فقه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ جلسه ۱۲۰

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 120                                  تاریخ:30/2/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی جزئیت مستحبه السلام علیکم

بحث در دو فقره السلام علینا و علی عباد الله الصالحین و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته بود. مرحوم سید در ادامه فرموده که اگر در ابتدا السلام علینا را گفت و بعد السلام علیکم را گفت این السلام علیک (علیکم) میشود جزء مستحب. نه اینکه یک خارجی است مثل تعقیبات مستحب خارجی نه. این خلاف ارتکاز است. جزء نماز است ولی جزء مستحب نماز است.

قبلا بحث کردیم که آیا سلام در نماز واجب است یا واجب نیست اونجا ما گفتیم که سلام به احدی الصیغتین واجب است. ادله بر وجوب را اوردیم. و در مقابل روایاتی بود که ظاهر اون روایات این بود که سلام واجب نیست. اشاره کردیم به اون روایات و گفتیم که اون روایات اطلاق ندارد که سلام مطلقا واجب نباشد. اونها را ما حمل کردیم بر فرضی که اضطرار دارد. حاجت دارد به احداث حدث. عمده اش همان روایت زراره بود که به چند سند اون روایت نقل شده. که در اون روایت بود:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏ فِي‏ الرَّجُلِ‏ يُحْدِثُ‏ بَعْدَ مَا يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَةِ الْأَخِيرَةِ قَبْلَ أَنْ يَتَشَهَّدَ قَالَ يَنْصَرِفُ فَيَتَوَضَّأُ فَإِنْ شَاءَ رَجَعَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَ إِنْ شَاءَ فَفِي بَيْتِهِ وَ إِنْ شَاءَ حَيْثُ شَاءَ يَقْعُدُ فَيَتَشَهَّدُ ثُمَّ يُسَلِّمُ وَ إِنْ كَانَ الْحَدَثُ بَعْدَ التَّشَهُّدِ فَقَدْ مَضَتْ صَلَاتُهُ.

در این روایت داشت ثم یسلم. ولی در بعضی از روایات داشت که اون سلام هم لازم نیست. که قبلا اینها را خواندیم. فی الرجل یحدث گفتیم اینها بدون اختیار یحدث. این روایات بعضیهایش قبل از تشهد است که میگوید حدث صادر شده و بعضیهایش هم قبل ان یسلم است. قبل از اینکه سلام بدهد است.

در روایت حسن بن جهم بود: مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُهُ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ صَلَّى الظُّهْرَ أَوِ الْعَصْرَ فَأَحْدَثَ‏ حِينَ‏ جَلَسَ‏ فِي الرَّابِعَةِ فَقَالَ إِنْ كَانَ قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ فَلَا يُعِيدُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَشْهَدْ قَبْلَ أَنْ يُحْدِثَ فَلْيُعِدْ. ظاهر این روایات همین بود. مقتضای جمع بین این روایات دو تا مساله است. یکی این که بگوییم حدث قبل از تشهد اگر امد همان تشهد را قضا کند نمازش صحیح است.

البته بعضی گفتند این معرض عنه است. کسی این را نگفته. اگر گفتیم معرض عنه است این را کنار میگذاریم اما اگر کسی حدث ازش صادر شد قبل ان یسلم، تشهد را گفته قبل ان یسلم حدث ازش صادر شد مقتضای این روایات این است که صحیح است و این معرض عنه هم نیست به خاطر این که در خود سلام چند قول است. به شیخ طوسی و شیخ مفید و بعضی دیگر نسبت دادند که اونها میگویند اصلا سلام واجب نیست مستحب است.

این روایات نسبت به قبل از تشهدش اولا اختلاف دارند. ثانیا میگوییم معرض عنه است قابل عمل نیست. اما بعد از تشهد مقتضای این روایات این است که بعد از تشهد نماز تمام است منتها ما در اطلاق این روایات گیر کردیم گفتیم فاحدث یعنی بدون اختیارش. حدث بدون اختیار ازش صادر شده است و گفتیم که بدون اختیار لااقلش اگر حدث صادر شد و سلام را گفت، سلام لزومی ندارد از نماز خارج شده.

