فقه ۳۰ شهریور جلسه ۱۱

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                    جلسه 11                                   تاریخ:30/6/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی کراهت قرائت قران در رکوع

بحث در مکروه چهارم بود. الرابع قرائة القران فیه. قرائت قران در حال رکوع مکروه است.

معنای کراهت در عبادت و بررسی تعبدی و توصلی بودن قرائت قران

ظاهر کلام مرحوم سید که این را در سلک بقیه مکروهات آورده یعنی همان کراهت اصطلاحی. یعنی همان حزازت. قرائت قران یک نوع حزازت دارد. و این هم خلافش ثابت نیست. که قرائت قران حزازت داشته باشد. خب مثل عزائم را، نه که حزازت دارد بلکه مبغوض است که جنب و حائض بخواند. بعید نیست که مثلا حائض بیش از هفت آیه را بخواند حزازت داشته باشد. یک دلیل قطعی بر خلافش نداریم.

این که قرائت از تعبدیات است کلاً اثبات تعبدیت مشکل است. این که در اصول بحثی مطرح کرده اند وقتی شک در تعبدی و توصل شود مصداق زیادی در شریعت دارد. دلیلش هم این است که تعبدیت دلیل صافی غالبا ندارد. مثلا صوم تعبدی است یا توصلی؟ مرحوم اقای خویی به بنی الاسلام علی خمس استدلال کرده. گفته این تعبدی است و نمیشود بنی علیه الاسلام ... و تعبدی نباشد! دلیل صافی ندارد. مثل این که در رساله ها مینویسند که این عمل عبادت است باید به قصد قربت اتیان شود این در روایات ما نیست. باید از یک قرائن و شواهد مناسبات حکم و موضوع. خمس مثلا تعبدی است یا توصلی است؟ صاف نیست.

حالا قرائت قران چطور است. تعبدی است یا توصلی است؟ کأنّ مرحوم اقای حکیم مفروغ عنه بوده نزدش که قرائت قران از عبادات است و تعبدی است و لذا تعلیقه زده در اینجا نهی در اینجا کراهتش از قبیل کراهت در عبادات است که در علم اصول حل شده. کراهت در عبادات حل شده. یک اشکالی است. هم عبادت است هم مکروه! گفته اند کراهت یعنی اقل ثوابا. اشکالی ندارد یک عبادتی ثوابش کم باشد. اما عبادت باشد و حزازت داشته باشد جمع بین متنافیین است.

سوال:؟؟؟

جواب: عبادت نیست دیگه اون.

سوال:؟؟؟

جواب: همین را داریم صحبت میکنیم.

عرض کردیم مرحوم شیخ استاد ادعا داشت که قرائت قران از توصلیات است. اصلا عبادت نیست. مثل دفن میت است. از توصلیات است اگر قصد قربت کردی ثواب دارد. کسانی که در مجالس قران میخوانند، مسابقه میدهند یا غیر مسابقه، قران این جور میخوانند اینها ثوابی ندارد. اینها مثلا. اصلا استحباب هم ندارد. استحباب روی مقید به قصد قربت است. اینها استحباب هم ندارد. حالا عنوان ثانوی یک بحث دیگری است. اصلا استحباب ندارد.

سوال:؟؟

جواب: کسانی که میگویند تعبدی است معنایش این است که ثواب ندارد. توصلی باشد اینها محبوب خدا را در خارج انجام دادند و خدا دوست دارد در خارج انجام بدهد ولی اینها محبوب خدا را در خارج انجام ندادند.

سوال:؟؟

جواب: میتوانیم قصد قربت کنیم که بحث نداریم که! ایا استحباب را روی اینها به قصد قربت آورده به گونه ای که اگر قصد قربت نکند اصلا محبوب نیست. یا نه؟ مرحوم شیخ استاد میگفت که بعید نیست که قرائت قران از توصلیات باشد و قصد قربت شرط مستحب نیست و شرط ثواب است. و اگر هم نهی به آن تعلق گرفت میگوییم نهیش هم حزازتی است لزوم ندارد که نهیش را اقل ثوابا بگیریم. در حال رکوع قرائت خواندن محبوب خدا نباشد. حزازت داشته باشد نه که محبوب. حزازت داشته باشد.

