فقه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ جلسه ۶۰

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 60                            تاریخ:22/9/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

یکره الاقعاء فی الجلوس بین السجدتین

بحث در مسائل این باب بود. مسئله اولی: یکره الاقعاء فی الجلوس بین السجدتین بل بعدهما ایضا.

اقعاء فی الجلوس بین السجدتین مکروه است. وجه کراهتش روایات ناهیه است از اقعاء بین السجدتین که در اون روایات معتبره بود، روایات معتبره، موثقه ابی بصیر، ولا تقع بین السجدتین. و همچنین صحیحه زراره و بعض روایات دیگری که مرحوم آقای حکیم اونها را بیان کرده. نهی داریم از اقعاء بین السجدتین. در مقابلش روایاتی داریم، بعضیها که تام السند که میگوید عیبی ندارد.

ظاهراً مشهور هم همین است، شهرت خیلی قوی همین است که اقعاء فی الجلوس بین السجدتین مکروه است. نباشد هم ما به روایات مجوزه از جمله عرضم به خدمت شما صحیحه حلبی، لا باس بالاقعاء فی الصلاة، همان اقعاء هم داشت، اقعاء این هم اقعاء دارد، لا باس بالاقعاء فی الصلاة ما بین السجدتین، روایات عدیده‌ای داریم در ترخیص. به این روایات عدیده رفع ید می‌کنیم از اون روایاتی که نهی کرده بود از اقعاء. مضافاً همان دلیل پنجم مرحوم آقای خویی که اگر اقعاء جایز نبود، در نماز جایز نبود، لو کان لبان. واجبات نماز، محرمات نماز، اینها یک چیزهایی‌ هستند که نمیشود مجهول مانده باشند.

سوال:؟؟؟

جواب: باشد، باز هم خیلی چیزها الان خنده کردن مانع نماز است. کسی خنده که نمیکند که.

سوال:؟؟؟

جواب: مبتلا به است. فی الجمله مبتلا.

خب حالا مهم نیست. در اینکه اقعاء، اقعاء مبطل نیست، حرام نیست، در این شکی نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: همه، آره گفتیم شهرت محققه، یک خورده احتیاط کردیم نگفتیم اجماع. شهرت قویه بر همین است. اقعاء بیاید مبطل نماز باشد، یکی از مبطلات نماز اقعاء اگر بود، این واضح می‌شد بین، مبطلات نماز مسلمات است.

یکره الاقعاء فی الجلوس بین السجدتین بل بعدهما

خب اینها رو خواندیم، روایات مانعه رو خواندیم، روایات مجوزه رو هم خواندیم، نتیجه این شد که یکره الاقعاء فی الجلوس بین السجدتین. مورد روایات بین السجدتین بود، منتها مرحوم سید بلکه تعدی کرد، بل بعدهما ایضا که گفتیم بعض از روایات بعدش هم، بعد از سجدتین را هم می‌گیرد، اطلاق دارد بعضی از روایات، صحیحه زراره بود و اون عموم تعلیل بود، گفتیم فرق نمیکند چه بین السجدتین و چه بعد از سجدتین کراهت هست، منتها مراتب دارد دیگه، اون بین السجدتین روایاتش زیادتر است.

ماهیت اقعاء

خب تا اینجا خوانده بودیم. حالا اقعاء چیست؟ یک اختلافی است بین فقها و لغویین. که مرحوم صاحب جواهر همین کلام فقها را تأیید کرده، حرف لغویین را نپذیرفته. سید میگوید نه، اقعاء روایات اقعاء که میگوید مکروه است، این را هم شامل می‌شود. هر دو تا را شامل می‌شود که مؤیداتی دارد، الان بحث می‌کنیم. الان بحث سر این است که اقعاء چیست؟ و هو. و هو ان یعتمد بصدور قدمیک علی الارض و یجلس علی عقبیه. قدمه‌اش را صادر کند علی الارض، بکشد، صادر کند و یجلس علی عقبه. بر عقبه‌اش بنشیند. نمی‌دانم امتحان کردید یا نه، همینجور است. وقتی پایش دراز می‌کند، محکم می‌چسباند پایش بر زمین، یعتمد علی الارض.

