خارج فقه آیت‌الله گنجی ۱۴۰۵۰۶۱۵ «جلسه ۱»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج فقه                                            جلسه 1                             تاریخ:15/6/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

شرطیت ترتیب در نماز

فصل فی الترتیب. افعال صلات در فصول مختلفه ای بحث شد. حالا ترتیب شرط است. و بعضی از شرایطی که بعدا بحث خواهیم کرد. فصل فی الترتیب. یجب الاتیان بافعال الصلاة علی حسب علی ما عرفت. افعال صلات را بیان کرد دیگه. مفصل بیان کرد. یجب الاتیان... من الترتیب. ترتیب لازم است در افعال صلات. بأن یقدم تکبیرة الاحرام علی القرائه و القرائه....

مسلم بودن شرط مذکور

این که ترتیب بین افعال صلات لازم است جای بحث ندارد. اینها مسلمات هستند. ضروریات بین مسلمین است که نماز همین جوری نازل شده و همین جوری برای مردم بیان شده. مضافا بر این که از بدیهیات است از واضحات است، ما از این واضح بودنش گاهی استفاده میکردیم روایت را. میفهمیدیم روایت چه میگوید. این روایت نمیخواهد. مضافا به این، میشود از بعضی از روایات همین معنا را که ترتیب بین افعال لازم است استفاده کرد. که مرحوم آقای حکیم هم اجمالا به اون روایات اشاره کرده. و مرحوم آقای خویی هم یک مقدار تفصیلاً به اون روایات اشاره کرده.

مناقشه در نصوص بیانیه

از جمله اون نصوص بیانیه. اون روایت حماد بود که مرحوم آقای خویی فرمود که دلالت بر لزوم دارد. آخرش هم حضرت به حماد فرمود هکذا صلّ. امر ظهور در وجوب دارد. این جوری. حالا این جوری ما گیر داشتیم که صحیحه حماد دلالت بر لزوم دارد یا نه، و اما این که اضافه از اون اشکال سابق، آیا این صحیحه حماد دلالت دارد بر لزوم ترتیب؟ نه، صحیحه حماد نازل نشده برای، ناظر به جهت ترتیب نیست. چطور نماز بخوان، چطور، کیفیت. این جوری نماز میخوانند. با حضور قلب، با توجه، بدون حرکات اضافی در بین. یعنی حماد همان افعال را انجام داد. اون هکذا این جور نماز بخوان، یک جهت مستحباتی بود یک جهت طمانینه ای بود. یک جهات دیگری بود. اصل افعال، مفروغ عنه بود که اصل نماز اینها است. اصل افعال که این فعل جایش این است. جایش اون است. نه. چطوری در جایش بیاوری. در صدد بیان جایش نیست اون صحیحه حماد. چطوری جایش بیاوری. مثل این که الان یک بچه ای نماز میخواند همین طور تند تند نماز میخواند و حال نمازی ندارد. ما بلند میشویم عین همان نماز او را میخوانیم ها! ولی با ارامش بیشتری. با طمانینه بیشتری. با حال بیشتری. میگوییم این جوری نماز بخوان. این جوری نه به لحاظ ترتیب. گیر در ترتیب نبود. این صحیحه ربطی به جهت ترتیب ندارد.

مضافا به اون که قبلا هم ما گیر داشتیم که بر لزوم دلالت کند نه. ما میگفتیم حضرت میخواهد یک نماز کاملی را ارائه بدهد. نمازی که حماد باید بخواند. یک طلبه باید بخواند. یک آدمی که از عمرش 50 60 سال گذشته میخواهد یک نماز حسابی بخواند این جور نماز بخواند. یک نماز حسابی را نشان میداد نه اصل نماز را. به واجباتش کار ندارد اون روایت. ما در دلالت روایت حماد گیر داشتیم رهایش میکنیم.

دلالت نصوص قاعده تجاوز بر مراعات ترتیب

مهم این نصوصی است که بعدا آورده. نصوص قاعده تجاوز که در اون نصوص قاعده تجاوز این جور بود که میگفت شک کرده در تکبیر بعد ما قرأ. حضرت فرمود اعتنا نکند. پس معلوم میشود که قرائت بعد از تکبیره است و این داخل در غیر شده. دوباره سوال کرد که شک بکند در قرائت بعد ما رکع. یا بعد ما سجد شک در رکوع بکند. همان گنده های یک رکعت را گفت بقیه رکعات هم همین جور است دیگه. از اون روایاتی که در قاعده تجاوز رسیده است. قاعده تجاوز را حضرت اجرا کرده. شرط جریان قاعده تجاوز هم دخول فی الغیر است. ترتیب است. دخول در غیر وقتی صدق میکند که ترتیب شرط باشد. از اونها ما ترتیب را میفهمیم جای کلام ندارد.

