فقه ۱۹ آذر جلسه ۵۹

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 59                                    تاریخ:19/9/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

معنای تورک

اون تورک را که صحبت کردیم، اون جای بحث نداشت. تورک به اون معنایی که سید گفته بود که در حال جلوس اون حالت خاصه بنشیند، اون روایات معتبره داشت، مشکلی نداشت. بعد یک روایت بود من فکر کردم در ضمن روایات خواندیم. رفقا میگویند نه. که او نهی از تورک کرده، اون تورک رو گفتیم که در حال قیام دستش را بگذارد پشت رانش. اون مکروه است. اینها همه اش قبل از رکوع بود. دیروز خوندیم اون روایات را. همه اش منهی های قبل از رکوع بود. یکیش هم همین بود که نه، مستحب است دستش را اینجا بگذارد. پشت سرش دستش بگذارد مکروه است. اسم این هم  تورک باشد مهم نیست. اصلاً اون روایات استحباب عنوان تورک در آنها نیست. فقها گفتند مستحب است متورکاً تشهد را بخواند، سلام را بگوید. در روایت همون حالت خاصه بود، استحبابش سند معتبر داشت، جای کلام ندارد. منتها خب حالا بعضیها ممکن است سختشان باشد. ما خودمان یک همچون کاری کردیم ولی الان احساس کردیم برای کمرمون مناسبت ندارد، ترکش کردیم. ولی نه، مستحب است، جای شک نیست.

مستحبات دیگر سجود - السابع و العشرون

السابع و العشرون: ان لا یعجن بیدیه عند ارادة النهوض. وقتی می‌خواهد بلند شود، دستش را نپیچاند، مچاله نکنه. با همون دست باز که بوده. در روایت حلبی هست: اذا سجد الرجل ثم اراد ان ینهض فلا یعجن بیدیه فی الارض. این‌جوری دستش را چیزی نکند بلند شود. نه، همین‌جوری بلند شود. دستش را همین‌جوری بگذارد بلند شود این‌جوری بود دیگه. فلا یعجن بیدیه فی الارض و لکن یبسط کفیه من غیر ان یضع اون بعدی است دیگه. ان لا یعجن بیدیه عند ارادة النهوض یعنی لا یقبضهما. عجین کردن ید به معنای قبض کردن است.

سوال: مشت کردن.

جواب: مشت کردن، ها.

بل یبسطهما علی الارض معتمداً علیها للنهوض. گفت ثم اراد ان ینهض، دستش را بگذارد روی زمین، با کمک این بلند شود. این بحث ندارد. روایات معتبره داشت.

سوال:؟؟

جواب: دست کامل نه یعنی کف دست کامل در این مرحله نباید رو زمین باشد.

سوال:

جواب: مقعد‌ش؟ اون ربطی به، لکن یبسط کفیه.

سوال: من غیر ان یضع مقعده علی الارض.

جواب: مقعده ربطی به اون ندارد.

سوال:؟؟؟

استاد: ید، کف، مؤنث است. مقعده کفش نیست.

حالا ببینیم در بقیه مستحبات این جهت متعرض شده یا نه.

الثامن و العشرون

الثامن و العشرون، بیست و هشتم، وضع الرکبتین، اونهایی که تا به حال می‌خواندیم مال رجال بود. خوب بود مرحوم سید اونجا یک للرجال می‌آورد مورد شبهه نشود. کسی اونها رو نگاه کند فکر نمی‌کرد اونها، ظاهر است این امر مستحب است، یک امر مکروه است یعنی برای کل المصلین. و لکن در یک مسئله‌ای مراه را آورده، خیلی از اون احکام سابقه را تغییر داده.

سوال:؟؟؟

جواب: همونایی که تغییر داده رو دیگه. همونها رو می‌گفت للرجال.

الثامن و العشرون، بیست و هشتم: وضع الرکبتین قبل الیدین للمرأة. مرد که می‌رود به سجده، اول دستش را می‌گذارد. زن این‌جوری می‌رود به سجده، اول چیز را می‌گذارد به زمین. بله. وضع الرکبتین قبل الیدین للمرأة، عکس الرجل که قبلاً خواندیم رجل دو تا دستش را اول می‌گذارد. عکس الرجل عند الهوی للسجود. یکی از اختلافات زن و مرد این است.

