فقه ۱۸ آذر جلسه ۵۸

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 58                            تاریخ:18/9/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مستحبات سجود

بحث در مستحبات بود. مستحب مهمش همان بود که بحث کردیم. بقیه اش دیگه جا داشت که ما یک مقدار تتبع کنیم غیر از ادله ای که ایشان اورده ببینیم دلیل دیگری هم هست یا نه، دیدیم خیلی اهمیت ندارد، همین مقداری که ایشان ادله اورده کفایت میکند. رسیدیم به پنجم. ارغام بالانف گذشت.

سوال:؟؟؟؟

جواب: چرا اراغم انف علی ما یصح السجود بود دیگه. اون روایتش هم گفت انفش را بر ما یسجد بگذارد. اون واضح بود دیگه. بحث در همان بود و الا روی فرش بینی بخواند بگذارد که جای بحث نداریم دیگه.

السادس

السادس. بحث مستحبات حال سجده. السادس بسط الیدین مضموتی الاصابع. مچاله نکند دستش را. بسط یدین ولی انگشتانش با فاصله نباشد. هم مبسوط باشد و هم مضموم باشد. در صحیحه طویله هم بود. در روایت زراره هم بود. ثم سجد و بسط کفیه منتها مضمومتی الاصابع. خب این چیزی ندارد. حتی الابهام حذاء الاذنین. میگوید این را بیاورد مقابل حیال وجهش قرار بدهد که در همان صحیحه هم بود که در صحیحه حماد هم بود. بین رکبتیه حیال وجهه. حیال وجهش قرار بدهد. دور نباشد از وجهش.

السابع

السابع شغل النظره الی طرف الانف حال السجود. در حال سجود چشمشه به سمت انفش قرار بدهد. این هم روایت داشت دیگه. بله. بعضی گفتند مستندی ندارد. مرحوم صاحب حدائق گفته چرا. مستندش کتاب فقه رضوی است و یکون بصرک وقت السجود الی انفک. بین السجدتین فی حجرک که می‌آید. بله، چشمت  به سمت انف بنداز. برای استحباب همین مقدار کافی است. لازم نیست اون بعضی از این مستحبات با اخبار من بلغ درست می‌شود که سید قبول دارد.

الثامن الدعاء قبل از شروع فی الذکر. در حال سجده هست، پیشانیش گذاشته، هنوز ذکر سجده را نگفته. مستحب است دعا کند قبل از شروع فی الذکر به ان یقول اللهم لک سجدت

سوال:؟؟؟

جواب: حیال وجهه متعارف همین است. کج عرفیت ندارد.

سوال:؟؟

استاد: ملازمه دارد.

خب این هم که عرضم به خدمت شما دعا قبل از شروع فی الذکر. حالا نگاهش کنید در ذهنم بود نگاه کنم کلمات دیگران را هم ممکنه یک اضافاتی داشته باشد ولی یادم رفت واقعش. حالا باز هم نگاه می‌کنم ببینم کسی اضافه‌ای از آقای حکیم دارد یا نه. برای مستحبات همین مقدار کافی است.

الثامن

الدعاء قبل از شروع فی الذکر در صحیحه حلبی اذا سجدت فکبر و قل همینایی که در این روایت آورده در این متن. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا سَجَدْتَ فَكَبِّرْ وَ قُلِ اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ‏ تَوَكَّلْتُ‏ وَ أَنْتَ‏ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ تَبَارَكَ‏ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‏ ثُمَّ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ فَقُلْ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ- اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَجِرْنِي وَ ادْفَعْ عَنِّي‏ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ

سوال:؟؟

جواب: بله در مصححه حلبی هست اذا سجدت فکبر. اون معلوم نیست موضوعش یعنی در حال سجده تکبیر بگو. اذا سجدت فکبر خیلی وقتی خواستی سجده بگویی تکبیر بگو بعد برو به سجده. اون روشن نیست.

سوال:؟؟

جواب: نه اللهم لک سجدت دعایه دیگه. خیلی بعیده که وقتی رفتی به سجده بگو.

سوال: چه اشکال داره؟ سجده رفتی اول الله اکبر بگو بعد؟؟؟

جواب: اذا سجدت فکبر و قل اذا سجدت و. بله همان تکبیر معروف است. لااقل شبهه دارد.

التاسع

التاسع تکرار الذکر می‌گوید اینها دیگه گذشته در بحث رکوع.

