فقه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ جلسه ۱۰۰

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                   جلسه 100                          تاریخ:16/1/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

واجبات تشهد

واجب پنجم: ترتیب بین فقرات تشهد

بحث در واجبات تشهد بود. الخامس. پنجمین واجب الترتیب بتقدیم شهادة الاولی علی الثانیه و هما علی الصلاة علی محمد و آل محمد کما ذکر. در این که ترتیب بین شهادتین لازم است بحثی نیست. محتمل نیست اصلا که شهادت بر رسالت مقدم باشد بر شهادت به وحدانیت. لا ریب در این که اول شهادت به وحدانیت است همانطور که در همان اقامه هم هست. مساعد اعتبار هم هست. بعد شهادت به نبوت. از نظر قطع و یقین خارجی قطعا همین جور است.

مضافا که در روایات بیانیه تشهد هم همین جور فرمودند در اون روایت باب چهار باب محمد بن مسلم بود که فرمود اذا استوی جالسا قال اشهد ان لا اله الا الله اول شهادت به وحدانیت را بیان کرد بعد شهادت به نبوت را. ظاهرش هم تعین است مساعد اعتبار هم همین است. فقط اونچه که هست این است که در بعضی از روایات موهم این است که موهم است که مثلا ترتیب شرط نیست. مثل صحیحه زراره که داشت ما یجزی من القول فی التشهد فی الرکعتین الاولتین بعد دوباره قلت فما یجزی من تشهد رکعتین اخیرتین فقال الشهادتان.

خب با اون توضیحی که عرض کردیم این که فرموده الشهادتان اطلاق ندارد. دوتا شهادت. خصوصا که در قبلش هم گفته باشد. در ذهن ما این است که این صحیحه زراره یک سقطی دارد. خصوصا قبلش هم شهادت به وحدانیت را قبل از شهادت به رسالت اورده باشد. بعد هم گفته باشد الشهادتان پر واضح است که شهادتان یعنی شهادت به وحدانیت اولا و شهادت به رسالت ثانیا. این که مرحوم سید فرموده واجب پنجم ترتیب بین شهادتین است این جای بحث ندارد.

مرحوم اقای خویی هم قبول نکرده که شهادتان اطلاق دارد. فرموده لو فرض اگر ما بگوییم صحیحه زراره اطلاق دارد شهادتان اطلاق دارد چه اون اول بگویی چه این اول بگویی تقیید میخورد به همین صحیحه محمد بن مسلم که خواندیم. نه. اصلا شبهه ای نیست که اطلاق ندارد. اگر گفتند دو تا شهادت را بده یعنی اول شهادت به وحدانیت خدا بعد شهادت به رسالت. انصراف دارد. اطلاق ندارد. اولیش جای بحث ندارد. حکم اولی که اینجا اورده جای بحث ندارد.

در ادامه اش فرموده که و هما دو تا شهادت مقدم هستند علی الصلاة علی محمد و آله صلی الله علیه و آله وسلم.

قبلا این بحثش گذشت که آیا شهادت به نبوت هم مقدم بر صلات بر اون حضرت است؟ نه، خیلی صاف نبود. بعضی ها هم فتوا دادند که بگوید اشهد ان محمدا صلی الله علیه و آله و سلم عبده و رسوله این کافی است. این که باید صلوات بعد از شهادت باشد، این مطابق احتیاط است.

مرحوم اقای خویی به دو وجه استدلال کرده که این صلوات باید بعد از شهادتین باشد. یکی به مثل صحیحه ابی بصیر که اول شهادت را میگوید بعد صلوات را میگوید و بعضی روایات دیگر. این استدلال گیر دارد. صحیحه ابی بصیر مملو از مستحبات است. ما نمیتوانیم از مثل صحیحه ابی بصیر تعین را استفاده بکنیم. افضل افراد را دارد بیان میکند افضل افرادش هم همین است که اول شهادت بر نبوت را بگویی و بعد صلوات و تتمه اش. اضافاتی که در اون صحیحه طویله ابی بصیر است اونها را بیان کنیم. نه. اون صحیحه طویله قبلا بحث کردیم استفاده لزوم از اون و بعضی روایات دیگر مشکل است. این یک وجه است که ما گیر داریم دلالت روایات را بر تعین گیر داریم.

