فقه ۲۴ شهریور جلسه ۷

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                   جلسه 7                    تاریخ:24/6/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

کیفیت رکوع جلوسی

کلام سید در فرد اعلا و ادنای رکوع

بحث در کیفیت رکوع جلوسی بود. مرحوم سید فرمود که باید مقداری خم شود و انحنا پیدا کند که وجهش، مقداری از وجهش محاذی و موازی مقداری از رکبه اش بشود. کمتر از این جایز نیست. یشترط. ما بعضی ها را دیدیم وقتی نماز مستحب میخوانند مقدار کمی خم میشوند. مقداری که وجه آنها موازی رکبه بشود خم نمیشود. اون فایده ای ندارد. تند تند هم میخوانند مقداری خم میشوند فورا بلند میشوند نمازهایشان باطل است. رکوع شرعی را نیاوردند و لا تعاد هم نمیگیرد. جاهل هم باشد نمیگیرد. حالا اون که سید میگوید یشترط، مجرد انحنا کفایت نمیکند. باید انحنا در این حد باشد.

بعد گفت افضل. یک نکته ای در کلام مرحوم سید است. گفت افضل این است که مقداری انحنا پیدا کند که صورتش محاذی موضع سجودش بشود. میگوید افضل این است. از این که میگوید افضل این است به دست میاید که برای رکوع جلوسی دو مرتبه قائل است. مثل رکوع قیامی. یک مرتبه ادنی دارد، اون واجبش هست. یک مرتبه اعلی دارد اون مستحبش هست. در قیامی هم این جور است. در قیامی دستش برسد به رکبتیه اش کفایت است ولی افضلش این است که بیشتر خم بشود که همه اش بیاید. کل رکبه اش در دستش قرار بگیرد. عنقش را چی بکند که ظهرش صاف بشود. ظاهر کلام سید این است که دو مرتبه است، مرتبه اولش ادنی و مرتبه دومش اعلی. چون میگوید افضل میشود اعلی. مثل رکوع قیامی. و فرموده پس این که، از عبارتش به دست میاید که اون مرتبه افضل فقط افضل است و ضرورت ندارد.

اقوال دیگر

در مقابل بعضی گفته اند اصلا رکوع جلوسی همین است که به مقداری خم شود که وجهش محاذی موضع سجودش بشود. یا لا اقلش اون که سید میگوید که محاذی رکبتینش این مقدار کافی نیست. مثل مرحوم اقای حکیم موضع سجده را ادعا نمیکند. ولی میگوید این مقدار هم کافی نیست. وجه این اقوال و این آراء استظهار از روایات باب است.

مرحوم صاحب جواهر و قبلش، اینها را صاحب جواهر در بحث قیام آورده. اقای همدانی در بحث قیام اورده. فکر کنم ج 9 ص دویست شصت و دو. اونجا صاحب جواهر میگوید مقتضای اطلاقات همین مقدار کافی است. مشهور هم همین است که وجه مطابق رکبتین بشود. مقتضای اطلاقات.

اطلاقات در محل بحث

در مقابل مثل همدانی مثل اقای حکیم این اطلاقات را قبول ندارند. کدام اطلاقات؟ ما در خصوص رکوع و جلوسی خطاب نداریم که بگوید جالس یرکع بعد بگوییم خب یرکع، مطلق رکوع کافی است ما این جور چیزی نداریم. ما اونی که داریم این است که کسی که عاجز از قیام است یصلی جالسا. چون نماز جالس همان نماز قائم است فیرکع جالسا. در شکم این آمده و الا ما یرکع جالس را نداریم که به اطلاقش تمسک کنیم. به این نکته مرحو م همدانی هم اشاره کرده که ما در باب جالس یک مطلقی نداریم که به آن تمسک کنیم.

میماند اطلاقات اولیه که میگوید نماز رکوع دارد. یکی از واجبات نماز رکوع است. خب کسی بگوید این اطلاق دارد دیگه. رکوع. و ادعا کند همین که موازی رکبتین شد از نظر عرفی رکوع است. رکوع جالس همین است. تمسک کند به اطلاقات واجب است رکوع و بگوید به ضم این که همین مقدار هم رکوع است. این مستند کسانی است که میگویند این مقدار کفایت میکند. مطلقات.

