فقه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ جلسه ۱۰۵

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 105                                  تاریخ:6/2/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

بیان ده مستحب از مستحبات تشهد

بحث در مساله چهار است که مستحبات تشهد است. مرحوم سید فرموده یستحب فی التشهد امورٌ. ما دأبمان این است که مستحبات هم مثل مرحوم آقای حکیم بررسی میکنیم. بعضی نکاتی هست در مستحبات مثل فرائض، فرقی نمیکند. مرحوم سید در مساله چهار فرموده یستحب فی التشهد امور. الاول ان یجلس الرجل متورّکا. این متورک جلوسش جلوس تورکی باشد.

این قبلا گذشت. در جلوس بین السجدتین بحث کردیم. و عرض کردیم که اون صحیحه زراره همین تورک را ترغیب کرده بود. در صحیحه زراره بود، طویله، و اذا قعدت فی تشهدک فالصق رکبتیک بالارض. رکبتینش بر ارض است و فرّج بینهما شیئا. مقداری. و لیکن ظاهر قدمک الیسری علی الارض ظاهر قدم یسری سمت چپ انسان مینشیند. اون وقت و ظاهر قدمک الیمنی روی پای راست را میگذارند به اصطلاح روی باطن، ظاهرش که روی زمین است. باطن قدمک الیسری. اون وقت یک جوری میشود که الیتین انسان روی زمین قرار میگیرد و اطراف ابهامک الیمنی بر ارض قرار میگیرد. قبلا بحث کردیم. الان جای بحث هم ندارد. مرحوم اقای حکیم فرموده همانطور که در صحیحه تورک را بیان کرده در روایت ابی بصیر هم به آن اشاره کرده. و اذا جلست فلا تجلس علی یمینک و اجلس علی یسارک. بر سمت چپ نشستن همان تورکی است که در صحیحه زراره مفصل بیان شد.

اونچه که در مقام است یک روایتی است مصححه ابی بصیر که نهی از تورک کرده. این را چکارش بکنیم؟ باب یک حدیث 9 ابواب افعال الصلاة حدیث 9 این روایت هست که ما را منع میکند از تورک. روایت ابی بصیر است. داود بن الخندقی کلامی بود که قبلا سندش را بحث کردیم.

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ الْخَنْدَقِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلَاةِ فَاعْلَمْ أَنَّكَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَاعْلَمْ أَنَّهُ يَرَاكَ فَأَقْبِلْ قِبَلَ صَلَاتِكَ وَ لَا تَمْتَخِطْ وَ لَا تَبْزُقْ وَ لَا تَنْقُضْ أَصَابِعَكَ وَ لَا تَوَرَّكْ‏ فَإِنَّ قَوْماً قَدْ عُذِّبُوا بِنَقْضِ الْأَصَابِعِ وَ التَّوَرُّكِ فِي الصَّلَاةِ فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ فَأَقِمْ صُلْبَكَ حَتَّى تَرْجِعَ مَفَاصِلُكَ وَ إِذَا سَجَدْتَ فَافْعَلْ مِثْلَ ذَلِكَ وَ إِذَا كُنْتَ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى وَ الثَّانِيَةِ فَرَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ السُّجُودِ فَاسْتَتِمَّ جَالِساً حَتَّى تَرْجِعَ مَفَاصِلُكَ فَإِذَا نَهَضْتَ فَقُلْ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ فَإِنَّ عَلِيّاً ع هَكَذَا كَانَ يَفْعَلُ. نهی از تورک کرده.

خب این که نهی از تورک کرده مرحوم اقای حکیم فرموده این که در این روایت وارد شده است نهی از تورک یا مطروح است چون روایات تورک صحیحه داشتیم غیر صحیحه از واضحات است. یا محمول است که ما این دومی را میگوییم. ما میگوییم این روایت ابی بصیر این دومی را میگوید. این که میگوید لا تورک غیر از تورکی است که ما بحث میکنیم. شاهدش این است که بعد از لا تورک دارد که این در حال قیام است فان قوما... و اذا رفعتت رأسک این تورک قبل از رکوع است. در حال قیام است. ذیل روایت دلیل است که این و لا تورک در حال قیام است. وقتی در حال قیام بود پس این و لا تورک یعنی دستت را روی پشتت قرار نده. این لا تورک غیر از اون تورکی است که ما گفتیم در حال تشهد مستحب است. همین که اقای حکیم فرمود أو محمول علی، درست است، مطروح نمیخواهد. محمول علی وضع الیدین علی برکین حال القیام. ظاهرش حال قیام است. هنوز به رکوع نرفته سه تا چهارتا توصیه کرده در این روایت. امر واضح است. این تورک یعنی به ورکش دست زدن. نه جلوس متورکی. این ربطی به اون بحث ندارد. این کلام سید که فرموده الاول ان یجلس الرجل متورکا علی نحو ما مر فی الجلوس بین السجدتین تمام است.