بعد مراجعه کردیم به کلمات علما که نسبت به این روایات چه میگویند قبلا هم گفته بودیم. عمده کلامی که گفته شده در این مورد این روایات همین است که حمل کردند این روایات را بر جایی که قبل ان یسلم یعنی السلام علیکم را نگفته است. اما السلام علینا را گفته. پس اینها هیچ دلالتی ندارد بر عدم وجوب سلام. از جمله کسانی که این جور روایات را حمل کرده و جواب داده مرحوم اقای بروجردی که اصرار دارد که این روایات حمل میشود یا لااقل مجمل هستند مجمل هم اگر بود اون روایات سابقه که میگفت احد سلام ها را باید بگوید اونها ظهورش باقی میماند. اول صلات تکبیر و اخر سلام التسلیم اونها ظهورش باقی میماند. این ها را اگر گفتیم مجمل است مقتضای اون روایات این است که خروج منحصر به السلام علیکم است. کسی اگر السلام علکیم را ترک کرد نمازش باطل است.

مرحوم اقای بروجردی که این روایات را مطلق دیده، ما حمل بر نسیان کردیم، ایشان این روایات را مطلق دیده ظاهرش را، بعد امده جواب داده از اون روایات و فرموده که اون روایات جایی را میگوید که السلام علیکم را نگفته است ولی السلام علینا را گفته است. ادعای مرحوم اقای بروجردی این است که حمل کرده این روایات را بر اون جایی که السلام علینا... را گفته است.

واقعش ما نتوانستیم فرمایش ایشان را بفهمیم. ادعا کرده و گفته که بعد کون المعهود من التسلیم عندهم هو السلام علیکم فیکون سوال السائلین عن وقوع الحد/ث قبل هذا السلام و بعد التشهد و بعد کون المتعارف اتیان السلام علینا فی التشهد. میگوید چون متعارف بوده که السلام علینا را در تشهد بعد از شهادتین میگفتند این روایات شامل نمیشود جایی که اونها را نمیگفتند. شامل نمیشود جایی که این حدث امده و السلام علینا را نگفته.

ما این فرمایش مرحوم اقای بروجردی را نتوانستیم بفهمیم. ظاهر مثل روایت حسن بن جهم مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُهُ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ صَلَّى الظُّهْرَ أَوِ الْعَصْرَ فَأَحْدَثَ‏ حِينَ‏ جَلَسَ‏ فِي الرَّابِعَةِ فَقَالَ إِنْ كَانَ قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ فَلَا يُعِيدُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَشْهَدْ قَبْلَ أَنْ يُحْدِثَ فَلْيُعِدْ. از این دیگه ظهور واضحتر نمیشود.

خیلی بعید است حمل این روایات خصوصا که در بعضی از روایات استفصال هم نشده که این حدث کی امده. اصلا ظهور اولیه این روایات همین است. احداث حدث کرده ان کان قال اشهد... فلایعد. خصوصا بعضی از اون روایات در مورد عجله بود. عجله مناسبتش همین است که دیگه نمیتواند سلامها را هیچ کدام بگوید. الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي‏ ثُمَ‏ يَجْلِسُ‏ فَيُحْدِثُ قَبْلَ أَنْ يُسَلِّمَ قَالَ قَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ وَ إِنْ كَانَ مَعَ إِمَامٍ فَوَجَدَ فِي بَطْنِهِ أَذًى فَسَلَّمَ فِي نَفْسِهِ وَ قَامَ فَقَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ. این هم یک راه است که جلوتر از امام سلام بگوید و خودش را راحت کند و برود سراغ کارش.

