درس خارج فقه جلسه 96 تاریخ:19/11/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمان الرحیم.
وجوب صلوات در تشهد
بررسی صحیحه محمد بن مسلم
بحث در این بود که صحیحه محمد بن مسلم دلالت دارد بر اون اضافه. دیراز صحیحه محمد بن مسلم را خواندیم صحیحه محمد بن مسلم در کجا بود؟ یک بار دیگه تکرارش بکنیم. صحیحه محمد بن مسلم. دویست و هشتاد و چهار قلت لابی عبدالله علیه الصلاة و السلام التشهد فی الصلوات؟ قال مرتین قال قلت کیف مرتین؟ قال اذا اسدریت جالساً فقل در اینجا اون لا شریک له هست، اون ادامه صلوات هم هست.
عمده دلیل مرحوم آقای خویی بر اینکه اون اضافه را باید بگوید، همین صحیحه محمد بن مسلم است که ما هم گفتیم بعید نیست صحیحه محمد بن مسلم واجبات را دارد بیان میکند قرینه ذیلش ما اضافه کردیم گفتیم به قرینه ذیلش که مستحبات را آمد گفت، بعضی از مستحبات را گفت، ظاهرش این است، ظاهر واضحش این است که واجب است در تشهد همین است که بیان کردند.
کلام مرحوم اقای بروجردی و بررسی آن
مرحوم آقای بروجردی در این صحیحه محمد بن مسلم اشکال کرده که کتابش را آوردیم ببینید شما چی میفهمید مرحوم آقای بروجردی فرموده که این صحیحه محمد بن مسلم اضطراب دارد و دلالت بر مطلوب ندارد. بله پیدایش بکنم در چند بود؟ اشکالی که میکند این است که بله روایت محمد بن مسلم بود روایت ایشان در شمارهگذاری خودش پنجمی آورده روایت پنجمی که ایشان آورده، همین روایت محمد بن مسلم است. میگوید که این روایت محمد بن مسلم مضطرب است لم تکن الروایة خالیة عن الاضطراب تعجبم نمیدانم چطور شده مرحوم آقای براجردی ذهن عرفی داشته نسبتاً ولی به روایت محمد بن مسلم که رسیده، گفته اضطراب دارد چرا اضطراب دارد؟ میگوید سؤال اولش اصلاً معلوم نیست از چی سؤال میکند محمد بن مسلم سؤال کرد عن التشهد فی الصلوات تشهد فی الصلوات خب چی حالا؟ روشن نیست که عن تشهد فی الصلوات چیست؟ جمله ناقص است سؤال کرد محمد بن مسلم عن التشهد فی الصلوات این میگوید مراد معلوم نیست آیا سؤال کرده از وجوب تشهد؟ التشهد فی الصلوات یعنی آیا واجب است یا نه؟ یا سؤال کرده از کیفیتش؟ سئلت عن التشهد فی الصلوات از کیفیت سؤال کرده که مثلاً یکی هستند، دو تا هستند؟ از وحدت، از کیفیت سؤال کرده که مثلاً چه جوری است؟ این لا شریک له را دارد؟ ندارد؟ یا سؤال کرده یکی هستند، دو تا هستند؟ گفته این سؤالش واضح نیست بعد که حضرت جواب داده ما فهمیدیم که میخواهد بگوید که این تشهد فی الصلوات چیست سؤال کرده از تشهد فی الصلوات که کدام است این تشهد فی الصلوات؟ بعد از اینکه امام فرمود تشهد فی الصلوات عبارت است از این دو تا شهادت، اون وقت ما سؤال محمد بن مسلم را فهمیدیم از چه سؤال کرده. این یک مشکله.
