درس خارج فقه جلسه 78 تاریخ:21/10/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
مساله 16: شرایط سجده تلاوت
بحث در مساله 16 بود. در مساله 16 مرحوم سید فرمود یعتبر فی هذا السجود بعد تحقق مسماه مضافا الی النیه عامه، اباحه المکان. عرض کردیم یک شرایطی است که سه قسم شرایط داریم. یک شرایط عامه داریم که مال هر عبادتی است. مثل اباحه مکان شرط هر عبادت است. سجده هم از عبادات است شرطش اباحه مکان است. یا نیت مثلا. شرایط عامه هر عبادتی جای بحث ندارد. یک قسم از شرایط هم داریم که مال خصوصیت صلات است. اون طرف قضیه. صلات بایستی مثلا لا صلاة الا مستقبلا. نماز باید مستقبلا باشد. مرحوم آقای خویی میفرماید اینهایی که شرایطی که مال خصوصیت صلات است مال این مرکب است اینها هم جای بحث ندارد که مال اون مرکب است. در مال سجده تلاوت آیا هست یا نه مجال ندارد. شرایطی که مال مرکب است بما هو مرکب این مرکب بایستی، صلات بایستی مع الساتر باشد. مال سجده اش نیست. سجده ربطی به حیثیت ستر ندارد. این عنوان صلات باید با ساتر باشد. اینها هم بحث نداریم در سجده تلاوت نمیاید.
انما الکلام در قسم ثالث، خصوصیاتی که مال سجده است. آیا ادله ای که این خصوصیات را برای سجده ثابت کرده است اطلاق دارد، شامل هر سجده ای میشود، سجده شکر، سجده تلاوت، یا نه، اون ادله ای که، محل نزاع را داریم تحریر میکنیم، اون ادله ای که شرایط و خصوصیاتی را که برای سجده قرار داده، اونها اطلاق ندارد، شامل سجده سهو نمیشود. بحث سر این است. خصوصیاتی که موضوعشان نه که صلات است، خصوصیاتی که موضوعشان اگر گفت ستر کن در نماز حالا اون نه، اما اگر در سجده گفت باید مثلا رو به قبله باشد، آیا این اطلاق دارد سجده تلاوت را میگیرد یا نه، الاحکام التی ترتّبت علی السجود. آیا این احکام بحث سر این است، تحریر محل نزاع، احکامی که در شریعت بر سجده مترتب شده است آیا اطلاق دارد، سجده نمازی قدر متیقن است، آیا شامل سجده تلاوت میشود یا نه؟ محل بحث این است.
ظاهرا این بحث بین قدما مطرح نبوده. بین متاخرین مطرح شده. این را دنبال کنید. اجماعی در بین باشد، شهرتی باشد، در ذهن من این است که بین متقدمین مفروغ عنه بوده که این سجَدات احکام نماز را ندارد. سجده تلاوت سجده شکر و امثال ذلک اینها احکام نماز را ندارد ولی بین متاخرین اختلاف شده است. آیا اینها احکام سجده صلات را دارد یا ندارد؟ بعضی ها گفته اند بله دارند و بعضی ها گفتند ندارد و بعضیها گیر کردند و احتیاط کردند. تحریر محل نزاع در خصوصیاتی است که موضوعش سجده است. و در نماز شرط است بلا اشکال. آیا اونکه در شرط در نماز است خصوصیت سجده است، آیا سجده تلاوت را هم شامل میشود یا نمیشود؟ این تحریر محل نزاع.
کلام مرحوم سید
مرحوم سید تفصیل داده. تفصیل یعنی کیفیت حکمش. اون که از خصوصیات سجده است این سه تا حکمی است که مرحوم سید اورده. یکی این که موضع سجده روایت داشتیم دیگه. سجده میکنی از احکام سجده بود که مسجَد چهار انگشت بیشتر بالا نباشد. در اونجا فتوا داده سید فرموده و عدم علو المسجد بما یزید علی اربعه اصابع. و اما در دو تای دیگرش و الاحوط وضع سائر المساجد، سائر مساجد را باید روی زمین بگذارند یا نه، علاوه بر مسجد شش تای دیگر را بگذارند یا نه، گفته احوط است. آیا جبهه را باید بگذارم بر ما یصح السجود ام لا باز گفته احوط است. در یکی فتوا داده در دو تا احتیاط کرده.