این که قرائت قران از عبادیات است کراهتش به معنای اقل ثوابا است، صاف نیست. هر چند ما از همان قدیم هم ارتکاز عرفی ما و عوامی ما قبول نمیکرد این حرف را. به ذهن میاید که قرائت قران از عبادات است. همین که اقای حکیم فرموده. این دیگه بند به این است که شما، میگویم تعبدی و توصلی دلیل محکمی ندارد ارتکازات است مناسبت حکم و موضوع است. این همه تاکید بر قرائت قران شده و چه خواصی اورده، بعید است که قرائت قران قصد قربت نداشته باشد.

مکروه پنجم: جعل یدین تحت ثیاب

خب این تمام. آخرین مکروه هم فرمود الخامس أن یجعل یدیه تحت ثیابه، دستشهایش را زیر لباسهایش قرار بدهد مکروه است. منتها به شرط این که به بدنش هم بچسبد. فقط زیر عبا دستهایش را بیاورد رکوع کند اشکال ندارد. چادرش را گرفته اشکال ندارد. اگر ملاصق جسدش بشود اشکال دارد. مثلا حوله دارد وقتی که خم میشود اونجا دستش میرود روی جسدش مثلا. از لای حوله اش میرود روی جسدش. این مکروه است.

وجه کراهتش هم روایاتی که مرحوم اقای حکیم اشاره کرده اینها در لباس مصلی گذشت. اون روایات کافی است برای این که. اطلاق، در خصوص رکوع نیست. کلاً در نماز مکروه است که انسان دستش ملاصق جسدش باشد. مشهور هم همین است. برای کراهت همین مقدار کافی است. گر چه روایاتش هم بعضا مضطرب است. فرق گذاشته بین دو دست و یک دست. دیگه تفصیلات نیاز نیست.

مساله 28: قاعده مساوات بین واجبات و نوافل و تطبیق آن بر احکام رکوع در واجبات و مستحبات

مساله اخر رکوع: لا فرق بین الفریضه و النافله فی واجبات الرکوع و مستحباته و مکروهاته. اونهایی که گفتیم مرحوم سید میفرماید که فرق نیست در اونهایی که گفتیم بین این که نماز واجب باشد و مستحب باشد.

اولا بعضی از اونها اطلاق دارد. حضرت که میفرماید اذا رکعت فلیتمکن اطلاق دارد. چه نمازت نافله باشد یا فریضه. بعضی از اونها اصلا اطلاق دارد. راحت هستیم. و اگر یک موردی از اون واجبات مستحبات مکروهات یک موردی در خصوص فریضه بود باز ما تعدی میکنیم از فریضه به نافله.

مرحوم اقای حکیم گفته قاعده مساوات. درست میگوید. شریعت اگر یک مرکبی دارد و یک اختراعی دارد. اون اختراعش را بیان میکند میگوید غسل جنابت. یک اختراع است. این است. بعد هم غسل جنابت را بیان میکند برای شما. بعد یک جاهای دیگری میگوید برای جمعه هم غسل کند. هیچی نمیگوید. ظاهرش این است که همان غسلی که در واجب  بیان کردم، غسل کن یعنی یک بار برای همیشه کافی است.

ظاهر بیان مرکب اختراعی و لو در خصوص فریضه بیانش بکند، و بعد نافله را به نحو نفل حکم را تغییر بدهد و ساکت شود، ظاهرش این است که همان که اونجا هست اینجا هم هست. همه اون خصوصیات، عرفیش هم همین جور است دیگه. اگر گفت ابگوشت باید بپزی فلان کارها را بکن. بعد یک روز هم گفت خوب است امروز یک ابگوشتی بپزی خوب است مستحب. اگر بپرسد که چکار کنیم؟ میگوید یک بار گفتم که چکار کنی. یک امر عرفی است. مساوات مستحبات با واجبات امر عرفی است. فرمایش مرحوم اقای حکیم و دیگران هم گفته اند این را، قاعده مساوات، تا دلیل بر خلاف نیاید قاعده مساوات حاکم است.

