درس خارج فقه جلسه 52 تاریخ:28/8/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
فروعات مساله 14: ارتفاع جبهه از زمین
بحث در مساله 14 بود. إذا ارتفعت الجبهة قهراً من الارض قبل الإتيان بالذكر فإن أمكن حفظها عن الوقوع ثانياً حسبت سجدة فيجلس ويأتي بالاخرى إن كانت الأُولى، ويكتفي بها إن كانت الثانية. سجده را اورد دیگه. سجده را اورد مجزی است. ادامه اش مال ذکر است که اون هم ساقط است. این را گفتیم مطلبی ندارد.
عود سجده بر زمین قهرا
و اما وإن عادت إلى الارض قهراً فالمجموع سجدة واحدة فيأتي بالذكر، وإن كان بعد الإتيان به اكتفى به. گاهی اوقات سر آدم میخورد چطور است چون تصمیم دارد نمیدانیم سرش میخورد یک کم میاید بالا دوباره بدون اختیار میرود روی مهر. مرحوم سید فرموده مجموع یک سجده است. این که مجموع یک سجده باشد وجهی ندارد. فرض این است که اون مقدار اول بر آن سجده صدق میکند. سجده که بر اولی صدق کرد امر به اصل سجده ساقط شد. چون حاصل شد. ضمیمه کردنش جزو سجده واجب باشد، وجهی ندارد. طبیعت سجده واجب است اون هم به همان مرتبه اولی محقق شد. دوباره این ضمیمه بشود به اون و بشود سجده، وجهی ندارد.
سوال: باید ببنیم بقاء هست یا نه؟
جواب: بقاء نمیبیند. سرش خورده بلند شده قدرت نداشته ادامه داده. این که عرفا این بقای او باشد اینها تسامح است.
گفته و یکتفی بها... و ان عادت الی الارض قهرا. بدون اختیار دوباره سرش روی اون قرار گرفت. سید میگوید فالمجموع سجده واحده فیاتی بالذکر. ما قبول داریم این مقدارش که یک ریزه ای سرش خورد بلند شد یک مقدار کمی اون را عرفا مضر نمیدانند به وحدت.
سوال:؟؟؟
جواب: قرار گرفته روی مهر. واجب ساقط شده و دوباره بلند شده.
خب این بند به این است. ادعای سید این است که فالجموع سجده واحده، که در این صورت اگر ذکر را نیاورده ذکر را باید بگوید. اما اگر گفتیم این هم دو سجده است اولی یک سجده است. درست است یک ریزه ای. اون قابل تحمل هست. که یک مقدار کمی تکان خورد دوباره سرش را گذاشت اون را کالعدم میبینند. عرف میگوید اینها یک سجده است. و الا اگر چهار یا پنج سانت بلند شد دوباره سرش را گذاشت اینها یک سجده نیست. دو سجده است منتها میگوید به دست خودش نبود. این است که ذکر را. رجاءً اشکال ندارد که ذکر را در دومی بگوید. اما این که دومی جزء سجده نماز باشد و این مجموع یک سجده حساب بشود و ذکر واجب باشد نه. همان طور که مرحوم اقای خویی فرموده این اشکال است. احتیاطا این طور میگوییم. فالمجموع سجده واحده مهمش این فیأتی است. فیاتی بالذکر احتیاطا. نه این که واقعا.
سوال:؟؟؟
جواب: اون تمام شد. اون در سجده اولی. ذکر باید در سجده اول باید باشد. سجده اول هم تمام شد.
سوال:؟؟؟
جواب: رفع ما اضطروا اون چی ندارد. وجوبش برداشته میشود.
و ان کان بعد الاتیان به اگر همان اولیش که گذاشته بود اتیان کرده بود ذکر را اکتفا به همان اولی. نه. همین که مرحوم اقای خویی هم دارد که یاتی بالذکر علی الاحوط بعد گفته و لا یبعد ان لا یکون العود متمما اون احتیاط را مستحبش میکند. و لا یبعد ان لا یکون العود متمما للسجده. این متمم سجده نیست در نتیجه اون احتیاط هم میشود احتیاط مستحب. خب این چیزی ندارد.