بررسی کلام مرحوم خویی و مرحوم حکیم
مرحوم اقای خویی، در ذهنم این است که مرحوم اقای حکیم هم دارد، میگوید وجهی برای تفصیل نیست. یا میگوید ادله اطلاق دارد هر سجده ای را میگیرد فوجب. یا میگویید اطلاق ندارد هیچ کدام از این سه تا واجب نیست. یا هر سه احتیاط است. این که در دو تا احتیاط کرده و در یکی فتوا داده هیچ وجهی ندارد.
خب حالا مرحوم اقای حکیم بفرماید هیچ وجهی ندارد قابل قبول است از اقای حکیم. ولی شمای اقای خویی که یک روایتی را اوردید محل بحث قرار دادید این همه. مقتضای اون روایت هم این است که اینها شرط نیست. این دو تای اخیری. در سجده اینها شرط نیست، اون دو تای اخیری را نفی میکند اما اولی که علو نداشته باشد جزو آن روایت نیست، از شما تعجب است که میفرمایید چه فرق است بین اینها! فرقش همین روایت. مرحوم سید برای ادله اولیه اطلاق دیده که باید مسجد بلندتر از همان مقدار معهود نباشد گفته اطلاق دارد. گفته مسجد و لو سجده تلاوت. اطلاق داشت. اما این که مواضع سبعه هم باید روی زمین باشد پیشانی هم باید علی ما یسجد علیه باشد گفته درست است این هم اطلاق دارد ادله اش. اقای خویی اورده اطلاق ادله. ولی مقیِّد دارد که همان روایتی است که شما محل بحث قرار دادید. روایت شیخ صدوق است از عرضم به خدمت شما حلبی. در اون روایت، شما هم استفاده کردید، حالا مناقشه کردید، سید از اون استفاده کرده که شرایط سجده علی ما یصح. نه در اون روایت میگوید بالای ناقه هست بالای شتر است ایه سجده را خواند ایه سجده را شنید چکار باید بکند حضرت فرمود که اونجا سجده کند. نه ما یصح است نه مواضع سجده است گفته سجده کند.
سوال:؟؟
جواب: شرط اول هست موازی است مشکل نداریم که. بلندی ندارد که. موضعش بلندی ندارد که. فرض بلندی اصلا نکرده.
سوال:؟؟
جواب: هر جا نشسته میخواهد سجده بکند بابا متعارف هم همین است. گردن شتر سجده میکند بلندی ندارد که. پایینی دارد بلندی ندارد.
سوال:؟؟
جواب: با پایش چکار دارد! مسجد.
سوال:؟؟؟
جواب: نشسته است بابا در نسشته که پایش را ملاحظه نمیکند. اونجا که نشسته سجده میکند سرش را میگذارد.
سوال:؟؟؟
جواب: در نشسته این طور نیست.
مرحوم سید وجهی که در اینجا. اصلا ما نمیگوییم درست است ها! ولی جا دارد این که سید در مساله ارتفاع فتوا داده گفته نباید از حد معمول از اون چهار انگشت بلندتر باشد فتوا داده اما در اون دوتای دیگر احتیاط کرده به خاطر روایتی که شما. حالا اقای حکیم ظاهرا این روایت را نگاه کنید جای دیگر...
سوال:؟؟؟
جواب: همین جا گفته؟ شاگرد: بله.
خب، مرحوم اقای حکیم التفات پیدا نکرده کار نداریم. جا داشت در اولی مرحوم سید فتوا بدهد همان اطلاقات عدم ارتفاع. میگوید میگیردش. اما در مساله مواضع سجده و سجده علی ما یصح به حکم این روایت حلبی که نفی کرده بگوید که... شبهه داشته ها! چون شبهه داشته. ما داریم چکار میکنیم. چرا در اولی فتوا داد در دو تا احتیاط کرد. میگوییم وجهش این است که در اون دو تا روایت حلبی است گیر داشته چون گیر داشته احتیاط کرده. ممکن هم هست کسی بگوید روایت حلبی سندا و دلالتا تمام است اونجا اصلا بگوید هیچ لزومی ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: مساوات در آن نیست روایت حلبی. مساوات مسجد نیست. مفروض است مساوات مسجد. نشسته است نشسته سجده میکند مساوی هستند دیگه. بر اون اسب یا بر محمل سجده میکند مساوات مفروض است.