سوال:؟؟

جواب: اون موردی بود. همان جا هم نکته اش را مطرح کردیم. مگر این که نکته اضافه ای باشد که در اونجا بود.

مرحوم سید میگوید و کون نقصانه.... این را مقدمه بعدی اورده. نقصانه موجبا للبطلان، ذکر خاص بعد از عام، نقصان رکوع هم موجب بطلان است. واضح است الصلاة ثلاثه اثلاث. ثلث رکوع. ثلث طهور. چطور طهور قوام نماز است این نیاز به بیان ندارد. در این که نقصاش موجب بطلان میشود جای بحث ندارد. این مقدمه این است. نعم الاقوی عدم بطلان النافله بزیادته سهوا.

بحثی که نکته دارد این است. سهوا زیاده رکوع در فریضه موجب بطلان است. تعاد الصلاة الا من خمس. یکیش رکوع است. الا خمس نقصانا و زیادتا اگر قبول کردیم. ارکان را این جور بعضی معنا کردند: ما یوجب البطلان نقصا و زیادتا و لو فی حال السهو. البته در زیاده یک گیری هست که ما سابق بحث کردیم. حالا فرض کنید که زیاده در فریضه موجب بطلان است عمدا که بلا شکال. حتی سهوا. مرحوم سید فرموده و لکن این محل ابتلا هم هست ها!  و لکن در نافله زیادی رکوع سهوا مبطل نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: بله الان گفتیم. مقوم است. الصلاة ثلاثه اثلاث. نماز نیست. نافله باید نماز باشد که صحیح باشد. اونجا بحث نداریم. اصلا اونجا مقتضای ادله است قاعده مساوی نمیخواهیم.

بررسی ابطال زیاده سهوی رکوع

در زیاده سهوی ایا مبطل هست یا نه؟ مثلا نماز غفیله میخواسته بخواند یادش رفت به رکوع رفت از رکوع که بلند شد یادش آمد که ما میخواستیم نماز غفیله بخوانیم و ذالنون. اشکال ندارد. حالا و الذا النون بخوانیم. عیبی ندارد. خیلی اتفاق میافتد که در مستحبات بعد از رکوع یادش میاید، خب تدارک کن زیاده سهوی رکوع مبطلیت ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: دومی را که میخواند اولی میشود زیاده.

عدم ابطال زیاده رکوع سهوی در نافله به دو بیان و بررسی آن

خب این است که زیاده رکوع سهوا این مفصلش در بحث خلل است مرحوم اقای خویی اونجا خوب بحث کرده. اینجا مجمل بحث کرده. این که زیادی رکوع مبطل نیست در نافله مبطل نیست به دو بیان. عمده اش دو بیان است. یک قصور مقتضی. از اول مقتضی قاصر است. دلیل ما از اول ضیق است. ادله زیاده که از اول شامل نافله نمیشود. ضیق است. به چه بیان ضیق است؟ ظاهر عبارت اقای حکیم این جا این است که ما دلیل لفظی نداریم که اگر زیاد کردی رکوع را نماز باطل است، ما دلیل لفظی نداریم. دلیلمان اجماع است، اجماع قدر متینقش فریضه است. ظاهر کلام این است.

سوال:؟؟؟

جواب: اونها میگوید بر عکس است. مضاف بیان دوم است.

سوال:؟؟؟

جواب: اون طور که در ذهنم هست اجماع را میاورد میگوید دلیل لفظی نداریم قدر متیقن از ادله زیاده فریضه است.

و لکن این فرمایش ناتمام است. ما دلیل لفظی داریم. معتبره ابی بصیر است. من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده. این خطاب اطلاق دارد. چه فریضه باشد یا نافله.

