فقه ۲۰ آبان جلسه ۴۶

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 46                            تاریخ:20/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مراد از حدیث لا تعاد: ذات سجود یا سجده ماموربه

بحث بالمناسبه در حدیث لا تعاد واقع شد. که لا تعاد الصلاة الا من خمس، سجود رکوع، آیا مراد ذات سجده است ذات رکوع است؟ و یا این که اون سجده ماموربه؟ مرحوم اقای خویی ادعا فرمود که مراد از سجود و رکوع سجده ماموربه است. اون حرف صاحب جواهر را نمیگوید که قوام سجده به این ها است، نه. این ها خصوصیات سجده است. قوام ماموربه است. اگر در عبارات بعضی جاها دارد قوام یعنی قوام ماموربه. جزء و قید ماموربه. فرمایشات ایشان را با مناقاشاتی که داشتیم عرض کردیم.

نقض مرحوم اقای خویی و بررسی آن

کلام رسید به این نقض مهم. که در ذهن من این است که مرحوم اقای خویی خیلی فکر کرده دوباره این نقض را جواب بدهد. نقض صاحب جواهر به طمانینه. گفته ما یصح السجود علیه مثل طمانینه است چطور طمانینه را یادش برود نماز صحیح است. بالاجماع. خب حالا ما یصح السجود هم یادش رفته جر هم که امکان ندارد فتصح صلاته. مرحوم اقای خویی تلاش کرده که بفرماید طمانینه واجب است در سجودی نیست که در حدیث لا تعاد آمده. لا تعاد الصلاة الا من سجود، این طمانینه از واجبات سجود است بقاءً نه این که شرط سجود باشد. ادعایش این است.

خب به چه بیانی؟ شما میگویید صحیحه ازدی دلالتش تمام است. و اذا سجدت فلتتمکن این ارشاد به این که سجده از خصوصیاتش طمانینه است. ظاهر صحیحه ازدی شرطیت طمانینه است برای سجده. پس اگر اون الا السجود سجود ماموربه باشد، سجود بدون طمانینه ماموربه نیست. نماز باید باطل باشد. فرموده که قوام سجده به همان استقرار است. آنِ اولی که سجده میکند وقتی صدق میکند سجد که استقر، اگر پیشانی را میگذارد باز برمیدارد دوباره برمیدارد میزند این میگوید ضرب. نمیگویند سجد. ضرب است. مقوم صدق سجده قرار است. این یک مقدمه.

در صحیحه ازدی فرض کرده که سجده محقق است و اذا سجد فلینفرج و لیتمکن. اذا سجد فرض کرده سجود محقق شده. قوام سجود هم به همان طمانینه است. پس اون سجود واجبی را که در جای دیگری فرموده سجده واجب است در جایی که طمانینه نداری سجده داری محقق است، میماند بعد از اون آن. بعد از اون آن این روایت میگوید که اذا سجد فلینفرج و لیتمکن. بعد از اون آن که سجده واجب محقق شده. میگوید که طمانینه واجب است. بقاءً بعد از اون آن طمانینه واجب است. طمانینه شرط اون سجده نشد. اصرار دارد که اون استقراری که مقوم سجده است اون را میگوید، اصلا مقوم سجده است اون را قبول دارد ولی میگوید مقوم سجده است. اونی که مقوم نیست میگوید شرط سجده نیست. اون که مقوم سجده است محقق هم هست و الا سجده صدق نمیکند اون الا السجود است که محقَق است. ادامه اش که قرار ندارد اونها مقوم سجده نیست یک واجب دیگری است روی این حساب است که اگر طمانینه را نسیانا ترک کرد نمازش صحیح است. این جور فرموده.

