درس خارج فقه جلسه113 تاریخ:20/2/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
حکم نماز در فرض ترک سلام با انجام منافی یا فوات موالات
بحث در این بود که اگر سلام را فراموش کند، مرحوم سید فرمود اگر یادش آمد، هنوز موالات به هم نخورده، منافیاتی که عمدا و سهوا مضر هستند مثل حدث صادر نشده است، فرمود که فلو سهی عنه و تذکر قبل ذلک اتی به و لاشیئ علیه. سلام را یادش رفته، مشغول تعقیبات شد، سلام علیکم علیک السلام یادش آمد که سلام را نگفته. بر میگردد سلام را میگوید و اگر تکلمی هم کرده سجده بابت تکلمی که کرده سیاتی.
بحث در فرضی است که منافی انجام داده، استدبار کرده یا منحرف از قبله شده بعد یادش آمد، تدارک سلام ممکن نیست. یا نشسته مشغول تعقیبات شده یکی دو ساعت. قران خوانده تعقیبات خوانده، یادش آمد که سلام نگفته. قابل تدارک نیست. در جایی که قابل تدارک نباشد باز مرحوم سید فرمود که نمازش صحیح است. فرمود که نمازش صحیح است فلو سهی عنه و تذکر بعد اتیان شیئ من المنافیاة عمدا أو سهوا أو بعد فوات المولاة لایجب تدارکه. جای تدارک ندارد. نمازش صحیح است.
عرض کردیم در مساله سه قول است. یکی همین قول سید است. شاید معروف بین سابقی ها همین بوده. صحت صلاته. و یک قول محقق در شرایع، و بعضی دیگر از علما و از متاخرین مرحوم اقای حکیم و مرحوم نائینی گفتند مطلقا این نمازش باطل است. یک قول سومی هم هست مثل مرحوم اقای بروجردی فرموده که اونی را که ترک کرده و اونی که به اصطلاح اتفاق افتاده اگر مثل قهقهه و اینها مبطلات نماز باشد نمازش محکوم به بطلان است. ولی اگر مبطلات حدیث لاتعاد را نیاورده. موالات فقط به هم خورده گفت نمازش صحیح است که وجه این تفصیل را خواهیم گفت.
کلام مرحوم سید و وجه آن
وجه کلام ماتن که فرمود صحت صلاته، وجهش این است که خب این شخص نماز را خوانده بعد تشهد را هم گفته، از روی غفلت سلام را نگفته تا منافی از او صادر شده یا فصل طویل پیدا شده. سلام قابلیت الحاق را ندارد. وجه قول اینها به صحت، فی الجمله بعضی از اون روایات سابقه که قبلا گفتیم و بالجمله همه موارد حدیث لاتعاد.
لاتعاد الصلاة الا من خمس اینجا هم لاتعاد الصلاة میگیرد چون اونی را که یادش رفته سلام است. خب لاتعاد الصلاة من السلام داخل در مستثنی منه حدیث لاتعاد است. وقتی که صدر گرفت و لا مجال که شما بگویید که گفته الا حدث. نه. صدر حدیث لاتعاد میگیرد وقتی گرفت گفت لاتعاد الصلاة یعنی تو پس از نماز خارج شدی. لاتعاد الصلاة از این سلامی که یادت رفته لاتعاد. پس از نماز خارج شدی. وقتی از نماز خارج شدی پس اون مستثنی درحقت نمیاید. اون مستنثی میگوید الا الحدث اثنای صلات. لاتعاد شما را از نماز اخراج میکند. وجه کلام مرحوم سید و قائلین به صحت نماز این است که داخل میشود محل کلام در مستثنی منه. در مستنثی منه لاتعاد. لاتعاد الصلاة از سلام فراموش شده. وقتی میگوید لاتعاد یعنی نمازت صحیح شد دیگه. لاتعاد یعنی صحیح است. وقتی صحیح شد با فراموش شدن سلام پس اون قهقهه ای که بعد میاید حدثی که بعد میاید به حکم صدر این روایت در خارج از نماز تحقق پیدا میکند. این وجه کلام مرحوم سید.