وجه دومی که ایشان فرموده البته میگوید بل و یمکن ان یستدل لذلک. یمکن ان یستدل. باطلاق ما دل علی من صلی و لم یصل علی النبی روایت داشتیم دیگه. من صلی... فلا صلاة له. ابواب تشهد باب ده حدیث دو. صحیحه ابی بصیر و زراره من تمام الصوم اعطاة الزکاة تا اینجا فرمود و من صلی و لم یصل علی النبی و ترک ذلک متعمدا فلا صلاة له ان الله تعالی بدأ بها قبل الصلاة  قد افلح... مربوط به زکات است قبلش هست.

فرموده ممکن است استدلال کنیم به مثل صحیحه ابی بصیر و زراره هر دو جمیعا. من صلی و لم یصل علی النبی...

خب شما ممکن است بگویید این اطلاق دارد. این که این روایت صحیحه همان صلات تشهد را میگوید در این ما شک نداریم. این که فرموده من صلی و لم یصلی علی النبی همان جایی که صلات بر نبی هست. راست است این. صلوات مطلق را نمیگوید مثلا هر جای نماز یک صلوات بفرستی. نه. این حق با اقای خویی است اگر گفت لا صلاة الا بفاتحه الکتاب همان که معروف است. فاتحه الکتاب جایش کجا است؟ همان اول نماز است. اول رکعت اولتین است. این هم من صلی و لم یصل علی النبی همان جایگاهی که دارد که تشهد است. در این ما شک نداریم.

اما ایشان یک اضافه ای دارد ادعا دارد که من صلی و لم یصل علی النبی یعنی باید صلوات بر نبی بفرستد در همان جایگاهی که دارد تا اینجا درست است جایگاهیش این است که صلوات بعد از شهادت باشد این خیلی صاف نیست. جایگاه این صلوات علی النبی اونجایی است که بعد از شهادت باشد نه خیلی صاف نیست. این را ما گیر داریم روشن نیست. صلوات علی النبی درست است الان جایگاهش بعد از شهادت ثانیه است ولی این که در زمان صدور هم جایگاهش اونجا بوده صدور این روایات، مردم از این همان را میفهمیدند که ایشان ادعا دارد نه. این برای ما روشن نیست لذا بعضی از علما گفته اند، این خیلی واضح نیست، تشهد نبی بعد از تشهد وحدانیت این خیلی واضح است. اما صلوات بر نبی بعد از شهادتش هست نه خیلی واضح نیست. صلوات بر نبی به ذهن میزند که حالا میخواهد بعد از شهادت و تمام شد جمله یا وسط جمله. خیلی روشن نیست. البته ایشان میگوید یمکن استدلال. خودش هم خیلی محکم نیست پیشش. اونی که پیشش محکم است همان روایاتی است که همان صحیحه ابی بصیر که صلوات را بعد از شهادتین اورده که اونها هم پیش ما صاف نیست. احتیاطش همین است. مشهور همین را گفته اند که صلوات بعد از شهادتین باشد. وسط شهادت ثانیه نباشد احتیاطش همین است. گر چه اثباتش خالی از اشکال نیست. این پنجمین واجب به اصطلاح تشهد بود.

واجب ششم: موالات بین فقرات و کلمات...

