فقه ۱۶ دی ۱۴۰۴ جلسه ۷۵

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 75                            تاریخ:16/10/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمان الرحیم

تکرار سجود با تکرار قرائت یا سماع

بحث در مسئله هشت رسید: و یتکرر السجود مع تکرر القراءة او السماع او الاختلاف. اصل سجده واجب است بحث کردیم در این مسئله بحث از تکرر سجده است به تکرر موجبش.

مرحوم سید فرموده که یتکرر السجود اصل عدم تداخل است در اصول بحث کردیم. یتکرر السجود مع تکرر القراءة دوبار خواندی باید دو تا سجده کنی او السماع یا دوبار شنیدی باید دو تا سجده کنی او الاختلاف خواندی و شنیدی، دو تا سجده دارد. این بحث اولش. در اون صورتی که اول شنید بعد سجده کرد دوباره شنید، بحث نداریم اونجا جای توهم نیست که تداخل کنند. اگر شنید سجده کرد، دوباره شنید سرش را برداشت، دوباره شنید پسرش مثلاً می‌خواست اذیتش کنه، مثل داستان علامه دیگه، آیه سجده را خواند، رفت به سجده، تا سرش را برداشت دوباره خواند بحث نداریم. نه، صحبت در جایی است که سجده نکرده چی؟ باید دو تا سجده بکند یا نه؟ اونجا محل محل‌گیر اونجایی که سید میگوید یتکرر السجود معلوم میشود که سجده نکرده که میگوید یتکرر السجود مع تکرار القراءة و السماع و الاختلاف.

همان بحث اصولی است در بحث اصول در تداخل اسباب و مسببات اونجا بحث کردند، گفتند اصل عدم تداخل است .ظهور عرفیش همین است یک چیزی سبب چیزی قرار داده شد، ظاهرش این است که یتکرر دیگه .اگر مولا گفت که خبری شنیدی، صدقه بده، ظاهرش همین است خبر اول شنیدم، صدقه بده متوجه شد خطاب به من. هنوز صدقه ندادم، دوباره خبر دیگه‌ای آمد. اینکه ظاهر خطابات تکرر جزاء است عند تکرر شرط که تقریباً اجماعی است، همه قبول دارند جای بحث نداریم این جای بحث ندارد. علی القاعده تکرر عند تکرر علی القاعده است اولاً.

ثانیاً اگر هم کسی اونجا اشکال کرد، اینجا صحیحه محمد بن مسلم داشتیم دیگه صحیحه محمد بن مسلم گفت که تکرار شد، بایستی سجده را تکرار بکنی فرمود علیه، سئلت عن الرجل یعلِّم السورة من العزائم، فتعاد علیه اون معلم است، او شاگردش سوال را تکرار میکند این را فتعاد علیه مراراً فی المقعد الواحد قال علیه ان یسجد کلما سمعا. اگر کسی هم در اون بحث اصول اشکال کرد، ایراد کرد، گفت اصل عدم تداخل فی الاسباب است من قبول ندارم، اینجا دلیل خاص داریم دیگه دلیل خاص میگوید یتکرر سجده به تکرر قرائت یا سماع.

کلام صاحب حدائق و بررسی آن

اینکه صاحب حدائق گیر کرده گفته نه، این روایت اطلاق ندارد قدر متیقنش اونجایی است که سجده کرده باشد، به نظرم اصلاً قدر متیقن اونجایی است که سجده نکرده باشد! اگر کسی نگوید قدر متیقنش اونجایی است که سجده نکرده، لااقلش اونجایی است که سجده کرده دوباره، جای سؤال نداشت که معلوم است. این سجده نکرده، میگوید این سوال ما تکرار میکند آیه تلاوت را، آیه عظیمه را مکررا خواند، تکرارش کرد اونجا جای سؤال دارد اونجا جای بیان دارد. اگر نگوییم قدر متیقن این صحیحه اونجایی است که سجده نکرده، اطلاقش قطعی است. اینکه صاحب حدائق میگوید این روایت اطلاق ندارد، فردِ تکرار را اگر سجده تخلل نکند نمی‌گیرد، نه.