کلام مرحوم نائینی و وجه آن
مرحوم نائینی که فرموده اینجا جای لاتعاد نیست یک بیانی دارد. تمام حرف سر همین است که آیا محل کلام مصداق حدیث لاتعاد هست یا مصداق حدیث لاتعاد نیست؟ قائلین به صحت میگویند مصداق است. قائلین به فساد میگویند مصداق نیست. مرحوم نائینی در تعلیقه این جا یک ادعایی دارد. فرموده الظاهر بل القطعی هو عدم خروج المصلی بنسیان التسلیم عن الصلاة نائینی میگوید با فراموش کردن سلام از نماز خارج نمیشود. ما روایت داشتیم السلام مخرج عن الصلاة. وقتی روایت داریم خود سلام مخرج است پس غیر سلام مخرج نمیتواند باشد. اونچه در تعلیقه دارد این مقدار است. سلام مخرج است. این سلام نگفته هنوز داخل نماز است. وقتی داخل نماز شد خب پس اون قهقهه در نماز واقع شده. اون حدث درنماز واقع شده. پس این نماز محکوم به بطلان است.
تفریع کرده مرحوم نائینی بر این عدم خروج دو مطلب را تفریع کرده. فلو احدث و او استدبر، منافایات، بعد ان نسی. یا نه، او استمر نسیانه الی ان امحت صورة الصلاة، طولانی شدن، او فعل ما یوجب محو الصلاة گفته وقع جمیع ذلک فی الصلاة و کان مبطلا لها لامحاله. مرحوم نائینی ادعایش این است که الان که فراموش کرد سلام را، حدیث لاتعاد مجال ندارد. الان لاتعاد اینجا را نمیگیرد چون روایتی که میگوید سلام مخرج است این داخل نماز است. لاتعاد شامل این شخص نمیشود. چون این هنوز داخل نماز است. اگر لاتعاد شاملش بشود معنایش این است که خارج از نماز شد این با اونی که میگوید سلام فقط مخرج است جور در نمیاید. با ادله ای که میگوید سلام مخرج است جور در نمیاید.
یک ادعای مرحوم نائینی این است: این شخصی که سلام را فراموش کرده و مرتکب منافیات شده، این سلام را نیاورده مخرج از نماز محقق نشده. فهو الان فی الصلاة. وقتی هو الان در صلاة پس تفریع کرده پس اون منافیاتی که میاورد منافیات در صلات است. یا اون تطویلی که میکند تطویل در صلات است. تطویل خودش یکی از منافیات است. موجب میشود بطلان صلات را. اون مقداری که در تعلیقه اشاره کرده همین مقدار است. اون وقت تفریع کرده. فلو احدث در مقابل، و لو تذکر حالا، و لو تذکر قبل ان یقع شیئ من ذلک کان محله باقیا و یلزمه الاتیان به و تصح صلاته مطلقا. مطلقا و لو این که مثلا تکلم هم کرده باشد. منتها و یلزمه سجدة السهو لو تکلم. اگر تکلم کرده باشد به خاطر کلام بی جایش هم بایستی... این فرمایشی که مرحوم نائینی در تعلیقه عروه آورده است.
اشکال اول مرحوم خویی به مرحوم نائینی و بررسی آن
و چون ما دیدیم که مرحوم اقای خویی اینجا مفصل وارد بحث شده گفتیم ما به همان ترتیب مرحوم اقای خویی میرویم. مرحوم اقای خویی اشکال اولی که بر نائینی کرد این شد که روایاتی که مخرج را در خصوص سلام قرار داده بود ما اونها را قبول نداریم. منحصر است مخرج از نماز در سلام. و چون اینجا سلام نگفته فهو فی الصلاة. نه. ما اون را قبول نداریم و میگوییم که همان طور که سلام مخرج است درست است اونها ظاهرش حصر بود ولی اون روایات ضعیف السند بودند مرحوم اقای خویی قبول نکرد. وقتی حصر ثابت نشد میگوییم نه. مخرج عن الصلاة میتواند سلام باشد و میتواند این اتیان به منافی باشد. مرحوم اقای خویی از این طریق فرمود که میتواند اتیان به منافی هم بکند. ما دلیلی بر حصر نداریم.
