فقه ۲۰ دی ۱۴۰۴ جلسه ۷۷

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                    جلسه 77                                   تاریخ:20/10/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مساله 13: اعتبار قصد قرانیت برای وجوب سجده تلاوت

بحث در مساله 13 بود. الظاهر انه یعتبر فی وجوب السجده کون القرائة بقصد القرآن. این را بحث کردیم فی الجمله ولی خب بحث ناقص بود. این که قرائت قرآن منوط به قصد است، میدانید که امور مختلف هستند دیگه. بعضی امور قصدی هستند مثل تعظیم قصدی است. فعلی را به قصد تعظیم بیاوری تعظیم میشود و الا قصد نکنی اون فعل محقق نمیشود. اما ضرب امر قصدی نیست. در خواب هم بدون قصد کسی را بزند میگویند ضربه. عناوین دو قسم هستند. بعضی ها قصدیه هستند نیاز دارند برای صدق عنوان، آن عنوان قصد بشود و بعضی عناوین قصدیه نیستند.

مرحوم سید در ابتدای این مساله فرموده که الظاهر انه یعتبر فی وجوب السجده کون القرائة بقصد القرائنیه. اگر شما این ایات را میخوانی به قصد قرآن میشود قرآن. و اما اگر نه اینها را. میگویی هیت لک بیا. اقتباس از قران کردی نه که قران بخوانی. الان الفاظ شما شده الفاظ قرانی. اقتباس کردی از قران، کجا میگویند قران خواندی! بعضی ها در این تشکیک کردند که قوام قرانیت به قصد قران است گفته اند نه. قصد بکنی یا نکنی قران به حساب سمع صدق میکند. سمع آیه قران صدق میکند. تعلیقه زدند بر کلام سید. غیر از اون موردی که مثلا ضبط صوت میخواند میگویند اون قرأ هم باید قاری انسان باشد. این درست است. این انصراف دارد قرأ. من سمع قرائت را از انسانی. مثل این که ضبط کردند چند سال است قاری مرده دارد میخواند انجا را گفته اند صدق نمیکند سمع. قرائت قران صدق نمیکند. اما اگر نه. بچه غیر ممیز. حتی در خواب دارد قران میخواند میگویند که قرأ القران. این طور ادعا کردند بعضی ها.

و لکن در ذهن ما اولا صاف است که اصلا قرائت قران امر قصدی است. این خودش یک مشکله است ها! چه چیزهایی قصدی است و چه چیزهایی قصدی نیست تمییز بین اینها خودش یک مشکله است. بیشترش بر میگردد به ارتکازات. کسی اگر آیات قران را به کار میبرد ولی هیچ قصد قرانیت ندارد. عادت کرده که اوامر و نواهی را با آیات قران بیان کند. میگوید میخواند ربنا آتنا فی الدنیا حسنه نمیگویند دارد قران میخواند. دعا میخواند.

سوال:؟؟

جواب: اینها مقام اثبات است ها!!

سوال:؟؟

جواب: حالا یک جاهایی ببین اونها ادعا است دیگه کی قصد ندارد. حالا جاهایی که مورد دارد.

سوال:؟؟؟

جواب:این که من هر جمله ای را بگویم ایتِ بیا. میگویند تکلم به جزئی از ایه قران بگوید ایتِ!!؟ این که قصد قرانیت شرط است در ذهن ما روشن است.

سوال:؟؟؟

جواب: اگر دعا میکند الان میگوید ربنا آتنا فی الدنیا حسنه مردم میگویند دعا میکند نه قران میخواند. در مقام اثبات میگویند بعید است که غیر قران را دارد میخواند اگر که بنا باشد مجرد تکلم به اینها قران باشد فرقی بین سوره و یک آیه نیست.

