درس خارج فقه جلسه 112 تاریخ:16/2/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
حکم صلات در فرض ترک سلام بعد انجام منافیات و یا زوال موالات
بیان سه نظریه: مرحوم سید، مرحوم نائینی، مرحوم بروجردی
بحث در ذیل این مساله بود که مرحوم سید فرمود: و لیس رکناً. سلام رکن نیست. حال که رکن نیست تفریع کرده فترکه عمداً مبطلٌ لا سهواً. در نتیجه باز تفریع کرده بر تفریع. فلو سهی عنه، یادش رفت السلام علکیم را بگوید. و تذکرَ بعد اتیان شیئ من المنافیاة. بلند شد و استدبار کرد و اینها بعد یادش آمد که سلام نماز را نگفته. حالا من المنافیات را عمدا انجام داده یا سهوا. فرق نمیکند. یا نه. منافیات را انجام نداده. فقط نشسته دارد قران میخواند یکی دو ساعت قران خواند بعد یادش آمد که سلام را نگفته. یادش رفته. أو بعد فوات الموالاة. اگر این این طور شد لا یجب تدارکه. این مساله سید، مساله جانداری است و سبب شده که محققین در حیث و بیس بیافتند. مرحوم سید قائل است که این نماز محکوم به صحت است. چه منافیات را آورد و بعد متوجه شد و چه زمان طول کشید.
در مقابل از سابقین مرحوم محقق در شرایع و از لاحقین مثل مرحوم نائینی، اینها فرمودند که این نماز محکوم به بطلان است. چه این که منافیات را آورده باشد یا طول کشیده باشد. در هر دو فرض.
قول سومی هم هست که مرحوم آقای بروجردی فرموده و تعلیقه بر عروه زده، فرموده اگر ناسی سلام شد منافیات را به جا آورد نمازش محکوم به بطلان است. منافیات را انجام داد بعد یادش آمد که سلام نگفته. و اما اگر منافیات را انجام نداد، همین مشغول گفتن ذکر بود، دعا بود... موالات به هم خورد بعد یادش آمد که سلام را نگفته، محکوم به صحت است. تفصیل داده مرحوم آقای بروجردی. این جور فرموده: الاقوی.
اول اون فرمایش اقای نائینی را بخوانیم. مرحوم نائینی فرموده الظاهر بل القطعی این که درست میگوید. قطعی هو عدم خروج المصلی بنسیان التسلیم عن السلام. دارد به وجه کلامش هم اشاره میکند. میگوید این که یا تسلیم فقط مخرج است، این که یادش رفته تسلیم و تسلیم را نگفته است این هنوز در حال نماز است. الظاهر بل القطعی هو عدم خروج المصلی بنسیان التسلیم. التسلیم مخرج. این که یادش رفته هنوز در حال صلات است. و عدم کونه مخرجا و محللا آخر. چیز دیگری نمیتواند مخرج باشد. نتیجه گرفته و علی هذا فلو احدث أو استدبر منافی نماز را بیاورد. بعد ان نسیه بعد از این که فراموش کرده سلام را. احدث یا نه، او استمر نسیانه له الی ان امحت صورة الصلاة أو فعل ما یوجب محوها وقع جمیع ذلک فی الصلاة. اشاره هم کرده که چرا نمازش باطل است میگوید وقع جمیع ذلک فی الصلاة و کان مبطلا لها لامحاله.
بله؛ و لو تذکر که سید هم دارد، قبل ان یقع شیئ من ذلک اگر اینها را انجام نداده، هنوز هم طولانی نشده و لو تذکر قبل ان یقع شیئ من ذلک کان محله باقیا و یلزمه الاتیان به و تصح صلاته مطلقا و لو که مثل تکلم انجام داده باشد منتها و یلزمه سجدة السهو لو تکلم قبل ان یتذکر.