در مقابل مثل مرحوم همدانی مثل مرحوم اقای حکیم میگویند ما چنین اطلاقی نداریم. اینجا جای تمسک به اطلاق نیست. چرا؟ یک بیان این است که اون اطلاقاتی که هست رکوع عرفی را میگوید دیگه. رکوع عرفی مثل همه خطابات. اون رکوع عرفی که در اون اطلاقات است تقیید خورده در حق قائم. در قائم رکوع عرفی کافی نیست یک کم خم بشوی کفایت نمیکند. بایستی به مقداری خم بشوی که حالا اصابع کف، مهم نیست. ادله تحدید رکوع که گفت انحنا پیدا بکن حتی تصل یداک برکبتیک، اون ظهور ادله اولیه را ساقط کرده. مطلق رکوع کافی نیست. رکوع با انحنای خاص. پس یا صاحب جواهر یا اردبیلی! شما نمیتوانی به اطلاق آنها تمسک کنی. اون رکوعی که اونجا است تحدید شده شرعا. وقتی اون رکوع تحدید شده شرعا درست است تحدید، بزنگاه مطلب این جا است، درست است تحدید در حق قائم است. این درست است. فرمایش اقای خویی. اقای خویی قبول دارد تحدید ادله را. میگوید در حق قائم است. در حق جالس تحدیدی نیست. میگوییم درست است که اون تحدید در حق قائم است ولی اگر یک عنوانی تحدید شد و لو در حال خاصی، همان عنوان در یک جای دیگری آمد ظاهرش این است که به همان نحوی که تحدید کرده. اطلاقات گفت رکوع در نماز واجب است. رکوع عرفی که ظاهرش هست مراد نیست. رکوعی که در حال قیام به رکبتینش برسد. به ذهن میزند که در جلوس هم مطلق رکوع کافی نیست. بعید است که رکوع قیامی تحدید داشته باشد، رکوع جلوسی تحدید نداشته باشد.

سوال:؟؟؟؟

جواب: این دیگه یک استظهار است. گفتیم منشا این اختلافات این استظهارات است.

اگر کسی گفت این اطلاقات که تحدید شد و تحدید هم در رکوع قیامی است، این درست است ها! ولی معنیاش این است که رکوع شارع همین است. حالا چه در قیام. در جلوس هم باید مشابه همین باشد. اگر کسی این را گفت ما اطلاقاتی نداریم که به او تمسک کنیم در حق جالس. باید در حق جالس هم بگوییم باید شبیه قائم رکوع کند. حالا شبیه قائم کدام است محل بحث است. ما فعلا اطلاقات را کنار بگذاریم. اقای خویی تبعا لصاحب جواهر میگوید که اطلاقات هست. تحدید مال قائم است و تحدید نداریم اصلا. ما میگوییم نه.

انصافش این است که محدد مال همه است. و گر نه، اگر ما گفتیم تحدید شامل جالس نمیشود چرا اقای خویی در جالس میگوید باید موازدی رکبتینش باشد. قبلا هم رکوع عرفا صدق میکند. چه فرق میکند رکوع قیامی که اقای خویی گفت رکوع قیامی به مجرد خم شدن عرفا صدق میکند رکوع. این هم صدق میکند. ما میگوییم اگر اطلاقات را قبول کردید و گفتید در ناحیه جالس ما تحدید نداریم باید در ناحیه جالس بگویید مجرد انحنا کافی است. این که مشهور رفتند و شما هم قبول دارید که باید محاذی رکبتین باشد این خودش اخبار از این دارد که اون تحدید اینجا هم میاید. این یک بیان است که ما اطلاقی نداریم.

بیان مرحوم همدانی و مناقشه آن

بیان دوم، بیان مرحوم همدانی است تلاشی کرده در این جا خدا رحمتشان کند. ایشان میگوید ادله رکوع اطلاق ندارد. منصرف است به همان رکوع محدد برای قائم. منصرف است. ایشان میفرماید وقتی که رکوع را بیان کردند رکوع قائم را بیان کردند و شایع شد بین مخاطبین و مستمعین وقتی هم به جالس میگویند رکوع کن به ذهنش همان رکوع میاید. ادعا میکند. اصلا ایشان میگوید بگو در جالس ما خطاب داریم که الجالس یرکع. تنزلاً اگر گفت الجالس یرکع چون اون رکوع اون جوری در ذهن هست اینجا هم به ذهن میاید انصراف. انصراف دارد به همان رکوع شبیه اون رکوع قیامی. اون رکوع قیامی شایع است. اون در ذهن مردم مرتکز شده. وقتی به جالس هم میگویند یرکع، انصراف پیدا میکند به شبیه اون رکوع. اطلاق ندارد باید شبیه اون رکوع باشد.

