درس خارج فقه جلسه 25 تاریخ:19/7/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
خلاصه بحث مقدار سجده گاه
بحث در مقدار تمام شد. حاصل بحث این شد که ما یسمی کافی است. حالا به اندازه درهم باشد یا طرف انمله باشد. عمده گفتیم صحیحه زراره است. مویدش هم اطلاقات و اضافه کردیم روایات سواک را. روایات سواک و عود که حضرت فرمود اشکال ندارد یکی از مصادیث سجده، سجده اون طرف که صاف است و به دندان ها میکشی همان را به این جا بچسبان.
سوال:؟؟
جواب: طرف انمله دیگه. اونجایش که مقداری پهن تر میشود.
سوال:؟؟
جواب: نمیخواهد فشار بدهد مریض است میخواهد بچسباند. یا عود گفته. بابا عود گفته نگفته عرضی طولی چطور بگذارد اطلاق دارد. متعارفش در سواک همین است مریض میخواهد بر سواک سجده کند بیاورد بالا ها! نه سرش را ببرد پایین. همان طرف صافش. این چون کشیده صاف شده میپچسباند. همان جایی که به دندانش میکشیده حالا به پیشانی بکشد!
روایات سواک را هم ضمیمه کردیم. فتوای مشهور را هم ضمیمه کردیم. بعضی ها روایاتی که حفره دارد در آن دملی دارد و حضرت فرمود یک حفره ای ایجاد کند و دملش برود در آن.... میرسیم که اون روایات ضعیف السند اولا و ثانیا وقتی در گودی میگذارند اطرافش بعید نیست به اندازه یک درهم بشود. از این حیث آنها در مقام بیان نیست.
صحیحه زراره به ضم اطلاقات و به ضم روایات سواک و به ضم فتوای مشهور، اون وقت به خاطر همین ها ما از روایت فقه الرضا روایت دعائم که گفته اقل ما یجزی که همین عبارت را هم مرحوم صدوق اورده از بابایش نقل کرده، ما اونها را میگوییم که گفته اقل ما یجزی درهم یعنی اجزای کامل. این اقل ما یجزی در بحثهای سابق هم بود که تسبیحات. میگفت اقل ما یجزی سه تا میگفتیم منافات ندارد با اون که میگوید یکی. حملش میکنیم اقل ما یجزی را حمل میکنیم دیگه کمترین فضیلتش مال این است. اون درهم فضیلت دارد. گذشته از این که فقه الرضا از نظر سندی مشکل دارد و هم چنین دعائم، ولی ما به این قرائن در دلالت انها تصرف میکنیم و انها را حمل میکنیم، دیگه کمترین فضیلت اینجا است دیگه.
سوال:؟؟؟
جواب: بله اون هم بعید. اون را گفتیم دیگه. به ذهن میزند هر چه بیشتر فضیلت بیشتری دارد. نه خصوص درهم افضل است از باب این که بیشتر. گفتیم مهر علمائی داشته باشید اون افضل مراتب است که در روایت برید هم بود.
افتراق یا اجتماع مقدار سجده گاه
این مرحله از بحث تمام شد. مرحوم سید فرموده و لا یعتبر کون المقدار المذکور مجتمعا. لازم نیست مجتمع باشد اون مقدار. حالا شما درهمی بشوید یا ما یسمی بشوید. تا اینجا ما هم همین طور میگوییم. بل یکفی و ان کان متفرقا مع الصدق. به شرطی که صدق بکند اون مقدار درهم. متفرق باشد اشکالی ندارد. خب اگر متفرق شد گاهی شما درهمی هستید. شبهه دارد که مثلا درهم چون متصل است متفرق را نگیرد. شبهه دارد. و لکن نه. اون هم گفته به مقدار درهم مردم این اجتماع را نمیفهمند. سر را بگذار به زمین به مقدار درهم میفهمند که یعنی پیشانی بیشتری روی زمین بگذار نه که مجتمع. مقدار درهم هم شرط بکنیم باز وجهی برای انصراف نیست. و اگر شرط نکردیم چه بهتر دیگه. اطلاقات میگوید که کافی است. مجتمع باشد یا متفرق باشد.