العاشر

العاشر الختم علی الوتر به طاق به حساب ختمش بکند. همان داستان سه و پنج و هفت و نه قبلاً گذشت.

الثانی عشر

الثانی عشر ان یسجد علی الارض این هم که قبلاً گذشت. بل التراب دون مثل الحجر و الخشب. ارض و تراب اولویت دارند. اونجا هم دارد دیگه عرضم به خدمت. در تراب در صحیحه معاویه است اسبغ الوضوء و املا یدیک من رکبتیک و عفر جبینک عفر، تعفیر فی التراب و صل صلاة مودع.

ثالث عشر

ثالث عشر مساواة موضع الجبهة مع الموقف بل مساواة جمیع المساجد. مختلف نباشد مواضعی که سجده می‌کند با موضع ایستادنش با موضعی که دستش است، می‌گذارد. مساوات داشته باشند با هم. مساواة موضع الجبهة مع الموقف صحیحه ابن سنان بود. ایکون ارفع من مقامی؟ فقال لا ولکن لیکن مستویا. بل مساواة جمیع این دیگه عرضم به خدمت شما.

سوال: سوال دقیقی و عرفی که صاف صاف باشد منظوره؟

جواب: نه. نه عرفیه. همه اینها عرفی است.

سوال:؟؟؟

جواب: نه حالا نه مساوات باشد اصلاً.

سوال: استحبابش دیگه همه مساوی باشند. دقت عقلی که منظورش نیست.

استاد: نه به دقت عرفی. به دقت عرفی با هم مساوی باشند. حالا یک کمکی دستش بالاتر بود عیب ندارد.

بل مساواة جمیع المساجد، مرحوم صاحب جواهر گفته که ممکن است ما بگوییم همان صحیحه عبدالله بن سنان که داشت ایکون ارفع من مقامی؟ فقال لا ولکن لیکن مستویا. مستوی باشد نسبت به همه اون اعضاء سبعه‌اش. بعید نیست.

الرابع عشر

الرابع عشر الدعاء فی السجود. در حال سجده دعا بکند که این دیگه روایات داریم. خبر عبدالله بن هلال قال شکوت الی ابی عبدالله تفرق اموالنا و ما دخل علینا. مشکل پیدا شده بود برایش. فقال علیه الصلاة و السلام علیک بالدعاء و انت ساجد. اون مهم نیست. ممکن است به خصوص این آقا. نه. یک تعلیلی آورده. فان اقرب ما یکون العبد الی الله تعالی و هو ساجد. قلت فادعو فی الفریضة و اسمی حاجتی؟ فقال نعم بگو. قد فعل ذلک رسول الله و غیر ذلک از روایاتی که در مقام است.

در این که در حال سجده دعا یکی از بهترین حالات دعا هست روایات کثیره داریم. سجده خیر تضرع است. در حال خیر تضرع دعا انسب است. بله، الدعاء فی السجود او الاخیر یا سجده آخری. بما یرید من معمول همین است الان در سجده آخری دعا می‌کنند که اعطنی خیر الدنیا و الآخرة بله، او الاخیر بما خصوصیت ندارد اخیر. روایت ندارد. او الاخیر بما یرید من حاجات الدنیا و الآخرة و خصوصاً طلب رزق الحرام که در روایت هم هست یا خیر المسئولین یا خیر المعطین. خودش گفت است. بان یقول یا خیر المسئولین یا خیر المعطین ارزقنی و ارزق عیالی من فضلک فانک ذوالفضل العظیم. در خبر زید شحام است ادع فی طلب الرزق فی المکتوبة و انت ساجد. خیلی مهم حالت سجده اقرب ما یکون العبد من الله تبارک و تعالی. بله، آیه شریفه چه درباره سجدا خضعا. سجود و خضوع یکی از شاه فردش حالت سجده‌ است. سجده زده خودش را به زمین انداخته دیگه. به خاک انداخته دارد با خدا صحبت می‌کند.

الخامس عشر

الخامس عشر التورک فی الجلوس بین السجدتین و بعد از سجدتین. متورکاً باشد. عرضم به خدمت شما تورک در حال صلاة و هو، تورک چیست؟ و هو ان یجلس علی فخذه الایسر رو ران چپش بنشیند، بنشیند جاعلاً ظهر القدم الیمنی فی بطن الیسری. به سمت چپ بنشیند بلند شود بیرون بیاورد اون کپلش روی زمین قرار بگیرد. امر متعارفی است. خیلی از مؤمنین انجام می‌دهند. بله. متورکاً، تورک در روایت آمده. دارد که ثم قعد در صحیح حماد بود. ثم قعد علی جانبه الایسر و وضع ظاهر قدم الایمن علی باطن قدم الایسر و قال استغفرالله.