دلالت روایات نسیان جزء و داخل شدن در غیر آن بر مراعات ترتیب

و یکی هم اون روایاتی که در نسیان جزئی حتی دخل فی غیره. نسیان بکند بعد داخل در غیرش بشود. در رکن داخل شده. غیر رکن داخل شده. بعضی فروضش میگفت اعتنا نکند معلوم میشود که ترتیب شرط است.

حاصل الکلام: این که یجب الاتیان بافعال الصلاة علی حسب ما عرفت یجب الاتیان بافعال من الترتیب با ترتیب باید بیاورد. این مضافا به اینکه از واضحات است سیره متشرعه است از بعضی از روایات قاعده تجاوز و روایات باب نسیان و به قول اقای حکیم و غیر ذلک از روایاتی که میایند سوال میکنند میفهمیم که ترتیب مفروغیت داشته و جای بحث ندارد.

مخالفت عمدی ترتیب و بطلان ماتی به  و ابطال و نماز

فلو خالفه عمدا. بحث در این جا. فلو خالف الترتیب عمدا. اول سوره را خواند بعد حمد را خواند. اول سجده کرد بعد رکوع کرد. فلو خالفه عمدا بطل ما اتی به مقدما. آنچه را که اول اورده چون مصداق ماموربه نیست بطل. واضح است. سجده ای را که قبل از رکوع اورده این مصداق ماموربه نیست. امر خورده به نماز مع الرکوع ثم السجده. سجده ثم الرکوع ماتی به موافق ماموربه نیست. بطل ما اتی مقدما. این واضح است.

و ابطل، هم باطل است و هم مبطل است. بطل و ابطل. چرا ابطل؟ اول سجده کرده عمدا. بعد آمده رکوع کرده. این نمازش را هم، اون سجده اول که ماموربه نیست بماند، نمازش هم باطل است چرا؟ چون که مطابقت ماتی به با ماموربه حاصل نشده و امکان هم ندارد حاصل بشود. چون اگر خواسته باشد تکرار نکند، مطابقت حاصل نشده. تکرار بکند از سر نو رکوع بکند ثم سجده بکند سجده زیاده است. و زیاده گفت من زاد فی المکتوبه فعلیه الاعاده. زاد فی المکتوبه چه اون زیاده رکن باشد و چه غیر رکن باشد.

ما فقط در اون قرائتش ما یک گیری داشتیم که عمدا سوره ای را که خوانده رها میکند یک سوره ای دیگری به جایش میخواند. بعضی ها میگفتند اینجا هم زیاده است ما اونجا یک روایت داشتیم میگفتیم نمیتوانیم بفهمیم. زیاده عمدیه من زاد فی المکتوبه فعلیه الاعاده قدر متقینش زیادی عمدی است. اینجا اگر تدارک کند و رکوع را بیاورد و بعد دوباره سجدتین را بیاورد میشود زیاده فی المکتوبه.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا اون دیگه بحث سابق گذشت که نقصان است یا زیاده است. مهم نیست. بالاخره اگر اون کار را نکند این مصداق ماموربه واقع نمیشود. اول سجده کرده و بعد رکوع کرده مصداق ماموربه واقع نمیشود. ماموربه ما اول رکوع بعد سجده با این ترتیب خاص است. حالا این زیاده میشود، اقای خویی ادعا میکرد زیاده حساب میشود. و لو تکرار هم نکند. میگفت زیاده هر چیزی را که در غیر محلش بیاوری.

سوال: ؟؟؟

جواب: رها میکند میشود زیاده دیگه. بله. گفتیم در خصوص اونجا ما نگفتیم به این جا مربوط است. اونجا یک گیری داشتیم در زیاده. ولی در محل کلام گیری نداریم.

مخالفت سهوی ترتیب و بیان چهار صورت

من جهة لزوم الزیادة. سواء کان ذلک فی الافعال او الاقوال و فی الارکان او غیرها در مقابل سهوا که تفصیل داده. و اما و ان کان سهوا. سهوا اول سوره خوانده بعد حمد خوانده. در سهوش آمده تفصیل داده. چهار صورت در سهوش متصور است. سهو کرده جابجا کرده، تارةً اینهایی که جابجا کرده هر دو رکن هستند. مرحوم سید فرموده و ان کان سهوا فان کان فی الارکان بأن قدم رکنا اول سجده کرده سهوا، علی رکن. کما اذا قدم السجدتین علی الرکوع اینجا هم فکذلک. اینجا هم باز هم حکم به بطلان میشود. سهوا دو تا سجده کرده بعد یادش امد که رکوع نکرده. خواسته باشد بلند شود رکوع کند میشود زیاده. رکوع بکند دوباره سجده کند میشود زیاده. سجده نکند میشود نقیصه. و اینجا زیاده هم مثل نقیصه مبطل است. ولو سهوا. این مبتنی بر همان حدیث لاتعاد است. لاتعاد الصلاة الا من الرکوع و السجود اطلاق داشته باشد. لاتعاد الصلاة الا من الرکوع و السجود چه زیاده اش، قدر متیقن نقیصه است. مرکبی را که میگویند اعاده نمیشود الا از رکوع یعنی کم بگذاری. قدر متیقنش کم گذاشتن است. اما زیاده را میگیرد یا نمیگرد محل کلام است.

