درس خارج فقه جلسه 121 تاریخ:2/3/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
از توابع سلام بودن یا تشهد بودن «سلام بر نبی»
بحث در این بود که مرحوم سید فرمود اما السلام علیک ایها النبی فلیس من صیغ السلام. بل هو من توابع التشهد. بعضی از نکات باقی مانده که بایستی مجددا بحث بکنیم.
این که السلام علیک ایها النبی از توابع تشهد است یا این که نه، از منضمات و لواحق سلام است، مرحوم سید فرمود من توابع التشهد، مرحوم اقای حکیم فرموده که نه، ظاهر از خبر ابی بکر و ابی بصیر و موثقه ابی بصیر طویله، این از توابع تسلیم است. بعد هم گفته کما تقتضیه مناسبه الحکم و الموضوع. مناسب این که ملحق بشود به این سلام ها ملحق بشود نه به تشهد.
لکن در ذهن ما این است که نه، همان که مرحوم سید فرموده من توابع التشهد. اما این که مرحوم اقای حکیم فرموده مناسبت حکم و موضوع، نه، مناسبت حکم و موضوع اینجا مجال ندارد چون السلام علیک ایها النبی صلوات بر پیامبر است. این مناسبتش این است که جزو همان تتمه تشهد باشد که شهادت به رسالتش میدهیم. السلام علینا اینها کلام ادمی است. اینها مناسبت حکم و موضوع اقتضا میکند که اون السلام علیک ایها النبی ملحق به نماز بشود از باب این که سلام بر پیامبر است. سلام بر پیامبر مثل شهادت به نبوت است. از سنخ شهادت به نبوت است و این جزء تشهد مناسبتش این است باشد. نه این که جزء سلام باشد.
و اما این که ایشان فرموده ظاهر از دو تا خبر ابی بکر حضرمی و ابی بصیر این است که این جزء سلام است، نه، ما نتوانستیم این ادعای ایشان را ما تصدیق بکنیم. خبر ابی بکر حضرمی و ابی بصیر، خود ایشان ادرس داده 465 در اونجا این جور داشت: خبر ابی بکر حضرمی عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنِّي أُصَلِّي بِقَوْمٍ فَقَالَ سَلِّمْ وَاحِدَةً وَ لَا تَلْتَفِتْ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ. این یک سلام بگو اون السلام علیکم است نه السلام علیک ایها النبی. تسلّم واحده مال اون دومی است که السلام علیکم میگویی. اون السلام علیک ایها النبی ربطی به اون سلامی که حضرت امر کرده ندارد. این روایت ابی بکر حضرمی.
روایت ابی بصیر هم صفحه 464 که ایشان اورده اونجا در روایت ابی بصیر هم این جور بود: الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كُنْتَ إِمَاماً فَإِنَّمَا التَّسْلِيمُ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى النَّبِيِّ این از اینجا شروع میشود. تسلم ... و تقول را تکرار میکند این تقولش تسلیمی است که حضرت در اون روایت فرموده. وَ تَقُولَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَإِذَا قُلْتَ ذَلِكَ فَقَدِ انْقَطَعَتِ الصَّلَاةُ ثُمَّ تُؤْذِنُ الْقَوْمَ فَتَقُولُ وَ أَنْتَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ كَذَلِكَ إِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ تَقُولُ- السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ اینها همه مال السلام علینا است. اینها ربطی به اون تسلم علی النبی ندارد اون را مقدمةً ذکر کرده است. در حقیقت امام علیه السلام میخواهد بفرماید بعد از این که گفتی السلام علیک ایها النبی بگو السلام علینا. اینها دلالتی ندارد.
