فقه ۱۷ دی ۱۴۰۴ جلسه ۷۶

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 77                                    تاریخ:17/10/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مساله یازده: سماع یا قرائت آیه سجده حین سجود

بحث در مسئله یازده بود. اذا سمعها او قرئها فی حال السجود، یجب رفع الراس منه ثم الوضع. اینکه باید رفع راس بکند، ثم الوضع کند، ظاهراً اشکالی نیست. اینکه عرف ادامه اون سجده را مصداق مامورٌبه نمی‌بیند، در ذهن ما این است واضح است. کسی اشکال ندارد در این مسئله. حالا ممکن است کسی که ما می‌گیم نه که یعنی عام استغراقی ها! ما این محشین عروه اینهاا رو صحبت می‌کنیم.

انما الکلام در وجه این است، مرحوم آقای خویی وجهش را همان مسئله احداث قرار داده. گفته ظاهر از خطاب، احداث است. خیلی جاها از این احداث استفاده کرده. غسل رو هم میگوید احداث کن. اگر زیر آب هستی یادت آمد که جنب هستی، فایده ندارد اون. باید ولو یک انگشت را بیاری بیرون از آب، بعد ببری داخل تا صدق کند احداث الارتماس. مرحوم آقای خویی ادعا دارد که امر به یک مبدئی، ظاهرش احداث اون مبدئ است. روی این حساب اینجا هم میگوید که در حال سجده بود، آیه سجده را شنید، ابقا کافی نیست. باید احداث بکند. احداثش این است که مثلاً سرشو بردارد، بکشد هم نمی‌گویند احداث سجده. سرشو بردارد ولو مقداری، بعد بگذارد. رو مبنای احداث.

ما عرض کردیم که مبنای احداث را ما نتوانستیم بفهمیم. موارد نقض زیاد دارد به جای خودش. ولی مع ذلک در محل کلام هم که به ما فرمودند هرگاه سجده، هرگاه آیه تلاوت را شنیدی سجده کن، به ذهن عرفی ما این است که باید سرشو بردارد، دوباره سجده کند. نه از باب حالا احداث شرط است، ظاهر سجده کن، یعنی همان سجده متعارفی را که انجام می‌دهی. اطلاق ندارد ادامه سجده را، اطلاق ندارد، نه که اطلاق ندارد، ظاهرش همین است که اذا قرئ آیه العظیمه فاسجد، سجده کن، همان سجده متعارف که امر احداثی است. بحث همین است. ظاهر خطاب، احداث سجده است از باب اینکه متفاهم عرفی این است یا نه، متفاهم عرفی از فاسجد، احداث سجده است؟ آقای خویی میگوید نه، اصلاً متفاهم عرفی از امر، احداث سجده است. اقای خویی میگوید اصلا متفاهم عرفی از امر احداث است. ما می‌گوییم نه، اون خیلی روشن نیست. موارد نقض زیاد دارد. ولی مع ذلک می‌گن وقتی شنیدی آیه سجده را سجده کن، به ذهن میاید یعنی برو به سجده.

سوال:؟؟؟

جواب: ادامه سجده. نه، مثل بابا، همان متعارف است. نه، از باب اینکه همین متعارف که سجده می‌کنی، چطور سجده می‌کنی؟ انصراف به همان متعارف دارد. متعارف از شنیدی آیه سجده را سجده کن، متعارف از سجده همین است که سر را روی مهر بگذاری. اما ادامه بدهی، این که مسلم است، مسلم است تقریبا، عرف این را مصداق اون مامورٌبه نمی‌بیند.

اذا سمعها او قرئها فی حال السجود، یجب رفع، رفع الراس منه، به دو تا بیان. یا از باب اینکه فرمایش آقای خویی که ظهور هر امری در احداث اون ماده است، ابقا را نمی‌گیرد، یا نه، سجده کن، چون همان سجده کنِ متعارف را دارد بیان می‌کند، نه از باب اینکه ظهور امر در احداث است، نه. همان متعارف را دارد بیان می‌کند، متعارف از سجده کردن به همین است که از بالا بیایی پایین. ادامه دادن، عرف او را مصداق سجده کن، امر جدید نمی‌بیند.

