درس خارج فقه جلسه 123 تاریخ:5/3/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
مقتضای اصل عملی نسبت به قید «و رحمه الله و برکاته»
بحث به اینجا رسید که اختلافی است بین مرحوم آقای خویی و مرحوم آقای حکیم بود در السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. مرحوم آقای حکیم فرمود که شک هم اگر بکنیم که آیا و رحمه الله و برکاته جزئش هست یا نه، برائت جاری میکنیم. بعدش یک تعلیقه ای زد که البته این تعلیقه اثر عملی ندارد. چون مرحوم آقای حکیم روایات را قبول کرد که السلام علیکم کفایت میکند. حالا اصل عملی مهم نیست. اصل عملی جاری بشود یا نشود. ولی حالا در اصل عملی محل خلاف شده است.
مرحوم آقای حکیم میگوید اصاله البرائه این جا اثری ندارد. اللهم الا ان یقال اصل البرائه انما ینفی الجزئیه او الشرطیه در حالی که ما الان گیرمان سر این است که السلام علیکم آیا محلل هست یا نه؟ برائت از شرطیت یا جزئیت اون و رحمه الله و برکاته ثابت نمیکند محلل بودن السلام علیکم را. پس هنوز ما شک داریم که السلام علیکم محلل است یا نه؟ استصحاب میگوید حرمت به حال خودش باقی است. اگر ما باشیم و اصل عملی، روایات سابق نبود، ما مثلا بایستی بگوییم که و رحمه الله و برکاته برای حصول حلیت لازم است.
و لکن این فرمایش مرحوم آقای حکیم ناتمام است. اولا ممکن است ما بگوییم که مُحل بودن یک اعتبار شرعی نیست. مُحل بودن همان انتفای حرمت است. تکبیره الاحرام که گفتید، محرم میشود، حرام میشود یک چیزهایی، این حرمت ادامه دارد تا کجا؟ مردد هستیم. آیا حرمت ادامه دارد تا السلام علیکم و رحمه الله و برکاته یا تا السلام علیکم؟ ما شکمان در ادامه این حرمت است. محللیت یک اعتبار دیگری نیست. مثل این که در خود وجوب هم شک داریم که وجوب ادامه دارد یا نه؟ محللیت ادامه دارد یا نه، مثل برائت از وجوب اکثر است، چطور برائت از وجوب اکثر، میگوید برائت دارید، میگوید مشکلی نداری، برائت از همان وجوب اکثر میگوید که نسبت به محللیت هم مشکلی ندارید. نسبت به حرمت مشکلی ندارید. حرمت ادامه دارد نمیدانم ادامه اش تا کجا است. مثل خود وجوب است. چطور برائت از اکثر ما را نسبت به وجوب ازاد میکند، همین برائت از وجوب نسبت به محللیت هم ما را ازاد میکند.
و اما اگر گفتیم نه، محللیت یک اعتبار دیگری است. شارع مقدس اعتبار کرده سلام را محلل، غیر از اون وجوبی است که برای اکثر است که شک داریم. برائت از وجوب اکثر محلل بودن را ثابت نمیکند. نظر آقای حکیم.
مختار استاد «دام عزه»
و لکن به ذهن میاید که نه، همان طور که مرحوم اقای خویی فرموده، برائت از وجوب اکثر برای اثبات محللیت کفایت میکند. ما الان شک داریم که محلل حالا چه وضعی چه تکلیفی، مهم نیست، محلل آیا السلام علیکم و رحمه الله و برکاته است یا السلام علیکم است؟ محلل مثل خود وجوب است. چطور برائت از وجوب کفایت میکند برای این که ما نسبت به اون زائد تکلیفی نداریم، برائت از زائد جاری میکنیم، برائت از وجوب زائد هم برای این که ثابت بکند محلل بودنِ اون مقداری را که اوردیم، السلام علیکم، کفایت میکند.
