فقه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ جلسه ۱۱۵

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 115                          تاریخ:22/2/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

حکم نماز در صورت ترک سلام و انجام منافی یا فوات موالات

بررسی کلام مرحوم نائینی

بحث پیرامون فرمایش مرحوم نائینی بود. مرحوم نائینی ادعا کرده بود که به ترک سلام مصلی از نماز خارج نمیشود. نتیجتاً اگر منافی انجام داد، منافی در حال صلات است. اگر فصل طویلی مرتکب شد، فصل طویل در حال صلات است. و نتیجتاً در این دو مورد حکم کرد به بطلان صلات.

مرحوم اقای خویی جوابهایی داد از فرمایش مرحوم نائینی. جواب اخیر مرحوم آقای خویی را گفتیم در ضمن فرمایش اقای بروجردی بحث میکنیم. ولی بعد دیدم نه. این نکته دیگری دارد ربطی به کلام اقای بروجردی ندارد. مرحوم آقای خویی در جواب چهارمش فرموده و رابعاً اگر این حرف شما درست باشد در مثل حدث، قهقهه اینها اگر اونجا درست باشد در فصل طویل درست نیست. مرحوم اقای خویی ادعا دارد که اگر ما فرمایش شمای نائینی را قبول کنیم غایتش در اون منافیات حرف شما درست است. و اما در فصل طویل نه. حالا مثلا در ذهن مبارکش این بوده در اون منافیات کسی بگوید اون منافیات مانع از صحت نماز است. نوبت به تصحیح نماز به خاطر ترک سلام نمیرسد. ولی در فصل طویل اون بیان نمیاید دیگه. منافیات محقق نشده. فصل طویل همین خود فصل طویل است. لاتعاد الصلاة من السلام این ترک سلام است، در فصل طویل فقط ترک سلام است و ترک سلام را لاتعاد درستش میکند.

و لکن ما نفهمیدیم فرمایش ایشان را. اگر اون ملاکی را که نائینی میگوید اون درست باشد فرقی بین منافیات و فصل طویل نیست. فرمایش نائینی این بود که اون که محلل است تسلیم است. تسلیمه محلل است. انحصار دارد محللیت در تسلیمه. همان طور که در اون منافیات تسلیمه رتبه اش متاخر است. قبلش منافیات واقع شده است. تسلیمه ای اصلا واقع نشده. نیاز به این هم نداشتیم. چون تسلیمه نیامده فهو فی الصلاة. و وقتی در صلات بود پس منافیات مبطل نماز است. در فصل طویل هم همین جور است. چون سلام نیامده این شخص هنوز در حال صلات است. و وقتی در حال صلات بود ترک تسلیمه مبطل نماز است. تسلیمه را نیاورده. الان هم دیگه فصل طویل است نمیتواند بیاورد. از جهت تسلیمه، ترک تسلیمه نمازش...

حاصل الکلام: نکته کلام مرحوم نائینی این بود که اونی که محلل است تسلیمه است. این تسلیمه واقع نشده است. حالا واقع نشده به خاطر منافیات یا به خاطر فصل طویل. چون این تسلیمه محقق نشده از این نماز خارج نشدیم. الان هم که امکان تدارکش نیست. پس نماز باطل است. اگر فرمایش نائینی درست باشد فرقی بین منافیات و فصل طویل نیست که مرحوم اقای خویی فرموده که اگر هم حرف شما درست باشد در منافیات است نه در فصل طویل. هذا تمام الکلام در قول به بطلان علی نحو الاطلاق.