سوال:؟؟

جواب: میگوید ظاهر خطابات است

خب، حالا همین است دیگه، دو تا مبنا است، ولی در هر حال اینکه فرموده اذا سمعها او قرئها فی حال السجود، یجب رفع الراس منه ثم الوضع، تمام است.

عدم لزوم تحقق حالت جلوسی

و اما اینکه خب، رفع راس بکند، بنشیند یا رفع راس بکند، یعنی سرش را یک کم بردارد؟ عبارت بعدی روشنش کرده. و لا یکفی البقاء بقصده، بل و لا الجر الی مکان الاخر، او دو تا کفایت نمی‌کند، بله. بعد هم گفته مرحوم سید، ادامه‌ش هم گفته، مسئله بعدی. اون‌ها کفایت نمی‌کند، نه اینکه رفع راس بکند، نه اینکه حالت جلوسی هم پیدا بکند. نه، اون لازم نیست. قوام سجده به حالت جلوسی نیست. اگر که کسی حالت جلوسی دارد، سرش را که خم کرد، بقاءً، هنوز سرش نرسیده، نیت کرد سجود را، به قصد سجود سرش را رو مهر گذاشت، صدق می‌کند سجده.

سوال:؟؟؟

جواب: متعارف سجده عن جلوسٍ باشد، نه، دراز هم کشیده، سرش را بگذارد می‌گویند سجده دیگه. سجده صدق می‌کند. سجده سرش فاصله داشته باشه با مهر، بگذارد  به قصد خضوع ها! به قصد خضوع متعارف این است که از جلوس باشد.

سوال:؟؟؟

جواب: متعارفی باشه که مردم او را سجده نگویند، بعید باشد، نه. درست است اکثر همین است ها!!

سوال:؟؟

جواب: بله سجده حقیقتش، اینها موید مطلب است، وضع المسجد علی التراب است. باید قبلش وضع نباشد تا مردم بگویند سجده. مردم بگویند امر اسجد را امتثال کرد. اما اینکه قبلش باید حالت نشستنی هم باشد، نه، اونها دخالت در سجده ندارد.

خب، حالت نشستگی شک هم داشته باشیم، برائت جاری می‌کنیم و می‌گوییم که نه، کفایت می‌کند یک مقدار سرش را بردارد، دوباره به نیت سجده بگذارد.

مساله دوازده: بررسی وجوب نیت سجود

مرحوم سید در مسئله بعد گفته الظاهر عدم وجوب نیته حال الجلوس یا او القیام. بعضی اوقات از حالت قیام سجده می‌کنند دیگه.

در حال قیام است، آیه سجده رو شنیده، میشیند سجده میکند. لازم نیست نیت سجده. اگر هم در حال قیام است، یک ملخی، یک چیزی اونجا به خاطر اون نشست که او را بگیرد، او را بکشد، بعد گفت حالا که نشستیم سجده هم بکنیم دیگه. عیب ندارد. فسجدوا، اطلاقش شامل اینجا هم میشود. یکی از موارد اصلاً امر به سجده این است که اصلاً در حال نزدیک به سجده بشنود. فاسجد، دیگه سجده کن. نه حالت قیام را به هم زدن جزو سجده کردن است، نه از حالت جلوسی منتقل شدن جزو سجده است، سجده حقیقتش وضع الجبهه علی الارض است. همین که وضَع جدیداً، بیش از این ما اطمینان نداریم. همین که وضع جدیداً جبهته علی الارض، صدق میکند سجده. الظاهر عدم وجوب نیته حال الجلوس و القیام لیکون الهوی الیه... شک هم داشته باشیم وجوب دارد یا نه برائت جاری میکنیم ها!

کفایت نیت سجود قبل وضع جبهه یا مقارن با آن

بل یکفی نیته قبل وضع الجبهه، بلکه مقارناً. مقارناً هم. مهم این است که اون قدر متیقن، اونی که دلیل دارد، سجده للتلاوه، سجده للتلاوه، قدر متیقنش اونجایی است که وقتی که می‌خواهد محقق بشود، جبهه شما می‌خواهد تماس پیدا بکند با مهر، قصد بکنی سجده بودن را. بیش از این ما دلیل نداریم.