آقای حکیم هم در آخر منتها وجهش را بیان نکرده صاحب حدائق توضیح داده گفته این صحیحه محمد بن مسلم اونجایی که سجده کرده بابا عن الرجل یعلم السورة من العزائم فتعاد علیه مراراً این مراراً سوال اصلاً فرصت نمیدهد که من سجده کنم فتعاد علیه مراراً فی المقعد الواحد در یک مجلس اینکه سجده کرده دوباره، اون بیان زاید نیاز دارد. اطلاق این روایت در ذهن ما پر واضح است که حضرت هم همین میگوید علیه ان یسجد کلما سمعا و علی الذی یعلّمه ایضاً ان یسجد هم اونی که خوانده اونی که شنیده و هم اونی که و علی الذی یعلمه، خوانده هم شنونده و هم خواننده کلما، کلما مال هر دو هم هست ها!!، باید سجده کنند این اشکال صاحب حدائق به نظر من خیلی خروج از عرف است این درست گفته یتکرر السجود مع تکرر القراءة و السماع و الاختلاف، حرف تمامی است.

سوال: ؟؟

جواب: یک سجده کند نه دیگه هر وقت هم، من همین را میگویم دیگه هر وقت شنید بره سجده نه که...

سوال؟؟؟

جواب: هر بار شنید باید سجده بکند. نمیشود نه دیگه گفت هر بار شنید باید واجب است دیگه.

سوال: ؟؟؟

جواب: آره دیگه باید سجده کند هر بار دیگه هر بار شنید باید سجده کند.

مضافاً به اینکه لا خلاف در مسئله، دلالت این صحیحه محمد بن مسلم بر تکرار جای اشکال ندارد.

توضیح بل ترقی در کلام مرحوم سید

اونی که در کلام سید گیر دارد این بل است. بل هم هم اولش نه مع تکرر القراءة و السماع و الاختلاف در دو زمان که بحث نداریم که در دو زمان دو تا آیه شنیده اصلاً کسی نزاع ندارد که نه بل و ان کان فی زمان واحد زمان واحد عرفی در یک زمان هم می‌شنود هم می‌خواند دو تا سجده بان قرأها در زمان واحد چطور میشود اون وقت؟ دو تا فرض آورده مرحوم سید بان قرأها جماعةً چند نفر این را خواندند چند تا از شاگردهایش این را تکرار کردند، سید میگوید که چند تا شنیدن است این یا نه او قرأها شخصٌ یکی قرائت میکند، یکی هم خودش قرائت میکند باز هم تعدد. فرض دوم بهتر بود اول می‌گفت اون واضح‌تر است. خودش می‌خواند، اون هم می‌خواند دو تا، یک قرائت، یک سمع، هر کدوم یک سجده‌ای را می‌طلبد، دو تا سجده باید بکند اون واضح‌تر است. اما اگر جماعتی میخوانند، جماعت میخوانند و این دارد گوش میکند، مرحوم سید گفته علی الاحوط، علی الاحوط باز هم تکرار میشود. ما در ذهنمان این است که اون دومی، قرأها شخصٌ حین قرائته او میخواند، اونها هم میخوانند این باز قرأها شخصٌ حین قرائته این وضعش بهتر است از اینکه جماعتی میخوانند مرحوم سید در هر دو گفته علی الاحوط.

وجه احوط بودنش هم همین است که میگوید حکم انحلالی است دیگه ،گوش بکند یکی را گوش بکند، یکی حساب می‌شود دو تا را گوش بکند، دو تا حساب میشود مرحوم سید در ذهن مبارکش این است که میگوید حکم انحلالی است و به قرائت جماعت استماع‌های کثیره‌ای رخ میدهد و هر استماعی یک وجوب سجده دارد در ذهن مبارکش این است.