و لکن در ذهن ما این است که نه، این و اذا سجد فلیتمکن ظاهرش این است که اون سجده را که احداث میکنی از اولش، سجده را که احداث میکند باید با استقرار باشد، ظاهرش این است، اینی که ایشان فرموده مقوم سجده است اگر آنی که جبهه اش را میگذارد، طمانینه نداشته باشد این ضربه، طمانینه که مختص به موضع سجده نیست که، نه، سرش را میگذارد ولی بدنش را تکان میدهد.

سوال:؟؟

جواب: طمانینه ندارد آن اول.

سوال:؟؟؟

جواب: ایشان میگوید اون مقوم سجده است مقوم سجده این مقدار است دیگه. مقوم سجده قرار گرفتن است. این که میگویند طمانینه شرط است طمانینه همین حال را میگویند شرط است!

سوال:؟؟

جواب: طمانینه ای که شرط است. حرف این است. اون طمانینه ای که میگویند در آنِ اول تنها طمانینه مقوم رکوع نیست. اون طمانینه ای که آن اول میگویند هم مال جبهه است و هم بقیه اعضا است. بقیه اعضا هم باید.

سوال:؟؟

جواب: کار ایشان اجماع نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: روایت را داریم صحبت میکنیم.

سوال:؟؟

جواب: ایشان اصلا اجماع را کنار گذاشت. ایشان به روایت استدلال کرد گفت اجماع را قبول نداریم. صحیحه ازدی دلالت دارد بر لزوم طمانینه در حال سجده. میگوییم خب این طمانینه ای که از صحیحه ازدی میفهمید در حال سجده منحصر به موضع سجده نیست تا بگویید مقوم سجود است. بقیه بدن هم هست که مقوم سجود نیست.

روی این حساب ما نمیتوانیم بگوییم سجده واجب در جایی که فقط جبهه اش را بگذارد سجده واجب محقق شد. نه باید بقیه بدن هم طمانینه داشته باشند. سجده واجب محقق نشد.

والذی یسهل الامر، که ما میگوییم که ظاهر این است. و این نکته ای که عرض کردم منبه همان ظاهر است، والذی یسهل الامر این است که خب در سجده میگویید مقومش آن اول هست و الا سجده نیست. در آن بعد کذا و کذا. در رکوع چه میفرمایید؟ خودش هم تصریح کرده که سجده مثل رکوع نیست. صحیحه ازدی در رکوع هم هست. گفت اذا رکع فلیتمکن اونجا دیگه این نکته شما نیست. لازمه اش این است که در رکوع اگر کسی نسیانا طمانینه را ترک کرد درست است اشکال صاحب جواهر در سجود است ولی فرق نمیکند. در رکوع طمانینه را ترک کرد. در اون بحثهای سابق گفته مراجعه کنید در بحث رکوع گفته و اذا رکع فلیتمکن ارشاد به شرطیت مطلقه است. از آن اول رکوع باید طمانینه داشته باشد تا اخرش. ما اون وسطهایش گفتیم لازم نیست ولی ایشان میگفت لازم است.

سوال:؟؟؟

جواب: قوام رکوع به طمانینه ی آن اول نیست.

سوال:؟؟

جواب: طمانینه نه. توقف. توقف و لو با تکان تکان خوردن.

سوال:؟؟

جواب: همین. و اذا رکع فلیتمکن. و اذا رکع قوام رکوع به توقف است نه به طمانینه. خودش اینجا میگوید و لیس سجده مثل رکوع. مقومش نیست. درست هم است. به توقف است. یهو نرفت پایین. توقف کند. حالا توفقش با طمانینه یا بدون طمانینه.

لازمه فرمایش شما اولا در سجده ناتمام است. ثانیا در سجده حلش بکنید در رکوع چکار میکنید! همین عبارت در رکوع آمده و خودتان هم میگویید اونجا مجالی غیر از این نیست که بگویید طمانینه از آن اول رکوع شرط است. در رکوع نقض را عوض میکنیم. در رکوع. کسی طمانینه را در رکوع فراموش کرد باید نمازش باطل باشد. فرمایش ایشان و توجیهی که کرده ما نمیتوانیم بفهمیم.