دلالت این روایات بر این که حدث قبل از سلام بوده، قبل از هر سلامی به مجرد ختم تشهد، حدث سر زده در ذهن ما این است که قابل انکار نیست. این است که عرض ما این است که لااقل اگر بعد از شهادتین حدثی ازش بدون اختیار صادر شد جزئیت سلام هم ساقط است دیگه و سلام هم لازم نیست بگوید و نمازش صحیح است. در این که سلام جزء نماز نیست در این حال لااقل ما میگوییم همان کلام شیخین درست است که میگویند سلام جزء نماز نیست. در خصوص این حال سلام جزء این نماز نیست.

عدم انحصار مخرجیت به سلام

بلکه اگر کسی هم ادعا بکند که این فی الرجل یحدث بعد ان یرفع راسه این یحدث حتی اونجایی را هم که حدث با اختیارش باشد میتوانست خودش را نگه بدارد شامل اون هم میشود. مناسب اعتبار هم این است اگر حدث قاطع است فرقی نباشد بین این که قدرت دارد خودش را نگه بدارد یا نه. فرق نکند. هر چند مورد بعضی از روایات عجله داشته نمیتوانسته ولی بعضی از روایات اطلاق دارد. مناسبت حکم و موضوع هم همین است در این که حدث مانعیت دارد یا ندارد مناسبتش با اطلاق است. لذا ما ندیدیم کسی تفصیل بدهد بین این دو که ایا حدث عن اختیار بوده یا بلااختیار بوده. لایبعد که حدث اگر صادر شد و لو مع اختیار از نماز خارج شده است.

و چون فرقی بین حدث و سائر مخرجات نماز نیست میتوانیم ما تعدی بکنیم به عدم الفرق و بگوییم که سلام مخرج منحصر نیست. این که در روایات فرموده و اخرها التسلیم این متعارف را بیان کرده. افضلش این است که شما با سلام از نماز خارج بشوید. خروج به غیر سلام به استدبار بعضی از روایات هم فرض استدبار کرده بود. به استدبار اخراج حدث قهقهه و امثال ذلک، بعید نیست. از قدیمی ها قائل دارد لذا این کلام سید که فرمود فقط سلام مخرج است ما میگوییم علی الاحوط سلام مخرج است. نتوانستیم  باور کنیم که منحصر است خروج از نماز به سلام گفتن. سلام مخرج افضل است. شاید این هم مناسبتش همین است. مخرج، حالا السلام علینا بگویی تخرج. السلام علیکم بگویید. شاید این توسعه هم از همین باب است که ما نیاز به یک مخرجی داریم. حالا به السلام علینا خارج بشویم. به السلام علیکم خارج بشویم. با یک حرفی بزنیم خارج بشویم.

این که مرحوم سید در ادامه اش فرموده که و ان قدم الثانیه اقتصر علیها نه. این هم طبق این حرف ان قدم الثانیه اگر السلام علیکم را هم گفت اشکال ندارد. السلام علینا را بعد بگوید. چنانچه قائل هم دارد بعضی ها قائل شدند. فرق نمیکند ذهن عرفی ما این است که میخواهد سلام را تاکید بکند. حالا اول بگوید السلا علینا.... السلام علیکم. یا بگوید السلام علیکم بعد بگوید السلام علینا. فرقی نمیکند. هر کدام را بگوید مخرج است به هر جور بگوید مخرج است. هر چند اولا این است که اول السلام علینا را بگوید و بعد السلام علیکم.

این تتمه اون بحث سابق بود که سید این جا میگوید بمعنی کونها جزءا مستحبا به این مناسبت ما دوباره تکرارش کردیم  و دیدیم که مرحوم اقای بروجردی مفصل وارد این بحث شده و میخواهد دفاع کند از وجوب سلام که ما دفاع ایشان را نتوانستیم باور کنیم.