ولکن به ذهن میاد که نه، اینکه مرحوم سید جماعت را ملحق کرده به قرأها شخصٌ حین قرائته نه این درست نیست. جماعت اگر میخوانند و او دارد گوش می‌کند، یک سماع بیشتر نیست. موضوع ما سمع بود درست است عده‌ای میخوانند میخوانند که موضوع نبود که عده‌ای میخوانند من گوشهایم را پنبه گذاشتم نمی‌شنوم اثر ندارد که .مهم سماع من است از من یک سماع بیشتر نیست حالا شاید در جاهایی که مثلاً یکی بلندتر بخواند، یکی کوتاه‌تر بخواند، شاید اونجا شبهه داشته باشد.

سوال: دو تا سماع یعنی باشد؟

جواب: اگر اونجا شبهه دارد و لکن نه، اون هم نادرست است روایت داشت سمع آیة السجدة این الان یک سماع بیشتر نیست منتها آیه سجده‌ای که از چند تا دهن آمده بیرون.

سوال: اگر چهار تا آیه سجده را هر کدام یک آیه مختلف رو بخوانند میشود چهار تا سجده

جواب: سمع آیة السجدة دیگه.

سوال: چهار تا آیه مختلف را هر کدام یک آیه مختلف را دارند میخوانند

جواب: که در همزمان هم خواندند، اینم چهار تا آیه را شنیده یک خورده‌ای

سوال؟؟

جواب: یک سماع است آره با یک سماع، بابا بعضیها که هستند، میتوانند چند مطلب را همزمان بفهمند، استماع کنند ولی یک سماع بیشتر نیست.

سوال: چند تا سماع است دو تا آیه مختلف است

جواب: بابا اونها، نه، میگوید مجموع این ها را در یک زمان سمعت مجموع این ها، عام مجموعی است.

سوال: ؟؟؟

جواب: بابا چند تا، چند تا را شنیدم نه چند بار شنیدم چند تا را شنیدم یا لااقلش، لااقلش شک است شک هم داشته باشیم در تکرر سماع، ما میگوییم که برائت جاری می‌کنیم نه.

این که مرحوم سید در جایی که جماعتاً چند نفر دارند میخوانند، بیست تا سوال دارد، بیست تا شاگرد دارند این ها را میخوانند، اینکه مثلاً تکرر پیدا بکند، بیست تا من باید سجده کنم، اینها گفتنی نیست ن.

حاصل الکلام، موضوع سمع است نه مسموع متکرر باشد سمع اصل هم عدم تداخل است هر سمع‌ای تداخل نمیکند هر سمع‌ای یک وجوب سجده دارد و چون در اینجا یا یک سمع است یا لااقل احراز نکردیم تعدد را، فلا یجب الا سجدةً واحدة صاحب حدائق یک حرف‌های نامیزان دیگه‌ام داشت من نمی‌دونم چرا یادم میره مرحوم حاج آقا رضا اون حرف‌ها رو آورده.

جمع بندی مرحوم اقای خویی

به نظرم یک اشتباه صاحب حدائق در اینجایی است که این ها را متکرر می‌بیند بگذار این جمع‌بندی آقای خویی خوب است این را یادم، مطالعه کرده بودم، می‌خواستم هم از بر صحبت کنم ولی مثل اینکه نمیشود. گفت مع تکرر السبب سوان کان من سنخ واحد، همه‌ش سماع است یا همه‌ش قرائت است او سنخین، یجب السجود لکل مرة، تکرر سبب اگر سبب تکرر پیدا کرد، حالا سببش قرائتش تکرر پیدا کرد یا سماعش. هذا اذا کان التکرار فی زمانین در دو زمان محل بحث نیست یعنی تقریباً قدر متیقن است.