الان ما شک داریم محلل السلام علیکم و رحمه الله و برکاته است، این را اعتبار کرده شارع مقدس محلل، یا این که اونی که اعتبار کرده محلل، السلام علیکم است؟ برائت از زیادی که این را جزء محلل حساب نکرده مثل برائت از وجوب است. چطور برائت از وجوب ما را راحت میکند و میگوید شما که اقل را اوردید کفایت میکند، برائت از این زائد برای این که محلل آمده کفایت میکند. محللیت یک اعتبار است. دوران امرش است بین اقل و اکثر. آیا محلل را که اعتبار کرده برای السلام علیکم و رحمه الله و برکاته یا برای السلام علیکم؟ وقتی شما برائت را قبول کردی از زائد، فرق نمیکند برائت از زائد نسبت به اون وجوب معذر است، برائت از زائد هم نسبت به محلل معذر است.
یا به تعبیر مرحوم آقای خویی. موضوع محلل اون سلام واجب است. سلامی را که واجب کرده اون محلل است. اما سلام واجب کدام است؟ برائت حدود سلام واجب را بیان کرد. محلل اون سلامی است که جزء نماز است. برائت گفت که اون که جزء نماز است همان السلام علیکم است. پس برائت از جزئیت و رحمه الله و برکاته منقح موضوع است برای اون سلام محلل. سلام محلل یک اعتبار است. این اعتبار نمیدانم روی اکثر آمده یا روی اقل آمده. برائت میگوید روی اکثر نیامده.
حاصل الکلام: این که مرحوم آقای حکیم فرموده که ما شک داریم در محلل بودن، استصحاب میکنیم حرمت را، این استصحاب مثل استصحاب وجوب است بعد از اتیان به اقل. چطور استصحاب وجوب بعد از اتیان به اقل، محکوم برائت از وجوب است. استصحاب محرم بودن هم بعد از برائت از اکثر مثل استصحاب وجوب است. هر چه اونجا جواب میدهید اینجا هم جواب بدهید.
حاصل الکلام: ما نسبت به و رحمه الله و برکاته شک داریم که آیا دخیل است در محلل بودن یا نه؟ برائت میگوید دخیل نیست. میتوانی اجتزاء بکنی به السلام علیکم بدون زیاده. هذا تمام الکلام در این زیاده.
احوط در مساله
بعد مرحوم سید فرموده بل الاحوط. ترقی کرده. گفته احوط این است که رحمه الله و برکاته را بیاورد احتیاط مستحب است. بلکه باز. یک احتیاط اکمل و اتم. بل الاحوط الجمع بین الصیغتین. نه. احوط این است که، و لو هر کدامشان مخرج است ولی احتیاط این است که هم السلام علینا را بگوید همین که الان انجام میشود و هم السلام علیکم را بگوید. همین ترتیبی که الان هست. این احتیاط مستحب است. چون که اگر کسی این را بیاورد علی جمیع الاقوال به تکلیفش عمل کرده. احتیاط تام همینی است که الان مرسوم است. هم السلام علینا را میگویند و هم السلام علیکم را میگویند با همین ترتیبی که هست احتیاط تام است. مرحوم سید فرموده که احوط است.
وجوب محافظت بر ادای حروف و کلمات و موالات
بعد در ادامه فرموده و یجب فیه در سلام المحافظة علی أداة الحروف و الکلمات علی نهج الصحیح که بارها بحث کردیم. باید عربی صحیح باشد. به خاطر این که ماموربه ما عربی است. وقتی که به ما گفته سلام واجب است معین کرده. گفته برای سلام این جور بگو. ظاهرش تعین است. عربی است و اونی را که هم معین کرده واضح است که عربی صحیح است.
موالات هم باید باشد چون اگر موالات نباشد قبلا بحثش کردیم دیگه، صدق نمیکند اون واجب صدق نمیکند.
بررسی کفایت «سلامٌ علیکم» به جای «السلام علیکم»
در تتمه مرحوم سید فرموده و الاقوی عدم کفایة بقوله سلام علیکم. به جای السلام علیکم بگوید سلام علیکم بحذف الف و الام و بالتنوین مثلا. تنوینش هم شاید داخل نباشد. سلامُ. سلام. بعد بگوید علیکم مثلا. ولی بعید است. ظاهرش همین است که الف و لام را بر میدارد تنوین بر میگردد. اینجا محل اختلاف است.