این است که ما اولا ما ادعا داریم همین که مرحوم سید فرموده قصد قرانیت لازم است برای صدق قران. درست است کسی حالا یک شعرهایی از خودش جعل بکند شعرهای یک شاعری مولانا غیر مولانا را مطالعه کرده حالا یک ذوق شعری پیدا کرده وقتی شعر میکند اونها را در لابلای اشعار میگنجاند ولی ابداع میکند خودش این را سروده. اگر بعد از سرودنش بگویند بابا این که شعر مولانا بود میگوید من روحم خبر ندارد خودم سرودم. شعرِ این آقاست. اولا عزائم را بشوند یعنی به عنوان قران. بعضی هم قران دارد ها! این که مسموع ایه قران است در این شکی نداریم. و این که ایه قران صدق بکند بدون قصد اولا میگوییم نه اصلا این کسی که آیات قران را اقتباس کرده به کار میبرد ایتنی بده به من، نه. هلّم نمیدانم همین الفاظی که در قران هست میخواند ولی نه به عنوان این که قران میخواند بلکه به عنوان استفاده برای امر و نهی.

سوال:؟؟

جواب: اگر میگویند قران است یعنی صورت قرانی دارد با این هم میسازد. نه این که هر کسی این کار را بکند بگویند قران میخواند.

اولا ما در ذهنمان همین فرمایش سید است که قصد قرانیت شرط است. و اون که در خواب میخواند قصد قرانیت ندارد اینها ارتکازاتی است در ذهنش بدون چی دارد. یا لا اقل حالا اگر هم قبول نکنید لا اقلش این است که ما شک داریم که ایا قرانیت امر قصدی است آیه سجده وقتی به آن میگویند که قصد کرده باشد انه من القران. در ذهن من واضح است ها! که صدق نمیکند حالا اگر شک هم کردیم شک داریم در وجوب سجده عند سماع این چنین. خصوصا جایی که خلافش را قصد کرده. حالا هیچ قصدی نکرده باز جای تحمل دارد. خلافش را قصد کرده. خلاف میگوید ایتنی نه اصلا هیچ قرانیت میگوید من نمیخواهم ایه قران را بخوانم میخواهم امر کنم. بابا بعضی از اوامر ما در قران هست دیگه. خیلی بعید است که بگویند استماع قران میکند. نفهمیدیم. بعید است.

سوال:؟؟؟

جواب: نه. همین. نکته اش چیست که تشکیک میکند که قاصد حرف ما این است که قصد دارد به عنوان قرانیت یا قصد ندارد. اگر شما این ایات را به زبان اوردی به عنوان این که قران است اینها را مرآت قرار دادی. معنایش این است. مرآت قرار دادی به همان ما انزل الله علی نبیه میگویند قرأ القران. قرأ آیه السجده. و اما اگر مرآت قرار ندادی خودت داری انشا و احداث میکنی لا اقلش ما شک داریم که صدق میکند قرأ آیه السجده یا نه. میگوییم سجده واجب نیست.

این فرمایش مرحوم سید که مقدمه بحثش فرموده الظاهر راست میگوید ظاهر است الظاهر انه یعتبر فی وجوب السجده کون القرائه بقصد القران. قصد قرانیت کردی میگویند بابا ایه سجده را خواند. والا اگر ایه سجده به صورت امر و نهی است و خود به کار بردی یکی را میخواهی خطاب قرار بدهی که این کار را بکن کی میگوید ایه سجده را خواند. نه. اونها میگویند مثل ایه سجده را به کار بردی. مثل خدا صحبت کردی نه که کلام خدا را قرائت کردی.

خب حالا این دیگه ما لا اقلش شک است فرمایش سید درست است این که بعضی ها تعلیقه زدند قصد قرانیت لازم نیست همین که مشابه و همین که اون کلمات را به زبان بیاوری و این که قصد قرانیت نکنی بعدش هم گفتند در نائم و صبی سجده واجب است، نه. ما میگوییم قصد قرانیت یا میگوییم شرط است یا مشکوک الشرطیه است. مع الشک در شرطیت هم شک داری بچه غیر ممیز یا خواب اینها را بدون قصد خواند ایا سجده واجب است یا نه نمیگویند قرأ القران. تکلم به چیزی که مشابه قران است. بیشتر در ذهن ما این است که قرائت قران امر قصدی است و کسی مشابهات اینها را بگوید خصوصا در جایی که قصد عدم بکند نمیگویند قرأ القران.

سوال:؟؟

جواب: برائت از وجوب سجده جاری میکنیم.

