درس خارج فقه جلسه 127 تاریخ:12/3/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
روایات مختلفه در باب مستحبات سلام
بحث در این مستحب قبلی بود که مرحوم سید فرمود یستحب للمنفرد و الامام الایماء الی اخرش.
حرفی که باقی مانده این است که کلاً در مستحبات حالا یعنی معمولا روایات مختلف است. بعضی ها با قیدی، بعضی به نحو مطلق، بعضیها با قید دیگری، معمولا روایات در باب مسنونات و مستحبات مختلف هستند. این را هم در بحث مطلق و مقید بحث کردند که در مستحبات حمل مطلق بر مقید نیست. چون همین تعارف سبب میشود که ما حمل مطلق بر مقید نکنیم بلکه حمل بر مراتب فضیلت بکنیم. یکی از اون مستحبات هم همینی است که این جا هست الان. روایاتی که درباره سلام رسیده اینها مختلف هستند. من نمیدانم چرا مرحوم اقای حکیم گیر کرده در این روایات. میخواسته اون قواعد روایات الزامیه را بر اینها اجرا بکند، نه، این روایات مختلف است. بعضی ها یک تسلیم را گفته اند. بعضی دوتا تسلیم را گفتند. بعضی سه تا تسلیم را گفتند. اگر ملاحظه کرده باشید همین روایاتی که اقای حکیم اورده همینها هم مختلف هستند و این اختلاف ضرری ندارد.
ما ادعایمان این است که سه تا سلام بگویید خب این دیگه اعلا مراتبش هست، افضل است. دوتا بگویید مرتبه پایین تر است. یکی بگویید دون اون است. حالا اشاره به کی هست؟ ما در ذهنمان این است که السلام علیکم که میگوییم این به دست شما است. به کُم اگر مقصود شما ملکین است همین ملکین. علیکم نه، مقصودت حضار محترم است، مامومین است، مامومین، از این که در روایات تعیین نشده کم، بلکه مختلف است، طبق قضیه هم همین است که سلام که گفته میشود خصوصیتی برای شخص خاصی نیست.
این است که در بعضی روایات اشاره را به بعضی از مراتبش گفته. بعضی روایات هم نگفته. اون هم مهم نیست. اشاره دخیل در قوت ملاک است. افضلیت است. اشاره کردی به انفت به عینت، به وجهت، چه بهتر، نشد هم باز مستحب را به یک مرتبه ای اوردی. در ذهن ما این است که چون اینها از مستحبات است امر سهل است و این السلام علیکم به دست شما است، میتوانی اصلا هیچ معنایی را اراده نکنی، میتوانی بگویی السلام علکیم همان کم که شارع گفتی، میتوانی بگویی السلام علیکم همین هایی که در یمین من نشسته اند، یا اگر به یسار اشاره میکنی کم یعنی اینها. چون حد خاصی در روایات ذکر نشده و اونی هم که ذکر شده از باب مصداق است، مختلف است، نسبت به هم اشاره اش اشکالی ندارد این اشارات و لو همه اینها در روایات نیامده، بعضی از این آمده و هم خود این سلامها کم و زیادش، تحدید کلی نشده در روایات، امر استحبابی بوده. این که مرحوم سید فرموده یستحب للمنفرد و الامام الایماء بالتسلیم الاخیر الی یمینه بموخر عیینه او بانفه او غیرهما علی وجه لاینافی الاستقبال و اما الماموم فان لم یکن علی یسار احد فکذلک و ان کان علی یساره بعض المامومین فیاتی بالتسلیمه الاخری و یحتمل. اعلا مراتبش همین، نه یحتمل، و یستحب، استحباب... مرحوم صاحب عروه با این که اخبار من بلغ را قبول دارد و خیلی اوقات تطبیق میکند، مستند به اخبار من بلغ و فتوا میدهد. اینجا میگوید یستحب... تسلیم اخر بابا روایت بود که سه مره هم در روایت بود. یحتمل نمیخواهد. اینها همه هم مثل بقیه ها مستحب هستند. جای بحث ندارد.