عرض ما این بود که ما دلیلمان بر حصر تمام است. روایات از نظر سندی مشکل ندارند. چندین سند بود گفتیم نمیشود همه آنها دروغ باشد و لکن ما با این که محللیت سلام را قبول داریم و قبول هم داریم ظاهر اون روایات که میگوید تحریمها التکبیره و تحلیلها التسلیمه ظاهرش انحصار است. ولی خب این ظاهر قابل رفع ید است. ما ادعایمان این است که حدیث لاتعاد فرض نسیان سلام را میگیرد. سلام را فراموش کردی لاتعاد الصلاة میگوید که نمازت صحیح است. این که مرحوم آقای نائینی ادعا کرده نمیشود بگوییم نسیان سلام هم مخرج است، میگوییم نه. چرا نشود؟! علی نحو الاطلاق نمیشود هم سلام مخرج باشد و هم ترک سلام. اما ترک سلام نسیانا، حصه ای، چه اشکال دارد که این هم مخرج باشد. لاتعاد الصلاة اطلاق دارد. لاتعاد الصلاة حتی از سلامی که فراموش کرده ای. همین الان که سلام را فراموش کرد منتها به نحو شرط متاخر، به شرط این که این نسیانش مادامی که موالات هست مبدل به تذکر نشود. اگر این نسیانش مبدل به تذکر نشود، یک، و مادامی که منافی نماز حاصل نشود، میگوییم که این هم مخرج از نماز است.
این که مرحوم نائینی ادعا کرده فقط سلام مخرج است نمیشود ترک سلام هم مخرج باشد، میگوییم چرا؟ ترک سلام نسیانا در جایی که این نسیان مبدل به تذکر نشود الا بعد از طولانی شدن أو بعد منافی آوردن، این هم میگوییم که لاتعاد میگیردش. لازمه لاتعاد این است که ما دوتا مخرِج داشته باشیم. سلام مخرج است و یا، همین الان خارج از نماز شدی. لاتعاد همین الان میگوید این نمازی را که سلام نداره اعاده ندارد، اعاده ندارد یعنی از باب این که شما از نماز خارج شدی.
ما جواب اول مرحوم اقای خویی را قبول نداریم که فرمود دلیلی بر انحصار مخرج در سلام نداریم. نه. ما میگوییم دلیل داریم و لو به ظهور است. بالاطلاق است. اگر شما از اطلاق دلیل لاتعاد نسبت به سلام کشف کردید که نه، همین نسیان هم مخرج از صلات است، میگوییم ما دوتا مخرج داریم. عند التذکر سلام مخرج است و عند نسیانش نسیانی که این جور باشد. نسیانی که مبدل به التفات نشود الا بعد آمدن منافی یا بعد التطویل. ما میگوییم این جور ترک سلامی را هم لاتعاد الصلاة میگوید مخرج است. اصلا خیلی مهم نیست که روی این نکته ما اصرار کنیم مخرجیت. لاتعاد الصلاة میگوید نماز صحیح است. اصلا بگو مخرج نمیخواهد. کی گفته حتما باید مخرج داشته باشد! اینها امور اعتباری است لاتعاد اطلاق دارد من السلام، من نسیان السلام. همین الان که یادت رفت به نحو شرط متاخر، همین الان نمازت صحیح است از نماز خارج شدی. این وجه اول که مرحوم اقای خویی یک جور جواب داد و ما جواب دیگری.