اون روایت ابی بصیر طویله هم دلالتی بر مدعای ایشان ندارد در موثقه ابی بصیر این طور بود. سید اینها را اورد. در متن سید هم: وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فَقُلْ- بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ- وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِي أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ- ثُمَّ تَحْمَدُ اللَّهَ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً ثُمَّ تَقُومُ فَإِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّابِعَةِ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَ الصَّلَوَاتُ الطَّاهِرَاتُ الطَّيِّبَاتُ الزَّاكِيَاتُ الْغَادِيَاتُ الرَّائِحَاتُ السَّابِغَاتُ النَّاعِمَاتُ لِلَّهِ مَا طَابَ وَ زَكَا وَ طَهُرَ وَ خَلَصَ وَ صَفَا فَلِلَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ أَشْهَدُ أَنَّ رَبِّي نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ- وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ- وَ سَلِّمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ- وَ تَرَحَّمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ- كَمَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ- وَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ- وَ اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ- اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ- وَ امْنُنْ عَلَيَّ بِالْجَنَّةِ وَ عَافِنِي مِنَ النَّارِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً ... وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً- ثُمَّ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ السَّلَامُ عَلَى جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ لَا نَبِيَّ بَعْدَهُ وَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ ثُمَّ تُسَلِّمُ. نه. اینها ظاهرش این است که اینها جزو همان تشهدی است که خوانده.
این که ایشان ادعا دارد ظاهر از اینها این است که این سلام، سلام من توابع السلام است من شئون السلام است نه من توابع التشهد. نه، به ذهن میزند چون اون را جزو تشهد قرار ندادند در روایات. میرسیم در بعضی روایات دیگری هست که در اون روایت صحیحه حلبی مثلا در صحیحه حلبی هست وَ رَوَى الْحَلَبِيُّ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: كُلَّمَا ذَكَرْتَ اللَّهَ وَ النَّبِيَّ فَهُوَ مِنَ الصَّلَاةِ جدا کرده. فَإِنْ قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَقَدِ انْصَرَفْتَ. در صحیحه حلبی پر واضح است که جدا کرده. سلام بر نبی را عِدل ذکرت الله. کلما ذکرت الله عزوجل و النبی. این را ذکر نبی میداند. ذکر نبی جزو نماز است. این را سلام حساب نمیکند. بعد دارد فان قلت... نه. حق با مرحوم اقای خویی است که فرموده این از توابع تشهد است. فرمایش اقای حکیم که فرموده است از توابع سلام ناتمام است.
مرحوم اقای خویی به روایت ابی کهمس هم استدلال کرده. عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ إِذَا جَلَسْتُ فِيهِمَا لِلتَّشَهُّدِ فَقُلْتُ وَ أَنَا جَالِسٌ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ انْصِرَافاً هُوَ قَالَ لَا وَ لَكِنْ إِذَا قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَهُوَ الِانْصِرَافُ. اقای خویی میگوید این واضح الدلاله است فی کون السلام علی النبی من توابع التشهد. نه. درست است گفته اذا جلست فیهما... اینها تعبیرات عرفی است. امام که اینها را نفرموده. سائل گفته اذا جلست فیهما، و لو به مناسبت این که شهادتین را میگوید. اذا جلست... یعنی وقتی که نشستم برای اون تشهدی که گفتم. پس بعد از اون تشهد با این هم میسازد. اولا این ظهور ندارد که این جزو تشهد است. ثانیا ظهور هم داشته باشد کلام سائل است. کلام سائل دلالتی بر چیزی ندارد. نه. همان کلما ذکرت الله عزوجل... همان برای ما کفایت میکند. صحیحه حلبی دلیل بر این است که سلام من توابع التشهد. کلما ذکرت الله و النبی این عطف را اورده ذکر الله این را ذکر النبی قرار داده. فهو من الصلاة.
حاصل الکلام: اولا استدلال مرحوم اقای حکیم به اون روایات بر این که سلام علی النبی جزو تشهد نیست از توابع سلام است یا مقدمات سلام است. حالا توابع نگوییم. مقدمات سلام است نادرست است. استدلالش به اونها نادرست است اولا. و ثانیا هم ما روایاتی دارد از بعضی از روایات استفاده میشود که نه، سلام بر نبی ملحق به ذکر الله است. به اون طرف ملحق است نه به این طرف.