احتیاطش این است که میگوید السلام علیکم سلام بر شمایی که در نظر شارع است. اون دیگه قطعا، تعیین نکند قطعا امتثال کرده. و اما تعیین هم بکند در ذهن ما این است که به دست خودش است. شارع مقدس السلام علیکم را گفته بعضی جاها معین کرده. گفته کم مقصود چیست. بعضی جاها هم نگفته. مثل این که به خود مکلف واگذار شده از این که کم هر کسی را میخواهد اراده کند مانعی ندارد. چنانچه این سلام ها را میخواهد یکی بگوید. بعضی روایات یکی داشت. دوتا بگوید. سه تا بگوید. تفصیل بین امام و ماموم. همه اینها مراتب فضل است. همه انها مستحب است. هر چه اکثر باشد استحبابش اشد است. خب بگذریم.
مساله هفت: داخل شدن وقت و اشتغال به سلام نماز
مساله اخر مساله هفت است قد مر سابقا فی الاوقات. انه اذا شرع فی الصلاة قبل الوقت. فکر میکرد که اذان گفته اند. یک صدایی شنید. یا اذانی شنید. فکر کرد اذان قم است مثلا. و دخل علیه و هو فی الصلاة، وقت داخل شد و هو فی الصلاة اگر وقت داخل شد و هو خرج خب نمازش خارج از وقت بوده معلوم است. واجب را نیاورده است. وقت هم از مستثنیات لاتعاد است. باید اعاده کند. بحث نداریم. اما اگر در اثنا دخل الوقت و هو فی الصلاة اینجا هم اون رکعتی را در وقت بیاورد همان طور که اخر وقت من ادرک رکعه فقد ادرک الوقت، من ادرک رکعه اول وقت هم همین جور است که بحث کردیم. فعلا محل بحث سید نیست.
محل بحث سید مناسبت سلام این است که وارد نماز شده قبل از وقت و خیال میکرده وقت داخل شده و حال اون که وقت که داخل شد این مشغول سلام است. محل بحث اینجا است. ما بقیش ربطی به بحث ندارد. مشغول نماز است و در حال سلام فهمید که وقت الان داخل شده. قبلش نه. اون فعلا بحث نداریم. بعد از سلام هم بحث نداریم که وقت مستنثیات لاتعاد است. لاتعاد الصلاة الا من الوقت بحث نداریم. خب حالا در حال سلام متوجه شد وقت داخل شد.
خب تارةً داخل سلام اول، السلام علینا و علی عباد الله الصالحین، اذان شهرش را شیند اطمینان پیدا کرد الان وقت داخل شده. و اخری نه، السلام علیکم را که میگوید بعد از السلام علینا اون وقت در اون مستحب در حال اشتغال به مستحب میفهمد که الان وقت داخل شد.
اما در سلام اول مرحوم سید فرموده فاذا اتی بالسلام الاول و دخل علیه الوقت فی اثنائه فصحت صلاته. و اما اذا دخل بعده بعد از سلام اول منتها قبل از سلام ثانی یا در اثنای سلام ثانی، گیر داشته سید، چون سید سلام ثانی را مستحب میدانست. گیر داشته گفته ففیه اشکال. بعد گفت و ان کان یمکن القول بالصحه. ممکن است باز بگوییم نمازش صحیح است. چرا؟ سید سلام دوم را جزء نماز میداند. پس اون روایتی که میگوید دخل الوقت و هو فی الصلاة میگوید شاملش میشود. بانه و ان کان یکفی الاول فی الخروج عن الصلاة لکن علی فرض الاتیان بالصیغتین یکون الثانی ایضا جزءاً جزء مستحب دیگه. این از اثار جزء مستحب است. فیصدق دخول الوقت فی الاثناء. بعد احتیاط مستحب کرده و احتیاط مستحب گفته که اعاده نماز است.