سوال:؟؟؟

جواب: این یعتمد ..... صدور قدمش علی الارض و یجلس علی عقبیه.

سوال: پاشنه پا میشود ؟؟؟

جواب: یعنی سنگینی را روی قدمیه بندازد. همین روی پا. و یجلس علی عقبیه. جلوسش علی عقبیه باشد ولی اعتمادش بصدور قدمیه علی الارض. یعنی.

بگذارید حالا ببینیم نقطه مقابلش چیست. ان یعتمد بصدور قدمیه علی الارض، قدمینش علی الارض باشد و یجلس علی عقبیه، کما فسره به الفقها. فقها اینجور معنا کردند اقعاء را. تو روایت هم اینجور است. و فسره الفقها بان یضع الییه علی عقبیه بین السجدتین. یضع الییه علی عقبیه. پاشنه پایش. ان یعتمد بصدور قدمیه علی الارض، قدمش را علی الارض بگذارد و یجلس علی عقبیه، روی اون، اون به حساب پاشنه پا بنشیند. همینجور است. یعتمد بصدور قدمیه علی الارض، قدمینش علی الارض باشد و یجلس علی عقبیه، اون عقبه‌اش که اون پاشنه پا، رو پاشنه پاش بنشیند. کما فسره به الفقها.

اینجا هم همینطور گفته، یضع الییه علی عقبیه بین السجدتین. در تاج العروس، لسان العرب هم همینطور معنا کرده، درست است.

مرحوم سید فرموده این مکروه است. این نحو مکروه است. اقعاء فی الجلوس را اینجور معنا کرده و گفته مکروه است. همان روایات را حمل کرده بر همین معنا دیگه، گفت اقعاء دیگه، در اون روایت داشت اقعاء، اقعاء را اینجور معنا کرد، ولا تقع علی قدمیک، همینطور معنا کرد. ولا تقع بین السجدتین که اقعاء الکلب، همینطور معنا کرد.

اقعاء به معنای دیگر

در ادامه اش فرموده که بل بالمعنی الاخر، میگوید بالمعنی الاخر هم مکروه است. بل بالمعنی الاخر المنصوب الی اللغویین ایضا و هو ان یجلس علی الیتیه، بر الیتینش بنشیند و ینصب ساقیه، ساق، بالا بیاورد. ینصب ساقیه و یتساند الی ظهره، به پشتش تکیه بدهد. حالا دستشو، کاقعاء الکلب، یدش را را سید مثل اینکه نیاورده ولی بعضیها. ان یجلس علی الیتیه و ینصب ساقیه و یتساند الی ظهره که اقعاء الکلب. منم تو ذهنم بود سید اون ید را هم دارد ولی این کتاب شما ندارد.

خب. مرحوم سید تعدی کرده، اول اون معنا کرده، بلکه گفته این هم شاید مرحوم سید اینکه این معنا را اضافه کرده، خب آخرش هم گفته که اقعاء الکلب، به خاطر بعض از روایاتی که در اقعاء همین داستان کلب رو آوردند. کلب هم همینجور است. اقعاء کلب هم همینجور است تقریباً. اونجا داشت دیگه در روایت حلبی داشت، انه قال لا تقع بین السجدتین که اقعاء الکلب. اقعاء کلب تقریباً همینجور است، اون به حساب تحتش را به زمین می‌زند، دو تا پایش بلند می‌کند و ینصب ساقیه، البته بعضیها هم گفتند یفترش علی ساقیه، مختلف است. مهمش این است که اون وزنش را میاورد روی اون به حساب الییه ‌اش. ان یجلس علی الییه و ینصب ساقیه.

