فقه ۱۳مهر جلسه ۲۱

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 21                            تاریخ:13/7/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی مورد اطراف تساوی در سجده

بحث در این بود که این که باید تساوی باشد، طرف تساوی یکیش خب موضع الجبهه است. واضح است. طرف دیگر کدام است؟ مرحوم سید موقف را قرار داد و گفت طرف تساوی، تصریح هم کرد، بقیه اعضا ستة نیست. موقف طرف تساوی است و مواضع ستة طرف تساوی نیست. اگر بعضی از مواضع ستة با موضع جبهه اختلاف داشته باشند به بیشتر از لبنة اشکال ندارد. همین نظر را مرحوم آقای خویی هم قبول کرده و تایید کرده.

کلام مرحوم اقای بروجردی و مرحوم اقای خویی

در مقابل بعضی ها از جمله مرحوم آقای بروجردی اصرار دارد که موقف کافی نیست. مفصلترین بحث را این دو نفر کردند. ما کلمات همین دو بزرگوار را بیان میکنیم دیگه بقیه اش نیازی نیست.

مرحوم اقای بروجردی در این که موقف کافی نیست این را فتوا دارد. اما مواضع ستة، دیروز خوب بیانش نکردیم. اما مواضع ستة حتی یدین، همین یدینش، اون چهارتا را قبول دارد. حتی یدین این را احتیاط واجب کرده. در بحث تفصیلیش بعد از این که بحث میکند موقف کافی نیست. تمام میکند و میگوید موضع بدنک بر موقف منطبق نمیشود یک بحث دیگری را مطرح کرده. حالا موضع بدن نیست چقدر است. همه این شش تا است چهار تا است. گفته احتمالاتی است احوط همان شش تا است. رفقا رساله فارسی ایشان را نگاه کردند و اوردند در رساله فارسیش هم نوشته احتیاط این است که هر شش تا. همین که سید گفت که مواضع سته لازم نیست مساوی باشد با موضع جبهه، ایشان گفته احوط این است که مساوی باشد. مفصل بحث کرده مرحوم اقای بروجردی و در مقابل اقای خویی. ما کلمات همین دو بزرگوار را. بعدش هم تکرار است. چاره ای نداریم. باید بحث کنیم.

عمده در باب روایت عبد الله بن سنان بود که موضع بدنک. گفت که باید موضع بدنت مرتفع تر از لبنة نباشد. موضع بدنک که اون یدیک گفتیم نه. بعید است. علمای سابق همان بدن فهمیدند. او را تثبیت کردیم. روایت عبد الله بن سنان میگوید موضع بدنت باید مساوی باشد با موضع جبهه ات. معلوم میشود روایت همین بوده. بعید بوده روایت یدین است و فتوا دادند. کشف میکنیم نسخه درست کدام است. حالا اونها گذشته. الان بحث سر همین است دو بزرگوار قبول دارند که حجت داریم بر موضع بدنک. این موضع بدنک را میخواهیم ما بحث کنیم موضع بدن کجا است. اقای خویی دارد موضع بدن میگوید همان موقف است. جای بدنت. یعنی همان جایی که میایستی. اقای بروجردی میفرماید نه. موضع بدنت اونجایی که میایستی نه. اونجایی که حال سجده قرار میگیری. کلام در بحث همین است این موضع بدن کجا است؟ صاف نیست. اجمال دارد.

کلام مرحوم اقای بروجردی

مرحوم اقای بروجردی فرمود موضع بدنک یک احتمالش این است که همان اعضایی که ثقل بدن روی انها هست. رکبتین است. ابهامین است. موضع بدنک یعنی این. موقف جای موضع بدن نیست. موضع بدن یک چیز بالاتر از این است. در اثبات مدعایش فرمود که این روایت حالت سجده را میگوید. اون حرف کاشف الغطا خلاف ظاهر است. سوال میکند از سجده بر ارض مرتفعه، حضرت فرموده که اذا کان موضع بدنک مساویا لجبهتک فلا باس. حالا ما نقل به معنا میکنیم. مساوی را معنا کردیم یعنی چه. در این که حال سجده را بیان میکند نه. درست فرموده. جای تامل ندارد. مرحوم اقای خویی هر چند بعض کلماتش خلاف این است ولی نه اون هم گفته انحنای حال سجده را میگوید که به چه مقدار باشد.