مساله 15
مرحوم سید در بحث بعدی گفته که. این بحث بعدی در کتاب طهارت مفصل بحث شده. فقط اشاره میکنیم. لا بأس بالسجود على غير الأرض ونحوها مثل الفراش في حال التقية منصوص است اینها در حال تقیه برداشته شده، ولا يجب التفصيّ عنها بالذهاب إلى مكان آخر نمیخواهد حالا که همه اش فرش است یک مسجد دیگری نماز بخوانی. نه. باب تقیه واسع است.
سوال:؟؟؟
جواب: با اونها نماز خواندن در مسجد انها نماز خواندن تقیه مداراتی است. ممکن است بعضی جاها هم خوفی باشد. مهم نیست.
و لو مسجد دیگری فرش ندارد حصیر است میتوانیم اونجا برویم نماز بخوانیم و سجده درست و حسابی ولی لازم نیست. اینها را بحث کردند روایات عدیده ای هم هست که با اونها نماز میخوانی. اونها را بحث نداریم فقط یک نکته میخواهم اشاره کنم. ایشان میفرماید نعم لو كان في ذلك المكان مندوحة فرش انداختن ولی یک جایش هم خالی است که من بروم اونجا بایستم و اونجا سجده کنم بر سنگ ها. مرحوم سید در باب تقیه سخت گیر است. گفته است لازم است. بأن يصلي على البارية، بوریا، أو نحوها مما يصح السجود عليه وجب اختيارها. باید برود اونجا. البته باید برود اونجا یعنی در وقتی که خود این خلاف تقیه نباشد. مقصودش واضح است. یک وقت همان را انتخاب میکند معلوم میشود که این شیعه است و اذیتش میکنند. مقصود واضح است.
الان مسجد النبی همین طور است که فرش اندختند یک جاهایی هم. فرش انداختند اون قسمت بالا سر حضرت اون قسم ستون ابی لبابه اون قسمتها مفروش است. این عقب ترها بعضی جاهایش خالی است. سید میگوید که برود همان جای خالی بایستد. اون بحثی که اونجا داشتیم در این مقدارش ما گیر داشتیم. گفتیم نه. خودش را محروم کند نماز عند استوانه ابو لبابه. یا از روضه خودش را محروم کند. گفتیم وجهی ندارد برود همان روی فرشها نماز بخواند با این که تفصّی هم ممکن است. خودش یک بحثی است. این که تفصی ممکن است ما گیر داشتیم.
سوال:؟؟
جواب: همین را ما گفتیم فرق نمیکند. چطور الان میتواند برود یک مسجدی که فرش ندارد جایز است بعد اینجا که میرسید میگویید نگاه کند. نمیشود.
سوال:؟؟
جواب: تقیه مداراتی همان که اونجا این نماز را مثل اونها بخواند کافی است.
ما در اون بحث این جور گفتیم که حتی این تضییقی که اورده.
سوال: اگر اون مکان خصوصیت ندارد وقتی میتواند دو متر اون طرف تر بخواند، گفتنی نیست که نخواند! تقیه موضوع ندارد که.
جواب: اونها گذشت دیگه. مدارات بهترش این است که نماز نخواند در همین مکان. میگویم بروم سراغ اونها گاهی خلاف تقیه است.
مهم این است که ما با اونها همراهی کنیم. در سجده علی الارض خیلی چی نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: تکتف هم اشکال ندارد.
مساله 16: ترک سجده نسیانا
بررسی کلام مرحوم سید
إذا نسي السجدتين أو إحداهما و تذكر قبل الدخول في الركوع وجب العود إليها. نماز را باید با سجده بیاوری. هم مقتضای روایت است و هم مقتضای قاعده است که واجب را نیاورده است. اینها را اورده خیلی بحث ندارد.