بعید نیست فرمایش سید. در مقابل اون کسانی که یکی از این دو معنا را آوردند، مثل مرحوم صاحب جواهر، فقط اون معنای اول را آورده و گفته ظاهر روایات همان معنای اول است. نه، بعید نیست که روایات دو دسته باشند. یک دسته از روایات که تشبیه می‌کند به کلب، همین معنای سید باشد و یک دسته از روایات هم که گفته ولا تقع علی قدمیک که تشبیه به کلب نکرده، همین معنایی که فقها گفتند. معنای فقهای ما همان معنای اولی است. همون اولی را اونطور معنا کردند.

سوال: این که خیلی غیر عرفی است مثل کلب بین سجدیتن؟؟؟؟

جواب: بین دو تا سجده پایش بلند کرده، وزنش را گذاشته به مقعده‌اش.

خب، در هر حال مرحوم صاحب جواهر ادعا کرده همان معنای اول را، از کلمات فقها هم آورده، شاهد آورده همان معنای اول را و گفته که اون معنای لغویین مرادشان نیست. ولی مرحوم سید اون معنای اول با اقعاء کلب خیلی تناسب ندارد. این معنای دوم با اقعاء کلب تناسب دارد که در روایت معتبره داشتیم که مثل کلب اقعاء نکند. شاید مرحوم سید که این معنای دوم را اضافه کرده، خودش هم گفته کالکلب، نظرش به روایاتی است که صحبت از کلب کردند. معنای اول را هم آورده، روایاتی  که صحبت از کلب نبوده، همانی بوده که فقها نقل کردند. هر دو اینها.

در مقابل اون تورک که مستحب است، تورک مستحب است اینکه بیایی بالای چی، پا بشینی یا نه، پا رو در بیاوری مثل چی، کلب به زمین بزنی، هر دو تا مذموم است در شریعت. بعید نیست از روایات هر دو تا استفاده بشود.

سوال:؟؟؟

جواب: بعضی از روایات همانی است که فقها میگویند.

مرحوم اقای حکیم هم مفصل بحث کرده. مرحوم صاحب جواهر هم سه چهار صفحه بحث کرده که اینها چی هستند خیلی صاف نیست ولی بعید نیست که خصوصا متورکا هم مستحب است، بعید نیست این دو معنایی که اینجا هست هر دو تا...

سوال:؟؟؟؟

جواب: شاید یک چیزی از اهل سنت نقل کرده مرحوم اقای حکیم. و گفته اینها در رد اونها است.

سوال:؟؟؟

جواب: اصلا در بعضی روایات در مقابل اقعاء گفته تجافی بکند. یک بار دیگر عبارت را بخوانید؟؟؟ شاگرد: و من ادرک الامام فی موضع الیة جاز ان یقوم فیک تجافا و اقع اقعاء و لم یجلس متمکنا.

سوال:؟؟؟

جواب: نه بابا، در چی، زانوها رو زمینه در اقعاء.

در هر حال مهم نیست. روایات تحمل این جهت را دارد که هر دو قسم مکروه باشد در مقابل اون تورک که مستحب است، هر دو تا مکروه باشد، قابلیت این جهت را دارد. خب مهم نیست.

یکره نفخ موضع السجود

مسئله دو، یکره نفخ موضع السجود. جایی که می‌خواهی سجده کنی، خاک دارد، مکروه است که فوت بکنی، خاکش برود. تازه اونم اذا لم یتولد حرفان، دو تا حرف متولد بشود، بحث ندارد که مبطل نماز است، اون بحث نداریم. و الا فلا یجوز بل مبطل للصلاة. اینکه یکره نفخ موضع السجود، روایت داریم.

صحیحه محمد بن مسلم، قلت له الرجل ینفخ فی الصلاة موضع جبهته، فقال لا. معلوم است اینها کراهتی‌ هستند.

و فی حدیث الاربعمئه عن علی علیه الصلاة و السلام، لا ینفخ الرجل فی موضع سجوده. بله.

لکن یک مسئله‌ای هست که لکن فی صحیحه لیث، قلت لابی عبدالله، الرجل یصلی فینفخ فی موضع جبهته، فقال علیه السلام لیس به باس، عیب ندارد فوت کند. بعد اشاره کرده به اون روایات ناهیه، اینکه بعضی جاها نهی شده است، انما یکره ذلک ان یؤذی من الی جانبه.