مهم فقط همین است که سر شما از مهر برداری، بعد که می‌گذاری، زمان مقارنت، زمان صدق سجده است، سجده هم که بایستی عن قصدٍ باشد، درست گفته. مقارنش قصد بکنی، کفایت میکند.

اینکه مرحوم آقای خویی میگوید که شک دارد نمی‌تواند احراز بکند که مقارناً نیت کرد یا نه، پس قبلش نیت کند، نه، ما اینها را نفهمیدیم. نه، نیت میکند سجده را الان، هنوز سرش را اصلاً نشسته، ولی خم که میشود به نیت اینکه اون زمانی که سر مقارن شد با ارض، او سجده‌ی خدایی باشد. لزومی ندارد که الان مقدمتاً نیت بکند، نه. ما برای خدا قصد می‌کنیم سرمان را اون وقت که رو مهر قرار گرفت، سجده خدایی باشد. لزومی ندارد که قبلش که ایشان فرموده باید قبلش نیت بکند تا یقین پیدا بکند که، نه. همان را که متعاقباً حاصل میشود الان نیت کند، منوی لازم نیست قبلش باشد. این را می‌گویند در طواف هم می‌گویند. هنوز نرسیده به حجر، نیت بکند، نه که نیت کند از الان، نیت بکند اون وقت که مقابل حجر شدم، طواف من بشود. اون وقت که سر من مقارن شد، سجده، اصلاً من نمی‌دانم سجده کی صدق میکند. همان وقت که سجده صدق می‌کند، همان وقت نیت می‌کنم که سجده‌، اون برای تلاوت باشد.

سوال:؟؟

جواب: مقارناً، نه، نیت سجده.

سوال:؟؟؟

جواب: قربتش هم هست، فرق نمیکند. بله، سجده تلاوت امر قصدی است. قصدش، قصدش، نیت بکند که سجده می‌کنم للشکر، برای تلاوت واقع نمیشود.

سوال:؟؟؟

جواب: قربتاً، اگر ضمناً قربتاً الی الله که تکلیف من است، اون هم عنوان مشیر است به سجده تلاوت.

سوال:؟؟

جواب: نمیشود. از عبادات است، سجده تلاوت از عبادات است. دیگه سجده!

سوال:؟؟

جواب: ریاءً، می‌گویم عبادت است، سجده عبادت است.

سوال:؟؟؟

جواب: دیگه اینها از مسلمات است جای بحث ندارد که سجده برای خدا، سجده عبادی است. اصلاً صحبت عبادی الان صحبت نیست. یکی هم میگوید سجده کن ظاهرش یعنی همان سجده ای که در صلات داری. اصلا عبادی بودن را ما سخت است. حتی در نمازش. فقط بعضی جاها داشتیم به نیت صالحه، و گر نه عبادی بودن را همه را از ارتکاز و تسالم و اینها درست میکنیم. این مفروغ عنه است سجده برای خدا است. اصلا صحبت عبادی الان نیست. صحبت این است که از ظاهر عدم وجوب نیته، نیت سجده، حال الجلوس، سجده للتلاوه، اول القیام لیکون الهوی الیه بنیته، بل یکفی نیته قبل وضع الجبهه، بل مقارناً.

سوال:؟؟؟

جواب: نه دیگه فایده ندارد، نه. باید، گفتیم دیگه احداثش باید وقتی میگوید احداث باید بشود، با شرایط، نه اینکه. چرا ما در اینجا احداثی شدیم دیگه.

بابا احداثی شدیم، منتها وجهش گفتیم متفاهم عرفی است.

مساله سیزده: بررسی وجوب قصد قرآنیت

مسئله سیزده: الظاهر انه یعتبر فی وجوب السجده کون القراءه به قصد القرآنیه. فلو تکلم شخصٌ بالآیه لا به قصد القرآنیه، لا یجب السجود بسماعه.

اینهم واضح است. آیه‌ای را که می‌خواند باید به قصد قرآن بخواند. سجده مال آیه قرآن است. بعضی روایات الان باز یادم رفت. از بعضی خود اون روایات هم به دست میاید، لااقلش شک هم بکنیم، قدر متیقنش اونجایی است که به قصد قرآن باشد. کسی که قرآن میخواند، بله، در خود روایت یک نکته‌ای هست. کسی که قرآن میخواند، باید سجده بکند یا قرآن را می‌شنود. نه که این ها را به عنوان خطاب به یک کسی دارد صحبت میکند. این ها را اقتباس کرده از آیه قرآن، ولی الان اینها را برای یک مقاصد خودش دارد این الفاظ را میاورد، نه.