عمده در قصور مقتضی اونی است که مرحوم اقای خویی فرموده. فرموده درست است روایت معتبره ابی بصیر میگوید من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده ولی چند روایت داریم، راست هم میگوید، که مقید کرده به مکتوبه. من زاد فی المکتوبه... میگوید روایاتی که مقید کرده به مکتوبه یا فریضه، عنوان مکتوبه و فریضه داریم، اونها مقید اون اطلاقات هستند. از اول ما دلیلمان قاصر است. به چه بیان مقید است؟ حالا ایشان گفته ما در وصف مفهوم فی الجمله قائل هستیم. این بحث را در بحث خلل گفته نه اینجا و بحثهای طویلی هستند و وارد نمیشویم. به چه بیان مقید هستند؟ میگوییم اونها در مقام تحدید هستند. درست است وصف مفهوم ندارد ولی در مقام تحدید مفهوم دارد. منظور من زاد فی المکتوبه... مفهومش این است که در غیر مکتوبه اشکالی ندارد.

سوال:؟؟

جواب: لا تعاد هم اگر گفت لا تعاد الا من الرکوع زیادتا و نقصانا میگوییم زیادتا فی المکتوبه.

سوال؟؟؟

جواب: همین جور است درست است. در باب نافله از اول مقتضی قاصر است. قاصر هم یک مقداری ضیق خناق است. به این معنا ادله تقییدیه خودش بطلان را نفی میکند. میگوید در مکتوبه زیاده مبطله است یعنی در غیر مکتوبه اشکالی ندارد. این درست میگوید ایشان. مستفاد از روایات تقییدیه که مکتوبه را اورده یا فریضه را اورده مستفادش این است که در نافله اشکالی ندارد. این یک بیان است قصور مقتضی.

دوم این است که اگر کسی گفت اینها مفهوم ندارد. مقام تحدید نیست، بیان ثانی این است که ما دلیل خاص دارم. دلیل خاص داریم که زیاده در نافله، لسان، منطوق داریم، نه مفهوم، منطوق داریم که زیاده رکوع در نافله سهوا مضر نیست. سه روایت را هم ایشان در اینجا و هم اقای خویی در بحث خلل آورده. یکی روایت صیقل است. روایت حسن صیقل بود اگر اشتباه نکنم:

عن ابی عبد الله علیه السلام، قلت له الرجل یصلی الرکعتین من الوتر. ثم یقوم فینسی التشهد. مثل مثال ما که گفتیم و ذا النون را یادش رفت. اگر رکوع نکرده هنوز که بحث نداریم. قبل از رکوع فهمید خب میشیند تشهد میخواند. فینسی التشهد حتی یرکع. رکوع هم کرد. بعد از رکوع، در رکوع فهمید که تشهد را در رکعت دوم نخواندیم. و یذکر و هو راکع. حضرت فرمود همان جا بشیند لازم هم نیست بلند بشود دیگه. چون رکوعش در غیر محل است. انتصاب شرط نیست. از همان رکوعش بشیند. بلند نمیخواهد بشود. یجلس من رکوعه یتشهد ثم یقوم بعد بلند شود ادامه بدهد نماز را. فیتمّ.

قال قلت له یک اشکالی به ذهن اقای صیقل رسید. همه اینها دلیل بر این است که یک ادم حسابی بوده. ما در صیقل گفتیم که لا یبعد اعتبار کلامش. سند از ناحیه صیقل تمام است. قال قلت له لیس قلت فی الفریضه اذا ذکره بعد ما رکع مضی فی صلاته. بعد از رکوع فهمید هیچ تشهد جای تدارک ندارد. ثم یسجد بعد از نماز سجده سهو بیاورد. ثم یسجد سجدتی السهو بعد ما ینصرف یتشهد فیهما. قال علیه السلام درست است اقای صیقل من این را گفتم ولی لیس النافله مثل الفریضه. جدا کرد حضرت نافله را و قاعده مساوات را به هم زد. لیس النافله کالفریضه. لیس از باب این که اگر فریضه بود مضی چون بر نگردی رکوع زیادی میشود. در نافله هم رکوع زیادی میشود بشینی ولی رکوع زیادیش اشکالی ندارد. از این روایت استفاده میشود که زیاده رکوع در نافله مبطل نیست. منتهی فرض نسیان است.