و یلحق بذلک به دو زمان ما لو کان التکرر فی زمان واحد مع الاختلاف فی السنخ، اختلاف در سنخ دارد یکی سماع است، یکی هم خودش میخواند اختلاف در سنخ است همان دومی سید او قرأها شخصٌ حین قرائته سماع هست، قرائت هم هست اختلاف در سنخ دارد این هم جای بحث ندارد لذا گفتیم اون عدل دوم سید علی الاحوط هم نمی‌خواهد قرأها شخصٌ حین قرائته مثلاً گیر داشته مرحوم سید، گفته حالا که مقارن شد، شاید یک سجده واجب باشد. قرأها شخصٌ حین قرائته او میخواند، سماع است. سماع با قرائت خودش مقان شده شبهه داشته حالا که مقارن شده، شاید تداخل کنند،  نه، اون اونجا هم دو تا سجده لازم است.

مرحوم آقای خویی در شق کما لو قرأها و سمعا من شخص آخر و اما مع الاتحاد فی السنخ مع وحدة السماع سنخشان یکی است هر دوش مثلاً سماع است ولی تعدد دارد کما لو سمعها من جماعة یقرؤونها فی آن واحد این هم سید ملحق کرده نه، انّ العبرة بالسماع لا المسموع مسموع‌ها متعدد هستند، سماع واحد است.

حاصل الکلام، یا میگوییم ظاهر این است که سماع واحد است و ملاک سمعه بود در روایت سمعه موضوع بود و یک سماع بیشتر نیست ولی سماع کرده چند آیه را، خب باشد! ملاک سماع است و یک سماع بیشتر در اینجا صدق نمی‌کند. یا لااقلش شک داریم که خصوصاً در اونجایی که مثلاً یکی بلند میخواند، یکی کوتاه میخواند، شک داریم که اینجا، شبهه که دارد که شاید اینجا دو تا سماع دارم، دو تا سماع دارم شک هم داشته باشیم، باز مرجع برائت است و میگوییم سجده یکی‌ش قطعاً واجب است، اقل اینها ارتباطی نیستند اقل و اکثر استقلالی هستند اکثر را شک داریم واجب است یا نه، برائت جاری می‌کنیم این تمام. مسئله بعدی.

مساله 9: سماع آیه از مکلف و غیر مکلف

لا فرق فی وجوبها بین السماع من المکلف او غیره. اونی که قاری هست فرق نمیکند مکلف باشد یا صبی باشد مهم این است که آیه قرآن را بخواند قصدش خواندن آیه قرآن باشد ولو مجنون مجنون هم گاهی بلد است، می‌تواند قرآن بخواند دیگه قصد کند قرائت قرآن را.  لا فرق فی وجوبها ... منتها اذا کان قصدهما قرائة القران. اینکه فرق نمی‌کند، اطلاقات گفته که من سمع، سمع آیه سجده را سمع قرائت آیه سجده را حالا سمع قرائت را من مکلف، اطلاقات میگوید که فقط قرأ باید صدق کند قرأ آیه سجده وقتی است که قصد قرائت داشته باشند نه که همین‌طوری شنیده و حالا دارد بیان میکند، قصد قرائت قرآن ندارد. اطلاق، مقتضای اطلاقات این است.

کلام مرحوم آقای خویی و بررسی آن

مرحوم آقای خویی گفته درست است که روایت محمد بن مسلم خصوص رجل است ولی بقیه روایات رجل نداشت دیگه بقیه روایات اطلاق داشت من قرأ آیة السجدة حائض قرأ آیة السجدة حالا آیه سجده را ولو دختر ممیزش بخواند که می‌فهمد قرآن است.  فرموده که و اطلاق بقیه کافی است ولو این روایت محمد بن مسلم اطلاق نداشته باشد روایت محمد بن مسلم در رجل است مثلاً.