سوال:؟؟

جواب: این درست گفته. الظاهر، میگوید ظاهر همین است. ببینید شما، الظاهر انه یعتبر فی وجوب السجده کون القراءه بقصد القرآنیه، قران را که بخواند سجده واجب میشود. شاگرد:؟؟؟ استاد: میگویم. و لا قرأ آیة باید به عنوان ایه من کتاب الله بخواند. اسم بچه اش را آن آیه گذاشته که فایده ندارد!

فلو تکلم شخصٌ بالآیه، اینها چیزی ندارد، لابقصد القرآنیه، لا یجب السجود بسماعه. و کذل لو سمعها ممّن قرئها حال النوم. قران هم در حال نوم میخواند اون هم سجده ندارد. ایه سجده را نائم را شخصی بوده دارد ایه سجده را حفظ میکرده و حالا هم که خوابیده همانها را تکرار میکند و شما هم میشونید.

سوال:؟؟

جواب: سماع قرائت.

سوال:؟؟؟

جواب: قرائت قران. بابا سماع قران نه هر سماعی. سماع آیه قران. اینها اطلاق ندارد. نه که بالا تر ها! انصراف دارد. الظاهر انصراف است.

و کذا لو قرئها... حال نوم چون قاصد نیست، نمیگویند دارد قران میخواند.

خب حالا کلام سید را بذارید بخوانیم. سید میگوید و کذا لو سمعها ممن قرئها حال النوم. خودش قرأ که معنا ندارد قرأ تمام شد بلند شد بگوییم سجده کن. بابا اون روایاتی که میگفت قرأ سجده کن، آدم هوشیار بود. مستیقض بود. به اون میگفت سجده کن. نه که نائم. نائم که دارد میخواند و تمام شد فهمیدم مثلا داشت میخواند. قابل خطاب که نیست!

سوال:؟؟

جوبا: باشد. اطلاق ندارد. اون قرأ نائم را نمیگیرد. اطلاق ندارد دلیل قرأ.

حالا گیر سمع است. سمع قرائت را. و کذا لو سمعها ممن قرئها حال النوم أو سمعها من صبی غیر ممیز که قصد قران ندارد. بابایش قران میخوانده اون هم حافظه اش خیلی قوی بوده حفظ کرده حالا همان ها را دارد تکرار میکند.

سوال:؟؟

جواب: باید اطلاق داشته باشیم که اطلاقات بگیرد. باید فنی باشد ببینیم اطلاق اون روایت میگیرد یا نه.

مرحوم سید میگوید او سمعها من صبی غیر ممیز. غیر ممیز که قصد قران ندارد از این باب است.  بل و کذا لو سمعها من صندوق حبس الصوت. صندوق، صندوق حبس الصوت در ذهنم اون، چی می‌گویند اسمش؟ گرامافون قدیمها بوده. حبس الصوت، یک چیز دیگه هم می‌گویند... ضبط صوت، یک چیز دیگه هم بود غیر از ضبط صوت هم اون زمان‌ها میگفتند گرامافون، یک چیز دیگه هم می‌گفتن بهش. که صوت را حبس می‌کرد، صحبت می‌کردی، بعد دوباره می‌ذاشتند، همان صحبت‌ها را برمی‌گرداند به شما.

سوال:؟؟؟

جواب: اون زمان ما این حرفا نبوده. بله.

خب، لو سمعها من صندوق حبس الصوت، حالا معلوم است صندوق حبس صوت، صوت را به او دادی، حبس کرده حالا بازش کردی تکرارش میکند. میگوید واجب نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: سید میگوید الان قاصد قرآنیت نیستند. مهم اینها همین است.

سوال:؟؟

جواب: اون وقت قصد داشته الان که قاصد نیست.

فلو تکلم شخص بالایه لا بقصد القرانیه لا یجب السجود بسماعه اینها مصداق همان. الان این وسیله دارد صدا در میاورد. اون نمیخواند که. قصد قرآنیت داشته اون تمام شده دوباره گذاشته از سر نو میخواند.

