درس خارج فقه جلسه 124 تاریخ:9/3/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
بیان دو نکته از مساله اول از مسائل سلام
نکته اول: مقایسه کلام مرحوم بروجردی در دو مورد
بحث در مسائلی بود که مرحوم سید بعد از عنوان مساله متعرض شده است. مساله اولی لو احدث او اتی ببعض المنافیاة الاخر قبل السلام بطلت الصلاة. نعم لو کان ذلک بعد نسیانه. عرض کردیم این مساله را قبلا به تفصیل بحث کردیم که مرحوم اقای خویی هم دارد که قد تقدم البحث حول هذه المساله.
سه تا نظر شد در این مساله. یک نظر، نظر مرحوم سید است که لو احدث او اتی ببعض المنافیاة الاخر قبل السلام بطلت الصلاة این را کار نداریم. تا این جایش که بحث نیست. نعم. این نعم. نعم لو کان ذلک بعد نسیانه سید گفت همین که ناسی سلام شد این منافیات دیگه سلام از جزئیت افتاد و اون احداث حدثش ضرری به، یا استدبارش ضرری به صحت نماز ندارد. مرحوم سید به نحو مطلق فرمود. یک نظر بود. یک نظر هم این بود مثل مرحوم نائینی، نقطه مقابل، میگفت نه، اگر احداث حدث بشود علی نحو الاطلاق نظرش این بود که نماز باطل است که وجهش گذشت. یک نظر سومی هم بود فرمایش مرحوم آقای بروجردی که تفصیل میداد. لو احدث او اتی ببعض المنافیاة... نعم لو کان ذلک بعد نسیانه بان اعتقد خروجه من الصلاة لم تبطل، میگفت اگر استمرار داشته باشد، حالت صلاتی از بین نرود حدث آمد، نمازش صحیح است و گر نه، نمازش باطل است. این هم نظر ایشان بود. حالا اونها که احتیاط کردند کار نداریم. سه نظر در این مساله بود، مطلقا صحیح، مطلقا باطل، تفصیل مرحوم اقای بروجردی.
این مساله را روز قبل متعرض شدیم منتها الان تکرارش کردیم به خاطر دو تا نکته. یک نکته این است که مرحوم اقای بروجردی در اونجا در مساله قبل تعلیقه زد گفت نه. اگر این شخص که احداث کرده بعد فوات الموالات باشد گفت که نمازش باطل است. مرحوم اقای بروجردی اونجا تعلیقه زد. اما اینجا که امده تعلیقه نزده. این را رفقا تامل بکنند وجهش چیست که اونجا مرحوم، گفت الاقوی هو بطلان الصلاة اذا اتی بما یبطلها عمدا او سهوا قبل فوات الموالات. اونجا تفصیل داد. و اما اذا استمر السهو الی فوات الموالات و سقط عن قابلیة اللحوق فالاقوی هو الصحه و ان اتی بالمنافی بعد ذلک. اونجا تفصیل داد و نگفتیم که و سیظهر در مساله اولی. اشاره نکرد. ولی این مساله اینجا که رسیده تعلیقه ای، کتاب ما تعلیقه ایشان ندارد. نمیدانم سقطی شده یا تامل بکنید شاید یک نکته داشته، نمیدانیم. خیلی از فقهایی که اونجا تعلیقه زده بودند اینجا تعلیقه هایشان را تکرار کردند. چه اونهایی که باطل میدانند مطلقا. چه اونهایی که احتیاط میکردند. همه اینجا تعلیقه هایشان را تکرار کردند به غیر از ایشان که تکرار نکرده. نتوانستیم بفهمیم. شما تامل کنید. این یک نکته.
نکته دوم: اطلاق روایات در رابطه با مضطر به احداث حدث
یک نکته دومی که در این مساله هست این است که ما گفتیم که اون نمازش صحیح است و به بعضی از روایات هم استدلال کردیم. این کلمه را میخواستیم اضافه کنیم اینجا که اون روایات که میگفت حدث سر زده، بعد سلام را گفته، اطلاق نداشت. فرض عمد را گفتیم اطلاق ندارد. نسی السلام عمدا اونجا اطلاق ندارد. ما که میگوییم حدیث لاتعاد جاری است و مشکل نداریم. حالا اگر گفتیم حدیث لاتعاد مجال ندارد اون روایاتی که استدلال کردیم گفتیم اطلاق ندارد فرض عمد را نمیگیرد. اون که استدراک میکنیم این است که درست است حالا فرض عمد را نگیرد ولی فرض اضطرار را میگیرد. مضطر شده به احداث حدث قبل از سلام اون روایات اطلاق داشت. میگفت که نمازش صحیح است. اعاده سلام لازم نیست.