بررسی معقولیت جزئیت مستحبه برای واجب

خب و اما اصل مساله مرحوم سید فرموده که، مرحوم سید صرف الوجود سلام را میگوید واجب است. این صرف الوجود به اولین وجود محقق شد. گفت السلام علینا..... سلام محقق شد و از نماز خارج شد. وقتی از نماز خارج شد دیگر وجهی ندارد که اون السلام علیکم واجب باشد. این را مفروغ عنه گرفته که وقتی به السلام علینا خارج شد دیگر وجهی برای این که السلام علیکم واجب باشد نیست. ولی خب در روایات هم باز گفته روایت ابی بصیر هر دو را اورد هم السلام علینا و هم السلام علیکم را. مرحوم سید میگوید هر دو هیچ مشکلی ندارد ولی اگر هر دو را اورد اولی مصداق واجب است و دومی جزء مستحب است. جزء است. مثل تعقیبات نیست خارج از نماز. ولی جزء مستحب.

یک بحث مفصلی است که آیا جزء مستحب برای واجب معنا دارد یا ندارد؟ ارتکاز که همین را میگوید. فرق است بین السلام علیکم با تعقیبات. تعقیبات خارج از نماز است. ارتکاز بر همین است و لو السلام علیکم مستحب باشد ولی ارتکاز این است که به عنوان نماز است. السلام علیکم این یک عنوان نماز است. بحثی هست که آیا جزء مستحب معنا دارد یا نه؟ مرحوم اقای خویی از کسانی بود که قائل بود جزء مستحب معقول نیست. متنافیین است. هم جزء باشد. جزء واجب. جزء نمازی که واجب است و هم مستحب باشد. میگفت اینها جمع بین متنافیین است. مرحوم اقای خویی میگفت وجوب آمده روی اجزای مستقله ای و اون بقیه همه آنها مستحبات مثلا فی الواجب است. اونها جزء واجب نیستند.

سابق بحث کردیم که جزء مستحب معنا دارد یا نه؟ ما گفتیم در مقام امتثال اشکالی ندارد. میگویند این نمازی را که خوانده همین نماز میگوید مصداق اون نماز واجب است. اینها دقتهای غیر عرفی است. در ارتکاز ما این است که نمازی را که با مستحبات میاورید با نمازی که خالی از مستحبات میاورید هر دو مصداق اون نماز واجب هستند. گفته طبیعت نماز واجب است. اون لابشرط است. این نمازی را که میاوری مصداق همان طبیعت لابشرط است و مصداق همان طبیعت واجب است منتها طبیعت متلون به الوانی میشود. متشخص به خصوصیاتی میشود. ما میتوانیم این را حتی به عنوان واجب حالا اگر با السلام علینا از نماز خارج شده باشیم جزء نماز واجب نباشد میشود جزء مستحب. جزء مستحب به این معنا که شما این مجموعه را میاوری به قصد همان امر به نمازی که به طبیعت لابشرط تعلق گرفته که اون طبیعت لابشرط قابل انطباق بر این مجموعه است. ارتکاز ما همین است. ما نماز با خصوصیات مرجحه. با خصوصیات غیر لازمه. همان طور که نماز بدون این خصوصیات مصداق اون نماز واجب است این نماز با این خصوصیات هم مصداق اون نماز واجب است. میتوانیم ما السلام علیکم را بعد از السلام علینا بگوییم که امر استحبابی دارد به عنوان جزء، واجب نیست بگوییم ولی میتوانیم بگوییم به عنوان جزء همین نمازی که بر عهده ما امده. دیگه تتمه کلام وقت دیگر. خیلی وقت نیست که بحث کردیم جزء مستحب را و گفتیم معقول هست. این که مرحوم سید فرموده مشکلی ندارد.