بعد هم که حضرت فرموده که شهادتان، میگوید این شهادتان هم معلوم نیست این شهادتان که میگوید این تشهد واجب، حضرت اینجور فرمود روایت محمد بن... بله اینجور فرمود: قلت لابی عبدالله علیه الصلاة و السلام التشهد فی الصلوات؟ قال مرتین خب این باز قال مرتین هم میگوید که دو بار بگوید میگوید روشن نیست مرتین بگوید یعنی یک بار در رکعت دوم، یک بار در رکعت چهارم بیشتر به این متمایل است که این مرتین مراد چی باشد؟ یعنی یکون التشهد الواجب مرتین و لیس المراد من المرتین الشهادتین متمایل است که این مرتین یعنی دو بار، یکی در رکعت دوم، یکی در رکعت چهارم پس حضرت، او سؤال کرد التشهد فی الصلوات که مجمل بود قال مرتین، دو بار یعنی یکی رکعت دوم، یکی رکعت چهارم یا سوم قال قلت کیف مرتین؟ حالا اون مرتین چه جوری است؟ اون مرتین یعنی هر بارش چه جوری است؟ مرتین اجاب ثم بعد اجاب به ان التشهد مرتین قال السائل کیف مرتین؟ اون مرتین چه جوری است؟ حضرت جواب داد که کیفیتش این است اذا استویت جالساً فقل اشهد ان لا اله الا الله تا آخرش ثم تنصرف. این ثم تنصرف را اینجور معنا کرده، ثم تنصرف نه که مرتین، یک مرتبهش را بیان کرده بعد گفته ثم تنصرف یعنی منصرف شو بلند شو ادامه بده به نماز. کیفیت تشهد دوم را حضرت دومی را بیان کرده از این تنصرف معلوم میشود دومی را باز بیان کرده، آخری را بیان نکرده اینجور ثم تنصرف یکون به حسب ظاهر یعنی تخرج من الصلاة. بله ثم انه بعد کل ذلک قوله علیه السلام ثم تنصرف بله اونجا اینجور معنا کرد باز میگوید این هم یک گیر دیگهای است در روایت دیگه! ظاهر تنصرف یعنی بیرون شو از نماز در حالی که باز اون تنصرف را احتمال بود که مثلاً تنصرف یعنی بلند شو ادامه بده دیگه این هم گیر دارد تنصرف هم یک نوع اجمالی دارد. آخرش گفته فالروایة لا تخلو عن اضطراب روایت، همین روایتی که دلیل مهم کسانی است که میگویند در شهادتین لا شریک له و اون صلوات به همان نحوه لازم است، ایشان میگوید روایت اضطراب دارد و این روایت را به خاطر اضطرابش میگوید که دلالت بر مطلوب ندارد.
و لکن در ذهن ما این است که این چه اضطرابی دارد این روایت نفهمیدیم! بر فرض که اول سؤال ابهام دارد سؤال کرده عن التشهد فی الصلوات این ابهام دارد خب بعدش که حضرت جواب داد ابهامش مرتفع شد که اضطراب موجب اضطراب نمیشود که سؤال، اولاً که ما میگوییم ابهام ندارد. مجلس یک جوری بوده که معلوم بوده که سئلت عن التشهد، این عبارت التشهد فی الصلوات معلوم بوده قرائن بوده اصلاً نبوده، قرائن اون وقت بوده، معلوم بوده بعد هم به ما نرسیده ولی خب امام وقتی معنا کرد، خودتون هم اعتراف دارید دیگه از تفسیر امام معلوم شد که این سؤال راجع به چیست. خب مشکل ندارد.
سوال: راوی در روایت امانتداری نکرده!
جواب: نه عیب ندارد ولی ولی باز ما فهمیدیم از جواب امام در جواب امام یک سری قرائنی داشته باز هم راوی نیاورده نه دیگه نه اونها را ایشان نمیگوید نه اینکه سؤال ابهام دارد.