کلام مرحوم بروجردی و بیان تفصیل ایشان

در مقابل، بعضی مثل مرحوم اقای بروجردی تفصیل دادند. موضوع مساله این بود که سلام را یادش رفته. سلامی که مخرج است یادش رفته. مرحوم اقای بروجردی فرموده اگر بعد از اون منافیات، منافیات مطلق، چه عمدیش و چه سهویش منافی است، بعد از منافیات فهمید اون منافیات نماز را باطل کرده و دیگه لاتعاد مجال ندارد. و اما اگر این که سلام را نمیتواند بگوید نه از جهت منافیات، به خاطر فصل طویل است. فرموده اگر به خاطر فصل طویل نمیتواند سلام را تدارک بکند نمازش صحیح است. خیلی کش داده بحث را و در صدد این بوده یک فارقی بین این دو مورد بیان بکند. ما هو الفارق بین این که فصل طویل سلام را از صلاحیت الحاق بیاندازد یا منافیات سلام را از الحاق سلام را از بین ببرد.

ایشان فرموده البته مقدمه ای را، مقدمه طویله ای را ذکر کرده که حدیث لاتعاد عالم را نمیگیرد. جاهل را نمیگیرد. مختص به ناسی است. معروف هم در ذهن ما این است. مشهور لاتعاد الصلاة را میگویند مختص به ناسی است. لاتعاد الصلاة به نسیان غیر اون مستثنا. به نسیان اینها لاتعاد الصلاة. ادعای مرحوم اقای بروجردی این است که اگر سلام را یادش برود فصل طویل باشد، این مصداق لاتعاد الصلاة هست. لاتعاد الصلاة به نسیان تسلیمه. تسلیمه را یادش رفته، فصل طویل محقق شده لاتعاد الصلاة میگوید که به نسیان تسلیمه نماز اعاده ندارد. در فرض فصل طویل اونی که میخواهد مانع از صحت نماز باشد همین نسیان تسلیمه است. اگر خواسته باشیم بگوییم این نماز باطل است منشاش همان نسیان تسلیمه است. ترک تسلیمه است. مجرد سهو تسلیمه لاتعاد الصلاة. گفته لاتعاد میگیرد اونجایی را که شما فصل طویل داری و به خاطر فصل طویل، نسیان کردی تسلیمه را، فصل طویل هم داری، اونجا اگر خواسته باشیم بگوییم این نماز را اعاد کن به خاطر سهو تسلیمه، نه، این نمیشود. لاتعاد میگیردش.

و اما اگر شما التفات به تسلیمه که پیدا میکنی هنوز موالات به هم نخورده. زمان، زمان قصیری است. یکی از منافیات پیدا شده. حدث صادر شد. همزمان با حدث فهمیدید که سلام را نگفته ای. اونجا گفته که لاتعاد نمیگیردش. گفته که اونجا مصداق لاتعاد نیست. لاتعاد الصلاة الا من خمس اون داخل خمس است. نمیتوانی بگویی لاتعاد الصلاة از سلامی که یادت رفته. مرحوم آقای بروجردی فرموده که موجب بطلان الان اگر باطل باشد موجبش سلام نیست. موجب بطلان اگر الان باطل باشد اون حدث است. اون قهقهه است که صورت گرفته. سبب بطلان در این صورت ترک سلام نیست. سلام را اصلا نمیتوانیم اتیانش کنیم. چون حدث صادر شده.  لاتعاد الصلاة گفته اینجا را نمیگیرد. لاتعاد الصلاة الان لاتعاد الصلاة در اونجایی که فصل طویل است اگر اعاده لازم باشد اعاده به خاطر ترک سلام است لاتعاد میگوید که لاتعاد الصلاة از ترک سلام. ولی اینجا اگر اعاده لازم باشد از ترک سلام نیست. از اتیان منافی است. پس لاتعاد الصلاة، منشا اعاده ما اگر اعاده لازم باشد منشا اعاده ما ترک سلام نیست. منشا اعاده ما اوردن منافی است.

پس لاتعاد الصلاة در جایی از ناحیه سلام لاتعاد جاری میشود که اگر لاتعاد نبود اون ترک سلام موجب بطلان بشود. اما در جایی که موجب بطلان شیئ دیگری است حدث است مثلا، اونجا لاتعاد الصلاة شامل نمیشود و نمیتوانیم بگوییم که اینجا از مصادیق لاتعاد است. لاتعاد الصلاة چون نماز صحیح شده است.