مرحوم نائینی در این مساله قائل است که نمازش در فرض اول که مرحوم سید هم محل کلامش این جا است دیگه. یا این که یک منافی بیاورد، یا موالات به هم بخورد در ادامه فرموده: و ان تذکر قبل ذلک هنوز نه منافی اورده و نه موالات به هم خورده، و ان تذکر قبل ذلک اتی به همان سلام میاورد و لا شیئ علیه الا اذا تکلم. مگر تکلم کرده باشد فیجب علیه سجدة السهو.
مرحوم سید که در فرض اول قائل به صحت صلات شده، در فرض دوم هم گفته نماز صحیح است سجده سهو دارد، شق ثانی را مرحوم نائینی قبول کرده که بحث خواهیم کرد. شق اول را قبول نکرده. گفته نه. این فرمایش تعلیقه نائینی.
تعلیقه اقای بروجردی این است. مرحوم اقای بروجردی فرموده: الاقوی هو بطلان الصلاة اذا اتی بما یبطلها عمدا أو سهوا. همان منافیات. اگر منافیات را بیاورد نمازش باطل است. أو سهوا قبل فوات الموالاة و اما اذا استمر السهو الی ان فات الموالاة سهوش استمرار پیدا کرده مبطلی نیاورده فقط موالات به هم خورده و سقط عن قابلیة لحوق، فالاقوی هو الصحة و ان اتی بالمنافی بعد ذلک. و لو منافی آورده منتها بعد از این که دیگه امکان تدارک نبوده. که این هم یک نکته ای دارد انشالله بحث خواهیم کرد.
وجه کلام مرحوم سید
فاِلی الان در این مساله سه نظر است. یکی نظر مرحوم سید است که شاید معروف و مشهور همین باشد. بین علمای سابق معروف همین است که نماز به خاطر ترک سلام باطل نمیشود. و لو این که بعد از تشهد منافی را اورده باشد. بحث ما در منافیات بعد از تشهد است ها! قبل از سلام و بعد از تشهد. حالا مهم نیست که معروف است یا نامعروف. وجه این کلام سید حدیث لاتعاد است. مرحوم سید میگوید که مقتضای لاتعاد الصلاة الا من خمس میگوید فقط این نماز شما مشکلش بی سلامی است. سلام را ترک کردی. خب حدیث لا تعاد میگوید که لاتعاد الصلاة. سلام را از جزئیت میاندازد. در حال سهو سلام جزئیت ندارد. وقتی سلام جزئیت نداشت پس اون نمازی که خواندی تا همان حد تمام شده نمازت. بعدش منافی اوردی. تا همان تشهد خواندی تمام شده. لاتعاد سلام را از جزئیت میاندازد. وقتی از جزئیت انداخت آخر نماز شما تشهد است و اون را هم گفتی. پس اوردن منافی بعد از صلات است. این منافی هیچ مشکلی ندارد.
اونجایی هم که تدارکش امکان ندارد اون جا هم همین جور است. منافی نیاوردی و لکن طولش دادی الان موالات به هم خورده. خب وقتی موالات به هم خورده شما فقط تارک سلام هستی. سلام را نمیتوانی ملحق کنی. اینجا اوضح است. تارک سلامی، لا تعاد الصلاة میگوید که نمازت محکوم به صحت است.
وجه کلام سید این است که مشکل این نماز ترک سلام است شما اگر با حدیث لاتعاد سلام را از جزئیت انداختی که معروف همین است دیگه. میگویند حدیث لا تعاد حاکم بر ادله اولیه است. در غیر اون مستثنیات، جزء را، شرط را مختص به حال تذکر میکند. سلام واجب است در حال تذکر. خب در حال نسیان جزء نبوده. وقتی جزء نبوده نماز شما کامل بوده دیگه. مقتضای حدیث لاتعاد این است که این نماز صحیح است. در حقیقت مقتضای حدیث لاتعاد این است که این نماز تمام شده به گفتن همان تشهد. سلام را از جزئیت بندازیم یعنی پس فقط تشهد جزء است. اون هم که انجام داده. نماز کامل محقق شده. فتصح این صلات.
