درس خارج فقه جلسه 50 تاریخ:26/8/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
مساله دوازده: عجز از انحنای برای سجود
کلام مرحوم سید و اطلاق در کلام ایشان
مساله دوازده. إذا عجز عن الانحناء للسجود انحنى بالقدر الممكن مع رفع المسجد إلى جبهته و وضع سائر المساجد في محالها. بحث در این مساله سابق گذشته. فقط این ابتدایش هست که جای بحث دارد. اذا عجز عن الانحنا للسجود، قبلی قادر بود برای انحنای بر سجود، ولی اون مسجَد گیر داشت. حکمش تمام شد. در اینجا عاجز است از انحنای سجودی. اذا عجز..... للسجود. انحنی بالقدر الممکن مع رفع المسجد الی جبهته. ظاهر کلام سید اطلاق است. اذا عجز ..... و لو اون قدر ممکن هم سجده صدق نکند. اطلاق دارد. نه این که به اصطلاح انحنی بالقدر الممکن با قید این که به مقدار سجده هم باشد. نه. این اطلاق دارد.
سوال:؟؟؟
جواب: اصلا دیگه. فرض دوم است اون دیگه.
مع رفع المسجد علی جبهته و .... و ان لم یتمکن... این هم شاهد این است و ان لم يتمكن من الانحناء أصلاً أومأ برأسه. ظاهر کلام سید این است. مقرر گفته که جایی است که انحنا به مقداری است که عرفا صدق کند سجده، نه، فرق نمیکند. انحنا نمیتواند بکند به نحو مطلق است. حالا مهم نیست.
اصل مساله که اذا عجز عن الانحنا للسجود انحنی بالقدر الممکن حالا قدر ممکنش به اندازه سجده باشد یا نباشد، اطلاق دارد، مع رفع المسجد الی جبهته. نمیتواند سرش را بگذارد اون را بیاورد بالا سرش را بگذارد روی مهر. مع رفع المسجد الی جبهته و وضع سائر المساجد الی محالها. بقیه مساجد را هم الی محالها قرار بدهد این موید همان حرف مقرر است. ولی نه این را هم میتوانیم توجیه کنیم. مع وضع .... در جایی که اون سائر مساجد هم مجال داشته باشد. بعضی اوقات میشود و بعضی اوقات نمیشود. یک مقداری میتواند سرش را خم کند دیگه نوبت نمیرسد به اینها مثلا رکبتین را بگذارد. خصوصا که بعدش گفته و ان لم یتمکن ..... اصلا. یعنی انحنای قبلی در همه مراحل است.
سوال:؟؟
جواب: شرعی و عرفی ندارد. سه قسم میکرد. میگفت انحنای به اندازه سجده عرفی. انحنای بعد. لم یتمکن اصلا. دو قسم میکند معلوم میشود که اولیش هم اطلاق دارد.
سوال:؟؟
جواب: ظاهر این میگوید که و ان لم یتمکن... اصلا ظاهرش این است که قبلی که گفتیم انحنی به هر مقداری. و الا میگویم یک قسم را ترک کرده است. به سید نمیخورد. سید همه را بیان میکند.