بررسی وجوب «السلام علیک ایها النبی...»
این مطلبی بود که باقی مانده بود اما السلام علیک ایها النبی فلیس من صیغ السلام درست است. بل هو من توابع التشهد و لیس واجبا بل هو مستحب که بحث کردیم. و لیس واجبا بل هو مستحب. جعفی در فاخر و همچنین صاحب کنز العرفان اون فتوا داده این متمایل شده. گفته نه. السلام علیک ایها النبی هم واجب است و لو مخرج نماز نیست ولی واجب است. این که این ها میگویند واجب است آیا تمام است یا تمام نیست؟
اولا بحث میکنیم در ثبوت مقتضی. اصلا مقتضی برای این قول به وجوب تمام است یا نه؟ و بر فرضی که مقتضی تمام است آیا این مقتضی مانع دارد یا ندارد؟
بحث در مرحله مقتضی
اما ثبوت المقتضی. استدلال کردند به موثقه ابی بصیر که اونجا داشت السلام علیک ایها النبی که ما بارها گفتیم اقای خویی هم اینجا اعتراف کرد که موثقه طویله ابی بصیر دلالت بر لزوم ندارد. روایت دوم موثقه ابی بکر حضرمی بود عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنِّي أُصَلِّي بِقَوْمٍ فَقَالَ سَلِّمْ وَاحِدَةً وَ لَا تَلْتَفِتْ فکرش نکن. لزومی ندارد حتما یک بار سلام را بگویی به این طرف صورتت را بکنی... نه. لازم نیست قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ. خب کسی بگوید این دلالت دارد بر وجوب السلام علیک ایها النبی.
و لکن جواب واضح است. عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنِّي أُصَلِّي بِقَوْمٍ فَقَالَ سَلِّمْ وَاحِدَةً یک سلام را بگو. این که فرموده بگو السلام علیک ایها النبی یک سلام که این نیست. و الا دو سلام میشد. این السلام علیک ایها النبی مثل ما که صحبت میکنیم یعنی بعد از این که گفتی السلام علیک ایها النبی بگو السلام علیکم. وَ لَا تَلْتَفِتْ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ. این دلالت ندارد بر این که السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته این دلالت بر وجوب ندارد. در حقیقت میخواسته بگوید بعد از این که گفتی السلام ایها النبی بگو السلام علیکم.
روایت سوم روایت ابی بصیر است: الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كُنْتَ إِمَاماً فَإِنَّمَا التَّسْلِيمُ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى النَّبِيِّ ص تسلیم را معنا میکند. تسلیم این است وَ تَقُولَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَإِذَا قُلْتَ ذَلِكَ فَقَدِ انْقَطَعَتِ ذلک را زده به اینجا. یعنی هم تسلم علی النبی و هم گفتی السلام علینا. الصَّلَاةُ ثُمَّ تُؤْذِنُ الْقَوْمَ فَتَقُولُ وَ أَنْتَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ كَذَلِكَ إِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ تَقُولُ- السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ مِثْلَ مَا سَلَّمْتَ وَ أَنْتَ إِمَامٌ فَإِذَا كُنْتَ فِي جَمَاعَةٍ فَقُلْ مِثْلَ مَا قُلْتَ وَ سَلِّمْ عَلَى مَنْ عَلَى يَمِينِكَ وَ شِمَالِكَ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى شِمَالِكَ أَحَدٌ فَسَلِّمْ عَلَى الَّذِينَ عَلَى يَمِينِكَ وَ لَا تَدَعِ التَّسْلِيمَ عَلَى يَمِينِكَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى شِمَالِكَ أَحَدٌ.
خب این روایت ابی بصیر در طریقش محمد بن سنان است این علی المبنا است. باب دو حدیث هشت این جور است: سندش الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ...