ما اضافه کردیم بر این وجه گفتیم اون روایات سابقه هم که ما این جور گفتیم. گفتیم اون روایات را که میگفت تمت صلاته حملش کردیم بر جایی که عذر داشت. نمیتوانست سلام را بگوید. منتها حالا اونجا عذرش این بود که استعجال داشت. میخواست ریح از او خارج بشود. به ضم این که فرق نمیکند اون مبطل نماز اگر یک چیزی است که قدرت ندارم جلوی آن را بگیریم و نماز را باطل نمیکند نسیان هم همین جور است. نسیان اون سلام هم فرق نمیکند. یادت رفته سلام را ترک کردی یا این که یک چیزی الان آمده که سبب میشود که سلام را نمیتوانی بگویی. بعید نیست که اون روایات اون فرضی را که لااقلش، سید دو فرض را فرمود. فرمود که فلو سهی عنه و تذکر بعد اتیان شیئ من المنافیاة عمداً و سهواً. ما میگوییم که اتیان شیئ من المنافیاة حالا عمدا ما نتوانستیم از اون روایات، عمدی را به نحو مطلق اضطراراً، اتیان شیئ من المنافیاة اضطرارا، عمد به اصطلاح بدون اضطرار گیر دارد. ولی عمد مع الاضطرار داخل اون روایات است. عمد مع الاضطرار وقتی گفت نماز صحیح است سهوا هم متفاهم عرفی این است که صحیح است.
اون وجهی که ما در جمع بین روایات به آن رسیدیم و نتیجه گرفیم این است که این نماز در غیر اون صورتی که منافیات را عمدا میاورد، در فرضی که این منافیات را سهوا میاورد یا اضطرارا میاورد ما از اون روایات استفاده کردیم که نمازش محکوم به صحت است و لو ناسی سلام نیست. درست است در اونجا ناسی سلام نیست. نمیتواند سلام را بیاورد. عاجز است از اوردن سلام. میگوییم چطور در جایی که عاجز از اوردن سلام است نمازش صحیح است، جایی هم که سهو کرده نمازش صحیح است. بعید نیست ما از اون روایات بتوانیم بعضی از فروض مساله را حکم به صحت بکنیم. خب اینها وجه کلام سید بود که حکم کرده بود به صحت نماز علی نحو الاطلاق.
وجه کلام مرحوم نائینی
در مقابل دو نظر دیگری عرض کردیم. یکی نظر مرحوم نائینی که مرحوم اقای حکیم هم این نظر را قبول کرده. مرحوم آقای نائینی فرموده که اینجا جای حدیث لاتعاد نیست. انکار کرد جریان حدیث لاتعاد را. مرحوم اقای خویی کلام مرحوم نائینی را بیان کرده. گفته که اینجا مجالی برای حدیث لاتعاد نیست. وجه این که برای حدیث لاتعاد مجالی نیست این است که در ذهن مرحوم نائینی این بوده که مقتضای اون روایات این است که فقط سلام مخرج است. محلل فقط سلام است. ظاهر اون روایات هم همین بود که مخرج سلام است. درست است ما اگر اون روایات نبود مثلا، ما خودمان سلام را به عنوان یکی از اجزای صلات حساب میکردیم لا تعاد الصلاة سلام را میگیرد فراموش کردی. ولی اینجا یک نکته ای هست که جایی برای حدیث لا تعاد نیست و آن نکته این است که مقتضای روایات این است که مخرج از نماز سلام است. محلل منحصر در سلام است. چطور محرّم منحصر در تکبیره الاحرام بود. محلل هم منحصر در سلام است.