مستحب دوم

الثانی: مستحب دوم، ان یقول قبل الشروع فی الذکر قبل از این که میخواهد شروع بکند در ذکر، ذکر شهادتین، میگوید الحمدلله یا بگوید که بسم الله و بالله و الحمد لله و خیر الاسماء لله و الاسماء الحسنی کلها لله. این که مرحوم سید فرموده این هم حجت بر آن تمام است. در موثقه احول هست که در اون روایت هست. فقط این أو الاسماء الحسنی کلها لله که فرموده فقط در فقه الرضوی است اشکال ندارد اینها اذکار هستند و اما اونی که قبلش فرموده در صحیحه احول بود و در موثقه ابی بصیر که در هفتمی خواهد آمد این هم حجت بر آن تمام است.

سومین مستحب

سومین مستحب سومی که فرموده ان یجعل یدیه علی فخذیه منضمة الاصابع. وقتی ایستاده وقتی که نشسته که تشهد را بخواند یدینش را علی فخذیهش بگذارد منضمة الاصابع. اصابع به هم منضم باشند. اصابع فرجه بینشان نباشد. منضم روی زانویش بگذارد و تشهد را بخواند. وجه این چی هست؟ این یک دلیل معتبری ندارد. فقط در، مرحوم اقای حکیم فرموده  از تذکره، از تذکره قبلا اورده از قول علامه اورده بود، در کتاب مستمسک مرحوم اقای حکیم در صفحه 395 این جور داشت: وضع الیدین علی الفخذین حال الجلوس الیمنی علی الیمنی و الیسری. در بیستمین مستحبات سجود این گذشت که دلیل معتبری نداشت. فقط در تذکره فرموده بود و یستحب وضعهما حالة الجلوس و التشهد و غیره علی فخذیه مبسوطتین منتها مضمومتی الاصابع عند علمائنا. یک روایتی را نقل کرده لانّ رسول الله صل الله علیه و آله و سلم کان اذا قعد یدعو یضع یده الیمنی علی فخذ الیمنی و یشیر باصبعه. مرحوم علامه این را از مستحبات اورده این دلیل معتبری ندارد. بنا بر تسامح در ادله سنن روایتی که اورده دلیل بر سومی است.

الرابع

چهارمی ان یکون نظره الی حُجره، نگاه میکند نظرش بر اون طرف نباشد. نظرش به همین جلویش باشد. این هم فقط عرضم به خدمت شما دلیلش فقه الرضا است این هم علی المبنا، دلیل معتبری ندارد. در فقه الرضوی هست و یکون بصرک وقت السجود الی انفک و بین السجدتین فی حجرک و کذلک وقت التشهد. دیگه علی المبنا. یا بگوییم مستحبات است تسامح در ادله سنن مثلا مستحبش میکند. چهارم و سوم دلیل محکمی ندارد.

الخامس

الخامس: مستحب پنجم ان یقول بعد قوله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اینها را اضافه کند و ارسله بالحق بشیرا و نذیرا بین یدی الساعه و اشهد ان ربی نعم الرب و ان محمد نعم الرسول ثم یقول اللهم صل.

مرحوم اقای حکیم فرموده که لم اجد هذا الدعاء موصولا بالصلاة علی النبی. ارسله بالحق را میگوید در روایات هست ولی این که دنباله اش باشد به صلوات، میگوید لم اجد هذا الدعا موصولا بالصلاة علی النبی فیما یحضرنی من الروایات من الوسائل و المستدرک. فرمایش اقای حکیم را نفهمیدیم. مرحوم اقای حکیم میگوید این دعا موصول به صلوات نیست. در حالی که چرا. در صحیحه ابی بصیر موصول به صلوات است چطور شده ایشان میفرماید موصول به صلوات نیست در صحیحه ابی بصیر هست که: الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ‏ شَفَاعَتَهُ‏ فِي أُمَّتِهِ.