خب بگذریم. حالا میگویم نادرست این حرف. ولی جا دارد مرحوم سید. بحث ما در چیست؟ چرا سید در اولی فتوا میدهد در اون دو تای دیگر احتیاط میکند. نکته اش روایتی است که در بین است. شما روایت را قبول نداری ایشان روایت را منشا احتیاط قرار داده و در اون دو تا احتیاط کرده.
بررسی اصل مساله
خب بگذریم. مهم نیست حالا. اصل مساله. ایا این سه حکمی را که میگویید که از احکام سجده است نه از احکام نماز. در حال سجده بایستی مسجد شما چهار انگشت بلندتر نباشد. در حال سجده باید مواضع سجود بر ارض باشد. در حال سجده باید جبهه شما علی التراب باشد. این سه تا. شبهه این است که اون روایاتی که این سه تا شرط را بیان میکرد اطلاق دارد.
بررسی مقتضی برای مساله
بحث تارةً در وجوب مقتضی است. مقتضی داریم برای این حکم یا نه، و مرحله ثانیه آیا این مقتضی مانع دارد یا نه. اما مرحله اولی فی وجود المقتضی. مرحوم اقای خویی فرموده بله مقتضی دارد. روایاتی که این سه تا شرط را میکرد اطلاق دارد. سجده تلاوت را هم میگیرد. دیگه لزومی ندارد از وسائل بخوانیم همین روایاتی که ایشان اینجا اورده:
عَنْهُ عَنِ النَّهْدِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السُّجُودِ عَلَى الْأَرْضِ الْمُرْتَفِعَةِ فَقَالَ إِذَا كَانَ مَوْضِعُ جَبْهَتِكَ مُرْتَفِعاً عَنْ مَوْضِعِ بَدَنِكَ قَدْرَ لَبِنَةٍ فَلَا بَأْسَ.
این مقدار باید مرتفع باشد. بالاترش ممنوع است. این اطلاق دارد دیگه. شاید هم مثلا. کسانی که میگویند مقتضی موجود است در تک تک این سه تا میگویند روایت مطلق است. سجود علی الارض ... اطلاق دارد در حال صلات یا در حال سجده تلاوت. این یکی.
سوال:؟؟؟
جواب: چند روایت است. صحبت این است که اصلا روایات استواء اون روایاتی که در این سه حکم امده همه این روایات مطلق است. بعضیش را اقای خویی اورده.
سوال:؟؟؟
جواب: انخفاض را بیان نکرده؟ نمیدانم اصلا این روایت سالت.... اون روایتش اطلاق داشت منخفض را میگفت؟
سوال:؟؟؟
جواب: نمیدانم. شاید اونجا اطلاق ندیده. نمیدانم. الان اون باشد برای بعد.
این روایت قسم اول. روایت قسم دوم انما السجود علی سبعة اعظم. گفت سجود علی سبعه اعظم است اطلاق دارد دیگه. سجود چه سجود تلاوت. اطلاق دارد. اصلا مثل قوام سجده در شریعت علی سبعه. بر هفت عضو است. پس باید شما در سجده تلاوت هم هفت عضو را بر زمین منبسط بکنی. این هم اطلاق دارد.
سومی هم که عرضم به خدمت شما صحیحه هشام است که باید قَالَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ- لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَمَّا يَجُوزُ السُّجُودُ عَلَيْهِ وَ عَمَّا لَا يَجُوزُ قَالَ السُّجُودُ لَا يَجُوزُ إِلَّا عَلَى الْأَرْضِ أَوْ عَلَى مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا أُكِلَ أَوْ لُبِسَ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْعِلَّةُ فِي ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّ السُّجُودَ خُضُوعٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ عَلَى مَا يُؤْكَلُ أَوْ يُلْبَسُ لِأَنَّ أَبْنَاءَ الدُّنْيَا عَبِيدُ مَا يَأْكُلُونَ وَ يَلْبَسُونَ وَ السَّاجِدُ فِي سُجُودِهِ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَضَعَ جَبْهَتَهُ فِي سُجُودِهِ عَلَى مَعْبُودِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا الَّذِينَ اغْتَرُّوا بِغُرُورِهَا وَ السُّجُودُ عَلَى الْأَرْضِ أَفْضَلُ لِأَنَّهُ أَبْلَغُ فِي التَّوَاضُعِ وَ الْخُضُوعِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَل.