مرحوم آقای بروجردی انکار دارد لاتعاد را نسبت به سلام. نه از اون جهت که مخرج منحصر به سلام است این همیشه داخل نماز است که مرحوم نائینی میگفت. نه. اقای بروجردی هم قبول دارد که اگر فقط طولانی بشود همین طولانی بودن مخرج از نماز است. مخرجیت منحصر به سلام نیست. حرف نائینی را نمیگوید. یک حرف دیگری میزند. میگوید بایستی مستند باشد اون نقص به ترک سلام. اینجا اون نقص مستند به ترک سلام نیست. مستند به اتیان منافی است.

حاصل الکلام: اگر اعاده مستند بود به ترک سلام فقط لاتعاد میگیردش. میگوید از بابت ترک سلام اعاده نداری. ولی اگر نه، اعاده منشاش ترک سلام نیست. منشاش آوردن منافی است، اونجاها مجالی برای حدیث لاتعاد نیست. این فرمایشی که ایشان فرموده.

بررسی کلام مرحوم بروجردی

و لکن در ذهن ما این است که نه. اینها تکلف است. ما دیروز یک ادعایی کردیم و گفتیم که لاتعاد الصلاة ظاهرش مقارنت است. لاتعاد الصلاة همان وقتی که این شخص نسیان میکند نماز را. اطلاق دارد دیگه. لاتعاد الصلاة از نسیان سلام. منتها چون ما قرینه داریم و تخصیص زدیم لاتعاد را به جایی که هنگام تدارکش گذشته باشد. اگر بشود تدارک بکنیم که لاتعاد معنا ندارد. من هنوز سجده دوم را یادم رفته. هنوز در حال نماز هستم. سلام نگفتم. امکان تدارک سجده هست. لاتعاد مجال ندارد. لاتعاد الصلاة در جایی است که نقصی رخ داده و اون نقص جای تدارک ندارد. قابلیت تدارک را ندارد.

ادعای ما این است. کسی که سلام را فراموش میکند از همان آنی که سلام را فراموش میکند مشروط به شرط متاخر، اگر این فراموشی سلام استمرار داشته باشد امکان تدارک این سلام از اول نبوده. این از همان آنی که سلام را فراموش کرد از همان آن حدیث لاتعاد در حقش جاری شد. وقتی حدیث لاتعاد از همان آنی که من سلام را فراموش کردم با این قیدی که به شرط متاخر قابل تدارک نباشد؛ حالا قابل تدارک نباشد به خاط طولانی بودن یا به خاطر این که بعد احداث اون حدث یادم آمده. مهم این است. لاتعاد الصلاة الان حکم میکند به صحت این نمازی که سلام را یادت رفته مشروط به این شرط متاخر که امکان تدارک پیدا نکنی. اطلاقش میگیرد. وقتی اطلاقش گرفت وجهی برای کلام مرحوم آقای بروجردی نیست که مرحوم اقای بروجردی تفصیل میدهد بین اونجایی که طولانی بودن منشا شده که مجالی برای سلام نباشد یا احداث حدث. فرق نمیکند. لاتعاد الصلاة اطلاق دارد. اعاده نمیشود صلات از سلام در جایی که این سلامی که فراموش کردی قابل تدارک نباشد. ولی از همین الان نمازت صحیح است.

وجهی برای کلام و ادعای مرحوم اقای بروجردی نیست که ادعا کرده که اگر به خاطر تطویل نمیشود، چه فرق میکند! به خاطر تطویل نمیتوانم سلام را بگویم یا به خاطر احداث حدث نمیتوانم سلام را بگویم. همان طور تطویل مخرج از نماز است احداث حدث هم مخرج از نماز است. فرقی بین اینها نیست.