سوال: جمله اول می‌شیند و بعداً اینجوری می‌شیند.

جواب: ثم قعد علی جانبه الایسر

سوال: الله اکبر گفته بعداً اینجوری می‌شیند. یعنی مثل وقتی ما فراموش می‌کنیم.

جواب: ثم قعد یعنی بعد از اینکه سر برداشت. نه که اول قعد ثم علی جانبه الایسر.

سوال: فلما استوا جالساً

جواب: همان.

سوال: ثم قعد

جواب: فلما استوا جالساً

سوال: قال الله اکبر ثم قعد جالساً. این مرحله بعد است. ثم رو باید دیگه معنی سپس نیست یا اینکه همینه؟ انگار وقتی ما فراموش می‌کنیم چیکار می‌کنیم؟ همان کار را کرده است.

جواب: دارد اذا در صحیحه ابی، خبر ابی بصیره اذا جلست فی الصلاة فلا تجلس علی یمینک و اجلس علی یسارک. نه اون خصوص اینکه اول درست بشیند بعد دوباره جابجا بشود، نه این.

سوال: صحیح حماد که همین است الان تو این روایت.

جواب: ثم قعد علی جانبه الایسر

سوال: ثم قبلش یک جمله قبلش. ثم رفع راسه من السجود فلما استوا جالساً قال الله اکبر.

جواب: فلما استوا جالساً نه که نه که جلوس هم محقق شده. استوا

سوال: یعنی قبلش الله اکبر گفته بعد قعد علی جانبه.

جواب: بعید نیست. نه این این تتمه‌اش مؤید حرف شماست.

خب و هو علی حالا خود کلام سید ببینیم. کلام سید چیست؟ التورک فی الجلوس بین السجدتین و بعدهما. و هو ان یجلس. این هم ندارد از اولش دیگه. عیب ندارد. بنشیند الله اکبر را بگه بعد تغییر بده جلوسش را. سید هم نمی‌گوید از اول اونجور بنشیند. و هو ان یجلس علی فخذه الایسر جاعلاً ولو بعد از اینکه از سجده بلند شده الله اکبرشم گفته. با این هم می‌سازد. کلام سید منحصر نیست به اینکه از اول که بلند می‌شود اون حالتی باشد.

سوال: خبر ابی بصیر که مطلق آورد.

جواب: مطلق است. نه می‌گویم خصوص نیست. با اون روایت هم سازگاری دارد

السادس عشر

السادس عشر ان یقول فی الجلوس بعد السجدتین بین السجدتین همین که متعارف است می‌گویند استغفرالله ربی و اتوب الیه که در صحیح حماد هم بود که حضرت بین دو تا سجده فرمود استغفرالله ربی و اتوب الیه.

السابع عشر

السابع عشر التکبیر بعد الرفع من السجدة الاولی بعد الجلوس مطمئناً. وقتی مطمئناً جلوس محقق شد نه وسط راه نه. اون وقت بگه الله اکبر. یک روایاتی داریم از هر حالتی به هر حالتی منتقل شد الله اکبر مستحب است. در خصوص این هم داریم. در صحیح حماد ثم رفع راسه من السجود فلما استوا جالساً فلما استوا جالساً قال الله اکبر. وسط راه نه. وقتی استوا جالساً. تکبیرات و مثل خیلی چیزا در حال طمأنینه کامل است. الی ان قال ثم کبر و هو جالس و سجد الثانیة. درست است.

السابع عشر التکبیر بعد الرفع من السجدة الاولی بعد الجلوس مطمئناً که الان خوندیم.

و التکبیر للسجدة الثانیة و هو قاعد که اون هم در همان صحیحه حماد است. ثم کبر و هو جالس و سجد الثانیة. در همان صحیحه حماد همه اینها آمده.