سلمنا ابهام دارد خب با جواب امام از ابهام خارج شد، چه مشکلی دارد؟ این یک، این مشکل اولش که میگوید سؤال ابهام دارد، میگوییم درست است سلمنا سؤال ابهام دارد ولی با جواب امام از ابهام خارج شد پس این که مشکلی ندارد. میرسیم عرضم به خدمت شما اون دومی، مرتین شما گفتید مرتین، قال قلت کیف، حضرت جواب داد تشهد مرتین است قال قلت کیف مرتین؟ چطور مرتین است؟ بابا خود حضرت قال، ظاهر اذا استویت جالساً فقل اشهد، بعد گفت و اشهد، ظاهرش این است که همان مرتین را میخواهد معنا بکند دیگه تشهد مرتین است قال قلت کیف مرتین؟ این مرتین چه جوری است؟ قال، قال شهادتین ظاهرش این است که میخواهد اون مرتینی را که بیان کرده همین شهادتین تطبیق کند بر شهادتین.
حضرت فرض نکرده نماز چهار رکعتی که ایشان آمده گیر کرده و گفته که این مال رکعت اول است نه طبیعیش هم همین است اسئلة معمولاً به اقل نمازها انصراف دارد. نمیدانم چطور، هر چی فکر میکنم این فقیه بزرگی بوده، چرا گیر داده به این روایت نمیفهمیم! سؤال اول اجمال دارد خب عیب ندارد با جواب حضرت اجمال رفع شد سؤال دوم مرتین گفته که این مرتین یعنی تشهد اول و تشهد دوم میگوییم نه بابا کجا میگویید؟ طبیعیش این است که همین معمول سؤالها که در روایات آمده همینجوراست. معمول، از همان صرف الوجود است. قلت کیف مرتین؟ مرتین را برای من بگو بابا وقتی خودش میگوید مرتین را بگو، قال اذا استویت جالساً فقل اشهد و اشهد ظاهرش این است مرتین را دارد معنا میکند نه که در هر مرتبهای. فرض نماز سه رکعتی نکرده، فرض نماز چهار رکعتی نکرده. در ذهن این است که اون مرتین همین دو تا است نه اینکه رکعت دوم و رکعت چهارم.
کما اینکه ظاهر ثم تنصرف این میتواند از روایات دیگه هم پیدا کند در ذهنم هم هست ثم تنصرف یعنی نماز را تمام کن این هم شاهد است بر این است که نماز دو رکعتی فرض کرده. نه که ثم تنصرف باز یعنی منصرف بشو از این، منصرف بشو بلند شو ادامه بده بابا اینا خلاف ظاهر روایات است ثم تنصرف یعنی تمام کن نماز را. فرض امام در این روایت نماز دو رکعتی است ولو سؤال اول اجمال دارد با جواب امام از اون اجمال خارج میشود و این روایت دلالتش بر اینکه اینها تعین دارد در تشهد، یک تشهد را بیان میکند و تشهد، وقتی یک تشهد این بود، تشهد دوم هم همین است اون واضح است.
سوال: تشهد در نماز دو رکعتی چند تا تشهد است؟
جواب: یک تشهد است. بابا مرتین را معنا کرد گفت مرتین یعنی بگو اشهد و اشهد این مرتین مرتین است. بابا خودش بیان کرد اون آقا گفت بابا سئلت، قلت از اولش، قلت لابی، یک تشهد را دارد بیان میکند قلت لابی عبدالله التشهد فی الصلوات؟ قال مرتین بابا در همه نمازها که دو بار تشهد نیست که نماز صبح، فی الصلوات میگوید. نمیگوید در خصوص نماز مغرب و عشا. نه. این مرتین اطلاق دارد مرتین مقصود دو تا تشهد نیست مرتین.
خصوصاً قال کیف، اون مرتین را به من توضیح بده توضیح داد اشهد ان لا، اشهد، توضیح داده شده بعد هم فرمود ثم تنصرف بابا آخرش هم دارد ثم تنصرف، تنصرف نه اینکه باز بلند شو ادامه بده اینها همه خلاف ظاهر است این فرمایشات به مرحوم آقای براجردی نمیخورد. اینطور ثم تنصرف یعنی به سلام معنایش این است انصراف از نماز به سلام نه این روایت دلالتش تمام است این شبهاتی که مرحوم آقای بروجردی القا کرده، روایت را مضطرب نمیکند.