وإن كان بعد الركوع، بعد از رکوع فهمید یک سجده را ترک کرده مثلا. اینجا تفصیل است. مضى إن كان المنسي واحدة وقضاها بعد السلام. نماز لا تعاد الصلاة من سجده واحده. منصوص است دیگه. درست است در صحیحه زراره دارد که الا من السجود ولی روایت دیگری هم داریم مکملش که لا تعاد الصلاة من سجده واحده. این هم لا تعاد الصلاة یادش رفته دیگه. حالا یادش امده قابل تدارک نیست. چون اگر تدارک کند لازم میاید زیادی رکن. بعد از نماز قضا میکند اون هم منصوص است. تا اینجایش گیری ندارد.
صحیحه اسماعیل بن جابر مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ[1] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَسْجُدَ السَّجْدَةَ الثَّانِيَةَ حَتَّى قَامَ فَذَكَرَ وَ هُوَ قَائِمٌ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ قَالَ فَلْيَسْجُدْ مَا لَمْ يَرْكَعْ فَإِذَا رَكَعَ[2] فَذَكَرَ بَعْدَ رُكُوعِهِ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ فَلْيَمْضِ عَلَى صَلَاتِهِ حَتَّى يُسَلِّمَ ثُمَّ يَسْجُدُهَا فَإِنَّهَا قَضَاءٌ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- إِنْ شَكَّ فِي الرُّكُوعِ بَعْدَ مَا سَجَدَ فَلْيَمْضِ وَ إِنْ شَكَّ فِي السُّجُودِ بَعْدَ مَا قَامَ فَلْيَمْضِ الْحَدِيثَ. قضائش نیاز به روایت دارد اما این که نمازش صحیح است لا تعاد الصلاة من سجدة واحده بحث نداریم این فرع اولش واضح است.
و اما فرع دومش: وتبطل الصلاة إن كان اثنتين و رکعت اخیره نیست. بعد از رکوع است و دو سجده را یادش رفته. خب حدیث لا تعاد السجود الا من السجود میگوید نمازش باطل است. مقتضای اطلاق اون روایت که نقص قدر متیقنش هست. لا تعاد الصلاة الا من سجود، میگوید نمازش باطل است.
سوال:؟؟
جواب: میگوید نمیشود. همین که گفتند. اگر برگردد دو سجده را بیاورد بعدش یا رکوع را میاورد یا نمیاورد. بیاورد زیاده رکوع است نیاورد رکوعی را که اورده شرط رکوع را ندارد. رکوع باید بعد از یک سجده لا اقل باشد. قابل تصحیح نیست این نمازش.
این هم که روایت خاصه ندارد همین جور است اینها روایت خاصه ندارد.
سوال؟؟؟
جواب: چون محل ابتلا نبوده کسی که رکوع کرده رفته پایین رفته پایین هیچ سجده ای نیاورده، این اول ما خلق الله ش گیر دارد دیگه. یک سجده نص خاص دارد محل ابتلا نبوده که. ولی خب مقتضای حدیث لا تعاد و ادله اولیه اش سجده واجب است لا تعاد هم که نمیگیردش نمازش محکوم به بطلان است.
سوال:؟؟
جواب: به نحو کلی هست. لا تعاد الصلاة ... هست اما یک موردی پیدا کنیم که مثلا دو سجده را یادش رفته نمازش باطل است این خاص نداریم.
و تبطل الصلاة ان کانت اثنتین مقتضای اطلاقات ادله. حدیث لا تعاد هم که نمیگیرد بلکه حدیث لا تعاد میگوید الا من السجود میگوید نمازت باطل است. اعاده لازم است.
حالا دو سجده یادش رفته در رکعت اخیر. وإن كان في الركعة الأخيرة يرجع ما لم يسلّم. تا سلام نگفته رجوع میکند و دو سجده را میاورد. دو تا سجده رکن هستند دیگه. اینها میشوند زیادی. زیادی نسیانی است اشکالی ندارد.