این که ثم یقول اللهم صل در همین روایت موثقه ابی بصیر که در هفتمی مرحوم سید اورده، نفهمیدیم که ایشان میگوید لم اجد هذا الدعا موصولا بالصلاة علی النبی. موصول است دیگه. فرمایش مرحوم اقای حکیم مفهوم نمیشود. پس این پنجمی هم که منصوص است در صحیحه ابی بصیر موجود است. بحثی نداریم.

السادس

و اما ششمی السادس ان یقول بعد الصلاة حالا که صلوات فرستاد میگوید و تقبل شفاعته و ارفع درجته. در همان صحیحه ابی بصیر هست.  الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ‏ شَفَاعَتَهُ‏ فِي أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ.

منتها و تقبل شفاعته مثل این که نسخه بدل داشته. و تقبل.... در بعضی نسخه ها بوده و در بعضی نبوده. فی التشهد الاول هم در موثقه ابی بصیر است و هم در موثقه احول است. در موثقه ابی بصیر که خواندیم. در هفتمی موثقه را اورده. موثقه احول هم نوشته بودیم الان ادرسش پیدا نمیشود. صحیحه احول هم بخوانیم ببینیم فی امته دارد یا نه. در واجبات تشهد دومیش گذشت. اولیش شهادتان بود دومیش صلات علی محمد بود. در اون صلات علی محمد این جور بود که... حالا نگاهش میکنیم.

ظاهرا در روایت احول این فی امته دارد ولی سید نیاورده. السادس ان یقول بعد الصلاة و تقبل شفاعته و ارفع درجته. خب فی امته در موثقه ابی بصیر هست و کافی است. حالا در صحیحه احول باشد یا نه.

در تشهد بحثی نیست که مستحب است. موثقه ابی بصیر و موثقه احول. در ادامه فرموده بل فی الثانی ایضا. گفته در تشهد دوم هم این را بگوید. و تقبل شفاعته و ارفع درجته. منتها گیر کرده و ان کان الاولی عدم قصد خصوصیه فی الثانی. مثل این که در تشهد دوم نماز در جایی که نماز سه رکعتی است یا نماز چهار رکعتی است مرحوم سید گیر داشته. درست هم هست. باید هم گیر داشته باشد. الان هم سیره بر همین است که این ذکر را در تشهد اول میگویند. در تشهدی که سلام ندارد میگویند. اما تشهد دوم، نماز سه رکعتی یا نماز چهار رکعتی الان این ذکر گفته نمیشود متروک است. وجهش هم همین است اونی که الان خواندیم در موثقه ابی بصیر روایت احول در دو رکعت اول بود. بعد هم ادامه میداد دوباره. روایت ادامه میداد اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل.... ثم تحمد الله مرتین او ثلاث ثم تقول اذا جلست فی الرابعه.

این تشهد اول حتی در نمازهای دو رکعتی هم گیر دارد. چون که اون روایت ابی بصیر و احول مال نمازهای بیش از دو رکعت است. و ان کان الاولی عدم قصد الخصوصیه، خصوصا که در روایت ابی بصیر که رکعت چهارم را بیان میکند در رکعت چهارم فرموده فاذا جلست فی الرابعه قلت بسم الله و بالله و الحمد الله و ... تا التحیات لله و الصلوات الطاهرات هیچ کدام این به اصطلاح تقبل شفاعته نیست.

به ذهن میزند که این و تقبل شفاعته مال فقط نمازهای بیش از دو رکعت است در وقتی که میخواهند بلند شوند از رکعت دوم ادامه بدهند که الان هم سیره بر همین است. تشهد وسط نماز که تمام میشود تقبل شفاعته فی امته و ارفع درجته مستحب است. و اما این که در هر تشهدی این مستحب باشد بعد از صلوات بر پیامبر مستحب باشد، نه این خبر ضعیف هم نداریم که مرحوم سید گفته بل فی الثانی ایضا. نه. اصلا وجهی ندارد.