محقق در معتبر، علامه در تذکره اینها گفته اند سلام علیکم هم کافی است. دلیل اینها اطلاقات است. الصلاة اولها التکبیر و اخرها التسلیم. تسلیم به این است دیگه. السلام علیکم بگوید یا سلامٌ علیکم بگوید. اینها تسلیم هستند دیگه. اطلاقات.
مرحوم اقای خویی و بعضی دیگر اینها از اطلاقات جواب دادند و گفته اند که این اطلاقات منصرف است. منصرف است به همان که شایع است. به همان سلام متعارف که شایع است. نقض کرده اقای خویی. گفته اگر بگویی التسلیم اطلاق دارد لازمه اش این است که خب سلامٌ علی المهدی بگوید مثلا. کسی قائل نیست. حتی محقق و علامه هم اجازه نمیدهند. باید بگوید السلام علیکم. پس این که مطلق در بعضی روایات آورده اند این دلیل نمیشود. اینها در مقام بیان نیستند اصلا. میخواهد بگوید اولش تکبیره چطور بگو تکبیره را. اخرش تسلیمه. چطور بگو تسلیم. از این حیث در مقام بیان نیست. اطلاق ندارد. این اولا. ثانیا منصرف است. و این نقضی که مرحوم اقای خویی کرده.
و لکن به ذهن میاید که این نقض ناتمام است. ما میگوییم که اولها التکبیر و اخره التسلیم، تسلیم اون مقداری که در ذهن مکلفین هست اون مقداریش که معروف است سلام علیکم است. اصلا شامل سلام علی الائمه نمیشود که. انصراف به سلام علیکم است. اما این سلام علیکم بگوید سلام علیکم یا السلام علیکم، این که منصرف باشد به السلام علیکم، ما نتوانستیم باور کنیم.
خب، حالا اگر اطلاق داشت، آیا این مقیدی دارد یا نه؟ مرحوم اقای خویی فرموده اگر هم اطلاق داشته باشد ما تقییدش میزنیم به بعض روایاتی که قبلا گذشت، در اون روایات همه اش السلام بود. السلام علیکم یک بابی بود بعضی از روایاتش را خواندیم. همه اون روایات السلام علیکم را اورده بود. عرضم به خدمت شما باب چهار را که میخوانیم همه اش دارد السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیک ایها النبی. و السلام علیکم. روایت ابی بکر حضرمی روایت سوم همان باب چهار و بعضی از روایات دیگری که همه اش السلام علیکم. سلامٌ علیکم نه. السلام علیکم. السلام علیکم در روایات همین طور آمده است. با الف و لام آمده. ظاهرش هم تعین است. این است که در نماز متعین است بگوید السلام علیکم.
و این که در بعض ایات شریفه کتاب عزیز آمده سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین. اینها دلالت ندارد. یا سلام علی المرسلین اینها دلالت ندارد که همه جا سلامٌ کفایت میکند. اونی که در قران مجید آمده ربطی به نماز ندارد. در غیر نماز بلااشکال سلام علیکم متعارف است اصلا. اما اون که در نماز این روایاتی که در مورد نماز است همه اش السلام علیکم است. شبهه انحصار دارد.
این بند به همین است که کسی از این روایات تعین را احساس بکند. استظهار بکند. مثل مرحوم محقق، مثل مرحوم علامه، این هم یکی از مصادیق است. مهم این است که یک سلامی بگوید که از نماز خارج بشود. حالا بگو السلام علیکم. این متعارفش است. روایات متعارف را بیان کردند. ظهور این روایات در تعین در ذهن ما خیلی واضح نیست. سلام به عنوان مخرج. حالا بگو السلام علیکم یا بگو سلام علیکم. فرق نمیکند. این که مرحوم اقای حکیم، مرحوم اقای خویی اصرار دارند یا دیگران که نه، اون متنی که در روایت آمده السلام علیکم، ظهورش در تعین پیش ما خیلی واضح نیست. اینها را به عنوان مخرج اورده اند. لذا اونی که در معتبر فرموده فالاشبه انه یجزی، برای ما خیلی صاف نیست، ولی حرف سید هم صاف نیست، این است که نمیتوانیم.