این که مصلی خیال میکرد از نماز خارج شده است بدون سلام، این تخیل است. این هنوز در حال نماز است و وقتی در حال نماز بود پس منافی اگر انجام داد یا طول کشید دیگه نتوانست سلام را متصلاً به نماز بیاورد، اینجا نمازش محکوم به بطلان است. در ذهن مرحوم نائینی این بوده. اون روایاتی که میگوید به سلام خارج میشود مفهومش همین است دیگه. چطور تا تکبیره الاحرام نگوید وارد نماز نمیشود. محرم تکبیره الاحرام است. کذلک محلل هم سلام است. تا سلام را نگفته است این در حال نماز است. مجالی برای حدیث لاتعاد الصلاة نیست. لاتعاد الصلاة که میگوید اعاده نمیخواهد نماز، اونجایی است که یا مثلا مورد اون نقص گذشته. امکان تدارکش نیست و بعد سلام میگوید با سلام خارج میشود و اما در جایی که سلام را نگفته، منافی را انجام داده است، کسی که سلام را نگفته هنوز در حال نماز است، منافی را انجام داده است، مجالی برای لاتعاد الصلاة نیست و السلام مخرجٌ مثلا اینجا برقرار است.
ما کتاب مرحوم نائینی را گم کردیم. دسترسم نبود ببینیم که تفصیلا در ذهن مبارک مرحوم نائینی چیست. ظاهرا همین جور است. مرحوم نائینی میگوید تا سلام نیامده مثل تکبیر است. تکبیر هم همین جور است. نسیان و اینها اونجا مجال ندارد. چطور تا تکبیر را نگفته ای، وارد نماز نشده ای، هکذا تا سلام را نگفته ای خارج از نماز نشده ای. سلام محلل است در روایات این بود. سلام محلل است. هنوز سلام را نگفته ای، در حال نمازی، وقتی در حال نماز بودی، پس منافی را اوردی. نمازت باطل است. پس ادامه دادی موالات به هم خورد نتوانستی سلام را بیاوری، مخرج را بیاوری نمازت باطل است. لاتعاد در ذهن مبارک مرحوم نائینی این بود که ربطی به مخرج از نماز ندارد. لاتعاد... اجزای نماز، شرایط نماز اینها مشکلی ندارد جاری میشود اگر نسیان کردی. اما مخرج از نماز لاتعاد الصلاة شاملش نمیشود.
بیان اشکال منسوب به مرحوم نائینی به مرحوم سید
یک چیزی را مرحوم آقای خویی در تتمه کلامش نقل میکند میگوید و ذکر فی آخر کلامه و تبعه بعض تلامتذه. یک اشکالی بر کلام سید کرده. گفته بماذا یجمع بین هذه الدعوی؟ از اون طرف میگویید همین که اعتقاد دارد که خارج شد، و لو سلام نگفته، اعتقاد خروج دارد میگویید از نماز خارج شده باز اون طرف میگویید سجده سهو بیاورد لو تکلم عند نسیانه. اینها با هم جمع نمیشود! اگر خارج شده از نماز تکلمش معنا ندارد که سجده سهو داشته باشد. لذا گفته فهل التکلم بعد الخروج عن الصلاة موجب للسجود السهو. نمیدانیم این را ایشان نسبت میدهد به، و ذکر قدس سره فی اخر کلامه، نسبت میدهد به مرحوم نائینی که من در دسترسم نبود کلام مرحوم نائینی که انشالله در این پنجشنبه و جمعه که نگاه میکنیم ببینیم این نسبت درست است یا نه. ولی اصل حرف نادرست است. خیلی عجیب است. سجده سهوی را که مرحوم سید گفته است در جایی که منافی نماز را اورده، سجده سهو را میگوید، میگوید نمازش محکوم به صحت است، سجده سهو بیاور برای این که سلام را فراموش کردی. دو جا سجده سهو را مرحوم سید فرموده. یکی این که نماز را رها کرد یادش امد که سلام نگفته خب برای نسیان سلام سجده سهو میکند. این که مشکلی ندارد که. سید برای تکلم، سجده سهو را نگفته تا شما بگویید لو تکلم عند نسیانه فهل التکلم بعد الخروج عن الصلاة موجب للسجود السهو؟! نه سید یک سجده سهو را گفته برای نسیان سلام در فرع اول. در فرع دوم که قائل به صحت شده سجده سهو را گفته خب اونجا خروج از نماز نیست به خاطر تکلمش در اثنای صلات.