وإن تذكر بعد السلام بطلت الصلاة إن كان المنسي اثنتين وإن كان واحدة قضاها. لا تعاد الصلاة الا من الخمس یکیش سجدتین است دیگه. لا تعاد داخل در استثنا است. و اگر هم واحد هست اون یکی را قضا میکند.
ظاهر کلام سید همین است که سلام گفت دیگه نمازش تمام شده جای تدارک ندارد. ظاهر کلام سید این است که نماز که سلام داده شد السلام مخرج عن الصلاة. دیگه جای تدارک ندارد. و لکن نه. این هم جای بحث دارد که کسی سلام داده گاهی منافی انجام داده، بله جای تدارک نیست. مثلا پشت به قبله شده یا حدثی ازش صادر شده. بلند شده رفته. اینجا حرف سید درست است. دو سجده را ترک کرده تعاد الصلاة یک سجده را ترک کرده روایت داریم دیگه که یک سجده را ترک کرد قضاها. بعد از سلام اگر منافی نماز انجام داده همین طور است که سید میگوید.
اما اگر منافی انجام نداده و در حال تعقیبات است. خیلی هم طولانی نشده که مثلا فصل طویل شبهه داشته باشد. شروع کرد به تسبیحات یادش امد که دو سجده را ترک کرده. اینجا میگوییم برگردد دو سجده را بیاورد. دو تا سجده را بیاورد به اصطلاح تشهد گفته سلام گفته السلام مخرج عن الصلاة این درست است ولی در جایی که به جایش باشد. این سلام به جایش نبوده. مخرج عن الصلاة نیست مقتضی القاعده این است که اگر منافی نیاورده باشد کلام سید میگوید و ان تذکر بعد السلام بطلت الصلاة اطلاق دارد. ملاک را قبل از سلام و بعد از سلام قرار میدهد. چه منافی اورده باشد و چه نیاورده باشد. نه اگر منافی انجام نداده بر گردد این سلامش بی جا است. تشهدش بی جا است. برگردد یک سجده را فراموش کرده تدارک میکند. دو سجده باشد تدارک میکند. همان طور که مرحوم اقای خویی هم تعلیقه زده و فرموده بل تصح و یجب التدارک ما لم یحصل المنافی.
سوال: اگر میخواست بر گردد به جا بیاورد اون اضافه ها چی میشود؟
سوال: مثل این که در رکعت اول یادش میرود و سلام میگوید. رفع جاری میشود. این هم همین طور است. اینها نابجا بوده. سلام و تشهد باید بعد از سجدتین باشد. و چون این قبل از سجدتین است سلام نابجا است.
خب این مساله چیز مهمی تا اینجا ندارد.
سوال؟؟؟
جواب: بطلت الصلاة نمازش جا ندارد باطل است. قضاها نه. میتواند برگردد انجام بدهد.
مثل این که همان طور که مطالعه میکردیم بحث طویل الذیل است دیگه نمیرسیم. میخواستیم اون بحث قبلی را تکمیل کنیم. ناقص گفته شد. این حالا تتمه کلامش را میگذاریم. این مقداری که در متن است بحثش تمام است منتها یک نکاتی هست که بعد از تعطیلات بحث میکنیم.
تتمه ای از مساله 12
اون بحث قبلی در مورد این بود که مساله: إذا عجز عن الانحناء للسجود انحنى بالقدر الممكن مع رفع المسجد إلى جبهته ووضع سائر المساجد في محالها. مرحوم اقای خویی اول اون روایت ابراهیم کرخی را اورد.احتمال زیاد اقای حکیم را مطالعه میکرده اقای حکیم هم همان روایت را اورده. ایشان هم همان روایت را اورده. بعد گفته یک روایت دیگری داریم. اون روایت ابی بصیر بحث ندارد سندا و دلالتا تمام است. کلام در روایت دومی است که صحیحه زراره باشد. بحث در این بود که إذا عجز عن الانحناء للسجود انحنى بالقدر الممكن مع رفع المسجد إلى جبهته ووضع سائر المساجد في محالها.
