فقه ۲۵ آبان جلسه ۴۹

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 49                                    تاریخ:25/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

مساله 11

تعلیقه مرحوم اقای خویی بر عبارت "من غیر ترتیب"

بحث در مساله 11 بود. تتمه مساله 11. در مساله 11 این جور فرمود: وإلا حفر حفيرة ليقع السليم منها على الارض، وإن استوعبها أو لم يمكن بحفر الحفيرة أيضاً سجد على أحد الجبينين من غير ترتيب. مرحوم اقای خویی من غیر ترتیب را تعلیقه زده الاحوط الجمع بینه و بین السجود علی الذقن. در بحث تفصیلیش سجده بر جانب جبهه را گفته وجهی ندارد. جانب به اصطلاح جبهه به معنای همان سطح مستوی. از این انحراف از این حالت کجی به آن طرف. گفت اون وجهی ندارد. همان روایت را قبول کرد که اگر سجده ممکن نشد بر اون موضع، ذقن. طبق اون روایت به اصطلاح پیش رفت و گفت همین تمام است. ولی در فتوا باز، چون ادعای اجماع شده، خیلی ها گفتند که نتوانست بر جبین، بیاید یک کم این طرف تر. حالا یمین یا یسار. اون قائلینش خیلی زیاد است. مخالفینش هم محل بحث است که اصلا مخالف پیدا شده یا نه. به خاطر این جهت گفته الاحوط الجمع بینه و بین السجود علی الذقن و لو لم یمکن الجمع و لو بتکرار الصلاة لم یبعد تقدیم الثانی که همان ذقن باشد. مرحوم اقای خویی اون جهت ذقن را مقدم داشته. مثلا اینها را دیگه باید توجیه کرد ها! جمع بکند یعنی به نیت این که همان که سجده است. نه که هم این سجده باشد و هم اون سجده باشد. جمع بکند به نیت این که ما هو الواجب را انجام بدهم. یک مقدار این طرف را میگذارد. یک مقدار هم ذقن را میگذارد.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا دیگه به هر جوری که عرضم به خدمت شما امکان. خودش گفته اگر امکان داشت دیگه. یک جوری درست کند که بتواند هم اینجا و هم اونجا مثلا روی ما یصح السجود باشد.

بعد هم گفته اگر هم امکان نداشت. خب حالا این منشا فرمایش ایشان است که احتیاط کرده. و لکن در مقابل، ظاهرا همین ایشان است در تعلیقه عروه عمده ایشان است که گیر داده. عموما گفته اند که همان بعد از جبین، قسمت متصل به جبین را بگذارد کفایت میکند. که گفتیم وجهش همین است که اقرب به این جبین است و لو روایت هم نداشت ولی به ذهن میزند همان متعین باشد.

بررسی فتوای مرحوم سید و مرحوم شیخ صدوق در بحث تقدیم جانب ایمن و ایسر

در ادامه این بحث مرحوم سید فرمود که من غیر ترتیب. سید از کسانی است فقه مشهوری است دیگه. گفت که قسمت راست یا قسمت چپ. من غیر ترتیب. در مقابل، بعضی گفته اند ترتیب شرط است اینجا. اول یمین و اگر یمین نشد یسار. مرحوم شیخ صدوق و قبلش والدش اینجور فرمودند که اول سجده کند بر مجاور جبهه یمینا و اگر نتوانست شمالاً سید میگوید وإن كان الأولى والأحوط تقديم الايمن على الأيسر.

کلام صدوق، پدر صدوق که همان کلامش کلام فقه رضوی است. کلام فقه رضوی در کتاب شما نمیدانم کجا است. شاگرد؟؟؟؟ استاد: 147. نه عین اون عبارت را اول اورده بود. همان اول 148. درست است. گفته که کلام صدوق این است و لم ینسب الخلاف الا الی الصدوق حیث انه خالف الترتیب المزبور من ناحیتین فحکم بتقدم جانب الایمن علی الایسر لزوما. و انه مع العجز عنه یسجد. اول ایمن ثم ایسر. اگر اون نشد بعدا علی کفه.

