأَنْفِ لِمَنْ يُصَلِّي وَحْدَهُ وَ بِالْعَيْنِ لِمَنْ يُصَلِّي بِقَوْمٍ قَالَ لِأَنَّ مَقْعَدَ الْمَلَكَيْنِ مِنِ ابْنِ آدَمَ الشَّدْقَيْنِ جایگاه ملک اون شدق انسان است. اون کتف انسان است. فَصَاحِبُ الْيَمِينِ عَلَى الشَّدْقِ الْأَيْمَنِ اون که صاحب یمین است حسنات را مینویسد اون علی شدق الایمن است. وَ تَسْلِيمُ الْمُصَلِّي عَلَيْهِ این که به او اشاره میکند لِيُثْبِتَ لَهُ صَلَاتَهُ فِي صَحِيفَتِهِ برای این که سلامش بی طمع نیست. این نکته اش است که چرا اونجا ایماء است اینجا بالانف است. قُلْتُ فَلِمَ يُسَلِّمُ الْمَأْمُومُ ثَلَاثاً گفتید که ماموم دو تا سلام داشته باشد چرا ماموم سه تا سلام ندارد؟ چرا دوتا سلام دارد را فهمیدیم. سلام سوم برای چیست؟ قَالَ تَكُونُ وَاحِدَةٌ رَدّاً عَلَى ‏الْإِمَامِ وَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَ عَلَى مَلَكَيْهِ وَ تَكُونُ الثَّانِيَةُ عَلَى مَنْ عَلَى يَمِينِهِ وَ الْمَلَكَيْنِ الْمُوَكَّلَيْنِ بِهِ وَ تَكُونُ الثَّالِثَةُ عَلَى مَنْ عَلَى يَسَارِهِ وَ مَلَكَيْهِ الْمُوَكَّلَيْنِ بِهِ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى يَسَارِهِ أَحَدٌ لَمْ يُسَلِّمْ عَلَى يَسَارِهِ دوتا بگوید إِلَّا أَنْ تَكُونَ يَمِينُهُ إِلَى الْحَائِطِ کسی در یمینش نباشد. اخر صف نشسته و یمینش حائط است. وَ يَسَارُهُ إِلَى مَنْ صَلَّى مَعَهُ خَلْفَ الْإِمَامِ فَيُسَلِّمُ عَلَى يَسَارِهِ میگوید خب اینها را من فهمیدم. حالا سوال کرد دوباره سلام بر کی واقع میشود؟ قُلْتُ فَتَسْلِيمُ الْإِمَامِ عَلَى مَنْ يَقَعُ قَالَ عَلَى مَلَكَيْهِ وَ الْمَأْمُومِينَ يَقُولُ لِمَلَكَيْهِ اكْتُبَا سَلَامَةَ صَلَاتِي مِمَّا يُفْسِدُهَا وَ يَقُولُ لِمَنْ خَلْفَهُ سَلِمْتُمْ وَ أَمِنْتُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. تسلیم امام بر ملکین و من خلفه واقع میشود. این روایت مفضل است که این جور است.

ولی خب باز ما یک روایات دیگری هم داریم که این را بیان نمیکند. مثلا اون روایت صحیحه عبد الحمید بن عوّاض است: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ بْنُ أَبِي الْجِيدِ الْقُمِّيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْخَزَّازِ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ عَوَّاضٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنْ كُنْتَ تَؤُمُّ قَوْماً أَجْزَأَكَ تَسْلِيمَةٌ وَاحِدَةٌ عَنْ يَمِينِكَ وَ إِنْ‏ كُنْتَ‏ مَعَ‏ إِمَامٍ‏ فَتَسْلِيمَتَيْنِ وَ إِنْ كُنْتَ وَحْدَكَ فَوَاحِدَةً مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ. یا در روایات ابی ابصیر است: إِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ فَسَلِّمْ تَسْلِيمَةً وَاحِدَةً عَنْ يَمِينِكَ.

انصافش این است که روایاتی که در این ادب رسیده در این سنت رسیده روایاتش مختلف هستند. بعضی ها تام السند و بعضی ها صحیحه السند. مرحوم اقای حکیم فرموده که مثل روایت مفضل را اعراض کردند مشهور از ظاهرش. و اصلا این خلاف اون صحیحه قبلی است. هر چند شیخ صدوق به آن عمل کرده.

و لکن در ذهن ما این است که اینها چون سنن هستند تعارضی در سنن نیست. مراتبش مختلف است. بعضی ها سلام زیادی را گفته اند. بعضی ها بعضیهایش را گفته اند در ذهن ما این است که این روایات با هم تعارضی ندارند و ما میگوییم عمل به همه این روایات مشکلی ندارد. عمل به این روایات مشکلی ندارد. اون که مرحوم سید انتخاب کرده که فرموده یستحب للمنفرد و الامام اون هم موخر عین انف ... اون که در روایات آمده از باب مثال است. حالا میخواهد به عینش أنفش رأسش اشاره کند فرقی نمیکند. ما در ذهنمان این است یستحب للمنفرد و الامام الایما بالتسلیم الاخیر یستحب الی یمینه بموخر عینه او بانفه او غیرهما علی وجه لاینافی الاستقبال.

و اما الماموم فان لم یکن علی یساره احد فکذلک. مثل همان امام است و ان کان علی یساره بعض المومنین فیاتی بالتسلیمه اخری مؤمیا الی یساره. و یحتمل استحباب تسلیم اخر للماموم، چون روایات مختلف است، بقصد الامام فیکون ثلاث مرات. اینها همه آنها مراتب فضل است. بیشترین فضیلت برای اون است که اگر در یسارش هم کسی هست، یمین مهم نیست چون ملک هست، یسار اگر در یسارش کسی هست.

بهترش این است که سه تا سلام را بگوید به نیت سلام بر امام، سلام بر یمین، سلام بر یسار، و لو این روایاتی که اینها را میگفت به اصطلاح سندش خیلی صحیح نیست نمیتوانیم درست بکنیم ولی مساعد اعتبار، مجموع این روایات مساعد اعتبار یک قاعده ای به دست انسان میدهد که همین سه تا باشد، افضل افرادش. و این که بگوییم روایات ضعیف است پس السلام علیکم قصد بکند سلام بر همانهایی که گفته اند این هم اشکالی ندارد ولکن میشود السلام علیکم را ما تطبیق بکنیم بر امام، تطبیق بکنیم بر مامومین بر ملکین تطبیق بکنیم بر یسار که ظاهر این روایات است اولا و ظاهر خود همین خطاب هم هست. السلام علیکم یعنی همانهایی که در مجلس حاضر هستند. حالا اگر کسی حضور نداشت السلام علیکم اشاره میکند به هر چه که اراده بکند. هذا تمام الکلام در این بحث. یک تتمه باقی مانده انشالله فردا این تتمه را میخوانیم و شما را به خدای بزرگ میسپاریم.