بعضی ها هم استدلال کردند به فعل مولانا امیر المومنین علیه السلام که امام علیه السلام کان یقول ذلک، سلام علیکم را بدون الف و لام میاورده. بعضی ها هم به این استدلال کردند که اولا ما میگوییم که این استدلال ناتمام است. شاید اونی را که حضرت اوردند بعد از السلام علینا اورده. اون سلام علیکم مستحب بوده. مستحب اشکالی ندارد. یمنیش را بگوید سلام علیک و شمالش را هم بگوید سلام علیک. فعل مولانا امیر المومنین علیه السلام دلالت بر مطلوب ندارد. چنانچه که عن یمین و شمال میگویند سلام علیکم است. السلام علینا را میگفته حضرت خب به او خارج از نماز میشده و این مستحب است. این اولا. ثانیا این روایت سند ندارد از طریق ما نیست. ثالثا مرحوم اقای حکیم نقل کرده از معتبر که یک خبری را نقل کرده خبر؟؟؟ در اون خبر؟؟ السلام علیکم را از مولانا امیر المومنین علیه السلام را نقل کرده. قصور مقتضی، وجود مانع اینها سبب میشود که ما نتوانیم به اون روایات عمل کنیم. این که فرموده و الاقوی عدم کفایة قوله سلام علیکم بحذف الف و لام خیلی واضح نیست. احتیاط هست ولی واضح نیست. خب بگذریم.
مسائل سلام
مساله اول: إتیان به منافی قبل از سلام
بعد از این مرحوم سید وارد مسائل شده که دأب سید است دیگه. اولش یک عنوانی ذکر میکند و بعد وارد مسائل میشود. مساله اولی که سید ذکر کرده این را ما قبلا بحث کردیم. لو احدث أو اتی ببعض المنافیاة الاخر قبل السلام. قبل از سلام هنوز هیچ سلامی نگفته بیاورد بطلت الصلاة. چون در اثنا است هنوز مخرج نیامده. این واضح است. نعم نمیخواست. لو دوباره. نعم لو کان ذلک بعد نسیانه بان اعتقد خروجه من الصلاة لم تبطل. اما اگر قبل از سلام بطلت الصلاة، اثنای نماز است بحث نداریم. اما اگر نه، قبل از سلام اورد لو کان ذلک بعد نسیان سلام بان اعتقد خروجه من الصلاة لم تبطل. فکر میکرد که سلام گفته، مثل این که قبل از سلام میخوابید. سید میگوید لم تبطل. چه فرق است؟ گفته و الفرق ان مع الاول اگر هنوز سلام را نگفته، سلام جزء نماز است. یصدق الحدث فی الاثناء. ولی و مع الثانی که نسیان کرده لایصدق. حدث در اثنا صدق نمیکند. لان المفروض انه ترک نسیانا. چون اون نسیانا یک جزئی را ترک کرده و حدیث لاتعاد جاری میشود میگوید نمازت تمام شده. یادت رفت. فیکون الحدث خارج الصلاة.
این بحث مفصل سابق گذشت. یک چیزی که در اینجا هست، مرحوم نائینی مخالف این مساله بود. مخالف شدید بود. اون جا مرحوم نائینی گفت که نه. این حدثی که آمده این حدث داخل نماز است. خارج نماز نیست. کیف یکون الحدث خارج الصلاة مع انحصار المخرج و المحلل بنفس السلام دون نسیانه. ایّ اثر یمکن ان یدعی ترتب علی خطاء المصلی...