وجه کلام مرحوم صدوق که ظاهرا قبلش هم پدرش این طور قائل شده. در ذهنم این است که این مال صدوق تنها نیست. پدرشان هم همین طور قائل شده. حالا مهم نیست. وجهش همان روایتی است که خواندیم که اون روایت گفتیم دلالتش ناتمام است. در اون روایت این جور بود.

روایت چهارمی که در اینجا گفت موثقه اسحاق بن عمار این جوری داشت: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّبَّاحِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي حَدِيثٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ‏ بَيْنَ‏ عَيْنَيْهِ‏ قَرْحَةٌ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَسْجُدَ[1]- قَالَ يَسْجُدُ مَا بَيْنَ طَرَفِ شَعْرِهِ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ سَجَدَ عَلَى حَاجِبِهِ الْأَيْمَنِ قَالَ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَعَلَى حَاجِبِهِ الْأَيْسَرِ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَعَلَى ذَقَنِهِ قُلْتُ عَلَى ذَقَنِهِ قَالَ نَعَمْ أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً. که سند را مرحوم اقای خویی گفته اشکالی ندارد و بررسی کرده. همین جور است و سند تمام است.

و لکن گذشت که این دلالتش ناتمام است. این روایت دلالتش ناتمام است اولا. و ثانیا اگر گفتیم دلالتش تمام است و حرف صاحب حدائق را قبول کردیم گفتیم که این یک نوع تسامح است. اگر هم قبول کردیم ادعا این است که این روایت ظهور در تعیین ندارد. درست است این روایت میگوید علی جانبه الایمن فان لم یقدر علی جانبه الایسر. ولی این ظهور در تعیین ندارد. طبق مبنای اقای خویی که همیشه این جور روایات را میگوید ظاهرش همین است که ظاهرش تعیین است دیگه، روی مبنای مرحوم اقای خویی در سائر موارد، میگوید ظاهرش تعیین است، اینجا که رسیده گفته مخیر است، جانب ایمن با جانب ایسر مخیر است.

وجهش چیست؟ وجهش این است که درست است ظاهر کلام، ظهور کلام در تعیین است. و لکن در اینجا یک قرینه ای داریم بر عدم تعیین. یک قرینه لبیه داریم در حقیقت بر عدم تعیین. فرمود سجده کند بر اون مثلا بالاتر از اون علت، و اگر نتوانست، فرض کنید دلالت دارد دیگه، دلالت هم نداشته باشد بر حرف صدوق، بر حرف اقای خویی که دلالت دارد دیگه. ما الان بحث میکنیم اعم است چه اون جانب ایمن را قبل این خط بدانیم یا بعد از این خط بدانیم. بحث ما اعم است چه اون جانب ایمن و ایسر را قبل از این خط بدانیم که جایگاه سجده است که مشکلی ندارد یا بعد بدانیم که طبق شیخ صدوق، هر کدام که باشد ظهوری در تعیین ندارد. چرا؟ درست است ظاهر اولیه کلام تعیین است. گفته که اگر نتوانست بگذارد بین عینین را نه پایینش نه بالایش، بگذارد یمنیش را، ظاهر اولیه اش تعیین است ولی احتمال خصوصیت نیست که  یمین در سجده با یسار فرق بکند. جمود بر لفظ درست است که اقتضا میکند ظهور در تعیین را و لکن این ظهور در تعیین اینجا منتفی است. وقتی که اصلا داخل در جبهه است خب این طرف با اون طرف فرق نمیکند. هر دو داخل در جبهه است. خارج از جبهه هم باشد باز فرقی نمیکنند. اینها سبب میشود که مستمع ظهور تعیینی نفهمد. به عبارت دیگر، این که میگویند ظهور خطاب در تعیینی است در جایی است که یک نکته ای برای عدم تعیینیت نباشد. این جا چون لا فرق است. اصلا فرقی هم نباشد ما هم همین طور صحبت میکنیم. چون دو تایش که با هم نمیتواند بگذارد باید یکیش را بگذارد. و چون یمین، این در روایات هم هست، که جهت یمین همیشه استحباب دارد نسبت به یسار برای کارهای خوب جهت یمین است.