لذا اگر ما حدیث لاتعاد را بگوییم فرض اضطرار را نمیگیرد بعید نیست که اون روایات فرض اضطرار را هم بگیرد. ما میگوییم اگر نسیان کرد سلام را همین طور که سید فرموده، حدیث لاتعاد میگیرد و اما اگر نسیان نکرد، اضطرار پیدا کرد به احداث حدث، بعید نیست اون روایات فرض اضطرار به احداث حدث را شامل بشود. هر چند احوط اعاده نماز است ولی نه، اون روایت زراره بود. از اجلای اصحاب است میگفت که اعاده اش لازم نیست. این کلمه هم باقی مانده بود که در تکمیل این مساله اولی عرض کردم.
مساله دوم: عدم اشتراط سلام به نیت خروج
اما مساله ثانیه. مساله ثانیه این است که مرحوم سید فرموده لایشترط فیه در سلام لایشترط نیة الخروج من الصلاة. لازم نیست که نیت خروج از نماز را داشته باشد. لایشترط فیه نیة الخروج من الصلاة بل هو مخرج قهرا. حتی و ان قصد عدم الخروج. قصد کرده خارج نشود. لکن الاحوط احتیاط مستحب کرده. عدم قصد عدم خروج بل لو قصد ذلک فالاحوط اعادة الصلاة. لایشترط فیه نیة الخروج عن الصلاة.
در تکبیره الاحرام بعید نیست که نیت باید داشته باشد دخول در صلات را. تکبیره الاحرام میگوید، میخواهد محرم به احرام صلاتی بشود، اونجا یادم نیست بحث کردم یا نه، ممکن است ما اونجا هم بگوییم که یشترط نیت احرام به تکبیره الاحرام. اصلا تکبیره الاحرام را که میگوید به همین نیت که وارد احرام نماز بشود. اون جا دارد ادعایش. حالا تفصیلش در جای خودش. و اما با سلام باید نیت بکند خروج از نماز را وقتی میگوید السلام علینا یا میگوید السلام علیکم به نیت خروج از نماز باشد، نه، این دلیلی ندارد. نیت خروج دلیلی ندارد.
اولا، مقتضای اطلاقات که میفرمود هر گاه بگوید السلام علینا فقد خرج، مقتضای اطلاقات همین است که به مجرد گفتن السلام علینا یا السلام علیکم از نماز خارج میشود. نیت خروج داشته باشد یا نداشته باشد. اطلاق دارد اون روایات. اصلا نیت خروج بعضا حتی در غافل محض است هنوز در ارتکازشان هم نیست بگوید السلام علیکم و رحمه الله تازه به ذهنش میاید که داشته نماز میخوانده. نیت خروج به السلام علیکم و رحمه الله و برکاته خیلی ها اصلا معنای السلام علیکم ... نمیفهمند که. درست است بعد از السلام علیکم... خودش احساس میکند که از نماز خارج شد اما به السلام علیکم نه. شاید به همان اخرین جمله ای که میگوید نماز تمام شد. احساس میکند نماز چون تمام شد از نماز خارج شد. نه به السلام علیکم از نماز خارج شد! نیت خروج داشته باشد نه، این وجهی ندارد. اولا اطلاقات که میگفت که هر گاه بگوید السلام علیکم از نماز خارج میشود، اطلاقات چه به نیت باشد و چه نباشد، کافی است برای ما.
بلکه مقتضای بعضی از روایات مثل معتبره میسره عن ابی جعفری علیه السلام در اون باب دوازه از ابواب تسلیم در اون روایت داشت که: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مَيْسَرَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: شَيْئَانِ يُفْسِدُ النَّاسُ بِهِمَا صَلَاتَهُمْ قَوْلُ الرَّجُلِ تَبَارَكَ اسْمُكَ وَ تَعَالَى جَدُّكَ وَ إِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ قَالَتْهُ الْجِنُّ بِجَهَالَةٍ فَحَكَى اللَّهُ عَنْهُمْ وَ قَوْلُ الرَّجُلِ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ.
در روایت عیون اخبار بود عیون اخبار الرضا بود: وَ فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِي كِتَابِهِ إِلَى الْمَأْمُونِ قَالَ وَ لَا يَجُوزُ أَنْ تَقُولَ فِي التَّشَهُّدِ الْأَوَّلِ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ لِأَنَّ تَحْلِيلَ الصَّلَاةِ التَّسْلِيمُ فَإِذَا قُلْتَ هَذَا فَقَدْ سَلَّمْتَ. با این که اونها قصد خروج نداشتند اصلا. با این که قصد خروج نداشتند در رکعت دوم میگفتند السلام علینا، شارع مقدس تعبدا فرموده هر که بگوید السلام علینا از نماز خارج میشود و لو این که قصد خروج هم نداشته باشد.