اشکال دوم مرحوم خویی به مرحوم نائینی و بررسی آن
ثانیا مرحوم اقای خویی فرموده سلمنا که مخرج سلام است. قبول داریم که روایاتی را که سلام را مخرج قرار داده سندش تمام است. خب. ما این که میگوییم سلام را مخرج قرار داده این مخرجیت سلام، سلام مخرج است، سلام محلل است، این معنای محلل است یعنی چی؟ منحصر کرده است روایات محلل را در سلام. این معنای محلل است یعنی چی؟ محلل سلام است منحصر است، محلل در سلام این معنایش این نیست که همه جا بایستی سلام بگوید تا خارج بشود نه. ممکن است سلام هم نگوید. حصر دلالت ندارد. ممکن است سلام هم نگوید وسط نماز قهقهه بکند خارج از نماز بشود. معنای سلام محلل است، محللیت سلام معنایش این نیست که خروج از صلات منحصر در سلام است. این غلط است. نه. معنای این که سلام محلل است یعنی مادامی که مصلی است. صلات به حال خودش باقی است. مصلی است. مادامی که مصلی است از نماز خارج نشده است مادامی که مصلی است سلام مخرج از صلات است. سلام محلل است لا علی نحو الاطلاق. بلکه مقید است. سلام محلل است وقتی که مصلی هست.
خب ادعا چیست حالا. ادعا این است که این که سلام محلل است منافاتی با صحت نماز در محل کلام نداریم. چرا؟ چون گفت سلام محلل است مادامی که در نماز باشد. مادامی که در نماز باشد سلام محلل است. ادعای ما این است که این کسی که سلام را فراموش کرده از مصلی بودن خارج است. مصلی مخرجش از صلات سلام است. اما کسی که سلام را فراموش کرد و مبطلات آورد یا فصل طویل شد ما میگوییم سلام محلل است اینجا را نمیگیرد. مادامی که مصلی، مصلی است سلام محلل است. خب الان از صلات خارج شده دیگه. کسی که فراموش کرد سلام را و حدثی از او صادر شد اونجا ما میگوییم که خارج شده. الان همین الان حدث صادر شد، اقای خویی حین خروج حدث را بیان میکند. میگوید حینی که حدث خارج میشود حینی که فصل طویل محقق میشود این از نماز خارج میشود. هیچ تنافی بین صحت نماز در اینجا لاتعاد این را میگوید. لاتعاد میگوید اعاده نکن نماز را از جهت ترک سلامت. این بالملازمه دلالت دارد بر این که شما خارج شده اید از نماز در صورتی که منافی را بیاوری از نماز خارج شدی.
مرحوم اقای خویی میفرماید اگر هم ما قبول بکنیم اون روایات را. حاصل الکلام: اون روایات میگوید که سلام محلل از صلات است پس باید صلات باشد و در محل کلام صلات پایان یافته. سلام منسی الان دیگه در لاتعاد میگوید اینجا جزئیت ندارد. پس این شخص از نماز خارج شده. در جایی که شخص از نماز خارج میشود ظاهر کلمات مرحوم اقای خویی این است که این شخص خارج میشود از نماز به همین حدثی که سر میزند. به اون فصل طویلی که رخ میدهد. بعد هم تصریح میکند بر این مطلب.
ما یک جور دیگری تقریب کردیم. ما گفتیم کسی که سلام را فراموش میکند و این فراموشی ادامه دارد لاتعاد الصلاة همین الان میگوید این نماز صحیح است. هنوز اون منافی محقق نشده. منافی محقق نشده لاتعاد الصلاة میگوید نماز صحیح است. کسی که سلام را فراموش میکند به شرط این که مادامی که به هم نخورده یادش نیاید این شخصی که سلام را فراموش کرده حدیث لاتعاد میگوید که نمازت صحیح است. اون روایات که میگفت سلام مخرج است اونها تخصیص میخورد. میشود سلام منحصر است در اخراج از صلات است الا در جایی که سلام را فراموش بکنی. در جایی که سلام را فراموش بکنی همان تشهدی که خواندی همان مخرج از صلات است. لاتعاد الصلاة من السلام، ظاهر همین است. سلامی که الان فراموش کردی نمازت اعاده ندارد. یعین به این تشهد خاتمه پیدا کرد. پس اون حدثی که واقع میشود خارج از نماز است.