ولکن به ذهن میاید که نه، اصلاً روایت محمد بن مسلم ربطی به بحث ندارد رجل این سجده‌کننده مراد است، نه خواننده ربطی به بحث ندارد نفهمیدم این عبارت را شما ملاحظه کنید قال سئلت عن الرجل یقرأ السجدة، شاگرد؟؟؟ بابا همین کلما امروز خواندیم فی الرجل یعلم السورة من العزائم فتعاد علیه مراراً فی المقعد الواحد سوال: سئلت عن الرجل یعلم السورة یعنی به این رجل دارد سوره را یاد میدهد.

سوال:؟؟

جواب: اول متعلم را میگوید. این میگوید یعلم السوره او میخواند بعد اون که میخواند این میشوند چون میشود گفت که سجده کند الان قاری اون متعلم است.

سوال:؟؟

جواب: سامع معلم است! متعلم میخواند این گوش میکند.

سوال:؟؟

جواب: شاگرد تکرار میکند و او گوش میکند. عن الرجل یعلّم. رجل معلم است و متعلم تکرار میکند و او میشنود.

خب اینکه مرحوم آقای خویی، حرف ما این است، اینکه مرحوم آقای خویی فرموده در اون روایت رجل است، دلیل نمیشود که انحلالی است حکم، اون روایت مطلقه در روایت مطلقه گفت حائض اذا قرأ آیه سجده را تسجد اطلاق دارد ولو قاریش بچه‌ش باشد، دختر کوچیکش باشد بفهمهد که قرآن، قرآن امر قصدی است ها!!، باید بفهمد قرآن را. قرائت کردن امر قصدی است شنیده از یکی دیگه، نه، اون به درد نمی‌خورد.

سوال:؟؟؟

جواب: لا فرق فی وجوبها بین السماع من المکلف او غیره قاری صغیر هم باشد کافی است کالصغیر و المجنون اذا کان قصدهما قرائت القرآن.

حرف ما این است که آقای خویی که فرموده صحیحه محمد بن مسلم که مقید کرده به رجل، این از باب مثال است. اولاً در سؤال سائل است سؤال سائل که تقیید نمیاورد ثانیاً تقیید هم بیاورد، ایشون میگوید از باب مثال است، خصوصیت ندارد، مقید اون اطلاقات نمیشود ما میگوییم اصلاً این صحیحه محمد بن مسلم ربطی به این جهت ندارد اونهایی که میخوانند، الان بحث در خواننده‌هاست خواننده‌ها اطلاق دارد. اون صحیحه محمد بن مسلم هم میگوید یک آقایی معلم که شنید، باید سجده کند حالا قاریش می‌خواهد قدیمها اصلاً قاری هم پسرها غیر بالغ بودند غالباًشان. اون قاری می‌خواهد بالغ باشد یا غیر بالغ، تمام شد.

مساله 10: سماع آیه سجده دار در اثنای نماز

مسئله ده: لو سمعها فی، این بحث لو سمعا فی اثناء الصلاة در وسط نماز شنید، او قرأها او مع للسجود خب این معلوم است که اثناء صلاة، صلاة فریضه ست است چون میگوید او مع و الا در صلاة نافله روایت داشتیم که سجده کند این صلاة یعنی صلاة فریضه لو سمعا فی اثناء الصلاة او قرأها او مع للسجود در حال نماز فریضه بوده، یک نفر آیه سجده را خواند سمعا او مع للسجود راست میگوید تا اینجایش منصوص بود روایت بود که یؤمی.

خب اینکه ایما میکند، همین ایمائش کفایت میکند یا نه؟ روایت ایما را باز هم کتاب نیاوردیم یؤمی در روایت معتبره بود که کسی که در فریضه است و می‌شنود، یؤمی ایما میکند ایماش مجزی است. حالا که ایما کرد، بعد از نماز باید تکرار کند سجده ، سجده درست حسابی بکند یا نه؟ سید گفته آره فتوا داده گفته بله، بعد از نماز یسجد. خب حالا نمازش چی؟ نماز صحیح است یا نه؟ گفته که فتوا هم داده، نه احتیاط گفته اومأ للسجود و سجد بعد الصلاة و اعادها خیلی عجیب است این عبارت! خیلیها که به اینجا رسیدند، گفتند ما این حکم را در بحث قرائت گفتیم اونجا ارجاع دادند خیلی تعلیقه زدند این حرف سید مفهوم نمیشود.