السادس: ششمین الموالات بین الفقرات و الکلمات و الحروف. موالات باید باشد بین اینها. خودش معنا کرده. موالات یعنی چه؟ بحیث لا یخرج عن الصدق. صدق شهادت، از صدق شهادت خارج نشود. یکی الان بگوید اَش، بعد از چند دقیقه بگوید هَدُ، مردم نمیگویند این شهادت است. این درست است. کلام سید که فرموده عنوان شهادت خارج نشود نسبت به بعضی از کلمات را بگوییم بعضی دیگر را فاصله بیاندازیم کلمات حروف اشهد را حالا بگوییم بعد از چند دقیقه بگوییم انّ کذا. نه. این را شهادت نمیگویند عرفا.

و اما بین الفقرات، موالات بین الفقرات که مرحوم اقای خویی یا خود سید میگوید بحیث خارج نشود از صدق، بین فقرات خارج از صدق نمیشود که. الان میگوید اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له. صبر میکند صبر میکند بعد از چند دقیقه میگوید و اشهد انّ. نه. شاید این که این ذیل را فرموده بحیث لا یخرج عن الصدق مال این حروف و کلمات است. اون اولیش که بین فقرات باشد نه. شهادت داده به نبوت پیامبر خارج نشده از شهادت بر نبوت پیامبر. لذا ما به این ذیل استدلال. این ذیل هم درست است فی الجمله. ما به انصراف تمسک میکنیم. میگوییم موالات شرط است. مرحوم اقای خویی هم گفته اگر اخلال بکند تشهد صدق نمیکند. صدق نمیکند تشهَدَ. نه کلام مرحوم اقای خویی هم به نحو مطلق درست نیست. صدق میکند تشهَدَ. نه. ما ادعایمان انصراف است. منصرف متعارف است نماز را دارد بیان میکند میگوید بگو اشهد ان لا اله الا الله ... و بگو و ادامه اش ظاهرش اتصال است.

اونجایی که از صدق خارج میشود که پر واضح است. اونجایی هم که از صدق خارج نمیشود انصراف به اتصال دارد. بله اگر شما یک چیز دیگر را. اشهد ان لا اله الا الله... و لا عدیل له همین طور بگو این از اتصال خارج نشده. اما اگر سکوت بکنید از اتصال خارج بشود دلیل منصرف است. در ذهن ما این است که میگوید نماز را این جور بخوان یعنی مرتبطا بخوان اینها را. اگر وسطش ادعیه ای دیگری اوردی اونها را از ارتباط خارج نمیکند مثل اونهایی که در صحیحه ابی بصیر بود یک چیز دیگر اورده بود اما اگر سکوت کنید در ذهن ما این است که انصراف دارد. و لو خارج نشود از صدق ولی انصراف دارد.

پس وجه این ششمی یا خروج از صدق است و یا انصراف خطاب است. در ذهن ما این است که اگر گفتند در نماز بگو اشهد ان لا... و اشهد کذا یعنی متوالیا بگو. این که الان میگوید اشهد ان لا... همین طور سکوت بکنی. خطاب این را نمیگیرد. انصراف. احد الامرین. یا انصراف و یا عدم صدق. این هم ششمی.

واجب هفتم: محافظت بر ادای صحیح حرکات...

و هفتمی المحافظة علی تأدیتها علی الوجه الصحیح العربی فی الحرکات و السکنات و أداء الحروف و الکلمات. هفتمین شرطی که برای به اصطلاح تشهد است این است که اونها را درست ادا بکنی. این هم درست است. محافظة علی تادیتها... انصراف دارد. اگر بگوید شهادتان یعنی علی نحو صحیح. انصراف دارد. کلام انصراف به وجه صحیح دارد. معنا ندارد بگوید صحیحش را بگو یا ناصحیح. هر جمله ای را که مولا در خطابش میاورد میگوید این را بگو، چون اونی که خودش میگوید صحیح است این را یعنی همین را که من میگویم. یعنی صحیحش. خصوصا که در این روایات این جا بعضی روایات درست است بعضی گفت الشهادتان. ولی مقصود از شهادتان یعنی اشهد اون اشهد که معنا میکند همان اشهد صحیح است که دارد معنا میکند. روایات علی قسمین است. یا میگوید شهادتان، اطلاق ندارد. شهادتان همانی را که من میگویم یا خودش گفته بگو اشهد. اشهد که گفته اشهد صحیح است دیگه. وقتی اونی را گفته صحیح است اینها اطلاق ندارند پس المحافظة علی تادیتها علی وجه الصحیح چون اونی که به ما رسیده و واجب در نماز قرار داده شده همان جمل به نحو صحیح جزء نماز قرار داده شده. همه خصوصیات باید باشد از جهت حروف از جهت حرکات و از جهت کلمات. این هم درست است.  