خب مرحوم اقای خویی حمل کرد این کلام را بر جایی که سجده عرفی صدق بکند. بعد آمد روایت اولی را که اقای حکیم اورده اورد. روایت ابراهیم کرخی. بعد گفت این مشکل سندی دارد. بعد گفت دو روایت دیگری هم هست. روایت دومیش برای سومین بار است مثل این که این را تکرارش میکنیم. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ كَيْفَ يَسْجُدُ فَقَالَ عَلَى خُمْرَةٍ.
اینها همه ما یصح السجود است. خمره چیزی است که از نخل میگیرند. أَوْ عَلَى مِرْوَحَةٍ همین باد بزن است دیگه. أَوْ عَلَى سِوَاكٍ این هم که چوب است. يَرْفَعُهُ[3] إِلَيْهِ هُوَ أَفْضَلُ مِنَ الْإِيمَاءِ ظاهرش همین یک مورد است اون توجیه دوم اقای خویی نادرست است که به لحاظ دو مورد است نه. ظاهرش همین یک موردی است که رفع کرده یرفعه الیه هو افضل من الایماء. این که مهر را بیاورد سرش را بگذارد این افضل از ایماء کردن است که ما میگوییم اطلاق هم دارد اونجایی که سجده عرفا صدق نکند این افضل است. بهتر است. واجب نیست ها! افضل است. مرحوم اقای خویی این روایت صحیحه زراره را اورد برای این که بگوید برای اثبات مدعای سید.
سوال:؟؟؟
جواب: مدعای سید این بود دیگه. که اذا عجز عن الانحنا..... الان رفع کرده دیگه. گفت یرفعه الیه.
سوال:؟؟؟
جواب: بله اون ذیلش هم دارد.
خب این روایت میگوید که اون را بیاورد بالا، سرش را روی اون مسجد بگذارد که ما یصح السجود است و لکن مع ذلک و گفته این هم افضل از ایما است. مرحوم اقای خویی اشکالی مطرح کرده در این روایت گفت که این روایت یک مشکل دارد. میتواند سجده بکند افضل من الایما است گفت معنا ندارد. بعد در جواب اول با اختلاف مورد حلش کرد. مهم این جواب دوم است. جواب دوم این است که ان یکون المراد من المریض ان یشق علیه السجود و لو مع الرفع. فان وظیفته الاولیه ایماء غیر ان الافضل فی حقه تحمل المشقه و السجود و لو مع رفع المسجد و ان تضمن العسر و الحرج من باب ان افضل الاعمال احمزها.
مورد را یکی گرفته ها! اون جواب اولی دو مورد. نه. یک مورد. در یک مورد است حضرت فرموده سجده بکند افضل است از این که ایما بکند. سجده بکند افضل است از این که ایما بکند. بعد هم گفت که کما یشهد بهذا الحمل صحیحه حلبی عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ إِذَا لَمْ يَسْتَطِعِ الْقِيَامَ وَ السُّجُودَ قَالَ يُومِئُ بِرَأْسِهِ إِيمَاءً وَ أَنْ يَضَعَ جَبْهَتَهُ عَلَى الْأَرْضِ أَحَبُّ إِلَيَّ.
گفت این هم موید این است که میتواند سجده کند ولی حرج است. در فرضی که میتواند سجده کند ولی حرج است روایت آمده گفته که سجده بکند افضل است. پس مورد روایت موردی است که هر دو جایز است ها! هم مورد ایما است چون حرج است حملش کرده بر فرض حرج. هم میتواند ایما بکند و هم میتواند، ولو حرجی است میتواند سجده بکند. سجده اش افضل از ایما است. این جور امد حلش کرد. که ربطی اون وقت به بحث ما ندارد دیگه. میگوید افضل این است. بحث ما در جایی بود که حرجی در کار نیست. مثل روایت اولی، تعین داشت که به اصطلاح سجده بکند.