ما هم گیر داشتیم. ناصافی داشت. فردا بحث میکنیم. بعضی از معلقین عروه در ناحیه همین فرض اول که دوتایشان رکن هستند گفته اند علی الاحوط. این را بحث خواهیم کرد. گفته اند علی الاحوط نمازش باطل است. لاتعاد الا من الرکوع گیر دارد که زیاده را میگیرد. نماز اعاده نمیشود مگر از رکوع یعنی رکوع را کم بگذاری. آیا زیاده را میگیرد یا نه، گیر داشتند احتیاط کردند. فردا حالا امروز دیگه یوم الشروع است مساله را تمامش میکنیم فردا اون بحث دقیق را متعرض میشویم.

سوال:؟؟؟

جواب: بله اون جهت هم هست فردا بحث میکینم. میتوانیم از ناحیه ترتیب هم درستش بکنیم یا نه. راست میگویید.

فعلا این مقدار که دارد. فان کان سهوا فان کان فی الارکان فان قدم ...... فکذلک باز هم نمازش باطل است. به خاطر این که لازم میاید زیاده رکن. زیاده رکن هم مبطل است که فیه کلام.

و اما و ان قدّم رکنا علی غیر الرکن رکوع کرده قبل از حمد. قدم رکنا علی غیر الرکن. کما خودش گفته. کما اذا قدم الرکوع علی القرائه. گفت الله اکبر حواسش نبود حواسش پرت بود رفت به رکوع. قبل از این که حمد بخواند رفت به رکوع سهوا. خب حدیث لاتعاد میگوید لاتعاد الصلاة الا من خمس یکیش هم قرائت است دیگه. به حکم حدیث لاتعاد میگوییم نمازش صحیح است منتها میگوییم ادامه بدهد و برنگردد. این فروضی را که میاورد همه حکم به صحت است منتها در بعضی ها مع التدارک و در بعضی ها بلاتدارک. اولیش تدارک ندارد. یادش رفته غیر رکن را بعد از رکن یادش آمده کما اذا قدم الرکوع علی القرائه. حدیث لاتعاد میگوید لاتعاد الصلاة من القرائه ادامه بدهد هیچ.

فرض سوم، أو قدم غیر الرکن علی الرکن. کما اذا قدم التشهد علی السجدتین. اونجا قدم رکنا علی غیر الرکن اینجا قدم غیر رکن را. عکس او. کما اذا قدم التشهد نشست به جای اینکه برود سجده تشهد خواند. یک طرفش باز هم رکن است. سجدتین است. تشهد خواند یکدفعه یادش آمده که سجده را نخوانده. اینجا هم لاتعاد الصلاة تازه بگوییم زیاده را هم میگیرد باز هم مشکلی نداریم. میگوییم رهایش کند برود سجدتین را انجام بدهد و تشهد را دوباره بخواند. دوباره تشهد را بخواند میشود زیاده ولی اشکالی ندارد چون لاتعاد الصلاة از زیاده تشهد.

سوال: مساله جایی نیست که سجدتین را هم اورده؟

جواب: یک بار دیگر هم بخوانیم أو قدم غیر الرکن علی الرکن. کما اذا قدم التشهد علی السجدتین دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: فرقی نمیکند. مهم این است که او الان جای تدارک هست و تدارکش موجب زیادی رکن نمیشود. مهم این است. بر خلاف اون قسم اولِ اول. اولیش تدارکش ممکن نیست. دومی تدارک ندارد. سومی تدارک میکند و مشکل ندارد.

و اما فرض چهارم، هیچ طرفش رکن نیست. أو قدم غیر الارکان بعضها علی بعض کما اذا قدم السوره مثلا علی الحمد. گفت الله اکبر شروع کرد به قل هو الله نسیانا. این جا گفته فلاتبطل الصلاة اذا کان ذلک سهوا. اشکال ندارد. لاتعاد الصلاة اینجا دیگه واضحترین است. هیچ پای رکنی در کار نیست. بعد که یادش آمد اگر قبل از رکوع یادش آمد سوره را میخواند. در رکوع یادش آمد هیچ. خودش گفته فان امکن التدارک بالعود مثلا قبل از رکوع فهمید بان یستلزم زیادة رکن وجب العود. و الا فلا. اگر بعد از رکوع فهمید نه.