سوال؟؟؟

جواب: اونها که حکم شرعی نیستند که برائت جاری کنیم. اونها امر واقعی هستند.

مساله 14: اعتبار تمییز حروف و کلمات برای سماع

مساله 14. اینها چیزی ندارد. یعتبر فی السماع تمییز الحروف و الکلمات. بایستی همان موادّی که در آن ایات اربع اخذ شده همان مواد را بشنود. اینکه همهمه را بشنود صدق نمیکند سمع آیه السجده. ایه سجده که این همه همهمه نبود. ملاک سماع این است نه قرائت او. درست است اون قرأ. ولی اون که ما سمعتُ همهمه اش را شنیدیم. خود اون را نشنیدیم. سماع خود او موضوع حکم است نه همهمه. لذا گفته یعتبر.... فمع سماع الهمهمه لا یجب السجود. دیگه مرحوم سید همه جا احتیاط مستحب هم کرده گفته حالا اشکال ندارد احتیاط مستحب هست.

سوال:؟؟؟

جواب: عرفی است دیگه. صدق عرفی است که ما همه را شنیدیم. اگر هم بعضیش را بشنود و بعضیش همهمه باشد فایده ندارد. ظاهر عبارت هم این است. یعتبر..... یعنی در همه.

سوال:؟؟

جواب: اونها تسامح است نمیگویند.

خب این هم مساله اش چیزی ندارد. مساله بعدی. لا یجب السجود لقرائة ترجمتها او سماع ترجمتها و ان کان المقصود ترجمه آیه ها! میگوید اون ایه معنایش این است.

سوال:؟؟

جواب: بله دیگه. این هم یک نظیری اورده خوب است دیگه. همهمه، به حد ترخص به یک جایی رسیده همهمه اذان را. فقط میفهمد دارد اذان میگویند ولی نه الله اکبر و نه لا اله.... را نمیفهمد چه میگوید. گاهی اوقات این جور است همهمه را میشنویم ولی خودش را نمیشود. همهمه مهم نیست خود اذان مهم است.

سوال:؟؟

جواب: ما الان اذان را شنیدیم یا هیاهوی اذان را شنیدیم؟ اینها یا از اول انصراف است و یا اگر شک داری برائت در محل کلام محکّم است.

سوال:؟؟

جواب: گفته دیگه اقای خویی. اون دلیل خاص است دیگه. اون اصلا مناسبت حکم و موضوع هم همین است. همهمه را هم میشنوی. گفته اقای خویی. به خاطر این است که اگر اون هم همهمه داشته باشد و ما هم خواندن داشته باشیم خیلی چی نیست. بله اگر هیچ چیزی را نمیشونیم خودمان بخوانیم. مضافا که دلیل خاص داریم. ما نگفتیم همهمه هیچ جا. گفته من سمع ایه العزیمه. سمع صدق نمیکند. همهمه اش را شنیدم. الان به من میگویند همهمه اش را شنید. ولی یکی اونجا هست ایه سجده را میخواند یکی گوشش ثقیل است همهمه میفهمد، پیر است یکی جوان است خود ایه را میشنود.

سوال:؟؟

جواب:علم اثر ندارد سماع موضوع است. همه این موارد علم دارد که خوانده. علم اثر ندارد سمع مهم است. یا قرأ و یا سمع. سمع که نیست قرأ هم که نیست.

سوال:؟؟

جواب: حتی بعضی از کلماتش هم بشوند فایده ندارد. ظاهر سمع ایه السجده یعنی همه اش.

شرایط سجده تلاوت

یعتبر فی هذا السجود بحث مهمش در اینجا است که خیلی اقای خویی تطویل کرده خدا رحمتش کند چند صفحه بحث کرده. چی بوده علتش که این قدر تطویل کرده هنوز پیدا نکردیم. یعتبر فی هذا السجود بعد تحقق مسماها. مسمای سجود که دیگه بیان نمیخواهد. مسمای سجود محقق نشود که سجد صدق نمیکند. این واضح است. خارج از متعلق را دارد صحبت میکند. یعتبر...مضافا الی النیه. این که نیت لازم است جای بحث ندارد. سجده کردن برای قرائت قوامش به نیت است دیگه. میخواهد سجده کند برای قرائت. باید نیت کند سجده قرائت را.