وجه انحنای به قدر ممکن و روایات مساله
تتمه این مساله در بحثهای رکوع گذشته. مهمش همین صدر مساله است. همین را بحثش میکنیم بقیه اش را رها میکنیم. عجز عن الانحناء للسجود انحنی بالقدر الممکن. وجه این که انحنی بالقدر الممکن، اگر اون قدر ممکن به مقدار سجده باشد که پر واضح است. صدق سجده بکند قدرت بر سجده دارد نیاز به روایت ندارد. و اما اگر اون انحنا به مقداری نیست که سجده بر آن صدق بکند، اون به چه بیان؟ اون را باید با روایت درست کنیم. مرحوم اقای خویی چون که این انحنا را حمل میکند بر مقداری که صدق بکند سجده، میگوید علی القاعده است نیاز به روایت نداریم. میتواند سجده کند دیگه. و اما اگر گفتیم این انحنا اعم است از این که سجده بتواند بکند یا نکند، وجهش بعضی روایات است. یک روایت را مرحوم آقای خویی اورده روایت ابراهیم الکرخی:
وَ رُوِيَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ الْكَرْخِيِ[1] أَنَّهُ قَالَ: قُلْت لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ شَيْخٌ كَبِيرٌ لَا يَسْتَطِيعُ الْقِيَامَ إِلَى الْخَلَاءِ لِضَعْفِهِ وَ لَا يُمْكِنُهُ الرُّكُوعُ وَ السُّجُودُ فَقَالَ لِيُومِ بِرَأْسِهِ إِيمَاءً وَ إِنْ كَانَ لَهُ مَنْ يَرْفَعُ إِلَيْهِ الْخُمْرَةَ فَلْيَسْجُدْ اگر کسی اونجا هست و میتواند خمره را بردارد که سجده کند لازم است فَإِنْ لَمْ يُمْكِنْهُ ذَلِكَ فَلْيُومِ بِرَأْسِهِ نَحْوَ الْقِبْلَةِ إِيمَاءً قُلْتُ فَالصِّيَامُ قَالَ إِذَا كَانَ فِي ذَلِكَ الْحَدِّ فَقَدْ وَضَعَ اللَّهُ عَنْهُ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَقْدُرَةٌ فَصَدَقَةُ مُدٍّ مِنَ الطَّعَامِ بَدَلَ كُلِّ يَوْمٍ أَحَبُّ إِلَيَّ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ يَسَارُ ذَلِكَ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.
مرحوم اقای خویی حمل میکند این روایت را بر جایی که سجده صدق میکند بعد میگوید این روایت ضعف سند دارد ولی علی القاعده است دیگه. امکان دارد سجده کردن الصلاة لا تسقط بحال یعنی باید اجزای نماز را بیاورد. میتواند سجده کند. روایاتی که سجده را واجب کرده شامل این شخص میشود. اما اگر گفتیم اطلاق دارد این روایت ضعف سند دارد. سندش ابراهیم کرخی است. کرخی مهمل است. طیالسی هم حالا اقای خویی هم با اسناد کامل الزیاره درست میکند اون هم مشکل دارد. کفایت میکند اهمال کرخی.
و لکن ما یک روایت معتبره داریم به همین مضمون. خوب بود مرحوم اقای خویی اون روایت را میاورد. اوت 11 بود، این روایت 7 هست. همین مضمون است که قدرت ندارد حضرت فرمود که: الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ هَلْ تُمْسِكُ لَهُ الْمَرْأَةُ شَيْئاً يَسْجُدُ عَلَيْهِ فَقَالَ لَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُضْطَرّاً لَيْسَ عِنْدَهُ غَيْرُهَا اینجا میتواند اون زن بگیرد و سجده کند بر آن. وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَيْهِ.خود اقای خویی اینجا اورده. پس چرا اینجا فقط همین روایت چی را میاورد؟ اون گیر دلالی هم ندارد اشکال دلالی هم نکرده. سند هم قبول کرده. خب اون روایت را اینجا میاورد! شاید اون وقت اینجا را بحث میکرده به ذهنش نرسیده. نمیدانم.
خب این روایت همین جور میگوید که اگر کسی هست میتواند اون را بیاورد بالا باید بیاورد بالا. ببینید از این روایت اطلاق فهمیده میشود یا نه؟ الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ هَلْ تُمْسِكُ لَهُ الْمَرْأَةُ شَيْئاً يَسْجُدُ عَلَيْهِ فَقَالَ لَا باید سجده کند. إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُضْطَرّاً لَيْسَ عِنْدَهُ غَيْرُهَا وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَيْهِ.
سوال:؟؟؟
جواب: مریض ها دو جور هستند یکی میتواند سجده کند.
سوال:؟؟؟
جواب :خیلی مریض ها نمیتوانند بایستند.... خیلی از مریضها هستند که نمیتواند سجده کنند ولی اگر یکی مهر را بیاورد بالا میتوانند.
سوال:؟؟؟
جواب: اگر غیرش باشد همان غیر. غیر اون زن مرد است مرد. نوبت به این نمیرسد نامحرم است. و اگر نه نوبت به این زن میرسد.
اون مهم نیست. مهم این است که استفاده میشود از این روایت، فکر نمیکردم اقای خویی این روایت را اینجا. روایت هفتم.