ظاهر عبارات مرحوم اخوند (خویی) بلکه تصریحش در اون بعد این است که این شخصی که سلام را فراموش کرده خروجش به اون منافی است. منتها میگوید اختلاف رتبه اثری ندارد. در یک زمان است. منافی که محقق میشود، به این منافی خارج از نماز میشود. میگوید اشکالی ندارد که به خود همین منافی در همین زمان خارج از نماز بشود. وقتی خارج از نماز شد پس اون نمازش بدون سلام صحیح است.
ما میگوییم نه. ما میگوییم به همین نسیانش خارج از نماز شد. نسیان مستمر. به این نسیانش از نماز خارج شد پس اون حدثی که بعدا از او صادر میزند قهقهه ای که بعدا از او سر میزند اون خارج از نماز است. اون مضر نیست. ببینید همین جور هست یا نه؟ لاتعاد الصلاة اطلاق دارد مِن نسیان سلام. منتها باید نسیانش مستمر باشد. نسیانی باشد که مبدل به تذکر نشود. به حکم ادله ای که میگوید اگر نسیان کرد تا وقتی که موالات برقرار است باید سلام را بگوید. لاتعاد الصلاة الا من خمس یکی از مصادیق لاتعاد من السلام است پس سلام اعاده نمیشود منتها سلامی که دیگه جای تدارک ندارد.
این که در ذهن مبارک مرحوم نائینی این بوده که ترک سلام نمیشود مخرج باشد پس هنوز در حال نماز است. هنوز مخرج محقق نشده. بعد میگوید پس حدث در نماز واقع شد. میگوییم نه. همین که تشهد تمام شد خرج عن الصلاة. فوقع اون حدث خارج صلات. ما این کلمه را از مرحوم نائینی نتوانستیم بفهمیم که مرحوم نائینی تمام ادعایش همین است میگوید چون سلام مخرج است منحصر است در مخرجیت پس ترک سلام نمیتواند مخرج باشد. ما میگوییم چرا. نسیان سلام هم ممکن است مخرج باشد. نسیان مستمر مخرج است اون نسیان الان محقق شده، از نماز خارج شده به نسیان سلام لا تعاد الصلاة این طور میگوید لاتعاد الصلاة به نسیان سلام. پس این که حدثی از او صادر شد حدث میشود خارج از نمازی که حکم به صحتش شده.
مرحوم اقای خویی فرموده فالحدث و نحوه من سائر المنافیاة الصادره سهوا واقعه خارج از صلات بعد ملاحظه انّ السلام المنسی لا جزء له حال النسیان بمقتضی حدیث لاتعاد کما عرفت. فببرکة الحدیث یحکم بخروج الحدث و نحوه عن کونه حدثا فی الصلاة. ظاهر عباراتش همین است. حدث و لو بعدا که میاید بیان میکند در ذهن ما این است که خلاف است. حالا بحث خواهیم کرد. ظاهر این عبارت همین است که فببرکة الحدیث یحکم بخروج الحدث و نحوه عن کونه حدثا فی الصلاة اذ لامانع من شمول الحدیث بالاضافه الی السلام المنسی الا الحکم بالبطلان من ناحیه وقوع الحدث فی الصلاة.