شبهه انصراف بنا بر درهم هست ولی قابل منع است. بنا بر عدم درهم شبهه اش هم نیست جای بحث ندارد. که مرحوم اقای خویی فرموده این را در بحث. اون سابق ما بد بیانش کردیم. در بحث دم مانع این اختلاف هست. دم مانع به اندازه درهم باشد. یکی به اندازه یک درهم باشد یا و لو مجتمعا هم باشد مانع است. اونجا هم به ذهن همین میرسد. همان زیادی و کمی ملاک است و اجتماع دخالت ندارد.
سوال:؟؟
جواب: پیشانی بالاخره رویش قرار میگیرد و وقتی قرار دادی بالا و پایینش به هم میخورد و مساوی میشود. اگر هم باشد اطلاقات میگوید اشکال ندارد.
کلام صاحب جواهر و مناقشه مرحوم خویی و بررسی آن
تا اینجا مشکلی ندارد. کلامی از صاحب جواهر است که مرحوم اقای خویی اورده است و اشکال کرده. صاحب جواهر فرموده که در این متفرق فرموده بنا بر این که، عبارتش این است: بل بعض نصوص الحصاة میرسیم روایاتی است که بر حصا سجده کردن را اجازه میدهد. و عدم وجوب التسویه. تسویه هم واجب نیست. دلیل بر این است ربما تشهد للاجتزاء که متفرق هم اشکال ندارد. بر حصا سجده میکنی و تسویه هم واجب نیست میشود متفرق. وقتی تسویه واجب نیست میشود متفرق. و میگوید اونها اطلاق دارد. حتی علی تقدیر اعتبار درهم ایضا. حتی در این تقدیر هم اطلاق دارند و میگوید متفرق هم باشند حالا به اندازه درهم متفرق باشند اشکال ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: میگوید بعض نصوص الحصاة و عدم وجب التسویه ...
خب مرحوم آقای خویی فرموده که این نصوصی را که صاحب جواهر گفته این نصوص را ما پیدا نکردیم. کجا است این نصوص؟ ما نصوص داریم که حضرت بر حصا سجده میکرده. روایت معتبره یونس بن یعقوب است وَ قَالَ يُونُسُ بْنُ يَعْقُوبَ رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يُسَوِّي الْحَصَى فِي مَوْضِعِ سُجُودِهِ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ. ندارد که واجب است تسویه یا واجب نیست.
اگر روایت میگفت که بر حصا سجده کن و تسویه واجب نیست این دلیل بر صاحب جواهر میشد. ولی در روایت نداریم که واجب نیست تسویه. شاید تسویه واجب بوده و حضرت تسویه میکرده پس متفرق نبوده. تسویه به هم میچسبانند صافش میکنند مثلا به هم میچسبانند. مرحوم اقای خویی به صاحب جواهر اشکال میکند که ما روایتی نداریم که تسویه را میگوید واجب نیست بر حصا سجده کن و تسویه واجب نیست تا دلیل صاحب جواهر بشود.
این اشکال بر صاحب جواهر. و لکن به ذهن میاید که صاحب جواهر نمیخواهد بگوید که روایات دلالت بر عدم وجوب تسویه دارد. این عین عبارت صاحب جواهر است که ما نگاه کردیم در همان ص 145. ایشان میگوید بل بعض نصوص الحصی و عدم وجوب تسویه. از خارج میگوید واجب نیست تسویه. دلیل بر این است که متفرق مجزی است. صاحب جواهر ادعا نمیکند که خود روایت دلالت دارد که تسویه واجب نیست. اولا. تا شما بگویید کدام روایت گفته.
ثانیا به ذهن میزند که از خود روایات هم به دست میاید که تسویه واجب نیست. همین روایت یونس بن یعقوب وَ قَالَ يُونُسُ بْنُ يَعْقُوبَ رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يُسَوِّي الْحَصَى فِي مَوْضِعِ سُجُودِهِ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ. معلوم میشود سجده اول را کرده حضرت تسویه نبوده صاف نبوده. احساس کردند یک ناصافی دارد بعد بین دو سجده تسویه کرده. بعید است که تسویه واجب بوده و حضرت در سجده اولی تسویه نکرده و بعدا...