ادامه کلام مرحوم اقای خویی و اضافه سجدتین

در ادامه کلامش اضافه سجدتین را فرموده. اگر دو تا سجده به این حالت بود چطور؟ نسیانا دو تا سجده کرده بر ما لا یصح. این هم خیلی اتفاق میافتد. متوجه نمیشود اصلا. اصلا بعد از نماز میفهمد که همه سجده هایش بر ما لا یصح است! مرحوم اقای خویی فرموده اگر که بعد از سجدتین فهمید بعد از رفع رأس فهمید که لا یصح است فرموده نمازش محکوم به بطلان است. درست است. نمازش محکوم به بطلان است. الصلاة لا تعاد من سجدةٍ یعنی من سجدتین تعاد دیگه. درست است ولی بیانش را نمیفهمیم. ایشان فرموده این نمازش باطل است چون از سه حال خارج نیست. یا اکتفا میکند به همین دو سجده، نمازش ناقص است به خاطر نقص باطل است. یا دو تا سجده درست و حسابی میاورد، این دو تا سجده زیادی دارد نمازش باطل است یا یک سجده میاورد اکتفا میکند به یک سجده باز نمازش باطل است چون که درست است الصلاة لا تعاد بسجدة، به نقص یک سجده به زیادی یک سجده، این درست است ولی در جایی که عن عمد نباشد. اگر یک سجده را میاورد یکی دیگری را ترک میکند این ترکش عن عمد است. نه. ترکش عن عمد است وقتی ترک کرد عن عمد یک سجده را این نمازش محکوم به بطلان است.

سوال:؟؟؟؟

جواب: آوردنش که سجده صحیح اورده. اون که اشکال ندارد. ترکش سجده ثانیه را عن عمد است.

این فرمایش ایشان مشکله اش در نوار هم همین جوری که ایشان نوشته. ضمنا ما خوب مطالعه مکرر نکرده بودیم کتاب را! همین طور ابتدا مطالعه کردم دیدم حرفها نامیزان است گفتم برویم نوارهایش را گوش کنیم. دیگه دوباره نگاه نکردم. اکثر این حرفهایی که در گفتیم در نوار است در کتاب هم هست.

مشکله این حرف همان ابتدایش است. ایشان میگوید چرا این طور صحبت میکند؟ میگوید یا دو تا سجده  دیگر میاورد یا نمیاورد. چرا این طور حرف میزند؟ دو تا سجده اورده هر دو به ما لا یصح بوده نمازش باطل است دیگه. لا تعاد الصلاة الا من سجده. سجدتین یعنی. در روایات دیگر. خب سجدتین را هم زیاد کرده دیگه. یا میاورد یا نمیاورد نمیتوانیم بفهمیم. ایشان میگفت این سجده از اول باطل است. به اوردن آنها باطل نمیشود. اگر اصلا به اوردن انها باطل میشود اصلا ایشان قبول نداشت. میگفت مضر نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: الان دارد حرفهای خودش را میگوید. اگر کسی سجده کرد. حالا مبنای مرحوم سید هم همین است.

سوال:؟؟

جواب: دو سجده جای تدارک ندارد باطل است نمازش. دو تا سجده سهوی و عمدش فرق نمیکند.

سوال:؟؟؟

جواب: ایشان میگوید در ناحیه زیاده لازم نیست ماموربه باشد.

خب حالا این را تامل بکنید. دو تا سجده اورده و دو تا سجده اش زیاده است و زیاده در نماز هم دو تا سجده مبطل است.

سوال:؟؟؟

جواب: سجدتین فرق نمیکند. بابا سهو وعمد ندارد. اینها استثنا هستند.