سوال:؟؟؟

جواب: اشکال ندارد. همین جور بابا. اگر همه این جبهه. جبهه مهمش این است که روی مبنای اقای خویی و چه صدوق. اقای خویی میگوید از باب این که جبهه را باید بگذارد. بابا اگر قرحه نبود میتوانست هم این طرف و هم اون طرف را بگذارد.

سوال:؟؟

جواب: این روایت اصلا ظاهرش کلام اقای خویی است فرقی بین این طرف و اون طرف نیست هر دو جبهه هستند پس این که میگوید یمین نمیتوانیم بگوییم این یمین الزامی است. روی مبنای مرحوم صدوق که یمین و یسار را بعد از جبهه گرفتند اون هم وقتی که جبهه نباشد ماموربه اصلی نباشد فرق نمیکند که حالا سمت یمین باشد یا سمت یسار باشد

سوال: سند ندارد.

جواب: فقه رضوی اون خودش هم محل کلام است الان. میخواهیم با یک کلام دیگری درستش بکنیم. این روایت اسحاق ابن عمار از آن، چه معنای اقای خویی را بکنیم و چه معنای شیخ صدوق دلالتی بر لزوم ندارد.

سوال:؟؟

جواب: اینها دیگه از باب افضل است. افضلش ایمن است. افضلش ایسر است.

خب این یک فرمایش صدوق که گفته لازم است حرف ناتمامی است. فرمایش دومش که فرموده بود که و انه مع العجز عنه یسجد علی ظهر کفه. که این مستندش همان روایت فقه الرضا بود. این هم مفهوم نمیشود که یسجد علی ظهر کفه این روی چه حساب است. علی ظهر کفه لازم است سرش را بگذارد این دیگه مستندی ندارد فقط میماند همین به اصطلاح کلام همین...

سوال:؟؟؟

جواب: همان دیگه. این که فرموده ما هم همین را میگوییم. تصویر ندارد. این که دارد انه مع العجز عنه عاجز است عاجز از این که جانب ایمن را بگیرد یا جانب ایسر را، یسجد علی ظهر کفه، قبل از انتقال الی الذقن. اقای خویی هم این را دارد اضافه اش هم این است. قبل از انتقال الی الذقن سجده کند بر پشت دستش. این بر پشت دست وجهی ندارد که سجده کند. این بدر تر از اون حرف  قبلش است. اون وجهی نداشت. این اصلا مفهوم نمیشود. بر ظهر کفّش سجده کند به طور طبیعی ها! کسی که به ظهر کف سجده کند قدرت هم دارد که پیشانیش را بگذارد روی ایمن یا ایسر. اگر هم قدرت ندارد باز وجهی ندارد این کف ارض نیست که. علی ظهر کفه ارض نیست روی چه حسابی بگذارد. اینها بعید است.

سوال:؟؟

جواب: یعنی با این که ما میتوانیم، اون احد المساجد درست است در جایی که ما هیچ نتوانیم بر زمین بگذاریم. اخه مرحوم صدوق میگوید قبل از ذقن ما. میتوانم ذقن را روی زمین بگذاریم.

سوال:؟؟

جواب: اون روایت اونجایی است که هیچ نمیتوانیم. بله هیچ نمیتوانیم علی ظهر کف. اما فرض این است که میتواند ذقن. بحث این است قبل از انتقال الی الذقن را دارد میگوید. میتواند ذقن را روی زمین بگذارد و سجده کند به ذقنش و مع ذلک گفته که سجده کند به ظهر کفّش. وجهی ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: خیلی بعید است که به خاطر خاکی نشدن گفته به ظهر کف. بابا این جبهه اش چی است.

سوال:؟؟

جواب:اون خلاف ظاهر است. ظاهرش این است. تازه اون هم معلوم نیست که ظهر کف را بگذارد این جا یک چیزی دیگری فوت میشود که کفّ ارض را باید بگذارد روی زمین.

فرمایش مرحوم سید که فرموده بود واجب است ظاهرا واجب است هم به صورت احتیاط است. عبارتش این است. معلوم نیست این را فتوا داده. فحکم بتقدیم جانب الایمن علی الایسر لزوما. و انه مع العجز عنه یسجد علی ظهر کفه قل الانتقال الی الذقن وجهی ندارد. خب بگذریم.