اگر فرمایش مرحوم نائینی تمام باشد، تمام و گرنه وجهی برای این تفصیل نیست. هیچ فرقی نمیکند من تطویل بکنم به خاطر تطویل، سلام قابلیت الحاق نداشته باشد یا شخص احداث حدث بکند بعدا متوجه بشود سلام را نگفته. سلام قابل الحاق نیست. فرقی بین فصل طویل یا یک مانعی. اون مانع با این مانع فرقی نمیکند. نتوانستیم یک وجه معقولی برای کلام مرحوم بروجردی پیدا کنیم. وجهی برای این تفصیل نیست.

مختار استاد «دام عزه» در مساله

حاصل الکلام: ادعای ما این است که کسی که ناسی سلام است و این نسیانش استمرار دارد یا به عبارت دیگر ناسی سلامی که قابل تدارک نباشد. ناسی سلام در وقتی که این سلام قابل تدارک نیست اطلاق لاتعاد الصلاة میگیردش. میگوید از الان نماز شما صحیح است. یک مشکله ای بود در کلام مرحوم نائینی. مرحوم نائینی میگفت بابا مخرج از صلات فقط سلام است. ما هم قبول کردیم. گفتیم ظاهر اخبار همین است. مخرج از نماز سلام است. ظاهر روایات بود. اقای خویی منکر شد. سند را مناقشه کرد. نمیشود بدون سلام شما از نماز خارج بشوی. پس مبطل در نماز واقع شده است. ما عرضمان تا الان این بود میگفتیم چه اشکال دارد که هم سلام مخرج از نماز باشد و هم نسیان سلام، نسیان این جوری مخرج باشد. به برکت حدیث لاتعاد. اطلاق حدیث لاتعاد.

حالا مقداری اضافه میکنیم. میگوییم اون روایات که میگوید تحلیلها السلام اون حکم اولیه است. حکم اولیه در باب نماز همین است. منحصر است تحلیلش به سلام. این که مرحوم نائینی فرمود ظاهرش انحصار است میگوییم درست است. و لکن میگوییم چه اشکالی دارد محلل منحصر در سلام است. و لکن شما اگر سلام را یادت رفت به حدیث لاتعاد، ادله اولیه همان انحصار را میگوید. ادله اولیه بگوید که شما از نماز خارج شدی. لاتعاد الصلاة. خصوصا بنا بر این که حدیث لاتعاد مفادش اجتزای غیر ماموربه است از ماموربه. اصلا ما میگوییم حرف درست است. ماموربه نمازی است که سلام دارد. و فقط سلام هم مخرج است. شما اگر سلام را یادت رفت به همان نحوی که گفتیم مخرج را نیاوردی. ماموربه را نیاوردی. بالاتر از این نیست دیگه. ماموربه را نیاوردی. حدیث لاتعاد میگوید میتوانی اجتزا کنی به غیر ماموربه.

این غیر از حرف سابق است. حرف سابق میگفتیم به برکت حدیث لاتعاد مخرج دو چیز است. یکی این که ملتفت باشی سلام. یکی هم ترک سلام. حالا میگوییم نه. اصلا مخرج از نماز فقط سلام است. کسی که سلام نداده تا تشهد رفته و تشهد را گفته، مخرج نیاورده. ولی اینها امور تعبدیه است شارع مقدس به حدیث لاتعاد گفته من تو را اعتبار میکنم خارج از نماز. با این که سلام را نیاوردی! من همین را در مقام امتثال به جای نماز مع السلام قبول کردم. وقتی میگوید این را به جای نماز با سلام قبول کردم فاَنت خارج بدون سلام.

نمیدانم چطور شده ذهن مرحوم نائینی گیر کرده. حدیث لاتعاد را. بابا حدیث لاتعاد یک لسان دیگری است غیر از ادله اجزا و شرایط است. ادله اجزا و شرایط دلالت دارد سلام منحصر در اخراج است. خیلی خب. اما کی گفته صحت صلات منحصر به مخرج است؟ نه. مخرج را هم نیاوردی حدیث لا تعاد تعبد میکند به همین مخرج هم ندارد. من همین را میگویم صحیح است و تو را اعتبار میکنم خارج از نماز. فرمایش مرحوم نائینی فرمایش ناتمامی است.