این روایت مفسر اون روایاتی است که میگفت مکروه است، مکروه در جایی است که من فوت کنم... ظاهرش این است که جایی که این مشکل نیست، کراهت منتفی است.

سوال:؟؟؟ حاج آقا اذیت هم معلوم نشده، یعنی قبل از اینکه سجده رو مهر بگذارد، می‌خواهد چه قدر فوت کند که به کی برسد؟

جواب: اگر فقط این بود که مثلاً، این مکروه است، میگفت این مکروهه، این فتوا ندارد، میگفت این مکروه است. بعد اون هم میگفت به نحو مطلق مکروه است، همون علم اصول، روایات کراهت، حمل مطلق بر مقید نمی‌شود، این درست است. ولی صاف این نیست که لیس به باس، تعلیل می‌کند، انما یکره ذلک، این نشان دارد. اونجا هم که مطلق فرموده، چون غالباً نماز را به جماعت می‌خواندند. چون با جماعت می‌خواندند، حضرت به نحو مطلق فرمود که مکروهه فوت کردن.

سوال: اینکه در سیاق طعام آورده، دلیل نمیشود که نقطه‌اش اذیت نیست؟

جواب: عیب ندارد،  طعام هم مکروه است، موضع سجود کراهتش یک نکته دیگه باشد.

سوال: ارشادی میگوید فوت بکند خاکها برود در چشم خودش.

جواب: این روایت میگوید انما یکره ذلک ان یؤذی من الی جانبه.

سوال: خب نه، عرض می‌کنم حتی کسی هم نباشد، خاک برود در چشم خودش.

جواب: نه، خود کردن سبب. مقداری  صبر می‌کند تا خاکها برود. یکی هم وقتی فوت می‌کند، اونطرف می‌رود.

خب، من حالا معلق میگوید که استاد شما. اینکه کراهت دارد نفخ موضع سجود، مطلقا، یا در جایی که بغل دستش کسی هست، یک خورده گیر دارد.

یکره عدم رفع الیدین من الارض....

و کذا یکره عدم رفع الیدین من الارض بین السجدتین. بین السجدتین، دستهایش که سجده اولا گذاشته، سجده ثانیه می‌خواهد، دستش را برنمی‌دارد. میگوید یکره. یکره عدم رفع الیدین من الارض بین السجدتین. این هم که باز روایت دارد. عرضم به خدمت شما، سئلت عن الرجل یسجد ثم لا یرفع یدیک من الارض، بل یسجد الثانیه، هل یصلح له ذلک؟ قال ذلک نقص فی الصلاة. مبطل نماز نیست ولی نقص در صلات است. مستحبش این است که دستهایش را بردارد، بیارود بالا، تکبیر بگوید. اینکه دستش را همونجا بگذاره، این هم کراهت دارد، حزازت دارد و ثواب نماز را کم می‌کند.

مسئله بعدی هم که یکره قراءة القرآن فی السجود کما کان یکره فی الرکوع. هم در رکوع و هم در سجود، قراءت قرآن کراهت دارد. کراهت دارد یعنی ثوابش کم است. دعا و این ها افضل است. این هم منصوص است، چند تا روایت است در مقام. عرضم به خدمت شما، عن النبی صلی الله علیک و آله و سلم، انی قد نهیت عن القراءة فی الرکوع و السجود.

خب، در رکوع و سجود قراءت انصراف داریم به قراءت قرآن دیگه، قراءت انصراف دارد. بعد فرمود فاما الرکوع فعظموا الله تعالی فیه، همان ادعیه هم تعظیم خدای است که خواندیم. تسبیح خدا، تعظیم خدا. و اما السجود فاکثروا فیه الدعاء. مطلوب در سجود این است که دعا را اکثار بکنید.