این فرمیاش مرحوم همدانی را نمیشود تصدیقش بکنیم. این که در زمان صدور این روایات در ذهن مردم آمده رکوع قیامی این جور محدد است. بعد که به جالس هم میگوید یرکع به شبیه او انصراف پیدا میکند نمیتوانیم باور کنیم. در اون زمانها این تحدید ها واضح بوده و در ذهنشان رکوع خاص بوده و بعد یک. بابا مردم نماز میخوانند چطور نمازی میخوانند؟

سوال:؟؟؟؟؟

جواب: شما اصلا بگو وقتی نماز میخواندند خیلی خم میشدند ولی اینکه بگوییم شارع این را تحدید کرده، درست است خم میشدند ولی غالب مردم نمیدانستند رکوع شارع این است. حالا احتیاطا بیشتر خم بشویم. باید در ذهن مردم تحدید رکوع واضح باشد بعد اگر یک جای دیگری گفت یرکع به همان محدد انصراف پیدا کند.

سوال:؟؟؟؟؟

جواب: همان هم معلوم نبود. ما طلبه ها قبل از این که این درسها را بخوانیم خبر نداشتیم که شارع یک رکوع برای خودش تحدید کرده. غالب مردم الان نمیدانند چقدر باید خم بشوند. بعضی کم و بعضی زیاد خم میشوند. محدد روشن نیست بین ما. و لو اصلا شما بگو غالب مردم وقتی خم میشوند دستشان به رکبه میرسد. اما صحبت باب الفاظ و مفاهیم است باید این معنای محدد در ذهنشان حاضر باشد تا اگر شارع در جای دیگری گفت یرکع انصراف پیدا کند به آن.

ما هم ادعا میکنیم ها! ما ادعا میکنیم وقتی او را تحدید کرد، به استظهار، وقتی اون را تحدید کرد، درست است در حال قیام تحدید کرده ولی این تحدید را مردم میفهمند برای مطلق رکوع است. نه از رکوع جالس تحدید را میفهمند. محدد را میفهمند. همان تحدید اول را مردم این جور میفهمند. قائم را برایش خصوصیت نمیفهمند. قریب به ذهن ما این است که رکوع جالس هم مثل رکوع قائم محدد است شرعا.

مقدار تحدید رکوع

حالا به چه مقدار محدد است؟ محدد است همین فرمایش سید. محدد است به این که مجرد خم شدن کافی نیست. و لو عرفا بگویند. مجرد انحنا در حال جلوس کافی نیست. باید شبیه اون محدد باشد. اون تحدید اینجا هم میاید. اون محدد چطوری است؟ اون  محدد یک ادنی و یک اعلی دارد. دو تا حد دارد. حد واجب و حد افضل.

حد واجبش همین است که وقتی خم میشود دستش اصابعش یا کفّش برسد به رکبه، صورتش موازی رکبه میشود حالا همه اش یا قدّامش مهم نیست.

سوال؟؟؟

جواب: فی الجمله محاذی موضع جبهه نمیشود. محاذی این میشود.

در حال قیام که انحنا پیدا میکند حد ادنی، طبق اون که روایت میگوید، این را امتحان کنید. اقای حکیم هم میگوید اختبار کردیم، حدش این است که وجه مطابق رکبه میشود. حد اعلایش این است که صاف بکند کمرش را. عنقش را صاف بکند یک کم جلوتر میرود. اضافه میشود. اون اضافه کجا است؟ کسانی که گفته اند موضع سجده از باب مشابهت، اونها میگویند بیشتر که انحنا پیدا کرد حد اعلی، وجهش محاذی موضع سجده میشود.

این جا است که مرحوم اقای حکیم گفته اختبار خلاف این است. نه. اگر که ظهرش را معتدلِ معتدل کند و عنقش را مد بدهد باز محاذی موضع سجده نمیشود. یک نکته خوبی گفته. گفته چون وقتی که خودش را صاف میکند عَجُزش را میرود عقب. سرش هم از محاذی موضع سجده میاید عقب. اگر خواسته باشد کسی اون قدر خودش را خم بکند که وجهش موازی محل سجده باشد، میافتد. در قائم میگوید اصلا مرتبه اعلا محاذی محل سجده نیست تا در شبیه آن، ان را بگوید. این را راست میگوید. شما هر چه سعی کنید در حال قیام خودتان را کش بدهید میبینید که با اون مهر فاصله دارید.