ما یک حرفی به ذهنمان رسیده روی این تامل بکنید. یک ادعایی در ذهن ما آمده که ندیدم این ادعا را کسی ادعا بکند. ولی جای تامل دارد. یمکن ان یقال: یمکن ان یقال که شروع نماز از همان بسم الله الرحمان الرحیم است. تکبیره الاحرام جزء نماز نیست. ختم نماز هم به همان شهادتین گفتن است. سلام جزء نماز نیست. نسبت به این که سلام جزء نماز نیست و مخرج از نماز است این مشکلی ندارد. مخرج، در خود روایت دارد محلل. نماز را یک چیز حساب کرده و این را محلل از نماز حساب کرده. نسبت به سلامش نیاز به تکلف نداریم. به قرینه مقابله میگوییم این که گفته تکبیره الاحرام بگوید، تکبیره الاحرام معنایش این است یعنی بر خودش با دخول در نماز حرام کند یک چیزهایی را. بعضی روایات تحمل این معنا را دارد. تکبیره الاحرام برای نماز. نماز از اون بسم الله شروع میشود. ما با تکبیره الاحرام وارد نماز میشویم. دالان نماز است. ورود به نماز پیدا میکنیم. این اشکالی ندارد که یک امر هم به همه اینها کرده باشد. اون که میگوید اولها التکبیر اخرها التسلیم یعنی سلامی که به آن امر کردم نه حقیقت نماز. این امر اعتباری اشکال ندارد. امر کرده از اول تکبیر تا اخر تسلیم یک امر ما بیشتر نداریم. این درست است. منتها اصل نماز از اون بسم الله که شروع میکند، بسم الله اول نماز است تا اخر نماز که قبل از السلام علیکم نماز این است. ادعای ما این است که با تکبیره الاحرام وارد نماز میشویم.

یک مویدی هم داریم و اون موید هم این است که منصوص است که تکبیره الاحرام کسی ترکش بکند نسیانش بکند نمازش باطل است. در حالی که در حدیث لاتعاد، لاتعاد الصلاة تکبیره الاحرام نیامده. نگفته الا تکبیره. الا رکوع هست. الا سجود هست. الا تکبیره نیست.

این مشکله ای بوده از سابق در ذهن ما. حلش به این است که تکبیره الاحرام دالان نماز است. نماز از اون بسم الله شروع  میشود.شما به تکبیره الاحرام وارد نماز میشوید. با گفتن تکبیر حالت مصلی پیدا میکنید. و به گفتن سلام از حالت مصلی بودن خارج میشوید. اشکالی ندارد عرفی است که یک امر هم کرده باشد واجب باشد چون ورود در نماز لازم است، خروج از نماز لازم است، یک امر هم کرده من التکبیره الی التسلیمه. این با اون هم منافات ندارد. لزومی ندارد که نوع امر را، ملاک امر فرق میکند ولی یک امر است. ملاک امر به نماز یک چیز است و ملاک امر به اون جزء اول و جزء اخیر ملاک دیگری است. ملاکها تعدد دارند ولی یک امر آمده گفته که امر کرده تکبیره الاحرام بگو تا سلام.

اگر ما توانستیم این ادعا را ثابت بکنیم که حقیقت نماز از بسم الله شروع میشود و ختم نماز به ختم شهادتین است، تکبیره مقدمه ورود به نماز است سلام سبب خروج از نماز است، دیگه هیچ مشکلی ما نداریم. هیچ وجهی برای کلام مرحوم نائینی نمیماند که اگر سلام را فراموش کرد جایی که قابل تدارک نیست نمازش باطل است. نه. سلام اصلا جزء نماز نیست. درست است امر دارد ولی شما به هر نحوی خارج شوید منتها دلیل داریم بعضی جاها.