بعد یک اشکالی داشت مرحوم نائینی اونجا ما گیر داشتیم. نائینی گفته بود که چطور شما ادعا میکنید این را و از اون طرف میگوید که سجده سهو واجب است. لو تکلم عند نسیانه. اگر از نماز خارج شده چرا پس سجده سهو؟ این تتمه کلام نائینی را مرحوم اقای خویی اونجا بحث کرده بود. ما گفتیم کلام نائینی که نیست. اونجا نبود. ولی اینجا هست. حق با مرحوم اقای خویی است. این تتمه در اینجا اورده همان حرفهای سابق را تکرار کرده با این تتمه. و اونجا جواب دادیم از این تتمه که بابا سید که گفته سجده سهو در اون فرض تکلم است که سلام را میدهد. خب، تکلم کرده نسیانا، خارج از نماز نشده، بعد فهمیده سلام را نگفته، وقتش نگذشته، سلام را گفت تکلم نسیانی در بین نماز است سجده سهو دارد. چه اشکالی دارد؟ و بماذا یجمع بین هذه الدعوی؟ اگر یادش نرود سلام از موضوعیت افتاد. از جزئیت افتاد. اون حدث بعد از نماز است. اما اگر یادش آمد موالات به هم نخورده بود اون تکلم اثنای نماز است. نه، اینها با هم. تعجب از مرحوم نائینی است چطور اشکال کرده بر مرحوم سید، نمیفهمیم.
خب، در این مساله ما فعلا بحثی نداریم. فقط مرحوم اقای حکیم صیاغت بحث را خوب اورده. مرحوم اقای حکیم هم طرفدار نائینی شد. قبول نکرد. اینجا گفته قد عرفت الاشکال فیه. این که سید میگوید و مع الثانی لایصدق میگوید قد عرفت الاشکال. بحث کردیم قبلا. این جمله را خواستیم بگوییم. ایشان میگوید قد عرفت. و ان المعیار فی البطلان و عدمه وقوع المنافی قبل المحلل و عدمه. باید ببینیم منافی قبل از محلل بوده یا قبلش نبوده. این مهم است. لا وقوعه فی الاثناء و عدمه. معیار در بطلان و عدم بطلان این است که آیا این منافی را قبل از محلل آورده که همین جور است در این، نسیان کرده و بعد یادش امده که سلام را نگفته، قبل از محلل است، منافی قبل از محلل است، یا نه؟ لاوقوعه فی الاثناء و عدمش تا شما بگویی آقا کسی که سلام را یادش رفته خب این منافی را در اثنا نیاورده. میگوید نه این اثری ندارد. تلخیص کرده مرحوم اقای حکیم اون دعوایی را که سابقا گفت به همین دوتا جمله. ان المعیار فی البطلان و عدمه وقوع المنافی قبل المحلل و عدمه. لاوقوعه فی الاثناء و عدمه که سید این طور میگوید. سید میگوید سلام را فراموش کرده، پس این منافی در اثنا نیست. میگوید نه این اثری ندارد. معیار این است که منافی را قبل از محلل اورده یا نه. و چون در اینجا این مشکله را قبل از محلل اورده، نمازش باطل است. لذا اقای حکیم تعلیقه زده. نعم لو کان ذلک بعد نسیانه بان اعتقد خروجه من الصلاة لم تبطل، تعلیقه زده که گفته بل تبطل. میگوید ملاک طبق ادله ای که گفتیم ملاک این است که منافی قبل از محلل است، وقوع المنافی قبل المحلل و عدمه لا وقوعه فی الاثناء. اثنا میگوید اثری ندارد. قبلا هم گذشته. فقط خواستیم بگوییم تعبیر را که مرحوم اقای حکیم اورده طبق نظر خودش تعبیر تمامی است.
این مساله اولی که قبلا بحث شده. مساله ثانیه بحث در این است که آیا قبلا هم اشاره شد، که آیا در سلام قصد خروج، نیت خروج لازم است یا نه؟ مرحوم سید فرموده لایشترط فیه نیه الخروج من الصلاة. مطالعه بفرمایید. تتمه کلام انشالله روز شنبه. و صل الله علی محمد و آل محمد.