خب علی المبنا از نظر سندی اقای خویی محمد بن سنان را ناتمام میداند و میگوید این ضعف سند دارد ما گفتیم نه. محمد بن سنان لااقلش این است که این که روایت میکنند از زمان سدادش روایت میکنند بعد که میگوید مثلا منحرف شد مثلا اگر ثابت باشد، اون وقت روایت نمیکردند از او. یک امر طبیعی است. از نظر سندی اقای خویی میگوید ضعف سند دارد که ناتمام است.
و اما از نظر دلالی عرضم به خدمت شما ایشان دلالت حدیث را تمام دانسته منتها گفته که باید حملش بکنیم بر استحباب. اذا کنت اماما فانما التسلیم ان تسلم علی النبی در ناحیه مقتضی گفته این دلالتش تمام است.
و لکن در ذهن ما این است که نه. از جهت مقتضی هم ناتمام است. اذا کنت اماما... علی النبی یعنی به جای این که بگوید بعد از این که سلام بر نبی گفتی بگو السلام علینا. اذا کنت اماما فانما التسلیم، نبی را که تسلیم نمیگویند. سلام بر نبی را. تسلیم منصرف است به سلام بر بشر. فانما التسلیم ان تسلم علی النبی و تقول. و تسلیم این است که بعد از این که سلام بر نبی دادی و تقول بگو السلام علینا.... فاذا قلت ذلک فقد انقطعت الصلاة این خصوص السلام علینا را میگوید. اصلا همان را توطئةً و تمهیدا اورده. شاهدش این است که در بقیه فقرات هم همان را تکرار میکند: وَ كَذَلِكَ إِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ تَقُولُ- السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ مِثْلَ مَا سَلَّمْتَ وَ أَنْتَ إِمَامٌ فَإِذَا كُنْتَ فِي جَمَاعَةٍ فَقُلْ مِثْلَ مَا قُلْتَ وَ سَلِّمْ عَلَى مَنْ عَلَى يَمِينِكَ وَ شِمَالِكَ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى شِمَالِكَ أَحَدٌ فَسَلِّمْ عَلَى الَّذِينَ عَلَى يَمِينِكَ وَ لَا تَدَعِ التَّسْلِيمَ عَلَى يَمِينِكَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى شِمَالِكَ أَحَدٌ. عمود کلام همان السلام علینا است لذا ما میگوییم این هم دلالتی بر لزوم السلام علی النبی ندارد.
حالا اگر امد و قبول کردیم که، یادمان رفت ایه شریفه را باید اول میاوریم! مقتضی قاصر است. کسی توهم نکند که آیه شریفه که دیگه دلالتش تمام است. الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. گفته اند ظهور امر در وجوب است. خب این صلوا علیه و سلموا تسلیما این نمیشود حمل بر وجوبش بکنیم. چون بلااشکال صلوات و تسلیم مستحب است در غیر نماز. پس این صلوا علیه و سلموا تسلیما را گفته اند حمل میکنیم بر خصوص نماز. شهادتین که میگوید صلوا علیه بعد هم السلام علیک ایها النبی سلموا. این امر است. امر ظهور در وجوب دارد. چون وجوبش در همه جا قابل التزام نیست ما حملش میکنیم بر خصوص نماز. میشود صلوا علیه و سلموا تسلیما. استدلال کردند بر وجوب السلام علیک ایها النبی به ایه شریفه که باید ما این را اول میاوردیم. ما طبق، در ذهنم بود اول بگویم یادم رفت. طبق اقای خویی حرکت کردیم بهتر این بود که نه. ما در اون کلام و لیس واجبا بل هو مستحب و ان کان الاحوط عدم ترکه لوجود القائل بوجوبه بگوییم استدل علی الوجوب اولا به ایه شریفه. بعد به اون روایات.
و لکن استدلال به این ایه شریفه هم ناتمام است. مرحوم اقای خویی دوتا اشکال کرده. دیگران هم اشکال کردند. گفته اند اولا این و سلموا تسلیما مراد السلام علیکم نیست. و سلموا تسلیما این تسلیم باشید. منقادش باشید. این ربطی به سلامی که ما بحث میکنیم ندارد. یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. هم صلوات بفرستید و هم تسلیمش باشد. این جور گفتند.