مدرک کلام سید یک روایت است. روایت اینها در سابق بحث کردیم. روایت اسماعیل بن رباح اگر اشتباه نکنم. اسماعیل بن رباح. در روایت اسماعیل بن رباح این جور آمده که شخصی وارد نماز شد: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَبَاحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا صَلَّيْتَ وَ أَنْتَ تَرَى أَنَّكَ فِي وَقْتٍ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْوَقْتُ فَدَخَلَ الْوَقْتُ وَ أَنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَقَدْ أَجْزَأَتْ عَنْكَ.
سید میگوید اطلاق دارد دیگه. اگر وارد نماز بودی بعد وقت داخل شد روایت میگوید که نمازت تمام است. باب بیست و پنج ابواب مواقیت اون جلد سه، کتابهای ما جلد سه. حالا اون را میشود بیاورید. باب بیست و پنج ابواب مواقیت حدیث یک اونجا، جدیدی ها چهار، این جور داشت: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَبَاحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا صَلَّيْتَ وَ أَنْتَ تَرَى أَنَّكَ فِي وَقْتٍ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْوَقْتُ فَدَخَلَ الْوَقْتُ وَ أَنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَقَدْ أَجْزَأَتْ عَنْكَ. این روایت میگوید اگر وقت داخل شد و تو در حال نماز بودی اطلاق دارد و لو در حال سلام نماز. فقد اجزات عنک. همین نماز از تو کفایت میکند.
دلیل مرحوم سید این روایت است هر چند احتیاط مستحب کرده که مثلا شک داشت که آیا اگر در حال سلام دوم بود که سلام مستحب است آیا صدق میکند و انت فی الصلاة؟ إِذَا صَلَّيْتَ وَ أَنْتَ تَرَى أَنَّكَ فِي وَقْتٍ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْوَقْتُ فَدَخَلَ الْوَقْتُ وَ أَنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَقَدْ أَجْزَأَتْ عَنْكَ شبهه داشته شاید انت فی الصلاة در سلام دوم مثلا صدق نکند، گیر داشته، احتیاط مستحب کرده.
خب، معلوم است که ما بایستی این استظهار را اطمینان پیدا بکنیم و روایت هم از نظر سندی تمام باشد و گرنه اگر این روایت ناتمام بود سندا یا دلالتا، مقتضای حدیث لاتعاد الصلاة الا من خمس یکیش وقت است میگوید این نماز را باید اعاده کنی. لاتعاد الصلاة الا من خمس، صلات مثلا کسی بگوید که این صلاتش در وقت نبوده دیگه. صلاتش در وقت نبوده و لو یک جزء مستحبش در وقت بوده ولی صلاتش در وقت نبوده. یا بگوییم که حدیث لاتعاد میگوید نماز باطل است، اقای حکیم فرموده نه، اگر هم که بگوییم مجمل است، نه، شاید این هم صدق بکند و هو فی الصلاة، لاتعاد الصلاة الا من خمس روایت محل بحث میگوید که و هو فی الصلاة وقت داخل شده مخصص است. گفته لااقلش اجمال است الموجب للرجوع الی اصاله البطلان بفوات الوقت.
خب، مرحوم آقای خویی از این استدلال جواب داده و قبول نکرده این استدلال را. اولا ضعف سند روایت. اسماعیل بن رباح توثیق ندارد. اسماعیل بن رباح، معجم را نگاهش بکنید، اسماعیل بن رباح، اونهایی که سند را درست کردند گفته اند این از مروی عنه ابن ابی عمیر است. در همین روایت هم ابن ابی عمیر از او روایت کرده. عن ابن ابی عمیر عن اسماعیل بن رباح. اسماعیل بن رباح مروی عنه ابن ابی عمیر است. اسماعیل بن رباح، یکی مروی عنه ابن ابی عمیر است بنا بر این که لایروی الا عن ثقه که ما گیر داریم.