الثامن عشر

الثامن عشر التکبیر بعد الرفع من الثانیة کذلک. از سجده دوم هم سر برداشت باز دوباره تکبیر بگوید. در توقیع شریف آمده است اذا رفع راسه من السجدة الثانیة و کبر ثم جلس ثم قام اذا رفع راسه من السجدة الثانیة و کبر. معلوم می‌شود تکبیر هم بعد از سجده ثانیه مستحب است. در ذهنم این هست یک روایت است که از هر حالتی...

سوال: مال احتجاج بود.

جواب: مال احتجاج بود؟ سند نداشت؟ فکر می‌کردم سند دارد که از هر حالتی به حالت دیگر منتقل شد مستحب است تکبیر بگوید. شاگرد: دو تا حدیث داریم دیگه. همان معروف است. استاد: حالا یادم امد. انتقل کل من انتقل من حالة الی حالة یکبر. هر دو احتجاج بود؟ شاگرد: احتجاج؟؟؟؟ استاد: یک بار دیگر نگاهش کنید. خب.

التاسع عشر

التاسع عشر رفع الیدین حال التکبیرات که این هم عرضم به خدمت شما سابق گذشت که این زینت تکبیرات است. رفع یدین بکند بعضیها می‌گویند اشاره به اینکه همه چیز را می‌ندازد دور. الله اکبر. فقط الله اکبر. بقیه رو می‌ندازد پشت سرش. اعتنایی ندارد.

سوال:؟؟؟

استاد: بدون تکبیر هم بله.

سوال:؟؟

جواب: رفع الید که حالا رفع الیدین حال التکبیرات.مجرد نمی‌تواند تکبیر بگوید ببینیم آورده اینجا یا نیاورده.

عشرین

بیستمین وضع الیدین علی الفخذین حال الجلوس. الیمنی علی الیمنی و الیسری علی الیسری.

وقتی می‌نشیند می‌خواهد تشهد بیان مثلاً بگوید یا می‌خواهد دوباره برگردد یدینش را بر فخذینش بگذارد. همین که الان متعارف است. آزاد نگذارد دستش را. رو همین فخذینش بگذارد. بله. گفته که در تذکره یک ادعایی کرده. گفته لعل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کان اذا قعد یدعو یضع یده الیمنی علی فخذه الیمنی و یده الیسری علی فخذه الیسری و یشیر باصبعه و نحوه من طریق الخاصة. روایت ما پیدا نکردیم ولی علامه ادعا کرده که از طریق خاصه ما روایت داریم. لعل رسول الله کان اذا قعد یدعو یضع یده الیمنی علی فخذه الیمنی بله. اطلاق دارد دیگه. مثلاً شاید بگوییم قدر متیقنش حالت صلات است. اینها را اخبار من بلغ درست می‌شود. وضع الیدین علی الفخذین حال الجلوس الیمنی علی الیمنی و الیسری علی الیسری.

الحادی و العشرون

الحادی و العشرون التجافی حال السجود به معنای رفع البطن عن الارض. تجافی در حال سجود مستحبه. یه جوری سجده بکند که شکمش به زمین نچسبد. بله. التجافی حال السجود. این تجافی حال السجود متعارف که همین است که شکمشون به زمین نمی‌چسبد. ولی خب بعضاً هم شکم‌های بزرگی دارند. بله. وقت سجده هم یک خورده شل باشند شکمشون به زمین می‌رسد. می‌گویند دستاتو یک جوری قرار بدید که شکمتون به زمین نچسبد. می‌گوید شاید این همون تخویه که در خبر فحص اعور آمده. کان علی علیه الصلاة و السلام اذا سجد یتخوی کما یتخوی البعیر الضامر یعنی بروکه. و فی مرسل السحان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب اذا صلت المرأة فلتحتفز ای تتضام اذا جلست و اذا سجدت و لا تتخوی کما یتخوی الرجل.

حالا این تخوی چیست؟ ابن اثیر اینجور گفته. جافا بطنه عن الارض و رفعها و جافا عضدیه عن جنبیه حتی یخوّی ما بین ذلک. خب اینها با اخبار من بلغ درست می‌شود.

سوال: یک روایت در سجده شکر بود که رایته ابا الحسن سجد سجدة فافترش ذراعیه و الصق صدره و بطنه علی الارض.

جواب: اون در سجده شکره. عیب ندارد. به نظرم هست در عروه هست این مسئله. اون مال سجده شکر. در سجده نمازی نه. بایستی شکم به زمین نرسد.