منتها نعم یجب علیه سجدتان لکل زیادة أو نقیصة. یک بحثی است دیگه. مرحوم سید این را ملاحظه کنید. همه جا فتوا داده یا بعضی جاها احتیاط کرده. بعضی روایات غیر نقی السند داریم که واجب است سجده سهو لکل زیاده او نقیصه سهویه. سند ندارند. در ذهنم این است که مرحوم سید به این اطلاقش عمل کرده. حالا شاید گفته منجبر است به عمل اصحاب. نمیدانم. این را تتبع کنید. به چه نکته ای به اون روایات عمل کرده. اولا اصلا عمل کرده یا یک جاهایی باز گفته علی الاحوط. بیشتر جاها در ذهنم این است که فتوا میدهد. و اگر عمل کرده از چه بابی است؟ انجبار به عمل اصحاب است؟ حالا این داستان مفصلی دارد در بحث خلل خواهد آمد همان طوری که اقای خویی اشاره کرده

خب این تمام شد. مساله بعد هم چیزی ندارد.

مساله 1

اذا خالف الترتیب فی الرکعات سهوا. کأن اتی بالرکعة الثالثه فی محل الثانیه. فکر کرده رکعت سوم است شروع کرد به تسبیحات خواندن. بان تخیل بعد رکعة الاولی ان ما قام علیه ثالثة فاتی بالتسبیحات اربعه و رکعت و سجد و قام الی الثالثه و تخیل انها ثانیه. فاتی بالقرائه و القنوت. برعکسش. هر کدام که باشد این یا اون، لاتبطل صلاته. نمازش صحیح است. این که قصد کرده ثانیه باشد ثالثه باشد اینها اثری ندارد. قصد در رکعات اثری ندارد. شما قصد کنی رکعتت ثانیه است بعد فهمیدی ثالثه است. اشکالی ندارد. نسبت به قصدت قصد خلاف کردی مضر نیست چون قصد عدد لازم نیست. قصد خلافش هم مضر نیست. لم تبطل صلاته بل یکون ما قصده ثالثه ثانیه و ما قصده ثانیه ثالثه قهرا. و کذلک لو سجد الاولی بقصد الثانیه... اینها اولی و ثانیه چه در سجدات و چه در رکعات امر قصدی نیستند. نماز چهار رکعت بخوان. امر به نماز چهار رکعت داریم. میخواهی قصد بکنی رکعت اولی ثانیه. اطلاق دارد.

ارتکاز هم بر همین است. چهار رکعت ماموربه را اورده این شخص. قصدی کرده که ضرر ندارد. میماند اون لواحقش اونها هم که با حدیث لاتعاد درست میشود دیگه. فکر کرده رکعت سوم است تسبیحات خوانده لاتعاد الصلاة میگوید نمازت صحیح است. یا برعکس. سوم بوده فکر کرده دوم است تسبیحات نخوانده بنا بر این که مثلا حالا اقای خویی که خیلی ها میگویند حمد به جای اون صحیح است اصلا. مشکل ندارد. حالا اگر کسی هم گفت مشکل دارد بعضی ها میگویند اگر قصد بکند مشکل ندارد. و الا مشکل دارد. یکی فکر میکرد رکعت دوم است. حمد را خواند. هنوز رکوع نکرده فهمید سوم است. آیا این حمد کافی است یا نه؟ بعضی ها گیر دارند. مهم نیست. گیر داشته باشد نداشته باشد این شخصی که در رکعت دوم تسبیحات خوانده به تخیل این که رکعت سوم است. بعد از رکوع فهمید. شخصی که حمد خوانده به تخیل این که رکعت دوم است بعد معلوم شد رکعت سوم است. حالا قبل از رکوع یا فقط بعد از رکوع، همه اینها مشمول حدیث لاتعاد است. لاتعاد الصلاة الا من خمس، قرائت مندرج در مستثنی منه است. همه اینها نمازشان محکوم به صحت است.

بحث ترتیب یک بحث مهمی ندارد جز همان که اشاره کردم. در ذهنم این است که چندبار تا بحال اشاره کردیم به این که مثلا زیاده سهوی در ارکان مشکل دارد یا ندارد. زیادی سهوی در ارکان مشکل دارد یا ندارد بعضی ها میگویند حدیث لاتعاد که استثنا کرده ارکان را. رکوع و سجود را. مال نقیصه است. زیاده را شامل نمیشود. ما هستیم و ادله اولیه. شک داریم که آین مانعیت دارد یا نه؟ حدیث رفع جاری میکنیم میگوییم این زیاده مانعیتی ندارد.این حرف را چند بار از قول بعضی از بزرگان نقل کردیم ولی بحث نکردیم. انشالله فردا حول این جهت. چون اینها مطلبی نداشت فردا انشالله حول این جهت بحث میکنیم که این کلام مجال دارد یا نه. انشالله تتمه کلام فردا.