سوال:؟؟؟
جواب: الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ هَلْ تُمْسِكُ لَهُ الْمَرْأَةُ شَيْئاً يَسْجُدُ عَلَيْهِ فَقَالَ لَا خودش بیاورد محرمی بیاورد. إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُضْطَرّاً لَيْسَ عِنْدَهُ غَيْرُهَا اونجا اشکال ندارد غیر بیاورد وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَيْهِ.
سوال:؟؟؟
جواب: اشکال ندارد قدرت دارد منتها با این کمک. ظاهر امرأة همین اجبنیه است و الا میگفت زوجته. چون الان میخواهد یک مجوزی بگیرد اون مناسبتش این است که بگوید لیس عنده الا زوجته.
سوال:؟؟؟
جواب: فرض نکرده ازدواج کرده باشد اصلا.
خب اشکال ندارد اطلاق دارد. ظاهر این روایت همین است الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ هَلْ تُمْسِكُ لَهُ الْمَرْأَةُ شَيْئاً یعنی قدرت نداشته این سجده بکند. يَسْجُدُ عَلَيْهِ فَقَالَ لَا زن نباید این کار را بکند. إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُضْطَرّاً لَيْسَ عِنْدَهُ غَيْرُهَا غیر این کسی نیست مضطر است خب مراه میاورد مهر را بالا، سجده میکند. وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَيْهِ.
سوال: ؟؟؟
جواب: لا یقدر یک جهتش کمرش اون جور است دیگه. اطلاق دارد از اون حیث.
خب مهم نیست. نتوانستیم پس بفمهمیم اقای خویی چرا اولش همین روایت کرخی را اورده بعد هم گفته روایت کرخی ضعیف السند است. و لکن حکم علی القاعده است.
سوال: میگوید امکان دارد...؟
جواب: امکان اشکال ندارد ولی تمام کرده استدلال را.
میشود ما به این روایت هم استدلال کنیم. ظاهر این روایت هم اطلاق دارد. حالا ممکن است اون و لا یمکنه الرکوع و السجود بود این لا یمکنه ندارد شاید از این جهت هم بهتر باشد که فرضی هم که یک مقداری میتواند سجده کند اونجا را هم بگیرد.
سوال:؟؟
جواب: به قدر ممکن مفروغ عنه بوده و الا نوبت نمیرسد به این که سوال کند ایا میتواند.
سوال:؟؟
جواب وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَيْهِ. هر مقداری که اضطرار دارد همان حلال است.
سوال:؟؟؟
جواب: قاعده است. تطبیق کرده حضرت قاعده را. اصلا اجنبیه هم نبود اولش. گفتش الا ان یکون مضطرا لیس عنده غیرها وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا وَ قَدْ أَحَلَّهُ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَيْهِ.
سوال:؟؟؟
جواب: میخواهد بیاورد بالا. نامحرم است.
سوال: بالا اوردن حرام است ولی...؟
جواب: الا ان یکون مضطرا این شخص مضطر است. مضطر است نمیتواند خودش بالا بیاورد. الا ان یکون مضطرا..... غیر از این نیست و اضطرار دارد به همین اجنبیه.
خب مهم نیست. اقای خویی روایت ابراهیم کرخی را اورده اشکال سندی کرده. نه. این روایت هم هست. اطلاق هم دارد. حضرت سوال نکرد که چه مقدار. مثل این که مفروغ عنه بوده. همین که نمیتوانند سجده کامل کنند نوبت میرسد به سجده ناقص.
و اما روایت دومی که مرحوم اقای خویی اورده صحیحه زراره وَ رَوَى عُمَرُ بْنُ أُذَيْنَةَ[2] عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ كَيْفَ يَسْجُدُ ممعلوم میشود که قدرت بر سجده کامل ندارد. حالا چطور سجده کند؟ فَقَالَ عَلَى خُمْرَةٍ أَوْ عَلَى مِرْوَحَةٍ[3] أَوْ عَلَى سِوَاكٍ يُرْفَعُ إِلَيْه میاورد بالا و به آن سجده میکند. وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنَ الْإِيمَاءِ إِنَّمَا كَرَّهَ مَنْ كَرَّهَ السُّجُودَ عَلَى الْمِرْوَحَةِ[4] مِنْ أَجْلِ الْأَوْثَانِ الَّتِي كَانَتْ تُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ إِنَّا لَمْ نَعْبُدْ غَيْرَ اللَّهِ قَطُّ فَاسْجُدُوا عَلَى الْمِرْوَحَةِ وَ عَلَى السِّوَاكِ وَ عَلَى عُودٍ.