مسائل تشهد

مساله اول: محافظت بر تشهد متعارف

یکی بعدیش. و سکنات و اداء الحروف تا اخرش. بعد میرسد به مسائل. هفتمی تمام شد. مسالة لابد من ذکر الشهادتین و الصلاة و الفاظ المتعارفه این هم در حقیقت ما الان بحث کردیم دیگه. فلا یجزی غیرها و ان افاد معناها. مثل ما اذا قال بدل اشهد اعلم. او اقر. او اعترف. درست است بعضی از روایات میگوید شهادتان. ولی روایات بیانیه بیان کردند این شهادتین را به چه جور ما بیان بکنیم. اگر نگوییم که شهادتان هم انصراف به همین اشهد دارد. اعترف را نمیگیرد. اگر نگوییم که همین را ما میگوییم ها! اصلا روایت الشهادتان بعد از این است که حضرت فرمود اشهد بعد فرمود دو رکعت دیگر چیست. فرمود الشهادتان یعنی همان اشهد. ما میگوییم روایتی که میگوید الشهادتان یعنی همان اشهد. اصلا شهادتان یعنی بگو اشهد اصلا. مضافا که اون روایات بیانیه همه اش به این نحو است اشهد.

اینجا هم فرمایش مرحوم اقای خویی که اونجا میگفت اینجا هم بعید نیست. ما شهادتین را باید به نحو اشهد بگوییم. درست است در روایت گفته الشهادتان. ولی چون متعارف بین مسلمین همان اشهد است میفهمیم که شهادتان هم یعنی به نحو اشهد. پس چه اون روایاتی که میگوید شهادتان چه اون روایتی که میگوید اشهد همه اینها با همین عنوان خاص بر ما واجب کرده اند. بَدیل این عنوان در هیچ روایتی نیامده. در تمام روایات بیانیه همین عنوان امده شهادتان هم ظهورش در همین عنوان است پس وجهی برای. خواسته باشیم غیر این ها را بگویم بگوییم خب غیر از اینها غیر از اونی است که بر ما واجب کرده. اجزای غیر واجب خلاف اصل است. این فرمایش مرحوم سید جای تعلیقه ندارد. لابد... فلا یجزی غیر ها و ان افاد معناها.... گذشته از این که اینها خلافی هم درش نیست. بحثی ندارد.

مساله دوم: کیفیت جلوس در تشهد

خب اینها مباحثی بود که خیلی جان نداشت. مساله جان دار این مساله دوم است. یجزی الجلوس فیه بای کیفیة کان. در حال تشهد جلوس واجب است. این که فاجلس روایت داشتیم خواندیم دیروز. و اذا جلس فقال. هم امر به جلوس داشتیم. هم فرض جلوس بود. اذا جلس بگوید. پس این واجب است جلوس. در این که جلوس واجب است، فی الجمله جلوس واجب است ما نمیتوانیم تشهد را در حال بلند شدن بخوانیم هم ضرورت است اجماع است، روایات است بحث نداریم. اصل این که یجزی الجلوس فیه. یجب الجلوس. ببخشید. اصل یجب الجلوس جای بحث ندارد.