حاصل الکلام: الان این شخصی که سلام را فراموش کرده مرحوم نائینی میگوید این هنوز داخل صلات است چون مخرج، خصوص سلام بود. سلام نیامده. جواب: ما میگوییم این که سلام خصوص مخرج ما باشد مقتضای ادله اولیه است. و لکن به دلیل ثانوی اطلاق لاتعاد میگوید اگر هم سلام را نسیان کردی اعاده نمیخواهد یعنی مخرج از نماز شما همان جزء اخیر است که شهادتین باشد. که بعضی از روایات هم سابق خواندیم که بعضی از روایات هم ما اونها را حمل کردیم بر فرض نسیان که حدثی که انجام داده بود بعد از شهادتین حضرت فرمود که نمازش صحیح است. مخرج از نماز سلام است در جایی که سلام را میگویید و در جایی که سلام را نمیگویید همان نسیانش مخرج است وقتی نسیان مخرج از نماز شد پس اون منافی در خارج از نماز محقق شده و ضرری به اون نماز ندارد.
مرحوم اقای خویی فرموده که ما مانعی از شمول حدیث، حدیث لاتعاد بالنسبه الی سلام منسی نداریم جز یک چیز دیگری که اینجا توهم شده. عدا ما یتوهم من توقف الشمول علی احراز صحة الصلاة من بقیة الجهات. حدیث لاتعاد در جایی جاری میشود که شما صحت نماز را من سائر الجهات احراز کردی شک داری در صحتش از این جزء منسی. فرض بفرمایید کسی نماز تام خوانده سلام هم گفته بعد یادش آمد که تشهد را نگفته. خب، این نمازی را که خوانده من غیر جهة تشهد محکوم به صحت است. لاتعاد میگوید از جهت ترک تشهد هم محکوم به صحت است. و اما اگر شما یادت آمد تشهد را نخواندی ولی فرض کنید در یک رکوع هم شک داری که اوردی یا نه و قاعده فراغ هم اون را تصحیح نمیکند مثلا شرطش اذکریت است شما اذکریت نداشتی. اینجا لاتعاد مجال ندارد. لاتعاد در جایی جاری میشود که اون عمل با قطع نظر از این شیئی که نسیان کردی هیچ مشکلی ندارد. مشکل از جهت نسیان این است. حالا این را نسیان کردم آیا تعاد أو لا تعاد؟ لاتعاد میگوید که اعاده ندارد. حدیث لاتعاد در جایی جاری میشود که با قطع نظر از این مشکوک نماز محکوم به صحت است. لاتعاد میگوید از این جهت هم مشکلی ندارد پس کل نمازت صحیح است.
این معنا در محل کلام منطبق نمیشود. محل کلام که تسلیم را فراموش کرده و مثلا استدبار کرده. الان اگر خواسته باشد حدیث لا تعاد جاری بشود و بگوید از جهت سلامت نماز صحیح است خب مشکل حل نمیشود. ما الان مشکلمان از ناحیه اون منافی است. و لم یکن ثمّة مانع اخر عن شمول الحدیث بالاضافه الی السلام المنسی عدا ما یتوهم من توقف الشمول علی احراز الصحه الصلاة من بقیة الجهات. از بقیه جهات باید نماز صحیح است. از همین جهت منسی من گیر دارم. الان من از غیر جهت منسی هم گیر دارم. از جهت همان قهقهه ای که واقع شده. و این حدیث لاتعاد نمیتواند. لاتعاد الصلاة از سلام منسی. سلامی را که فراموش کردی نماز اعاده ندارد خب باشه. مشکل من این است که خب از جهت اون منافیات چی؟! این اشکال.
جواب فرمودند. درست هم هست. جواب این است که این که میگویند در حدیث لاتعاد باید صحت از غیر جهت مشکوک مفروغ عنه باشد نکته اش این است که اگر صحت از سائر جهات محل شک است اجرای حدیث لاتعاد لغو است. لاتعاد الصلاة بگوید از ناحیه تشهد فراموش کردی لاتعاد الصلاة. ما از ناحیه رکوع هم مشکل داریم در این نماز. خب اثری ندارد. وجه این که میگویند در لاتعاد باید صحت محرز باشد با قطع از نظر لاتعاد وجهش لزوم لغویت است. شما از جهت رکوع هم شک داری. تشهد را هم یادت رفته. خب لاتعاد الصلاة بگوید از جهت تشهد نمازت صحیح است اثری ندارد. لغو است. چون من هنوز هم شک دارم که این نمازم از جهت رکوع صحیح است یا نه که لاتعاد ندارد. نکته اش جهت لغویت است. این جهت لغویت با دو تا طریق حل میشود. حالا دو تا طریق هم باز تسامح است. یک وقت میگوییم لغو نیست از باب این که همین الان گفتیم چون محرز است صحت از غیر این جانب مشکوک، صحت محرز است. اونجا لغو نیست. دوم این است که صحت با قطع نظر از حدیث لاتعاد محرز نیست ولی با خود حدیث لاتعاد از اون جهت هم محرز میشود. اینجا هم حدیث لاتعاد مجال دارد و مشکلی ندارد.