بعد فرموده و ان قدم الثانیه اقتصر علیها که گفتیم وجهی برای اقتصار نیست. درست است در روایات نیامده اول السلام علینا بعد السلام علیکم. این در روایات نیامده و درست است و لکن ما گفتیم که چون که اینها مستحب هستند جزء نماز نیستند فرقی نمیکند. بعضی از مصادیقش در روایت امده و بعضیش نیامده. چون جزء نماز نیستند فرقی نمیکند اول بگوید السلام علینا و بعد بگوید السلام علیکم یا اول بگوید السلام علیکم. اینها را به عنوان مخرج اوردند و تاکید بر اخراج. حالا به اون نحو تاکید بکند اخراجش را یا به این نحو. ذهن عرفی ما میگوید مشکلی ندارد. کما این که این ظاهر عبارت بعضی از بزرگان هم هست مثل محقق مثل شهید اونها هم همین طور گفتند. مشکلی ندارد.

بررسی حکم «السلام علیک ایها النبی»

در ادامه مرحوم سید فرموده و اما السلام علیک ایها النبی فلیس من صیغ السلام بل هو من توابع التشهد که خواندیم روایتش را. این السلام علیک ایها النبی میگفت در اون روایت معتبره بود که این السلام علیک ایها النبی که گفت تمت صلات. صلاتش تمام شده. اون جزء نماز امد قرار داد. مخرج نیست. دلیلی بر مخرجیتش نداریم. وقتی خودش جزء نماز قرار میدهد. ذکر النبی میگوید جزء نماز است وجهی ندارد که مخرج نماز قرار بدهیم.

مرحوم راوندی گفته مخرج هم هست. بعد اقای خویی گفته که وجهش اطلاق بعض روایات است که السلام مخرج. بعد گفته و لکن الاطلاق لو تم کما لا یبعد. نه. به ذهن میزند خود ایشان هم قبلا گفت که سلام مخرج است انصراف به سلام اخیر دارد این که ایشان میگوید بعید نیست اطلاق داشته باشیم چون که دلیل بر خلاف دارد قبول کرده. نه. ما اصلا اطلاقی نداریم. سلام مخرج است اطلاقی نداریم که حتی السلام علی النبی. سلام یا منصرف است، سلام مخرج است یعنی سلام بر دیگران نه سلام بر نبی. یا لااقل اطلاق ندارد. این که ایشان گفته اطلاق لو تم کما لا یبعد نه. ما چنین اطلاقی نداریم که مطلق سلام را گفته باشد مخرج است.

اگر هم مطلق باشد مرحوم اقای خویی فرموده درست هم هست لم یکن بدٌ من الخروج منه بما دلت صریحا. در صحیحه حلبی صریحش این بود که خارج نمیشود. کلما ذکرت الله و النبی فهو من الصلاة، اولا میگوید فهو من الصلاة بعد هم در مقابل قرار میدهد. قسیم. و ان قلت السلام علینا انصرفت. درست گفته. صریح است در این که. روایت دیگری هم داشتیم که سلام بر پیامبر اینها جزء نماز است. جزء مستحب است ولی جزء نماز حساب میشود.

روایت ابی کهمس هم بود روایت ضعیفه ای بود ولی بود: عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ إِذَا جَلَسْتُ‏ فِيهِمَا لِلتَّشَهُّدِ فَقُلْتُ وَ أَنَا جَالِسٌ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ انْصِرَافاً هُوَ قَالَ لَا وَ لَكِنْ إِذَا قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَهُوَ الِانْصِرَافُ. مثل این که در ذهن بعضی از روات همین بوده که سلام به عنوان انصراف. سلام خصوصیت ندارد. میامدند میگفتند حالا السلام علی النبی انصراف هست یا نه. اونی که مهم است در نماز انصراف است. سوال از صغرا میکردند. قال لا و لکن اذا قلت..... فهو الانصراف. مهم انصراف از نماز است به هر نحوی منتها السلام علیک ایها النبی اون ملحق به نماز است. اون انصراف حساب نمیشود. خب این هم دلالت دارد دیگه صریح است هر چند از نظر سندی ناتمام است.