و لکن در ذهن ما این است که این خلاف ظاهر است. یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما درست است در بعضی ایات شریفه تسلیم امده و معنای اون تسلیم سلام گفتن نیست. در این شک نداریم. تسلیم در بعضی ایات امده به معنای تسلیم شدن است. ولی اینجا به قرینه مقابله ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما به ذهن میزند که این سلموا از جنس همان صلوا است. صلوات فرستادن و سلام فرستادن. این که صلوا علیه صلوات بفرستید بر او و تسلیمش باشید نه، اینها خلاف سیاق است. صلوا علیه و سلموا تسلیما صلوات بفرستید و سلام بفرستید. مناسبت صلوات با سلام است نه با تسلیم شدن در مقام امتثال اوامر و نواهی.
مهم جواب دوم است که یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما، صلوا علیه که خود قائل هم گفت که این نمیشود بگوییم همه جا واجب است. سلام فرستادن همه جا واجب است که نمیتوانیم بگوییم. میگوییم خب که شما قبول دارید نمیشود همه جا بگوییم خب دوران امر است که یا ایها الذین امنوا صلوا علیه حمل بر استحباب بکنیم یا خصوص نماز حمل بر وجوب و مختص به نماز بکنیم. ما یقین داریم که این صلوا علیه و سلموا تسلیما حال نماز را نمیگوید. عرفی نیست اینها را حمل بر نماز بکنیم. نه. این در مقام بیان شرافتی است برای پیامبر اکرم، احترامی است تعظیمی است برای پیامبر اکرم. ربطی به نماز ندارد. ان الله و ملائکته یصلون علی النبی اونها هم صلوات میفرستند شما هم صلوات بفرستید یا ایها الذین... شما هم صلوات و سلام بفرستید. نه. ما یقین داریم نمیشود که این خصوص نماز را میگوید نه. این احترام پیامبر است. مقرون شده به صلوات خدا. ملائک. اینها که در نماز نیست که. اونها هم نه. حمل این ایه شریفه در حال نماز قطعا غیر عرفی است. صلوا علیه و سلموا تسلیما ربطی به حال نماز ندارد. لذا این امر، امر استحبابی است. امر وجوبی نداریم. نمیتوانیم بگوییم السلام علیک ایها النبی واجب است به حکم صلوا تسلیما.
خب چی شد؟ این که جعفی گفت واجب است السلام علیک ایها النبی مقتضی برای وجوب قاصر است اولا.
بحث در مرحله مانع
ثانیا اگر گفتیم هم مقتضی تمام است این مقتضی مبتلا به مانع است. اگر هم گفتیم این هست ظهور دارد در وجوب، ما به بعضی روایات دیگری که مفرِّغ را همان سلام قرار داده نه السلام علیک ایها النبی ما میگوییم که، به اون روایات رفع ید میکنیم از، اگر هم اینها ظهور داشت رفع ید میکنیم از ظهور اینها به بعضی از روایاتی که اظهر است در این که سلام گفتن بر پیامبر واجب نیست. مثل صحیحه فضلاء. در صحیحه فضلا بود وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ وَ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا فَرَغَ مِنَ الشَّهَادَتَيْنِ فَقَدْ مَضَتْ صَلَاتُهُ.