مرحوم اقای بروجردی فرموده مناسب حال سجده، مناسبت حکم و موضوع، وقتی حال سجده را بیان میکند، حال سجده بدنت باید مساوی باشد با مسجَد، این بدن حال قیام را نمیگیرد دیگه. حال قیام چه معنا دارد. بدن در حال سجده را که بررسی میکنند، بدن را در حال سجده بررسی کن. موضع بدن کجا است؟ اونجایی که بدنت رویش افتاده جای بدنت است. موضع بدنت یعنی جای بدنت دیگه. جای بدنت در حال سجده کجا است؟ اون جایی که افتادی رویش. مرحوم اقای بروجردی ادعا کرده روایت حال سجود را بیان میکند. حرف متینی است. قابل انکار نیست. مناسبت حکم و موضوع در حال سجود که میگویند جای بدنت، اگر گفتند در حال قیام جایگاه بدنت. همان جایی که ایستاده. ولی وقتی که در حال سجود میگوید جای بدنت. همان جایی که بدن آدم قرار گرفته را میگویند جای بدن. که عبارت است از مثلا اون جایی که رکبتین بدن ادم قرار گرفته. ابهامین قرار گرفته. ممکن است شما هم بگویید و جایی که دو دستش هست.

مرحوم اقای خویی در مقابل ادعا کرد که نمیشود جای بدن همه اعضا باشد. چون یکی از اعضا خود جبهه است. در روایت مقابله انداخته. جای بدنت در مقابل جبهه ات با هم مساوی باشند. نمیشود که موضع بدن همه اعضا باشد.

خب این همان طور که بعضی رفقا هم در ذهنشان رسید اشکال واهی است. جایگاه بدن ما همان که مرحوم اقای بروجردی میفرماید که جای بدن مقصود غیر جبهه است. اولا جای بدن که میگویند سر را نمیگیرد. اگر هم اصلا جای بدن به معنای همه جسم باشد به قرینه مقابله. خودتان میگویید مقابل قرار داده. به قرینه مقابله که جای بدن که اینجا میگوید غیر از جبهه است دیگه. اشکال واهی است که مرحوم اقای خویی فرموده نمیشود مراد از جای بدن همه باشد. ما هم نمیگوییم همه. میگوییم ما عدای جبهه. ظاهرش همین است.

تا اینجا مرحوم اقای بروجردی میفرماید مناسبت حکم و موضوع در حال سجده این است که جای بدن، اینها باشد نه اون جایی که میایستد. بعد گیر میکند. خب اون روایت دیگر عبد الله بن سنان را چکار کنیم که گفت مُقام مساوی باشد؟ حالا ما فوقش از اون رفع ید کنیم از لزومیش در مقدار لبنة است در غیر مقدار لبنة اخذ میکنیم میگوییم باید مساوی باشد. اون مقامی که اونجا گفته چکارش کنیم؟ جواب داده و فرموده که اون مقام که در اون روایت است نه که یعنی محل قیام. مقام یعنی جایگاه. مقام به معنای محل قیام آمده ولی به معنای جایگاه هم آمده. هذا مقام العائذ بک من النار. مقام عائذ نه که جایی که میایستی. بلکه به معنای جایگاه. در ایه شریفه هم که دارد قبل ان تقوم من مقامک. سلیمان نشسته بوده. مقام یعنی جایگاه. جایگاه در حال سجده همین است که من میگویم. پس این دو روایت با هم التیام دارند دیگه. اون میگوید جایگاه. این میگوید جایگاه در حال سجده. ما جایگاه در حال سجده را پیدا کردیم و آن این است که بیان کردیم.

این استشهاد را جواب داده. رجلین خب چی میگویید؟ این را جواب نداده. یعنی تقریرات ما این را جواب نداده که مرحوم کلینی گفت و فی روایة اخری اذا کان موضع رجلیک به جای بدنک. مرحوم اقای خویی ادعا کرده که این دیگه خیلی واضح است که رجلیک همان جایگاهی است که میایستند. این دیگه قوی ترین شاهد اقای خویی که مراد از مُقام یا مَقام جای ایستادن است میگوید و در اون حدیث مرسل بود اذا کان موضع رجلیک مساویا. موضع رجلیک یعنی همان جایی که میایستی. مرحوم اقای بروجردی از مقام جواب داده. با این که روایت را هم اورده. روایت را اورده گفته کافی گفته و فی حدیث اذا کان.... قطعا حالا قطع عرفی این روایت همین روایتی است که موضع بدنک دارد. چون همه کلماتش یکی است. فقط همان اون موضع بدنک دارد این موضع رجلیک دارد. یا کلینی نقل به معنا کرده یا این روایت از اولش موضع رجلیک باشد و شیخ طوسی روایت را بد اورده. مهم نیست.