فرض تعذر از وضع جانب ایمن یا ایسر

در ادامه اش مرحوم سید فرمود که وإن تعذر نه این طرف وجه و نه اون طرف وجه. سجد على ذقنه. سجده بر ذقن گفتیم همان روایت اسحاق بود و داشت که سجده کند بر ذقنش. حجت تمام است.

بعد دارد که فإن تعذر اقتصر على الانحناء الممكن. اگر نشد که ما وجهمان را نتوانستیم به هیچ وجهی به زمین برسانیم مرحوم سید فرمود که به هر مقدار که امکان دارد. میتواند مثلا انفش را بگذارد. انفش به مقداری که امکان دارد. یا میتواند این گونه هاش را بگذارد. به مقداری که امکان دارد شامل اون میشود. فإن تعذر اقتصر على الانحناء الممكن. انحنای ممکنش الان به نحوی است که اینها نیاید و فقط بینی بیاید. میگوید هر مقداری که انحنا ممکن است.

سوال:؟؟

جواب: اول بینی میرسد.

سوال:؟؟؟

جواب:هر مقدار که ممکن است.

این که هر مقدار که ممکن است وجهش همان استشهاد به روایات است که ما از روایات این جور استظهار کردیم. استظهار میتوانیم بکنیم که الاقرب فالاقرب. درست است در روایات انحنای ممکن نیامده بود. ولی میتوانیم ما استظهار کنیم هر جا سوال کردند نشد باز حضرت فرمود مرتبه پایین تر مرتبه پایین تر. ما میتوانیم از روایات استشهاد بکنیم یا استظهار بکنیم که به هر مقدار ممکن الاقرب فالاقرب. یا از روایات میسور. حالا روایاتش را کار نداریم. روایات میسور. المیسور لا یسقط بالمعسور مقداری که میسور است لا یسقط به معسور ما میتوانیم استفاده کنیم اگر ممکن است گونه را بگذارد بینی را بگذارد باز اینها مقدم است. اگر نمیتواند به مقداری که نزدیک به زمین بشود مثلا. هر مقداری که ممکن است. نمیتواند این طوری بنشیند و ایما بکند مثلا.

سوال:؟؟؟

جواب: الان در وجه داریم صحبت میکنیم.

بررسی ملاحظه قاعده میسور در نماز

خب خود این یک بحثی دارد. خود این یک بحثی در آن هست. که در باب نماز بایستی ما قاعده میسور را ملاحظه بکنیم به هر مقداری که ممکن است و لو در روایت نیامده باشد، مرحوم سید این جور ادعا دارد، یا نه، هر مقداری که در روایات آمده؟ الان در اینجا اون مقداری که در روایت امده بود فقط، بالاتر از دمل بود و یمین و یساری که جزء جبهه بود و یکی هم ذقن بود. که مرحوم اقای خویی همین طور فرمود. فرمود مقداری که ما روایت داریم همین سه تا مورد است. اگر عاجز بود از این سه تا مورد، یشیر. در بحث تفصیلیش این جور میگوید دیگه. میگوید یشیر. ایما میکند.

این خودش یک بحث است. در باب نماز ایا تنزل از مراتب عالیه است به مراتب سافله، یا این که تعین دارد اون مراتبی را که در روایات اوردند اونها تعین دارد. اونها منتفی شد، دیگه مراتب نازله نداریم؟ مرحوم اقای خویی از کسانی است که میگوید ما مراتب نازله نداریم. حضرت فرموده که اگر که دملی بود این طرف و ان طرفش که منافاتی با مواضع سجده ندارد. اما بعد از این قسمت که الی الحاجبین بعد از حاجبین میگوید دلیل نداریم. نوبت میرسد به ذقن. ذقن هم اگر امکان ندارد فیشیر. میگوید اشاره کفایت میکند. نمیدانم فتوا داده یا نه به نظرم اونجا هم یک احتیاطی کرده. شاگرد؟؟؟؟ استاد: ص 148 اونجا گفته بل وجب علی الایماء و الاحوط الجمع بین الامرین. ظاهر و الاحوط جمع بین الامرین یعنی احتیاط مستحب است چون گفت وجب علیه الایماء.