در ذهن ما پر واضح است که به مقتضای روایات، مجرد گفتن السلام علینا این را شارع مقدس مخرج از نماز قرار داده. حتی قصد بکنی عدم خروج را! تا چه برسد به قصد نکنی اصلا. نه.
این که مرحوم شهید در ذکری فرموده نظم السلام یناقض الصلاة فی وضعه من حیث هو خطاب لآدمیین. گفته نظم سلام با خود صلات فرق میکند. این را درست میگوید. السلام علیکم با نماز مناقض است. نماز یا با خدا صحبت کردن است یا سلام بر پیامبرش فرستادن است که اون هم باز وصل به ذکر خدا میشود. نظم سلام گفته مناقض با صلات است. درست میگوید. بعد هم گفته من ثم تبطل بفعله فی اثنائه عمدا. این هم درست است. عمدا هم السلام علینا را بگوید چند تا روایت داشتیم میگفت باطل است. ولی ادامه اش. گفته و اذا لم تقترن به نیة تصرفه الی التحلیل کان مناقضا للصلاة و مبطلا لها. گفته اگر نیت خروج نداشته باشد این مناقض نماز است و مبطل نماز است. نه. این فرمایش شهید مفهوم نمیشود.
درست است السلام علینا یا السلام علیکم اینها مخرج از نماز هستند. خب اطلاق دارد روایتش چه قصد خروج بکنی چه نکنی. شاید هم بگوییم متعارف در، خصوصا کسانی که تازه مسلمان میشوند، اونهایی که عرب نیستند، نمیفهمند اصلا السلام علینا.... حقیقتش چیست. گفتند این جور سلام بده دیگه. اینکه قصد بکنند خروج از نماز را نه، همان طور که در بقیه افعال نماز چه بسا ما غافل هستیم اینها را تکرار میکنیم، در السلام علینا هم چه بسا ما غافل هستیم قصد خروج نداریم، در ذهنمان خروج از نماز نیامده. در حال تعقیبات هستیم یادمان میاید که مثلا السلام علیکم را هم گفتیم. قصد خروج ارتکازا هم مقداری بعید است.
این که مرحوم شهید فرموده و ان لم تقترن نیة تصرفه الی التحلیل کان مناقضا للصلاة و مبطلا لها، نه. نیت ندارد، مقترن نیست به نیتی که محلل باشد، ولی خب چرا میگویی مناقض صلات است؟ مبطل نماز است؟ بگو مخرج نماز است. این که ملازمه دارد چون قصد تحلیل نکرده مناقض نماز است، نه، چون قصد تحلیل نکرده مخرج از نماز است. حرف شهید مفهوم نمیشود. ظاهرا سابقین هم چنین شرطی را در صلات نیاورده اند که قصد خروج داشته باشد. نه. حتی قصد هم نکند، عدم قصد عدم خروج، قصد نکرده عدم خروج را باز هم مقتضای اطلاقات همین است که خارج میشود. اولا.
ثانیا اگر کسی هم در این اطلاقات شک کرد و گفت از این حیث در مقام بیان نیستند که همیشه این شک در اطلاقات هست میگوییم مقتضای اصل عملی همین است. آیا جزئیت السلام علینا یا السلام علیکم مشروط به قصد است یا نه؟ برائت میگوید مشروط نیست. مقتضای اصل عملی هم عدم شرطیت است.
بلکه بعید نیست بگوییم روایات بیانیه، یک روایات بیانیه داریم در باب وضو و یک روایات بیانیه داریم در باب نماز. نماز را بیان میکند. چون در روایات بیانیه نیامده که وقتی میگویی السلام علینا به قصد خروج بگو بعید نیست از روایات بیانیه هم همین را بتوانیم استفاده کنیم که قصد خروج با السلام علینا لزومی ندارد. قصد خروج لازم نیست. نگفته که در اون روایات بیانیه نگفته و بگو السلام علینا به قصد خروج.
اگر کسی در ذهنش بیاید اصلا طبع السلام علینا مخرجیت است. قصد خروج همراهش هست و لو ارتکازا، اگر کسی بگوید که السلام علینا یا السلام علیکم چون مخرج نماز است همراهش قصد خروج هست و لو ارتکازا و همین کفایت میکند، میگوییم پس خود این همه جا هست پس باز هم لازم نیست قصد خروج بکند تفصیلا. لایشترط فیه نیة الخروج عن الصلاة.