ما قبل از اینکه این شبهات را دیده باشیم، میدیدیم نه صاف است. این گیری ندارد این روایت نمیدانم هنوز هم نمیفهمم چرا ایشان آمده اینقدر گیر میدهد به این روایت واضح نیست. فرمایش مرحوم آقای خویی که فرموده صحیحه محمد بن مسلم دلالتش تمام است، ما اضافه کردیم خصوصاً اون ذیلش هم که دارد، ظاهر اون ذیل این است که اونی را که من گفتم، واجب همان است. اون ذیل را مستحبات را حضرت جدا میکند از این واجبات، اینکه جدا میکند اونها را از اینها به ذهن میزند که اینها واجبات هستند. اولاً ظاهر کلام واجبات است ظهورش که واجب را دارد بیان میکند اینکه میآید دوباره در ذیلش اون بقیه را از آن جدا میکند، اون هم عرضم به خدمت شما شاهد بر این است که واجب همینی است که در این صحیحه محمد بن مسلم گفته شده چی فرمودید؟
سوال:؟؟؟
جواب: وقتی میگوید اضطراب دارد یعنی دیگه حجیت ندارد. نمیفهمیم، ایشان ادعایش این است میگوید روایت نمیفهمیم چی میگوید مثلاً لا شریک له.
خب این فرمایش مرحوم آقای براجردی راجع به صحیحه محمد بن مسلم ناتمام است.
بررسی مشکله روایت ابی بصیر
مرحوم آقای خویی تأیید کرده این روایت را به بعضی روایات دیگر. قبل از اینکه اون تأیید را بیاوریم، در این روایت در روایت ابی بصیر یک مشکلهای هست مثل اینکه مرحوم آقای خویی بعداً به ایشان گفتند یا خودش متوجه شده اون آخر اون مشکله را در یک تنبیه آورده در روایت ابی بصیر یکی از استشهادات مرحوم آقای خویی هم به روایت ابی بصیر است دیگه در روایت ابی بصیر یک مشکلهای است و اون مشکله این است. در اون روایت ابی بصیر شهادت اول را، کجا بود؟ بله روایت ابی بصیر کتاب نیاوردم اینجا کجا نقل کرده بود آقای خویی؟ حالا روایت ابی بصیر اولش که شروع میکند نسبت به وحدانیت خدا اشهد را میاورد، اون راجع به رسالت اشهد را نمیاورد و انّ میاورد . شاگرد؟؟؟ دویست و نود و یک. خب حالا آورده این جمله را یا نه؟ حالا مهم نیست در روایت ابی بصیر که یکی از مؤیدات بود، روایت ابی بصیر هم همین لا شریک له هستش ها! یکی از مویدات بود، یک مشکلهای دارد. مما یؤید این مفاد صحیحه محمد بن مسلم را مما یؤید موثقه ابی بصیر است. منتها در موثقه ابی بصیر یک مشکلهای هست و اون این است که از اولش که حضرت شروع میکند، اشهد ان لا اله الا الله را میاورد، بعد دوباره میگوید و انّ، اشهد را دیگه تکرار نمیکند این مشکله را چطور حل کنیم؟
حلش به این است که در روایات طویله در ذهن ما این است اون زمانها ضبط صوت نبوده که اینها را ضبط بکنند حفظ میکردند یا مینوشتند وقتی که روایت طویله میشود، گفتار طولانی میشود، به طور طبیعی یک سقطهایی رخ میدهد. شاهدش همین روایت معراج را نگاه کنید روایت معراج میبینید که با سندهای مختلفی که نقل کردند خیلی با هم اختلاف دارند.
سوال؟؟؟
جواب: ظاهرش این است یک معراج بوده منتها خیلی بعید است یک روایت است میبینید کلینی که نقل میکند با یک اضافاتی نقل میکند، صدوق نقل، با اینکه اجلای روایت کردند ها!، اساطین روایت کردند، فضلا، روایت فضلا، باز میبینی که تازه روایت فضلا است، چند تا سند عالی دارد، باز میبینی که اختلاف دارند در نقلش، اختلاف دارند. همان روایت را همان داستان معراج را امام کاظم علیه الصلاة و السلام نقل میکند، باز همان روایت امام کاظم علیه الصلاة و السلام باز اختلاف دارند.