این مشکله را مرحوم اقای بروجردی در این تقریرات مرحوم اقای صافی جواب نداده. ولی خب جواب از این هم واضح است. این که اقای خویی اقوی شاهد میاورد موضع رجلیک اقوی شاهد که مقصود جایگاه ایستادن است به نظرم یک اشتباه واضحی است. مرحوم اقای خویی رجلیک را قدمیک معنا کرده. خب قدم راست میگوید موضع قیام است در حالی که موضع رجلیک. در حال سجده ما موضع رجل ما، این رجل است اینجا هم که میاید ابهام هم که میاید روی زمین همه اینها رجل است دیگه. موضع رجل ما نه قدم ما، رجل ما مساوی باید باشد با موضع جبهه ما. به نظرم مرحوم اقای بروجردی این نزدش صاف بوده که این مشکله ایجاد نمیکند. مقام مشکله ایجاد میکند و اون را جواب داده. ولی این را جواب نداده به نظرم مشکلی ایجاد نمیکند.

تا اینجا فرمایش مرحوم اقای بروجردی که موضع بدنک را در حال سجود اورد گفت در حال سجود مراد است و موضع بدنک جای بدنت عبارت است از غیر مقام، و گفت احوط هم همین است که یدین هم باشد. مشکل روایت عبد الله بن سنان هم که مقام بود جواب داد.

کلام مرحوم اقای خویی

در مقابل مرحوم اقای خویی. مرحوم اقای خویی اصرار دارد که نه، همان مقام. بعد از این که مرحوم اقای خویی فرموده که همه بدن نمیتواند مراد باشد موضع بدنک نمیتواند مراد باشد، ادعا کرده گفته پس یا باید مراد از این جایگاه بدن در حال جلوس باشد وقتی میشینی جایگاه بدنت چقدر است، یا در حال قیام باشد. احد الامرین. همه که نمیشود. یا اون مقداری که در حال جلوس است یا اون مقداری که در حال قیام است. و یک ادعایی کرده دوباره. و ادعا کرده که جایگاه بدن در حال جلوس و در حال قیام گفته که به حسب نتیجه یکی است. این را خوب تامل کنید.

ادعا دارد که جایگاه بدن در حال جلوس و در حال قیام یکی است. حال جلوس را برگردانده به حال قیام. گفته وقتی شما میشینی بدنت روی چه چیزی است؟ بدنتان روی پایتان است دیگه. که این پا عمده بدن که اون إلیتین است روی اون ته پا یعنی اول پا است. میگوید وقتی شما نشسته ای بدنت را روی اون به اصطلاح طرف مچ پا و اونها فشار روی اون است. اون روی قدمین است. إلیة هم روی قدمین است. پس میتوانی بگویی جایگاه بدنت قدمین است و هم میتوانی بگویی ألیتین است. ألیتین اون که بدن روی آن هست عمده همان إلیتین است که اون هم روی قدمین است. پس در نتیجه فرق نمیکند و جایگاه بدن در حال جلوس و قیام یکی هستند.

بلکه گفته که جایگاه ابهامین هم با این یکی است. ادعایش این است که جایگاه بدن، جایی که بدن را میگذاری. جایگاه قدم، جایگاه ابهامین عرفا یک جا هستند. عرفاً نه به دقت. جایگاه بدن، جایگاه قدم، جایگاه ابهامین، عرفاً همان جایی است که ما به آن میگوییم موقف. و فرموده که روایت عبد الله بن سنان با موقف تطبیق میکند و شواهدی هم بر این داریم.

شواهدش: اون روایت عبد الله بن سنان دیگر که میگفت مقام. مقام یعنی جایی که میایستی. و اون روایتی که روایت محمد بن عبد الله روایت نماز جماعت که میگفت که محل امام و ماموم مساوی باشند اون محل همان جایی که میایستند است دیگه. بعد فرمود که اگر وحده باشد اشکال ندارد. اون همان محل ایستادن است. یا روایتی که ظاهرا روایت ابی بصیر بود که فرمود که من دوست دارم موضع سجده ام با موضع قدمم. قدمی، اون دیگه بهترین است. درست است اینها بعضیهایشان سند نداشت ولی برای تایید. بعد هم گفته روایت رجلین اینها همه موید این جهت هستند که مراد موقف است، پس اولاً ایشان میگوید خود روایت عبد الله بن سنان موقف را میگوید چون حال جلوس با حال قیام یکی هستند. گذشته این قرائن خارجیه هم به ما همین را میگوید که موقف بایستی مساوی باشد با مسجَد. این است که فرموده فرمایش متن به این بیان تمام است. این فرمایشات مرحوم اقای خویی در مقابل مرحوم اقای بروجردی.