خب این دلالتش تمام است یا نه، مرحوم اقای حکیم مثل این که ذهنش گرفته که نمیشود زیاده در نافله مضر نباشد. سختش هست. مرحوم اقای حکیم اشکال دلالی کرده. گفته این دلالت ندارد بر این که، عمده اش دو وجه را گفته که دلالت ندارد. یک وجهش این است که فرموده که این شخص مبتلا به زیاده نشده. این شخصی که دو رکعت شفع را میخواند تشهد را یادش میرود بعد بلند میشود ظاهرش این است که یک نماز دیگری را شروع کرده. خب یک نماز دیگری را شروع کرده، نماز وتر، بعد از رکوع نماز وتر یادش امده که تشهد را نخوانده. حضرت فرمود رهایش کن برو سراغ تشهد و تشهد و سلام را بخوان بعد دوباره نماز  وتر را شروع کن. این ربطی به زیاده ندارد. یک نماز دیگری است این وصل به او نکرده که زیاده بشود. فرموده اینجا زیاده صدق نمیکند. این یک وجه است.

یک وجهش هم احتمال داده که این یجلس من رکوعه یتشهد ثم یقوم فیتمّ، گفته معنای فیتم این نیست که از سر نو قرائت بخواند سوره بخواند رکوع. نه. اتمام. بعد بلند شود، بگوید خب رکوع را انجام دادم دیگه، از رکوع به بعد ادامه بدهد، در حقیقت اون نماز اولی را یک تشهدی میخواند که تمام بشود. میشود یک زیاده سهوی در نماز اولی. بعد بلند میشود همان نماز دومی را ادامه میدهد.

سوال:؟؟

جواب: قنوتش مانده. اصلش در وتر قنوت است. قنوت را هم میخواند و بعد هم میرود به سجده.

سوال:؟؟؟

جواب: دارد که اگر یادش رفت قنوت، قنوتش بعد از رکوع.

سوال:؟؟؟

جواب:  از این که فرمود یقیم و یتم معلوم است یک چیزی مانده. یا قیام میکند بلند میشود. چون عن جلوس بوده میشود انتصاب بعد از رکوع  و بعد میرود به سجده.

این فرمایش مرحوم اقای حکیم که دو تا احتمال داده و دلالت را مناقشه کرده. اما احتمال اول و مناقشه اولی، مرحوم اقای خویی اشکال کرده. گفته مجرد این که نماز دیگری را شروع بکند، مجرد این، سبب نمیشود که زیاده صدق نکند، باز هم زیاده است. و لو نماز دیگر را شروع کرده بالاخره اون نماز دیگر را چسبانده به این نماز قبلی و میشود زیاده. مگر در اون سجده تلاوت چه بود؟ سجده تلاوت حضرت فرموده زیاده است. با این که سجده تلاوت خودش مستقل است، چه فرق میکند اون مستقل با این مستقل؟!! همان طور که سجده تلاوت که یک تکلیف مستقل است شد زیاده، این هم که رکعت نماز بعدی، چون سلام نداده، چون چی نکرده، تشهد و سلام را ترک کرده، وصلش کرده به دو رکعت قبلی، این هم میشود زیاده. مرحوم اقا خویی میگوید و لو رکعت نماز دیگری باشد باز هم زیاده صدق میکند.

سوال:؟؟؟؟

جواب: بالاخره این بعدی را وصل به قبلی کرده یا نه؟ دنبال اون خوانده دیگه.