اما السلام علیک ایها النبی فلیس من صیغ السلام بل هو من توابع تشهد. خوب بود میگفت بل هو من الصلاة. حالا اشکال ندارد بل هو من توابع التشهد. و لیس واجبا بل هو مستحب، جزء مستحبی واجب است. سید فرموده و ان کان الاحوط احتیاط مستحب کرده. و ان کان الاحوط عدم ترکه وجهش را گفته. مرحوم جعفی در کتاب الفاخر و صاحب کتاب کنز العرفان هم مال الیه گفتند که نه. السلام علیک ایها النبی واجب است. همین لوجود القائل بوجوبه. همین ها هستند. اینها قائل به وجوبش هستند که مرحوم اقای خویی هم بحث کرده که چه وجهی دارد السلام علیک ایها النبی! ما که مشکلی ندارد ما السلام علینا را هم نتوانستیم واجب کنیم تا چه برسد به السلام علیک ایها النبی.

ولی خب حالا بعضی روایات هست توهم شده که اون روایات دلالت دارند بر این که السلام علیک ایها النبی واجب است. یکیش همان موثقه طویله که خواندیم در اون موثقه باب سه ابواب تشهد حدیث دو در اون موثقه طویله کیفیت تشهد را بیان میکرد و در اونجا هم بود در اونجا بگو السلام علی النبی. ظاهر امر هو الوجوب.

اقای خویی و دیگران جواب دادند که نه. ما هم در ذهنمان همین است از موثقه ابی بصیر که مشتمل بر این همه مستحبات است نمیتوانیم وجوب را بفهمیم. استفاده وجوب از موثقه ابی بصیر که مشتمل بر همه مستحبات است مشکل است. به ذهن میزند که این موثقه ابی بصیر در صدد بیان آداب است. و گرنه این همه مستحبات را بیان نمیکرد. مثل مرحوم اقای خویی که جاهای دیگر قبول ندارد این وحدت سیاق را ولی اینجا قبول کرده و گفته این با بقیه جاها فرق میکند. وحدت سیاق قرینه نیست ولی این موثقه ابی بصیر این در صدد بیان اکمل افراد است.

درست گفته. ما که میگوییم اگر مقترن شد وحدت سیاق خودش مضر است. ظهور امر در وجوب یک ظهور ضعیفی است به اندک قرینه ای ساقط میشود. حالا در مثل این گفتنی نیست بگوییم صحیحه ابی بصیر دلالت بر وجوب دارد. این گفتنی نیست. و اگر هم کسی اصرار کرد که دلالت دارد، اولا که مقتضی قاصر است. ثانیا اگر مقتضی هم تمام باشد مانع دارد. مانعش اون روایاتی که خواندیم چند روایت بود که در اون روایات همین جور بود گفت اذا فرغ من الشهادتین فقد مضت صلاته. فان کان مستعجلا فی امر یخاف ان یفوته فسلم و انصرف اجزاه. در این که تشهد تمام شد نمازش دیگه انصراف میتواند بدهد فقد مضت صلاته.

نماز تا اخر شهادتین است سلام جزء نماز نیست. تا چه برسد به شهادت نبوت! نه. فان کان مستعجلا.... این که در این روایت هم دارد سلام بدهد برای این که به عنوان یک مخرجی. اینها حمل بر افضل افراد میشود. میماند بعضی روایات دیگر که مثلا توهم شده، اینها توهم شده که این روایات دلالت دارد بر این که السلام علیک ایها النبی واجب است. توهم است. اولا اونها دلالت ندارند ثانیا اگر هم دلالت داشته باشند به این مانع باید رفع ید از دلالتشان بکنیم. دیگه جای بحث ندارد جای کش ندارد.

میرسیم به این. و یکفی فی الصیغه الثانیه السلام علیکم و رحمه الله و برکاته انشالله تتمه کلام روز شنبه به شرط حیات و توفیق. و صل الله علی محمد و آل محمد.