الثانی و العشرون

الثانی و العشرون التجنّح به معنای تجافی الاعضاء حال السجود. به هم نچسبیده باشند اعضا در حال سجود. بان یرفع مرفقیه عن الارض مفرجاً بین عضدیه و جنبیه و مبعداً یدیه عن بدنه جاعلاً یدیه کالجناحین. با اینها به هم نچسبد. دستش را که می‌گذارد بله یک جوری قرار بده که به بدنش نچسبد. فاصله پیدا کند. تجنح، جناح مثل بال باشد. همینجور هم هست. حالت بال است دیگه اگر کسی اینجور دستش را قرار بده نه اینجوری. اینجوری نه. اینجوری مثل حالت جناحین. دو تا بال است.

صحیحه زراره در صحیح حماد هم بود و کان مجنحاً و لم یضع ذراعیه علی الارض. اینها از زمین فاصله دارند.از زمین با فاصله باشد، از بدنش هم با فاصله باشد. بان یرفع مرفقیه عن الارض مفرجاً بین عضدیه و جنبیه و مبعداً یدیه عن بدنه جاعلاً یدیه کالجناحین. مجنح در صحیحه حماد و کان مجنحاً و لم یضع ذراعیه علی الارض. در اون روایت دیگه هم دارد و اذا سجدت فلا تبسط ذراعیک کما یبسط السبُع ذراعیه مثل درنده رو زمین ذراعت نگذار. با فاصله باشد. لکن جنح بهما جناح با اون دو تا قرار بده فان رسول الله کان یجنح بهما حتی یسوی بیاض ابطیه. حتی یسوی مساوی می‌شد با بیاض ابطیه. نمی‌دانم. هر چیزی، مهم نیست.

الثالث و العشرون

الثالث و العشرون ان یصلی

سوال: اینها مال مردها است.

جواب: آها اینها مال مردا. زنها یک داستان دیگری دارد می‌رسیم.

الثالث و العشرون ان یصلی علی النبی و آله فی السجدتین که بحث نداریم دیگه. هم اطلاقات است و هم خصوص است.

الرابع و العشرون

الرابع و العشرون ان یقوم سابقاً به رفع رکبتیه قبل یدیه. در نشستنش اول دستانش می‌گذاشت حالا می‌خواهد بلند شود. ان یقوم سابقاً به رفع رکبتیه قبل یدیه که الان همین متعارف هم همین است که دستشان می‌گذارند رو زمین اول رکبتینشون بلند می‌کنند بعد دستانشان را. ان یقوم سابقاً به رفع رکبتیه قبل یدیه در صحیحه محمد بن مسلمه قال رایت ابا عبدالله علیه الصلاة و السلام یضع یدیه قبل رکبتیه اذا سجد و اذا اراد ان یقوم برعکس رفع رکبتیه قبل یدیه.

که الان غیر از جوانها معمول همینجور است. جوانها خیلی تیز و تند می‌خواهند بلند شوند فرق می‌کند. منتها اونهایی که یکم سنی دارند دستشان را می‌گذارند به زمین رکبتینشون بلند می‌کنند. شاگرد:؟؟؟ استاد: حتی یری بیاض ابطیه.

الخامس و العشرون

خب الخامس و العشرون ان یقول بین السجدتین بین السجدتین این دعا را بخونه عجله نکند. نماز خیلی گنجایش دارد. طولانی شدنش مجال زیادی دارد. الصلاة قربان کل تقی فمن شاء استقل و من شاء استکثر. نه اضافه از این ها بعضی همون یک نماز را هم مختلف می‌آورند. در یک نماز هم مختلف است. تند تند بیاورند که زود تمام بشود رفع تکلیف بشود یا نه نماز مکالمه با خداست. عشق با خداست. آرام و آرام.

الخامس و العشرون ان یقول بین السجدتین اللهم اغفر لی و ارحمنی و اجرنی و ادفع عنی فانی لما انزلت الی من خیر فقیر. تبارک الله رب العالمین. در مصحح در صحیحه حلبی است فاذا رفعت راسک فقل بین السجدتین اللهم همین بین السجدتین برای ما آمده.

السادس و العشرون

السادس و العشرون ان یقول عند النهوض الی القیام بحول الله و قوته. این چیزی ندارد دیگه.

او یقول اللهم بحولک و قوتک. هر دوش در روایت آمده.

می‌رسیم به بیست و هفتمی که فردا بحث می‌کنیم ان‌شاءالله.