یک چیز طبیعی است این اختلاف. اینکه ابی بصیر از یادش رفته گفته باشد حضرت بگو اشهد، دوباره و اشهد، اون اشهد را، خصوصاً که اینها شبیه هم هستند، جا دارد که یادش رفته اشهد را دوباره تکرارش بکند این است که بابا شهادتان میگوید شهادتان باید دو شهادت باشد.
سوال؟؟؟
جواب: میگویم یک کمی اجازه بدهید نه واو عطف را دو شهادت نمیکنند یک شهادت به دو چیز بابا یک شهادت به دو چیز . نه یک دو تا شهادت نمیشود. دو تا شهادت شهادت دادم، یک شهادت مرکبی است. خصوصاً که در همین روایت ابی بصیر ادامهش که صحبت میکند اشهد را تکرار میکند.
یا میگوییم این روایت موثقه ابی بصیر یا میگوییم این چون که در تکرارش آمده دوباره اشهد را تکرار کرده، مهم این است که دو تا شهادت گفته بشود ما میگوییم اون اولیهایش مأمور به نباشد، اون وسطیهایش مأمور به باشد. یا میگوییم که موثقه ابی بصیر هم دو تا اشهد دارد درست است اولش یکی را آورده ولی چون در اثنا دو تا اشهد میاورد، مهم این است ما دو تا اشهد بگوییم حالا اول یا وسط یا آخر فرق نمیکند یا از این باب توجیهش میکنیم یا میگوییم که نه این یک سقطی دارد اون اشهد که گفته همانطور که در همان روایات کبیره، این هم یک کبیره است ها!، این هم خیلی. روایات کبیره معمولاً، معمولاً روایات کبیره، یک مشکلهای است اینها. روایات کبیره را در فقه پیدا بکنید، معمولاً روایات کبیره را که ثقات نقل کردند، میبینی نقل کلینی با نقل شیخ فرق میکند، نقل شیخ با نقل صدوق فرق میکند یک چیز طبیعی است. اون زمان بابا ضبط صوت نبوده، اینطور، حتی مینوشتند هم از قلم میافتاد. اونهایی که اهل نوشتن هستند حس میکنند این را.
سوال:؟؟
جواب: اون یک بحث دیگه حالا جاهایی که مشکل نداریم، دو، یک حدیث دو خطی است، مشکل نداریم الان این صحیحه محمد بن مسلم مشکل ندارد هیچ نقلی، اختلاف نسخهای در کار نیست. نه. مرتین را گفته محمد بن مسلم، حضرت جواب داده، دوباره جواب داده، بعد جدا کرده واجب را از مستحبات به نظرم یک روایت شسته و رفتهای است. اینکه یک اشهد در روایت ابی بصیر نیامده، اون مضر به این اینکه آمده نیست .
ما اگر ظهور این را در تعین قبول کنیم، ظاهرش این است، اون مستحبات را جدا کرده از اصل تشهد واجب سؤال کرده، در ذهن ما این است که این صحیحه محمد بن مسلم روایت خیلی خوبی است و اون روایت ابی بصیر مشکلساز نیست.
بررسی موید روایت صحیحه محمد بن مسلم
بلکه مؤید دارد این روایت صحیحه محمد بن مسلم، مؤیدش روایات دیگری است که در باب است که قبلاً این روایات را خواندیم روایات دیگری که در باب است، عرضم به خدمت شما...