بررسی شمول حدیث لا تعاد به مضطر

خب بگذریم. الی الان چی شد؟ الی الان حدیث لا تعاد که ظاهر کلام صاحب جواهر است از این زاویه که مفقود خصوصیت سجده است نه خود سجده، حرف درستی است. لا تعاد الصلاة الا من خمس الا من السجود دو سجود هم را که اورده دیگه. و لکن مع ذلک فرمایش صاحب جواهر نادرست است. اینجا جای حدیث لا تعاد نیست به نکته دیگری که این را هم مرحوم اقای خویی دارد.

و اون نکته دیگر این است که یک بحث است آیا حدیث لا تعاد مختص به ناسی است یا جاهل را میگیرد؟ مشهور میگویند که مختص به ناسی است. متاخرین گفتند نه. جاهل هم داخل است. تا اینجایش بحث نداریم. اون وقت ادامه دادند گفتند خب ناسی و جاهل را میگیرد. مضطر را میگیرد یا نه؟ مضطر هم معذور است دیگه. میگیرد یا نمیگیرد؟ این را مرحوم آشیخ عبد الکریم در همین جا مطرح کرده. اقای خویی هم اشاره کرده. اگر یکی از روی اضطرار جزئی را ترک کرد شرطی را ترک کرد مانعی را اورد ایا لا تعاد تصحیح میکند نمازش را یا نه؟ بعضی ها گفتند مضطر را هم میگیرد. ما هم یک وقت فی الجمله بحث کردیم و اخرش به این نتیجه رسیدیم که مضطر را نمیگیرد.

اشکال این است که شخصی که سجده کرده بر ما لا یصح الان ملتفت شده در حال سجده. اون بعد از رفع این اشکال نمیاید. این اشکال قبل از رفع است. هنوز سرش را برنداشته فهمید که این سرش روی پلاستیک است. وظیفه اش هم جر بود اگر میتوانست ولی چون نمیتواند مضطر است. مضطر است جر را مخالفت کند. این بحث ما داخل نسیان نیست. درست است ابتدایش یادش رفته. ابتدایش ناسی است ولی در اثنا ملتفت شده. وظیفه این شخص هم اگر قدرت داشت جر بود. فرض کلام است. بر جر قدرت ندارد. مضطر به ترک جر است. حدیث لا تعاد فرض اضطرار را شامل نمیشود.

این فرمایش که اگر در حال سجده قبل از رفع رأس ملتفت شد میشود بگوییم نمازش صحیح است ادامه بدهد، نه. نمیتواند ادامه بدهد، جای حدیث لا تعاد نیست. حالا یک وقت دیگری بحث خواهیم کرد. چون اینجا تنها این اضطرار نیست. یک جای دیگری یک زمان دیگری بحث میکنیم که آیا. مرحوم اقای خویی واضح گرفته گفته واضح است که لا تعاد فرض اضطرار را نمیگیرد. کسی در حال قرائت مضطر شد ترک قرائت را. زبانش یاری نمیدهد. مضطر است که حمد را نصفه رها کند. کسی نمیگوید لا تعاد الصلاة.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا میگویم این را ایشان واضح گرفته. اصلا ادعای وضوح میکند میگوید واضح است حدیث لا تعاد فرض اضطرار را نمیگیرد. للکلام تتمه.

قول اول که ادامه بدهد ناتمام شد. قوم دوم در مساله این است که یجب علیه الرفع. میگوید مشهور هم همین است. یجب علیه الرفع. بایستی سرش را بردارد و دوباره روی ما یصح السجود بگذارد. نسب این قول به مشهور. وجه این قول چیست؟ وجه این قول این است که اونی را که اورده ماموربه نیست. سجود علی ما یصح  نیست. ماموربه نیست. پس هنوز امر به سجده به حال خودش باقی است. وقتی امر به سجده باقی بود خب باید امتثال بکند. گفته اند امتثالش مانعی ندارد. مانعش چیست؟ این است که دوباره سجده کند زیاده است. میگویند این زیادی سهوی است. زیادی سهوی در یک سجده مشکل ندارد. مقتضی موجود است برای وجوب رفع، امر به سجده که باقی است، مانع مفقود است که زیاده باشد. مانع مفقود فیجب رفع ثم الوضع. این هم وجه قول دوم.