علی القاعده بودن وضع سائر مساجد بر محالّ آنها
خب این روایت دلالتش تمام است بر این که عرضم به خدمت شما همین که سید فرمود. فرمود اذا عجز عن الانحنا للسجود انحنی بالقدر الممکن مع رفع المسجد الی جبهته. از این هم پیدا میشود اگر کسی نیست بیاورد خودش باید بیاورد. بحث نداریم. خب این روایت هم همین طور گفته. گفته اند اون را بیاورند بالا تا سرش را بگذارد. فرمایش مرحوم سید تمام است. مرحوم سید فرمود مع رفع المسجد الی جبتهه. و وضع سائر المساجد الی محالها این از کجا؟
سوال:؟؟؟
جواب: ظاهرش این است که مشکلش این است که بر همان مهر نمیتواند سجده کند و بقیه اعضا لازم المراعات است. مفروغ عنه بوده بین سائل و امام علیه السلام. در هیچ روایتی هم ندارد که مثلا این کارها را هم بکند. اگر امکان دارد. همان ها مثل خود سجده است دیگه. قاعده نماز همین است دیگه. هر مقداری که قدرت نداشتی همان مقدار ساقط است بقیه اش به حال خودش باقی است.
این که مرحوم سید فرموده و وضع سائر المساجد الی محالها این علی القاعده است. و لکن این روایت یک مشکلی دارد و اون مشکل این است که دارد که هو افضل من الایماء. ظاهرش این است که ایما هم اشکالی ندارد.این افضل از ایما است. ایماء مانعی ندارد.
مرحوم اقای خویی جواب داده گفته که بایستی ما رفع ید کنیم از ظاهر این روایت که گفته افضل از ایما است. یکیش این است که بگوییم افضل من الایما است از باب این است که مثل روایت قبلی که میخواندیم. قدرت هم داشته سجده کند. منتها زحمت داشته. مشقت داشته. طبیعیش هم این است. طبیعیش این است که مریض میتواند سجده کند بر تراب به همان نحوه ای که دیگران سجده میکنند و لکن سخت است چون سخت است حضرت فرموده که یرفع الیه و هو افضل. افضل الاعمال احمزها همین است دیگه. میتوانسته سخت بوده واجب نیست ولی رُبّ غیر واجبی که مجزی هست. این وجه ثانی است که اینجا مرحوم اقای خویی بیان کرده.
بعید نیست همین طور باشد. سالت عن المریض کیف یسجد مریض طبیعیش مثلا همین است که سختش است. سوال میکنند مریض چطور سجده کند معلوم میشود که سختش هست دیگه.
مرحوم اقای خویی فرموده صحیحه حلبی هم شاهد همین معنا است. سالته عن المریض منتها اون سالته عن المریض اذا لم یستطع القیام و السجود قال یؤمی برأسه .... اخرش. با این که گفت لم یستطع ها! ولی گفته ان یضع جبتهه علی الارض احب الیّ. اون لا یستطیع عقلی نیست بلکه عرفی است. همان حرج. در موارد حرج که تو میتوانی هم سجده کنی اونجا ایماء کفایت میکند هر چند که باز خود سجده کردن هم افضل است.
سوال:؟؟
جواب: امر دارد. جایز است ترکش کند. کسی که این را چیزهای حرجی الزام را فقط بر میدارد. اصل امر باقی است. تا قدرت دارد اصل امر باقی است. لا اقلش از همین روایت به دست میاید. مقتضای فن که همین است که حرج اصل امر را از بین نمیبرد. اقای خویی میگفت میبرد.