و کذا لو سمعها.... سید محض خاطر شما گفته و ان کان الاحوط السجود فی الجمیع. احتیاط مستحب کرده که در همه. خب.

ببینید ما دلیلی داریم که سجده باید بکنیم. باید ما مقتضای ظهور این خطاب را نگاه کنیم. از خودمان که نمیتوانیم درست کنیم. باید ببینیم چه مقدار ظهور دارد این خطاب. این خطاب موردش حساب کنی، یک کسی بوده می‌خوانده. حائض شنیده، یک کسی بوده، نگاه کنید مورد روایات را دیگه. یک کسی بوده می‌خوانده، حالا اون که می‌خواند، همان کس که می‌خواند، بر او سجده واجب است، اون کسی که قراءت او را، که آدم زنده بوده، داشته می‌خوانده، کسی، مورد روایت بیش از این نیست. شنیده، باید سجده کند. مورد روایات بیش از این نیست. احتمال هم می‌دهیم فرق باشد. یقین به عدم فرق نداریم. شاید همین کسِ زنده که الان دارد می‌خواند، خصوصیت دارد. مصالح و مفاسد احکام که دست ما نیست. شاید همین خصوصیت دارد که زنده می‌خواند، این خصوصیت دارد.احتمال، مورد روایات اونجاست که شخص زنده دارد می‌خواند. حالا تعدی بکنیم، بگوییم بابا، این شخص زنده هم اگر در بلندگو بخواند، اون بلندگو صدایش را به ما برساند، لا فرق. این هم می‌گویند الان ها! الان پشت رادیو مثلاً دارد، الان دارد می‌خواند، لا یبعد که تعدی بکنیم، بگوییم اینهم حالا یک وسیله‌ای صدای او را به ما رسانده، ولی الان عرفاً داریم قراءت او را می‌شنویم. عرفاً داریم قراءت او را می‌شنویم. ولو که به دقت، بابا اینها یک چیزهای دیگه‌ای‌ هستند، امواج‌ هستند، نمی‌دانم، امثال ذلک. ولی عرفاً سمع صدق کند بعید نیست. خیلی واضح نیست ها!!. بعید نیست که اگر از بلندگو یا از رادیو، در تلویزیون، زنده دارد می‌خواند این آیه را می‌خواند، بگوییم عرفاً سمع است. مثلاً مثل یک کسی است که خیلی صدایش بلند است می‌گویند نمی‌دانم کی از سر چهار کیلومتر صداش می‌آمده، مثلاً، سخنرانی می‌کرده تا چهار کیلومتر مردم می‌شنیدند.

حالا عیب ندارد. اگر مستقیم باشد، خیلی صاف نیست ها!!، لا یبعد که در تلوزیون، بلند گو، رادیو زنده دارد این ایه را میخواند بعید نیست که بگوییم تعدی اون هم با تعدی. روایات که موردش اینها نبوده. اطلاق که ندارد. بابا اطلاق ندارد. اگر یک شخصی جلو من ایستاده دارد میخواند به من میگوید سجده کن اطلاق ندارد. کلما سمعت بابا موردش کسی است که دارد میخواند.

سوال:؟؟

جواب: بابا احتمال خصوصیت است. ما فوقش تعدی بکنیم بگوییم حالا این که الان دارد میخواند ما هم میشنویم و لو با یک واسطه میشنویم.

سوال:؟؟

جواب: میگوییم عرف این را ملحقش میکند این مقدار ملحق میشود. لا یعبد که  تعدی بکنیم به بلندگو. و اما اینکه نه، مرده، نوارش را الان دارند می‌گذارن، خیلی فاصله دارد با اون کسی که الان دارد می‌خواند به چه بیانی ما این رو ملحقش بکنیم؟ مورد روایات کسی است که دارد می‌خواند.

بابا موردش دارد می‌خواند، ما می‌شنویم. دارد می‌خواند، ما هم می‌شنویم. فوقش این تعدی بکنیم که ولو این شنیدن را با یک وسیله در گوشت بگذاری که ده کیلومتر هم بشنود. عیب ندارد. این قابل تحمل است. یا یک، یک وسیله‌ای او گذاشته جلویش، سبب میشود من بشنوم. این هم باز قابل تحمل است. اما اگر اون مرده، بابا مورد روایات نیست. ما چه می‌دانیم مصالح و مفاسد احکام که دست ما نیست. شاید شارع مقدس حکم را برای کسی جعل کرده که مستقیم می‌شنود، اما اگر...