این از همه بهتر است. مثلا جای فتوا داشت. چون تعلیل دارد. تعلیلی هم که میکند تقویت میکند اطلاق و عموم حکم را. این است که مرحوم اقای خویی متمایل به همین است که این سه روایت و روایات مشابه در هر موردی اطلاق دارند. سجده تلاوت را میگیرد خصوصا اخیره که تعلیل دارد اون اظهر است مثلا. این فرمایشی که ایشان فرموده لذا اگر نگوییم اقوی این است حتما احوط این است و در تعلیقه عروه هم همان اولی را احوط کرده مثل دوم و سوم باز فتوا نداده. یک گیری داشته در ذهنم این است که همان فتوا را هم تبدیل به احوط کرده. وجه کلام مرحوم اقای خویی ثبوت المقتضی است. و عدم المانع بحث میکنیم مانع نداریم مانده هنوز ها! مقتضی برای وجوب سجده تمام است.
بررسی کلام مرحوم اقای خویی
و لکن ما نتوانستیم باور کنیم ثبوت مقتضی را. این که این روایات اطلاق داشته باشد مردم از این روایاتِ سجده بفهمند که اصلا خاصیت سجده این است و لو سجده غیر نمازی ما نتوانستیم اطلاق اینها را بفهمیم. همان طور که خیلی از سابقین و لاحقین گفتند اینها بابا در مورد سجده نماز است. هر سجده ای را اینها نمیگوید. این که این روایات اطلاق داشته باشد، الان که ما برای ما صحبت کنند در سجده نمیدانم باید طمانینه داشته باشی در سجده باید نمیدانم ذکر خدا بگویی هیچ کسی نمیفهمد این سجده، سجده در تلاوت است که در عمرش هم معلوم نیست مبتلا بشود، اطلاق اینها خیلی سخت است.
خصوصا که مشهور، اگر واجب بود قدیمی ها هم میگفتند قدیمی ها هم که نگفتند واجب است. ما در اطلاق این روایات چون این محل ابتلا نیست. سجده تلاوت محل ابتلا نیست، فکر نکنم شماها هم در عمرتان بیش از. اون هم چون طلبه هستید! و الا عموم مردم که اطلاعی ندارند. محل ابتلا نیست سجده تلاوت. اینها که. همانها هم که دوره میکنند اطلاع ندارند.
این دیگه بستگی دارد. این که ما در ناحیه وجود مقتضی باورمان بشود که این روایات اطلاق دارد، اینها این تاکیدات، یک نکته دیگری است ها! این تاکیدات است دیگه. این تاکیدات مال همان نماز موکد است. سجده تلاوت سجده شکر اینها یک امور موکدی نیست. این نماز است که عمود الدین است درباره آن توصیه های زیادی شده از جمله اینهایی که الان میخوانیم اداب و شرایط و خصوصیات مناسبتش با نماز است. اگر شماها همین ها را میخواندید تا الان هیچ وقت از این روایات ذهنتان به سجده تلاوت که معلوم نیست در عمرتان. بله من خودم حساب میکنم خیلی کم سجده تلاوت کردم. همان سه چهار تایی که ماه رمضان...
سوال:؟؟
جواب: ختم قران که نمیکنیم قران باز میکنیم یک جایش میخوانیم.
سوال:؟؟
جواب:درست است اطلاق فرد نادر را میگیرد ولی اگر اون فرد نادر یک جوری است که از ذهن بعید است، نه، اون را گفتیم به نحو مطلق قبول نداریم.
در هر حال، اگر کسی اطلاق این روایات را قبول کرد اشکال ندارد، اطلاق دارد این روایات و میگوید که سجده تلاوت واجب است به حکم این روایات با همان خصوصیات.
سوال:؟؟
جواب: دیروز گفتیم چون خیلی خصوصیاتش به هم خورده جا ندارد. بابا مردم اونها را نمیفهمند.