سوال:؟؟؟
جواب: یک چیزهایی ضمیمه نکنید که در روایت نیست. یسوی الحصی ... ندارد که مقداری کند یا به سجده رفت.
سوال:؟؟
جواب: یسوی الحصی فی.... طبیعیش این است که ادم اول سجده میکند یک ناصافی میبیند و در سجده دوم صاف میکند.
سوال:؟؟؟
جواب: اذیت میشود ادم روی ریگهای نامیزان.
حالا مهم نیست. در هر حال. اشکال عمده این است. صاحب جواهر ادعا نکرده که از روایات استفاده میشود که تسویه واجب نیست. نه این را مفروغ عنه گرفته. میگوید روایات حصا به ضم این که تسویه واجب نیست قطعا، دلیل بر این است که متفرق اشکالی ندارد. بد حرفی نیست. ما میتوانیم. به نظرم مرحوم اقای حکیم هم به این روایات استشهاد کرده. چند روز قبل نگاه میکردم استشهاد میکرده که متفرق اشکالی ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: بله راست میگویید یادم امد. همان هم معلوم نیست. همان هم صاف نیست. تباعد اجزا یکی اینجا و یکی اونجا که دو تاشان روی هم قرار نمیگیرند!
سوال:؟؟؟
جواب: همان دیگه یک ادعا است دیگه. ائمه ما تسویه میکردند اما این که مثلا اگر جدا از هم باشند. جدا یک کم اضافه از معمول باشد، نشود، جبهه را بر زمین. گفت ایما سقط علی الارض. سقط علی الارض شدیم دیگه. یک مقداری این طرف جبهه و یک مقداری اون طرف جبهه.
مساله 2: بحث مباشرت جبهه با مَسجد
مساله دوم: یشترط مباشرة الجبهه، این بحث مهمی دارد، بحث فنی دارد دقیق است، لما یصح السجود علیه. باید بین جبهه و ما یصح السجود حائلی نباشد. این از مسلمات شیعه است. اگر حائل جایز باشد روی فرش هم جایز است. نه. این که باید جبهه شما تماس پیدا کند به ارض، خودش باید تماس پیدا کند جای بحث نیست. از منفردات شیعه است. از مختصات شیعه است که حاجب نباید باشد. باید جبهه به ارض تماس پیدا کند. روایات هم همین بود دیگه. بعضی روایات مس الارض داشت. بعضی روایات سقط علی الارض داشت جای بحث ندارد. یشترط مباشرة الجبهه لما یصح السجود علیه. فلو کان هناک مانع او حائل علیه او علیها. بر مسجد باشد، ما یصح، یا به جبهه باشد. روایت عمامه داشت دیگه که حضرت فرمود بایستی به مقداری که سجده میکند جبهه اش به زمین قرار بگیرد. روایت موهای زن. شعرش بلند است حضرت فرمود لا. این ضرورت فقه است ضرورت شیعه است بحث نداریم. فلو کان ... وجب رفعه.
سیاهی مهر و بحث مانعیت آن
بحث در این ریزه کاری ها است. خصوصیات است. اصلش جای بحث ندارد. حتی، همین هایی که محل ابتلا است. یک مهری دارد سیاه سیاه شده. میشود بر این مهر سجده کنیم یا نه؟ میگوید حتی مثل وسخ الذی علی التربه. وسخی که بر تربت است که اذا کان مستوعبا. یک وقت مهر بزرگ است و به مقدار ما یسمی وسخ ندارد بحث نداریم. اینها بحث صغروی است. این مهر ها سیاه میشود ایا این مانع حاجب حساب میشود؟ صدق نمیکند علی الارض؟ یک مرحله از سیاهی که خیلی کم است اون قطعا مانع نیست. اینها عرض همان تراب است. خاک است ولی کمی سیاه شده. خاک سیاه. اما اگر خیلی زیاد بود، وسخ خیلی زیاد است، به حیثی که این را میگوید رویش مثلا چربی گرفته، جرم گرفته، یا شک بکنیم، حالا شک هم بکنیم جرم گرفته یا نه، باید احراز بکنیم اصابه علی الارض را، کافی نیست.