ادعا این است: لاتعاد الصلاة نسبت به سلامی که فراموش کرده ای میگوید اعاده ندارد. به همین بیان اعاده ندارد میگوید ختم نماز به تشهد بوده. با همین بیان میگوید که اون نواقض خارج از نماز بوده. وجه این که میگویند باید صحت از سائر جهات محرز باشد تا حدیث رفع نسبت به این منسی یا مشکوک صحت را تکمیل بکند وجهش لزوم لغویت است. و این لغویت مرتفع میشود به این که به نفس حدیث رفع اون مشکل حل بشود. الان حدیث لاتعاد که جاری میشود و میگوید سلام جزء نیست در حال نسیان. جزء نیست یعنی ختم نماز به همان تشهد بوده. وقتی جزء نیست ختم به تشهد بوده پس اون نواقض هم، اون حدثی هم صادر شده خارج از نماز است. نکته اون حرف لغویت است و اون لغویت اینجا محقق نیست. به جریان نفس حدیث اونها خارج از نماز قرار میگیرند و وقتی که خارج از نماز شد مضر به نماز نیست.
حاصل الکلام: لاتعاد الصلاة نسبت به سلام جاری میشود از ناحیه ترک سلام نماز اعاده ندارد.اگر سلام جزء نبود چی میشد، پس با همان تشهد از نماز خارج شدی. وقتی با همان تشهد از نماز خارج شدی به نفس همین حدیث میگوییم که پس اون حدثی که صادر شده خارج از نماز است. اثر لازم نیست قبل باشد. مهم این است که لغو نباشد. این تعبد لغو نیست. شارع مقدس بفرماید سلام را فراموش کردی نمازت محکوم به صحت است. خب نماز بدون سلام محکوم به صحت شد پس اون نواقض خارج از نماز است. اون قهقهه اون حدث خارج از نماز است.
یک چیز را یادمان رفت. این بیان دوم برای عدم جریان حدیث لاتعاد این بیان هم مثل بیان مرحوم نائینی که فرمود لامجال برای حدیث لاتعاد منتها مرحوم نائینی میگفت لامجال برای حدیث لاتعاد از باب این بود که محلل سلام است فقط. لاتعاد محلل نیامده شما در حال نمازی. در حال نماز حدث صادر شد مبطل است. لاتعاد ندارد. محلل نیامده، این قائل میگفت لاتعاد مجال ندارد چون که برای سلام اثری نیست. ما میگوییم برای سلام اثری نیست و لکن وقتی میگوید لاتعاد الصلاة من ترک السلام معنایش این است. لازمه اش این است. یعنی فقط خرجتَ عن الصلاة. همزمان میگوید خرجت عن الصلاة پس اون حدث خارج از صلات واقع شده و اون حدث نمیتواند مبطل نماز باشد.
بیان سومی را مرحوم اقای خویی در اینجا اورده و فرموده که این اوضح منه فسادا است که دیگه وقت تمام شد انشالله فردا اون که یک کلمه از اون بیان اول دور بود اون دور باقی ماند. دور مرحوم اقای خویی را فردا بیان میکنیم و این جهت ثالثه را هم فردا شروع میکنیم و صل الله علی محمد و آل محمد.