انما الکلام در انحنای جلوس است. آیا همه انحنای جلوس مجزی است یا همین جلوس متعارف که الان هست. این جلوس متعارف که الان هست بلا اشکال یجزی. این قدر متیقن از جلوس است. این که مینشیند روی دو تا پایش و تشهد میخواند این قدر متیقن از جلس است. بحث در این است که غیر متعارفش در ادامه اش. حالا این متعارف هم متورک باشد غیر متورک باشد نمیدانم روی دو تا پایش بشیند یا نه وسط پایش را خالی کند مقعدش روی زمین باشد. اینها همه اش جای بحث ندارد همه اینها مصداق جلوس است.

اون که محل بحث است این است که یجزی الجلوس فیه بای کیفیة کان محل بحث این است و لو اقعاءً در اقعائش محل بحث است. آیا اقعاءً مجزی هست یا نه؟ جلوس اقعائی آیا مجزی هست یا مجزی نیست این محل بحث است. همه انحنای جلوس مشکلی ندارد. اون که مشکل دارد جای بحث است جلوس اقعائی است که مرحوم شیخ صدوق از جلوس اقعائی منع کرده حال تشهد گفته جلوس اقعائی مثلا مجزی نیست. مخالف در این مساله از سابقین مرحوم شیخ صدوق است که اقعاء را منع کرده اون هم حال تشهد فقط.

و مخالف در این مساله از متاخرین هم صاحب حدائق است که اون منع کرده از خصوص اقعاء، از اقعاء منع کرده مطلقا چه بین السجدین، بعد از سجدتین حال تشهد. منتها اقعائی که مصطلح عند الفقها است و هو ان یعتمد الشخص بصدور قدمیه علی الارض پاهایش را دراز کند اون التینش را به اصطلاح باسنش را بر زمین بگذارد از این منع کرده. مخالف در این مساله از قدما شیخ صدوق است در خصوص تشهد و مخالف در این مساله از متاخرین صاحب حدائق است مطلقا منتها از اون یک قسم خاصی از اقعاء. اون اقعائی را که فقها گفته اند. نه اقعائی که لغویین گفته اند.

محل بحث همین احوطی است که مرحوم سید میگوید و لو اقعاءً به نحو اقعاء سید گفته جایز است و ان کان الاحوط ترکش. احتیاط مستحب ترک است. شبهه دارد که مجزی نباشد. مخالف در مساله مرحوم شیخ صدوق است در خصوص تشهد و مرحوم صاحب حدائق است مطلقا چه در تشهد چه بین السجدتین چه بعد از سجدتین. سه حالت ما داریم که این سه حالت را باید بحث بکنیم مرحوم صاحب حدائق اقعاء به معنای فقها، نه لغویین، اقعاء دو تا معنا داشت. یکی لغویین که باسنش را بر زمین میگذاشت زانوهایش را بالا میگرفت کما یقعی الکلب. اون اقعاء لغویین است اون گفته اشکال ندارد اما اقعاء علما باسن را به زمین بگذارد و پا را دراز بکند گفته این ممنوع است. مرحوم سید همه را جایز میداند. مشهور هم این است که همه جایز است. از قدما مخالف شیخ صدوق است از متاخرین مخالف صاحب حدائق است.

به همین مناسبت مرحوم اقای خویی مفصل وارد بحث شده. جلوس در سه حال است. جلوس بین السجدتین بعد از سجدتین حال تشهد. هر سه را مفصل بحث کرده مرحوم اقای خویی و در هر سه فرموده که اون اقعاء هم مشکلی ندارد که سید احتیاط مستحب کرد میگوید نه اون هم مشکلی ندارد. کلام تتمه دارد انشالله فردا حول این سه قسم اقعاء که مرحوم اقای خویی مفصل بحث کرده مخالف در مساله مرحوم صاحب حدائق هست مخالف عمده اون است، کلمات ایشان را انشالله فردا بحث خواهیم کرد. و صلی الله علی محمد و آل محمد.