اون وقت شما برای اخراج میخواهی سلام بگویی. اخراج به همان السلام علیکم قبلا گذشت به السلام علیکم از صلات خارج میشود. بعد فرمود فَإِنْ كَانَ مُسْتَعْجِلًا فِي أَمْرٍ يَخَافُ أَنْ يَفُوتَهُ فَسَلَّمَ وَ انْصَرَفَ أَجْزَأَهُ. مشکل داری مستعجل هستی مستحبات را رها کن که یکی از اون مستبحات همین السلام علیک ایها النبی است. فان کان .... فسلم این سلام مخرج است. و انصرف. این سلام مخرج است. خود قائل هم میگوید السلام علیک ایها النبی مخرج نیست. فسلم و انصرف. این مستعجلا فی امر کسی حمل بکند این را حال ضرورت است اینها عرفی نیست. مستعجلا فی امر خصوصا اولش دارد اذا فرغ من الشهادتین فقد مضت صلاته این مستعجلا فی امر نه که اضطرار دارد. عجله داری. میخواهی زودتر به کارت برسی. به مغازه ات برسی. به ماشین برسی.
و یکی هم صحیحه حلبی عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الرَّجُلِ يَكُونُ خَلْفَ الْإِمَامِ فَيُطِيلُ الْإِمَامُ التَّشَهُّدَ امام مستحبات زیاد را میخواند و این بنده خدا هم عجله دارد. قَالَ يُسَلِّمُ مَنْ خَلْفَهُ وَ يَمْضِي فِي حَاجَتِهِ إِنْ أَحَبَّ. درست گفته اقای خویی. یظهر منها بوضوح عدم وجوب شیئ بعد التشهد. فیطیل التشهد تشهد را گفته. طولانیش میکند یک چیزهای دیگری میگوید. حضرت فرمود یسلم من خلفه و یمضی فی حاجته. این است که ما اگر هم قبول بکنیم مقتضی تمام است و ما که گفتیم مقتضی ناتمام است. اگر هم ما دلیلی داشتیم که ظاهرش وجوب السلام علیک ایها النبی باشد به نص این روایت که میگوید اذا فرغ من الشهادتین فقد مضت صلاته نمازش تمام شده است ما رفع ید میکنیم و میگوییم که السلام علیکم مخرج نیست و چون احترام به پیامبر است سلام بر پیامبر است فقط مستحب است. این کلام سید که فرمود و لیس واجبا درست است. بل هو مستحب. و ان کان الاحوط عدم ترکه لوجود القائل بوجوبه خصوصا حالا سلام بر پیامبر هم هست. جای احتیاط مستحب دارد.
بررسی قید «و علی عباد الله الصالحین» در السلام علینا و «و رحمه الله و برکاته» در السلام علیکم
در ادامه مرحوم سید فرمود و یکفی فی الصیغه الثانیه السلام علیکم بحذف قوله و رحمه الله و برکاته. خب صیغه ثانیه السلام علیکم مثل صیغه اولی مفروغ عنه است که السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. پیش مرحوم سید مفروغ عنه است که این همین طور کامل است. در السلام علیکم گیر است که السلام علیکم ایا و رحمه الله و برکاته دارد یا ندارد، سید فرموده و یکفی فی الصیغه الثانیه السلام علیکم بحذف قوله و رحمه الله و برکاته باز احتیاط مستحب کرده. و ان کان الاحوط ذکره.
خب ما در دو مرحله باید بحث بکنیم. یک مرحله در همان السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. آیا میتوانیم فقط به السلام علینا اکتفا بکنیم؟ یا باید و علی عباد الله الصالحین را بیاوریم؟ این یک مساله. یکی هم در صیغه ثانیه. میتوانیم السلام علیکم را بگوییم و رحمه الله برکاتش را نگوییم؟ ظاهر کلام سید این است که در اون صیغه اولی باید همان طور بگویی. السلام علینا مناسب اعتبار هم هست. السلام علینا و علی عباد الله الصالحین کلش را باید بگویی. اما در السلام علیکم بگو السلام علیکم لازم نیست و رحمه الله و برکاته را بگویی. در دو مرحله ما باید بحث کنیم که مرحوم سید در یک مرحله بحث کرده. در حالی که مرحله اولی هم جای بحث دارد. کسی بگوید السلام علینا یا بگوید السلام علی عباد الله الصالحین این هم مجزی باشد. انشالله تتمه کلام پس فردا بحث خواهیم کرد در هر دو جهت. و صل الله علی محمد و آل محمد.