مرحوم سید فرموده حتی مثل الوسخ اللذی علی الترتبه اذا کان مستوعبا لها بحیث لم یبق مقدار الدرهم منها و لو متفرقا لم یبق خالیا عن الوسخ. خیلی جاهایش وسواس گری است ها! بعضی به مجرد این که مقداری سیاه شده میگویند نمیشود سجده کرد. شک میکنند. نه. بعضیهایش وسواسی گری است. خیلی از جاها این مقدار سیاهی عرض حساب میشود. صدق میکند ما به خاک داریم سجده میکنیم.
سوال: استصحاب اصابه علی الارض جاری نمیشود؟
جواب: استصحاب! نفرمایید دیگه. استصحاب هم جای بحث دارد. قبلا ارض بوده الان ارض. فهذا اصابه. موضوع اصابه علی الارض است. این روی بعض مبانی خوب است. اصابه علی الارض لازم است.
سوال؟؟؟
جواب: تعلیقیش اثری ندارد.
مانعیت شعر مرأة
مرحوم سید فرموده و کذا بالنسبه الی شعر المرأه. میگوید وسخ یک مثال است. شعر مرأة هم یک حاجب است اون هم اگر به این نحو شد سجده اش باطل است. و کذا بالنسبه الی شعر المرأة الواقع علی جبهتها که در صحیحه علی بن جعفر بود فیجب رفعه بمقدار الواجب. نمیدانم مرحوم اقای خویی مثل این که همان وقت به ذهنش آمده گفته بهتر است بگوید شعر الرجل. چون اگر شعر المرأة رویش قرار گرفته این جهت عورت مشکل پیدا میکند ربطی به سجده ندارد موهایش امده بیرون. فورا گفته این در روایت هم بود.
این خودش یک داستانی بوده که شعر مرأة روی مهر باشد منافاتی با ستر ندارد. بعضی از زنها که میروند سجده چادرش را این جور میاندازند روی زمین و هیچ دیده نمیشود و ستر هم حاصل است. اونجا یک گیری هست که آیا در. بحث کردیم سابق.
سوال:؟؟
جواب: تاریکی و روشنی ندارد. شما اصلا بگو یک چادر خیلی ضخیمی. وقتی میرود سجده چادرش هم میاندازد روی زمین. وقتی که نماز میخواند اینجا بسته است. تا میرود سجده چادرش را میگذارد زمین موهایش میافتد روی مهر. مثال هم زیاد دارد. روایت هم گفت که موهای طویله است جای شبهه ندارد.
همین خوب است. و کذا بالنسبه... شعر رجل نادر است. چون شعر رجل اونهایی که بلند است به اون طرف. کم است که روی مهرش بیافتد. این زنها است که مهرشان پر از شعر میشود. خب این هم درست است.
بررسی وجوب ازاله تین و فتوای مرحوم سید
عرض کردم که گیر در این خصوصیات است. از اینجاش: بل الاحوط ازاله التین لاصق بالجبهه فی السجدة الاولی. گاهی میشود این طور یا عرق دارد پیشانیش و خیس است میگذارد روی مهر، مهر هم فرض کنید مهر جدید است یک لایه ای دارد وقتی سرش را بر میدارد این جایش یک گردالی از خاک و گِل است. گاهی میشود که یا خود اون خیس است مثلا. مهر گل آلود است مثلا. گلها چسبیده. حالا برای سجده دوم میخواهد بر گردد. آیا لازم است که این را ازاله کند یا نه؟
سید فرموده بل الاحوط ازاله التین لاصق بالجبهه فی السجدة الاولی. و کذلک. گاهی اوقات خود مهر میچسبد به پیشانی، ایا اول باید مهر را بکند یا نیاز نیست؟ و کذا اذا لصقت الترتبه بالجبهه فان الاحوط رفعها بل الاقوی اول گفته احوط بعد گفته بل الاقوی وجوب رفعها اذا توقف صدق السجود علی الارض او نحوها علیه.