سید میگوید بل هو مخرج قهرا. قصدی نیست مخرجیتش. بعید نیست همین طور باشد. و ان قصد عدم الخروج. خب حالا اگر گفت السلام علینا قصد دارد عدم خروج را. میگوید نه. من السلام علینا را میگویم نمیخواهم با این خارج بشوم، میخواهم با السلام علیکم بعدی خارج بشوم. السلام علینا مخرج است ولی اون میگوید من قصد ندارم خروج به السلام علینا را. من میخواهم به السلام علیکم خارج بشوم. یک وقت این را مثلا از باب احتیاط میگوید. احتیاطا چون بعضی علما فرمودند با السلام علیکم از نماز خارج میشود از باب احتیاط قصد نمیکند خروج را، این اشکالی ندارد. از باب احتیاط قصد نمیکند خروج به السلام علینا را، اون اشکالی ندارد. اما اگر نه، اصلا قصد دارد که کلام سید این است، و ان قصد عدم الخروج، قصدش این است که با السلام علینا خارج نشود از نماز، میگویم السلام علینا ولی نمیخواهم با این السلام علینا از نماز خارج بشوم. و میداند، فرض کلام هم این است میداند که شارع مقدس همین را مخرج قرار داده، مرحوم اقای خویی فرموده که اگر قصد دارد عدم الخروج و میداند که شارع مقدس این را مخرج داده این میشود تشریع. بعد هم گفته مبطل نماز هم هست دیگه.
در ذهن ما هم همین است. اگر کسی بگوید السلام علینا و قصد دارد به این خارج نشود. میگوید نه. من مخرج از نمازم را اون السلام علیکم قرار دادم. این السلام علینا را میگویم که بعد بتوانم بگویم السلام علیکم با اون از نماز خارج بشوم. قصد دارم که با این السلام علینا از نماز خارج نشوم. خب، اگر چنین قصدی دارد این نمازش اشکال پیدا میکند. چرا؟ چون السلام علینا را بگوید به عنوانی که شارع فرموده السلام علینا و شارع او را مخرج قرار داده. خب این مشکلی ندارد. وظیفه اش را انجام داده. اما اگر السلام علینا را میگوید و قصدش این است که این از نماز خارج نشود و میداند که شارع نه احتمال ها!! میداند که شارع مقدس این را مخرج قرار داده ولی قصد میکند عدم خروج را. بعید نیست کسی بگوید نمازش باطل است. چون این گفته الان السلام علینا و علی عباد الله الصالحین... اون وقت باز میشود باز یک تفصیل دیگری هم داد. این السلام علینا را میگوید چون خداوند گفته السلام علینا و قصدش هم این است که نه. و لا اخرج به. السلام علینایی میگویم که و لم اخرج. به نحو تقییدی نیست. و لم اخرج به. مولا گفته ولی و لم اخرج به. اشکال ندارد باز. اما اگر میگوید نه. من السلام علینایی را میگویم که مخرج از نماز نیست، به نحو تقییدی، السلام علینا میگویم اون السلام علینایی را که مخرج نیست، خب اون السلام علینا که مخرج نیست امر ندارد. میشود کلام ادمی. نمازش باطل است.
تفصیل استاد «دام عزه»
حاصل الکلام: کسی که مخرجیت را قصد نمیکند دو جور است: تارةً السلام علینا را میگوید. میگوید امر دارد. همان امری که امده روی السلام علینا همان را ولی مخرجیتش را نه. میخواهم با السلام علیکم مخرج بشوم. قصد اون امر را کرده اشکال ندارد. نمازش صحیح است. اما اگر بگوید من السلام علینایی را میگویم که مخرج نیست. السلام علینایی را میگویم که با او به نحو تقییدی، اون السلام علینای خاصی که مخرج از اون را من قصد کردم. اون السلام علینا را که مخرج نیست قصد کردم چنین السلام علینا امر ندارد میشود کلام ادمی. کلام ادمی هم مبطل نماز است.
ما گفتیم در موارد تشریع، تشریع در همان فعل مبرَز صدق میکند. مجرد قصد نیست. این الان یک السلام علینایی را گفته که امر ندارد وقتی امر نداشت میشود کلام ادمی و کلام ادمی مبطل نماز است. این فرمایش اقای خویی که فرموده نعم لو کان ذلک من باب التشریع بان نوی السلامی را که المحکوم به عدم المخرجیه. اون سلامی که مخرج نیست به نحو تقییدی، بحیث انه لم یکن سلام صلاتی بطل. این باطل است. میشود غیر صلات کلام ادمی. لرجوعه الی عدم قصد الامر. درست است. قصد امر باید بکنی که جزء نماز بشود.