مختار استاد «دام عزه»

و لکن به ذهن ما مدعای مرحوم اقای خویی اقرب است. همین موقف. اما این که ادعا میکند موضع بدن چه حالت جلوس و چه حالت قیام یکی است نه. ما این را نمیتوانیم بگوییم. یا حتی با مکان ابهامین هم یکی است، نه، موضع بدن در حال جلوس چه جلوس غیر سجودی و چه جلوس سجودی با موضع بدن در حال قیام، نه، این عرفا دو تا هستند.

وقتی شما از سجده بلند میشوی. حالت قیام این است دیگه. گفتیم صاحب جواهر خوب تعبیری اورده. اقای خویی هم این را دارد. شما وقتی از سجده بلند میشوی قیام میکنی قدمت در این فاصله که قرار میگیرد، اون وقت همین شما که میشینی تا ابهامت این فاصله قطع میشود. از این ابهام دوباره شروع میشود موضع بدن. نه از اون طرفش. نه این طرفش. از اون طرفش هم جایگاه بدن به اون طرف کشیده میشود. به طرف مسجد. از این طرف هم اون جایگاه بدن قطع میشود. همین ببینید همین جور هست یا نه؟ جای بدن در حال جلوس با جای بدن در حال قیام دو تا است.

سوال:؟؟؟

جواب: نه. من الارض ها!

سوال؟؟؟؟؟

جواب: نه. از ابهام به اون طرف ادامه پیدا میکند. میشیند از ابهام به این طرف ادامه پیدا میکند. به نظر من این پر واضح است نمیدانم چطور ایشان ادعا میکند. حتی در حال نشستن که ایشان قدمین. بابا درست است شاید هم همین طور باشد عمده وزن بدن همان جای ألیتین است. ولی اون ساق پا هم تحمل میکند. گاهی درد میگیرد!

سوال:؟؟؟

جواب: من الارض گفتم که قدمین است و سی سانت است حال جلوس بیش از سی سانت است و عمده اون سی سانت هم جایگاهش نیست.

این در ذهن ما پر واضح است. نمیدانم چطور ادعا کرده. حالا باز میرویم صوتش را گوش میکنیم. این که در تقریرات است هیچ قابل فهم نیست این که جایگاه بدن با جایگاه قدم بلکه با جایگاه ابهامین یکی است. بابا کجا یکی است! این ادعا ناتمام است.

و لکن در مجموع که ایشان ادعا کرده ما از خود روایت جایگاه بدن نه. نه فرمایش اقای بروجردی و نه فرمایش ایشان. هر چند باز فرمایش اقای بروجردی اقرب از فرمایش ایشان است که جایگاه بدن در حال سجده با جایگاه بدن در حال قیام دو تا است و اون عبارت از یک چیز دیگری است این اقرب به  ذهن است. هر چند فرمایش مرحوم اقای بروجردی اقرب به ذهن است با توجه به روایت عبد الله بن سنان که گفت موضع بدنک، ولی در مجموع به همان قرائنی که مرحوم اقای خویی استشهاد کرده گفته که اون روایت دیگر عبد الله بن سنان که گفت سوال کرد که انا ساجد و مقامم تا کجا؟ به ذهن میزند وقتی مقام را در مقابل ساجد میاورد محل قیام مراد است. حمل مقام در اون روایت دیگر عبد الله بن سنان بر جایگاه، درست است استعمال شده ولی در نماز چون یکی از واجباتش قیام است، یک واجب مهمی هم هست قیام، به قول مرحوم اقای حکیم عمده نماز در حال قیام است. تکبیرش، نیتش، قرائتش، رکوعش عن قیام باشد به حیثی که اصلا نماز را این جور نماز را میگویند نماز عن قیام. اونها را حساب نمیکنند، به ذهن میزند که مقامی که در روایت عبد الله بن سنان است ظاهرش همان محل قیام است. یک بار دیگر اون عبارت را بخوان. میگوید که موضع سجودی اسفل من مقامی. ما اگر این حرفها نبود از اول این روایت را میشنیدیم چون از قیام میاید به سجده به ذهن میزند مقامی یعنی جایی که میایسد. ما میگوییم حق با مرحوم اقای خویی است. جایگاه بدن از مقام خلاف ظاهر است.

سوال:؟؟؟

جواب: بله سجود و قیام.