میگوید چه فرق است بین سجده تلاوت که گفتید زیاده است، با این یک رکعتی که وصل است؟ هر دو تا جزء نماز نبودند که. سجده تلاوت را که به عنوان جزء نماز نخوانده ولی زیاده است. ولی در ذهن ما این است که نه. اون سجده تلاوت زیاده است یک تعبد است. ما هم همان جا هم گیر داشتیم اگر تعبد نبود. حالا اونجا زیاده است اما این که اینجا هم زیاده صدق کند، بابا یک نماز دیگری شروع کرده.

سوال:؟؟؟

جواب: تعدی تا کجا میرود همین را میخواهیم بحث کنیم

اگر یک رکوع را راضافه کرد و خوشش امد گفت دیگه ما برای خدا یک رکوع اضافه کنیم اشکال ندارد. نه به عنوان نمازی. فی الصلاة. اما تعدی بکنیم از سجده تلاوت به، ذهنیت عرفی اقای حکیم در ذهن ما اقرب است، تعدی بکنیم به رکعتی که به عنوان یک رکعت نماز دیگری اورده این هم بگوییم زیاده است مثل این که مثلا بین نماز بگوییم زیاده است یک چیزی. اما فکر کرده فارغ از اون نماز شده. یک نماز دیگری شروع کرده خیلی غیر عرفی است بگوییم زیاده است.

سوال:؟؟؟

جواب: این زیاده صدق نمیکند. اقای حکیم میگوید زیاده صدق نمیکند.

خب، این مناقشه اول اقای حکیم بعید نیست. اما اون احتمال دوم که حضرت فرمود ثم یقوم فیتم، نه، اون بعید است. فیتم ظاهرش این است، ثم یقوم یعنی به اون که وظیفه قیام است عمل کند و ادامه بدهد. نه این که بلند شود دوباره بیاید به رکوع. خلاف ظاهر است. خود مرحوم اقای حکیم هم این دومی را دارد. مرحوم اقای حکیم در نهایت گفته که چون گفته لیس النافله مثل الفریضه اگر میخواهد مثل او نشود باید یک فرقی داشته باشد. فرقش به همین است که ما میگوییم که بر فرض این که این زیاده است، اینجا مضر نیست، همین حالت در فریضه مضر است، شما نماز ظهر خواندی تشهد و سلام یادت رفت بلند شدی یک رکعت عصر در رکوع عصر یادت امد که تشهد و سلام نگفتی، این نمازت باطل است، لیس النافله کالفریضه. نافله مثل فریضه نیست. بعید نیست این دلالتش که اگر شما، صحبت زیاده  نیست ها! اینها تعبد است، چه میدانیم، شارع مقدس فرموده اگر یک رکعت دیگری اضافه کردی اون نماز  قبلی نافله باشد باطل نمیشود اما اگر از باب این که رکعتی اضافه کرد. نه رکوع که اقای خویی میگوید ها! یک رکعتی اضافه کردی فریضه باشد باطل است نافله باشد صحیح است.

سوال:؟؟؟

جواب: غایتش این است که زیاده رکعت در فریضه مضر است و در نافله مضر نیست. غایتش این است. بله اگر رکوع تنها بود به طریق اولی در نافله مضر نیست.

این روایت میگوید یک رکعت کامل به نافله مضر نیست به اولویت یک رکوع تنها هم مضر نیست. لیس النافله کالفریضه. ما حتی در اون هم گیر داریم ها! لیس النافله ... غایتش این است که در فریضه اگر تشهد و سلام را نگفتی و یک رکعت را اضافه کردی فریضه قبل باطل است. اما اگر یک رکوع در فریضه هم زیاد بشود باطل است این را دلالت ندارد. بعضی ها همین را گفته اند که زیاده رکعت باطل است نه زیاده رکوع. غایت این روایت این است که زیادی رکعت مضر است به فریضه و مضر نیست به نافله. و نتیجه میگیریم پس زیادی رکوع هم مضر به نافله نیست. دلالتش تمام است و سند هم علی المبنا. ما گفتیم حسن صیقل لا باس به. این روایت اولی. روایت ثانیه هم صحیحه حلبی است که وقت گذشت تتمه انشالله فردا.