و کذا یستحب عدم تجافیها. تجافی برای مرد مستحب بود. یک جوری در حال سجده باشد که هیچیش به جای دیگه‌ش نچسبیده باشد تجافی. جوف داشته باشد. ولی برای زن نه. و کذا یستحب عدم تجافیها حال السجده. تجافی نداشته باشد. بل تفترش ذراعیه و تلصق بطنها بالارض و تضم اعضائها. دستش را همین موازی همین زانو بگذارد، شکمش هم بچسباند به زمین، سجده کند. و تلصق بطنها بالارض و تضم اعضائها. هر چه مجمّع باشد، جمع و جورتر باشد، بهتر است در زن این‌جوری است.

و کذا عدم رفع عجیزتها حال النهوض للقیام. وقتی هم که بلند می‌شود، اول عجوزش را بلند نکند. این‌جوری بلند بشود، سیخکی بلند شود، نه که به حساب اول اون عجیزه‌ش را، باسنش را مثل مردان نباشد. و کذا عدم رفع عجیزتها حال النهوض للقیام. بل تنهض و تنتصب عدلاً.

خب اینها روایت دارد دیگه. روایتش فی خبر زرارة عن ابی جعفر علیه الصلاة و السلام فی المرأة: فاذا جلست فعلی الیتیها لیس کما یجلس الرجل. علی الیتیها بنشیند. این‌جوری برود، نه این‌جوری که دستش را بگذارد.

و اذا سقطت للسجود بدأت بالقعود و بالرکبتین قبل الیدین. مردها اول یدین بود. ثم تسجد لاطئة بالارض. شکمش را رو به زمین بچسباند. لاطئة بالارض.

فاذا کانت فی جلوسها، وقتی که می‌نشیند، ضمت فخذیها، به هم بچسباند، و رفعت رکبتیها من الارض. دو تا رکبه‌ش را از زمین بلند کند. دیگه این را سید نیاورد. و رفعت رکبتیها من الارض. و اذا نهضت انصلت انصلالاً صاف بلند بشود و لا ترفع عجیزتها اولاً. این یکیش فقط باقی ماند ظاهراً، ها؟ فاذا کانت فی جلوسها ضمت فخذیها و رفعت رکبتیها من الارض. و رفعت رکبتیها، فاذا کانت فی جلوسها ضمت فخذیها، به هم بچسباند فخذش را، دو تا فخذش را، و رفعت رکبتیها من الارض، که اینو سید نیاورد ظاهراً. رکبتیشو از زمین بلند کنه. رکبتیش را مثلاً این، ما دو زانو می‌شینیم دیگه، اون نه، این دو تا رو بلندش بکند، روی مقعده‌ش بیشتر فشار بیاورد. این معمول‌به نیست!

خب در این روایت این‌جوری است. اونهایی که مرحوم سید فرموده همه اش در این روایت هست، فقط این رفعتش نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: هست؟

سوال:؟؟

جواب: خب باشه، می‌رسیم.

التاسع و العشرون

التاسع و العشرون: اطالة السجود و الاکثار فیه. هم زیاد سجده کردن مستحب است و هم طولانی سجده کردن مستحب است. اطالة السجود، روایات متواتر است، نه مستفیض است. خودش هم گفته او تواتره. اذا صلیت فاطل السجود. عجله نداشته باش. حالا نماز جماعت خب در نماز جماعت توصیه شده که اضعف المأمومین. اون عیبی ندارد. ولی خود انسان نماز می‌خواند، نه، خصوصاً طلبه هستیم، مبلغ دین هستیم، هنوز سر مان را نگذاشتیم می‌خواهیم برداریم. عجله داریم. نه، چه عجله‌ای؟ سرت را بگذار آرام با طمأنینه، ذکر بگو، مستحبات بگو.

سوال:؟؟؟؟

جواب: به نظر میاد، این تو ذهن من هم بود که حالت سجودی، تطویل رکوع، تشهد، اینها نماز، صورت نماز را به هم نمی‌زنند ولو طولانی هم باشد.

سوال:؟؟؟

جواب: آره. سجده نمازی است دیگه.

اطالة السجود و الاکثار فیه، اکثار کن در سجود من التسبیح و الذکر. بعضی اهل دل می‌گفتند که، خودش به من صحبت نکرد، واسطه‌ش گفت، گفت من سرم را گذاشتم بر سجده، تسبیح گفتم، گفتم، گفتم، بعد دیدم همه اطرافیان من مثل من میگویند. همه اون‌ها میگوید سبحان الله، سبحان الله. حالا خوبه آدم تجربه بکند، آیا حالی در حال سجده تسبیح بگوید، همراه بکند تکوین را. یسبح، همه عالم تسبیح خدا میگویند.