خب یکی این اقرب به ذهن است باز و یکی هم اون روایت. درست است اون روایت بحث سندیش مشکل دارد ولی این که این داستان این جوری مطرح است در روایات ما، موضع قدمی و مسجدی. قدم را میاورند مطرح میکند. حضرت میفرماید که احبّ. این احبّ درست است این الزامی نیست ولی با همین داستان ارتفاع ارتباط دارد. میگوید که الرجل ... قدمی.

سوال:؟؟

جواب: همین شرطی که ما داریم بحث میکنیم. سوال هم از همین است. جواب هم به مرتبط به همین است.

این روایت ابی بصیر سندش تمام بود. یک روایت دیگر بود. اشتباه گفتیم. معتبره ابی بصیر. و اون روایت محمد بن عبد الله بود که سندش گیر داشت. اون هم باز میایند صحبت میکنند از یک چیزی که او مرتبط به نماز است. اون که مرتبط به نماز است همین داستان محل قیام است با مسجد.

و اضافه کنیم روایت موثقه هم، خوب بود اقای خویی هم این را میاورد. روایت موثقه هم درست است مال اون طرف قضیه است ولی اینها همه اش به اون تساوی بر میگردد. موثقه عمار حالا ما گیر کردیم به عنوان موید اشکال ندارد. موثقه عمار هم همین داستان است. جایی که ایستاده اصلا نص است. اون نص است در همان جایی که ایستاده. حضرت فرمود که گفت اونجایی که میایستد اذا کان خشنا  عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ: أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَقُومَ عَلى‏ فِرَاشِهِ، وَ يَسْجُدَ عَلَى الْأَرْضِ؟ قَالَ: فَقَالَ: «إِذَا كَانَ‏ الْفِرَاشُ‏ غَلِيظاً قَدْرَ آجُرَّةٍ أَوْ أَقَلَّ، اسْتَقَامَ لَهُ أَنْ يَقُومَ عَلَيْهِ، وَ يَسْجُدَ عَلَى الْأَرْضِ، وَ إِنْ كَانَ أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ، فَلا. درست است مال اون طرف قضیه است ولی همه اش به تساوی بر میگیردد.

سوال:؟؟

جواب: سوال این است. استقام له. بایستد. ان یقوم... اون میگفت ان یسجد. معلوم میشود که قیام موضوعیت دارد.

سوال:؟؟

جواب: درست است. ولی از اینجا شروع کرده. استقام له.....

حاصل الکلام: اون موضع بدنک صاف نیست. هر چند به معنای اقای بروجردی اقرب به ذهن است ولی روشن نیست. یک کلمه مجملی است. جایگاه بدنت. جایگاه بدنت کجا است! در حال سجده جایگاه بدنت منتها جایگاه بدن ما کجا است؟ جایگاه بدنت که در حال قیام بود. ما میگوییم این روایت اجمال دارد. ناصافی دارد هر چند معنای اقای بروجردی ارجح است ولی به حد ظهور نمیرسد. نیاز داریم به قرائن خارجیه. قرائن خارجیه مساعد فتوای سید است. قرائن خارجیه مساعد فرمایش اقای خویی است نه اقای بروجردی.

سوال:؟؟؟

جواب: بله. جای بدنت. مگر وقتی میایستیم جای بدن ما نیست؟ جای بدن ما این است.

مناسبتش هم همین جوری است. نه این که قیام واجب است. قیام واجب است از واجبات رکن است مثلا اینها. به ذهن میزند الان هم که دارد اینها را محاسبه میکند همین واجبات نماز. مساعد عرف این است همین واجبات نماز را با هم میسنجد. میگوید اونجایی که میایستی که واجب است با اونجایی که سجده میکنی. این که بیاید یک چیز اجنبی را رابطه اش را حساب کند با محل سجده، اینها را ذهن نمیپسندد.

حالا به هر حال، ما در ذهنمان همان فرمایش اقای خویی است نه به روایت عبد الله بن سنان که ایشان ادعا میکند. نه بابا ما از شکم روایت عبد الله بن سنان نمیتوانیم جای شکم را به دست بیاوریم. جای شکم را به همین ضمائم و قرائن خارجیه. این هم اضافه کنید فهم قدیمی ها هم این جور بوده که موضع قیام را گفتند نباید مرتفع باشد. فقه ضمیمه ای دیگه. از ضمیمه اینها بعضی به بعضش حجت را تمام میکنیم بر این که مراد تساوی موضع القیام به موضع سجده است. خب تمام دیگه.