هیچ مفهوم نمیشود این اشکالی که بر سید کرده. گفته که بماذا یجمع بین هذه الدعوی، اعتقاد مخرج است و ما التزم به من وجوب السجود السهو علیه لو تکلم عند نسیانه. بابا سجده سهو را که سید میگوید در دو مرحله است. یکی برای این که فراموش کرده سلام را. نمازی خوانده زدتَ أو نقصت فاسجد سجدتی السهو. این که بحثی ندارد. دوم: در حال جلوس بوده و نسیان کرده سلام را ولی بعدش یادش آمده موالات هم به هم نخورده. بعد سجده کرده. بعد سلام گفته. سید فرموده که سجده سهو بگوید برای تکلم بی جا. این هم که مشکل ندارد که. این ذیل کلام مرحوم نائینی الحق و الانصاف اگر گفته باشد که من کتابش را پیدا نکردم باید جستجو کنم پیدایش کنم هیچ وجه فنی ندارد.
بررسی نظریه مرحوم نائینی
اما اصل مطلب که فرمایش ایشان درست است یا نه، مرحوم اقای خویی چندتا بیان اورده. در ذهن مبارک مرحوم نائینی همین بوده. طبق روایات سلام مخرج است. پس الان که سلام را نگفتی داخل نمازی. حالا که داخل نمازی اگر منافیات را بیاوری نمازت باطل است. اگر طول بکشد سلام را نتوانی بیاوری نمازت باطل است. در ذهن مبارک مرحوم نائینی این بوده که کسی که سلام را نگفته داخل نماز است. وجهش چیست؟ اون روایات طائفه اولی. روایات طائفه اولی که میگفت تحریمها التکبیره تحلیلها التسلیمه ظاهرش انحصار است. محلل نماز فقط سلام است. خب این الان سلام را نگفته پس در حال نماز است. در حال نماز مبطل آورده. حدیث لاتعاد هم نمیتواند کاری بکند. فرض این است که منافیات داخل حدیث لاتعاد نیستند که. در ذهن مبارک مرحوم نائینی این بوده که ختم نماز به سلام است. محلل سلام است. وقتی این سلام را یادش رفته نیاورده هنوز در حال نماز است. حدیث لاتعاد نمیتواند کاری بکند اینجا. وقتی در حال نماز بود منافی نماز، مبطل نماز است.
مرحوم اقای خویی فرموده که ما طائفه اولای روایات را قبول نداریم. گذشت بحثش. این که محلل نماز سلام است چندتا روایت داشت که ما ادعا کردیم این روایات استفاضه دارد. این روایات اطمینان به صدور میاورد. خصوصا بعضی از این روایات که ایشان یک روایت حساب کرده بود چندتا سند، سه تا سند داشت مثل روایت فضل بن شاذان. نمیشود که. و یک روایت دیگری بود که اون هم سه سند داشت. نمیشود این اسناد متعدده بگوییم که اطمینان نمیاورد. وثوق نمیاورد. نه. این فرمایش مرحوم نائینی را نمیشود به این بیان رد کرد. این است که بیان اول را کنار میگذاریم.
مرحوم اقای خویی بیان دومی دارد که میگوید قبول کردیم، سلمنا که اون اخبار دلالت دارند تمام هستند سندا، کما این که تمام هستند دلالتاً که التسلیم مخرج از صلات. منحصر کرده خروج از نماز را در سلام. خب، آیا این انحصار خروج از نماز در سلام میتواند مدعای مرحوم نائینی را تمام بکند؟ فرموده و لو ما قبول بکنیم که ظاهر اون روایات و سند اون روایات تمام است، اما باز مدعای مرحوم نائینی تمام نیست. فرموده اصلا ظاهر اون روایات همین است که التسلیم مخرج عن الصلاة. این درست است. و لکن فرموده که این مدعای مرحوم نائینی را اثبات نمیکند. حالا به چه بیانی اثبات نمیکند تامل بفرمایید انشالله روز شنبه بحث میکنیم. یک نکته دقیقی، هم کلام مرحوم اقای حکیم را و هم کلام مرحوم اقای نائینی را انشالله روز شنبه بحث خواهیم کرد و صل الله علی محمد و آل محمد.