بله. شخصی، آدم ثقه‌ای بود، من اعتماد داشتم به حرفش، از یک شخص بزرگی نقل می‌کرد که من در حال سجده، حالا الان شک کردم حالا رکوع بود، به نظرم سجده بود، تکرار کردم، تکرار کردم تا شنیدم که همه اطرافیان من میگویند سبحان الله. یسبح له ما فی السماوات و الارض. خیلی مهم است سجده رو نباید از دست داد. سجده خیلی مهم است.

الثلاثون: مباشرة الارض بالکفین. کفینش را روی زمین بگذارد. مباشرة الارض، حالا این یک خورده‌ای، مگر اینکه مثلاً سرامیک باشد، اون ارض است، دستایش را بگذارد، کفینش را بگذارد رو سرامیک‌ها. در مقابل روی فرش. در مقابل روی فرش، عرضم به خدمت شما، مباشرة الارض بالکفین. در اون روایت صحیح زراره داشت: فان افضیت بهما الی الارض فهو افضل. مثل اینکه حالا خیلیها نمی‌پذیرند، ولی رو زمین خالی بدون فرش، مثل اینکه نماز خوندن افضل است تا فرش و راحتی و این‌جور چیزا. و ان افضیت بهما الی الارض فهو افضل. خوب است. نماز قربان کل تقیه. فمن شاء استقل و من شاء استکثر. قربان کل تقی است. خیلی مهم است نماز.

الواحد و الثلاثون

الواحد و الثلاثون: زیادة تمکین الجبهة و سائر المساجد فی السجود. زیاد کردن، زیادة تمکین الجبهة، سجده را زیاد تطویل بکنیم. اونجا ذکرش را گفت. اون یکی قبلی گفت اطالة السجود.

سوال:؟؟؟

جواب: آره، درست است.

زیادة تمکین الجبهة و سائر المساجد فی السجود. اینها را در حال سجده تمکین بکند بر محلش. شاید مثلاً مؤثر باشد برای اینکه راحت بتواند. در اون روایت سکونی: انی لاکره للرجل ان اری جبهته جلحاء لیس فیها اثر السجود. زیادة تمکین الجبهة، اینا رو قرار، قرار بده این‌ها را.

سوال: فشار بده.

جواب: فشار بده، آره. تمکین، دنبال لفظش بودیم شما گفتید. فشار.

سوال:؟؟؟

استاد: بله. که اثرش بماند. در اون روایت هم دارد ان ابی علی ابن الحسین کان اثر السجود فی جمیع مواضع السجود. حالا ماها اگر فوقش پیشانیمون مثلاً اثر سجود پیدا بکند، ولی امام سجاد به همین خاطر گفتن سجاد، تمام مواضع سجده‌ش بس که سجده کرده بود، تمام مواضع سجده‌ش اثر سجود داشت. کان اثر السجود فی جمیع مواضع السجود فسمی السجاد لذلک.

خب این تمام شد. اینا مستحباتی بود که...

سوال:؟؟؟

جواب: نمی‌دانم. دعای در حال سجده را گفته بعدها، نگفته؟

سوال:؟؟؟

جواب: نه.

سوال:؟؟

استاد: نه، می‌خواستم این آخرین سجده روایتی دارد در آخر، الان متعارف است.

سوال:؟؟؟

جواب: سید گفت. آقای حکیم دلیل ندارد

سوال: دلیل ندارد که سجده آخر. استاد: چندمی بود؟ شاگرد: چهاردهم.

چهاردهمی اینکه الان متعارف است یا خیر المسؤولین میگویند، الدعاء فی السجود او الاخیر بما یرید من حاجات الدنیا و الآخرة، بعد داشت: و ان یقول یا خیر المسؤولین، یا خیر المعطین، ارزقنی و ارزق عیالی من فضلک فانک ذو الفضل العظیم. این فقط در خبر زید شحام. نگاه کنید ببینید روایات دیگه‌ای هم هست در این باب یا نه. فقط آقای حکیم فرموده در خبر زید شحام: ادع فی طلب الرزق فی المکتوبة و انت ساجد، بعد این را بگو: یا خیر المسؤولین. البته این است که الان مثلاً یا ولی العافیه میگن، نمی‌دانم، امثال این‌ها، اینها مطلقات دعا عیب ندارد. مطلقات دعا میگوید در نماز خوب است. مطلقات است، مشکل ندارد. اما اینکه در سجده مثل اینکه بیشتر مطلوب همون ذکر خدای است. ذکر خدا مطلوب است بیشتر در سجده. حالا دعا هم می‌خواهد بکند عیب ندارد یک یک مورد دیگه‌ هم بود که حضرت فرمود در سجده دعا کن. خواندیم.