نظر مرحوم حکیم

مرحوم اقای حکیم فرموده که این وقتی در قیامش محاذی نیست این هم که ما میگوییم رکوع جالسی بکند شبیه او، از باب شبیه او را ما ادعا داریم. شبیه او هم همین جوری است. منتهی در شبیه هم باز همین ادعا را تکرار کرده. گفته در رکوع جلوسی هم اگر خواسته باشد وجهش مطابق محل سجده بشود باز میافتد. همان ادعایی را که در قیام میکرده این جا تکرارش کرده. گفته اگر خواسته باشد به موضع سجده اش محاذی شود میافتد. مگر اعتماد بر دستهایش کند. باید خیلی عجزش را بلند کند. خیلی عجزش را بلند کند تعادل به هم میخورد و از اونطرف میافتد. مرحوم اقای حکیم فرموده محل سجده نه، محاذی رکبتینی هم که سید میگوید نه، یک بینابینی.

این فرمایش مرحوم آقای حکیم در این که موضع سجده را نفی میکند. میگوید مثل قیام است نمیشود، نه، این بعید نیست که فرق بکند جالس با قائم. در قائم همین جور است خواسته باشد خیلی، به قول خودش عجزش را عقب میاورد اگر خیلی خم بشود میافتد. و اما در حال جلوس چون نشسته اون نکته اینجا نیست. نه، مقداری خودش را بلند کند ما این را مجددا امتحان کردیم. مقداری خودش را بلند کند محاذی میشود وجهش با موضع سجده اش. فقط یک نکته ظریفی دارد فکر کنم اون را دقت نکرده اقای حکیم. محاذی موضع سجده میشود نه که دیگه میتواند سجده واجب را میاورد. نه. باز هم نمیتواند سجده واجب را بیاورد. محاذی موضع سجده است. بر همان جایی که الان محاذی سجده باید بکند پایش را باید عقب بیاورد تا این رکبتین روی زمین قرار بگیرد. این را باید عقب بیاورد. این هم به خاطر این که عین رکبه میخواهد روی زمین باشد و الا اگر این شرط نبود میتوانست سجده کند.

کسی که در حال نشستن است با قائم فرق میکند اقای حکیم! میتواند شخصی که جالس است خم بشود و نیافتد و وجهش هم به محل سجده محاذی بشود. هر چند وقتی میخواهد سجده کند باید پایش را عقب بیاورد ولی اون موضع سجده اش موضع سجده است دیگه. این یک جهت در کلام مرحوم اقای حکیم که میگوید نمیشود. نه. میشود. حالا این شدن و نشدنش در مطلب تاثیری ندارد.

اشکال استاد به مرحوم اقای حکیم

عرض ما با اقای حکیم این است که شما مطلق را انکار کردید. ما موافق هستیم. مطلقی ما نداریم درست است. ظاهر این که باید جالس رکوع کند رکوع شبیه رکوع قائم. ما تا اینجا با شما موافق هستیم. خب این شبیه رکوع قائم، نقطه ای که در کلام ایشان ما نمیفهیم. چرا بر اونی که درحال سجده وجهش مطابق رکبتینش میشود چرا این شبیه نباشد؟ مشهور که میگویند وجهش مطابق رکبتینش باشد ما هم میگوییم از باب این است که شبیه اون قائم بشود. خب اون قائم را شما خودتان قبول داری که ادنی مرتبه اش وجهش مطابق رکبتینش هست. حالا بگو اعلا مرتبه مطابق سجده نیست، یک وجب جلوتر. همین جا را خوب تامل کنید. گیر ما در کلام اقای حکیم این است. اقای حکیم میگوید مطابق رکبتین محاذی رکبتین کافی نیست. میگوییم چرا؟ ما هم فرمایشات شما را هم قبول داریم. مطلق نداریم. باید شبیه اون قائم باشد. تحدید اینجا هست. راست میگویی. اما چرا این مقدار که خم بشود و وجهش مطابق رکبتینش بشود چرا این شبیه رکوع قائم نشود؟ با اینکه در رکوع قائم هم قبول دارید که ادنی این است که وجهش محاذی رکبتینش بشود.