مرحوم سید اول احوط گفته بعد گفته اقوی، در کدام مساله است که اقای حکیم یا اقای خویی اشاره کرده در یک جای دیگری فقط احوط گفته. یک اختلافی بین دو نظر سید هست. در مکان مصلی مساله چند بود. اونجا. مساله 24 مساله مکان مصلی قد جزم هناک بوجوب الازاله. اونجا جزم است اینجا از احتیاط شروع کرده بعد گفته اقوی اون هم فی الجمله. همین بحث سر این است که به چه بیانی؟ همان مهر واضحتر است. مهر چسبیده به پیشانی دوباره برمیگردد میگویند باید بکند اون مهر را بعدا سجده کند. به چه بیانی؟
بیانات مختلفه ای که ذکر کرده اند که مرحوم اقای حکیم هم به بعضی از این بیانات اشاره کرده. مفصل بحث کرده اقای حکیم. یک بیان این است باید این را بکند یا اون را باید برطرف کند به خاطر این که تعدد محقق بشود. اگر با همان مهر برود به سجده این همان ادامه سجده اولی است. تعدد به این است که دوباره سرت را از زمین بکنی و دوباره سرت را بگذاری. و الا همان زمین را با خودت اوردی و باز بردی همان ادامه سجده اولی است و برای این که سجده ثانیه محقق شود بایستی مهر را از پیشانی بکنی.
و لکن این فرمایش غیر عرفی است. اقای حکیم و دیگران این اشکال را مطرح کردند. قوام سجده که فقط چسبیدن به ارض نیست. به مس ارض نیست. سجده یک مقوّمات اقوایی دارد. انحناء. عمده اش اون است. مقوم سجده همان انحنای است. الان دو انحنا است یک انحنا محقق شد و بعد رفع رأس کرد. نه. این که بلا اشکال تعدد صدق میکند. میگویند دو بار سجده کرد این اقا.
شارع ما را امر به سجدتین کرده. اگر داستان جبهه نبود و اصابه ارض نبود عرفا دو سجده کرده. این گیرها از این خصوصیت زائده امده که باید جبهه اش با ارض تماس پیدا بکند. مشکله از یک خصوصیت زائده امده. و الا اگر این نبود فقط ما داشتیم در نماز هر رکعت دو بار سجده کن. دو بار سجده کرد دیگه.
سوال:؟؟
جواب: نه. اونجا هم گفت جرّ بکند. روایات بحث جر میاید. اون میگویند اگر سرش را بلند کرد انحنای سجودی به هم خورده یک جزئش به هم خورد کلش به هم خورد. انحنای سجودی دوم میشود بار دوم. همین جور است. حالا دیگه اگر عرفی باشد اونجا صدق نمیکند دو تا. دو تا در بحث این که سرش را گذاشت الان حاجب است فهمید که سرش را روی چادرش گذاشته. اونجا گفته ارام چادر را از زیر جبهه اش بکشد یا سرش را ببرد به جایی که حاجب ندارد اما اگر بردارد دوباره بگذارد سجده ثانیه است. درست است. چه ربطی به بحث ما دارد؟ اون از بابی که تا برداشت اون انحنای تام به هم خورد. انحنای تام به هم خورد دوباره گذاشت انحنای دوم محقق شد و سجده ثانیه محقق شد.
این حرف که دو تا، دو تا محقق نمیشود به ذهن میاید که واضح البطلان است. دو تا وجه دیگری در این مقام هست یکی از مرحوم اقای حکیم است که اقای خویی قبول نکرده و یک وجه هم از مرحوم اقای خویی است. هر دو بزرگوار اصرار دارند که نمیشود. باید این مهر را بکند. باید اون خاک گلی که به جبهه است چسبیده پاک بکند. ملاحظه بفرمایید ببینید میشود این دو وجه را قبول کرد...