کلام شیخ انصاری و اشکال اقای حکیم به شیخ و دفاع مرحوم اقای خویی از شیخ انصاری

این که صاحب جواهر گفته رفع جایز نیست چون زیادی سجده لازم میاید، نه این زیادی سهوی است، اشکال ندارد که، سهوا یک سجده اضافه کرده بر نمازش. و این که شیخ انصاری باز، مرحوم شیخ انصاری گفته مشکل است. گفته هر چند بعض ساده ظاهرا صاحب مدارک مقصودش هست، گر چه بعض ساده از مشایخ گفته است رفع بکند ثم وضع بکند، و لکن گفته این مشکل است. اشکال کرده. اون اشکالش چیست؟ گفته الان شما شرط سجده را ترک کردید که علی ما یصح است. خواسته باشی این را تدارک کنی. به چی؟ به سجده دیگر که اون سجده دیگر زیاده است. به این ایجاد مانع. گفته نمیشود که. واجب باشد تدارک شرط به ایجاد مانع، این گفتنی نیست. یشکل. مشکل است گفته. تدارک شرط به ایجاد مانع. بلکه گفته اگر ما گفتیم که دلیل اطلاق دارد واجب است جر بکنی حتی در حال اضطرار، این نمازش باطل است. نگوییم اطلاق دارد مشکل است بگوییم اطلاق دارد نمازش باطل است.

این کلام شیخ محط کلام واقع شده. این کلام شیخ که میگوید یشکل، این فرمایش شیخ درست است یا درست نیست، این محل کلام واقع شده. مرحوم اقای حکیم گفته که اصلا این سجده ای را که میاورد مانع نیست اصلا. زیاده نیست. زیاده از ابتدا است. اون زیاده بوده. از اول اون زیاده بوده. سجده ثانیه بیاورید زیاده نیست تا بگوییم مانع است. فیجب الرفع. کلام شیخ را جواب داده. گفته نه. لا اشکال چون که سجده ثانیه زیاده نیست. اون سجده اولی زیاده بوده از اولش و زیاده بوده و چون نسیانی است مشکل ندارد. این جور از شیخ انصاری جواب داده.

مرحوم اقای خویی دفاع کرده که خواهیم گفت.

به ذهن میزند که فرمایش مرحوم اقای حکیم درست نباشد. مرحوم اقای حکیم درست کلام شیخ را نگاه نکرده. یا نگاه کرده ولی دقت نکرده. شیخ انصاری که میگوید یشکل روی مبنای این است که یصح السجود شرط مسجَد است نه شرط سجده باشد. شرط مسجد است. اگر عبارتش باشد بخوانید گفته این شرط مسجد است. اگر شرط سجده باشد بله سجده مقید واجب بوده و این مقید را نیاورده. زیاده است. حرف اقای حکیم درست است. ولی اگر شرط مسجد باشد، سجده را اورده. شرط مسجد را نیاورده. حالا میخواهد شرط مسجد را تدارک کند به زیاده یشکل. سجده دوم میشود زیاده دیگه. فرمایش شیخ انصاری روی مبنای شرط مسجد است. اگر شرط مسجد باشد زیاده واقع نشده. سجود واقع شده صحیح بوده. مسجدش ناصحیح است. خب حالا میخواهیم این مسجد را صحیحش بکنیم و شرطش را محقق کنیم. با چی؟ با یک سجده دیگری که زیاه است فیشکل.