دومیش این است که این از مشایخ است در مشیخه قرار گرفته. در مشیخه فقیه قرار گرفته و همچنین، در ذهنم بود شیخ طوسی هم به او سند دارد. اگر کسی اطمینان پیدا کرد که این از مشایخ است، در مشیخه قرار دارد یک، مروی عنه ابن ابی عمیر است د؛ بله؛ مثلا میشود به او اعتماد کرد و اما اگر گفتیم نه، مجرد مروی عنه ابن ابی عمیر کفایت نمیکند، در مشیخه بودن هم کفایت نمیکند. ضم اون دوتا هم کفایت نمیکند، سند این روایت ناتمام میشود. نمیتوانیم ما. ما هم گیر داریم در چنین سندهایی گیر داریم. کثرت روایت ندارد. روایت اجلا ندارد. یک ابن ابی عمیر است این هم کافی نیست. این از جهت سندی.
از جهت دلالی مرحوم اقای خویی اشکال کرده گفته این روایت سلام دوم را نمیگیرد. این روی مبنای خودش گفته. گفته اگر سند این روایت هم درست باشد در سلام اول اشکال ندارد. سلام اول مثلا جزء نماز است، اما سلام دوم که گیر در سلام دوم است الان، سید در سلام دوم هم گفته بعید نیست این نمازش صحیح است. گفته چون سلام دوم جزء نماز حساب نمیشود و این روایت چی گفت؟ و این روایت گفت که عنوان این روایت بود اذا صلیت و انت تری انک فی وقت و لم یدخل الوقت فدخل الوقت و انت فی الصلاة، و انت فی الصلاة، ایشان ادعا کرده گفته ما چون جزء مستحب را قبول نداریم و انت فی الصلاة صدق نمیکند.
و لکن در ذهن ما این است که از نظر دلالی دلالت این روایت تمام است. این و انت فی الصلاة، انت فی الصلاة عرفی است. دقی نیست. و لو ما جزء مستحب را منکر باشیم این عرفا میگویند بابا دخل الوقت و انت فی الصلاة هنوز سلام دوم را نگفتی. مردم تا سلام دوم تمام نشده خودشان را خارج از نماز نمیبینند.
حاصل الکلام: دلالت این روایت را که مرحوم آقای خویی مناقشه کرده ایضا مثل سند، قابل جواب است. اون دقت عقلی است. الان به مردم بگوییم دخل الوقت و انت فی الصلاة میگوید بابا من و لو جزء مستحب معقول نباشد، ولی عند العرف میگویند من الان هنوز در نماز هستم. و انت فی الصلاة، در مقابل این که فارغ شده باشد از نماز، هیچی نه وجوبش نه مستحبش نمانده باشد. مثل این یک ارفاق و تسهیلی است بر مکلف که اگر وقت داخل شد و انت فی الصلاة و تو در حال صلات بودی، در حال صلات بودی، نمیخواهد اون که میاوری جزء صلات باشد، عرفا در حال صلات بودی، این که مرحوم اقای حکیم فرموده تعین البنا علی وجوب الاعاده چون که این اظهر، اظهر این است که این صدق نمیکند و انت فی الصلاة، انت فی الصلاة یعنی صلات ماموربها، اینها عرفی نیست. بعد گفت فلا اقل من الاجمال، نه، ما میگوییم عرفا صدق میکند.
اشکالی که در این روایت است فقط اشکال سندی است که ما در سندش گیر داریم. لذا در این مساله میگوییم اگر در سلام دوم بود احوط این است که این نماز را اعاده کند. هذا تمام الکلام در بحث تسلیم. انشالله اگر عمری بود و توفیقی بود بعد از تابستان در خدمت رفقا خواهیم بود و صل الله علی محمد و آل محمد. خداوند انشالله عاقبت کارمان را ختم به خیر بگرداند اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.