سوال:؟؟

جواب:  کدام ظاهر؟ ظاهری نداریم. بابا مورد روایت کسی است که این را خوانده. به این کس میگوید، به این کس میگوید که هر وقت شنیدی، از این کس میگوید هر وقت شنیدی، نه که...

سوال:؟؟؟

جواب: مورد اگر به نحو عام باشد مورد مخصص نیست، بعید نیست همین طور باشد. ولی الان این طور نیست. ببین مورد روایات میگوید یک کسی آیه سجده را خوانده میگوید همین را هر کسی بشنود.

سوال:؟؟؟

جواب: دو جور است. اگر میگفت کل من یسمع السجده اول خطاب ابتدایی میگفت میگفتیم الان هم ما میفهمیم کل من یسمع السجده. ولی کسی سجده خوانده سوال میکند سجده ای که اقا میخواند من میشنوم...

سوال:؟؟؟

جواب: کدام روایت مطلق است؟ بیاورید. ما روایت مطلقی نداریم. اون چه که هست سماع از انسان حی است.

سوال:؟؟

جواب: اونکه بله. اونها گذشت. سماع از انسان حی است که التفات داشته آیه سجده را میخوانده. تعدی کردن به سماع از اون کسی که الان مستقیم نمیخواند، مرده است، این نیاز به دلیل دارد. چون که ما ملاکات دست ما نیست شک داریم که شامل میشود یا نه برائت مرجع ما است میگوییم سجده کردن واجب نیست. یک بار دیگر ملاحظه کنید روایات را.

هیچ کس از اون روایات نمیتواند اطلاق بفهمد یک قاعده کلی بفهمد. نه. اونها موردشان انسانهای احیائی هستند که دارند قرائت میکنند و میگوید قرائت آنها. ضمیر است. یسمع. اون قرائت را نه هر قرائتی را.

سوال:؟؟

جواب: غیر ممیز هم به درد نمیخورد. اصلا قرائت صدق نمیکند. اون مشکلش بالاتر است.

سوال:؟؟؟

جواب: استعمال اعم است دیگه. دارد قران میخواند امر قصدی است.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا عبارت سید هم، این در ذهنم بود.

مرحوم سید گفت لا یجب السجود بسماعه چون قصد قرانیت ندارد این واضح است. گفت من سمع آیه. ایه. آیه قران. و کذا ممن سمعها حال النوم حال نوم هم قصد قرانیت ندارد. او سمعها من صبی غیر ممیز. بل و کذا. عبارت را عوض کرد. بل و کذا لو سمعها من صندوق.... از بابی که الان این صندوق قصد قرانیت ندارد.

سوال:؟؟

جواب: ما هم همین را میگوییم. ما هم میگوییم قصد قرانیت ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: کلما سمع السجده. اما اینهایی که ما الان داریم قرأ است.

سوال:؟؟

جواب: نه. این فرمایشات که میفرمایید گیر دارد.

اون که در ذهن ما هست فرمایش سید تمام است. حاصل الکلام: چون مورد روایات اونجا است که یک کسی به قصد قرانیت یک چیزی را خوانده و شما سمع. منتها به قصد قرانیت. صبی غیر ممیز قاصد نیست.

سوال:؟؟

جواب: حالا اصلا غیر ممیز هم ممکن است یک جایی قصد قرانیت بکند. متعارفش این است که قاصد قرانیت نیست. شخصی که قران را الان میخواند به قصد قران دارد میخواند، شخص ها! اون سماع من واجب است. اما اگر نوار دارد میخواند کسی نمیخواند الان، نه، خطابات قاصر است. نوار دارد میخواند. شخص نمیخواند. نوار دارد میخواند.

سوال:؟؟

جواب: کی قران دارد میخواند؟ صدای قران که موضوع نبود.

فرمایشات مرحوم سید یک نکته ای داشت یادم رفت این. حالا ملاحظه کنید انشالله.