بعضی چیزها همین طور است. بعضی از مشترکات تخصیصشان به نیت است. اصل سجده که امر عبادی است قربیا باید اورده بشود. نه که نیاز دارد به نیت. باید به نیت قربی. این که این سجده، سجده تلاوت باشد برای تلاوت و لو ارتکازا ها! در مشترکاتی که یک شیئی صلاحیت برای چند عنوان دارد اختصاصش به نیت است. اگر شما سجده تلاوت را میشنوی همان جا هم یادت بیاید یک نعمتی خداوند به شما داده گفت برای اون نعمت من یک سجده کنم. فایده ندارد. سجده باید برای تلاوت باشد. اون سجده شکر است.

سوال::؟؟؟

جواب: اون یک بحث است دوباره. تعدد اسباب تعدد مسببات.

سوال:؟؟

جواب: اشکال ندارد ما فی الذمه هم نیت اجمالی است.

سوال:؟؟

جواب: ما فی الذمه به همان جوری که شارع قرار داده اشکال ندارد. ما فی الذمه ی شما اولیش نافله صبح است و بعدش فریضه صبح است.

سوال:؟؟؟

جواب: سجده شکر یک حصه است سجده تلاوت...

سوال:؟؟

جواب: ما فی الذمه میگویم یک وقت اشاره است به همان که اون بستگی به این دارد که میتواند عنوان مشیر باشد یا نه.

اباحه مکان

خب این هم بحث ندارد. مضافا الی النیه. از اینجایش بحث شروع میشود. اینها را که جلو اورده معلوم میشود که مفروغ عنه است جای بحث ندارد. مضافا به اینها که عبادت است باید نیت داشته باشد مضافا به این ها اباحه المکان. سجده ای که میکند باید مکانش مباح باشد. اینها امتناعی هستند دیگه. بنا بر امتناع. یا نه. حتی اجتماعی ها هم بعضیهایشان میگویند در ظرف جهل میگویند اشکال ندارد در ظرف علم هم حتی بعضی اجتماعی ها هم گیر دارند. هم امتناعی ها میگویند عبادت در مکان مغصوب باطل است و هم بعضی از اجتماعی ها در فرض علم میگویند. بیشتر اثر امتناع و اجتماع بیشتر اثرش در فرض جهل است و گر نه در فرض علم خیلی از اجتماعی ها میگویند نمیشود. بابا میدانی هم حرام است هم قصد قربت چطور تمشی میشود! این که اباحه مکان هم جای بحث ندارد سجده است و در هر سجده اباحه مکان، به هر بیانی دیگه اباحه مکان شرط است. یعتبر فی هذا السجود..... اباحه المکان چون این عبادت است و عبادت با غصبیت سازگاری ندارد.

عدم علو المسجد بما یزید علی اربعة اصابع

دو: و عدم علو المسجد بما یزید علی اربعه اصابع. گفته اون جایی که سجده میکنی بر چیزی، باید بیش از چهار انگشت بالاتر نباشد. این را مرحوم سید فتوا میدهد. و عدم علو المسجد.... شاید در ذهن مبارکش همین بوده که اصلا اگر بالاتر از چهار انگشت باشد سجده صدق نمیکند. اسجد صدق نمیکند. این را فتوا داده. بعد بقیه اش را احتیاط کرده. گفته و الاحوط.

سوال:؟؟؟

جواب: عرفی. میگوید شرعی واجب است وقتی میگوید اسجد یعنی سجده شرعی و سجده شرعی صدق نمیکند.

الاحوط وضع سائر المساجد و وضع الجبهه علی ما یصح السجود علیه

اباحه مکان گذشت و عدم علو المسجد بما یزید علی اربعه اصابع. اون وقت از این به بعدش احتیاط کرده و الاحوط وضع سائر المساجد و وضع الجبهه علی ما یصح السجود علیه.