این خلاف حرفی است که اونجا گفته. اونجا گفته در مسئله چهار در مسئله چهار قرائت بیاورید، اونجا گفته که ایما بکند الان، أو، أو است اون. یا بعد سجده کند و اعاده کند اون أو است. واو نیست که این! واو آورده هم میگوید ایما کند، هم بعدش سجده را تکرار کند، هم نماز را تکرار کند این یک اشتباهی رخ داده برای سید این عبارت را آورده وگرنه ما باشیم و ادله، روایت معتبره گفت أومئ ظاهر أومئ که بدل است، یعنی دیگه تمام. در اون روایت هم، ظاهر أومئ این است، هم سکوت اون روایات. نگفت که فاذا سلّم یعید. ظاهر أومئ بدل قرار میدهد، ظاهرش اجزاء است. ترک بیان هم دلیل بر اجزاء است.  نه، اگر أومئ، بلا اشکال تکرارش لازم نیست. سید هم خودش اونجا میگفت أومئ، اون أو است. یا بعداً سجده کند و یا سجده بکند همان وسط نماز ها!!، و یعید باز این هم جا دارد سجده کند زیادةٌ فی المکتوبه، نمازش باطل است، اعاده کند اما اگر بعدش آمد و سجده کرد، نماز را اعاده کند هیچ وجهی ندارد.

این کلام سید خیلیها که تعلیقه زدند گفتند مرّ می‌خواهند اشاره به همان خلل کلامش بکنند بعضیها هم خللش را بیان کردند در همین جا . این کلام سید خلل دارد که فرموده أومئ للسجود، سجد بعد الصلاة و اعاد الصلاة. بابا چرا سجد بعد الصلاة؟ وقتی أومئ، روایت گفت یؤمی، یعنی یجزی. بدل آورد، بدل اضطراری بابا مجزی است در اصول هم بحث کردیم مجزی است. لااقلش دلیل نداریم که و یسجد بعد الصلاة .تازه خب حالا أومئ و سجد بعد الصلاة، چرا نماز را اعاده کند؟ ایما که مبطل نیست که سجده مبطل است! این که سجده نکرده که خیلی این عبارت خلل دارد.

مرحوم آقای خویی در صدد برآمده که این عبارت را درست کند گفته که... اون درست کردندش خراب کردن است در حقیقت ها !!عبارت را اینجور درست کرده گفته و الظاهر ان فی العبارة سهواً من قلم الشریف او من النساخ این قطعاً همین‌جور است این را اصلاً این گفتنی نیست خودش هم نگفته در مسئله چهار بحث قرائت، خودش هم نگفته. گفته صحیح این است که أو، أو سجد اینجور گفت أومئ ایما کرد، تمام او سجد بعد الصلاة أو سجد به جای و سجد، أو سجد بعد الصلاة. بله خب اعاده را چرا؟ اعاده گفته که اون اعاده هم که جور در نمیاید أو سجد به أو باشد، بعد از صلاة را هم میگوییم أو سجد فی الصلاة بعد را از حذف کنیم خب راست میگوید أو سجد فی الصلاة، زیادةٌ فی المکتوبه است دیگه. و اعادها. فرموده که ما این عبارت را نمی‌توانیم درست کنیم مگر اینطور بگوید أومئ للسجود، تمام. أو سجد فی الصلاة، نه بعد الصلاة. و اعادها.