اون روایاتی هم که میگفت احداث حدث بکنی اگر کسی بگوید مطلق است حتی احداث حدث اختیاری بکند نمازش صحیح است این هم موید همین جهت است منتها ما گفتیم نه. مخرج را شارع مقدس سلام قرار داده. نمیتوانی احداث حدث بکنی اختیارا و از نماز. ما اون روایت را حمل کردیم در بدون اختیار. ولی همان روایات میگفت که بدون اختیار حدثی اگر صادر شد تشهد را برو تطهیر کن تشهد را بیاور سلام نیازی ندارد. با همان حدث شما مثلا حالا اعتبار میکند خروج از نماز را. یا همان وقت.

در هر حال، این احتمال به ذهن ما رسیده که نه سلام و نه تکبیره الاحرام جزء نماز نیست. ما اصلا نیازی به این تکلفات نداریم. این که مرحوم نائینی آمده وضع سلام را بدتر قرار داده از مثلا وضع تشهد. تشهد را یادت برود سلام بگویی نماز صحیح است. تشهد را بگویی سلام یادت برود صلات باطل است. بدتر است. نه. ما عکسش را میگوییم! میگوییم امر در سلام اسهل است از بقیه اجزا و شرایط. مخرج را شارع مقدس این قرار داده. محلل را این قرار داده. حالا اگر این محلل به خاطر عذری از دست رفت نماز را اوردی دیگه. وقتی نماز را اوردی نمازت صحیح است.

ما ولو جرات نداریم ولی اگر روایت نداشتم همین طور میگفتیم. میگفتیم سلام لبّاً جزء نماز نیست. اگر یادت رفت نماز را اوردی. نیاز به ایه و روایت و اینها نداریم. نماز را اوردی مخرج را نیاوردی. مخرجیت و مخرج هم در جایی است که امکان داشته باشد. در جایی که یادت رفته منافی اوردی، فصل طویل، باید اونجا اگر که فصل طویل نیست اگر مانع نیست باید خارج شوی به سلام، ما قبول داریم. خروج از نماز با سلام است. منتها در جایی که امکان دارد. اما در جایی که کسی خوابش برد کسی یادش رفت نماز را اورده. و لو حدیث لاتعاد هم نباشد. لاتعاد نماز را میگوید. اصلا این سلام جزء نماز نیست. ما در ذهنمان این است که ناسی سلام در جایی که التفات دارد شارع مقدس گفته با سلام خارج بشو. امر دارد. اما در جایی که ناسی است امر ندارد این نماز را اورده حدیث لاتعاد هم نباشد حکم میکنیم به صحت این نماز.

حاصل الکلام: تحصل الی هنا: کسی که سلام را یادش رفت، فصل طویل شد و یا این که منافی اورد نمازش محکوم به صحت است. در هر دو فرض محکوم به صحت است حالا یا به حدیث لا تعاد یا این که بگوییم نه. نیازی به حدیث لاتعاد نداریم سلام را که شارع مقدس واجب کرده جزء نماز که نیست برای خروج از نماز است. حالا اگر به یک وجه دیگری هم ما از نماز خارج شده باشیم. اهل سنت که همین جور میگویند بعضیهایشان. میگوییند احداث حدث بکنید از نماز خارج شدی. ولی نه. ما میگوییم مخرج از نماز است دلیل داریم در جایی که التفات داری باید به همین مخرج خارج شوی و جایی که دلیل نداریم، جایی که این مخرج مجال ندارد خب مخرج را، خارج شدی دیگه. خروج از نماز به این است که نمیتوانی آن را ادامه بدهی. حالا اگر کسی این بیان دوم را قبول کرد فبها. اگر قبول نکرد حاصل عرض ما این است که حدیث لاتعاد در محل کلام مشکلی ندارد نسبت به سلام و این حدیث لاتعاد هم هیچ منافاتی با ادله ای که میگفت السلام مخرج ندارد. هذا تمام الکلام در این قسمت.

فردا انشالله ادامه مساله ای را که سید بیان کرده ادامه خواهیم داد و صل الله علی محمد و آل محمد