سوال:؟؟؟؟

جواب: هشتمی: الدعاء قبل الشروع فی الذکر بان یقول اللهم لک سجدت و بک آمنت.

سوال:؟؟؟

جواب: استاد: نه، رکعت اخیر تو روایات نیست. حالا الان متعارف شده است. بازم نگاه کنید ها، یک خورده بعید است که الان متعارف است در رکعت اخیر دعا می‌کنند، بعید نیست یک روایت مرسله‌ای چیزی باشد. همه را مرحوم آقای حکیم نیاورده.

سوال:؟؟

جواب: خب حالا مطلقات کافی است ها!!. دعای در نماز خوب هست، کافی است. دنبال این بودیم که مثلاً روایت خاصه‌ای باشد، معتبره‌ای باشد که در سجده غیر از تسبیح، تعظیم خدا، صلوات، دعاها هم باشد در آن. خب بگذریم.

سوال:؟؟؟؟

جواب: آره دیگه. ظاهراً دیدند جای مناسبی است دیگه. آخر نزدیک، آخر نماز است دیگه. باز هم نگاه کنید، شاید هم پیدا بشود ها!!، ولی در  ذهنم این نیست که مثلاً سجده آخر، سید هم یک جا گفت سجده آخر، یعنی آقای حکیم گفت سجده آخر وجهی ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: صلوات مخصوص است. باز اون صلوات مخصوص است.

سوال:؟؟؟

جواب: همین دعاهایی که می‌کنیم یا کریم، یا لطیف، نمی‌دانم، ارزق عیالی، اینها بعید نیست تو بعضی روایات پیدا بشود اینها. همه را در فقه نیاوردند نگاهش بکنید خوب است.

ارغام انف

خب این سی و یک تا مستحبی که، یک کلمه‌ای هم اونجا از سابق باقی مونده بود که ارغام انف، ظاهراً ارغام انف همان سر بینی را گذاشتن است. نه حالا عیبی ندارد یک جوری باشد همه رو هم بگذارد، روایت می‌گیرد. ولی اونی که متعارف است، ارغام انف مال همین سر بینی است که می‌گذارند بر ما یصح السجود علیه. مقصود از ارغام انف همین که متعارف هم هست. اون یکی یک خورده سخت هم هست. ولو در بعضی روایات هم داشت امام علیه الصلاة و السلام اونجا را هم می‌تراشیدند بس که سجده کردن راجع به امام سجاد علیه السلام. ولی متعارف اون ارغام همان سر بینی است که روی ما یصح السجود علیه قرار بگیرد. اون هم یک داستانی داشت. بعضیها گیر کرده بودند ولی در ذهنم  این است که حاج آقا رضای همدانی گفتند نه همون متعارف. این را آقای حکیم به نظرم بحث اون‌جوری نکرده.

سوال:؟؟؟

جواب: اونم بعید است اون‌جور بودند، اون هم بعید است. البته ممکن است اون زمان ها که موزاییک و اینها که نبوده، در خانه‌ها که یک جایی برای نماز داشتند، ممکن است هم هست جای بینی مقداری گود بوده، وقتی بینیشان را می‌گذاشتند، اینجای بینی روی خاک قرار. مسائل سجده:

مساله اول: یکره الاقعاء فی الجلوس

خب بعدش مرحوم سید وارد مسائل شده. مسئله یک: یکره الاقعاء فی الجلوس. یک بحثی است ظاهراً صاحب جواهر، حاج آقا رضا اینها هم باید تطویل کرده باشند که آقای حکیم اینقدر تطویل کرده. اقعاء فی الجلوس بین السجدتین بل بعدهما ایضاً. اقعاء مکروه است.

من فرصت، یعنی نمی‌دانم چطور شد که جواهر باید مفصل بحث کرده باشد که اینقدر آقای حکیم آمده اینها را تطویل کرده. جا داشت که مرحوم آقای خویی هم اینها را بحث بکند چون روایاتش، روایاتش مختلف است. جای بحث داشت. حالا شاید ایشون بحث نکرده چون کسی نگفته مثلاً غیر از کراهت را کس دیگه‌ای نگفته. آقای خویی گفت اونهایی که شبهه الزام دارد، بعضی الزام گفتند، اونها رو بحث می‌کنیم.