فرمایش سید که فرمود لایشترط فیه نیة الخروج عن الصلاة بل هو مخرج قهرا. همین جور است. و ان قصد عدم الخروج حتی قصد کند عدم خروج را باز هم مخرج است، به همان روایاتی که میگفت سلام در رکعت ثانی مخرج است. ولی باز هم احتیاط کرده چون مخالف در مساله دارد لکن الاحوط عدم قصد عدم الخروج. و ان قصد عدم الخروج فرض تشریع را نمیگیرد. نه. قصد امر مولا را کرده. سلام را اورده به عنوان جزء نمازی ولی قصد کرده عدم خروج. لکن الاحوط احتیاط مستحب میشود. عدم قصد عدم الخروج بل لو قصد ذلک شبهه داشته لو قصد ذلک اون را قصد کند عدم خروج را شبهه داشته که این زیادی در نماز باشد الاحوط اعاده الصلاة. خب. پس لایشترط.... اولا اطلاق روایات. ثانیا برائت و ثالثا بعید نیست اطلاق مقامی که همه جا برای اجزاء و شرایط نماز میاوریم در اینجا هم اون اطلاق مقامی مجال داشته باشد.
مساله سوم: وجوب تعلم سلام
مساله سوم قبلا گذشته دیگه. دیگه تکرارش نمیکنیم. در تشهد گذشت. یجب تعلم السلام علی نحو ما مر فی التشهد و قبل التعلم هنوز یاد نگرفت، گفت ملقِّن، یجب متابعة الملقن ان کان، و الا اکتفی بالترجمة که اون جا بحث کردیم و ان عجز و ؟؟؟ ینویه مع الاشاره بالید علی الاحوط. و الاخرس یخطر الفاظه بالبال و یشیر الی .... حکم سلام حکم تشهد را دارد در تمام اون شرایطی که قبلا گذشت و در فرض عجز که قبلا بحث کردیم.
مساله چهارم: استحباب تورک در حال سلام
مساله چهار. یستحب التورک فی الجلوس حاله. این هم دوباره قبلا گذشت. جلوس متورکا مستحب است. در ذهنم این است که اون استحباب تورک در تشهد بود ولی چون سلام هم متصل به تشهد است همین جور است. بعید است که اون استحباب تغییر کرده باشد. یستحب التورک حال الجلوس علی نحو ما مر. و همچنین و وضع الیدین علی الفخذ و یکره الاقعاء. همه اینها در تشهد بود. حال تشهد با حال تسلیم بعید است که فرق داشته باشند. اینها مستحبات اذکار جلوسیه هستند. این که جالس هستی حالا میخواهی تشهد را بخوانی یا سلام را بگویی فرقی نمیکند. اون یستحب تورک مرحوم سید عرضم به خدمت شما تمام است.
مرحوم اقای حکیم هم که فرموده کأنه لتبعیته بالتشهد فی ذلک اون روایات تشهد را اگر نگاه کنید چون اینها متصل به هم هستند خیلی با هم فاصله ندارد سلام گفتن با تشهد گفتن، به ذهن میزند که همان حالت تشهد ادامه پیدا بکند به حالت سلام و در حالت سلام هم این نحوه از نشستن، شاید در اون روایات اونجا هم بعضی روایات را هم، از تعلیلهایش هم ما بتوانیم به دست بیاوریم که اون تعلیل عام باشد حالت سلام را هم شامل بشود. اگر پیدا بکنم اون روایات را... در مستحبات تشهد گذشت. اونجا ما روایات را خواندیم. اولین مستحب تشهد این بود که ان یجلس متورکا کما این که بین السجدتین هم متورکا بود. همه در ذهنم این است که چون سلام تشهد نزدیک هم هستند متصل به هم هستند، اولا ما میتوانیم از روایاتی که در مستحبات تشهد هست تعدی بکنیم به مستحبات سلام و ثانیا شاید تعلیلش و بعضی نکاتی که در اون روایات است عام است. شامل سلام هم میشود. انشالله فردا بعضی نکاتی که هست بر میگردیم اون روایات را ملاحظه میکنیم اون نکاتی که از آن عموم استفاده میشود فردا انشالله بحث خواهیم کرد. و صل الله علی محمد و آل محمد.