سوال:؟؟؟
جواب: مثل اینکه میگویند قدیمیها نداشتند. در ذهنم این است میگوید. اون عندنا چه جور است قدیمیها مثل اینکه خالی بوده از این اشهد حالا اون هم باز هستها ممکن هم هست افتاده از قلم ولی مثل اینکه نسخ قدیمه این اشهد دوم را ندارد. حالا ما روی ندارد صحبت میکنیم ولی اگر هم همین، یک شبهه ای است دیگه ثالثاً هم میگوییم شبهه دارد در بعضی از نسخ که صاحب، بله بعضی نقل کردند، اشهد دوم هم وجود دارد. همین برای مانعیت همین احتمالات کافی است برای رفع مانعیت همین احتمالات کافی است.
خب بعدش ادامه کلام مرحوم آقای خویی فرمود که بله و تؤیدها موثقة سماعة، موثقه سماعه هم مؤید همین صحیحه محمد بن مسلم است. بله ببخشید قبلش روایت احول گفته که روایت احول هم که فقط گیرش روایت احول از نظر آقای خویی میگوید لابد من تقییدها بهذه الصحیحة به خاطر ضعف سند بود که ما گفتیم احول لا بأس به ولی دلالتش را میگوید قبول داریم ولو روایت احول مقرون به مستحبات هم بود. این مبنای آقای خویی است میگوید وحدت سیاق نه قرینه، نه ما یصلح للقرینیة. مرحوم آقای خویی وحدت سیاق را یک جاهایی باز قبول کرده ها! به عنوان مؤید ولی غالب موارد میگوید وحدت سیاق مانع از ظهور امر در وجوب نمیشود.
خب روایت احول را قبلاً خواندیم ما گفتیم سندش برخلاف ایشان تمام است ولکن دلالتش گیر دارد ما دلالت امر را بر وجوب خیلی دلالت محکمی نمیدانیم. دومیش...
سوال:؟؟؟
جواب: حالا امر یا جمله خبری است خیلی فرق نمیکند.
و اما روایت دوم که مؤید صحیحه محمد بن مسلم است، موثقه سماعه است قال سئلته عن رجل کان یصلی فخرج الامام و قد صلی الرجل رکعة من صلاة فریضة داشته مسجد نماز میخوند بعد امامشان آمد و این هم یک رکعت را خوانده بود و قد صلی الرجل رکعة من صلاة فریضة قال ان کان امام عدلاً، امام عدل به معنای همان یعنی شیعه باشد. ان کان امام عدلاً فلیصل اخری و ینصرف و یجعلهما تطوعا که فتوا هم همین است دیگه این را تبدیلش میکند به مستحب، تند تند بخواند، تمامش کند به نماز خود را برسانند و یجعلهما تطوعا و لیدخل مع الامام فی صلاته کما هو. و اما و ان لم یکن امام عدل فلیبن علی صلاته ادامه بدهد فلیبن علی صلاته کما هو و یصلی رکعة اخری یک رکعت دیگهای هم، یک رکعت خونده بود دیگه یک رکعت دیگه هم اضافه کنه خب و یجلس قدر ما یقول، بنشیند قدر ما یقول، ببین الان این جایی بوده که خیلی ضروری بوده که سرعت به خرج بدهد، زودتر. باب، باب تقیه است دیگه مع ذلک میفرماید و یجلس قدر ما یقول اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له تا آخرش ثم یتم صلاته معه قدر ما استطاع. میگوید اینها را هم بگوید ولی شکل و شباهت اونها عمل بکند، تقیه کند به هر مقدار که میتواند تقیه کند. ثم یتم صلاته معه قدر ما استطاع فان التقیة واسعة .
خب این روایت هم تشهد را همینطور معنا کرد اشهد ان لا اله الا الله، موثقه سماعه است اضمار هم که معلوم است سماعه اونقدر مضمرات دارد عدهای از روات مضمراتشان لا بأس بها. اینها در حقیقت اولش مضمره نبودن ها! اینها به ذهن میزند اینها کتاب داشتند، اینها اصل داشتند منتها روایت طویله بوده، مثل کلینی، شیخ طوسی وقتی ابواببندی دیگه عنه میآوردند. اسم امام را نمیآوردند شاید بشود مثلاً پیدا کرد که این روایت تتمه کدام روایت است اون روایت اولش امامش نقل شده میشود بعضی اینها را پیدا کرد مهم نیست، اضمار در حق سماعه مضر نیست، پس از جهت مضمره بودن مشکلی نداریم.