یکره الاقعاء فی الجلوس، در جلوس مکروه است اقعاء بین السجدتین، بلکه بعد از سجدتین ایضاً. و هو، اقعاء چیست؟ ان یعتمد بصدور قدمیه علی الارض و یجلس علی عقبیه. بین السجدتین اقعاء، وقتی که بلند می‌شود زانویش را نخواباند رو زمین. زانویش بلند بکند، ان یعتمد بصدور قدمیه علی الارض، قدمش بر ارض باشد، نه همه، همین قدمش بر ارض باشد و یجلس علی عقبیه.

سوال:؟؟؟

استاد: بهترش همون مثال روایت مثل کلب مثلاً بنشیند.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا دست، دست باز خودش یک داستانی دارد که آیا دستم، اون هم محل بحث است. آقای سید این مقدارش را گفته: ان یعتمد بصدور قدمیه علی الارض و یجلس علی عقبیه کما فسره بالفقهاء. بل بالمعنی الآخر هم میگوید مکروه است.

المنصوب الی اللغویین ایضاً. و هو ان یجلس علی الیتیه بر الیتیش بنشیند و ینصب ساقیه، ساقش را در حال نصب قرار بدهد و یتناسد الی ظهره. به ظهرش تکیه بدهد. یعنی اون سنگینیش را رو پشتش قرار بده.

سوال:؟؟؟

جواب: باز نداره این هم

سوال:؟؟؟

جواب: دو جور است نشستن دیگه. یک جور نشستن صاف که تکیه به ظهرش میدهد، یک کمی نه این‌جوری که به الیتیش مثلاً اعتماد می‌کند. میگوید یک جوری بنشیند.

خب حالا این با اونی که فقها گفته‌اند، ببینیم چه فرق دارد. اصل مسئله را بحث بکنیم تا ببینیم که از روایات کدام یکی از این دو تا، اصلاً این دو تا با هم فرق دارند یا ندارند. و مستفاد از روایات چیست؟ روایات خیلی زیاد دارد که مرحوم آقای حکیم هم اون روایات را آورده. بعضی از اون روایات ظاهرش نهی است. روایت اولی را که آورده، عرضم به خدمت شما، میگوید که: و لا تقع، روایت معاویة بن عمار، ابن مسلم، حلبی، بله، یک، صد و هجده کیفیت صلات. و لا تقع بین السجدتین کاقعاء الکلب. فی مرسل حریز عن رجل عن ابی جعفر علیه الصلاة و السلام فی حدیث قال لا تلسق، فلا تحتفر و لا تقع علی قدمیک و لا تفترش ذراعیک. ظاهر بعضی روایات نهی است که اصلاً جایز نیست. چند تا روایت را مرحوم آقای حکیم آورده. روایت اولیش موثقه ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه الصلاة و السلام: لا تقع بین السجدتین. اقعاء بین سجدتین نداشته باش.

اینکه سید گفته بین السجدتین بلکه بل تعدی کرده، چون خیلی از روایات بین السجدتین است. بعضی از روایات هم اطلاق دارند. قدر مسلمش اقعاء بین سجدتین منهی عنه است. خب این ظاهر نهی این است که جایز نیست. منتها از این ظاهر رفع ید کرده مرحوم آقای حکیم به روایات کثیره‌ای که در اون روایات کثیره اجازه داده اقعاء را. آورده روایت عمرو بن جمیع است: قال ابو عبدالله علیه الصلاة و السلام: لا بأس بالاقعاء فی الصلاة بین السجدتین. همان که نهی می‌کرد از اقعاء بین صلات، بین سجدتین، همان موضوع را روایت میگوید که لا بأس. و بین الرکعة الاولی و الثانیة و بین الرکعة الثالثة و الرابعة. و اذا اجلسک الامام فی موضع یجب ان تقوم فیه تتجافی، تجافی داشته باش، و لا یجوز الاقعاء فی موضع التشهدین الا من علة لان المقعی لیس بجالس. مُقعی جالس نیست. انما جلس بعضه علی بعض. حالا اقعاء چیست؟ و الاقعاء ان یضع الرجل الییه علی عقبیه.

حالا این معلوم نیست حالا جزء روایت باشد، ممکن هم هست راوی اضافه کرده باشد. بعید است کلام امام علیه الصلاة و السلام باشد. ولی یکی از جاهایی که اقعاء را معنا کرده همین روایت است که اقعاء چی هست، ملاحظه کنید تتمه دارد کلام.