الان یک مشکله ای است که گاهی اوقات در خانواده ها هم اتفاق میافتد. دراز کشیده یک کسی ایه سجده را میخواند میگوید مهر بیاورید سجده کنم مثلا. یا نه همان جا بغلطد سجده میکند. بر تشکش سجده کند. علی الارض نباشد. مساله محل اختلاف است. بعضیها هیچ کدام از این شرایط سجده را در سجده تلاوت واجب نمیدانند. میگوید اطلاق دارد سجده کن دیگه. اون ادله ای که شرایط را اورده مال سجده صلاتی است. احتمال هم هست سجده صلاتی چون جزء نماز است یک خصوصیتی داشته باشد. احتمال خصوصیت هست. دو تا ادعا دارد: ادله شرایط مختص به سجده صلاتی است و احتمال هم میدهیم خصوصیت داشته باشد. نماز فرق میکند با مجرد سجده. همین جور هم بود دیگه. نماز بر حائض بر جنب و اینها نبود ولی سجده بود. سجده با سجده نمازی فرق دارد. یک حرف این است. که هیچکدام از اینها در ذهنم این است که بعضی معلقین عروه هم همین طور گفته اند هیچ کدام از اینها شرط نیست. هر وقت شنیدی سجده را دراز کشیدی حرکت کند به این طرف. سجده کن نه مهری نه طهارتی لازم است. طهارت که قطعا لازم نیست گفت حائض و جنب.

بعضی از شرایط قطعا در این سجده لازم نیست شک نیست. روی این حساب است که ما نمیتوانیم اون قاعده همدانیه یا حالا جواهریه اون را اینجا اعمال بکنیم بگوییم در سجده نمازی اون شرایط هست وقتی هم که میگوید برای تلاوت سجده کن یعنی همان سجده. نه بابا. سجده کلی فرق کرده. اون سجده شرط عمده ای که طهارت است شرطش نیست.

سوال:؟؟

جواب: صلات یعنی این مجموعه دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: صلات یعنی این مجموعه. رو به قبله بودن.

سوال:؟؟

جواب: صلات یعنی لیس الا این مجموعه.

سوال:؟؟

جواب: رو به قبله بودن.

سوال:؟؟

جواب: اونها را میگوییم برای این که اینها را خراب کنیم. میگوییم یک مواردی قطعا شرایط نماز در این سجده نیست لذا نمیتوانیم اون قاعده همدانیه، جواهریه را اینجا پیاده کنیم.

باید ببینیم مقتضای ادله خاصه چیست.؟ آیا این شرایطی که سید میگوید عدم علو المسجد..... وضع سائر المساجد... و وضع الجبهه علی ما یصح السجود علیه. سومی. در یکی فتوا داده در دو تایش احتیاط واجب کرده. ایا این فتوا و این احتیاط واجب مجال دارد یا نه. در ادامه اش البته فرموده و لا یعتبر فیه الطهاره من الحدث. که معلوم است. حدث اکبر هم شرط نیست تا چه برسد به حدث اصغر. لا من الحدث و لا من الخبث. فتسجد الحائض وجوبا عند سبب الوجوب و ندبا عند سبب الندب.  وکذا جنب. و کذا لا یعتبر فیه الاستقبال. و لا طهاره موضع الجبهه. بابا طهارت موضع جبهه در اون چی واجب بود اینجا. و لا ستر العوره فضلا عن صفات الساتر که باید طاهر باشد. بابا این قدر فرق دارد این سجده. و عدم کونه حریرا او ذهبا او جلد میته. نعم یعتبر ان لا یکون لباسه مغصوبا اذا کان السجود یعد. خب در مغصوبیت دلیلش عام است دیگه. حرمت غصب دلیلش عام است.

کلام واقع میشود در این سه تایی که مرحوم سید از این همه شرایط سه تا را اورده. ما اون قاعده میگفتیم قاعده همدانیه را نمیتوانیم اینجا ما تطبیق کنیم باید برویم سراغ ادله خاصه. چه دلیل دارید بر این که علو مسجد معتبر است که نباشد؟ عدم علو المسجد علی ما یزید علی اربعه. مرحوم آقای خویی بحث را این جور مطرح کرده. خب دیگه ملاحظه کنید حالا ببینیم وجوهی که برای این قیود اورده شده این وجوه تمام است یا نه.