اشکال دلالی مرحوم اقای خویی به موید و بررسی آن
مرحوم آقای خویی فقط از نظر دلالت گیر دارد که ما در ذهنمان این است که نه این، مرحوم آقای خویی میگوید در این روایت در صدد بیان تشهد که نیست در صدد بیان تشهد نیست در صدد این است که راهی نشان بدهد که اگر این امام از ما نبود، تو چکار بکن. چون در مقام بیان نیست، ما نمیتوانیم بگوییم که این روایت دلالت دارد. عبارتش را بخوانم چه میگوید آقای خویی؟ ما که نمیفهمیم فرموده که بله و انما ذکرناه بعنوان تأیید لامکان الخدش فی الدلالة من جهة کونها مسوقة لبیان حکم آخر و هو التفرقة بین امام عادل و غیر عادل دلالت این تمام است.
مورد از موردی است که مطلوب اختصار است هر چی کمتر بهتر چون میخواهد بلند بشود به شکل اونها ادامه بدهد دیگه میخواهد مراعات تقیه بکند باب، باب تقیه است میخواهد مراعات تقیه بکند مع ذلک حضرت فرموده که و یجلس قدر ما یقول اشهد ان لا اله الا الله وحده. اگر اینها جزء نبود، انسب این بود که حضرت اینها را حذف بکند چون میخواهد تقیه بکند اونها همینجور هم هستها اونهایی که مبتلا شدند بهتر میفهمند. زودتر بلند شود با اونها همراهی کند که اونها نفهمند.
سوال:؟؟؟
جواب: نه، کمتر است بگو لا اله الا الله، بشین، بابا بگو لا اله الا الله و اشهد ان، اشهد ان لا اله الا الله.
سوال:؟؟؟
جواب: نه متعارف اگر تقیک اساسی باشد راست میگویید ولی غیر متعارف که تقطیع دارد. بابا اینجاها هر چی بهتر، ما هم خودمان همینطور صحبت میکنیم با افراد که میخواهند تقیه کنند، میگوییم مثلاً همان واجب، یک همین یک کلمه را بگو بلند شو.
به هر حال به ذهن میزند در مقام تقیه حضرت باز هم فرموده بگو اینجور بگو، به ذهن میزند که مقام مقام تقیه است باز هم میگوید اینطور بگو، معلوم میشود واجب همین است.
ما دلالت این روایت را تمام میدانیم روایت هم که موثقه سماعه است مرحوم آقای خویی میفرماید من جمیع ما ذکرنا تعرف ان تعین الکیفیة المشهورة فی التشهد لو لم یکن اقوی فلا ریب انه احوط.
فقط گیری که هست، گیر عمدهای که این فتوا و این چی دارد، همان روایت معراج است که ما روایت معراج را هم گفتیم نه اون هم دو تا جواب ما راجع به روایت معراج داریم یکی در روایت معراج کیفیت تشهد بیان نشده و یکی هم به اون سندهای غیر معتبر هم اگر بیان شده، این دلیل نمیشود که ما به این باور نرسیدیم که هر چه در معراج گفته شده، اصل این است که در اینجا هم همانطور باشد ما به این چی نرسیدیم ، نه، ممکن است، اونها در معراج یک حالت خاصهای بوده، یک خصوصیاتی بوده اصلاً در معراج، در ذهنم این است که یک روایت آل هم ندارد فقل اشهد ان لا اله الا الله، فقط شهادت به وحدانیت و شهادت به رسالت است. ما نمیتوانیم روایت معراج، حق است ولی در جاهایی که گیر دارد، روایات مخالف دارد، ما روایات مخالف را بر روایت معراج میگوییم مقدم است. این وظیفه زمین را اینها بیان میکنند اون مال آسمان بوده چه میدانیم چی بوده! ملاحظه کنید.