صحیحه زراره هم که در باب افعال الصلاة حدیث یازده بود اونجا هم حدیث یازده این جور داشت، حدیث یازده افعال الصلاة اینجا هم همین طور داشت تا اینجا رسید که در رکعت دوم: كَمَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ مَنَنْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَ‏ تَقَبَّلْ‏ شَفَاعَتَهُ‏ وَ ارْفَعْ‏ دَرَجَتَهُ‏- فَفَعَلَ فَقَالَ لَهُ [سَلِّمْ‏] يَا مُحَمَّدُ- وَ اسْتَقْبَلَ رَبَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مُطْرِقاً فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ فَأَجَابَهُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا مُحَمَّدُ- قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ إِنَّمَا كَانَتِ الصَّلَاةُ الَّتِي أُمِرَ بِهَا رَكْعَتَيْنِ وَ سَجْدَتَيْنِ وَ هُوَ ص إِنَّمَا سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ كَمَا أَخْبَرْتُكَ مِنْ تَذَكُّرِهِ لِعَظَمَةِ رَبِّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَجَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرْضاً الْحَدِيثَ.

يَا مُحَمَّدُ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَامَ مُنْتَصِباً بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَقَالَ اسْجُدْ يَا مُحَمَّدُ لِرَبِّكَ فَخَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص سَاجِداً فَقَالَ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثَلَاثاً فَقَالَ لَهُ اسْتَوِ جَالِساً يَا مُحَمَّدُ فَفَعَلَ فَلَمَّا اسْتَوَى جَالِساً ذَكَرَ جَلَالَ رَبِّهِ جَلَّ جَلَالُهُ فَخَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص سَاجِداً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَا لِأَمْرٍ أَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَسَبَّحَ أَيْضاً ثَلَاثاً فَقَالَ انْتَصِبْ قَائِماً فَفَعَلَ فَلَمْ يَرَ مَا كَانَ رَأَى مِنْ عَظَمَةِ رَبِّهِ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَالَ لَهُ اقْرَأْ يَا مُحَمَّدُ وَ افْعَلْ كَمَا فَعَلْتَ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَةً وَاحِدَةً فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ ذَكَرَ جَلَالَةَ رَبِّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَخَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص سَاجِداً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَا لِأَمْرٍ أَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَسَبَّحَ أَيْضاً ثُمَّ قَالَ لَهُ ارْفَعْ رَأْسَكَ ثَبَّتَكَ اللَّهُ وَ اشْهَدْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ‏ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَ‏ تَقَبَّلْ‏ شَفَاعَتَهُ‏ وَ ارْفَعْ‏ دَرَجَتَهُ‏ فَفَعَلَ فَقَالَ سَلِّمْ يَا مُحَمَّدُ وَ اسْتَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَبَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَجْهَهُ مُطْرِقاً فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ فَأَجَابَهُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا مُحَمَّدُ بِنِعْمَتِي قَوَّيْتُكَ عَلَى طَاعَتِي وَ بِعِصْمَتِي إِيَّاكَ اتَّخَذْتُكَ نَبِيّاً وَ حَبِيباً ثُمَّ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ إِنَّمَا كَانَتِ الصَّلَاةُ الَّتِي أُمِرَ بِهَا رَكْعَتَيْنِ وَ سَجْدَتَيْنِ وَ هُوَ ص إِنَّمَا سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ عَمَّا أَخْبَرْتُكَ مِنْ تَذَكُّرِهِ لِعَظَمَةِ رَبِّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَجَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرْضاً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا صَادٌ الَّذِي أُمِرَ أَنْ يَغْتَسِلَ مِنْهُ فَقَالَ عَيْنٌ تَنْفَجِرُ مِنْ رُكْنٍ مِنْ أَرْكَانِ الْعَرْشِ يُقَالُ لَهُ مَاءُ الْحَيَاةِ وَ هُوَ مَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ إِنَّمَا أَمَرَهُ أَنْ يَتَوَضَّأَ وَ يَقْرَأَ وَ يُصَلِّيَ.