سوال:؟؟
جواب: میگویم این تفریق مال ما طلبه ها است مردم همه اینها را یک کاسه میبینند میگویند سجده تلاوت فرق میکنند با بقیه. اونها یک جور و اینها یک جور دیگری.
بررسی وجود مانع
خب حالا این که اطلاق داشته باشد ما نمتیوانیم بفهمیم. ولی حالا سلمنا که این روایت اطلاق دارد. مرحله دوم، در مرحله مانع، آیا این اطلاق مانع دارد یا نه؟ بعضی ها گفته اند بله. این اطلاق مانع دارد. مانعش روایت حلبی است که معمولا گفته اند صحیحه حلبی. هم حاج اقا رضا میگوید صحیحه حلبی. هم اقای حکیم میگوید صحیحه. معمولا اینها میگویند صحیحه حلبی. صاحب حدائق هم گفته صحیحه حلبی. گفته اند صحیحه حلبی مانع از این حکم است. اشکال ندارد مقتضای اطلاقات روایات این است و مقتضی تمام است ولی این مقتضی مانع دارد مانعش صحیحه حلبی است یا حالا روایت حلبی:
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْعِلَلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقْرَأُ السَّجْدَةَ وَ هُوَ عَلَى ظَهْرِ دَابَّتِهِ قَالَ يَسْجُدُ خب این سجده ای که میکند تراب که ندارد بر همان یال و کوپال اسب سجده میکند. حَيْثُ تَوَجَّهَتْ بِهِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يُصَلِّي عَلَى نَاقَتِهِ وَ هُوَ مُسْتَقْبِلُ الْمَدِينَةِ (پشت به قبله نماز میخواند پیامبر) يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه.
حضرت فرمود استقبال شرط نیست. این نص روایت است که استقبال شرط نیست. پیامبر پشت به قبله بوده رو به مدینه میرفت. استقبال شرط نیست، معنای مطابقی روایت است. حالا علاوه بر این که استقبال شرط نیست یسجده حیث... یعنی همان روی چی سجده کند. شرایط مواضع سبعه را که نمیگذارد.
سوال:؟؟
جواب: ظاهر یسجد یعنی سجده اختیاری. مهر هم اون زمانها هم لا اقلش مهری بوده. نه. ظاهر یسجد یعنی همان بر مرکب سجده کند. نه تراب و نه مواضع سجده و نه استقبال است.
به حکم این روایت گفته اند مانع داریم.
سوال:؟؟؟
جواب: هوی؟ اشکال ندارد. یسجد. هوی که میکند.
سوال:؟؟؟
جواب: قبله نمیخواهد. همان طور سجده کند حیث توجهت.
میخواهد نفی قبله کند. به همان طرفی که میرود سجده کند. اصل گیر در مورد قبله بوده. تنظیر هم به کلام پیامبر است برای قبله. ولی از آن استفاده میشود که همان طور که قبله شرط نیست سجده بر تراب و گذاشتن مواضع سجده هم شرط نیست. این دلالتش. از نظر سندی هم مثلا تعبیر شده در کلمات به صحیحه.
بررسی کلام مرحوم خویی
مرحوم اقای خویی بحث مفصلی کرده. این بحث را مرحوم اقای حکیم نیاورده بحث مفصلی کرده حول این روایت اولا دلالتا. چون کوتاه تر بوده ظاهرا دلالت را مقدم کرده. ثانیا سندا. اما از جهت دلالت گفته این روایت دلالت ندارد که این شرایط، بحث ما در سجده واجبه است. این روایت مربوط به سجده واجبه نیست که. ادعا کرده، حالا ما این جور میگوییم ها! یا سجده مستحب است یا لا اقلش اطلاق ندارد سجده واجب. به چه نکته ای؟ نکته اش را بیان کرده گفته که استشهاد کرده به صلات رسول الله، در روایت استشهاد کرد که پیامبر نماز میخواند استقبال نداشت خب قطعا نماز پیامبر نماز مستحب بوده. مشابهش هم قبلا اقای خویی استشهاد کرد. نماز پیامبر نماز مستحب بوده مناسب این که نماز مستحب بوده سجده ای هم که واجب بوده سجده مستحب بوده. مرحوم اقای خویی ادعا کرده که این روایت اطلاق ندارد. فرض سجده واجبه را نمیگیرد. چون استشهاد شده به کلام نبی. کلام نبی هم که نماز میخوانده نماز مستحب بوده مناسبش این است که اون سجده هم سجده مستحب است.