در ذهن مرحوم اقای حکیم مبنای خودش بوده که این شرط سجده است گفته شرط سجده است پس همان اولی زیاده است. دوران امر بین زیاده و شرط نیست. همان اول زیاده بوده و نسیانی. تمام شده. در حالی که ظاهر کلام شیخ شرط مسجد است. بخوانید عبارتش را؟؟؟؟ شاگرد؟؟؟؟؟؟؟ استاد: در جایی که اشکال میکند. در عبارت اصلا میگوید بنا. شاگرد؟؟؟؟ استاد: کتاب ما حاشیه دارد یک جایش. یک بار دیگر بخوانید. همان که الان خواندید. دنبال اشکال. شاگرد؟؟؟؟ استاد: در کتاب ما دارد لعدم الدلیل علی لزوم شرط المسجد. خط زده. میدانید که کتاب صلات شیخ انصاری خیلی مغلوط است. اصلا در اون اشکال تصریح میکند شرط. قبل هم گفته. صاحب مدارک گفته رفع بکند رأسش را دوباره سجده کند. شیخ اشکال کرده که شرط مسجد را میخواهی استیفا کنی به اوردن مانعی درست نیست. بیان کرده. شاگرد؟؟؟؟ استاد: اطلاق اضطرار. میگوید اگر اضطرار باشد. اگر حتی عمدا اضطرار باشد ربطی به شرط سجده ندارد. مفروغ عنه است که شرط مسجد است. اصلا به نظرم قبلش هم گفته شرط مسجد است. لذا گفته این را در یک بحث دیگری اوردند. بحث شرط مسجد. در اینجا در سجود بحث نکردند. این مفروغ عنه است نزدش. این اشکال مرحوم اقای حکیم به شیخ انصاری.

سوال:؟؟؟

جواب: تصریح کرده. در اشکالش آمده در حاشیه گفته اشکال دارد گفته برای شرط نسخه بدل است یا چی است. گفته شرط المسجد. خب مهم نیست حالا. نباشه هم قطعا همین است. سیر بحث شیخ انصاری همین است.

مرحوم اقای خویی دفاع کرده گفته اشکال شیخ انصاری درست است منتها به یک بیان دیگری. اشکال شیخ انصاری درست است که گفته است که معنا ندارد ما شرطی را استیفا کنیم به ایجاد مانع. گفته است این یشکل. دفاع کرده گفته حرف متینی گفته شیخ انصاری. چرا؟ چون شیخ انصاری روی مبنای اونها صحبت کرده که میگویند اون سجده ای را که اوردی اون سجده صحیح واقع شده. سجده ای را که اورده ای خود سجده صحیح واقع شده. لذا اگر قدرت جر داشت باید جر میکرد. روی این مبنا صحبت کرده که سجده ماموربه واقع شده. وقتی سجده ماوربه واقع شده پس شما که میخواهی تدارک کنی لازمه اش زیاده سجده است. روی این مبنا شیخ انصاری فرموده روی این فرض کلام، مبنا نه، روی این فرض فرموده که اون سجده اول صحیح است. شرطش را ندارد. بعد گفته خب سجده اول به همین منبه...

سوال:؟؟؟

جواب: نه. به یک زبان دیگر.

سوال:؟؟؟

جواب: ماموربه را اورده. همین را میخواهد بگوید اقای خویی. اقای خویی میگوید در وقتی که امکان داشت جر، اونها چی میگفتند؟ میگفتند اگر این رفع بکند زیاده است. در جای امکان جر. اگر رفع میکرد زیاده است. خود سید گفت دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: عمدی دیگه.

اقای خویی از شیخ انصاری دفاع کرده. گفته روی این مبنا دارد صحبت میکند شیخ. حرفش متین است. که اگر جر ممکن بود رفع میکردی زیاده است پس اون سجده ای را که اورده ماموربه است. وقتی اون ماموربه است پس این سجده دوم را که بیاوری زیاده عمدی است. مرحوم اقای خویی این طور بیان کرده حرف شیخ را. ملاحظه بفرمایید.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اقای خویی قید معتبر فی السجود معنا میکند حرف شیخ را، توجیه ما را نمیگوید. ولی مع ذلک میگوید حرف شیخ انصاری درست است. ملاحظه کنید.