حاصل الکلام: ما فرمایش صاحب جواهر را قبول نداریم که اینجا اطلاق داریم. ما میگوییم تحدید در ناحیه رکوع جلوسی هم هست. حق با مرحوم اقای حکیم و مرحوم همدانی است. تحدید هست. اون محدد چه مقدار است ما فرمایش همدانی را قبول داریم. محدد یک ادنی دارد و یک اعلی دارد. همین که سید فرموده. این که مرحوم اقای حکیم اون محدد را میگوید نه اون و نه این. یک بینابینی. موضع سجده را میگوید ممکن نیست. اون یکی را هم انکار میکند. تعلیقه به کلام سید زده. این که مرحوم اقای حکیم میگوید باید بیش از اینها باشد، نه به اندازه موضع سجده، نه، بیش از مواجه با رکبتین باشد ما نتوانستیم وجهش را بفهمیم.

اختصاص تحدید به رکوع قائم

این کلمه را هم میخواستیم اونجا بگوییم. اون تحدید مخصوص قائم است واضح است ها! چون در جالس بدون این که دستش برسد خم میشود. اون تحدید مختص به قائم است و حرف اقای خویی درست است. اما این تحدید سرایت میکند به رکوع جالس یا نه، ما اینجا حرف اقای خویی را قبول نداریم و میگوییم سرایت میکند. اما این که سرایت کرد نتیجه اش چیست؟ میگوییم حرف همدانی درست است حرف سید درست است. همین که ادنی و اعلی. این که نه یک چیز اضافه تر از محاذی رکبتین، کمتر از موضع سجده که اقای حکیم میگوید این را نفهمیدیم. هذا تمام الکلام در این بحث استظهاری نسبتا دقیق.

سوال:؟؟؟؟؟

جواب: حالا ما گفتیم نُسب. گفتم میگویند مشهور است. اقای خویی هم میگوید مشهور.

سوال:؟؟؟

جواب: اصلا ما کار نداریم به اون حرفها. مشهور است یا نه خیلی مهم نیست. ما هستیم و این خطابات چی میفهمیم.

قسم سومی که مرحوم سید آورده حرف متینی است. بعضی ظاهرا از شهید شروع شده. نمیدانم. اون طور که میگویند از علمای متاخر شده گفته اند که جالس باید فخذینش را عمودی کند. ساق روی زمین است اما این فخذین عمودی باشد بعد سجده کند. خیلی حرف عجیبی است. جالس که بخواهد رکوع کند باید یک کم بلند شود بعد رکوع بکند گفته اند که قبلا این مقدار که فخذ عمود باشد واجب بوده استصحاب وجوب میکنیم. یا نه. این میسور است و این اقرب است. ما عاجز هستیم الاقرب فالاقرب. این اقرب به رکوع است.

فرمایش مرحوم شهید که بعضی ها هم قبول کردند خیلی بعید است. همان طور که اقای خویی هم فرموده. دیگران هم فرمودند. نماز جلوسی نماز محل ابتلا بوده. اگر واجب بود لو کان لبان. این جور نحوه عجیب و غریبی که هیچ کس تا به حال ما ندیدیم مرتکبش بشود. صاحب جواهر هم همین طور اشکال کرده به این بیان.

این هم ربطی به رکوع ندارد ها! این که فخذ آدم از مقومات رکوع نیست. رکوع انحنای عن قیام است. این ربطی به رکوع ندارد. جزو مقدمات رکوع نیست. و مقتضای. یعنی این جور ما گفتیم سابق هم گفتیم این الاقرب فالاقرب درست است ولی مثل این که بنای شریعت بر این نبوده که این قدر دقت کند. بگوید حالا که نمیتوانی قائم نیمه قائم. گفت عاجز از قیام هستی فلیجلس. ممکن است گاهی عاجز از قیام است ولی نیمه قیام میتواند. شارع این طور تکالیف سختی ندارد.

ما یقین به بطلان این حرف داریم ها! اینها با مذاق شریعت سازگاری ندارد. لو کان لبان. خلاف مقتضای خطابات است. میگوید اگر عاجز از قیام شدی تصلی جالسا. تصلی جالسا و لو این که قدرت داری مقداری بایستی. تصلی جالسا معنایش این است ترکع جالسا تسجد جالسا... همه اش جالسا. نه که مقداری که میتوانی بلند کن بعد. اینها خلاف متفاهم عرفی از خطابات است. هذا تمام الکلام در رکوع و واجبات رکوع. انشالله فردا بحث میکنیم در مستحبات رکوع.