قبلا هم گذشت مشابه این کلام از اقای خویی گفتیم ما این را نمیفهمیم. این فرمایش ایشان را نمتیوانیم بفهمیم. اشکال ندارد نماز مستحب بوده. اون هم تامل دارد. سملنا که نماز مستحب بوده. در نماز مستحب مناسبتش این است که اون ایه سجده میخواند سجده مستحب بر عکس. حالا بگو نماز واجب بوده اون ایه سجده میخواند سجده مستحب. چون ایه سجده واجب ممنوع است اما وقتی نماز مستحب است چرا اون ایه سجده میخواند ایه سجده مستحب. چه ربطی به هم دارد. اصلا به نظرم قدر متیقن از این سوال سجده واجب است. سجده مستحب که جای سوال ندارد که.
سوال:؟؟
جواب: قران ختم قران است. ببین عن الرجل یقرا... اصلا مردم از مستحبات نمیایند سوال کنند. یقرا السجده قدر متیقنش سجده واجب است.
سوال:؟؟
جواب: چون قران را دور میکردند تمامش.
خب، یا لا اقلش ترک استفصال است. ما قرینه ایشان را نمیفهمیم. نماز مستحب است پس اون سجده مستحب است. چه ربطی دارند! حضرت استفصال نکرد که یقرا السجده سجده واجب یا. ما که میگوییم انصراف به سجده واجب دارد اون جای سوال دارد اون مشکله دارد که بابا بالای دابه هستم ایه قران خواندم بیایم پایین یا همان جا سجده کنم. حضرت فرمود همان جا سجده کن.
سوال:؟؟
جواب: نه بابا نخواندن قران اصلا معنا ندارد. باید ختم قران میخواهد بکند. بابا اصلا خواندن همان هم استحباب دارد ها! اصلا خدا میخواهد همان را بخوانی و سجده کنی. نه که اونجا رسیدی اون را رها کنی. اصلا خلاف استحباب است.
خب حالا مهم نیست. ما فرمایش ایشان را در مناقشه دلالی نفهمیدیم. نمیدانم چطور شده مشابه این اشکال من را جاهای دیگری دارد. چطور شده غفلت کرده نه. میگوییم اشکال ندارد. این روایت میگوید در حال رکوب است. خب در حال رکوب ساقط باشد اشکال ندارد که. در حال رکوب این شرایط ساقط باشد. چون این در حال رکوب بوده حضرت فرموده اون شرایط سجده در حال رکوب ساقط است شما در اینجا همین سجده ناقص بکنی تسهیلا علی العباد.
سوال:؟؟
جواب: سخت است. یک گروهی جماعتی دارند با او میرود بایستد سجده. مردم چی میگویند اون وقت. نمیشود.
این است که نه. بهتر این بود که ایشان مشابه اش را جاهای دیگر دارد. چطور شده این جواب را اینجا داده نفهمیدیم و مشابهش این است که میگوییم سجده ای که شنیده سجده واجب است. وجوب سجده از وجوبهای اکید نیست که حتما قدرت داری علی الارض. نه. ارتکاز ما هم همین است ها! سجده تلاوت از کبائر نیست. از اون واجبات اکیده نیست. از اون واجبات مثل سوره واجب است هست. از واجبات صغیره است رفع ید کرده شارع مقدس تسهیلا علی العباد فرموده روی زمین هستی سجده کن. روی دابه هستی نه. و لو اشکال ندارد اصلا تنها هستی میتوانی پایین بیایی لزوم ندارد همان جا سجده کن کفایت میکند. این است که این روایت جای مناقشه دلالی دارد نه به بیانی که مرحوم آقای خویی فرموده و لکن به بیان دیگر.
مهم بحث سندی است ایا سند این روایت که مرحوم همدانی گفته صحیحه صاحب حدائق گفته صحیحه. خیلی ها تعبیر کردند از این روایت به صحیحه. ایا این روایت صحیحه است یا نه، مرحوم اقای خویی گیر داده گفته این روایت نه. صحیحه نیست. صحیح بودن این روایت از دو طریق است. ملاحظه کنید.