ما از این روایت اسحاق بن عمار فوقش میگوییم که در نماز دو رکعتی هم هست و اما در نمازهای سه رکعتی که تکرار خواسته باشد بکند نه، از این روایات تکرارش به دست نمیاید البته گفتنش به عنوان دعا اشکالی ندارد. دعا هر جای نماز دعا کردن مشکلی ندارد.

پس السادس ان یکون بعد الصلوات و تقبل شفاعته فی امته یا تقبل شفاعته و ارفع درجته فی التشهد الاول تمام است. بل فی الثانی ایضا این که گفته نه. بل فی الثانی خبر ضعیفی هم نداریم. بل فی الثانی خوب نبود. و فی الثانی یجوز مع عدم قصد الخصوصیه. این جور میشود. خب این تمام شد.

مرحوم اقای حکیم میگوید که در شرحش فرموده و لا یضرکم فی الثنائیه لعدم ظهور الفرق. فرقی بین رکعت دوم و سوم نیست. نه. چرا فرقی نباشد؟ خیلی روشن نیست. نه. اون که در رکعت دوم شاید خصوصیتی داشته اون مستحب شده اونها مستحب نشده.

السابع

السابع ان یقول فی التشهد الاول لفظ روایت را اورده که بعضی از مستحبات سابق هم در آن هست که ما بعضی از اونها را خواندیم. حالا تیمنا تبرکا... سید میگوید در تشهد اول و ثانی مستحب است اینها را بگوید در حالی که در تشهد ثانی این تقبل شفاعته نیست.

الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا جَلَسْتَ‏ فِي‏ الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِي أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ ثُمَّ تَحْمَدُ اللَّهَ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً.

بعد از این هم باز بگوید الحمد لله این یک چیزی است که سید هم نیاورد در مستحبات ولی در این روایت هست که الان هم متروک است. بعد از تقبل شفاعته فی امته و ارفع درجته دوباره باز بگوید الحمد لله رب العالمین. الحمد لله مرتین او ثلاث مرات این مستحبی است که خوب بود این را سید میاورد به جای بل فی الثانی اونهایی که روایت ندارد. این روایت دارد.

بعد خب بلند میشود نماز میخواند ً ثُمَّ تَقُومُ فَإِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّابِعَةِ قُلْتَ- بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَ الصَّلَوَاتُ الطَّاهِرَاتُ الطَّيِّبَاتُ الزَّاكِيَاتُ الْغَادِيَاتُ الرَّائِحَاتُ السَّابِغَاتُ النَّاعِمَاتُ لِلَّهِ مَا طَابَ وَ زَكَا وَ طَهُرَ وَ خَلَصَ وَ صَفَا فَلِلَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّ رَبِّي نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلِّمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّمْ عَلَى مُحَمَّد و ال محمد... ثم تسلّم. بعد السلام علیکم اخرش بگوید. اینها مستحب است. روایت معتبره داریم. تمام شد.

الثامن

هشتم ان یسبح سبعا بعد التشهد الاول. یک مستحبی را سید بیان کرده که معمول نیست. این مستحبات سید خیلیهایش معمول است متعارف است. ولی بعضیهایش معمول نیست. مثل این هشتمی. این یسبح سبعا بعد التشهد الاول. وقتی تشهد اول را گفت هفت بار بگوید سبحان الله. ثم یقول. ان یسبح سبعا بعد التشهد الاول.

وجه این یک روایتی است در باب یازده ابواب تشهد حدیث یک این جور است. یک روایت بیشتر نداریم. باب استحباب التسبیح سبعا بعد التشهد الاول محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن علی بن محبوب، حسن بن کوفی گیر دارد، ابی داود سلیمان عن عمر بن هریس اینها گیر دارند قال لی ابوعبد الله قل فی الرکعتین الاولتین بعد التشهد قبل ان تنهض سبحان الله سبحان الله سبع مرات. روایت ضعیفه ای است بنا بر تسامح در ادله سنن میشود بگوییم که این هم از مستحبات است و گرنه وجهی برای این مستحب نیست. یک مستحبی است که هیچ عمل نمیشود به آن.