عرض ما این است که این روایت موردی را میگوید که این را بیاورد بالا. هم این روایت و هم روایت صحیحه حلبی موردی است که سجودی که در نماز واجب است موردش اون سجود نیست. نه. این قدرت بر اون سجده واجبه ندارد. حالا دوران امر است که این را بیاورد سرش را این جور بگذارد یا این که اشاره بکند. مورد روایت اصلا اون سجده واجبه امکان ندارد. ایشان حمل کرده که سجده واجبه امکان دارد. منتها میگوید در این صورت که حرجی است. حملش کرده بر فرض حرج. سجده واجبه است، حملش کرده بر فرض حرج و گفته در فرض حرج باز هم خب این افضل است دیگه. و لو این که حرجی است ولی افضل هست دیگه.
سوال:؟؟؟
جواب:اصلا ایشان قائل است به این که عبارت سید را هم تضییق زد به جایی که سجده عرفی امکان دارد.
این روایت را مرحوم اقای خویی حمل میکند بر این که. لذا در ذیلش هم میگوید که حرج است منتها میگوید حرج.
سوال:؟؟؟
جواب: رفعش که حرجی نیست. میگوید و قد مر التعرض بهذه الصحیحه فی... و قلنا ان مفادها بحسب الظاهر لا یستقیم. اذ بعد فرض... فلا مناص من ان یکون المراد عدم استطاعه العرفیه لتضمن المشقه و الحرج. دون التعذر الحقیقی. چون حرج است وظیفه اش ایما است. و ان کان السجود و تحمل المشقه افضل. فرض را برده جایی که مشقت دارد. لا حرج جاری است. لا حرج میگوید این سجده واجبه بر عهده اش نیست. حالا بر عهده اش نیست باز هم تحمل حرج افضل است.
مرحوم اقای خویی این روایت را حمل کرده بر جایی که اصل سجده علی الارض امکان دارد منتها حرجی است. حضرت آمده اون حرجی را گفته افضل است.
سوال:؟؟؟
جواب: امده میگوید موثقه را هم همین جور معنا بکنیم.
خب حالا این را تامل کنید. ما در ذهنمان این است که این روایت ربطی به این داستانهایی که اقای خویی گفته ندارد. این روایت حتی اون روایت دومی که میگوید و ان یضع جبتهه علی الارض احب الی نه که یعنی همان سجده واقعی. نه. اونجا هم همان سجده اضطراری است. ما در ذهنمان این است که این روایت موردش اونجایی است که اون سجده واجب را کلا نمیتواند بیاورد. مریض است نمیتواند. لا یقدر. دوران امر است بین این که تراب را بگیرد و سرش را بگذارد یا ایما کند. حضرت فرموده سرش را بگذارد افضل از این است که ایما کند. این ربطی اصلا به بحث ما ندارد.
سوال؟؟؟
جواب: عرفا سجده صدق نمیکند. درست است حالا اون. اصلا اون گفت که کیف یسجد. درست است گفته کیف یسجد ولی فعل این شخص مصداق سجده نیست دوران امر است. همین که الان متعارف است. مهر را میاورند یا این جور اشاره میکنند. حضرت فرموده افضل این است که مهر را بیاوری.
این روایت اصلا ربطی به بحث ما ندارد که تا مشکله ای داشته باشد تا اون مشکله را بیاییم حل بکنیم و بگوییم حرجی بوده.
سوال:؟؟؟
جواب: اون ایما نیست. ولی بر ارض است. نکته اش این است که بر ارض است. سوال خوبی است. اون افضل است چون بر ارض است. یکی از مصدایق ایما است ولی به علاوه این که مسجد را روی ارض میگذارد. ایمای بدون پیشانی گذاشتن. ایمای با پیشانی گذاشتن.
خب تامل کنید انشالله شنبه بعد از تعطیلات.
[1] - في هامش المخطوط ما نصه- في الذكرى تقرب منه رواية حكم بن حكيم( منه قده). راجع الذكرى 201.
[2] - في المصدر- رفع.
[3] - في المصدر- يرفع.