سوال: این دعاهای قرآنی را هم می‌گیرد یا نه؟

جواب: مصداق دعا باشد اشکال ندارد به عنوان دعا بخوانی، اللهم اغفر لی و لوالدی، نه به عنوان قراءت قرآن. قصد دعا کند اشکال ندارد. به عنوان قراءت باشه می‌گیرد. مصداق دعا باشد عیبی ندارد. آیات قرآن را به عنوان دعا بخواند، اللهم اغفر لی و لوالدی و لمن کان فلان، به عنوان دعا بخواند، شاملش نمیشود. قرآن هست ولی به عنوان دعا خوانده. قرآن را به عنوان قرآن بخواند. سجده کرده، شروع می‌کند به خواندن قرآن، الم نشرح لک صدرک. عیبی هم ندارد قرآن در نماز، ولی ثوابش کم است.

معنای نهی از قرائت قران

همینجور است. کان یقول لا قراءة فی رکوع و لا سجود. سبعة لا یقرؤون القرآن، الراکع و الساجد و فی الکنیف و فی الحمام. این نهی از قراءت قرآن معنیش چیست؟ این محل کلام است دیگه. در اصول حملش کردند بر اقل ثواباً. ولی ما اونجا گفتیم نه، معلوم نیست این اقل ثواباً، معلوم نیست، شاید اصلاً هیچ ثوابی نداشته باشد. قرآن را جنب بخواند، استحباب ندارد. اصلاً نه که استحباب دارد، ثوابش کم است خودش یک بحثه ها!

سوال: مناسبات حکم و موضوع تو حمام چه اشکال دارد آدم قرآن بخونه؟

جواب: شارع مقدس، عیبی ندارد، بخوان قرآن ولی ثواب ندارد.

ظاهر این روایت همین است. سبعة لا یقرؤون القرآن، الراکع و الساجد و فی الکنیف و فی الحمام، اینها نمی‌خوانند قرآن را، ارشاد به این است که همان که حضرت فرمود لا قراءة فی رکوع، اینجا تشریع نشده. بعید نیست ظاهر روایات عدم تشریع باشد، مشروع نشده. شاید هم مرحوم سید این میگوید یکره قراءة القرآن فی السجود کما یکره فی الرکوع، شایدم سیدم همین را میگوید

سوال: یعنی حزازت دارد دیگه. کراهت دارد.

جواب: نه. اون

سوال: ثواب را رفع ید کرده

جواب: شاید سید هم گفته کراهت دارد یعنی اجری ندارد.

سوال: اون جرئتش نیست تا اونجا دیگه. بابا فوقش گفتن ثوابش کم است.

سوال: شما رفع ید کردید از ثواب کم.

جواب: اما که مبغوض است، یک مرتبه‌ای از مبغوضیت دارد، نه این جرأتش نیست.

سوال: همان هم  که ثواب نداشته باشد، بهتر این است که تو حمام ساکت باشد تا قراءت قرآن.

جواب: نه، ذکر خدا بگوید، چکار دارد با قرآن. نه، قراءت قرآن یک جاهایی استثنا دارد.

سوال: تعبدیّت مشکل ایجاد نمیکند؟

جواب: قصد قربت، اگر ما گفتیم ثواب ندارد، قصد قربت هم معنا ندارد دیگه.

سوال: نماز باطل است.

جواب: نماز چرا باطل باشد؟ قرآن خواندن در نماز که مبطل نیست که.

سوال: قصد قربت هم نمی‌تونم بکنم.

جواب: لازم نیست قصد قربت بکند.

سوال: یعنی مستقر لازم نیست استحباب.

جواب: آقا اصلاً قرآن را که می‌خونیم همه‌اش قربی نیست اصلاً. خیلی جاهای قرآن قربی اصلاً معنا ندارد. ولی قراءت قرآن در نماز مانعی ندارد. ولو قربی هم اصلاً صلاحیت قربیت نداشته باشد.

خب، تمام شد. بحث مهمی که رسیدیم، مسئله جلسه استراحت، می‌خواستم عنوانش کنیم که نشد.