التاسع

التاسع مستحب هفتم ان یقول بحول الله و قوته للقیام عن التشهد الاول. وقتی از تشهد اول حرکت میکند بگوید بحول الله و قوته. قبلا اینها گذشته که فرقی نمیکند در هر رکعتی که میخواهد بلند شود در صحیحه محمد بن مسلم است اذا جلست فی الرکعتین الاولتین فتشهدت ثم قمت فقل بحول الله و قوته اقوم و اقعد.

این عرضم به خدمت شما باب سیزده ابواب سجود چندتا صیاغت دارد. بحول الله و قوته اقوم و اقعد باب سیزده ابواب سجود صیاغتهایش مختلف است الان هم مومنین مختلف میگویند این ذکر را. باب سیزده ابواب سجود. عنوان بابش این است که یستحب ان یقال عند القیام من السجود و من التشهد بحول الله و قوته اقوم و اقعد و ارکع و اسجد.

صحیحه عبد الله بن سنان روایت اولش است: اذا قمت من السجود فقل این عبارتش باز این است اللهم ربی بحولک و قوتک اقوم و اقعد. تازه حضرت فرموده اشکال هم ندارد اضافه هم بکن. اقوم و اقعد و ارکع و اسجد. یا روایت دوم دارد اذا قام الرجل من السجود قال بحول الله اقوم و اقعد.

روایت سومی صحیحه محمد بن مسلم اذا جلست فی الرکعتین الاولتین فتشهدت ثم قمت فقل بحول الله و قوته اقوم و اقعد. در روایت رفاعه است که گفت سمعت اباعبد الله یقول کان علیا اذا نهض من الرکعتین الاولتین قال بحولک و قوتک اقوم و اقعد. یک صیغه خاصه ای ندارد. مقصود این است. اینها همه اش درست است. بحول الله اقوم و اقعد. بحولک اقوم و اقعد. فرق نمیکند یک ذکری را وقتی که بلند میشود بیان بکند.

در روایت علی بن محبوب ابن ادریس هم هست اللهم بحولک و قوتک اقوم و اقعد و ارکع و اسجد همانها را اینجا اورده. اینها یک مقداریش رد همان قدریه است. قدریه مفوضه هستند میگویند به خودمان واگذار شده. ما میگوییم نه بحول الله اقوم و اقعد و اسجد. همه افعالی که ما انجام میدهیم به اذن الله است و به قدرت الله است. قدرتی که او اعطا کرده.

خب. مرحوم اقای حکیم فرموده لکن در بعض نسخه ها و قوته نیاورده. خب نیاورده ولی در بعضی دیگر که داشتیم و قوته. بحول الله و قوته هیچ مشکلی ندارد. التاسع ان یقول... عن التشهد الاول، تشهد اول چون محل بحث است و گر نه مطلقا این روایات بعضیهایش مطلق بود. و اذا قمت من السجود فرق نمیکند. اذا قام الرجل من السجود قال بحول الله اقوم و اقعد این ذکر مستحب است این جا که گفته که حین القیام عن التشهد الاول خصوصیتی ندارد. قیام از تشهد اول. نه. هر گاه قیام میکند این ذکر مستحب است.

العاشر

اخریش العاشر ان تضم المراه فخذیها حال الجلوس من التشهد این را ما سابق بحث کردیم چنانچه مساله پنج را سابق بحث کردیم. یکره الاقعاء حال التشهد خود سید هم گفته علی نحو ما مر فی الجلوس بین السجدتین بل الاحوط ترکه کما عرفت. این دهمی و مساله پنج سابق محل بحث قرار گرفته اقای حکیم هم گفته مر الکلام فیه. منتها در اون دهمی روایت زراره هم اورده: ان تضم المراه فخذیها حال الجلوس این مستحب این است که دیگه قبلا گذشته در حال جلوس مستحب است مرد یک مقداری دوتا پایش را باز قرار بدهد زن مستحب است بچسباند.

این که مستحب است مرد فرجه قرار بدهد زن بچسباند قبلها روایاتش را خواندیم دیگه نیازی به تکرار اون روایت نیست. اقای حکیم هم اورده صحیحه زراره فاذا کانت فی جلوسها ضمت فخذیها. تضم المراه فخذیها حال الجلوس بخلاف مردها که تفرجش مستحب است. هذا تمام الکلام در مستحبات تشهد انشالله فردا وارد بحث فصل جدید میشویم. فصل فی التسلیم. و صل الله علی محمد و آل محمد.