خب این فرمایش است که میگوید نه. فرمایش ایشان این است که اونی که در روایت آمده اون مقدار است. بقیه اش در روایت نیامده بدلیت دلیل ندارد. وقتی دلیل نداشت میرسیم بدل از کل. که اگر عاجز بود از سجده بر مواضع سجود، فیؤمی. ایشان میگوید به اون روایاتی که یؤمی میگوید.

و لکن در ذهن ما این است که درست است که این روایاتی که ذکر بدل میکنند ظاهرش همین است که اینها تعین دارند، ما تعدی کردیم گفتیم حالا مثلا خود موضع سجده که بین الحاجبین بود حالا کنارش بعید است که مجزی نباشد. و اما مثلا گونه اش اینجایش مثلا یا بینیش فقط، گفتیم اینها دلیل ندارد. ما این را ادعا کردیم و لکن این را میخواهیم عرض کنیم بعید نیست که اینها هم کفایت بکند. اولش این طور میگوییم. اینها هم کفایت بکند. درست است که وظیفه این اقا با نظر به روایات ایماء است. الان ایما است دیگه. سجود واقعی را نمیتواند بیاورد. ولی ایما خب این هم به جای ایما، ایما است دیگه. این هم سجود واقعی نیست. این هم ایمای کامل است. بعید نیست که کسی استظهار بکند همین فرمایش سید را از روایات. سید هم میگوید واجب نیست اینها منتها از همان بابی که ایما میگوییم. همین ایما، بعید نیست این حرف ها! چون اینها را اورده و اونها را نیاورده فقط همین مقدار واجب باشد. ایما وظیفه اون است اعلا فرد ایما هم همین که سید میگوی،. به مقدار ممکن. به مقدار ممکن دیگه. ممکن بود اینجا را بگذارد یک مصداق ایما است. نتوانست یک کم بالاتر. نتوانست یک کم بالاتر.

سوال:؟؟؟

جواب: سجده است اون. گفت یخرون للاذقان سجدا.

یک حرف این است که کسی بگوید این تکلیف. در باب نماز همین طور به ذهن میاید که هر مرتبه ای که متعذر شد مرتبه نازلترش متعین است. در روایات این جور است دیگه. قرائت نمیتوانی مثلا پایین تر. قیام نمیتوانی مثلا جلوس. جلوس نمیتوانی همین طور مرتبه به مرتبه تنزل کرده. این یک احتمال است.

یک احتمال هم که این قدر دقت نیست در باب نماز. اگر میتوانی بر پیشانی. نمیتوانی ذقن. حالا همسایه پیشانی اشکال ندارد.اما اگر نمیتوانی وجه نه. وجه را نفرموده. نمیتوانی ایما. ایما به عرض عریضش. گذاشتن وجه واجب نیست. گذاشتن بینی واجب نیست. این بند به این است که ما چطور استفاده کنیم از روایات. ایا از روایات استفاده میشود که مرتبه عالیه واجب است و اگر نشد همین طور تنزل، مرتبةً مرتبةً که بعید نیست همین طور باشد. یا نه داستان بدلیت است. اون مقداری که بدل قرار داده اینهایی که در روایت امده و بقیه بدلیتش ثابت نیست. اقای خویی این دومی را میگوید لذا میگوید همان ایما. مرحوو سید و بعضی دیگر همان اولی را میگویند. میگوید به هر مقداری که ممکن است. بعید نیست اون که مرحوم سید فرموده احوط باشد و همان هم، جواب اقای خویی، و همان هم مصداقی برای ایما هست دیگه. من که صورتم را به زمین میگذارم یا سجده است اینجا بدل سجده قرار گرفته یا اگر بدل نیست ایمان است دیگه. اینهایی که ما انجام میدهیم همه اش مصداق ایما است. بعید نیست که همه اینها و لو گیر دارد لازم باشد ملاحظه کنید تتمه کلام فردا انشالله.


[1] - في المصدر زيادة- عليها.