یک جواب اولی هم اقای خویی داده که دلچسب نیست. مرحوم اقای خویی یک جواب اولی داده گفته که این که فرموده یرفع الیه هو افضل من الایماء این فرض قدرت بر چی را نمیگیرد. گفته که مراد ان الطبیعه الصلاة المشتمله علی السجود و لو مع الرفع افضل من الطبیعه المشتمله علی الایماء. کما یقال ان الفریضه افضل من النافله... اذ لیس معنی الافضلیه فی هذه الاطلاقات التخییر بین الامرین بل المراد ان هذه الطبیعه فی ظرفها و شرایطها المناسبه لها اکثر ثوابا من الطبیعه الاخری.... فیکون حاصل المعنی ان الصلاة المشتمله علی السجود الصارده ممن یتمکن منه افضل من المشتمله علی الایماء الصادره من العاجز عنه. لا ان احدهما افضل من الاخری فی موضع واحد. مرحوم اقای خویی یک جواب دومی داده که در اول اورده. به ذهن میزند خلاف ظاهر است. سالت عن المریض کیف یسجد؟ قال علی خمرة.... یرفعه الیه هو افضل من الایماء. ظاهرش یک مورد است. هو افضل من الایماء ظاهرش یک مورد است. همین شخصی که مریض است سخت است بر خمره، همین یرفعه الیه. هو افضل من الایماء.
این که بیاییم بگوییم که یرفعه الیه یعنی میخواهیم بگوییم که دور از ذهن است نه که حالا. یرفعه الیه هو افضل من الایماء دور از ذهن است که بگوییم اونجایی که این شخصی را میگوید که اون قدرت بر چی دارد. سجده دارد. این که بگوییم دو مورد هست روایت، فرمایشی که ایشان میفرماید نمیتوانیم. یک بار دیگری نگاهش بکنید.
سوال:؟؟؟
جواب: حمل دوم میشود. ولو مع الرفع... قابل تحمل است.
سوال:؟؟؟
جواب: روایت خاص اگر باشد معنایش این است. حرجی است در موردی که حرج است اینجا میگوید اصل امر باقی است منتها الزامی نیست. جواب دومش میگوید که الزامی نیست.
این جواب اولش خیلی مفهوم نمیشود. همان که گفته جواب دوم خوب است. فلا تصل النوبه الی الایماء. یرفعه الیه هو افضل من الایماء مورد روایت اونجایی است که سخت است و لکن تحمل سختی اشکال ندارد هو افضل من الایماء. تحمل سختی اشکالی ندارد.
دیگه این چیزی ندارد. فتحصل ان وجوب رفع المسجد و السجود علیه مع التمکن مما لا ینبغی الاشکال فیه لکونه مطابقا للقاعده. مرحوم اقای خویی میگوید این مطابق قاعده است. ما میگوییم که نه، یک قسمش مطابق قاعده است اونجایی که سجده عرفا صدق بکند اما جایی که عرفا صدق نکند در ذهن ما این است که اونهایی که تعلیقه نزده اند به کلام سید گفته اذا عجز ..... انحنی بالقدر الممکن مع رفع السمجد الی جبتهه اونهایی که تعلیقه نزدند از این اطلاق فهمیدند. مثل این که باب نماز همین جوری است.
ما از مجموع انچه که در باب نماز امده استفاده کردیم الاعلی فالاعلی. این روایات هم اطلاق داشت دیگه. حمل این روایات بر کسی که نمیدانم چی هست. این حمل هم خلاف ظاهر است. پس این جور شد اذا عجز..... و ان لم یتمکن من الانحناء اصلا. این که میگوید اصلا معلوم میشود قبلی هر دو تا است. أومئ برأسه... دیگه بقیه اش مسائلی است که در بحث قیام گذشت دیگران هم دیگه تتمه مساله را بحث نکردند ما هم رهایش میکنیم. میرویم مساله 13.
[1] . الطريق صحيح كما في الخلاصة.
[2] . الطريق صحيح.
[3] . يعني افعل و ان لم تصل قاعدا بل مضطجعا أو مستلقيا.( مراد).
[4] . ان العامّة يكرهون السجود على أمثالها و يقولون انه بمنزلة السجود على الصنم مع أنهم رووا حديث الخمرة في صحاحهم بطرق متكثرة.( م ت).