بهتر هم این است که بگوییم نه، اینها یک غفلتی رخ داده صحیحش این است، اصلاً لزومی هم نداشت این را بیان کند از مسائل قبل روشن بود لو سمع فی اثناء الصلاة او قرأها اومأ للسجود وظیفه‌ش ایماء ظاهراً ایما رو اینجا بیان نکرد در نماز واجب وظیفه‌ش ایماء است. اگر روایاتش را بیاورید بخوانیم خوب است أومئ للسجود و اما لو سجد فی الصلاة مثلاً یفسد، فیجب اعادتها خب بگذریم این عبارت را نمیشود درستش کرد.

سوال؟؟؟

جواب: نه، أو دیگه و اما، مثلاً اینطور میگوید، أومئ للسجود و اما لو سجد فیعید الصلاة.

سوال؟؟؟

جواب: عبارت را بخوانید اون...

سوال:؟؟؟

جواب: اون مال اهل سنت است نه، یک روایت دیگری هم داریم که خودش هم از روی غفلت خوانده، أومئ دارد.

سوال؟؟؟

جواب: گفت سید گفت دیگه اینها به در بحث چی گذشته سید میگوید اگر قرائت عمداً بخواند مبطل نمازش است.

مساله 11: سماع یا قرائت آیه سجده در حال سجود

خب بگذریم مسئله یازده اذا سمعها او قرأها فی حال السجود سمعها او قرأها، تا الان در حال قیام بود گفتیم سجده واجب است حالا در حال سجود اگر آمد سمع أو قرأ آیة العظیمة اذا سمعها أو قرأها فی حال السجود یجب رفع الرأس می‌تواند همین‌طور در حال سجده شنید، بگوید خب ادامه میدهیم برای سجده تلاوت. یک مقداری ادامه میدهیم. یا نه بایستی سجده کند همان داستان احداث که مرحوم آقای خویی می‌گفت ظهور خطابات در احداث است و ما گفتیم نه، اون گیر داشتیم ظهور خطابات در احداث. ولی ظاهرِ اینکه کسی شنید، سجده کند، این انصراف دارد از ادامه سجده. فاسجد اذا سمعت فاسجد، همان سجده متعارف را دارد بیان میکند اون را باید ایجادش بکنی.

سوال؟؟

جواب: حالا بحث مطلق است.

مرحوم سید این طور میگوید اذا سمعها او قرأها فی حال السجود سمعها او قرأها یجب ... باید سرش را بردارد ثم الوضع و لا یکفی البقاء و قصده. بل بالاتر جرّ بکند یک کم کلاه شرعی. مهرش را یک کم بیاورد این طرف تر سرش را جر بکند. میگوید این هم کفایت نمیکند. ظاهر خطابات همین است. اذا سمعت.... فاسجد، این با ادامه سجده امتثال نمیشود. فاسجد یعنی همان سجده متعارف جاهای دیگر. سجده متعارف چی بود؟ از حال چی میرفتی. ظاهرش این است. نه حدوث، حالا کار به حدوث اینا نداریم .اذا سمعت فسجد، یعنی همان سجده‌هایی که وقت‌های دیگه انجام میدهی، اون سجده را انجام بده جاهای دیگه که انجام میدهیم چه‌جور است؟ ما از جلوس میرویم به سجده.

این را در خیلی جاها ما تکرار کردیم. از کجا شرایط فریضه را اوردید در نوافل؟ میگوییم بابا وقتی امر میکند به نوافل یعنی با همان شرایطی که در فرایض گفته اند. این فاسجد هم مثل جاهای دیگری هم که میگوییم سجده کن، امتثال این سجده در جاهای دیگر چطور است؟ به این است که در این حال باشی و بروی به سجده. نه از باب اینکه ظهور کلام در احداث است. نه، سجده‌ای که جاهای دیگه می‌کنی بر تو واجب است. این سجده جاهای دیگه نیست. ادامه ی سجده، سجده متعارف تو نیست ملاحظه کنید.